چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸۵ - ۷ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Nov 29, 2006
مهرگان
۳۵۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
رودررو
سلامت
درباره غلامحسين شكوهى
مربى تربيت!
غلامحسين شكوهى متولد ۱۳۰۵‎/۴‎/۴ خوسف (بيرجند)
- تكميل دوره تربيت معلم در دانشسراى مقدماتى (۱۳۲۳)
- ورود به دانشسراى عالى تربيت معلم (بدون كنكور) در سال ۱۳۳۲
- اخذ ليسانس در رشته ادبيات فارسى با رتبه اول در سال ۱۳۳۵
- عزيمت به شهر ژنو براى ادامه تحصيلات دانشجويان رتبه اول در سال ۱۳۳۶
- دريافت دكتراى علوم تربيتى در سال ۱۳۴۱
- ورود به ايران با عنوان كارشناسى اداره كل مطالعات و برنامه و سپس رياست اداره تحقيق و ارزشيابى در سال ۱۳۴۵
- استاديارى، دانشيارى و استادى از بهمن سال ۱۳۴۶ در دانشكده علوم تربيتى دانشگاه تهران
- آزمون سنجش آمادگى كودكان براى شروع دوره ابتدايى در سال ۱۳۶۹
- معاونت رئيس دانشكده علوم تربيتى تا سال ۱۳۷۲
- چهره ماندگار در همايش چهره هاى ماندگار
تأليفات:
264999.jpg
- كانت، امانوئل، تعليم و تربيت، ترجمه غلامحسين شكوهى ۱۳۶۳
- تعليم و تربيت و مراحل آن ۱۳۶۲
- روانشناسى سال سوم آموزش متوسطه عمومى - اقتصاد اجتماعى و فرهنگ و ادب ۱۳۶۰
- روش آموختن حساب و هندسه دوره دوجلدى ۱۳۴۵
- مبانى و اصول آموزش و پرورش ۱۳۷۲
شاتو، ژان، مربيان بزرگ ترجمه غلامحسين شكوهى ۱۳۵۵
مقالات: استفاده از روانشناسى در راهنمايى تحصيلى و شغلى، اسلام و روانشناسى يا روانشناسى اسلامى، امكان تربيت آدمى، اهميت تعليم و تربيت، اهميت هماهنگى نهادهاى تربيتى، بررسى رابطه اشتغال، آموزش در بخش غير متشكل اقتصادى، پرورش كودكان در دوره دبستان، فلسفه تربيت آدمى، «كودكى دوم، سالهاى پنجم و ششم زندگى».

الهام تقى زاده سيكارودى: پير تعليم و تربيت ايران، امسال در همايش چهره هاى ماندگار مورد تقدير و قدردانى قرار گرفت.
گرچه كهنسالى و خستگى بيش از نيم قرن حضور جدى در عرصه كارى اش، او را خانه نشين كرده، اما اين شرايط هم از روحيه معلمى او نكاسته است.
غلامحسين شكوهى چهارم تيرماه ۱۳۰۵ متولد شده است، يعنى پنج ماهى است كه از هشتاد سالگى او گذشته است. شكوهى سال ۱۳۱۱ به مدرسه اى در خوسف، محل تولدش مى رود. مدرسه اى كه به نام عارف و شاعر معروف، ابن حسام خوسفى نام گرفته بود. او از خاطرات دوران كودكى و مدرسه، تصاوير واضحى را به ياد مى آورد: «بعد از اينكه از كلاس چهارم دبستان فارغ التحصيل شدم، مرتباً مى رفتم به مدرسه و در همان فضا مى گشتم يا در كلاس ها مى نشستم، چون مثل بقيه بچه ها بازى نمى كردم، اصلاً بازى بلد نبودم. ۲ سال باقى مانده آموزش ابتدايى را در دبستانهاى تدين و مدرسه ضميمه دانشسراى مقدماتى گذراندم. در اين مدرسه سطوح ابتدايى و متوسطه مثل ديگر مدارس وجود داشت و از پايان كلاس سوم دبيرستان يعنى پس از ۹ سال تحصيل، ۶ سال ابتدايى و ۳ سال متوسطه، دانش آموز مى توانست در دانشسراى مقدماتى تحصيلات خود را انجام دهد تا براى آموزگارى در مدارس ابتدايى شهر و روستا آماده شود.»
