تركيه نيز به عنوان يكى از كشورهاى مهم منطقه در همسايگى عراق و ايران بى تأثير از وقايع عراق و منطقه نيست و به سهم خود تلاش دارد نقش و سهم خود را در كنترل اوضاع و تأمين بيشتر ثبات ايفا كند. با اين وصف رويكرد اخير رؤساى دولت و مقام هاى دو كشور عراق و تركيه به ايران و رايزنى با مقام هاى كشورمان براى دستيابى به روش و فرمول هاى مشترك همسايگان براى فائق آمدن بر چالش هاى پيش رو، بدون شك نشان از تأثير و نقش مهم ايران براى تعادل بخشى به مناسبات منطقه دارد. نقشى كه تاكنون سرسختانه از سوى هيأت حاكمه كاخ سفيد مورد انكار قرار گرفته اما واقعيات منطقه و تصريح مقام ها و مسئولان كشورهايى چون عراق، تركيه، مصر، كشورهاى عربى حوزه خليج فارس و ديگران امروز نقش و وزن مهم و تعادل بخش ايران در مسائل منطقه را ثابت كرده است به گونه اى كه اين مهم امروز حتى مورد تأييد محافل و منابع مهمى در آمريكاست و سياستمدارانى كه به واقعگرايى بيشتر نسبت به گروه بوش معروف اند مى گويند براى نجات از باتلاق عراق بايد دست نياز به سوى ايران دراز كنيم.
|
|
|
نگاهى به تحولات اخير ديپلماسى، بدون شك تهران را در كانون ديپلماسى بين المللى نشان مى دهد. برخورد فعال ايران بامسائل منطقه و مقبوليت وزن و سهم ايران نزد كشورهاى مختلف، خصوصاً همسايگان، همچنين ايستادگى ايران بر مواضع اصولى خود در بحث هسته اى در چارچوب ضوابط و قوانين بين المللى، جملگى ايران را در موقعيتى قرار داده است كه مى تواند امواج ديپلماسى را به ميل خود به تلاطم درآورد. حضور محمود احمدى نژاد در دوحه هنگام آغاز رقابت هاى ورزشى آسيايى و مذاكرات او با رؤساى چند دولت و ارسال نامه سرگشاده از جانب وى خطاب به مردم آمريكا اگر در راستاى ديگر نامه هايى كه براى رؤساى كشورهايى چون عربستان، قطر و كويت ديده شوند واگر به نتايج آنها توجه شود، نشان از آن خواهد داشت كه امروز در ديپلماسى منطقه، همه راه ها به تهران ختم مى شود؛ به غير از آمريكا و كشورهايى چون انگليس قاطبه ملت ها و دولت ها عملاً ايران را به عنوان وزنه اى تعادل بخش در مناسبات منطقه پذيرفته اند، چرا كه اين نقش بوضوح از افغانستان تا عراق و از لبنان تا فلسطين حتى در آسياى ميانه و منطقه خليج فارس به اثبات رسيده و مورد پذيرش ملت ها و دولت ها قرار گرفته است. بحث هسته اى كه در دوره اى از منظر برخى تحليلگران تهديد و عامل انزواى ايران شناخته مى شد، اكنون خود يك عامل مهم در همگرايى كشورها با ايران است، چرا كه رويكرد سازنده و اعتمادساز ايران از پس مقاومت فعال و ديپلماسى مذاكره محور با همه طيف ها و سلايق بين المللى، به اثبات رسيده است، به طورى كه على رغم اعمال فشار آمريكا و همپيمانانش براى اعمال تحريم عليه ايران، حل مسالمت آميز موضوع و پرهيز از هر اقدام نابخردانه از سوى غرب، ترجيع بند سخن و مواضع كشورهاى زيادى در دنيا از جمله مهمترين كشورهاى خاورميانه است. اين تذكر و هشدار كه نبايد اقدام نابخردانه اى عليه ايران صورت گيرد و تنها بايد با تهران مذاكره كرد، امروز از سوى گروه غيرمتعهدها گرفته تا مصر و ديگر كشورهاى عربى حوزه خليج فارس مدام به گوش آمريكايى ها خوانده مى شود. آخرين مورد چنين رويكردى، موضعگيرى ۸كشور عربى است. با زدوده شدن زنگار تبليغات غرب از چهره ايران، هر روز بيش از پيش شاهد رويكرد و توجه كشورها براى همفكرى با ايران براى سر و سامان دادن به اوضاع خود و منطقه خاورميانه هستيم. به طورى كه مسئولان كشورمان، ضمن انجام سفرهاى متعدد ديپلماتيك، بايد براى استقبال همزمان از سران منطقه، كشورهاى اروپايى و حتى آفريقايى برنامه ريزى كنند.
بدين ترتيب رئيس جمهور گامبيا خود را در حالى به ايران مى رساند كه اردوغان در راه تهران است و همين چند روز پيش بود كه كشور بحران زده چاد در آفريقا خواهان دريافت كمك هاى ايران براى غلبه بر بحران هاى سياسى و اقتصادى اش شده بود، شايد كشورهاى مظلوم آفريقايى به اين فكر افتاده اند وقتى سايه رأفت ايران بر افغانستان و عراق و آسياى ميانه آن هم با حضور آمريكا در اين كشورها گسترده است ما چرا از خوان مهر و عطوفت و قدرت و ابتكار ايران بى بهره باشيم.
قرار گرفتن ايران در كانون ديپلماسى اين روزهاى جهان يك ادعا نيست، اين واقعيتى است كه با توجه به ترافيك سفرهاى ديپلماتيك از تهران يا به مقصد آن و موضعگيرى هاى سران اغلب كشورها خصوصاً همسايگان ايران قابل درك است. با توجه به اين واقعيت، بهتر از پيش درخواهيم يافت چه كسى و كدام كشور در انزوا به سر برده و براى رهايى از مشكلات نيازمند تغيير در رويكرد و سياست هاست، خوان قدرت تعادل بخش ايران در منطقه حتى به روى آمريكايى ها هم باز است، كافى است آنها رفتار خود را تغيير داده و همانگونه كه رئيس جمهور در نامه خود به مردم آمريكا تأكيد نمود، به جاى زورگويى و سلطه گرى، معيار حقيقت و عدالت را در نظام بين المللى بپذيرد و بدان متعهد باشد.