|
|
|
|
|
|
|
|
تركيه دوره اسلام گرايان در يك نگاه
|
|
|
۲۰۰۲ نوامبر ـ حزب عدالت و توسعه در انتخابات سراسرى به پيروزى رسيد. عبدالله گل، معاون حزب نخست وزير شد. ۲۰۰۲ دسامبر ـ پس از تغييراتى در قانون اساسى تركيه، اردوغان رئيس حزب عدالت و توسعه امكان حضور در انتخابات را يافت و راه رسيدن وى به نخست وزيرى هموار شد. اردوغان به دليل برخى محكوميت هاى قضايى از دستيابى به چنين مناصبى محروم شده بود. ۲۰۰۳ مارس ـ پيروزى اردوغان در انتخابات پارلمانى. استعفاى عبدالله گل از نخست وزيرى. انتخاب اردوغان به عنوان نخست وزير جديد. پارلمان زير نفوذ اسلام گرايان اجازه استقرار نيروهاى آمريكايى در خاك تركيه براى حمله به عراق را نداد. اما مجوز ورود ترك ها به منطقه كردنشين شمال عراق را صادر كرد. ۲۰۰۳ ژوئن و ژوئيه ـ پارلمان تركيه براى تسهيل عضويت در اتحاديه اروپا، محدوديت هاى موجود درباره آزادى بيان، حق استفاده از زبان كردى و كاهش نقش نظاميان را در امور سياسى كشور رفع كرد. ۲۰۰۴ ژانويه ـ تركيه پروتكل منع مجازات اعدام را امضا كرد. ۲۰۰۴ مه ـ حزب كارگران كردستان (PKK) اعلام كرد، براى مقابله با عمليات هاى تركيه عليه نيروهايش به آتش بس پايان مى دهد. ۲۰۰۴ ژوئن ـ تلويزيون دولتى تركيه براى نخستين بار برنامه اى به زبان كردى پخش كرد. ۴ فعال كرد، از جمله ليلا زانا از زندان آزاد شد. سران ناتو در استانبول گردهم آمدند ۲۰۰۴ سپتامبر ـ پارلمان، اصلاحات مربوط به منع خشونت عليه زنان را به تصويب رساند. ۲۰۰۴ دسامبر ـ سران اتحاديه اروپا توافق كردند مذاكرات با تركيه براى پيوستن به اين اتحاديه را از سال ۲۰۰۵ از سر گيرند. اتحاديه اروپا در عين حال از تركيه خواست قبرس را به عنوان عضو اين اتحاديه به رسميت بشناسد. ۲۰۰۵ ژانويه ـ ليره جديد تركيه با ۶ صفر كمتر معرفى شد. ۲۰۰۵ مه ـ پارلمان متمم هاى جديدى را در زمينه اصلاح قوانين جزايى تصويب كرد. اروپا در واكنش به اين مصوبات عنوان كرد كه هنوز نگرانى هايى درباره وضعيت حقوق بشر در تركيه دارد. ۲۰۰۵ ژوئن ـ پارلمان تحت نفوذ اسلام ـ اسلام گرايان بر مخالفت رئيس جمهور با قانون كاهش محدوديت از تعليم قرآن در تركيه غالب شد و وتوى نجدت سزر را درباره اين قانون شكست. ۲۰۰۵ اكتبر ـ پس از چانه زنى هاى فراوان، مذاكرات رسمى تركيه با اتحاديه اروپا آغاز شد. ۲۰۰۵ نوامبر ـ خط لوله چند ميليارد دلارى بلواستريم افتتاح شد. اين خط لوله، گاز روسيه را از زير درياى سياه به تركيه انتقال مى دهد. ۲۰۰۶ مارس ـ جنگ بين نيروهاى امنيتى با عوامل پ. ك. ك شدت گرفت، در اين درگيرى ها ۱۴ مظنون پ.ك.ك كشته شدند. ۲۰۰۶ مه ـ يك فرد مسلح به سوى عالى ترين دادگاه تركيه آتش گشود و يك قاضى برجسته را كشت، ۴ نفر ديگر نيز زخمى شدند. ۲۰۰۶ ژوئيه ـ افتتاح رسمى خط لوله نفتى باكو ـ تفليس ـ جيحون ۲۰۰۶ اوت و سپتامبر ـ بمبگذاران اماكن توريستى در استانبول و برخى مناطق ديگر را هدف قرار دادند. فالكون هاى آزادى كردستان (TAC) مسئوليت برخى از اين حملات را برعهده گرفت. ۲۰۰۶ ، ۳۰ سپتامبر ـ پ.ك.ك اعلام آتش بس يك طرفه كرد.
