• مشاور مدير عامل سازمان انتقال خون ايران: از دهه ۵۰ ايجاد صنعت پلاسما در كشور مطرح شد با اين حال امروز پالايشگاه پلاسما نداريم و در اين باره حتى از جهان سوم نيز عقب تريم
• هفت هشت سال پيش تجهيزات دست دومى از فرانسه خريدارى شد اما هرگز نصب نشد وحالا آهن قراضه است
زرين رستمى وند
در صورت تأمين بخشى از اعتبار خريد و راه اندازى پالايشگاه پلاسما، حداقل تا ۲ سال آينده نخستين فاز پروژه به بهره بردارى مى رسد.
دكتر عبدالحميد چراغعلى، مشاور مديرعامل سازمان انتقال خون در امور صنعت پلاسما اين موضوع را اعلام مى كند اما تحقق پروژه را در اين مدت «خوشبينانه» مى داند و «... به شرطى كه كارها همان طور كه فكر كرده ايم پيش برود.»
يك اشتباه استراتژيك
موضوع وارد كردن تكنولوژى براى جدا كردن فرآورده هايى مثل فاكتورهاى انعقادى و ايمونوگلوبين ها از پلاسما و توليد اين محصولات در داخل كشور از دهه ۵۰ مطرح و از دهه ۶۰ به طور جدى دنبال شد. با اين وجود امروز در كشور پالايشگاه پلاسما نداريم، در حالى كه برخى كشورهاى جهان سوم، سال ها پس از ما اقدام به خريد اين تكنولوژى كرده اند و حالا اين امكان در كشور آنها وجود دارد.
دكتر چراغعلى پس از گفتن اين مقدمه خاطرنشان مى كند: «در دهه ۶۰ سازمان انتقال خون با شركتى آلمانى قرارداد تأسيس پالايشگاه پلاسما را در ايران منعقد كرد. ظرفيت اين پالايشگاه ۸۰ هزار ليتر در سال بود و در سال ۶۷ به طور رسمى شروع به كار كرد. يك سال پس از گشايش آن، بحث آلودگى فرآورده هاى مشتق از پلاسما به ويروس هايى مثل ايدز و هپاتيت مطرح شد. بنابراين مجامع علمى توصيه كردند اين فرآورده ها ويروس زدايى شود.»
او مى گويد: « وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكى در آن زمان در نامه اى به سازمان انتقال خون اعلام كرد تا زمانى كه پالايشگاه به سيستم ويروس زدايى مجهز نشود، توليد بايد متوقف شود. سازمان هم توليد فرآورده هاى مشتق از پلاسما را متوقف كرد و موضوع خريد اين سيستم از سال ۱۳۶۸ مطرح و به بحثى طولانى و پيچيده در نظام سلامت تبديل شد كه تا اين لحظه به نتيجه نرسيده است.»
دكتر چراغعلى از اين اتفاق با عنوان «يك اشتباه استراتژيك» ياد مى كند. او مى گويد: «يكى از چهار محصولى كه در پالايشگاه توليد مى شد آلبومين بود. آلبومين نيازى به اين نوع سيستم ويروس زدايى ندارد و با سيستم حرارتى مى توان آن را ويروس زدايى كرد. اما ساير فرآورده هاى توليدى به سيستم حرارتى حساس اند. آلبومين تا سال ۸۳ توليد مى شد در سال ۸۳ گفتند كه مى خواهيم سيستم را ارتقا دهيم. بعد خط توليد را به طور كامل جمع و به انبار منتقل كردند و به اين ترتيب پرونده توليد اين فرآورده ها در سازمان انتقال خون بسته شد كه هنوز هم باز نشده است.»
به اعتقاد دكتر چراغعلى كار ارتقاى سيستم بايد همزمان با توليد صورت مى گرفت. او مى گويد: «در آن زمان با چند ميليون دلار مى شد سيستم ويروس زدايى را خريد و نصب كرد اما حالا بايد علاوه بر سيستم ويروس زدايى، پالايشگاه مجهزترى هم خريدارى شود. اين امر حداقل چند ده ميليون دلار هزينه مى خواهد. نتيجه اين كه در حال حاضر، دولت ۶۰ تا ۷۰ ميليون دلار در سال براى خريد محصولات مشتق از پلاسما هزينه مى كند.»
حدود ۸-۷ سال پيش تجهيزات دست دومى از كشور فرانسه خريدارى شد اما هرگز نصب نشد. او در اين باره مى گويد: «اين تجهيزات با قيمت خوبى خريدارى شد. با شركت ديگرى هم قراردادى بسته شد تا دستگاه ها را نصب كند. آن شركت پس از وارد كردن بخشى از دستگاه ها، وسط كار اعلام ورشكستگى كرد. يعنى عملاً پول را گرفت اما كار را انجام نداد. دو سال است دعواى حقوقى در يكى از دادگاه هاى فرانسه در اين باره مطرح كرده ايم اما فكر نمى كنم به جايى برسد. چون اصلاً اين شركت از آن زمان وجود خارجى ندارد. بخشى از اين تجهيزات دست دوم كه در حال حاضر در انبار است، حالا ديگر كارايى ندارد و بخش ديگرى از اين تجهيزات حالا در حكم آهن قراضه است.»
