|
تضمين خريد محصولات كشاورزى نيازمند بررسى بيشتر
|
|
|
تضمين خريد محصولات كشاورزى يكى از ابزارهاى حمايتى دولت از بخش كشاورزى به شمار مى رود. اين سياست در بسيارى از كشورهاى در حال توسعه و حتى توسعه يافته و اقتصادهاى آزاد بخصوص براى محصولات كشاورزى اجرا مى شود. در كشور ما نيز اين سياست از سال ۱۳۶۸ با تصويب قانون تضمين خريد توسط دولت از طريق سازمان تعاونى روستايى و وزارت بازرگانى براى چند كالاى استراتژيك كشاورزى اجرا مى شود. اما به نظر مى رسد با وجود تأثيرات مثبتى كه اين سياست بر توليد برخى از محصولات كشاورزى دارد اما بايد جنبه هاى بيشترى از آن موشكافى شده و مورد بررسى كارشناسانه قرار گيرد. از مهمترين مسائلى كه در اجراى خريد تضمينى بايد همواره به آن توجه كرد، مسأله قيمت گذارى در اين سياست است. اهميت اين مسأله براى كشور ما كه با مشكل تورم در اقتصاد ايران دست به گريبان است بسيار مهم است. تا آنجا كه در سال ۸۴ مجلس شوراى اسلامى دو تبصره به قانون تضمين خريد محصولات كشاورزى اضافه كرد كه براساس آنها دولت موظف شد قيمت خريد تضمينى محصولات كشاورزى را در هر سال زراعى به گونه اى تعيين كند كه ميزان افزايش آن هيچگاه كمتر از نرخ تورم اعلام شده از سوى بانك مركزى نباشد. قانون مذكور گام مثبتى در جهت به روز شدن و كارا كردن سياست هاى حمايتى است اما به نظر مى رسد از جنبه هايى احتياج به بررسى بيشتر دارد و آن اين كه آيا دولت نرخ تورم جارى را در قيمت گذارى لحاظ كند و يا تورم سال بعد كه كشاورز محصولش را برداشت و در آن سال به فروش مى رساند. مشكل فوق از آنجا نمود پيدا مى كند كه تعيين قيمت هاى خريد تضمينى در هر سال قبل از كاشت محصولات صورت مى گيرد و انتخاب فصل قبل از كاشت براى تعيين قيمت نيز بدان دليل است كه كشاورز شفاف تر براى كاشت محصول تصميم بگيرد و قيمت هاى اعلام شده را در تصميم گيرى خود بتواند لحاظ كند. در فصل قيمت گذارى ، قانون بودجه سال بعد نيز حتى به مرحله تصويب نرسيده است كه دولت از اين طريق بتواند نرخ تورم رسمى پيش بينى شده را در قيمت گذارى محصولات كشاورزى براى تضمين خريد در نظر بگيرد. از طرف ديگر تورم، متغيرى اقتصادى بوده كه شديداً به تصميم گيرى ها، سياست گذارى ها و كاهش و افزايش متغيرهاى اقتصادى ديگر واكنش نشان مى دهد و تأثير زيادى در درآمد واقعى دارد. بنابراين فعالان اقتصادى و توليدكنندگان همواره متغير تورم را پيگيرى و در برنامه ريزى هاى خود مدنظر قرار مى دهند. مسأله فوق مى تواند يك چالش در بحث قيمت گذارى خريد تضمينى محصولات كشاورزى باشد همچنان كه مركز پژوهش هاى مجلس شوراى اسلامى نيز در گزارشى پيرامون اين موضوع آورده است: قيمت تضمينى محصولات كشاورزى بايد مطابق با نرخ تورم سالانه افزايش يابد تا درآمد نهايى توليدكننده با هزينه نهايى آن برابر شود. همچنين آمده است: در كشورهاى در حال توسعه مانند ايران قيمت هاى تضمينى محصولات كشاورزى معمولاً پايين تر از تورم سالانه است كه موجب خواهد شد در واقع بخش كشاورزى براى تأمين يارانه مواد غذايى مصرفى جمعيت شهرنشين ماليات گرفته شود كه اين نوع سياست به زيان كشاورزان و بخش كشاورزى است. همچنان كه گفته شد اصولاً در ايران قيمت تضمينى پيش از سال زراعى قبل از كشت محصول تعيين و اعلام مى شود و اين در حالى است كه افزايش قيمت نهاده هاى كشاورزى به واسطه تعيين بودجه سالانه در اواخر سال يعنى قبل از فرايند داشت و برداشت اعلام مى گردد و در نتيجه در طول اين مدت افزايش هزينه ها و افزايش نرخ تورم موجب پايين آمدن درآمد و قدرت خريد كشاورزان مى شود. بنابراين برنامه تضمين خريد محصولات كشاورزى على رغم مزيت هايى كه براى كشاورزان و توليدكنندگان دارد در روش اجرا دچار كاستى هايى است كه بايد براى شيوه هاى اجرايى آن راه حل هاى منطقى و كارشناسى شده انديشيد. در غير اين صورت اهداف پيش بينى شده براى اين سياست ناكام مانده و به ضد خود تبديل مى شود. قيمت هاى تضمين خريد اگرچه ماهيتاً نقش قيمت كف را بازى مى كنند يعنى دولت تعهد مى دهد كه كالاى X را به قيمت تعيين شده در فصل برداشت بخرد اما اگر در بازار ديگرى قيمت بالاترى پيشنهاد شد كشاورز مى تواند كالاى خود را در آن بازار به فروش برساند ولى در بسيارى مواقع قيمت دولت همان مبناى قيمت گذارى شده و ساير خريداران غير از دولت نيز همان قيمت دولت را مبنا قرار مى دهند بنابراين شيوه قيمت گذارى دولت بايد به گونه اى باشد كه تمام جنبه ها را در نظر بگيرد و تعادل را در بازار برقرار كند. دولت براى متناسب كردن قيمت خريد تضمينى محصولات كشاورزى با نرخ تورم و جلوگيرى از ضرر و زيان كشاورزان و همچنين كاهش قدرت خريد آنان بايد به طور جدى دنبال راه حل هايى باشد مثلاً دولت قيمت نسبى يا على الحساب اعلام كند. مثلاً با نرخ تورم ۱۲ درصد قيمت X را اعلام كند و چنانچه در فصل برداشت محصول طبق شاخص هاى بانك مركزى نسبت به نرخ اعلام شده تورم كاهش و يا افزايش يافته بود آنگاه قيمت تضمينى خريد را نيز كاهش و يا افزايش دهد البته دولت بايد بيشتر روى اين بحث حساس باشد كه اطمينان و اعتماد توليدكنندگان در اين باره بسيار مهم است. راه حل ديگر كه فرم كامل شده راه حل قبلى است اين كه دولت قيمت تضمينى كف خريداعلام كند به اين صورت كه به توليدكنندگان اطمينان بدهد كه محصولاتشان در قيمت اعلامى خريدارى خواهد شد اما چنانچه نرم تورم يا قيمت نهاده هاى توليد به طور قابل ملاحظه اى افزايش يابند قيمت محصول آنها از قيمت اعلامى بيشتر خواهد شد. به نظر مى رسد چنانچه سازوكار منطقى و كارشناسى براى اين راه حل تدوين شود در جهت اعتماد و اطمينان خاطر كشاورزان از يك طرف و از طرف ديگر تأمين منافع آنان مؤثر باشد. مسأله ديگر در بحث تضمين دولت و محصولات كشاورزى اين كه در قوانين دو نوع تضمين در نظر گرفته شده يكى تضمين خريد و ديگرى تضمين قيمت است. در كشور ما تنها كالايى كه هم تضمين خريد دارد و هم تضمين قيمت گندم است كه آن هم به دليل اين كه يك كالاى استراتژيك است. در سال ۱۳۷۲ اصلاحيه اى شامل قانون قيمت تضمينى، محصولاتى را به ليست خريد تضمينى اضافه كرد. اما شرطى را قائل شد كه در آن اولويت خريد تضمينى با محصولاتى است كه استراتژيك هستند، در اين صورت در صورت وجود اعتبارات لازم ساير محصولات خريدارى مى شوند. همين قانون سبب شد با وجود اين كه قيمت محصول كمتر از قيمت تضمينى است اما به دليل نبود اعتبار، خريد صورت نمى گيرد. اين كه وجود قانون خريد تضمينى و قيمت تضمينى به تنهايى باعث حمايت خواهد شد نادرست و ناكافى است. دولت بايد در ابزارهاى حمايتى خود تجديدنظر كرده و آنها را متنوع كند، كشورهاى پيشرفته بيش از ۱۰ نوع ابزار حمايتى به كار مى برند. دولت ما با اجراى سياست تضمينى خريد محصولات كشاورزى خود را محق مى داند كه براى دخالت در اين بخش حد و مرزى قائل نشوند و هر كارى را كه صلاح بداند انجام دهد. همين امر گاه به كشاورزان ضرباتى وارد مى كند و از اين طريق دچار زيان و سردرگمى هايى مى شوند كه هيچ كس نيز پاسخگوى آن نيست. دولت قيمت محصولاتى را تعيين و تضمين مى كند اما به نهاده هاى توليد و هزينه هاى توليدى در بسيارى از مواقع بى توجه است وهيچ گونه كنترل و يا راهكارى براى تأمين اين نهاده ها براى توليدكنندگان ندارد. اين مسأله به طور وضوح در بخش دامپرورى و مواد لبنى ديده مى شود، دولت قيمت محصولات را تعيين مى كند اما به نهاده هاى موردنياز براى اين بخش توجهى ندارد كه گاهى مواقع افزايش قيمت علوفه و خوراك دام توليد اين محصول را از توجيه اقتصادى ساقط مى كند. بنابراين مى توان گفت قانون تضمين خريد و قيمت محصولات در اينجا به ضد خود تبديل مى شود. اينجاست كه مسأله نحوه قيمت گذارى كالاها در فرايند تضمين خريد بسيار مهم مى شود. قيمت گذارى دقيق كالاها بايد براساس اطلاعات دولت ازتوليد، مصرف و بهاى تمام شده آنها انجام شود. اگر قيمت هاى تضمينى پايين باشد، توليدكننده هاى كوچك با بهره ورى پايين كه معمولاً تكنولوژى هاى سنتى دارند از صحنه خارج مى شوند و اگر قيمت تضمينى بالا در نظر گرفته شود فسادهاى اقتصادى افزايش مى يابد. اگر قيمت تضمينى از قيمت بين المللى بالاتر باشد واردات قاچاق كالا صورت مى گيرد، در حالى كه دولت در جهت حفظ اهداف سياسى و اقتصادى خود اقدام به خريد تضمينى كالا مى كند. كاستى ديگر در روش اجراى سياست تضمين قيمت و خريد محصولات كشاورزى مقايسه قيمت هاى تضمينى محصولات كشاورزى در ايران با قيمت هاى وارداتى اين محصولات است كه نشان مى دهد قيمت تضمينى اين محصولات عمدتاً پايين تر از قيمت وارداتى آنها است.به عبارت ديگر، سياست قيمت خريد تضمينى ازخصوصيات يك سياست حمايتى برخوردار نبوده و بدين ترتيب دولت نوعى ماليات پنهان را بر كشاورزان داخلى اعمال مى كند. بنابراين هرچندهدف از اعمال و تعيين قيمت تضمينى حمايت از بخش كشاورزى است اما گاه مشاهده شده كه اجراى نادرست اين سياست نه تنها حمايتى از توليد داخلى به عمل نياورده است، بلكه مهمترين انگيزه توليد يعنى قيمت را با اختلال جدى روبه رو ساخته و بازار محصولات كشاورزى را به بازارى ناكارآمد تبديل كرده است. مقايسه قيمت تضمينى و وارداتى گندم در دوره زمان ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ گوياى اين حقيقت است كه هر چند در سال هاى اخير (۱۳۸۱ به بعد) قيمت خريدتضمينى و قيمت وارداتى گندم يكسان شده است اما قيمت نهايى هر كيلوگرم گندم وارداتى - از تحويل در خليج فارس تا مصرف درداخل كشور - با توجه به كارمزد حق العمل كارى، كارمزد بانكى، هزينه بسته بندى، هزينه حمل و نقل در داخل كشور، هزينه بازرسى و ديگر هزينه ها افزايش مى يابد به طورى كه در شرايط يكسان، قيمت هر كيلوگرم گندم وارداتى ۳۰۰ تا ۴۰۰ ريال از قيمت خريد تضمينى بيشتر است. با توجه به اين كه كشورهاى اصلى صادركننده گندم به توليدكنندگان خود يارانه زيادى پرداخت مى كنند، در صورتى كه هدف حمايت مؤثر از كشاورز باشد، بايد حداقل به اندازه اين كشورها به توليدكنندگان داخلى يارانه پرداخت شود. سياست تضمين قيمت از يك طرف بازار داخلى وعوامل مؤثر بر آن (عرضه، تقاضا، قيمت، خدمات پشتيبانى اطلاع رسانى) را شامل مى شود و از طرف ديگر تجارت خارجى (صادرات، واردات وسياست هاى مرتبط با آن شامل برقرارى تعرفه، سود بازرگانى، مابه التفاوت، سياست هاى ضددامپينگ و غيره) را دربرمى گيرد. بنابراين در اجراى اين سياست بايد به موارد فوق توجه كرد و تمام جنبه هاى آن را در نظر گرفت.
|