چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸۵ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Nov 29, 2006
گزارش خارجى
۳۵۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
سلامت
هفت شهر اروپا بدون هيچ علائم رانندگى هدايت مى شوند!
جاده در مه
265017.jpg
ليدا هادى

دو جنگ بزرگ جهانى فقط از خود خرابى و ويرانى برجاى نگذاشت، بلكه باورهاى سخت فلسفى و علمى غرب را نيز زيرو رو كرد. فيلسوفان در يأس عميقى فرو رفتند و هنرمندان و جامعه شناسان، هرج و مرج گرايى را به عنوان يك واكنش عصبى رفتارى جايگزين قاعده هاى علمى و زيبايى شناسانه كردند. آرام آرام اوضاع بهتر شد، آرامش به شهرها برگشت اما تأثير جنگ از يك سو و شتاب صنعتى شدن از سوى ديگر گريبانگير روح و روان نسل ها بود.
فراموش نكنيم پيش از آن، جامعه شناسانى همچون ژان ژاك روسو حرف از شكستن قاعده ها و قراردادهاى اجتماعى زده بودند. نسلى از انديشمندان كه در جريان تغيير رويكرد ناگهانى جامعه غرب به سمت مدرنيزم و ماشينزيم به اين باور رسيده بودند كه بايد انسان دوباره به غارها پناه ببرد. بعدها ديديم كه اين تئورى ها خود را به گونه اى در زندگى شهروندان غرب نشان داد؛ از به هم ريختگى معمارى ساختمان ها تا به هم ريختگى مناسبات انسانى و ... اما جريان مخالف ديگرى از سوى ديگر سعى در به قاعده كشيدن انديشه ها و رفتارها داشت، نظمى سخت كه همه چيز را در شكل و شمايل رياضى مى ديد. اين نظم، بيش از هر چيز بايد در مناسبات شهرى به چشم بيايد و چه نمودى پررنگ تر از ترافيك اما هم اكنون گويى دو جريان افراطى هرج و مرج گرا و نظم گرا در يك نقطه در حال رسيدن به تعادل هستند. ديگر از هيپى ها و تيفوسى ها در خيابان هاى لندن خبرى نيست كسى در خيابان هاى پاريس با موتوسيكلتش تك چرخ نمى زند اما نظم كشنده و قانون مدارى افراطى هم حوصله شهروندان را برده است. چه مى شود كرد، نخستين قدم لباس شخصى پوشاندن به پليس بود و حالا...
جاده هاى بى نشان
هم اكنون كارشناسان امور مديريت ترافيك و حمل و نقل شهرى اروپا در رؤياى شهرهايى به سر مى برند كه بدون استفاده از هيچ گونه علائم راهنمايى و رانندگى و بى اعمال هيچ قانون و مقررات خاصى در زمينه عبور و مرور خودروها بتوانند شهروندان را ملزم به رعايت اين مقررات و احترام به حقوق يكديگر كنند. درواقع آنچه آنها در حال حاضر بيشتر به دنبالش هستند حكمرانى ارتباطات و روابط انسانى و دوستانه ميان افراد جامعه به جاى قانونمندى و روابط خالى از احساس و عاطفه است. باز هم سرتكان دادن ها و دست بلند كردن هاى مرتب شهروندان در هنگام رانندگى و ارتباط چشمى و بصرى آن ها مى تواند بيش از هر وسيله راهنمايى ديگرى مؤثر باشد. طرح «جاده هاى بى نشان » در كشورهاى اروپايى مدتى است فكر و خيال طراحان شهرى را به خود مشغول كرده است به طورى كه هم اكنون هفت شهر مختلف در كشورهاى گوناگون اروپا از قبيل انگلستان، هلند، آلمان و ... با اجراى آزمايشى خيابان هاى بدون علائم راهنمايى و رانندگى سعى دارند با مطالعه جوانب و زمينه هاى مختلف رويكرد اين طرح عجيب و در عين حال بديع را به دقت بررسى كنند.
