يكشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۵ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Sun, Dec 3, 2006
ديپلماتيك
۳۵۱۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
اينترنت
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
رسانه
گاه شمار
نگاهى بر سلسله پيروزى انتخاباتى جنبش ها و رهبران مبارز
گاه شمار
۳۰ پرده از زندگى هوگو چاوز
۲۸ جولاى ۱۹۵۴: «هوگو چاوز فرياس» در «سابانتا» به دنيا آمد.
۱۹۷۱: وارد آكادمى علوم نظامى شد.
۱۹۷۵: از آكادمى علوم نظامى فارغ التحصيل شد.
۱۹۸۲: چاوز جنبش انقلابى بوليوارى را سازماندهى كرد.
۴ فوريه ۱۹۹۲: چاوز كودتايى نافرجام را عليه «كارلوس آندرس پرز» سازماندهى كرد و به زندان افتاد.
۱۹۹۴: آزادى از زندان
۶ دسامبر ۱۹۹۸: هوگو چاوز با كسب ۵۶ درصد آرا در انتخابات رياست جمهورى ونزوئلا برگزيده شد.
۲ فوريه ۱۹۹۹: مراسم تحليف رياست جمهورى چاوز برگزار شد.
۲۵ آوريل ۱۹۹۹: ۸۸ درصد مردم به اعمال تغييرات در قانون اساسى رأى دادند.
۱۵ دسامبر ۱۹۹۹: قانون اساسى جديد با ۷۱ درصد آرا تصويب شد.
۳۰ جولاى ۲۰۰۰: تحت قانون اساسى جديد انتخابات رياست جمهورى ديگر بار برگزارشد.«چاوز» اين بار با ۵۹ درصد آرا به پيروزى رسيد تا براى ۶ سال ديگر بر مسند رياست جمهورى بنشيند.
۱۰ آگوست ۲۰۰۰: چاوز به عنوان نخستين رئيس جمهورى و مقام عاليرتبه كه از سال ۱۹۹۱ (جنگ خليج فارس) وارد عراق شده بود، به اين كشور سفر كرد تا مخالفت خود را با دولت آمريكا نشان دهد.
۲۲ آگوست ۲۰۰۰: براى دومين بار مراسم تحليف رياست جمهورى چاوز برگزار شد.
نوامبر ۲۰۰۰: چاوز با تصويب قانونى مبنى بر قرارگرفتن اداره اقتصاد عام و خاص دراختيار دولت، به قدرتى ويژه دست يافت.
نوامبر ۲۰۰۱: ۴۹ قانون دوران سلطه آمريكا ازجمله قوانين مربوط به اصلاحات ارضى و صنايع نفت را لغو كرد. اين كار او باعث شد افرادى كه با وجود اين قوانين سودهاى كلانى به دست مى آوردند، تبديل به دشمن چاوز شوند.
۱۰ دسامبر ۲۰۰۱: گروه هاى تجارى و اتحاديه هاى تجارى خواهان برپايى تظاهرات عليه «چاوز» شدند.
فوريه ۲۰۰۲: رئيس شركت ملى نفت را اخراج كرد.
۱۲ آوريل ۲۰۰۲: مخالفان رئيس جمهورى عليه وى كودتا كردند و به جاى او «پدرو كارمونا» را نشاندند.
۱۴ آوريل ۲۰۰۲: چاوز ديگر بار در ميان حمايت مردم به قدرت بازگشت.
آگوست ۲۰۰۳: مخالفان خواهان رفراندوم شدند.
۲ مارس ۲۰۰۴: ستاد انتخابات اعلام كرد تنها ۱‎/۹ ميليون امضا از ۳‎/۴ ميليون امضايى كه خواهان برپايى رفراندوم شده بودند، حقيقى و معتبر بوده است.
۲۱ آوريل ۲۰۰۴: ستاد انتخابات با برپايى رفراندوم در ونزوئلا براى بازگشت قوانين لغوشده، موافقت كرد.
