مژده شرقى
گروه انديشه: هنوز خيلى نگذشته است از نامه جمعى از استادان حوزه و دانشگاه به مقام معظم رهبرى درباره ضرورت بازنگرى در علم و علم آموزى و نگاه به عالمان و انديشمندان و پاسخى كه ايشان به اين خواسته ها دادند تا جنبش تازه اى در مسير علم و انديشه بعد از پيروزى انقلاب اسلامى شكل گيرد، حركتى كه بايد به يك نهضت تبديل شود.
در چند سال گذشته و در سايه اين حركت بديع، عالمان و انديشمندان قدر و ارزشى دوباره يافتند و در پى اين نهضت جديد كم نبودند عالمانى كه مراسم نكوداشت و بزرگداشت آنها - كه راهكارى عملى براى ترويج علم است - از سوى علاقه مندان، شاگردان و نهادهاى مسئول بر پا شد.
در مجموعه اين پاسداشت ها اين بار جمعى از شاگردان و علاقه مندان مردى بزرگ در قالب يازده مؤسسه و سازمان و نهاد گرد هم آمدند تا زحمات ۶۰ ساله يك استاد را ارج نهند. استادى كه پنجم آذر ۱۳۰۷(هـ .ش) در روستاى بگلر يكى از توابع قوچان ديده به جهان گشود و اكنون پس از گذشت نزديك به هشتاد سال از عمر پربركتش نزديك ۱۰۰ جلد كتاب به جامعه علمى كشور اهدا كرده است. آثارى كه برخى از آنها مفاخر فرهنگى ماست.
پنجشنبه ۹ آذر در تالار شيخ صدوق(ره) آستان مبارك حضرت عبدالعظيم حسنى (ع) همايش گراميداشت حجت الاسلام والمسلمين استاد عزيزالله عطاردى برگزار شد.
به منظور آشنايى بيشتر با اين عالم ربانى بر آن شديم تا ساعتى با متولى يكى از سازمان هاى مشاركت كننده برگزارى اين همايش، سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از كشور گفت وگو كنيم.
حجة الاسلام والمسلمين محمدرضا نوراللهيان از مديران دفتر مقام معظم رهبرى و رئيس سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از كشور كه خود از شاگردان قديم استاد عطاردى بوده، ساده و صميمى از شيخ عزيزالله عطاردى برايمان گفت. مردى كه گمنامى اش در محافل حوزوى و دانشگاهى از تلخى هاى روزگار ماست.
در آغاز توضيح دهيد كه چرا دوستان و شاگردان استاد به برگزارى چنين همايشى تصميم گرفتند؟
استاد عطاردى در بين علماى دينى ويژگى هاى خاصى دارند كه اين خصوصيات ما را ملزم مى كرد كه همايش در خور و شايسته شخصيت اين بزرگوار برگزار كنيم. يكى از اين ويژگى ها دانش سرشار اين بزرگوار است. از دلايل ديگر اين تكريم سختكوشى ايشان است و در نگاهى ديگر حركت و فعاليت استاد در حوزه ها و زمينه هاى علمى بارز و برجسته است و لزوم توجه دادن جامعه به اين موضوعها ، منجر به برگزارى چنين همايشى شد.
استاد عطاردى در تمدن شرق و تاريخ نويسى، يكى از بزرگترين و كهن ترين تمدن هاى بشرى يعنى خراسان بزرگ كه با تعريف ايشان از ده نمك گرمسار تا دره فرغانه و دره رود سيحون و جيحون را دربرمى گيرد، كار تحقيقاتى انجام داده اند كه حاصل آن در كتاب فرهنگ خراسان آمده است. البته اين ها فقط گوشه اى از بزرگى هاى استاد است كه شايسته تقدير است.
در سال هاى اخير كم بودند علمايى كه غير از مباحث حوزوى به علوم ديگر پرداخته اند، اما استاد عطاردى به جغرافيا، تاريخ ادبيات و... هم پرداخته اند و در اين حوزه ها آثار ارزشمند دارند. به تعدادى از آثار ايشان اشاره مى كنيد؟
موضوع خوبى مطرح كرديد. ايشان به شعر هم گرايش داشته اند و درباره شاهنامه كار خوبى انجام داده اند. استاد در ادبيات بويژه ادبيات عرب هم كارهاى خوبى انجام داده اند. براى نمونه بر «تاج العروس» كار كردند كه در شانزده جلد همه لغات فارسى را كه وارد زبان عرب شده، معرفى كرده اند، اين كتاب فقط در لغت نيست و كتاب رجالى هم است. استاد در اين كتاب هم اعلام اين لغات را استخراج كرده اند، البته استاد لغات مشكل تاج العروس را هم كتاب ديگرى تبيين و تفسير كرده اند.
در زمينه رجال هم ايشان از مردان رجالى معتبر و قابل قبول هستند. استاد در ۸ رشته اثر دارند. درباره نهج البلاغه آثار فاخرى دارند، البته بزرگان ديگرى هم در اين باره كار كرده اند، اما شايد استاد عطاردى نخستين كسى باشد كه با اين تنوع و گستردگى كار كرده اند.
استاد هنگام تحقيقات سفرشان به هند نهج البلاغه اى قديمى و موثقى را مربوط به قرن ششم يافتند و آن را ترميم و احيا و از آن ميكرو فيلم تهيه كردند.
درباره سيد رضى و شاگردانش هم كتابى نوشته اند و به همت ايشان يكى از قديمى ترين و موثق ترين نسخ خطى نهج البلاغه تصحيح شد و براى استفاده محققان آماده كرده اند.
استاد درباره نهج البلاغه ۸ مورد تحقيق دارند و در اين زمينه نزديك به۱۰۰ جلد كتاب تأليف و ترجمه و تصحيح كرده اند. ايشان در زمينه جغرافيا و تاريخ هم كارهاى فاخرى انجام داده اند كه از آن جمله مى توان به احياى كتاب نيمروز اثر ذوالفقار كرمانى اشاره كرد كه از نسخ قديمى و ارزشمند ماست.
استاد براى بررسى و به دست آوردن منابع خودشان سفر مى كردند؟
ايشان كتابى دارند با عنوان سيرى در كتابخانه هاى هند، پاكستان و... كه در برگيرنده سفرنامه هاى استاد است كه در بيش از ۵۰۰ صفحه چاپ شده. استاد يكى از كهن ترين متون تاريخى قرن سوم را در همين سفرها مطالعه كرده و از كتاب «التدوين فى التاريخ قزوين» ميكرو فيلم تهيه كرده و به تصحيح آن همت گماشته اند. به خاطر دارم يكى از وزراى فرهنگ سابق بشدت علاقه مند به اين كتاب بود و براى گرفتن آن به خانه استاد بسيار رفت و آمد مى كرد. استاد به كار ميدانى خيلى اعتقاد داشت و به كشورهاى گوناگونى مانند هند، پاكستان، تاجيكستان، مصر، يمن، ايتاليا، انگليس و كشورهاى عربى سفر كرده و از كتابخانه ها و مراكز تاريخى آنها ديدن كرده اند. استاد روز خود را در ميان كتاب ها به سر مى برد و تقاضا مى كرد كه شب را هم در اين كتابخانه ها سپرى كند. استاد خودشان فيش بردارى مى كردند و اين از كارهاى منحصر به فرد يك تاريخ نگار و تاريخ نويس است. روش و متد استاد نو، مثال زدنى و ناشى از عشق است.
بيشتر كارهاى پژوهشى به عنوان كارى جمعى تعريف مى شود ولى چرا استاد به تنهايى كار مى كند؟
كار جمعى يك تاريخ و پيشينه دارد. مرحوم مجلسى در چهارصد سال پيش گروهى كار مى كرد و كار گروهى را سامان داد، روشمند حركت مى كردند و روش وى هنوز كارايى دارد و زنده است و اين چنين مبناى نظرى حكومت صفوى را مهيا كردند و اين نشان از آن دارد كه در اين كار مبنايى عمل كردند. اما استاد عطاردى كار گروهى نكرده اند و اين هم قابل تقدير است و هم شايد جاى نقد داشته باشد، اما فكر نمى كنم زحمت و سختى هايى كه ايشان كشيده اند علامه مجلسى كشيده باشند.
استاد عطاردى از محضر كدام استادان بهره برده اند؟
استاد عطاردى افتخار شاگردى علامه امينى، آيت الله شيخ آقا تهرانى و استاد على اكبر غفارى را داشتند. همچنين ايشان شاگرد مرحوم آقا عزيز طباطبايى نسخه شناس بزرگ بوده اند. ايشان علاوه بر ۲ سال شاگردى استاد غفارى درس آيت الله خويى و آيت الله نجفى مرعشى را تجربه كرده اند.
استاد عطاردى در زمينه نسخه شناسى صاحب چه آثارى است؟
حجت الاسلام والمسلمين عطاردى يكى از نسخه شناسان بزرگ ماست كه عمرى را با نسخه هاى قديمى در كتابخانه هاى گوناگون گذرانده اند و در اين حوزه صاحب اثرهاى بسيارى هستند. اين نكته را هم بگويم كه استاد معتقدند در ميدان تاريخ بايد كار دقيقى انجام داد تا دچار مشكلات دورنگارى نشد چون نقل و انتقال اطلاعات و اخبار ممكن است با خطا همراه باشد. استاد خودشان عكسبردارى مى كردند. ايشان هميشه دوربين به دست بوده اند. از آقاى واعظ طبسى، توليت آستان قدس شنيدم كه اين موضوع را كه قبه حضرت رضا(ع) در طبقات پايين تر است، استاد به ايشان اطلاع داده اند. استاد در سال هاى ۵۷ و ۵۸ پس از پيروزى انقلاب اين موضوع را به توليت آستان قدس گفته اند و معمارى جديد آستان حضرت رضا(ع) بر اين اساس شكل گرفته است. يادم است استاد نظر متفاوتى با ساير علما درباره مسير حركت امام رضا(ع) داشتند و در اثبات اين موضوع با ماشينى كه ميرحسين موسوى به قيمت دولتى به ايشان داده بود و اسباب سفرشان بود به يزد رفتند تا بخشى از مسير را كه مى خواستند درباره آن تحقيق كنند از نزديك در كوير ببينند. بعد از انجام اين تحقيقات بسيار راضى و خرسند بودند.
ماجراى نشر عطارد و مؤسسه فرهنگى خراسان چيست؟ چرا استاد مايل اند براى هر كارى خودشان آستين بالا بزنند؟
استاد يك قوچانى زاده اند و اصالت كرد دارند و از روستاى بيگلر قوچان هستند. ايشان به اصالت شان افتخار مى كنند و خودشان اين موضوع را در شرح زندگى شان آورده اند. استاد با روحيه اى كه ريشه در كوه و دشت دارد وارد عرصه تحقيق، دانش و پژوهش شدند. اين فضا كه از ۶۲ سال پيش شكل مى گيرد موجب مى شود كه ايشان بنياد فرهنگى خراسان را ثبت كنند و نشر عطارد در اين بنياد، بنيان نهاده مى شود. استاد خودشان فيش بردارى مى كنند، خودشان تنظيم و تدوين را انجام مى دهند و خودشان كتاب مى نويسند و در كار طراحى و تهيه كاغذ دخيل هستند. بيشتر كارهايشان فردى بوده، اما دختر خانم شان كه تحصيلات عالى هم دارند به ايشان كمك مى كنند.
همسر استاد، خانم رجايى كه برادرزاده شهيد رجايى هم هستند، در شكل گيرى اين نيم قرن زندگى علمى استاد چه نقشى ايفا كردند؟
نبايد از نقش همسر استاد چشم پوشيد زيرا مردان بزرگ، همسران بزرگ دارند. خانم رجايى در سفر هند كه همراه استاد بودند نزديك به ۶ هزار صفحه برايشان تايپ مى كنند. البته همه مى دانند كه زندگى در كنار يك محقق چقدر سخت است، اما ايشان هميشه در كنار استاد بوده اند. از ۱۳ سال پيش تا نزديك به ۷ سال پيش استاد در خانه اى در خيابان امامزاده قاسم زندگى مى كردند و محل كار استاد هم يك اتاق ۳ در ۴ بود كه بشدت هم رطوبت داشت چون قناتى از زير خانه مى گذشت و تكه اى از كوه البرز هم در خانه سر برآورده بود كه استاد مى گفت: «ما به كوه البرز تكيه داده ايم.»
استاد به خاطر وسواس و علاقه اى كه به كار دارند دوست دارند در همه مراحل كار دخيل باشند و نظارت كنند. شكل گيرى مؤسسه خراسان هم بر مى گردد به ۲۰ سال پيش. استاد چهل سال و اندى پيش هنگام ورود به تهران در مسجد الجواد(ع) كه بزرگانى چون استاد مطهرى، مرحوم طالقانى و ... در آن سخنرانى مى كردند، منبر مى رفتند. استاد مطهرى در كتاب «خدمات متقابل ايران و اسلام» كه چهل سال پيش نگاشته شده، ۷ بار از ايشان ياد كرده و مى گويند همه تحقيقات مربوط به يمن و شبه قاره را از استاد عطاردى گرفته ام.
از قول استاد شنيده ام كه بركت كارشان را از كار شرح حال حضرت عبدالعظيم (ع) مى دانند. چرا استاد به سراغ اين كتاب رفتند؟
ايشان قبل از هر چيز يك محدث هستند و بايد به درايه، رجال و... دقت كنند. ايشان بر اثر اين دقت در مى يابند كه سند بسيارى از روايات از قول حضرت عبدالعظيم حسنى (ع) آمده است، پس تصميم مى گيرند رواياتى را كه از ايشان است، جمع آورى كنند. در مجموع به ۷۹ رواياتى مى رسند. استاد براى اين كار همه بحارالانوار را مطالعه مى كنند. پس از آن، اين روايات را دسته بندى و تصحيح و در يك مجموعه تنظيم مى كنند. علاوه بر اين، فهرست استادان و شاگردان حضرت را هم به كتاب اضافه مى كنند و شرح حال آنها را مى نگارند. وقتى تصميم به چاپ اين كتاب مى گيرند، متوجه مى شوند كه بد نيست زندگينامه و اطلاعاتى درباره حرم اين حضرت را هم به اين مجموعه اضافه كنند. خود استاد مى گويد: «وقتى طلبه اى ۳۰ ساله بودم، اين كتاب را نزد آيت الله شيخ آقا بزرگ تهرانى در نجف بردم و گفتم كه چنين كردم. ايشان گفتند كه بياور ببينم. گفتم كه فردا مى آورم، اما ايشان گفتند امشب بياور، مى خواهم عشق شبم باشد.»
جناب شيخ بسيار استاد را تشويق مى كنند. استاد هم مى گويند به من يك خط فكرى بدهيد. مى خواهم تاريخ خراسان را با محوريت حضرت على بن موسى الرضا (ع) بنويسم. شيخ آقابزرگ جمله اى به استاد مى گويند كه به قول خودشان ۵۰ سال است ايشان را دوانده و هنوز هم در گوششان است. شيخ فرمودند: «جوانيد، همت كنيد، مى توانيد.»
استاد مجموعه كتابى دارند با عنوان «مسانيد اهل بيت (ع)، قدرى درباره اين مجموعه صحبت كنيد. در ظاهر اين كتاب، مرجع خوبى براى مفسران قرآن و احاديث شده است.
شاهكار علامه عطاردى همين سندهاست. سند هر چيزى است كه مى شود به يك انسان استناد پيدا كند. استاد از امام على (ع) تا امام عسگرى (ع) همه سندها را تنظيم و چاپ كردند، به جز سند امام على (ع) كه آماده چاپ است. بد نيست خاطره اى درباره اين مجموعه بگويم. من ۲۶ سال پيش خدمت آيت الله واله بودم. مرحوم آقاى واله دو جلد كتاب جلويم گذاشتند و گفتند مقدمه اين ها را ببين، اين مؤلف ۲۵ سال تمام كتابخانه هاى دنيا را گشتند تا هرچه را كه امام رضا (ع) فرموده اند، حتى در كتاب هاى گمنام مصر و هندوستان، جمع آورى كنند. البته در همين ۲۵ سال سند امام صادق (ع) هم شكل گرفته است.
سند ائمه در تاريخ اهل بيت سابقه ندارد. سند امام صادق (ع) را كه به ۲۲ جلد رسيده است، خدمت آيت الله سيد عزالدين زنجانى معروف به آيت الله امام بردم، هرچند ايشان ضعف و پادرد داشتند، اما برخاستند و اين سند را از من گرفتند، بوسيدند و آن را بر چشم هايشان گذاردند و بسيار در فضايل و مكارم استاد عطاردى و اين مسانيد سخن گفتند.
اين بزرگان اغلب به دليل اخلاق و سلوك زندگى شان كمتر از خودشان صحبت مى كنند و اين وظيفه بر دوش نزديكان و شاگردانشان است، پس حق شاگردى را ادا كنيد.
من از بستگان نسبى استاد نيستم. البته بستگان ايشان مصاحبه هايى كرده اند كه در يادنامه ايشان آمده است، اما من به عنوان يك شاگرد در اين ۲ دهه با استاد مأنوس بوده ام، البته من با كتاب حضرت عبدالعظيم (ع) كه چهل سال پيش آن را دو تومان خريدم، با استاد آشنا شدم كه در بيست سال گذشته اين ارتباط بسيار نزديك تر شد.
من شاگرد شهيد هاشمى نژاد بودم و در دوران انقلاب خيلى دوست داشتيم داستان مردان انقلابى را بخوانيم و اين كتاب استاد خيلى به ما كمك كرد، چون حضرت عبدالعظيم (ع) يك انقلابى تمام عيار است.
من استاد عطاردى را فوق العاده بى رغبت به دنيا مى دانم. در ۸۰ سالگى با اين حجم كار، ائمه جماعات و علماى تهران ايشان را نمى شناسند! استادان تاريخ و دانشگاه حتى نام ايشان را نشنيده اند و از خدمات پنجاه ساله او نا آگاهند. فقط خدا مى داند كه استاد عطاردى چقدر سندهاى قديمى را از خطر نابودى نجات داده و در حفظ آنها كوشيده اند.
يادم مى آيد روزى به من گفتند كه در خط ششم ايستگاه راه آهن مشهد قبرى يافته ام كه به احتمال زياد مربوط به «ميلى» شاعر معروف است. من عكس هايى را كه استاد گرفته بود، براى مرحوم حجتى - رئيس وقت راه آهن مشهد كه در انفجار قطار مشهد مرحوم شد - فرستادم و وى با تغيير نقشه آن قبر را حفظ كرد و اكنون بين خطوط پنجم و هفتم اين ايستگاه قبر مذكور حفظ شده است. اينهاست كه نام استاد را بزرگ كرده است و به قول خود استاد، آنچه ايشان را عزيز كرده است، ارادت به ائمه اطهار (ع) است.
مقام معظم رهبرى چندى پيش موضوع توليد علم و جنبش نرم افزارى را مطرح كردند، سؤال آخرم در اين باره است، هرچند دردناك و تلخ است. چرا استاد عطاردى تا اين اندازه گمنام زندگى كرده اند و ما نسبت به ايشان غافل بوده ايم؟ درست است كه اين بزرگان اغلب دوست دارند در تنهايى عمر بگذرانند، اما ما بايد چه كنيم و وظيفه ما چيست؟
به نظرم حضرت آقا مى خواستند همين سؤالها مطرح و باب برگزارى چنين برنامه هايى باز شود. من هم به منظور اهميت اين موضوع و بيان گوشه اى از زحمات استاد، مقاله اى را با عنوان نقش استاد در توليد علم كه از سوى استاد فلاحتى آماده شده بود، در اختيار مقام معظم رهبرى قرار داده ام. البته اين نكته را هم بگويم كه استاد عطاردى در جمع خواص شناخته شده اند و امروز همه بزرگان به ايشان اداى دين مى كنند. از اين كه در اين موارد روزنامه ايران همت كرده و پيشقدم شده، تشكر مى كنم.
روزشمار زندگى استاد۱۳۰۷ - تولد در روستاى بگلر از توابع شهرستان قوچان
۱۳۱۲ - رفتن به مكتب خانه براى آموزش قرآن، تجويد و كتب فارسى
۱۳۲۱ - آغاز تحصيل علوم دينى با كتاب جامع المقدمات
۱۳۲۵ - ورود به حوزه علميه قوچان در مدرسه عوضيه
۱۳۲۷ - ورود به مشهد مقدس براى ادامه تحصيل و سكونت در مدرسه بالاسر
۱۳۳۱ - ورود به مدرسه علميه حضرت عبدالعظيم در شهررى
۱۳۳۲ - انتقال به مدرسه شيخ عبدالحسين در تهران
۱۳۳۴ - آغاز به كار تصحيح و تحقيق
۱۳۴۳ - سفر به نجف اشرف و بهره بردن از محضر استادان بزرگ حوزه نجف
۱۳۴۴ - ملاقات با علامه امينى و پيشنهاد تحقيق درباره كتاب تاج العروس
۱۳۴۴ - سفر به مكه و مدينه
۱۳۴۵ - سفر اول به هندوستان، پاكستان و افغانستان
۱۳۴۸ - سفر دوباره به پاكستان و هندوستان
۱۳۵۳ - سفر به كشورهاى يمن، مصر، سوريه و لبنان پس از سفر حج
۱۳۵۶ - سفر به اروپا و ديدار از كشورهاى انگلستان، فرانسه، بلژيك، آلمان و استانبول
۱۳۵۹ - سفر سوم به هندوستان
۱۳۵۶ - شروع به تحقيق درباره نهج البلاغه همزمان با هزاره نهج البلاغه
۱۳۶۰ - سفر چهارم به هندوستان و اقامت به مدت سه سال
۱۳۶۳ - چاپ كتاب رجال تاج العروس در هند
۱۳۶۶ - سفر به روسيه و ديدار از كتابخانه هاى مسكو، سن پترزبورگ و سفر به ازبكستان، تاجيكستان و تركمنستان