|
|
|
|
|
راه نوين تركيه در سياست جهانى
|
|
|
روابط تركيه واروپا وارد دورانى تازه شده است، دوره اى كه مشخصه بارز آن چالش و زورآزمايى است. شايد سخن از چالش راندن در ايام حضور بالاترين مقام اروپاى مسيحى در آنكارا تعجب آور باشد اما واقعيت جز اين نيست كه منحنى روابط آنكارا با اروپا، روى محور تنش حركت مى كند. فقط در يك ماه اخير چند نشست و رايزنى دو طرف برهم خورده است. فضاى مذاكرات چندين ساله تركيه با اروپا در روزهاى اخير چنان به سردى گراييده كه تهديدات بزرگتر مطرح شده است. نمايندگان اردوغان به طرفهاى اروپايى گفته اند كاسه صبر مردم بويژه محافل اسلامى تركيه از آنچه در دالانهاى مذاكره اروپائيها مى گذرد درحال لبريز شدن است. آنها تأكيد كرده اند ادامه اين بازى ملال آميز مى تواند بستر آرام روابط مردان آناتولى با همسايگان غربى را با تلاطم هاى شديدتر روبرو كند. از سوى ديگر، جناح اروپايى نيز گويى ميل و اراده اى، جز تداوم اين تنش ندارد كه همچنان و هنوز در كوره اين تنش مى دمند. در حالى كه خبر مى رسد آخرين مرحله مذاكرات هيأت ترك با قبرس نشين ها به شكست انجاميده است، دو قدرت اصلى اروپا يعنى آلمان و فرانسه هر كدام به بهانه اى راه مذاكره را برآنكارا بسته نگه داشته اند. اگر اين نشانه ها براى قبول هجوم ابرهاى كدورت به آسمان ديپلماسى اروپا و تركيه كافى نيست اين خبر را نيز بر آن مجموعه اضافه كنيد كه : ۲۵ كشور عضو اتحاديه اروپا قرار است در نشست ۱۵ - ۱۴ دسامبر (۲۴ - ۲۳ آذر)، درباره احتمال تعليق كامل يا موقتى موضوع الحاق تركيه به اتحاديه اروپا را كه مذاكرات رسمى آن از اكتبر ۲۰۰۵ آغاز شده است، گفت وگو كنند. بروز اين وقايع تند و شتابان كه همگى در روزهاى منتهى به سفر پاپ روى داد به اين پرسش دامن زد كه آيا براستى مرجع مذهبى اروپائيان در سفر جنجالى خود قصدى براى فرونشاندن آتش اختلاف ميان اين دوپاره اروپايى و آسيايى داشته است و اصولاً او حامل سخن و پيامى براى مصالحه ميان دوسوى مديترانه است؟ سفر پاپ دست كم ناظران رادر اين تأمل فرو برده كه اتفاقاتى مهم در بستر مناسبات سياسى اروپا وتركيه در حال وقوع است. از اين روست كه پرونده طولانى ترين مناقشه سياسى تركيه با اروپا گشوده شده است و تحليلگران در اروپا و منطقه آسيا در پى پاسخى درخور به علت بروز يك بن بست بى سابقه در مسير ورود تركيه به باشگاه اروپايى هستند. شايد مهمترين سؤال اين باشد كه حلقه مفقوده يا گره كور اين پرونده چيست؟ محور و مدار آرزوهاى لائيسم شايد از آن روز كه افسران جوان، حكومتى لائيك بر زادگاه امپراتورى عثمانى بنا كردند، شوق اروپايى شدن در ذهن جمعى از رجال اين كشور جوانه زد. مدرنيسمى كه بر اراده مصطفى كمال بر اين سرزمين سيطره افكند از همان آغاز، رنگ و طعم فرنگ داشت. ژنرالها ابايى از اين نداشتند كه اين آرزوى نهان خويش را به زبان آورند. تحولى كه آتاتورك بيرق آن را برافراشت فقط جابه جايى تابلو تركيه مسلمان با شناسنامه لائيك