۱۵ آگوست ۲۰۰۴: نتايج رفراندوم نشان داد ۵۸ درصد مردم موافق قوانين اعمال شده چاوز هستند.
دسامبر ۲۰۰۴: «چاوز» و «كاسترو» دو مخالف سرسخت آمريكا در ديدار تاريخى در كوبا بر تحكيم روابط دو كشور بيش از پيش تأكيد كردند.
فوريه ۲۰۰۵: چاوز اعلام كرد: آمريكا در تلاش براى ترور وى هست.
۴ دسامبر ۲۰۰۵: تمام ۱۶۷ كرسى مجلس به نفع چاوز اشغال شد و مخالفان هيچ جايى نيافتند. دليل اين امر بايكوت انتخابات از سوى مخالفان بود.
۱۹ فوريه ۲۰۰۶: چاوز اعلام كرد آمادگى شركت در دوره هاى بعدى انتخابات در ۲۰۱۲ را نيز دارد.
۱ آگوست ۲۰۰۶: مبارزات انتخاباتى رياست جمهورى شروع شد. اين نخستين بارى است كه رئيس جمهورى در ونزوئلا براى بار سوم نامزد كسب پست رياست جمهورى مى شود.
۱۹ سپتامبر ۲۰۰۶: چاوز در سخنرانى خود در سازمان ملل اعلام كرد: بوش «شيطان» است.
۳ دسامبر ۲۰۰۶: چاوز براى سومين بار در انتخابات رياست جمهورى ونزوئلا شركت كرد و...
جنبش سرخ پوشان در كاراكاس
265521.jpg
سال۲۰۰۶ براى بوش سال خوبى نبود؛ سياست هايش در عراق به بن بست انجاميد، سياست پشت پرده اش در جنگ اسرائيل با لبنان شكست خورد، در انتخابات ميان دوره اى آمريكا، ايام به كام رقيبان او شد و بالاخره پايگاه هاى سنتى ايالات متحده را در آمريكاى لاتين از دست داد تا سراسر اين بخش از قاره را موج جنبش هاى مردمى و چپ گرا فرا بگيرد. موجى كه شايد فقط پرو و مكزيك از آن در امان ماندند. نقطه اوج اين جنبش ها با پيروزى هفته پيش «رافائل كوره آ» در اكوادور رقم خورد، جوان باهوش فارغ التحصيل رشته اقتصاد از دانشگاه هاى آمريكا كه سابق بر اين وزارت دارايى اكوادور را در دست داشت و حالا با پيوستن «كوره آ» به جمع «اوو مورالس»، «فيدل كاسترو» و «كريشنر»، «لولا»، راسكوئز و بالاخره هوگوچاوز كه امروز شاهد رقابت شورانگيز او در انتخابات ونزوئلا هستيم گويى محور اميدى در آمريكاى لاتين شكل گرفته است تا اين بخش از فراموش شدگان كره زمين با رأى هايى كه به نفع رهبران مردمى به صندوق مى ريزند نشان دهند كه هنوز انديشه استقلال نمرده است.
«سيمون بوليوار» بعد از سفرهاى خود در خلال جنگ هاى استقلال در كشورهاى كلمبيا، اكوادور و پرو، در اوايل قرن نوزدهم، در ۱۸۲۵ جمله اى به ياد ماندنى را بيان كرد. او گفت: «ساكنان اين منطقه فقير و فلاكت بار حقيقتاً در بحران زندگى مى كنند. من آنچه را كه در توان دارم براى كمك به آنها به كار مى گيرم. زيرا اولاً اين كار نوعى بشردوستى است، دوم آنكه اين حق آنان است، و در آخر براى آنكه در ازاى هزينه اى اندك، چيزى پرارزش به دست مى آيد.» اما در طول دو قرن گذشته اتفاق شگرفى در آمريكاى لاتين رخ نداد تا آنكه «چاوز» انقلاب «بوليوارى» خود را به راه انداخت و در پى او «مورالس» و حالا «كوره آ» در كشورهاى خود نظير چنين حركتى را خلق مى كنند. همه اينها يك نشانه است. نشانه اى از تغيير چهره كامل آمريكاى لاتين در قرن۲۱ كه شايد بتوان بزرگترين پيشگام اين تغيير چهره را «هوگو چاوز» دانست. مردى كه با پيراهن سرخ خود از سال۱۹۹۸ تاكنون دو بار در انتخابات رياست جمهورى ونزولا بر حريفان پرساز و برگ خود پيروز شده است. ضمن آنكه يك بار در سال۲۰۰۲ موفق به سركوب كودتاچيان تحت حمايت آمريكا شد و امروز نيز براى سومين بار پياپى در انتخابات رياست جمهورى كشور خود شركت مى كند.