غلامحسين شكوهى در سال ۱۳۲۳ با رتبه ممتاز از دانشسرا فارغ التحصيل شد و به روستاى خود خوسف بيرجند بازگشت تا آموزش رسمى كودكان هم ديارى خود را آغاز كند. پس از دو ماه به زاهدان منتقل شد، اما به دليل بيمارى مادر به آنجا نرفت، به روستاى گل منتقل شد و پس از چهار ماه دوباره به خوسف بازگشت.
شكوهى: «آن زمان تحصيل در دانشسراى مقدماتى تا كلاس ۱۱ محسوب مى شد و فارغ التحصيل دانشسرا اگر در امتحان نهايى ششم دبيرستان يعنى رياضى، طبيعى و ادبى پذيرفته مى شد، ديپلم كامل بود و مطابق قانون مى توانست بدون كنكور وارد دانشگاه شود. با اين انگيزه اين آزمون را در مشهد در سال ۱۳۲۷ گذراندم و ديپلم كامل ادبى را اخذ كردم.»
غلامحسين شكوهى در سالهاى ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۸ با قانون كفالت مادر از خدمت سربازى معاف شد، اما با فوت ناگهانى مادر در سال ۱۳۲۸ به سربازى اعزام شد و پس از طى دوره دانشكده افسرى، بقيه خدمت را با درجه افسرى در اصفهان به پايان رساند. شكوهى پس از سربازى به بيرجند بازگشت و تا سال ۱۳۳۲ در دبيرستانهاى بيرجند به تدريس پرداخت.
شكوهى عطش آموختن داشت و اين ميل به دانش اندوزى بود كه او را به تهران كشاند تا در رشته ادبيات فارسى دانشسراى عالى تحصيل خود را ادامه دهد. او در سال ۱۳۳۵ با رتبه اول فارغ التحصيل شد؛ امتيازى كه مجوز اعزام او را به سوئيس فراهم كرد.
در دوران تحصيل در دانشسراى عالى تهران شكوهى با يكى ازهمكلاسى هاى خود ازدواج كرد. شكوهى پس از اخذ ليسانس و پس از ازدواج در اين سال (۱۳۳۶) به همراه همسرش به سوئيس رفت، سفرى كه دستاورد آن نه تنها مدرك دكترا بود، بلكه فرصت درك محضر استادانى چون «پياژه» و «دوتران» را فراهم كرد. در سال ۱۳۴۰ بود كه غلامحسين شكوهى در رشته علوم تربيتى از دانشگاه ژنو فارغ التحصيل شد. ژان پياژه استاد بسيارى از چهره هاى نامى معاصر ايران در حوزه هاى علوم اجتماعى بوده است.
سال ۱۳۴۱ پس از بازگشت از ژنو، شكوهى در وزارت فرهنگ آن زمان در دفتر مطالعات تربيتى كه بعد به اداره كل مطالعات و برنامه ها تغيير نام يافت مشغول به كار شد و به تدريج در دانشكده علوم تربيتى دانشگاه تهران، تربيت معلم مامازن ورامين و دانشگاه فردوسى مشهد تدريس در حوزه هاى آموخته اش را آغاز كرد.
در سال ۱۳۴۵ شكوهى با عنوان استاديار به دانشكده علوم تربيتى دانشگاه تهران منتقل شد جايى كه علاوه بر ۲۷ سال تدريس موفق و سازنده، سال هايى را به كارهاى اجرايى از جمله مديريت گروه و رياست دانشكده علوم تربيتى پرداخت. شكوهى همچنين نخستين وزير آموزش و پرورش جمهورى اسلامى ايران است.
پس از استعفا در كنار تدريس دانشگاهى رياست شوراى عالى آموزش و پرورش را براى مدت يك دوره چهارساله بر عهده داشت.
در سال ۱۳۶۵ شكوهى به مدت يك سال براى استفاده از فرصت مطالعاتى به ژنو اعزام شد و در دفتر بين المللى تعليم و تربيت وابسته به سازمان يونسكو به تحقيق و مطالعه پرداخت.
پس از مدتى به ايران بازگشت اما به علت ناراحتى ريوى و آلودگى هواى تهران مجبور به انتقال به شهر بيرجند و آموزش در دانشگاه هاى آن شهر شد. اين آموزش تا زمان بازنشستگى يعنى سال ۷۹ ادامه يافت.
مهشيد شكوهى مى گويد: «پدر مردى مهربان و جدى در كار خود بود معمولاً اگر در تعطيلات به سفر نمى رفتيم پدر معلم دوم ما در خانه بود. كتاب و تخته سياه و رياضيات و غيره خلاصه كلى عصبانى مى شديم كه چقدر درس بخوانيم ولى وقتى تعطيلى تمام مى شد و به سر كلاس مى رفتيم مى فهميديم به جاى يك راه حل رياضى چند راه حل بلديم و اين ما را جلوى ديگران و معلم بالا مى برد. پدرم در تمامى امور غيرمستقيم تأثيرگذار بود و هميشه تذكر مى داد كه بر فرزندانتان با نقاط قوت خود تأثيرگذار باشيد.»
سال ۸۰ اما سال خوبى براى غلامحسين شكوهى نبود. همكلاس ديرين همراه و همسر او بر اثر سكته قلبى ناگهان از دنيا رفت و شكوهى را در ماتم گذاشت.
مرگ همسر، موجب شد كه او از تدريس و كارهاى پژوهشى دست بكشد. دو سال و نيم پس از مرگ همسر، شكوهى سكته خفيف مغزى كرد در نتيجه طرف راست بدن او و نيز تكلم اش مختل شد كه با توكل به خدا و فيزيوتراپى و سعى خودش، دوباره قادر به حرف زدن و مطالعه شده است.
شكوهى درباره كودكى ها و اميدهاى زندگى اش خاطرات زيبايى را به ياد مى آورد. او مى گويد: «هيچ وقت فكر نمى كردم من كه از جنوبى ترين نقطه استان خراسان برخاسته بودم، بتوانم مدارج ترقى را اينگونه طى كنم. پدرم على اكبر، خياط زبردستى بود. با نانى كه او از راه خياطى بر سر سفره مى گذاشت، بزرگ شدم. در منطقه محرومى كه بزرگ شدم و در آنجا درس هم دادم، هميشه استعدادهاى درخشانى وجود داشته است.
دانش آموزى داشتم كه هر مسأله اى را مى دادم حل مى كرد، از ۱۲ كيلومترى خوسف مى آمد و برمى گشت. يك روز به مدير مدرسه گفتم: يكى از اتاق هاى كوچك مدرسه را به اين بچه بدهيد كه اين قدر مجبور نباشد عصر برود و دوباره صبح روز بعد برگردد تا بالاخره اتفاقى افتاد. يك روز خواستم اين دانش آموز را امتحان كنم و مسأله اى داده باشم كه نتواند حل كند، آن روز پنجشنبه دو مسأله دادم و براى مسأله سوم گفتم: طول درخت سنجدى كه در وسط حياط مدرسه است را محاسبه كنيد. صبح روز شنبه كه به مدرسه رفتم، جواب حاضر اين دانش آموز را روى ميز ديدم. او روز جمعه اين ۱۲ كيلومتر را طى كرده بود و به مدرسه آمده بود و يك چوب دو مترى را هم با خود آورده بود و طول سايه آن (چوب) را اندازه گرفته و طول سايه درخت سنجد را هم اندازه گيرى كرده بود و با يك تناسب كه دو متر ارتفاع اين قدر سايه دارد، اين قدر سايه چه مقدار ارتفاع دارد؟ طول درخت را محاسبه كرده بود. اسم اين پسر غلامحسين حقداد بود. البته از سال ۱۳۲۸ از او خبرى نداشتم تا اين كه در سال ۱۳۷۲ كه در دانشگاه بيرجند تدريس مى كردم، با دانشجويى به نام زهرا حقداد روبرو شدم كه معلوم شد دختر همان دانش آموز خلاق است كه خدا را شكر با داشتن پنج فرزند كه همگى فارغ التحصيل رشته هاى مختلف هستند و متوجه شدم يكى از آنها استاد دانشگاه كاليفرنيا شده است.»
بى شك زحمات غلامحسين شكوهى در تاريخ آموزش و پرورش كشور ما فراموش نخواهد شد. شكوهى كودك را در نظام تعليم، كانون توجه قرار مى دهد و شرط لازم معلمى را پذيرش كودك به عنوان انسانى مستقل و داراى ويژگى هايى مى داند كه بايد آنها را شناخت و سپس به پرورش و آموزش او پرداخت.
265047.jpg
او تفاوت هاى فردى در كودكان را اصلى انكارناپذير مى داند و در اين باور است كه هرگاه به اين تفاوت ها در نظر و عمل تن ندهيم، در مسير كار خود توفيقى نخواهيم داشت.
شكوهى اضافه مى كند: «درد بزرگ ما در عرصه تعليم و تربيت اين است كه معلمين و دانش آموزان خيلى زحمت مى كشند، ولى آن فايده اى كه بايد به دست نمى آورند و آن هم ناشى از روش تدريس اشتباه است، ما چون عجله داريم زود برسيم، هرگز نمى رسيم. گاهى اتفاق مى افتد كه بچه ها بگويند اسفند ماه دروس را دوره مى كنيم. براى چه اسفند ماه دوره مى كنند؟ براى اين كه عجله دارند. عيب بزرگ اين است كه سؤال و جواب را خودمان به دانش آموزان مى دهيم و حال اين كه بايد بگذاريم آنها مجال فكر كردن داشته باشند.
پياژه مى گفت: هر وقت بچه ها از من سؤالى مى كردند، مى گفتم: خودت چه فكر مى كنى؟ بچه جواب نمى داد و پس از مدتى دوباره همان سؤال را مى پرسيد، اما اين مرتبه با اطلاعات بيشترى سؤال را مى پرسيد و اين باعث تفكر مى شد.»
دكتر شكوهى از نظريه پردازان طراز اول كشور در زمينه مسائل تعليم و تربيت است. تجربه طولانى شصت ساله معلمى را نيز پشتوانه خود دارد. او در ارائه و بيان نظرات خود همواره جنبه هاى علمى جريان تعليم و تربيت را وجهه اصلى نظر قرار مى دهد و هدف از طرح يافته هاى علمى را كاربرد آنها در حيطه عمل مى داند.
شكوهى معلم را ركن اساسى تعليم و تربيت و تربيت معلم را اولويت نخست نظام آموزش و پرورش مى داند. به اعتقاد او اصلاح روش هاى تربيت معلم در كشور نخستين گامى است كه بايد برداشته شود. اولويت بعدى را براى روش ها و برنامه هاى آموزش و پرورش قائل است. او معتقد است روش ها و برنامه ها بايد با توجه به طبيعت آدمى و خصوصيات اجتماعى و فرهنگى مردم تنظيم و ارائه شود و در نهايت بتواند افرادى مفيد و منطبق با نيازهاى اجتماعى آماده كند. در طول اين سال ها شكوهى علاوه بر تدريس، به تحقيق و تأليف و ترجمه آثار مهمى در حوزه تعليم و تربيت پرداخته است. از آن جمله است: روش آموختن حساب و هندسه، تعليم و تربيت و مراحل آن، تعليم و تربيت (كه اين كتاب تأليف امانوئل كانت، فيلسوف و نظريه پرداز صاحبنام آلمانى است كه توسط شكوهى دو بار به فارسى ترجمه شده است)، مبانى و اصول آموزش و پرورش، مربيان بزرگ (تأليف ژان شاتو، استاد روانشناسى و تعليم و تربيت دانشگاه بردو) همچنين غلامحسين شكوهى تاكنون بيش از شصت مقاله علمى در نشريات دانشكده علوم تربيتى فصلنامه هاى تعليم و تربيت مجله روانشناسى و برخى نشريات تخصصى به چاپ رسانده است.
او همچنين در يك فرصت مطالعاتى كه در ايالت ايلى نويز آمريكا مى گذرانيد، دو مقاله با عناوين «ارزش مكانى» و «تدريس كسر متعارفى» نيز به زبان انگليسى نگاشته كه در نشريه علمى Arithmetic Teacher به چاپ رسيده است.
شكوهى معتقد است اگر كشورى بخواهد رشد كند، بايد فرهنگش درست و صحيح باشد و مردمش خوب تربيت شوند. ما از كشورهاى ديگر چيزى كم نداريم. قدر كشور خود را بدانيم و از موقعيت هاى خوب و عالى اطرافمان استفاده كنيم. به جاى اينكه وقت خود را به بطالت صرف كنيم، صرف اصلاح و تعليم و تربيت كشور كنيم و من خوشحالم و مى بالم كه عاشق معلمى و معلم عاشقى بوده ام.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |