|
روند سرمايه گذارى خصوصى در كشاورزى
|
|
|
هادى اكبرى از ميان سرمايه گذارى در بخش هاى مختلف اقتصادى، سرمايه گذارى در بخش كشاورزى اهميت و جايگاه خاصى دارد. سرمايه گذارى در بخش كشاورزى علاوه بر اين كه موجب رشد توليد و اشتغال در اين بخش مى شود، با توجه به ارتباطات با ساير فعاليت هاى اقتصادى، به رشد توليد و اشتغال در ساير بخشها نيز كمك مى كند. بايد گفت سرمايه گذارى بخش خصوصى از متغيرهاى مهم در توسعه بخش كشاورزى است. يافته هاى تجربى نشان مى دهد نرخ تورم و ارزش افزوده مهمترين عوامل تأثيرگذار بر سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى است كه در اين ميان حساسيت سرمايه گذارى خصوصى نسبت به ارزش افزوده بيش از ديگر متغيرهاست. البته متغيرهاى ديگرى از جمله تغييرات ساختارى نظير مالكيت زمين، ميزان كنترل و دخالت دولت، وضعيت سودآورى كشاورزى نسبت به بخش هاى ديگر، وجود امكانات زيربنايى لازم و غيره بر سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى مؤثرند. منابع مالى براى سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى از دو طريق تأمين مى شود: الف) سرمايه گذارى از محل پس انداز سرمايه گذاران ب) تسهيلات اعتبارى پرداختى توسط بانك ها به اين بخش. ضريب تشكيل و انباشت سرمايه و پس انداز در ميان بهره برداران بخش كشاورزى بسيار پايين است به طورى كه درآمد اكثر آنها صرف هزينه هاى جارى زندگى شان شده و حتى بسيارى از آنها زندگى را به سختى مى گذرانند. به همين دليل سرمايه گذارى در بخش كشاورزى شديداً به سرمايه گذارى دولت و اعتبارات بانكى به عنوان پايه اصلى سرمايه گذارى خصوصى وابسته است. روند سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى؛ با شروع اصلاحات ارضى در سال،۱۳۴۱ تا سال۱۳۴۵ با وجود افزايش وام هاى اعطايى سرمايه اى از طرف بانكها به سرمايه گذاران بخش خصوصى، به دليل خروج سرمايه هاى شخصى زمينداران و انتقال آن به بخشهاى ديگر اقتصاد، بويژه شهرها، سرمايه گذارى بخش خصوصى در بخش كشاورزى با كاهش روبه رو شد. با تدوين مقررات تأسيس شركت هاى بهره بردارى از اراضى زير سدها و جلب سرمايه هاى داخلى و خارجى ميزان سرمايه گذارى بخش خصوصى در سال هاى ۱۳۴۶ تا ،۱۳۴۸ افزايش يافته است. اما به علت كاهش شديد در وام هاى سرمايه اى پرداختى از طرف بانكها، رشد سرمايه گذارى در سال۱۳۴۹ به ۰/۵درصد محدود شد. در سالهاى ۵۴-۱۳۵۰ مجدداً وامهاى پرداختى به كشاورزان افزايش يافت و در سال۱۳۵۴ سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى به ۸۳۳/۱ ميليارد ريال رسيد. در سال۵۸-۱۳۵۵ در نتيجه كاهش وامهاى پرداختى بانكها، تنشهاى سياسى شروع انقلاب، سرمايه گذارى بخش خصوصى شديداً كاهش يافت و از ۸۰۶/۴۵ ميلياردريال در سال ۱۳۵۵ به ۲۹۹ ميليارد ريال در سال۱۳۵۸ رسيد . در سال هاى ۶۷-۱۳۵۹ به دليل جنگ وعدم ثبات اقتصادى، ميزان سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى با نوسانات متعدد مواجه بوده است. به دليل فرار سرمايه ها به خارج از كشور سرمايه گذارى خصوصى در اين بخش در سال۵۸ به پايين ترين ميزان خود رسيد. در سال۵۹ با توجه به كاهش درآمد ارزى دولت و در نتيجه كاهش صادرات نفت، به واردات مواد اوليه كشاورزى نسبت به صنعت و خدمات اولويت داده شد كه به افزايش عرضه نهاده هاى كشاورزى انجاميد و در نهايت سرمايه گذارى بخش خصوصى را به شدت افزايش داد. در سال۱۳۶۱ به دليل افزايش تورم، كاهش پس انداز و سرمايه گذارى در كل اقتصاد، سرمايه گذارى بخش خصوصى كاهش يافت. در سالهاى ۶۳ تا ۶۷ به دليل افزايش تورم، كاهش درآمدهاى نفتى و نيز كاهش ارزش افزوده بخش كشاورزى سرمايه گذارى در اين بخش دچار نوسان هاى زيادى شد. همزمان با برنامه اول توسعه در دوره ۷۲-۱۳۶۸ با افزايش پرداختى نظام بانكى به بخش كشاورزى و همچنين حذف سياست تثبيت قيمت محصولات كشاورزى سرمايه گذارى بخش خصوصى روند صعودى يافت. در برنامه دوم توسعه ۷۶-۷۲ سرمايه بخش خصوصى به دليل افزايش اعتبارات بانكى روندى افزايشى به خود گرفت اما باز هم اهداف پيش بينى شده در برنامه به طور كامل براى بخش كشاورزى محقق نشد. در برنامه دوم توسعه، بخش كشاورزى محور توسعه قلمداد شده اما چون سرمايه گذاران به سود سرمايه گذارى توجه دارند و براساس آن تصميم و اقدام به سرمايه گذارى مى كنند و از طرف ديگر به دليل وضعيت تورمى در دوره مذكور كه موجب بى اطمينانى به آينده و عدم امكان ارزيابى دقيق هزينه ها و درآمدها و افزايش ريسك بخصوص براى كشاورزى كه با ريسك فعاليتى هم همراه است ، اهداف برنامه در بخش كشاورزى محقق نشده و به صنعت در طول اين برنامه نسبت به كشاورزى اهميت بيشترى داده شد. سرمايه گذارى در بخش كشاورزى تا حدودى از روند سرمايه گذارى كل تبعيت مى كند ولى سهم آن از سرمايه گذارى كل نزولى بوده تا جايى كه نسبت فوق از نسبت ارزش افزوده بخش كشاورزى به توليد ناخالص ملى همواره كمتر بوده است. بنابراين موتور محرك سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى همان سرمايه گذارى هاى زيربنايى دولت است. همچنين افزايش ميزان وام هاى سرمايه اى بانك ها بويژه وام هاى ارزان قيمت مى تواند موجب بهبود سرمايه گذارى در بخش كشاورزى باشد. تقريباً در تمام دوره هاى بررسى شده كاهش و افزايش سرمايه گذارى بخش خصوصى در كشاورزى شديداً وابسته به ميزان وامهاى اعطايى از طرف دولت بوده است. بنابراين به نظر مى رسد رويكرد دولت نهم در اعطاى وامهاى ارزان قيمت به بخش كشاورزى چنانچه به موقع و به طور برنامه ريزى شده اجرا شود، مى تواند چندين هدف را به طور همزمان پوشش دهد. توسعه و رونق بخش كشاورزى، افزايش اشتغال در قالب طرحهاى زود بازده و كوچك و همچنين تأمين امنيت غذا و خودكفايى و رشد صادرات غيرنفتى در قالب محصولات كشاورزى مى تواند از نتايج اين ارائه تسهيلات ارزان قيمت به بخش كشاورزى باشد. اما آنچه مهم است اين كه توسعه و رونق صنايع با يك ابزار ميسر نمى شود بخصوص بخش كشاورزى كه به دليل بهره ورى پايين و داشتن ريسك هاى خارج از كنترل همواره به چندين ابزار حمايتى در كنار اعطاى تسهيلات ارزان قيمت احتياج دارد. در كشورهاى پيشرفته بيش از ۱۰ نوع ابزار حمايتى متناسب با محصول توليدى براى توسعه وپيشرفت بخش كشاورزى در اختيار مى گيرند. نتيجه يك پژوهش در زمينه اثر وامهاى اعطايى بانك كشاورزى با استفاده از مدل هاى اقتصاد سنجى نشان مى دهد كه اعتبارات بانك كشاورزى در كوتاه مدت بر اشتغال و در بلندمدت بر سرمايه گذارى تأثير مثبت داشته است . اگرچه در ادبيات توسعه بارها به اين مطلب اشاره شده كه در روند توسعه از اشتغال بخش كشاورزى كاسته و مازاد نيروى كار اين بخش به بخشهاى صنعت و خدمات منتقل شده است، اما بايد به اين نكته توجه كرد كه اين مطلب در شرايطى صادق است كه از همه امكانات موجود استفاده كامل شود. در ايران از زمين، آب، اقليت هاى متفاوت و... به طور كامل و بهينه استفاده نمى شود و بنابراين هنوز هم مى توان با برنامه ريزى درست و مناسب از منابع موجود و يا خلق منابع جديد، كه با سرمايه گذارى بخش خصوصى پويا و فعال صورت مى گيرد، بخش كشاورزى را توسعه داد.
|