رودررو با رقيبى چپگرا
او در انتخابات امروز تنها يك رقيب سرسخت پيش رو دارد: «مانوئل روزالس» فردى كه مدعى شده مى خواهد بر ۲۶ ميليون ونزوئلايى حكمرانى كند.
در چند هفته اخير خيابان هاى شهرهاى ونزوئلا آكنده از تصاوير اين دو رقيب بود. برخى، تصاوير «هوگو چاوز» را در حالى كه لبخند چهره او را پوشانده در دست داشتند و آنها را به ديوار مى چسباندند و برخى، تصاوير «مانوئل روزالس» را كه متفكرانه به جلو خيره شده است. دوكانديدا نه تنها در اين ويژگى هاى ظاهرى كه به لحاظ شخصيت، سبك و حتى در تركيب حاميان خود با يكديگر تفاوت هاى اساسى دارند. آنها در عرصه سياست نيز ديدگاه هاى متفاوت به نمايش گذاشته اند.
هر قدر «چاوز» با فصاحت و بلاغت بر جامعه اى مطلوب كه اميدوار است ونزوئلا آن گونه شود پا مى فشارد، «روزالس» و گروهش به نحوى معنى دار به سمت چپ و ايدئولوژى هاى چپ گرايانه متمايل شده اند. اما نكته اى جالب در شيوه مبارزه آنها به چشم مى آيد، آنها در عين حال كه مى خواهند استقلال خود را از ديگرى نشان دهند، اما جنگ لفظى مستقيمى با ديگرى نداشته اند و هر كدام فقط سعى مى كنند موافقان و حمايت كنندگان بيشترى جذب كنند و در جنگ عقايد پيروز شوند.
به لحاظ ويژگى هاى شخصى، «هوگو چاوز» شخصيتى كاريزما است او سخنورى ماهر است كه به هر كجا مى رود، مردم مى توانند به راحتى با او ارتباط برقرار كنند، اما در مقابل «روزالس» برعكس «چاوز» ظاهر مى شود او در سخنرانى هايش بيشتر شبيه يك آدم خشك به نظر مى رسد كه چهره اش گوياى هيچ احساسى نيست. البته با وجود چنين نقيصه اى حاميان خاص خود را دارد. «روزالس» براى رسيدن به موفقيت، كارى دشوار پيش رو داشت. زيرا بايد به مخاطبان فقير جامعه ثابت مى كرد كه او بهتر از «چاوز» است اين چيزى بود كه براساس آخرين نظرسنجى هاى قبل از انتخابات، روزالس نتوانسته بود در آن موفق شود.
آسوشيتدپرس در آخرين نظرسنجى خود از انتخابات ونزوئلا كه نتيجه آن را ۲۳ نوامبر اعلام كرد، گزارش داد كه «چاوز» قادر به جذب ۵۹ درصد آرا خواهد بود و ۲۷ درصد آرا نيز براى «روزالس» به صندوق ريخته خواهد شد.
اما مشكل «روزالس» تنها در ويژگى هاى شخصيتى اش خلاصه نمى شد. در واقع بيشترين مشكل او در گذشته اش نهفته است. در سال،۲۰۰۲ زمانى كه حكومت چاوز دستخوش كودتا شد و به موجب آن به جاى او «پدر و كارمونا» به عنوان رئيس جمهور معرفى شد و دو روز نيز حكمرانى كرد، رهبران كودتا سندى را تهيه و به امضا رساندند كه «حكم كارمونا» ناميده شد.