نبود و طرح نوگرايى و رنسانسى كه افسران جوان وعده آن را داده بودند، تنها اين نبود كه تركيه فقط لباس سنت از تن بركند، بلكه مؤسسان آن جنبش و در رأس آن آتاترك به هدف دورتر و بلندترى مى انديشيدند. هدفى كه جايگاه جغرافيايى و حوزه تمدنى جديد براى تركيه مى جست. مسأله آن روز رجال تركيه اين بود كه چگونه مى توان تركيه غنوده در دامن شرق را به آغوش غرب كشاند. از ديد نسل اول حاكمان تركيه نوين، تنها يك قدم تا رسيدن به دروازه طلايى اروپاى مدرن باقى بود و فقط يك مجوز ورود لازم بود كه رجال لائيك، دوستان مغرور اروپايى را به اين باور برسانند كه تركها با انتخاب مرام لائيسم همان انقلاب رنسانس مغربيها را در تركيه اسلامى خلق كرده اند. بنابراين در مانيفست مؤسسان رژيم لائيك، الحاق به اروپا يك مسأله استراتژيك بود. اگر بخواهيم نمونه هاى تاريخى براى اين قضيه ارائه كنيم اين استراتژى تاريخى لائيكها رامى توان با دكترين سنتى روسها براى دستيابى به آبهاى آزاد قياس كرد. اگر محققان روابط بين الملل تاريخچه بحث الحاق تركيه به اروپا رافقط تا تولد اتحاديه اروپا مى رسانند اما بذرهاى اين فكر را مؤسسان آن كاشته اند، همانها كه در سر فكر ايجاد امپراتورى لائيسم و در زبان شعار آرزوى تبديل اين سرزمين به متحد هميشه غرب را داشتند. بزرگترين تابوى سياستمداران آناتولى در هشت دهه اى كه از عمر نظام لائيك گذشت براى دولتمردان آنكارا از ليبرالها تا چپگرايان، پيوستن به اروپا يك عقيده راسخ بود. چنان كه هيچ وقت از سرلوحه سياست خارجى آنان خارج نشد. هر دولتى كه دراين مدت آمد زمانى را به رايزنى و چانه زنى با طرفهاى اروپايى سر كرد. آرشيو ديپلماسى اين كشور مملو از اوراق و اسناد مذاكرات مربوط به الحاق تركيه به اروپا است. در سالهايى كه گذشت سايه اين باوركه تركيه روزى در كنار اروپا و بر سكوى بازيگران قاره سبز خواهد ايستاد، روز به روز برفرهنگ وسياست اين سامان دامن مى گسترد. بارها اين جمله را در نطق مقامهاى آنكارا شنيديم كه راه تركيه به سوى پيشرفت و توسعه از شاهراه اروپا مى گذرد. اما شگفتى در اين بود كه موضوع پيوستن تركيه به اروپا كه مى توانست حلقه اى از سياست مرسوم دولتها باشد، در گذر زمان و با اراده رهبران لائيك رنگ و ماهيت اسطوره به خود گرفت و در جايگاه اصول تغييرناپذيرى همچون ايدئولوژى لائيسم نشست كه كسى را ياراى نفى آن نبود. كمترين عقوبت انكاركنندگان و منتقدان اين باور در محكمه اهل سياست و تبليغات اين بود كه با انگ و اتهام خردكننده كهنه پرستى يا ستيز با منافع ملت و ميهن روبرو مى شدند. به اين ترتيب براى جماعت مسندنشين آنكارا در اين سالها، عضويت در باشگاه اروپا، نه راهبردى براى پيشرفت كه عين پيشرفت و مدرنيسم پنداشته شد، آنها پايان ضعف تركيه را در اين ديدند كه كليد ورود به اروپا را به چنگ آورند. صورت و باطن يك مناقشه اروپاييها تاكنون دو رشته موانع سر راه تركها قرار داده اند: رشته اول، موانع سياسى است كه غالباً از