جاده هاى بى نشان از سال ۲۰۰۳ ميلادى با اعمال نظر مستقيم بازرسان اتحاديه اروپا در كشورهاى داوطلب اين قاره به اجرا درآمد كه با وجود مخالفت شديد، بسيارى از مسئولان و كارشناسان امور شهرى مى توانستند نتايج قابل قبولى را در مدت كوتاهى بازگو كنند. ايجبى در دانمارك، ايسويچ در انگلستان و دراخن در هلند توانستند نمونه بارزى از شهرهايى باشند كه شعور و درك اجتماعى و قانونمندى والاى مردمان خود را به رخ تمامى آن هايى بكشند كه هنوز در پى اعمال قانون و مقررات خشك و غيرقابل انعطاف براى حكمرانى و تسلط هر چه بيشتر بر افراد جامعه هستند. شايد رؤياى اين مدينه فاضله بسيار بعيد و به دور از ذهن باشد. شهرى كه در آن نه خبرى از خط كشى عابر پياده و خطوط ممتد ميان خيابان است و نه اثرى از چراغ قرمز و تابلوهاى توقف ممنوع و هزاران علائم رانندگى ديگر كه رهگذران شب و روز در هنگام تردد در معابر بايد به دستورات آنها توجه نشان دهند، بدون آن كه حتى ذره اى در باطن و ضمير خود به چرايى اين مسأله و منطق پنهان هر يك از علائم دقت كنند.
ميدان لاديپلن
ميدان لاديپلن شهر دراخن در هلند هر روز پذيراى نزديك به ۲۲ هزار وسيله نقليه است كه بيشتر آنها اتوبوس ها و وسايل نقليه جمعى عبورى هستند. جالب آنكه تا پيش از آن كه تمامى علائم راهنمايى و رانندگى را از اطراف اين ميدان جمع كنند، متوسط توقف وسايل نقليه در پشت چهارراه ها ۵۳ ثانيه بود كه هم اكنون اين ميزان به ۲۴ تا ۳۶ ثانيه كاهش يافته است. از سوى ديگر در سال هاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ فقط ۲ تصادف قابل توجه در اين منطقه اتفاق افتاد كه در مقايسه با سال هاى گذشته آن به ميزان ۸۰ درصد بهبود وضع عبور و مرور و ترافيك شهرى را به همراه داشته است.
«هانس ماندرمان» كارشناس امور ترافيك كشور هلند بسيارى از علائم راهنمايى و رانندگى را مانع از خودهوشيارى و آگاهى درونى افراد نسبت به رفتارهاى اجتماعى و مسئوليت پذيرى آنها مى داند. او كه از مدافعان سرسخت اعمال قانون جاده هاى برهنه در سطح كشور هلند است، صدور هر فرمان و قانونى را در جامعه مساوى از دست رفتن روحيه مشاركت جمعى افراد تلقى مى كند. هم اكنون آلمان داراى ۶۴۸ نوع مختلف علامت راهنمايى و رانندگى است كه نصب هر كدام از اين علائم در سطح شهر، آن هم به فاصله معين ۲۸ متر از يكديگر، فقط جنگلى از درختان رنگارنگ با علائم عجيب را پديد مى آورد كه در درازمدت بازتاب اصلى خود را از دست مى دهند و صرفاً به اشكالى تزئينى و نمادين تبديل مى شوند. به طورى كه ۲۰ ميليون تابلوى راهنمايى و رانندگى حاضر در شهرهاى آلمان نتوانسته است آن طور كه بايد قانونمندى و رعايت حقوق شهروندى را براى آنها به ارمغان بياورد.
به عقيده كارشناسان علوم رفتارى نيز قوانين و مقررات پياپى در زمان هاى طولانى هيچ گونه تعهد و مسئوليت اجتماعى را به دنبال نخواهند داشت. نزديك به ۷۰ درصد علائم راهنمايى و رانندگى از سوى ساكنان شهرهاى مختلف اروپا ناديده گرفته مى شوند. ازدحام تابلوهاى راهنمايى و رانندگى در سطح شهرها از افراد جامعه كودكانى خردسال پديد مى آورد كه صرفاً از روى عادت و هشدار اطرافيان و ترس از بازخواست و جريمه به رعايت هر يك از علائم مى پردازند و ذره اى به رفتارهاى شهروندى خود آگاه نيستند.