اين سند در واقع حكم انحلال قانون اساسى بوليوارى و مجلس بود كه مطابق آراى مردم شكل گرفته بودند. آن روزها يكى از كسانى كه اين حكم و سند را امضا كرد، «مانوئل روزالس» بود.
او در حالى به عنوان حاكم ايالت «زوليا» اين سند را امضا كرد كه اكثر مردم ونزوئلا خواهان بازگشت «چاوز» به عنوان رئيس جمهور بودند. در پايان نيز همين مردم بودند كه به خيابان ها ريختند و خواهان بازگشت «چاوز» و بركنارى كودتاچيان شدند. البته «روزالس» حالا كه سه سال از آن ايام مى  گذرد، مى گويد امضاى او محصول يك «اشتباه بى غل و غش» بوده است، اما اين اشتباه، خواه بى غرض صورت گرفته باشد يا غرض آلود، خسارت زيادى را براى «روزالس» در برداشته كه بايد بهاى آن را بپردازد.
راز محبوبيت مرد سرخ پوش
اين پرسش اغلب ناظران جهانى است كه چرا «چاوز» با وجود مخالفت هاى سنگينى كه طرفهاى عليه او برپا مى كنند تا اين حد در بين مردم خود محبوب است. محبوبيتى تا بدين حد كه در آستانه سومين دوره انتخاباتى هر ناظرى در ميتينگ هاى او دريايى از رنگ سرخ در خيابان هاى كاراكاس را رؤيت كرد.
«چاوز» در نخستين دوره رياست جمهورى خود با شعار فقرزدايى و احياى عزت و آسايش مردم به روى كار آمد و از همان نخستين ماه حكومت خود سعى كرد به اين وعده جامه عمل بپوشاند. او در اين راه حتى نيروى نظامى كشورش را هم به خدمت گرفت تا توسعه اقتصادى و اجتماعى راه تأمين رفاه براى مردم بويژه فقرا را بپيمايد. اين برنامه او كه نقشه بوليوار ۲۰۰۰ ناميده شد در عين حال كه امور زيربنايى همچون راه سازى و احداث واحدهاى اشتغال زا توجه داشت بنا بر تجربه  چاوز از سياست هاى اقتصادى دولت هاى پيشين ، رويكرد آن به بحران اقتصادى ونزوئلا معطوف بود. در اين راستا او برنامه تقسيم ثروت در بين اقشار مختلف جامعه را پيش گرفت خصوصى سازى را حذف كرد و صنايعى نظير آلومينيوم و نفت را دولتى اعلام كرد. چاوز اميدوارانه با بالا رفتن قيمت نفت و فرآورده هاى آن كوشيد تا چرخه اقتصادى كشورش را در جهت رفع نياز محرومان دگرگون كند.
به هر صورت دو كانديدا مبارزه انتخاباتى خود را با سفر به اطراف و اكناف ونزوئلا شروع كردند و به هر كجا كه رفتند برنامه هاى انتخاباتى شان را پيش روى مردم گشودند، چاوز كه مبارزه با سلطه طلبى آمريكا محور سخنانش است ، همراهانش را به اقدامات انقلابى تازه فراخواند. حاميان او به خوبى مقصود «چاوز» را از اين كلام مى فهمند. روى ديگر سكه اقدامات انقلابى چاوز در داخل، كاستن از بار بوروكراسى حاكم و رسيدن به آزادى هاى بيشتر است. اما «روزالس» در طول تورهاى تبليغاتى خود ضمن استفاده از سياست «هوگو چاوز» سعى كرده است با وعده دادن به اقشار فقير راهى براى رسيدن به كرسى رياست جمهورى باز كند. او همچنين قول داده سياست اجتماعى پيشرفته ترى را در پيش بگيرد و فضا را براى سوسياليست ها و صاحبان صنايعى كه حالا بخشى از ناراضيان از حكومت «چاوز» هستند، باز كند. اما اين وعده هاى انتخاباتى براى «روزالس» كه افكارش همانند افكار «چاوز» نيست آراى چندانى را به ارمغان نخواهد آورد. زيرا علاوه بر نظرسنجى آسوشيتدپرس، مطابق آخرين نظرسنجى مؤسسه زاگبى اينترنشنال كه يك هفته قبل از انتخابات انجام شد، «هوگو چاوز» با كسب ۶۰درصد آرا بر «روزالس» كه خواهد توانست ۳۱درصد آرا را به دست آورد، پيروز مى شود تا ونزوئلا نهمين كشور آمريكاى لاتين در سال ميلادى جارى شود كه در آن جنبش هاى مردمى چپ گرا حكومت را به دست مى گيرند.
به اعتقاد برخى كارشناسان چاوز برنده قاطع كارزار است، اين ناظران سياسى، حضور دوباره او در صحنه را تير خلاصى به موقعيت واشنگتن در آمريكاى لاتين مى دانند. اكنون پرسش جدى اين است كه چگونه آمريكاى لاتينى كه زمانى حياط خلوت آمريكا به حساب مى آمد، چنين از سد قدرتى كه بالاى سر اين قاره نشسته است عبور مى كند و با اعتماد به نفسى بالا نداى استقلال كامل را سر مى دهد؟
زنجيره جنبش هاى انتخاباتى آمريكاى لاتين كه از «بوليوى» و با پيروزى «اوو مورالس» شروع شد و امروز به «ونزوئلا» و فتح سياسى «هوگو چاوز» منجر شده يك پيام ساده اما بسيار رسا دارد آمريكاى لاتين ديگر نمى خواهد چون گذشته زير بيرق سفيدپوست ها به سر برد. افول حاكميت آمريكايى ها در اين خطه يادآور خروج اسپانيايى ها و پرتغالى هايى كه از قرن ۱۶ آمريكاى لاتين را در اختيار خود گرفته بودند، است، اما واقعيت آن است كه ملتهاى آمريكاى لاتين اگرچه در طول دوقرن اخير از زمانى كه «سيمون بوليوار» ظهور كرد، سعى كرده اند استقلال خود را به دست گيرند اما هنوز اين استقلال به معناى واقعى شكل نگرفته است. حالا با ظهور رهبران انقلابى در اين خطه كه برجسته ترين آنها «اوو مورالس»، «ميشله باشلت»، «لولا داسيلوا»، «دانيل اورتگا»، «رافائل كوره آ» و بالاخره «هوگو چاوز»هستند، آرزوى دستيابى به اين استقلال رنگى از واقعيت گرفته است البته در اين مسير آنها با دشوارى هاى جدى رو به رو هستند و نبايد از كنار اين مسأله نيز بى اعتنا گذشت كه هنوز اقتصاد و فرهنگ اين منطقه در معرض هجوم سرمايه گذاران غربى است. از سال۱۸۷۱ تا ۱۹۱۴ پنج ميليون اروپايى به برزيل و آرژانتين مهاجرت كرده اند و هنوز هم اين روال مهاجرت به ساير كشورهاى آمريكاى لاتين ادامه دارد وسفيدپوستان به اين ترتيب سعى كرده اند فرهنگ خود را نيز در اين بخش از كره زمين حاكم سازند. هنوز مدعى سرسختى به نام «آمريكا» پشت صحنه ايستاده است دولتى كه به منظور دستيابى به منابع طبيعى موجود در اين كشورها سعى دارد كنترل صنعت انرژى و امور زيربنايى اين كشور ها را به دست گيرد.
نگاه ها از امروز به كاراكاس و پايتخت هاى آمريكاى لاتين دوخته خواهدشد تا انديشه ها و برنامه هاى چاوز و يارانش را در چالش براى ساختن منطقه اى بدون ايالات متحده دريابند.