اختلاف سنتى اين كشور با گروهى از دول اروپايى ناشى مى شود. اين گروه از دولتها، امروز به جناح لابى هاى مخالف در باشگاه اروپايى مشهور شده اند. در رأس اين دولتها يونانيها قرار دارند كه رقابت سنتى و اختلاف ارضى خود با آنكارا را به داستان روابط اتحاديه اروپا با تركيه گره زده اند. پشت سر يونان يا قبرس دوقدرت بزرگ اروپايى ايستاده اند: فرانسويها كه پرونده اى از اختلاف بر سر موضوع تنش زاى ارامنه با آنكارا را در آستين دارند و آلمانها كه با وجود حضور ۴ ميليون اقليت ترك در كشورشان، از جنگ جهانى دوم -كه تركها براى بازسازى اين ميراث نازيها به اين كشور گسيل شدند - تاكنون با تركها بر سر مهر نبوده اند. شايد آنكارا امكان عبور از مانع پاريس و برلين را داشته باشد اما گذشتن از سد قبرس چندان راحت نيست. در اين وادى تركها با حريف عمده اى به نام يونان روبرو هستند، كشورى كه نفوذى ديرين بر فرايند امور اروپا دارد. گزارشهاى آخرين نشست طرفهاى اروپايى و ترك نيز مهر تأييدى بر اين واقعيت است چنان كه طرف قبرسى پس از آنكه زنگ شكست اين مذاكرات را به صدا درمى آورد با تكيه بر ديوار قدرت و حمايت اروپا است كه همه تقصيرها را به گردن آنكار مى اندازد. سخنگوى دولت قبرس مى گويد: تركيه با سرسختى و عدم انعطاف در جلسه مشترك وزيران خارجه قبرس و تركيه با وزير امور خارجه فنلاند به عنوان رئيس دوره اى اتحاديه اروپا، موجب شكست طرح پيشنهادى فنلاند شد. يا اين ادعاى او كه تركيه در اين مذاكرات نشان داد كه خواهان حل مسأله قبرس نيست و اين كه قبرس (بخش جنوبى و يونانى نشين) در اين جلسه، كاملاً حسن نيت خود را نشان داده بود. دست آخر تهديد مى كند كه اتحاديه اروپا بايد نسبت به عملكرد تركيه در قبال قبرس به عنوان يك كشور عضو برخورد مناسبى كند. قبرسى ها چنان كه در اين گزارش پيدا است طلبكار و مدعى تعهداتى هستند كه تركيه بايد در مقابل اتحاديه اروپا داشته باشد و بر اين اساس مى گويند، آنكارا تعهداتى را در قبال اتحاديه اروپا پذيرفته است كه بايد به آنها عمل كند، البته همه اين خواسته ها در قالب بهانه هاى ساده مطرح مى شود چنان كه اين بار گفتند، تركيه حاضر به باز كردن بنادر و فرودگاه هاى خود به روى كشتى ها و هواپيماهاى قبرسى نيست. اما رشته دوم موانع حضور تركيه در جرگه اروپا، جنس وماهيت فرهنگى دارد اين دسته از موانع با آن كه پايه و اساس ۵۰ سال كشمكش عضويت تركيه مسلمان در اروپاى مسيحى را شكل مى دهد اما متأسفانه تحت الشعاع اختلاف هاى سياسى قرار گرفته است. از اين منظر، تركيه و اروپا دو پاره فرهنگى مجزا هستند كه داراى دو ساختار ايدئولوژيك، دوبستر فرهنگى متمايز و دو تاريخ مختلف هستند. درك و دريافت اين تمايزها چندان دشوار نيست. از مناره ها و ساجد تا سنتها و ارزشها و آئينهاى اجتماعى، جملگى نمادهاى نمايانى از تفاوت هويت تركيه مسلمان با اروپاى مسيحى هستند. اين واقعيتى است كه همه سياستمداران اروپا بدان اقرار كرده اند و آخرين بار نيز «اولى رن»، كميسر اروپا در امور توسعه بر آن اصرار ورزيد و گفت: «چنانچه تركيه در ۱۰ يا ۱۵ سال آينده به يك كشور اروپايى و مدرن تبديل شود و ارزشهاى دموكراتيك و دولتى را رعايت كند، مطمئنم كه مى توانيم رضايت خاطر اروپايى ها را به دست آوريم و با برگزارى همه پرسى اين عضويت را تضمين كنيم.» اين سخن را امروز در سفر پاپ از زبان رهبران واتيكان مى شنويم چنان كه روزنامه ايتاليايى «كوريره دلاسرا» به نقل از لومباردى، مقام شاخص مسيحى مى نويسد: اگر تركيه براساس معيارهاى مشخص شده از سوى اتحاديه اروپا عمل كند، چرا وارد اين اتحاديه نشود يا آنكه كاردينال «برتونه» نخست وزير واتيكان در مصاحبه با بخش خبر شبكه دو ايتاليا مى گويد: اين آرزو وجود دارد كه تركيه حقيقتاً بتواند شرايط تعيين شده اتحاديه اروپا را براى ورود و ادغام در اين اتحاديه محقق كند. پاسخى تازه به نزاعى كهنه در گستره روابط بين الملل، مسائل تركيه واروپا نزاعى كهنه و ديرپاست كه سابقه اى به درازاى عمر ۵۰ ساله اروپا مى توان براى آن نوشت. اما اكنون زمان پاسخ به اين مسأله ديرين، فرا رسيده است كه چرا اروپاييها اين قدر سر سختى و لجاجت به همسايه مسلمان خود نشان دادند. كميسر اروپا در آخرين پاسخ خود تضاد ارزشها و عدم تجانس فرهنگى را مسأله اصلى دانست. سخنان اولى رن در حالى مطرح شد كه افكارعمومى اروپا، بويژه فرانسه بيش از پيش نسبت به تركيه منفى شده است تا حدى كه مدعى شده اند پيوستن اين كشور به اتحاديه اروپا بايد از طريق همه پرسى تأييد شود. اما اين يك سوى داستان اين مناقشه طولانى است. سوى ديگر اين سكه زمانى نمايان شد كه حلقه دوستان حزبى اروپا در كارزار رقابت انتخاباتى از هم پاشيدند. با پايان سده بيستم حيات جريان لائيسم روبه افول مى گذارد. پيكره سياسى اين جريان كه در ماجراى پيروزى حزب رفاه اربكان آسيب جدى ديده بود با ظهور نيروى تازه نفس و پرقدرتى به نام عدالت و توسعه در آستانه فروپاشى قرار گرفت. به قدرت رسيدن دولت اردوغان نسيم يك بازگشت تاريخى را در روح خسته جامعه تركيه دميد، بازگشت به هويت اسلامى و خاستگاه شرقى. همه اميدهاى جناحى كه در پى ساختن يك همپيمان از كشورى شرق تبار براى بلوك غرب بود با شكست لائيكها به كابوس بدل شد. اروپا در فرداى پيروزى اسلامگرايان با اين پرسش جدى روبرو شد كه چرا سياستمدارانى كه شعار و وعده شان گرفتن كليد عضويت در اروپا بود نتوانستند رأى مردم را كسب كنند و چرا چهره هاى منتقد غرب و اروپا اين اندازه محبوبيت و اعتبار گرفتند. بنابراين براى اروپا و غرب اگر در دوران حاكميت لائيكها كورسويى از اميد به تحقق شرط خويش يعنى تغيير در بنياد ارزشها و قوانين تركيه وجود داشت اكنون شانس چنين تغييرى در دوران موسوم به «پسالائيسم» به امرى محال تبديل شده است. اساساً پس از سقوط و تضعيف لائيكها، جريانى نبود كه قادر به حمل پرچم ايدئولوژى غرب در تركيه اسلامى باشد. آن همگرايى طولانى و بى حاصل اكنون موج سنگينى از واگرايى را در پى آورده است. اين نكته اگر ديروز چون يك هشدار محرمانه از سوى رجال ترك به گوش طرفهاى اروپايى نجوا مى شد اكنون به اعتراضى بلند تبديل شده است، با رجوعى گذرا به نتيجه آخرين نظرخواهى كه از مردم اين كشور درباره الحاق به اروپا صورت گرفته است مى توان پاسخ اين مسأله را دريافت. شايد هنوز باشند رجالى كه حاضر به پذيرش اين واقعيت نيستند كه انديشه اروپايى شدن كم كم به اوهام مى پيوندد اما رشته وقايع اين ايام باقى ترديدها را در اين عرصه خواهد شكست. لذا اكنون مسأله اين نيست كه آيا اروپا سرانجام تركيه را در خانواده خود خواهد پذيرفت يا نه؟ بلكه مسأله اين است كه آيا مردم و مسلمانان تركيه پس از سالها تحقير مجوز طرح دوباره اين قضيه را خواهند داد يا نه؟
|
|
|
|
|
نگاه به شرق اسلام گرايان آنكارا
|
|
|
حزبAKP، اين نشانه امروز براى محافل سياسى بسيار آشناست. اين علامت نام اختصارى حزب عدالت و توسعه است، حزبى كه جاى بسيارى از نام هاى پرآوازه احزاب و گروه هاى سياسى تركيه را گرفته است. اگر روزى AKP گروهى تحت تعقيب و نام رهبران اش در ليست سياه عوامل امنيتى آنكارا بود، امروز به جناح حاكم در صحنه اين كشور تبديل شده است. حزبى كه با ظهور خود در نقطه تلاقى دو قاره به سال ها يكه تازى احزاب چپ وراست پايان داد. حزب عدالت و توسعه با آمدن خود نه تنها مهر تغيير بر پيشانى تركيه زد كه به نيروى مددرسان تحولات مشابه در كشورهاى خاورميانه تبديل شد. همه گروه هايى كه در زمانه ماپرچم تحول خواهى را دردست گرفته اند نگاهى ارادت ورزانه به سوى مدرنيست هاى مسلمان تركيه داشته اند. در نظر جنبش هاى ملى- اسلامى عصر امروز، تركيه تحت رهبرى اردوغان نمونه يك الگووسرمشق يا دست كم نيروى الهام بخش حركت هاى اسلامى بوده است. اكنون پس از چهار سال مديريت بر سرزمينى كه نزديك به ۷۰ سال ملك انحصارى لائيك ها بوده است اردوغان و دوستانش مى توانند مدعى شوند كه پيدايى جريان اسلامخواهى در اين سرزمين يك موج گذرا ومقطعى نبوده ،بلكه ريشه اى عميق در خواسته ها ومطالبات ۷۰ ميليون جمعيت اين كشور دارد. تركيه تحت رهبرى اردوغان گرچه رشته اى بلند ازتحولات اجتماعى درداخل تركيه به وجود آورده و چهره يك جامعه كهنسال را از رنگ لائيسم به صبغه اسلامى در آورده است، اما افكار عمومى منطقه اردوغان و دولت او را با دگرگونى هاى حوزه ديپلماسى اش مى شناسند. تركيه در دوره اسلام گرايان چرخشى آشكار به سمت جبهه شرق وجهان اسلام دارد. ديپلماسى دولت اردوغان همه توان خود را به كار مى بندد تا شكاف بزرگى را كه ميان اعراب وآنكارا دردوره لائيك ها بروز كرده بود ، ترميم كند. اردوغان و مدير ديپلماسى او،عبدالله گل راه دشوار رفتن به ميان اعراب را از ايستگاه فلسطين آغاز مى كنند، بدين صورت ،كشورى كه دوست اول اسرائيل در خاورميانه نام گرفته بود اين بار در جبهه شركاى سياسى اعراب وارد مى شود. دولت اسلامى آنكارا فرمولى جالب براى آب كردن يخ هاى كدورت با اعراب به كار مى گيرد و آن چيزى نيست جز پايين كشيدن فتيله دوستى با اسرائيل. در نخستين اقدام، آنها به هواپيماى «آريل شارون»در سفرى كه رهبر صهيونيست ها مى خواست به طور غيرمنتظره وارد آنكارا شود اجازه فرود نمى دهند. بعد از اين واقعه منحنى ديدارها وآمد وشدها ميان اسرائيل وتركيه قوس نزولى طى مى كند. اين وقايع همزمان است با مرگ عرفات و جنايات تازه اسرائيل در «رفح». اردوغان هيأت بلندپايه خود را راهى فلسطين و پايتخت هاى عربى مى كند تاپيام همدلى ترك ها را به جهان عرب انعكاس دهد. او خود نيز در ديدار با وزير انرژى اسرائيل در آنكارا با اندوه مى گويد: «جنايات شما، من و مردم من را آزرده است. تركيه در سوگ شهداى فلسطين حال و هواى سرزمين هاى اسلامى را پيدا مى كند». اندكى بعد آنكارا ضيافتى باشكوه براى دشمن شماره يك صهيونيست ها مهيا مى كند، باحضور بشار اسد در تركيه نهال دوستى اسلام گرايان با اعراب شكوفا مى شود. اردوغان نخستين ميوه اين نهال را در انتخابات مربوط به رئيس آينده بزرگ ترين سازمان كشورهاى اسلامى مى چيند وقتى كه مخالف و رقيب هميشگى آنكارا ـ مصر ـ به رياست يك ديپلمات ترك ـ احسان اوغلو ـ رضايت مى دهد. به اين ترتيب، جهان عرب همه نامهربانى هاى سياسى و خاطرات تلخ تاريخى خود را با ترك ها به بوته فراموشى مى سپارد، ديگر نه از داستان هاى سلطه عثمانى ها بر اعراب سخنى به ميان مى آيد و نه از آنكارا بابت به رسميت شناختن اسرائيل در ۱۹۴۹ يا پيمان استراتژيك ۱۹۹۰سرزنش مى شود. عبدالله گل، چهره اى كه از او به عنوان طراح نگاه به شرق دولت اردوغان ياد مى شود، توصيفى شنيدنى از اين چرخش بزرگ دارد: «دوران جنگ سرد به پايان رسيده است و به تبع آن، دوران اهميت متحدان استراتژيك نيز. ديگر دليلى ندارد از ترس قدرتى دست به دامن قدرت ديگرى شويم. » اين سخن گل، ترجمان سياست توازنى است كه دولت اردوغان ميان دو جبهه دوستان قبلى و فعلى آنكارا برقرار كرده است. بر پايه اين تئورى، دولت اردوغان از به هم ريختن همه بنيادها ى سياست خارجى كشور امتناع مى كند. او بى آنكه روابط سنتى آنكارا با واشنگتن را دچار تنش كند طرح يك دوستى تازه را با جبهه رقيبان آمريكا و اسرائيل از تهران تا دمشق ريخته است. سياستگذاران آنكارا بى گمان دراين مدت به يك بازنگرى اساسى در خط مشى سياست خارجى اين كشور دست زده اند. دوستى امروز آنكارا با اروپا و آمريكا، ديگر رنگ و ماهيت رفاقت هاى يكسويه ديروز را ندارد. در ماجراى جنگ و بحران عراق اين واقعيت بيش از هر زمان اثبات شد، وقتى كه براى نخستين بار دولت جديد اين كشوربا عبور سربازان آمريكايى از خاك خود در زمان جنگ عراق مخالفت كرد، زيرا مردم تركيه بشدت مخالف اين جنگ بودند. دولت اردوغان به تأسى از همين نگاه افكار عمومى تركيه، نگرش انتقادى خود رانسبت به سياست هايى كه نشان از سلطه و تبعيض دارد، حفظ كرده است. از همين روست كه آنكارا امروز در صف اول انتقاد از ديدگاه هاى بوش يا سياست هاى اولمرت ايستاده است.
|
|
|
|