بوليوى، خط شكن جبهه انتخاباتى
|
|
|
انتخابات بوليوى در ۲۲ دسامبر ۲۰۰۵ برگزارشد. دوره رياست «مورالس»، رئيس جمهور منتخب مردم بوليوى از ۲۲ ژانويه ۲۰۰۶ شروع شد او حكومت انقلابى جديد را بر شالوده حكومت شكست خورده غربگرايان حاكم ساخت. بوليوى در ليست كشورهايى كه انقلابيون سال ۲۰۰۶ درآن به قدرت رسيده اند خط شكن است. اوو مورالس با سياست هاى ضدآمريكايى خود به صورت كابوس براى آمريكا درآمد و دولت بوش هرچه درتوان داشت براى ناكامى «مورالس» به كار برد. يكى از شعارهاى تبليغاتى مورالس اين بود كه برگ درخت «كك» بايد پرچم ملى جديد بوليوى باشد. اين سخن او اشاره به اين داشت كه كارخانه كوكاكولاى آمريكا با استفاده از برگ درخت كك كه در بوليوى مى رويد ماده اى به دست مى آورد كه يكى از عناصر اصلى نوشيدنى اين كارخانه را تشكيل مى دهد. بوميان بوليوى نيز ساليان سال به كشت و پرورش اين درخت كه كوكائين نيز از آن به دست مى آيد، مشغول هستند. اما آمريكا به بهانه مبارزه با موادمخدر سعى دارد اين درخت را در بوليوى ريشه كن كند. «مورالس» در تبليغات خود اظهارمى داشت: اين درست نيست صادرات كك براى كوكاكولا صحيح باشد و براى ديگران نه! جدا از اين مسأله مورالس كه از چپ گرايان رهبران آمريكاى لاتين به شمار مى رود، اعتقاد داشته و دارد كه هدف او تنها احياى اقتصاد و خارج كردن منابع گاز اين كشور از كنترل كشورهاى خارجى است. چيزى كه به هيچ عنوان خوشايند آمريكا نيست. در انتخابات بوليوى دو كانديداى عمده حضور داشتند، «مورالس» و «خورخه كويروگا» رهبر حزب سوسيال دموكرات. «كويروگا» تحصيلكرده آمريكا، پس از آنكه «هوگو بانزر» به بيمارى سرطان دچار شد (در سال ۲۰۰۱) به مدت يك سال به عنوان رئيس جمهورى بوليوى انتخاب شد. اما همه چيز آن طور كه آمريكا انتظار داشت، پيش نرفت و مورالس با كسب ۳۲ درصد آرا در مقابل ۲۷ درصد رأى «كويروگا» و ۱۵ درصد رأى «ساموئل دوريا» به پيروزى دست يافت. تا راه ورود چهره هاى مبارز به آمريكاى لاتين باز شود.
شيلى! مبارزى رسته از زندان پينوشه
انتخابات رياست جمهورى شيلى در دو دور برگزارشد:
دور اول ۱۱ دسامبر ۲۰۰۵ (۲۰ آذر۸۴) و دور دوم ۱۵ ژانويه ۲۰۰۶. در انتخابات دور دوم دو نفر حضور داشتند.
«ميشله باشلت» و «سباستين پينرا» كه يكى از ميلياردرهاى شيلى به حساب مى آيد.
«سباستين پينرا» كانديداى اپوزيسيون بود و «ميشله باشلت» كانديداى ائتلاف چپ ميانه. سوابق «باشلت» براى مردم شيلى كه سالها از ديكتاتورى پينوشه رنج برده بودند، جالب توجه بود. پدر باشلت افسر يك ژنرال مشهور در ايام پينوشه بودكه پينوشه او را محكوم به مرگ كرد. جرم وى حمايت از «سالوادور آلنده» رئيس جمهورى منتخب شيلى بود. پدر «باشلت» زير شكنجه همكاران پينوشه جان باخت. ميشله و مادرش نيز تحت شكنجه نيروهاى پينوشه قرارگرفتند و مدتها در زندان افتادند اما درنهايت آزاد شدند و به برلين مهاجرت كردند.
«ميشله باشلت» در ۱۹۷۹ به شيلى بازگشت تا از كودكانى كه خانواده هايشان توسط حكومت پينوشه از هم پاشيده شده بود، كمك كند. او بعداً وزير بهداشت «ريكاردولائوس» شد.
در مقابل «باشلت»، «سباستين پينرا» قرارداشت. او كه گرايش سياسى راست ميانه داشت، دوران حضور سياسى خود را از دهه ۱۹۸۰ شروع كرد يعنى زمانى كه مردم شيلى به پينوشه «نه» گفتند. او بعد از ايجاد حكومت دموكراسى در شيلى به حزب راست ميانه پيوست و در ۱۴ مه ۲۰۰۵ نيز آمادگى خود را براى انتخابات رياست جمهورى اعلام داشت.
شعار تبليغاتى باشلت اين بود كه شيلى را كشورى بسازد كه از فقر و تنگدستى خلاص شود و به سوى جامعه اى آزادتر حركت كند.
درنهايت پس از اعلام نتايج انتخابات خانم ميشله باشلت با ۵۳/۴۹ درصد آرا در مقابل سباستين پينرا با ۴۹/۵ درصد آرا به پيروزى رسيد.
اكوادور، ظهور متحد جديد چاوز
صحنه سياسى اكوادور اندكى پيش، يك پيروزى جديد را براى انقلابيون به ثبت رساند. در انتخابات هفته پيش اكوادور، حريف جناح متحد انقلابيون، آلوارو نوبا يكى از غولهاى اقتصادى و تاجران معروف موز بود. اما «رافائل كوره آ» كه انتخابات اكوادور را به ميدان مبارزه بوش و چاوز تبديل كرده بود از سد حريف گذشت. اقتصاد دان چپ گراى اكوادور كه پيش از اين سمت وزير دارايى را داشته است. از متحدان هوگو چاوز به شمار مى آيد، او در تبليغات انتخاباتى، سياست خود را اتحاد و پيوستن به ساير كشورهاى جهان به منظور مقابله با قدرت هاى سلطه طلب جهان خواند و درعين حال وعده داد در قراردادهاى نفتى كشورش را كه با شركت هاى چند مليتى امضا شده بازنگرى كند. او درحالى براى پست رياست جمهورى كشورش گام برداشت كه ظرف ۱۰ سال گذشته اكوادور ۷ رئيس جمهور پشت سر گذاشته است. سياست هاى نفتى كوره آ موجب شد، آمريكا نظر خوشايندى نسبت به انتخاب وى نداشته باشد. يكى از ويژگى هاى خاص «كوره آ» اين است كه قادر است با تمام مردم كشورش با لهجه ها و زبان هاى خودشان صحبت كند.
نيكاراگوئه؛ تاريخ تكرار مى شود
در انتخابات ۵ نوامبر (۱۴ آبان) نيكاراگوئه چهار نفر به صحنه آمدند. «دانيل اورتگا» مردى كه در سال هاى ۱۹۸۵ و ۱۹۹۰ دو بار سكان رياست جمهورى را به دست گرفته بود. «خوزه ريزو» كه در زمان رياست جمهورى «اله مان» معاون وى بود و كانديداى حزب ليبرال به شمار مى آمد.
«ادواردو مونته آلگره» از اعضاى فعال حزب ليبرال ملى نيكاراگوئه كه آمريكا بسيار اميدوار بود او به عنوان رئيس جمهورى نيكاراگوئه انتخاب شود و «ادموندو جاركووين» اقتصاددانى كه وعده داده بود مى خواهد فساد رايج در دولت را از بين ببرد. اما در بين آنها اورتگا با افكار ضدآمريكايى اش بيشتر موردتوجه مردم نيكاراگوئه بود.
«اورتگا» در سخنرانى هاى انتخاباتى اش گفته بود مى خواهد با سرمايه دارى افسارگسيخته بجنگد. اگرچه او در سخنرانى هايش سعى كرد كمتر نام آمريكا را برزبان بياورد. اما آمريكا كه از سياست ها و انديشه هاى حريف ساندنيستى اش باخبر بود، در يك سال اخير بطور دائم از «اورتگا» انتقاد مى كرد و حتى سعى آشكار در مداخله امور انتخاباتى اين كشور داشت. تا جايى كه سفير آمريكا در نيكاراگوئه از رهبر حزب محافظه كار اين كشور خواست از يك كانديداى خاص حمايت كنند.
در نهايت رأى مردم به صندوق آرا ريخته شد و «دانيل اورتگا» توانست پس از ۱۶ سال دورى از عرصه سياست با آراى قابل توجهى به عرصه بازگردد. نتايج آرا حاكى از آن بود كه «دانيل اورتگا» با ۳۸/۶ درصد آرا ادواردو مونته آلگره را با ۳۰/۹ و خوزه ريزو را با ۲۲/۹ درصد آرا پشت سر بگذارد و نشان دهد نيكاراگوئه بارديگر به حكومت انقلابيون آغوش گشوده است.
برزيل، پيروزى نماينده محرومان
|
|
|
برزيل ماه اكتبر مبارزه اى پرشور را تجربه كرد. در مبارزات ۲۹ اكتبر برزيل كه دور دوم انتخابات بود، دو كانديدا حاضر شدند. «لولا داسيلوا» و «جرالدو الكمين». «لولا داسيلوا» از جناح چپ گرا محسوب مى شد و «جرالدو الكمين» عضو حزب سوسيال دموكرات. همين عضويت «الكمين» در حزب سوسيال دموكرات باعث شد، «لولا» در نبرد مبارزاتى خود «الكمين» را منتخب ثروتمندان بخواند و فاش كند كه او با اتكا به همين طبقه مرفه قصد رسيدن به رياست جمهورى را دارد. «لولا» علاوه بر اين كه «الكمين» او را پوپوليست خواند، ابايى از اين نداشت كه رودرروى آمريكا قرارگيرد. او بزرگترين هدف خود را تغيير روند جهانى شدن خواند، چيزى كه درحال حاضر آمريكا مدعى اصلى آن به شمارمى آيد. لولا در سال ۲۰۰۳ براى نخستين بار بر كرسى رياست جمهورى برزيل نشست. او در طول سه سال رياست جمهورى اش، توانست رضايت مردم كشور خود را جلب كند. سياستهاى او در مقابل آمريكا باعث شداين كشور تمام تلاش خود را براى سركوب انديشه هاى لولا در برزيل به كار بگيرد. «لولا» براى رسيدن به هدف خود در شكستن قيد و بند جهانى شدن كه آمريكا در پى آن بود، در ده ماه اول رياست جمهورى خود به اقصى نقاط جهان سفر كرد و ايده ها و افكار ضد آمريكايى اش را در معرض نگاه افكارعمومى قرارداد. اجلاس كانسون نقطه عطفى براى «لولا» بود. او در اين اجلاس با طرف هاى آمريكايى در افتاد و موفق شد همراه با ۲۲ كشور ديگر ائتلافى را سازماندهى كند كه در مذاكرات سازمان هاى تجارت جهانى تسليم فشارهاى هميشگى آمريكا نشوند. او در مجمع سازمان ملل نيز با قدرت ظاهر شد و برنامه دقيقى براى ريشه كنى فقر و گرسنگى در جهان ارائه كرد و در عين حال خواستار اصلاحاتى در ساختار سازمان ملل شد. با چنين اوصافى بود كه «لولا» توانست در دور دوم انتخابات برزيل با قدرت تمام با كسب ۶۰/۸۳ درصد آرا براى بار دوم به عنوان رئيس جمهورى برزيل انتخاب شود. رقيب او با ۳۹/۱۷ درصد آرا بازماند.