نمى خواهم بگويم سوءمديريت
دكتر چراغعلى درباره علل بروز اين مشكلات مى گويد: نمى خواهم بگويم مهمترين علت اين امر سوءمديريت است، به نظر من علت اصلى ساده انگارى ما به عنوان مديران و استفاده نكردن از امكانات و شرايط بوده است. ما نتوانستيم تصميمات منطقى را در مواقع لازم بگيريم. اشتباه نخست ما تعطيلى خط توليد بود. مى توانستيم هنگام توليد، پالايشگاه را تجهيز كنيم. فشار وزارت بهداشت در اجراى اين موضوع مؤثر بود. اما توليد متوقف شد. وقتى توليدى در كار نباشد، كسى هم كارى به كار ما نخواهد داشت.»
او به موضوع ديگرى هم اشاره مى كند: «با يكى از شركت ها قراردادى منعقد شد كه در ازاى خريد انحصارى دارو به مدت ۳ سال تكنولوژى توليد را از آن شركت خريدارى كنيم، ۳ سال گذشت اما خبرى نشد. ۲ سال هم قرارداد تمديد شد. باز هم اقدامى صورت نگرفت. اگر از آنان بپرسيم پس موضوع تكنولوژى چه شد، خواهند گفت ما كه آماده بوديم، شما چرا اقدام نكرديد؟!»
وى بر هماهنگى بيشتر نظام تأمين و توزيع دارو در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى تأكيد مى كند و مى گويد: «وقتى يك شركت براحتى محصولات خود را مى فروشد، تمايلى به راه اندازى خط توليد در كشور ندارد.»
دكتر چراغعلى با اشاره به تعويض چند مديرعامل در چند سال گذشته در سازمان انتقال خون مى گويد: «اين موضوع به خاطراين كه باعث حس بى ثباتى در تصميمات مى شد، مشكلاتى به وجود آورد، از جمله اين كه كمبود در اجراى برخى قراردادها به مشكل برخورديم. شركت هاى طرف قرارداد به تعهداتشان عمل نكردند. هر چند آنها ادعا مى كنند ما به تعهدات خود عمل نكرده ايم.»
او بر اين نكته كه كمبود اين فرآورده ها در سطح دنيا وجود دارد تأكيد مى كند و مى گويد: «گاهى حتى اگر پول هم داشته باشيد نمى توانيد ايمونوگلوبولين بخريد. چون اصلاً گاهى فروشنده اى وجود ندارد. گذشته از اين مصرف اين فرآورده ها در كشور، به دليل يارانه بسيار سنگينى كه دولت بابت آن مى پردازد، در مواقعى غير منطقى است و هيچ كنترلى روى مصرف آنها صورت نمى گيرد.»
فعلاً پالايش قراردادى
مشاور مديرعامل سازمان انتقال خون در صنعت پلاسما مى گويد: «ما دنبال راهكارى بوديم كه در كوتاه مدت نياز بازار دارويى و نظام سلامت را به اين محصولات تأمين كنيم. در سازمان انتقال خون پلاسما توليد مى شود. پس از صحبت با چند شركت اروپايى، سال گذشته ۷۰هزار ليتر پلاسما به اين شركت ها فرستاده شد تا در مقابل دريافت حق الزحمه آنها را به دارو تبديل كنند و به ما بدهند. به اين نوع قرارداد، پالايش قراردادى گفته مى شود. امسال نيز ۷۰هزار ليتر پلاسما براى تبديل به دارو به اين شركت ها ارسال خواهد شد.»
وى مى گويد: «اين كار درآمد اقتصادى چندانى ندارد و انگيزه سازمان، تهيه اين فرآورده هاست.
در واقع اين اقدام، نتايج خوبى دارد اما در درازمدت مشكل ما را حل نمى كند. براى حل مشكل بايد پالايشگاه راه اندازى كنيم. براى راه اندازى پالايشگاه هم دو مانع وجود دارد، پول و تعداد محدود شركت هايى كه مى توان تكنولوژى را از آنها خريدارى كرد. براى راه اندازى پالايشگاهى با ظرفيت ۳۰۰هزار ليتر پلاسما در سال در حال حاضر به چيزى حدود ۷۰ ميليون دلار بودجه نياز است. مى توان اين پروژه را فازبندى كرد و با اختصاص مبلغى كمتر كار را مرحله به مرحله انجام داد. در اين صورت در بهترين حالت، پس از سه تا پنج سال كل مراحل تكميل مى شود. وزارت بهداشت در مورد تأمين بخشى از منابع مالى قول هايى داده است.»
وى درباره تعداد محدود شركت ها مى گويد: «هفت يا هشت شركت وجود دارد كه مى توان تجهيزات را از آنها خريد. چند شركت آمريكايى است كه از اين فهرست حذف مى شوند. يكى دو شركت اروپايى به خاطر بى اعتمادى به سازمان انتقال خون تمايلى به فروش تجهيزات ندارند، اما با يكى - دو شركت ديگر وارد مذاكره شده ايم با يكى از آنها موافقتنامه اوليه هم امضا شده است. در صورت نظر مساعد مجمع عمومى شركت پالايش و پژوهش سازمان انتقال خون، احتمالاً تا پايان سال تكليف اين قرارداد روشن خواهد شد. در صورت عملى شدن قول وزارت بهداشت براى تأمين منابع، كار را شروع خواهيم كرد و پس از ۱۸ ماه تا دو سال نخستين محصول را توليد خواهيم كرد.»
يك نقطه تاريك
در همه اين مدت، منابعى براى اجراى اين پروژه ها و برنامه هاى گاه بى نتيجه صرف شده است. در قبال صرف اين منابع، مسئولان چه پاسخى براى مردم دارند؟
مشاور مديرعامل در امور صنعت پلاسما در پاسخ به اين سؤال مى گويد: «چيزى جز شرمندگى نمى توان گفت. به نظر من شرايط پالايشگاه پلاسما در ايران يكى از نقاط تاريك نظام سلامت است.»
دكتر چراغعلى به اين نكته هم اشاره مى كند كه در كشور پروژه هاى مشابهى هم وجود دارد. از جمله توليد واكسن هپاتيت در انستيتو پاستور ايران.
اطلاعات موثق و وزير وقت
شنيده ها حاكى است دكتر محمد فرهادى (وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكى وقت در زمان خريد تجهيزات دست دوم از فرانسه) پس از قطع اميد از دستيابى به اطلاعات موثق درباره پالايشگاه انتقال خون از منابع داخلى، وقت خصوصى از رئيس سازمان بهداشت جهانى (WHO) گرفت و از آنان دعوت كرد تا پس از بازديد از پالايشگاه، واقعيت ها را درباره پالايشگاه به او انتقال دهند!
راه ميان بر
يك كارشناس درباره اين موضوع مى گويد: «راه اندازى سيستم پالايشگاه خون ايران با بحران جدى مواجه شده است. اين بحران ريشه در نبود برنامه، نداشتن دانش فنى و بى دقتى در عقد قراردادها با شركاى خارجى دارد. شرايط موجود يك واقعيت تلخ و حقيقتى انكارناپذير است. اين درحالى است كه ما در كشور دو پالايشگاه خون داريم. يكى از پالايشگاه ها در سال ۶۷ راه اندازى شد و دومى، پالايشگاه دست دومى بود كه در سال ۷۶ از شهر ليل فرانسه خريدارى شد و مسئولان هر سال وعده راه اندازى آن را مى دادند. اما از اول روشن بود كه اين موضوع امكان پذير نيست، چون دانش فنى آن خريدارى نشده بود.»
وى پالايش قراردادى را يك راه ميان بر مى داند و مى گويد: انتظار ما اين است كه شركت هايى كه پلاسما را از ايران مى خرند، داروهاى ساخته شده را با مارك تجارى و اعتبار خودشان توزيع كنند. اما نخستين محموله اى كه به اين صورت به كشور وارد شد، فاقد نام تجارى شركت توليدكننده بود. به گفته او، پالايش قراردادى ۳۰ درصد صرفه جويى ارزى به دنبال دارد.
دست كم به قيمت بخريد
اين كارشناس به موضوع ديگرى هم اشاره مى كند: راه اندازى مركزى در كشور براى خريد پلاسما از مردم.
او مى گويد: «براى نخستين بار با مشاركت يك شركت آلمانى و يك شركت ايرانى، مركزى راه اندازى شده است كه پلاسما را از مردم مى خرد.»
وى درباره اين كه با اين اقدام مى توان ميزان توليد پلاسما را تا ۶ برابر افزايش داد، مى گويد: افرادى كه پلاسما مى دهند، مجبورند مرتب براى اهداى آن مراجعه كنند. اگر در اين مراجعه وقفه اى صورت گيرد، از چرخه حذف مى شوند، بنابراين دوره هاى پنهان بيمارى ها در اين افراد قابل شناسايى است.»
او براين نكته تأكيد مى كند كه بايد بين انتقال خون و صنعت پلاسما تفاوت قائل شد. موضوع خريد پلاسما در بسيارى از كشورها جاافتاده است، اما سؤال درباره خريد پلاسما در كشور ما اين است كه آيا پولى كه بابت پلاسما به اهداكنندگان پرداخت مى شود متناسب با قيمت جهانى پلاسماست يا نه؟
به گفته وى قيمت جهانى هر ليتر پلاسما چيزى حدود ۳۵۰ دلار است درحالى كه به اهداكنندگان پلاسما در كشور هر ماه ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان پرداخت مى شود و اين تناسبى با قيمت جهانى پلاسما ندارد و بسيار كمتر است.