نگاهى بر سلسله پيروزى انتخاباتى جنبش ها و رهبران مبارز
۲۰۰۶
بهار انقلابيون آمريكاى لاتين
بوليوى، خط شكن جبهه انتخاباتى
265548.jpg
انتخابات بوليوى در ۲۲ دسامبر ۲۰۰۵ برگزارشد. دوره رياست «مورالس»، رئيس جمهور منتخب مردم بوليوى از ۲۲ ژانويه ۲۰۰۶ شروع شد او حكومت انقلابى جديد را بر شالوده حكومت شكست خورده غربگرايان حاكم ساخت. بوليوى در ليست كشورهايى كه انقلابيون سال ۲۰۰۶ درآن به قدرت رسيده اند خط شكن است. اوو مورالس با سياست هاى ضدآمريكايى خود به صورت كابوس براى آمريكا درآمد و دولت بوش هرچه درتوان داشت براى ناكامى «مورالس» به كار برد. يكى از شعارهاى تبليغاتى مورالس اين بود كه برگ درخت «كك» بايد پرچم ملى جديد بوليوى باشد. اين سخن او اشاره به اين داشت كه كارخانه كوكاكولاى آمريكا با استفاده از برگ درخت كك كه در بوليوى مى رويد ماده اى به دست مى آورد كه يكى از عناصر اصلى نوشيدنى اين كارخانه را تشكيل مى دهد. بوميان بوليوى نيز ساليان سال به كشت و پرورش اين درخت كه كوكائين نيز از آن به دست مى آيد، مشغول هستند. اما آمريكا به بهانه مبارزه با موادمخدر سعى دارد اين درخت را در بوليوى ريشه كن كند. «مورالس» در تبليغات خود اظهارمى داشت: اين درست نيست صادرات كك براى كوكاكولا صحيح باشد و براى ديگران نه! جدا از اين مسأله مورالس كه از چپ گرايان رهبران آمريكاى لاتين به شمار مى رود، اعتقاد داشته و دارد كه هدف او تنها احياى اقتصاد و خارج كردن منابع گاز اين كشور از كنترل كشورهاى خارجى است. چيزى كه به هيچ عنوان خوشايند آمريكا نيست. در انتخابات بوليوى دو كانديداى عمده حضور داشتند، «مورالس» و «خورخه كويروگا» رهبر حزب سوسيال دموكرات. «كويروگا» تحصيلكرده آمريكا، پس از آنكه «هوگو بانزر» به بيمارى سرطان دچار شد (در سال ۲۰۰۱) به مدت يك سال به عنوان رئيس جمهورى بوليوى انتخاب شد. اما همه چيز آن طور كه آمريكا انتظار داشت، پيش نرفت و مورالس با كسب ۳۲ درصد آرا در مقابل ۲۷ درصد رأى «كويروگا» و ۱۵ درصد رأى «ساموئل دوريا» به پيروزى دست يافت. تا راه ورود چهره هاى مبارز به آمريكاى لاتين باز شود.


شيلى! مبارزى رسته از زندان پينوشه
265518.jpg
انتخابات رياست جمهورى شيلى در دو دور برگزارشد:
دور اول ۱۱ دسامبر ۲۰۰۵ (۲۰ آذر۸۴) و دور دوم ۱۵ ژانويه ۲۰۰۶. در انتخابات دور دوم دو نفر حضور داشتند.
«ميشله باشلت» و «سباستين پينرا» كه يكى از ميلياردرهاى شيلى به حساب مى آيد.
«سباستين پينرا» كانديداى اپوزيسيون بود و «ميشله باشلت» كانديداى ائتلاف چپ ميانه. سوابق «باشلت» براى مردم شيلى كه سالها از ديكتاتورى پينوشه رنج برده بودند، جالب توجه بود. پدر باشلت افسر يك ژنرال مشهور در ايام پينوشه بودكه پينوشه او را محكوم به مرگ كرد. جرم وى حمايت از «سالوادور آلنده» رئيس جمهورى منتخب شيلى بود. پدر «باشلت» زير شكنجه همكاران پينوشه جان باخت. ميشله و مادرش نيز تحت شكنجه نيروهاى پينوشه قرارگرفتند و مدتها در زندان افتادند اما درنهايت آزاد شدند و به برلين مهاجرت كردند.
«ميشله باشلت» در ۱۹۷۹ به شيلى بازگشت تا از كودكانى كه خانواده هايشان توسط حكومت پينوشه از هم پاشيده شده بود، كمك كند. او بعداً وزير بهداشت «ريكاردولائوس» شد.
در مقابل «باشلت»، «سباستين پينرا» قرارداشت. او كه گرايش سياسى راست ميانه داشت، دوران حضور سياسى خود را از دهه ۱۹۸۰ شروع كرد يعنى زمانى كه مردم شيلى به پينوشه «نه» گفتند. او بعد از ايجاد حكومت دموكراسى در شيلى به حزب راست ميانه پيوست و در ۱۴ مه ۲۰۰۵ نيز آمادگى خود را براى انتخابات رياست جمهورى اعلام داشت.
شعار تبليغاتى باشلت اين بود كه شيلى را كشورى بسازد كه از فقر و تنگدستى خلاص شود و به سوى جامعه اى آزادتر حركت كند.
درنهايت پس از اعلام نتايج انتخابات خانم ميشله باشلت با ۵۳‎/۴۹ درصد آرا در مقابل سباستين پينرا با ۴۹‎/۵ درصد آرا به پيروزى رسيد.

اكوادور، ظهور متحد جديد چاوز
265515.jpg
صحنه سياسى اكوادور اندكى پيش، يك پيروزى جديد را براى انقلابيون به ثبت رساند. در انتخابات هفته پيش اكوادور، حريف جناح متحد انقلابيون، آلوارو نوبا يكى از غولهاى اقتصادى و تاجران معروف موز بود. اما «رافائل كوره آ» كه انتخابات اكوادور را به ميدان مبارزه بوش و چاوز تبديل كرده بود از سد حريف گذشت. اقتصاد دان چپ گراى اكوادور كه پيش از اين سمت وزير دارايى را داشته است. از متحدان هوگو چاوز به شمار مى آيد، او در تبليغات انتخاباتى، سياست خود را اتحاد و پيوستن به ساير كشورهاى جهان به منظور مقابله با قدرت هاى سلطه طلب جهان خواند و درعين حال وعده داد در قراردادهاى نفتى كشورش را كه با شركت هاى چند مليتى امضا شده بازنگرى كند. او درحالى براى پست رياست جمهورى كشورش گام برداشت كه ظرف ۱۰ سال گذشته اكوادور ۷ رئيس جمهور پشت سر گذاشته است. سياست هاى نفتى كوره آ موجب شد، آمريكا نظر خوشايندى نسبت به انتخاب وى نداشته باشد. يكى از ويژگى هاى خاص «كوره آ» اين است كه قادر است با تمام مردم كشورش با لهجه ها و زبان هاى خودشان صحبت كند.


نيكاراگوئه؛ تاريخ تكرار مى شود
265512.jpg
در انتخابات ۵ نوامبر (۱۴ آبان) نيكاراگوئه چهار نفر به صحنه آمدند. «دانيل اورتگا» مردى كه در سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۹۰ دو بار سكان رياست جمهورى را به دست گرفته بود. «خوزه ريزو» كه در زمان رياست جمهورى «اله مان» معاون وى بود و كانديداى حزب ليبرال به شمار مى آمد.
«ادواردو مونته آلگره» از اعضاى فعال حزب ليبرال ملى نيكاراگوئه كه آمريكا بسيار اميدوار بود او به عنوان رئيس جمهورى نيكاراگوئه انتخاب شود و «ادموندو جاركووين» اقتصاددانى كه وعده داده بود مى خواهد فساد رايج در دولت را از بين ببرد. اما در بين آنها اورتگا با افكار ضدآمريكايى اش بيشتر موردتوجه مردم نيكاراگوئه بود.
«اورتگا» در سخنرانى هاى انتخاباتى اش گفته بود مى خواهد با سرمايه دارى افسارگسيخته بجنگد. اگرچه او در سخنرانى هايش سعى كرد كمتر نام آمريكا را برزبان بياورد. اما آمريكا كه از سياست ها و انديشه هاى حريف ساندنيستى اش باخبر بود، در يك سال اخير بطور دائم از «اورتگا» انتقاد مى كرد و حتى سعى آشكار در مداخله امور انتخاباتى اين كشور داشت. تا جايى كه سفير آمريكا در نيكاراگوئه از رهبر حزب محافظه كار اين كشور خواست از يك كانديداى خاص حمايت كنند.
در نهايت رأى مردم به صندوق آرا ريخته شد و «دانيل اورتگا» توانست پس از ۱۶ سال دورى از عرصه سياست با آراى قابل توجهى به عرصه بازگردد. نتايج آرا حاكى از آن بود كه «دانيل اورتگا» با ۳۸‎/۶ درصد آرا ادواردو مونته آلگره را با ۳۰‎/۹ و خوزه ريزو را با ۲۲‎/۹ درصد آرا پشت سر بگذارد و نشان دهد نيكاراگوئه بارديگر به حكومت انقلابيون آغوش گشوده است.


برزيل، پيروزى نماينده محرومان
265509.jpg
برزيل ماه اكتبر مبارزه اى پرشور را تجربه كرد. در مبارزات ۲۹ اكتبر برزيل كه دور دوم انتخابات بود، دو كانديدا حاضر شدند. «لولا داسيلوا» و «جرالدو الكمين». «لولا داسيلوا» از جناح چپ گرا محسوب مى شد و «جرالدو الكمين» عضو حزب سوسيال دموكرات. همين عضويت «الكمين» در حزب سوسيال دموكرات باعث شد، «لولا» در نبرد مبارزاتى خود «الكمين» را منتخب ثروتمندان بخواند و فاش كند كه او با اتكا به همين طبقه مرفه قصد رسيدن به رياست جمهورى را دارد. «لولا» علاوه بر اين كه «الكمين» او را پوپوليست خواند، ابايى از اين نداشت كه رودرروى آمريكا قرارگيرد. او بزرگترين هدف خود را تغيير روند جهانى شدن خواند، چيزى كه درحال حاضر آمريكا مدعى اصلى آن به شمارمى آيد. لولا در سال ۲۰۰۳ براى نخستين بار بر كرسى رياست جمهورى برزيل نشست. او در طول سه سال رياست جمهورى اش، توانست رضايت مردم كشور خود را جلب كند. سياستهاى او در مقابل آمريكا باعث شداين كشور تمام تلاش خود را براى سركوب انديشه هاى لولا در برزيل به كار بگيرد. «لولا» براى رسيدن به هدف خود در شكستن قيد و بند جهانى شدن كه آمريكا در پى آن بود، در ده ماه اول رياست جمهورى خود به اقصى نقاط جهان سفر كرد و ايده ها و افكار ضد آمريكايى اش را در معرض نگاه افكارعمومى قرارداد. اجلاس كانسون نقطه عطفى براى «لولا» بود. او در اين اجلاس با طرف هاى آمريكايى در افتاد و موفق شد همراه با ۲۲ كشور ديگر ائتلافى را سازماندهى كند كه در مذاكرات سازمان هاى تجارت جهانى تسليم فشارهاى هميشگى آمريكا نشوند. او در مجمع سازمان ملل نيز با قدرت ظاهر شد و برنامه دقيقى براى ريشه كنى فقر و گرسنگى در جهان ارائه كرد و در عين حال خواستار اصلاحاتى در ساختار سازمان ملل شد. با چنين اوصافى بود كه «لولا» توانست در دور دوم انتخابات برزيل با قدرت تمام با كسب ۶۰‎/۸۳ درصد آرا براى بار دوم به عنوان رئيس جمهورى برزيل انتخاب شود. رقيب او با ۳۹‎/۱۷ درصد آرا بازماند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |