|
دبير علمى همايش ملى سند چشم انداز
تمام ظرفيت هاى نظام بايد بسيج شود
اشاره: دبير علمى همايش ملى سند چشم انداز معتقد است مديريت بر مبناى چشم انداز از آخرين شيوه هاى شناخته شده مديريتى است كه براى همه مردم و مسئولان افق هاى كارى مشخصى را تدوين مى كند. حجـت الاسلام والمسلمين حسن على اكبرى با تأكيد بر اين كه با وجود سند چشم انداز، اختلاف سليقه ها در اداره كشور به حداقل خود مى رسد، گفت: اختلاف ديدگاه هايى كه در كشور وجود داشته خود را در برنامه هاى توسعه هم نشان داده است و ما براى مثال در برنامه دوم با برنامه سوم شاهد يك ناهمگونى هايى هستيم. وى در اين گفت و گو با اشاره به عبارت مقام معظم رهبرى در خصوص ناتوى فرهنگى در تبيين اين عبارت خاطرنشان كرد: دليل تعبير مقام معظم رهبرى به ناتوى فرهنگى اين است كه دشمن در جهت اهداف فرهنگى فشارهاى خود را بيش از گذشته افزايش داده است.در اين مسير سازمان دهى بين المللى كرده و تمام توانش را براى مقابله با فرهنگ، ارزش ها و تمدن تجديد حيات شده اسلامى به كار گرفته است. وى معتقد است دشمن براى مقابله با پديده تمدن تجديد حيات شده اسلامى تمام توان بين المللى خود را به كار برده و برنامه ريزى بين المللى كرده است و دليل اينكه تعبير به ناتوى فرهنگى شده اين نكته است. متن كامل گفت و گوى فارس با دبير علمى همايش ملى سند چشم انداز به شرح زير است:
حدود دو سال از سند چشم انداز مى گذرد.چه تفاوتى است بين ايرانى كه سند چشم انداز دارد با ايرانى كه سند چشم انداز نداشت؟ - به نام خدا. متشكرم به موضوعى كه مورد توجه مقام معظم رهبرى است و از ضروريات حركت نظام است پرداختيد و با وجود بى توجهى و غفلتى كه از اين سند شده شما به آن توجه كرده ايد و به عنوان يادآورى در دومين سال ابلاغ سند اين موضوع را پيگيرى مى كنيد. اين طور نيست كه كشور ما در گذشته چشم انداز نداشته است.اصولاً مديريت بر اساس چشم انداز كه در دهه هاى اخير در دنيا بيشتر به آن توجه شده و در ادبيات مديريت بخصوص مديريت در سازمانها مطرح شده، به نوعى در كلان حركت كشور ما وجود داشته است.مديريت بر مبناى چشم انداز در واقع از كاركردهاى رهبرى است.چشم انداز را كه قبلاً به عنوان بصيرت ترجمه مى كردند.يعنى يك رهبر در يك مجموعه بين پيروان خود يك هدفى را ترسيم مى كند، يك دورنمايى را براى پيروانش چنان ترسيم مى كند كه آنها را اقناع مى كند كه بايد همه به آن سمت برسيم و اين هدف همگانى ماست.لذا تمام نيروها و پيروانش را به آن سمت بسيج مى كند و در واقع با ايجاد يك چشم انداز در بين پيروانش توان را معطوف به آن هدف مى كند. بنابراين حضرت امام (رضوان الله تعالى عليه) قبل از پيروزى انقلاب عملاً چشم انداز پيروزى بر نظام طاغوت و پيروزى انقلاب اسلامى را چنان زيبا ترسيم كردند كه عملاً چشم انداز همه انقلابيون و پيروان و طرفداران ايشان شد و بعد هم محقق شد.گام دوم بعد از پيروزى انقلاب بحث جنگ و دفاع مقدس و تثبيت نظام و ناكام گذاشتن دشمنان مطرح شد، اين چشم اندازى بود كه توسط امام براى همه ترسيم شد و اين چشم انداز هم محقق شد.در گام سوم پس از جنگ نوعى اجماع بر چشم انداز سازندگى و پيشرفت و توسعه و آبادانى كشور و برطرف كردن خرابيها و پركردن فاصله ها و رفع كردن اشكالاتى كه قبل از انقلاب و بعد هم در زمان جنگ وجود داشت و تشديد شده بود يك نوع چشم اندازى به وجود آمد.در واقع پيروزى انقلاب، تثبيت انقلاب و بعد سازندگى به عنوان چشم انداز براى مردم معرفى شده بود. اما اينها نانوشته بود و مسير قانونى را طى نكرد.به اصطلاح ساز و كار هاى بعدى كه بيايد در متون مدونى در يك محافلى به ثبت برسد نبود، بلكه از كاركردهاى رهبرى بود. پس از دوران سازندگى در مورد چشم انداز اختلاف نظرهايى به وجود آمد.عده اى توسعه سياسى را، عده اى اصلاحات را ،عده اى همان استمرار سازندگى را و عده اى عدالت اجتماعى را مطرح مى كردند.اگر يادتان باشد در آن سالها روى نوسازى معنوى، روى تحول اخلاقى، و بعضى از عناوين اين چنينى بحث هاى جدى در گرفت.حتى در اواخر دولت آقاى هاشمى بحث ايران ۱۴۰۰ مطرح شد و در مجموعه سازمان برنامه مدون شد.در واقع هدف حيات طيبه يا تمدن اسلامى از نظر ساز و كار قانونى مدون شد و ترسيم شد.اما به دليل فضايى كه در كشور حاكم بود و تحولات سياسى، اجتماعى كه شكل گرفت به ثمر ننشست و دولت بعدى كه آمد توجه مناسب را به آن مجموعه از تلاش هايى كه شده بود نكرد.لذا مدتى بود كه يك نوع عدم وفاق بر آينده كشور بين مسئولان و صاحبنظران را ما شاهد بوديم. آيا در برنامه هاى توسعه كشور نيز شما چنين تشتت آرايى را مى بينيد؟ - مسأله اختلاف نظرها كه به آن اشاره كردم به گونه اى اهميت پيدا كرده بود كه اين اختلاف ديدگاه ها خودش را در برنامه هاى توسعه هم نشان مى داد.يعنى مثلاً برنامه دوم با برنامه سوم يا بخش هاى مختلفى از برنامه ها يك نوع ناهمگونى هايى در آنها وجود داشت كه ضرورت ايجاد يك چشم انداز واحدى براى تمام بخشها و اجزاى كشور فراهم شد.در آغاز مطالعات مربوط به برنامه چهارم بود كه مقام معظم رهبرى تذكرى دادند و دولت را موظف كردند كه بايد چشم اندازى را ترسيم كنند كه در آن حداقل ۲ برنامه توسعه هم سو و هم جهت در يك راستا باشد.اين تذكر به يك مطالعه و كارى كه دولت انجام داد منجر شد و كار دولت براى مقام معظم رهبرى ارسال شد و ايشان براى بررسى بيشتر اين كار آن را به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع دادند و بحث چشم انداز ۲۰ ساله كاملاً روال جدى و قانونى به خود گرفت و در يك مسير مشخص به تصويب رسيد.به اين شكل كه از دولت به رهبرى از رهبرى به مجمع و در مجمع در كميسيون هاى مختلف مسير طى شد و در صحن مجمع سند چشم انداز با تغييراتى تأييد و تصويب شد و براى ابلاغ خدمت مقام معظم رهبرى داده شد و مقام معظم رهبرى هم يك تغييرات محدودى در اين سند به وجود آوردند كه در واقع عبارت ايشان كه اضافه كردند يك روح دينى در كالبد اين سند ۲ صفحه اى دميدند و بعد ابلاغ شد. انتظار اين بود كه به صورت جدى به اين سند پرداخته شود چون ما در كشور قانون اساسى داشتيم كه يك برنامه و اهداف چشم انداز است منتهى بدون قيد زمان و معلوم نيست در چه برهه اى از زمان همه اهداف قانون اساسى قابل تحقق باشد و از طرفى سياست هاى كلى را هم ساز و كارش فراهم شد و سياست كلى تدوين شد و بعد از سياست كلى برنامه هاى توسعه را داشتيم.اهدافى كه در قانون اساسى تصويب شده بود بسيار كلان و بلند بود و غير زمانمند، لذا نياز بود كه يك برش زمانبندى از قانون اساسى را بايد مى داشتيم و به همين دليل هم بحث چشم انداز جاى خود را پيدا كرد.يعنى چشم انداز برشى بيست ساله از قانون اساسى است.در واقع با تدوين سند چشم انداز ارتباط منطقى بين آرمانهاى قانون اساسى، سياست هاى كلى و بعد برنامه هاى توسعه فراهم شد.بنابراين چشم انداز داشتيم اما به اين شكلى كه مصوب شود و مسير قانونى خاصى را طى كند و در جايى تهيه و ابلاغ شود و مكتوب شود نبود. به همين دليل مى خواهم بگويم كه اين بخش از كاركرد چشم انداز موفق بوده، يعنى همين كه رهبرى توانسته است تا حدودى وضعيت ۲۰ساله آينده را ترسيم كند، همه دلها و اذهان را به آن معطوف كند.بنابراين صرف نظر از اينكه دستگاه ها چقدر به اين موضوع پرداختند همين كه نگاه دستگاه ها به جاى اينكه به حوادث نزديك و نگاهشان به مسائل اطرافشان باشد، به يك افق بلند و دور دستى قرار گرفت اين خودش يك پيشرفت بزرگى در همه كشورها است. يعنى همه دستگاه ها، مديران، انديشمندان همه نگاهشان به افق هاى بلند و دورتر و فراتر از اين مسائل روزمره اى و دم دستى بود و اين يك پيشرفت است براى كشورى كه در حال طى كردن مسير ترقى است.همين كه نگاه مسئولان را از نگاه نزديك بينى به نگاه هاى دور و افق هاى دور بكشانيم كه ابعاد مختلف مسير را ببينند اين خودش يك توفيق و از آثار مهم و دستاوردهاى مهم اين چشم انداز است. آيا تاكنون نگاه هاى نزديك به نگاه هاى دور و افق هاى بلند كشيده شده است؟ - بله، شما هم اكنون هركجا كه مى رويد نوعاً در دستگاه ها خودشان براى خود چشم انداز تهيه مى كنند.مديريت بر مبناى چشم انداز از آخرين شيوه هاى شناخته شده مديريتى در ادبيات مديريتى است و اين خيلى پيشينه ندارد كه وارد كشور شده و بالاخره همه به دنبال افق هاى كارى خود هستند. بنابراين چشم انداز دستاوردى داشته است.اما از نظر ساز و كارهاى قانونى تلاش لازم براى پياده سازى سند چشم انداز انجام نگرفته و جاى نقد دارد. شما لزوم متولى داشتن سند چشم انداز را چقدر داراى اهميت مى دانيد؟ - متولى سند چشم انداز روشن است.مقام معظم رهبرى به مجموعه نظام، سند چشم انداز را ابلاغ كردند.متولى سند چشم انداز قواى اين كشور هستند.البته هر مجموعه اى به حسب وضعيت خودش.قوه مجريه در تدوين برنامه ها ،مجلس در تدوين قوانين و قوه قضائيه در تمام فعاليت هاى خود بايد همسو و هماهنگ در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز باشند.دستگاه ها و مجموعه هاى ديگر نيز بايد هر كدام به وظيفه خود در قبال سند چشم انداز بپردازند.اگر صحبت از تحولى علمى و نهضت علمى است و توليد و ابتكار و خلاقيت در دانشگاه ها، نخبه ها، حوزه هاى علميه تمام مجموعه هايى كه در اين كشور هستند بايد نسبت به ايجاد اين تحول حساسيت داشته باشند و در واقع يك فرمان و حكم ولايى است كه بايد همه بر آن اصرار داشته باشند و آن را مبناى عمل و رفتار خود قرار دهند.بنابراين همه وظيفه دارند.اما اين مطلب كه آيا وجود يك متولى ويژه مؤثر است مسلماً اينگونه است. رئيس محترم جمهورى براى توجه خاص به اين سند مى تواند معاونت و يا حداقل مشاور ويژه اى كه موضوع سند چشم انداز را دنبال كند منصوب نمايد.در تمام دستگاه ها، دفاترى را بگذارد براى اينكه در واقع نظارت كند كه آن دستگاه ها و مجموعه دولت و همه اجراييات كشور در اين سند در چه وضعيتى هستند و البته كارگشا خواهد بود.البته پيش از آن بايد يك كار تبليغى و فرهنگ سازى در مورد خود سند چشم انداز انجام گيرد.اين سند، فقط توسط دولت، قابل پياده سازى نيست.بايد همه مقدورات ملى، همه توان كشور، مشاركت مردم، بايد همه آحاد جامعه توانشان را در جهت پياد ه سازى اين سند به كار گيرند.البته اين ساز و كار اگر در دولت شكل بگيرد، على القاعده كارهاى تبليغى و فرهنگ سازى هم تسريع خواهد شد و زمينه اش فراهم مى شود و احزاب، گروهها، هنرمندان، ورزشكاران، نخبه ها،رسانه ها، حوزه، دانشگاه همه اينها نقش دارند و هر كدام بايد بر حسب سهم خود از چشم انداز وظيفه خود را انجام دهند. مقام معظم رهبرى در صحبت هاى اخير خود به بحث ناتوى فرهنگى اشاره داشتند سؤالى كه به ذهن مى رسد اين است كه آيا ناتوى فرهنگى مى تواند مانع تحقق اهداف سند چشم انداز شود و با توجه به اهداف ذكر شده در سند چشم انداز ما چه راهكارهايى را مى توانيم در مقابل ناتوى فرهنگى داشته باشيم؟ - دليل تعبير مقام معظم رهبرى به ناتوى فرهنگى اين است كه دشمن در جهت اهداف فرهنگى فشارهاى خود را بيش از گذشته افزايش داده است.در اين مسير سازمان دهى بين المللى كرده و تمام توانش را در جهت مقابله با فرهنگ، ارزش ها و تمدن تجديد حيات شده اسلامى كه در ام القراى اسلام يعنى ايران جرقه آن زده شده به كار گرفته است.دشمن براى مقابله با اين پديده تمام توان بين المللى خود را به كار برده ،يك نوع برنامه ريزى بين المللى كرده اند.دليل اين كه تعبير به ناتوى فرهنگى شده اين است. در واقع همچنان كه در عرصه نظامى مقدوراتشان را سازماندهى مى كنند تا به اهدافشان برسند، در عرصه فرهنگى هم چنين مسيرى را پيش گرفتند.اما اين كه براى مقابل با آن ما بايد چه كار كنيم؟ اگر اهداف فرهنگى سند چشم انداز را پياده كنيم، قطعاً موفق خواهيم بود.در سند چشم انداز مثل قانون اساسى، اصولاً نگاه فرهنگى، استخوانبندى فرهنگى و شاكله فرهنگى حاكم است.يا صبغه كاملاً فرهنگى از صدر تا ذيل قانون اساسى و در سند چشم انداز ما وجود دارد.به طور مشخص در اهداف اعلام شده سند چشم انداز هويت انقلابى اسلامى دقيقاً ذكر شده است و اگر ما بر همان هدف تأكيد كنيم و ساز و كارهاى حفظ اين هويت را فراهم كنيم، قطعاً نه تنها ناتوى فرهنگى دشمن، بلكه هر تدبير ديگرى پيش بگيرند، ناكام خواهند بود.از اين كه بتوانند ما را از هويت فرهنگى خالى و دور كند ناكام مى مانند.براى همين در سند گفته كه ايران در افق ،۱۴۰۴ كشورى است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادى، علمى و فناورى.بعد در همان جا گفته شده كه اين توسعه يافتگى با حفظ و بلكه با تقويت هويت انقلابى اسلامى است.يعنى اين طور نيست كه توسعه يافتگى به تغييرات و تحولات در هويت اين كشور منجر شود. عده اى در كشور ما هستند كه معتقدند لازمه توسعه يافتگى پيوستن به يك جريان جهانى است، نظر شما درباره اين نظر چيست؟ - ما براى رسيدن به اهداف سندمان الگوى بومى و الگوى ويژه اى را دنبال مى كنيم.اصولاً در كشور ما براى رسيدن به اهداف سند چشم انداز الگوى خاصى اقتضا مى كند .الگوى توسعه ويژه اى را كه هم اكنون بعضى از مجموعه ها در حال طراحى و تبيين آن الگو هستند.بنابراين اگر همين قيد بخواهد رعايت شود در واقع آن خطرى كه اشاره كرديد، رفع و دفع خواهد شد.اگر تمام تحولات اقتصادى، علمى و تمام ابعاد توسعه ما معطوف به همين يك نكته هويت دينى و انقلابى باشد، قطعاً دشمنان اين نظام در مقابل اجرايى نشدن اهداف سند چشم انداز ناكام خواهند بود.:
|