خطر، ايمنى مى آورد
حاميان اجراى طرح جاده هاى بى نشان ، معتقدند تنها راه قانونمندى و تحريك احساس تعهد اجتماعى مردم يك جامعه بخصوص در زمينه مسائل و مقررات راهنمايى و رانندگى آزاد گذاشتن اشخاص در نوع رفتار خود در ميان جوامع انسانى و تشويق آنها به پذيرفتن مسئوليت هاى مختلف بدون اعمال نظر مسئولان و مقام هاى كشورى است. اين عده با اشاره به جوامع قرون وسطى باور دارند كه شيوه كاربردى مردمان آن زمان در هدايت وسايل نقليه خود، حتى ارابه ها و گارى هاى بارى شان مى تواند در زندگى مدرن كنونى ساكنان شهرهاى بزرگ نيز كارآمد باشد. در نگاه اول تصور يك مسأله بدون هيچ قاعده و قانون خاصى نوعى آشوب گرايى و هرج و مرج گرايى را به ذهن هر كسى تصوير مى كند، اما بايد به اين نظريه انديشمندان علوم اجتماعى نيز توجه داشت كه هر قانون سختى با تمامى زوايا و ديوارهاى غيرقابل عبور خود به هر طريقى از سوى ديگران شكسته شده و راه به دنياى بيرون باز مى كند. شايد تعبير جمله «خطر ايمنى مى آورد» در گذرگاه هاى برهنه اروپا نمود بارزى پيدا كرده باشد، چرا كه در نيمه اكتبر سال جارى مسئولان و كارشناسان امور ترافيك اروپا، در همايش بزرگى در فرانكفورت با اين شعار جوانب مختلف اين طرح را به دقت بررسى كرده و به نتايج جالب توجهى دست يافتند. هر چند مخالفان سرسخت اين قانون سعى دارند با مثال زدن بازارهاى شرقى ها در زمان هاى دورنمايى غيرواقعى و نازيبا از چهره دگرگون اين شهرها پيش چشم ساكنان آن پديد آورند، با اين حال رويكرد گسترده آن در ميان شهروندان اروپايى اجازه اعمال نظر را به اين عده از مخالفان نداده است. قانون گريزى و سپردن وظايف و دستورالعمل هاى ترافيك شهرى در شهرهاى اروپا به همين جا ختم نمى شود؛ حتى فضاى معمارى و ساختار جاده هاى اين مناطق نيز به تدريج رو به سوى گذشته دارند. آسفالت و قير جاى خود را به سنگفرش هاى خاكسترى و سرخابى داده اند و هيچ فاصله مشخصى ميان عبور عابران پياده و خودروها وجود ندارد. در واقع دولتمردان و اكثر شهرداران مناطق مختلف اروپا سال ۲۰۰۷ را مقطع زمانى مشخص براى اجراى برنامه هاى ترافيكى و شهرى خود با نگاه به گذشته هاى دور عنوان كرده اند. در شهر دراخن فقط دو چراغ قرمز از انبوه فراوان آنها باقى مانده است و از ميان تعداد بسيار علائم راهنمايى و رانندگى، فقط مى توان دو علامت خاص را مشاهده كرد: «گردش به راست» و «توقف ممنوع!»
رويكرد عظيم و قابل توجه جاده هاى برهنه در ميان مردمان اروپا به گونه اى است كه هم اكنون بسيارى از كارشناسان و طراحان ترافيك شهرى آمريكا نيز با ديدار از هفت شهر اروپايى سعى دارند از تجربه هاى آنها در اين زمينه استفاده كرده و با اعمال اين مقررات در سطح شهرهاى شلوغ خود، حس اعتماد و مسئوليت جمعى شهروندان خود را تقويت كنند.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |