شنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۵ - ۱۰ ذيقعده ۱۴۲۷
Sat, Dec 2, 2006
ميراث فرهنگى
۳۵۱۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
حقوقى
ماجرا
كودك
با گذشت ۱۱ سال از تخريب
با گذشت ۱۱ سال از تخريب
حمام تاريخى خسروآقا احيا مى شود
265371.jpg
با گذشت ۱۱ سال از تخريب حمام خسروآقا در اصفهان، اين حمام تاريخى به يادگار مانده از دوره صفوى قابليت احيا و بازسازى را دارد.
يازده سال پس از تخريب حمام خسروآقا درفروردين ماه ،۷۴ تنها آثارى كه از اين حمام تاريخى به جاى مانده است، تعدادى ستون، سقف هاى ريخته شده، گياهان هرزه اى كه در محل جريان آب در حوضچه هاى حمام
روييده اند و زباله دانى است كه صاحبان مغازه هاى مجاور با سرك كشيدن به آن و به دور از چشم رهگذران ، زباله هاى خود را به آنجا مى ريزند.
پس از گذشت سالها از تخريب حمام خسروآقا، حمامى كه در دوره صفوى توسط يكى از خواجگان سلاطين صفوى به نام خسروآقا ساخته و درسال ۵۳ در فهرست آثار ملى ثبت شد، بقاياى حمام بازسازى نشده و با عوامل تخريب آن نيز برخوردى نشده است.
«كريم متقى» كارشناس مرمت درباره تخريب اين حمام گفت: آثار باقى مانده از حمام خسروآقا به عنوان سندى درباره عملكرد تخريب كنندگان اين حمام تاريخى است كه به بهانه تبديل شدن به زباله دانى و مانعى بر سر راه عبور خيابان حكيم تخريب شد. وى با اشاره به بازسازى حمام خسروآقا گفت: با وجود تخريب اين حمام امكان اين كه بار ديگر اين حمام بازسازى و احيا شود، وجود دارد به شرطى كه زمينه هاى فرهنگى و اجتماعى مهيا شوند.
متقى با بيان اين كه به دليل حجم زياد آثار تاريخى در اصفهان، وظيفه حفاظت از آثار و بناهاى تاريخى فقط برعهده اين سازمان نيست، افزود: فكرها و ايده هاى ديگر ارگانها نيز بايد همسو شوند. حمام خسروآقا تنها بنايى نيست كه در اصفهان تخريب شده است، حمام شيخ بهايى نيز در آستانه تخريب قرار دارد و بنا به گفته مسئولان سازمان ميراث فرهنگى اصفهان پس از گذشت چندسال از زباله دانى شدن اين حمام و رسيدگى به وضعيت بحرانى آن بايد براى بازسازى آن فكرى شود و طرحى به اجرا درآيد.
از سويى، رئيس سازمان ميراث فرهنگى و گردشگرى به تازگى در پى اظهاراتى درباره مسأله مترو و آثار تاريخى چهارباغ به مردم اصفهان اين اطمينان خاطر را داد كه نسبت به حفظ آثار تاريخى شهر نگرانى اى نداشته باشند ، اما آيا مردم اصفهان پس از تخريب حمام خسروآقا ، رسيدن حمام شيخ بهايى به وضعيت بحرانى، تهديد خارج شدن ميدان نقش جهان از فهرست ميراث جهانى يونسكو كه همچنان نيز وضعيت آن نامشخص است، گسترش نفوذ رطوبت به پيكره مسجدجامع اصفهان، مى توانند نسبت به وضعيت بحرانى كه متوجه آثار تاريخى اين شهر است بى تفاوت و نگران نباشند!
آتشكده رى يادگارى از دوره ساسانى
شهررى ـ خبرنگار «ايران»: آتشكده رى يا «تپه ميل» يادگار دوره ساسانيان است كه به روايت تاريخ طبرى، كهن ترين آتشكده موجود است.
در سمت راست جاده رى به ورامين در جنوب شرقى حرم عبدالعظيم (ع) در نزديكى روستاى قلعه نو بر فراز تپه اى بلند، بنايى كهن از دوره ساسانيان خودنمايى مى كند كه براساس كتاب تاريخ طبرى، اين آتشكده محل نگهدارى آتش مقدس بوده است.
از آنجا كه رى در دوران پيش از اسلام محل استقرار موبدموبدان بود، آيين هاى مهم مذهبى زرتشتيان در اين آتشكده برگزار مى شد كه بر ارزش آتشكده رى مى افزايد.
در زمان حمله اسكندر بخشى از بناى آتشكده خراب شد و فقط قسمتى از بناى چهار طاقى و زيباى اين آتشكده به صورت دوميل باقى ماند. از اين رو بقاياى به جاى مانده از آتشكده رى را كه بر تپه اى واقع شده، «تپه ميل» مى خوانند.
بناى چهار طاقى آتشكده داراى چهار دالان سرپوشيده بوده كه آتش مقدس را براى حفاظت از آب، خاك و باد از اين دالان ها عبور مى دادند. در اكتشافات فقط يكى از اين دالان ها پديدار شده است. بناى اصلى آتشكده بر بالاى تپه در راستاى شرقى، غربى برپاست. طرح كلى بنا تالارى بوده با دو رديف ستون چهار گوشه سه تايى كه يك بخش مركزى و دو بخش جانبى را شامل مى شود.
براى نخستين بار در سال ۱۹۰۹ ميلادى يك هيأت فرانسوى در اين محوطه باستانى شروع به كاوش كرد و سپس هيأت ايرانى از سال ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ كار حفارى و مرمت قسمت هايى از اين بنا را به عهده گرفت و آخرين دوره مطالعات باستان شناسى در اين محل در سال ۱۳۷۸ انجام گرفت.
آثار به دست آمده در تپه ميل گچبرى هايى با نقوش اسليمى و گياهى مربوط به اواخر دوران ساسانى و اوايل دوره اسلامى است.
نمدمالى صنعتى فراموش شده
يكى از صنايع دستى قديمى و درحال فراموشى دزفول صنعت نمدمالى است كه از ديرباز تا به حال به عنوان يك محصول ساخت دست مورد استفاده قرارمى گيرد.
نمدمالى صنعتى است كه با تمام اعضاى بدن در ارتباط است و نمدمال با عشق تمام به كار، همراه با حركات موزون و دلنشين دست و پا و خواندن شعرهاى لطيف و موزون خستگى مفرط ناشى از كار مداوم را همراه با عرق كردن فراوان از تن خسته خود بيرون مى كند و به انتظار فرش كردن دستمايه تلاش خود مى نشيند.
دستمايه اى كه نقش هاى رنگارنگ طبيعى جلوه اى از طبيعت زيبا را با نقوش ساده و صميمى به بينندگان نشان مى دهد تا منظر زيباى صنعت دست بشر را كه خداوند سبحان دراختيار اشرف مخلوقات قرارداده است، نظاره گر باشد.
ماده اوليه توليد نمد چيزى نيست جز پشم كه با دستان توانا و هنرمند يك نمدمال اين چنين زيبا در هم تنيده شده و نقش و نگار خاص به آن بخشيده است.
واقعاً جاى تأسف است كه اين صنعت زيبا و پرمشقت و صنعتگران آن كه از جان مايه مى گذارند به ديار فراموشى سپرده شوند.
احمد محمدى زاده يكى از استادان نمدمال كه به صورت موروثى اين حرفه را دنبال مى كند، مى گويد: از ما حمايت چندانى نمى شود مثلاً ما را به دليل سن بالا از گرفتن وام محروم مى كنند. او از نامهربانى اين قبيل صنايع و از اينكه ياد گرفته است قانع باشد، مى گويد و اميدوار است باتوجه بيشترى كه به اين قشر از جامعه مى شود قسمتى از زحماتشان جبران شود و بتوانند كمى راحت تر زندگى را سپرى كنند.
افسانه هاى برج قابوس
265380.jpg
نغمه عقيلى
يكى از بى نظيرترين يادمان هاى معمارى ايران در دوره اسلامى برج قابوس بن وشمگير است. اين اثر كه در شمال شهر گنبد و در ۳ كيلومترى بازمانده شهر قديم جرجان مركز حكومت آل زيار قرار دارد، از نظر هنر معمارى و تاريخى، يادگارى بس ارزنده از دوران آبادى و شوكت سرزمين جرجان و دودمان آل زيار است.
اين بناى باشكوه به دستور «شمس المعالى قابوس بن وشمگير»، مشهورترين پادشاه آل زيار كه به گفته «ياقوت حموى» هم جنگجويى
بى همتا و هم اديبى فاضل بود ساخته شد.
«شمس المعالى» مردى فاضل، هنرپرور، خطاط و نويسنده اى زبردست و متفكر بودكه به زبان فارسى و عربى مطلب مى نگاشت و دربار وى محل تجمع علما و دانشمندان بود. به طورى كه «ابوريحان بيرونى» كتاب معروف خود
«آثار الباقيه» را به سال ۳۹۰ هجرى قمرى به نام او تأليف كرد.
برج قابوس در سال ۳۱۶ هجرى قمرى برگرفته از نام اين حكمران ساخته شد. اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب، قابوس فردى خشن، سختدل و زشتخوى بود كه يك سال پس ازتكميل برج، به دست سرداران خود كه از بازگشت او به قدرت بيمناك بودند كشته شد.
افسانه اى است كه مى گويد پيكر بى جان ابوالمعالى در تابوتى بلورين جاى داشت و از ارتفاع ۵۰ مترى سقف برج با زنجيرى آويخته بود و هر بامداد فروغ خورشيد از روزنه ۲ مترى گنبد بدان مى تابيد.
به عقيده مدير پژوهشى پايگاه تاريخى شهر جرجان، گنبدكاووس در دوران هاى پيش از اسلام در ايران، استودان (تابوت) بزرگان را به نحوى مى ساختند كه دشمن به استخوان هاى آنان دسترسى نداشته و اين مطلب را درباره استودان انوشيروان به تفصيل گفته اند. اما نظر به اين كه قابوس مسلمان بوده، نمى توان پذيرفت كه پيكر وى به صورت هميشگى با تابوت آويخته شده باشد.
جاويد ايمانيان افزود: در آغاز اسلام، پيكر بزرگان ايرانى را به مدت چندين روز پس از مرگ به سقف مى آويختند تا مردم با ايشان بدرود گويندو سپس آنان را در آرامگاه ابدى شان به خاك مى سپردند. چنان كه در مورد «صاحب
بن عباد» نقل است كه پيش از حمل جسد وى به اصفهان به منظور تدفين، چند روز تابوت وى را در سرايش به سقف آويخته بودند تا كسان وى و بزرگان با او وداع نمايند. منتهى در خصوص تابوت قابوس با اطلاعات موجود نمى توان قضاوت صحيحى كرده و به نتيجه واحدى دست يافت.
مطمئناً از آنجايى كه هيچ جاى بنا پله اى نيست كه به بالا راه داشته باشد، تابوت قابوس مطابق گفته ها آويزان بوده و سپس وى را در مقبره اش دفن كرده اند منتهى نه جسد و نه تابوت هيچگاه پيدا نشد.
افسانه ديگرى كه بين مردمان منطقه خصوصاً در سالهاى دور بيان مى شد، وجود كانالى در زير برج بوده كه تا مرزهاى روسيه شوروى سابق ادامه مى يافت.
اما واقعيت اين افسانه شايد اينگونه باشد كه يك هيأت روسى در سال ۱۳۱۶ هجرى قمرى يا ۱۸۸۶ ميلادى به واسطه حاكميت روس ها در گنبدكاووس و وجود يك پادگان قزاق در اين شهر توانست در محل برج دست به كندوكاوى بزند. از جمله اين كه تا عمق ۱۱ مترى زير برج را حفر كردند. نتايج حاصله از حفارى در آن سال ها اين بود كه اولاً اين تپه مصنوعى است و تا عمق مورد حفارى داراى زيرسازى آجرى بوده و در نتيجه احتمال مى رود كه تپه اطراف گنبد را بعدها به صورت خاكريزى مصنوعى ساخته باشند و ثانياً مسلم شد كه پيكر قابوس در كف يا زيرزمين اين بنا مدفون نشده است.
درباره برج قابوس حكايات و روايات ديگرى نيز در ميان مردم منطقه وجود دارد. يكى از اين روايات افسانه وار حاكى است كه بر رأس مخروط بناى قابوس، زين زرينى قرار داشته است. گويا شخصى (در اوايل قرن حاضر شمسى) به منظور
پى بردن به صحت و سقم اين موضوع و دستيابى به زين با استفاده از چوب و تخته و ريسمان موفق به صعود بر بالاى برج مى شود ولى چيزى
نمى يابد.
همچنين روايت ديگرى در ميان عامه نقل مى شد كه معمار بنا پس از پايان ساخت پى بنا به مدت ۵ سال پنهان شده تا مبادا قابوس به سبب تعجيل در كارها پيش از مستحكم شدن كامل
پى بنا وى را وادار به ادامه عمليات ساختمانى نمايد كه در نتيجه از عمر و استحكام بنا كاسته شود. البته هيچ گونه سندى در رد و قبول اين روايات در دست نيست.
علاوه بر افسانه ها، برج قابوس كه نماد شهر بزرگ جرجان بود در طى عمر ۱۰۰۰ ساله خود همواره در معرض گزند حوادث و خطرات گوناگون هم قرار داشته است.
عوامل طبيعى همچون باد، باران و آفتاب يكى از مواردى بوده كه البته نتوانسته صدمه آنچنانى به ظاهر بنا وارد آورد و تنها تابش آفتاب سوزان صحرا رنگ سرخ آجرهاى بنا را به رنگ برنزى تبديل نموده و باران موجب فرسايش در برخى نقاط آن گشته است. اما دست مخرب كاوشگران گنج كه همواره در پى كسب ثروتى بادآورده اند در كنار اقدامات امرا و سلاطين مستبد همواره برج را تهديد مى كرد.
همچنين به نوشته «رابينو» جهانگرد معروف، يكى از سران گيلان به خيال اينكه گنجى در زير برج پنهان كرده اند امر كرد گرداگرد برج را خالى كنند و گويا فقط با شنيدن عذر اينكه آن كار ممكن است موجب مرگ تمام عمله ها شود، از اجراى قصد وحشيانه خود چشم پوشيد.
همچنين «اسدالله معينى» از نويسندگان تاريخ استرآباد
مى نويسد يكبار نادرشاه به شمال ايران آمده و چون راه زيادى پيموده بود از ديدن ميل گنبد خوشحال شد و حدس زد كه آنجا شهر بزرگى باشد. چون آنجا را تقريباً غيرمسكونى و ده كوچكى ديد، بسيار ناراحت شد و امر به تخريب گنبد داد ولى خوشبختانه بنا از بلا در امان ماند.
روس ها و انگليسى ها نيز به اميد يافتن مقبره احتمالى و عتيقه جات بارها دست به حفارى در محوطه برج زده اند و نيز زمانى روس ها ستاد امور انتظامات و قراولخانه خود را پاى گنبد بنا كرده بودند كه باعث شد قسمت هايى از گنبد مخروطى شكل بر اثر اصابت گلوله
توپ هاى روسى، خراب شود.
دلايل ساخت اين بناى عظيم نيز يكى ديگر از سؤالاتى است كه همواره مطرح بوده و همواره نظريات گوناگونى در اين مورد وجود دارد. محتمل ترين انگيزه ساخت چنين بنايى
مى توانسته تخصيص آن به منظور آرامگاه بانى آن قابوس بن وشمگير باشد. رسمى كه هميشه در بين پادشاهان بزرگ وجود داشت تا نامى جاودانه از خود برجاى بگذارند. همچنين بعيد نيست كه تنها هدف از ساخت چنان بناى باشكوه و معظمى نمايش قدرت، هنر و ايجاد بناى يادبودى براى يادآورى جلال دوره سلطنت بانى آن باشد.
مدير پژوهشى پايگاه تاريخى شهر جرجان - گنبدكاووس، در مورد دلايل ساخت برج مى گويد با توجه به ارتفاع زياد بنا اين توجيه كه ساختمان مذكور به منظور نشانه و نماد شهر جرجان و راهنماى مسافران در دشت گرگان باشد در ذهن قوت مى يابد. در معمارى ايرانى به بناهاى كشيده و معظم (ميل)، همچون گنبدقابوس كه به منظور تعيين مسير مسافران در طول راه ها احداث مى شده بسيار برمى خوريم. حتى اگر اين گنبد در ابتدا با چنين هدفى ساخته نشده باشد بدون شك چنين وظيفه اى را ايفا مى نموده است.
همچنين به علت نبود فناورى پيشرفته در زمان ساخت و با توجه به ارتفاع زياد بنا، استفاده از داربست در ساخت بنا غيرممكن مى نمايد. از اين رو براى مصالح رسانى و كار بر روى ساختمان بى گمان به جاى داربست از خاكريز و متراكم كردن خاك در پيرامون بنا به صورت مارپيچ و پله اى تا رأس آن استفاده شده است.
جاويد ايمانيان عقيده دارد كه از خاكريز به جاى داربست در ساخت ابنيه معمارى اسلامى بسيار استفاده شده است. مثلاً در ساخت بناى باشكوه تاج محل در هند براى حمل قطعه سنگ هاى بزرگ مرمر كه براى ساختن گنبد مقبره به كار مى رفت، چهار جاده شيبدار از فواصل دور تا بالاى اسكلت بنا به وسيله خاكريز كشيده و تخته سنگ هاى مرمرين به وسيله چندين ارابه جهت نصب به بالاى ساختمان منتقل شده است.
ايمانيان مى افزايد: پس از پايان كار ساختمان بناى گنبدقابوس، خاك هاى پيرامون آن را به اطراف پراكنده اند تا قامت شكوهمند برج نمايان گردد، ليكن تا ارتفاع تقريبى
۱۵ مترى از سطح زمين خاك ها را باقى گذارده اند و چون بر طبق پيش بينى هاى قبلى تا اين ارتفاع بدنه استوانه اى برج را بدون هيچ گونه آرايشى چيده اند. پس از پراكندن خاك هاى اطراف آن، اين قسمت به عنوان پى بنا در نظر گرفته شده بود تا با پله اى سترگ بر سطح تپه مزبور گشوده شود. بدين خاطر هم اكنون چنين به نظر مى رسد كه بناى گنبد بر روى تپه اى بزرگ ساخته شده است.
اين بناى باشكوه در سال ۳۷۵ هجرى شمسى ساخته شده و همزمان با آن حكيم ابوالقاسم فردوسى (۴۱۱ - ۳۳۰ هجرى قمرى) سرايش كتاب گرانقدر خود شاهنامه را تقريباً همزمان با بناى برج قابوس به اتمام رسانده است.
گيلان، خانه اسناد ندارد
سيد ايمان ضيابرى

حساسيت كار فرهنگى در گيلان بسيار بالاست. استانى كه روزگارى دروازه اروپا بوده و به طور مستقيم، با دستاوردهاى فرهنگى و علمى كشورهاى ديگر ارتباط نزديك داشته و از نخستين استانهايى بوده كه اين دستاوردها را براى زندگى روزمره خود به كارگرفته است. استان گيلان جزو نخستين استانهاى ايران است كه پژوهش و تحقيق را به صورت مدرن و امروزى گسترش و رواج داده و با منتشر كردن نخستين نشريات و روزنامه هاى كشور و پرورش پژوهشگران، نويسندگان و محققان برجسته، سهم خود را در توليد علم و نهضت نرم افزارى كشور، به انجام رسانده است. در حال حاضر نيز در گيلان حداقل از لحاظ كمى، مى توان بيشترين تعداد نشريات، خبرنگاران، نخبگان، پژوهشگران و محققين ملى و بين المللى را يافت كه نام خود را در عرصه هاى مختلف جهانى و كشورى مطرح كرده اند و با تلاش و همت شخصى خود، جاى خود را در عرصه هاى علمى و فرهنگى كشورى تثبيت نموده اند. از چاپ كتاب و انتشار مقالات متعدد و پربار گرفته تا به ثمر نشاندن آثار تحقيقى و پژوهشى و تاليف دايرة المعارف و فرهنگ لغات معتبر، همگى از كارهايى هستند كه در فرصتهاى مختلف، گيلانيان پژوهشگر و محقق با تدوين و انتشار به نام خود ثبت كرده و ثابت نمودند كه همواره در كار توليد فكر، انديشه و آگاهى بخشى به اقشار مختلف مردم، فعال و پرتلاش هستند.
اما به نظر مى رسد بدون داشتن دسترسى لازم و كافى به منابع مفيد علمى و اسناد و مدارك معتبر براى به ثمر نشاندن يك اثر تحقيقى پربار، مستند و مستدل، نتوان به كار علمى و پژوهشى ادامه داد و غذاى روح و فكر قاطبه مردم را فراهم نمود. عليرغم وجود برخى منابع و برخى كتابخانه ها كه به صورت پراكنده در سطح استان در يك حد معقول و معتدل، خدمات دهى به پژوهشگران و اهل فكر گيلانى را انجام مى دهند، اما نياز به ايجاد مركز اسناد رسمى گيلان كه بتواند هزاران هزار سند و مدرك تاريخى و نسخ خطى كم ياب مربوط به گيلان را از سراسر كشور جمع آورى كند، نيازى است كه مدتهاست احساس مى شود و به راحتى نيز نمى توان از اين نياز چشم پوشى كرد. دكتر كيانوش كيانى، رئيس مركز اسناد رسمى كشور در سفرى كه چندى پيش به گيلان داشت، قول داده بود كه در صورت همكارى و مساعدت استاندارى گيلان در اختصاص دادن تنها يك اتاق معمولى يا يك ساختمان براى راه اندازى مركز اسناد، كار ساخت و تجهيز اين مركز را پيگيرى خواهد كرد. دكتر محمد حسن اصغرنيا، مشاور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى و عضو هيأت علمى دانشگاه گيلان نخستين كسى بود كه در اين باره با «ايران» گفت وگو كرد. وى اظهار داشت: هر جامعه اى اگر بداند كه گذشته اش چه بوده، با افتخار به زندگى خود ادامه مى دهد. تاريخ يكى از منابع و مآخذ شناخت پيشرفت انسانهاست و هر كشور و ملت و قومى كه تاريخ مستندترى داشته باشد، فرهنگ بانان بهترى نيز خواهد داشت. فرهنگ بانان در جامعه اى تربيت مى شوند كه آن جامعه هويت داشته باشد. هويت ملى ما به دست كسانى ساخته شده كه جامعه از آن مى تواند بهره مند شود مشروط بر آنكه بداند گذشتگان چه كرده اند و براى آينده چه انديشيده اند و ما چگونه مى توانيم راه آنان را ادامه دهيم.
دكتر اصغرنيا افزود: اگر امروز ايران درسطح جهان مطرح است، نه تنها به خاطر منابع زيرزمينى اش بلكه به خاصر انسانهاى بزرگى بوده كه داشته. در تاريخ صدساله اخير ايران، رويدادها و شخصيتهاى بسيارى ظهور كرده اند و براى تقويت نيروى انسانى از فرهنگهاى ديگرى نيز بهره برده اند. مانند اميركبير كه يك فرهنگبان بزرگ بود و كسانى همچون ميرزا صالح شيرازى را به اروپا فرستاد كه محصول كارش «كاغذ اخبار» نخستين نشريه اى است كه براى ايران به عنوان سوغات به ارمغان آورده است. وى گفت: اگر بخواهيم گيلان را بهتر بشناسيم بايد به شخصيتها و رويدادهاى مهم آن توجه داشته باشيم و اين كار از طريق توجه به اسناد صورت خواهد گرفت. اگر خانه اسنادى در استان گيلان به وجود آيد، مطمئن هستم مردم فرهنگدوست و فرهيخته گيلان نه تنها به آن توجه خواهند كرد بلكه بسيارى از اسنادى كه در خانه هاى خود نيز دارند، به مركز اسناد خواهند سپرد تا مورد استفاده همگان قرار گيرد.» دكتر اصغرنيا خاطرنشان كرد: سيزده نماينده مجلس استان گيلان با هر خط و فكر و گرايش مى توانند سازمان مديريت و برنامه ريزى را تشويق كنند كه اين مركز در استان به وجود بيايد. منطقه گيلان مستعدتر از استانى مانند يزد است كه مركز اسناد آن ۲سال پيش افتتاح شد. نمايندگان مجلس با اين كار مى توانند حداقل دين خود را به اين سامان و موكلين خود ادا كنند.
عضو هيأت علمى دانشگاه تهران افزود: از هم اكنون برنامه ريزان ساخت كتابخانه بزرگ شمال كشور در باغ محتشم رشت مى توانند نمايشگاه دايمى اسناد را مربوط به درياى خزر، نهضت جنگل، نهضت مشروطه و امثالهم پيش بينى كنند.»
محمود نيكويه، پژوهشگر گيلان شناس مى گويد: پژوهشگران گيلانى با وجود داشتن كتابخانه ملى رشت، با فقر عظيم منابع مكتوب مواجه هستند چرا كه كتابخانه ملى رشت بر اثر عدم توجه كافى مسئولين به اين كتابخانه با عدم تهيه كتابهاى تازه منتشر شده براى آن و عدم تخصيص بودجه درخور جهت تجهيز و بهينه سازى آن پژوهشگران گيلانى را براى تهيه كتابهاى ناياب و تازه ياب روانه پايتخت مى كنند تا احياناً در مركز كشور موفق به تهيه منابع مورد نظر خود شوند.
نيكويه در گفت و گو با «ايران» افزود : گذشته از كتاب، بى توجهى در زمينه اسناد استان گيلان با دارا بودن تاريخ و تمدنى كهنسال كه ايجاد نخستين دواير دولتى همزمان با تهران و انتشار روزنامه و مجلات بى شمار از انقلاب مشروطه تاكنون را به خود ديده، متأسفانه به سبب عدم وجود مكانى مناسب جهت نگهدارى اسناد و استفاده از آن براى پژوهشگران گيلانى و عدم دسترسى آزاد براى محققان و دانشجويان منطقه موجبات فقر تحقيق و افت آن و كم شدن عيار علمى كتابها و مقالات پژوهشگران گيلانى را فراهم نموده است.
فريدون نورزاده پژوهشگر و نويسنده قديمى و باسابقه گيلانى كه او را با كتابها و آثار متعددش مى شناسيم نيز گفت: در سازمان اسناد بنياد مستضعفان، چند گونى سند در مورد مهاجرت مردم گيلان وجود دارد. من خودم اين اسناد را ديده ام. اما چرا پژوهشگران گيلانى نبايد از اين اسناد استفاده كنند. اين حق را نبايد از پژوهشگران استان سلب كنيم. من بارها به استاندار سابق استان گفتم، ما نياز به مركز اسناد داريم. ولو اين كه براى ايجاد اين مركز هزينه هاى زيادى را متقبل شويم. اين مركز نياز روز استان گيلان است.
نوزاد در بخش ديگرى از سخنان خود اضافه كرد: اگر مركز اسنادى هم تشكيل شود، نبايد اين مركز را به مركز اسناد دولتى تبديل كنيم بلكه بايد آن را به مركز اسناد ملى تبديل كنيم و اشخاصى كه از اين اسناد نگهدارى مى كنند و وظيفه نگهدارى آن را بر عهده خواهند گرفت بايد اشخاص صاحبنظر گيلك باشند.
جعفر بخش زاد محمودى، مؤلف و نويسنده قديمى گيلانى نيز گفت: به عقيده من بايد محققينى كه قرار است از اين مركز استفاده كنند، شناسنامه و كارت اعتبارى و معرفى نامه داشته باشند. مثلاً روزنامه ۲۰۰ سال قبل ارزش تاريخى دارد و نمى توان به همين راحتى تنها يك اتاق باز كرد و سندها را در آن ريخت!
اصغر نژادبخش، پژوهشگر و نويسنده نيز معتقد است: در مورد ضرورت تشكيل مركز اسناد گيلان همينقدر بس بگويم كه در حال حاضر تا سقف هفتاد هزار و بلكه بيشتر سند تاريخى، فرهنگى، سياسى و هنرى درباره گيلان در مركز اسناد رسمى ايران و در مركز پژوهشهاى فرهنگى بنياد مستضعفان تهران در خيابان فرشته وجود دارد و در صحبتى كه من با مسئولين اين مراكز داشتم، اعلام آمادگى كردند كه به محض اختصاص يافتن فضاى لازم براى ايجاد مركز اسناد گيلان، بخش اعظم اين اسناد را چه به صورت متن، تصويرى و عكس در اختيار گيلان قرار خواهند داد.
نژادبخش افزود: متأسفانه تا امروز عليرغم تمام پيگيريهاى به عمل آمده، اين آرزوى ديرينه ما گيلانى ها جامه عمل نپوشيده و برآورده نشده در حالى كه شهرهايى مانند تبريز، اصفهان، كرمان وشيراز هركدام از چندين سال قبل داراى اين مركز بوده اند و جاى تأسف است كه گيلان با آن سابقه درخشان فرهنگى و تاريخى هنوز از داشتن چنين مركزى محروم است. وى در ادامه گفت: بسيارى از پژوهشگران و محققان گيلانى به دليل نبودن چنين مركزى مجبورند اغلب براى تحقيقاتشان راهى تهران شوند در حالى كه با بودن چنين مركزى در استان، نحوه دسترسى به اين اسناد بسيار سهل الوصول باشد. افشين پرتو، گيلان شناس برجسته كه اخيراً نيز همايش ديلمان را برگزار كرده، مى گويد: اسناد بسيارى در مورد گيلان وجود دارد كه اگر همگى در يك مكان جمع شود، به نفع تحقيق و پژوهش اين سامان خواهد بود. دكتر كيانى، رئيس مركز اسناد ايران در همايش تالش شناسى در ايروان ارمنستان اعلام كرد كه بيش از ۲ ميليون برگ سند در مركز اسناد ايران وجود دارد كه اين امر نشان دهنده وجود انبار عظيمى از سند در مورد تاريخ معاصر ايران است. ايشان از سه سال پيش پيشنهاد انتقال اسناد مربوط به گيلان به شهر رشت را دادند و بارها هم اعلام كردند اگر محلى براى استقرار اين اسناد در اختيار مركز اسناد ايران قرار گرفته شود، آمادگى كامل دارند كه اسناد مربوط به گيلان را به اين استان قرار دهند.
پرتو خاطرنشان كرد: من خودم در مورد همايش ديلمان شناسى، در مراجعه اى كه به اين مركز داشتم، شايد حدود ۲۰۰۰ برگ سند فقط در مورد سياهكل در اين مركز پيدا كردم. اگر چنين مركزى در رشت ايجاد شود، شكى در آن نيست كه محققين و پژوهشگران گيلانى، براى اطلاع از رويدادهاى معاصر كشور مى توانند خيلى راحت، به اين اسناد دسترسى پيدا كنند و رنج سفر به تهران را به جان نخرند اما متأسفانه هيچ يك از ارگان ها و نهادهاى استان گيلان، اين پيشنهاد زيباى دكتر كيانى را جدى نگرفته است. وى در پايان افزود: استاندارى براى برنامه ريزى در اين زمينه هيچ چيزى از خود نشان نداده و اقدامى نكرده است. بقيه نهادها هم منتظرند ببينند چه نهادى پيشقدم مى شود و همين هم سبب شده تا يكى از موقعيتهاى تحقيقى و پژوهشى از محققان اين سامان گرفته شود.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   ميراث فرهنگى   |   مهرگان   |   حقوقى   |   ماجرا   | 
|   كودك   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |