سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۵ - ۱۳ ذيقعده ۱۴۲۷
Tue, Dec 5, 2006
ديپلماتيك
۳۵۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
كودك
هوشيار زيبارى، وزير خارجه عراق در گفت وگو با «ايران» :
سهم آمريكايى ها از محاسبات اشتباه سياستمداران در عراق
هوشيار زيبارى، وزير خارجه عراق در گفت وگو با «ايران» :
دود ناامنى عراق
به چشم همه خواهد رفت
گروه بين الملل ـ مديريت امور ديپلماسى دولت امروز عراق با فردى است كه در ايام نه چندان دور نامى آشنا در فهرست اپوزيسيون رژيم بعث بود. خبرنگاران و اصحاب رسانه  آن روزها وى را در كنار رهبر حزب دموكرات كردستان عراق، مسعود بارزانى مى ديدند.
265971.jpg
اكنون مسئول ديروز امور بين المللى كردستان عراق بر كرسى رياست وزارت خارجه دولت بغداد تكيه كرده است. زيبارى نيز چون ديگر همكارانش در كابينه نورى مالكى روزهاى پرمشغله و سختى را مى گذراند. براى او تنظيم ارتباطات بين المللى حكومت نوپاى عراق، وظيفه اى دشوارتر از رتق و فتق امور تجارى و اقتصادى اين كشور است. تيم ديپلمات هاى عراق در هفته اى كه گذشت رايزنى گسترده  و پردامنه اى را در پايتخت هاى خاورميانه به اميد يافتن راه هاى كنترل ناامنى در اين كشور پيش بردند. وزير خارجه عراق در اين راستا به اتفاق همسنگر ديروزش، جلال طالبانى به تهران آمد. زيبارى از اين ديدار به عنوان سفرى موفق و حياتى ياد كرد. وزير امور خارجه در ساعات پايانى به پيشنهاد گفت وگوى «ايران» پاسخ مثبت مى دهد. زيبارى نيز همچون ديگر مقام هاى بغداد، ذهنى آكنده از دغدغه خشونت هاى جارى عراق دارد و اميدوار است دولت هاى منطقه و طرف هاى بين المللى دولت جديد بغداد را در عبور از اين بحران پرمخاطره تنها نگذارند. باقى حرف هاى ديپلمات كشور همسايه را در متن پيش رو دنبال كنيد:
در شرايط حساس امروز عراق، چه اهدافى را در مذاكره با تهران دنبال كرديد؟
اين سفر در اين زمان بسيار مهم و حياتى بود چرا كه گفت وگوهاى بسيار مهمى را درباره اوضاع عراق، منطقه و جهان با مسئولان ايران انجام داديم. ايران كشورى مهم و مؤثر در معادلات سياسى منطقه است و سفر رئيس جمهور عراق و وزيران همراه ايشان به تهران نيز دليلى بر اين تأثير است.
به نظر مى آيد كه در حال حاضر پرونده خشونت هاى داخلى دستور كار اول دولتمردان عراق است ، پيرامون اوضاع امنيتى عراق در گفت وگو با دولتمردان ايران چه مباحثى مطرح شد؟
بله؛ گفت وگو براى گسترش روابط امنيتى ايران و عراق و درخواست از ايران براى مقابله با تروريسم موجود در عراق از موضوعهاى جدى در مذاكرات تهران بود زيرا ما اعتقاد داريم كه اگر اوضاع امنيتى عراق به همين صورت ادامه پيدا كند نه تنها براى عراق بلكه براى همسايگان و ايران نيز خطرناك خواهد بود. مسئولان ايرانى نيز علاقه فراوانى به ايجاد امنيت و برقرارى ثبات در عراق از خود نشان دادند و ما اين توجه و حساسيت را در ديدار با حضرت آيت الله خامنه اى، آيت الله هاشمى رفسنجانى، آيت الله هاشمى شاهرودى و آقاى احمدى نژاد و آقاى متكى لمس كرديم. از طرفى تمايل مشتركى در ميان دو همسايه براى برقرارى روابطى براساس اعتماد، احترام متقابل و عدم دخالت وجود دارد. ما مصرانه از مقام هاى جمهورى اسلامى ايران درخواست كرديم كه از ما و از دولت عراق كه دولتى قانونى و منتخب است حمايت كنند. دولت عراق، دولتى منتخب، قانونى، دموكراتيك و دوست جمهورى اسلامى ايران است و اين پيام نخست ما در اين سفر بود.
ايرانى ها چنان كه از مواضع مقام هاى تهران پيداست عزم جدى براى گشودن باب يك همكارى همه جانبه و استراتژيك با دولت جديد عراق دارند اما عملياتى كردن اين انديشه روابط استراتژيك در حال حاضر با نوعى دوگانگى مواجه است. اين دوگانگى و تعارض را نيز طرف هاى بين المللى به ويژه نيروهاى آمريكايى حاضر در عراق به وجود آورده اند كه از يك طرف از ايران و سوريه براى مشاركت در حل بحران عراق دعوت به عمل مى آورند و از طرف ديگر انواع اتهام ها را متوجه اين دو كشور مى كنند، شما چگونه با اين تعارض كنار مى آييد؟
ما همواره گفته ايم و مى گوييم كه عراق هيچ مشكلى در ارتباط با همسايگان خود ندارد. ما روابط ديپلماتيك مثبت و مؤثرى را با تركيه، ايران، سوريه، اردن و عربستان داريم. مشاركت اين كشورها در عمليات برقرارى ثبات و امنيت در عراق يك مسأله اساسى است و جزو درخواست هاى ما بوده و هست.
آيا در اجرا و تحقق اين ايده مشاركت كشورهاى همسايه موانع و يا محدوديت هايى وجود داشته است؟
از طرف ما تاكنون كوتاهى صورت نگرفته است اما برخى كشورهاى همسايه به اندازه اى كه ما خواهان آن بوديم، به درخواست هايمان براى مشاركت پاسخ مثبت ندادند.
دوست داشتم از زبان شما، نگاه واقعى طرف هاى آمريكايى را پيرامون بحث مشاركت همسايگان عراق در پروژه امنيت عراق بدانم. به ويژه اين كه گفته مى شود كميته تحت رياست جيمز بيكر براى برقرارى رابطه اى مؤثر با همسايگان عراق پيشنهادهايى به دولت بوش داده است. اين قضيه را چطور ارزيابى مى كنيد؟
265875.jpg
درخواست هاى كميته بيكر تاكنون علنى نشده است و فقط در اندازه حرف و گمان است. بايد ديد نتايج نهايى بررسى هاى اين كميته چه خواهد بود. از سوى ديگر بايد بگويم كه دولت عراق همواره از برقرارى رابطه ميان ايران و آمريكا استقبال مى كند ولى اين امر بستگى به تصميم اين دو كشور دارد و ما نمى توانيم دخالتى در اين موضوع كنيم. مسأله اساسى اين است كه حكومت عراق آينده و سرنوشت خود را تعيين مى كند و اين را در فرآيند رايزنى هاى ديپلماتيك خود مورد تأكيد قرار مى دهد. به هر حال ما به عنوان دولت عراق موافق برگزارى گفت وگو ميان ايران و آمريكا براى حل مشكلات عراق هستيم.
آقاى زيبارى به نظر مى آيد، تحولات جديد صحنه عراق و موج جديد خشونت هايى كه با انفجارهاى شهرك صدر شروع شد، ماهيت متفاوتى دارد. چنان كه برخى رسانه هاى عراقى از احتمال درگيرى فرقه اى خبر داده اند. ارزيابى شما از اين فصل حوادث عراق چيست؟
آرزوى ما اين است كه اين اتفاق هيچ زمان نيفتد. البته يك سرى درگيرى مذهبى در برخى مناطق رخ داده است. حكومت عراق با تمام توان مى كوشد بر اوضاع مسلط شود و از بروز چنين مسائلى كه تهديدكننده پايه حكومت است جلوگيرى كند.
اعتقاد خيلى از ناظران سياسى نيز اين است كه حلقه جديد حوادث عراق موقعيت دولت مالكى را هدف گرفته است. جدا از اين مسأله كه طرف هاى بين المللى به مسئوليتشان در اين باره عمل نمى كنند شما براى عبور از اين بحران چه تمهيداتى انديشيده ايد؟
دولت همه توان خود را براى مهار اين بحران ها به كار بسته است. بخشى از مذاكرات ما نيز در اين راستا است كه همه طرف هاى خارجى دولت بغداد را در مواجهه با اين حوادث يارى كنند. بدون ترديد اگر دولت نتواند گروه هاى شبه نظامى و عمليات مسلحانه را كنترل كند نه تنها در مقابل ملت عراق، بلكه در برابر همه كشورهايى كه امنيت و منافع آنها به وضعيت عراق پيوند خورده پاسخى نخواهد داشت.
درباره هوشيار زيبارى
265872.jpg
رهبران دو حزب معروف كردستان عراق يعنى اتحاديه ميهنى و حزب دموكرات را در صحنه مذاكرات سياسى دو نفر همراهى مى كردند، «برهم صالح» كه به عنوان طراح امور ديپلماتيك اتحاديه ميهنى جلال طالبانى مطرح بود و «هوشيار زيبارى» كه سمت رسمى مسئول امور بين الملل حزب دموكرات بارزانى رابرعهده داشت.
با سقوط صدام و تشكيل دولت جديد عراق، هر دو ديپلمات كردها از سليمانيه به بغداد منتقل شدند. برهم صالح ، كرسى مهم معاونت نخست وزيرى را به عهده گرفت و هوشيار زيبارى كه به سمت وزارت امور خارجه كابينه مالكى راه پيدا كرد.
هوشيار زيبارى در سال ۱۹۵۳ ميلادى در كردستان عراق متولد شد. او داراى مدرك كارشناسى جامعه شناسى از دانشگاه اردن و كارشناسى ارشد اين رشته از دانشگاه Essex انگلستان است.
وى در فواصل سال هاى ۱۹۸۰ـ ۱۹۷۸ مسئول جامعه دانشجويان كرد در انگلستان بود. در سال ۱۹۷۹ وى به عضويت شوراى مركزى حزب دموكرات عراق انتخاب شد. زيبارى همانند بسيارى از فعالان كرد عراق، در عين فعاليت سياسى مدتى نيز لباس چريكى به تن كرد و همراه با مرشد خود مسعود بارزانى رهبر حزب دموكرات كردستان عراق سرگرم مبارزات مسلحانه اى با رژيم بعثى صدام حسين در سال هاى ۱۹۸۸ـ۱۹۸۰ شد. مبارزات مسلحانه او و همفكرانش با تهاجم نظامى دوباره بعثى ها ناكام ماند و به صورت خشونت آميزى سركوب شد. در همين مقطع، زيبارى مسئوليت امور ديپلماسى و مذاكرات خارجى حزب دموكرات در فواصل سال هاى ۱۹۹۱ـ ۱۹۸۸ را عهده دار شد. در سال ۱۹۹۱ در طول جنگ اول خليج فارس سخنگوى حزب دموكرات بود. وى مسئول برگزارى چندين كنفرانس معارضين دولت صدام در رژيم قبلى كشورش بود. زيبارى بخشى از شهرت خود را مديون دوران تشكيل دولت خودمختار كردها درسليمانيه عراق است. در اين برهه است كه وى به عنوان يكى از چهره هاى اصلى معارض رژيم صدام در خارج از عراق شناخته مى شود و پس از سقوط صدام حسين، زيبارى در سوم سپتامبر ۲۰۰۳ به عنوان وزير خارجه عراق برگزيده شد و تاكنون در اين عنوان باقى مانده است.
سهم آمريكايى ها از محاسبات اشتباه سياستمداران در عراق
جنگى بر پايه تصورات نادرست
265884.jpg
جان براون و رى مك گاورن ‎/ منبع: سايت تام پين ‎/برگردان: پوراندخت مجلسى
جنگ عراق بيشتر براساس رشته اى از تصورات شروع شد ولى اكنون بيشتر آمريكايى ها متوجه شده اند كه امكان اين كه در عراق اوضاع «بر وفق مراد» بشود توهمى بيش نيست و هرگز اين اتفاق نخواهد افتاد. پيام اصلى انتخابات اخير كنگره نيز همين بود ولى هنوز هم اين نگرانى وجود دارد كه ما قربانى توهمات خود در عراق شويم توهمات ناشى از تصورات غلطى كه به وسيله دولت، كنگره، پنتاگون (وزارت دفاع) و جريان غالب رسانه اى ترويج شده است.
هنوز جريان هايى سعى بر آن دارند شكستى را كه رئيس جمهور آمريكا در عراق به وجود آورده است به حداقل برسانند. كه يكى از آنها كميسيون بيكر ـ هاميلتون است.
آيا كميسيون بيكر ـ هاميلتون راه خروج ما از مشكل عراق را مى يابد؟
امكان اين كه كميسيون تحقيق درباره يافتن راه حلى براى مشكل عراق (ISG) به رهبرى جيمز بيكر و لى هاميلتون، موفق باشد با خوش بينى بى دليل در رسانه ها
روبه رو شده است. اين امر به ويژه در مورد روزنامه هايى نظير واشنگتن پست مصداق دارد كه در سر مقاله هاى خود بيشتر حالت دفاعى به خود گرفته اند تا به گردان گرفتن تقصير اين وضع براى رسانه هايى كه سه سال جنگ را تشويق كرده اند، مناسب تر به نظر مى رسد. جورج دبليو بوش در هر حال مى تواند از نتايج كار اين كميسيون بهره مند شود. اين كميسيون زمان لازم را در اختيار او قرار مى دهد تا به شكست جمهورى خواهان در انتخابات سرو سامانى بدهد و شكست عراق را نه تنها به عملكرد جمهوريخواهان بلكه به مشكل هر دو حزب (بخوانيد مشكل دموكرات ها) تبديل كند و شايد از اين هم بدتر، اين كه موقعيت خونين عراق را متوجه خود عراقى ها كند و آن را از يك معضل جهانى به مشكل داخلى براى عراق تبديل كند در اين صورت، توجه رسانه ها تنها به آنچه واشنگتن مى گويد معطوف مى شود در تمام اين مدت البته آمريكايى ها تشويق مى شوند اين گفته ها را باور كنند كه ISG تلاش مى كند به طور مشخص راه موفقيت آميز خروج از عراق را بيابد.
اما آنچه اين گروه تحقيق مى تواند واقعاً انجام دهد كاملاً محدود است. اساساً گزينه هاى مناسبى وجود ندارد. اين يا آن پيشنهاد تنها مى تواند كمك كند تا كاخ سفيد آن گزينه اى را كه به نظر مى رسد مصيبت و بدبختى كمترى دارد، انتخاب كند.
ولى به نظر مى رسد كه دولت بوش مى خواهد انتظارها از گروه بيكر ـ هاميلتون را در ميان كميسيون ها و كميته هاى مختلف كاهش دهد و اين نكته را كه كميته مذكور نوشدارويى است براى رفع تشنگى ، در خط خبرى رسانه ها كمرنگ كند.
در تلاش براى اين كه نشان داده شود نقش رئيس جمهور ناچيز نيست، بوش براى ملاقات نورى المالكى نخست وزير عراق به امان (اردن) مى رود تا «پيشرفتى را كه در مذاكره كميته تحقيق در مورد انتقال امنيت و مسئوليت به دولت بغداد و نقش دولت هاى منطقه در حمايت از عراق» حاصل شده است با او به بحث بگذارد. مشاور امنيت ملى استفان هادلى در اين باره به روزنامه ها گفت كه علاوه بر نظرات كميته تحقيق بيكر - هاميلتون، رئيس جمهور مى خواهدنظر گوناگون ديگرى را هم بشنود و با در نظر گرفتن آنها و شنيدن نظر نورى المالكى درباره عراق تصميم بگيرد.
ادعاى همراهان بوش اين است كه دولت بوش تجديدنظر در مورد سياست آمريكا در عراق را با مجهز شدن به نظر كارشناسان خود، پيش مى برد. مثلاً وزارت دفاع درتحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است كه يك استراتژى دوگانه مى تواند كارساز باشد. اين استراتژى را يكى از مقام هاى وزارت دفاع اين طور خلاصه مى كند: طرح بزرگ ولى كوتاه مدت كه مرحله گذارى است به طرحى درازمدت. (مفهوم طرح اين است كه حضور نظامى آمريكا درعراق به مدت چند ماه و با تعداد حدوداً ۲۰ هزار نفر نيروى اضافه بر نيروى فعلى خواهد بود به طورى كه نيروهاى آمريكايى بتوانند كنترل اوضاع را در دست بگيرند و پس از اين «دوران كوتاه» آمريكا آماده خواهد شد به مدتى طولانى حضور نظامى خود در عراق را ادامه دهد). آنها مى گويند: «پيروزى» تنها با چنين روشى امكان دارد؛ در حالى كه هنرى كيسينجر مشاور رئيس جمهور گفته است كه پيروزى در عراق ناممكن است. توصيه هاى گوناگونى براى انتخاب وجود دارد كه پيشنهاد خردمندانه گروه تحقيق بيكر - هاميلتون تنها مى تواند پيشنهادى باشد درميان پيشنهادهاى ديگر. به اين ترتيب عملاً و به طور عمد اهميت گروه ISG توسط ياران بوش تنزل داده شده است.
آيا راه نجات ، آموزش عراقى ها است؟
آموزش سربازان عراقى براى جانشينى سربازان آمريكايى مدت ها است كه نظر دولت و پنتاگون را به عنوان كليد موفقيت در عراق به خود جلب كرده است. نظرى كه چند روز گذشته به وسيله ژنرال ابى زيد در اظهاراتش در مقابل كنگره، تكرار شد. ظاهراً آموزش سربازان و پليس عراقى به وسيله آمريكايى ها يك گزينه عملى و كارآمد به نظر مى رسد. اين كار چند فايده دارد: آمريكايى ها را از خط آتش دور نگه مى دارد، تأثير اشغال را ملايم تر مى كندو موجب مى شود كه سربازان آمريكايى مربى و آموزش دهنده به نظر آيند، نه متجاوز. از اين ها مهمتر به صورتى دلخواه مسئوليت امنيت و نظم را به عهده خود عراقى ها مى گذارد.
ولى دلايل زيادى وجود دارد كه در سودمندى و تأثير اين آموزش ترديدبه وجود آيد. نخست اين كه ارائه گزارش پشت گزارش دليل بر اين است كه طرح آموزش آمريكايى نيز كارى از پيش نخواهد برد. از جمله در مقاله اخير مايكل شرر در نشريه «سالن» و در گزارش توماس اى ريكز در واشنگتن پست. دوم اين كه ترديد وجود دارد نيروهاى آمريكايى كه هدف بسيارى از دشمنى ها در عراق اند در حالى كه با شرايط محلى آشنايى چندانى ندارند (اگر مسأله ندانستن زبان را هم ناديده بگيريم) بتوانند حتى دانش هاى ويژه نظامى را هم به همتايان عراقى خود منتقل كنند. سوم اين كه آموزش نظامى نيروهاى آمريكايى به خودى خود كامل است ولى مشكل را مى توان در مقاله اخير «شش گام به پيروزى» اريك اگلند در ويكلى استاندارد، متوجه شد: «طبق گفته سربازى در عراق، واحد اومدت ها وقت شان صرف اين شدكه چگونه مى توان يك سنگر انفرادى را پاكسازى كرد. چيزى كه صدها بار پيش از آن آموزش ديده بوديم تا به سبك آنها انجامش دهيم. مشكل اين است كه دشمنى كه در عراق با آن روبه روييم در سنگرها پنهان نمى شود بلكه با تاكتيك هاى مختلفى عمل مى كند و به راحتى در داخل جمعيت با مردم قاطى مى شود.»
بنابراين مسأله اصلى با توجه به ايجاد يك نيروى امنيتى قابل اتكاى وطنى در عراق «آموزش» آنها نيست. بلكه آن طور كه يك كارشناس نومحافظه كار در يكى از لحظات خردمندى خود خاطرنشان مى كند: «حمايت و وفادارى افراد آموزش ديده» است. احتمال اين كه افراد مسلح عراقى وفادارى مخلصانه اى نسبت به حكومت مركزى عراق داشته باشند يا به هر حكومت احتمالى عراق، در آينده قابل پيش بينى ، بسيار كم و يا حتى هيچ است.
در واقع اختلاف هاى قومى و مذهبى و نفوذ گسترده اين اختلاف ها و دسته بندى ها در ارتش - اگر نيروى پليس را ذكر نكنيم به وسيله نيروهاى متعصب، آن قدر رايج و فراگير است كه جاى ترديد است كه آيا مى شود از ارتشى به نام «ارتش عراق» نام برد؟
نوعى كنترل را ادامه خواهيم داد
نوعى اعتقاد ريشه دار وجود دارد كه شايد از خوش بينى هميشگى آمريكايى نشأت مى گيرد و آن اين كه آمريكا هنوز هم كم و بيش قدرت كنترل تحولات در عراق را دارد. اين خوش بينى باعث مى شود حمايت از سياست هاى متفاوت - افزايش نيروهاى آمريكايى در عراق و يا بيرون آوردن آنها - محور بحث باشد و به ندرت اين احتمال مورد توجه قرار گيرد كه ممكن است شرايط، به بحرانى تبديل شود كه ما نتوانيم آنچه را تصميم مى گيريم در آنجا عملى كنيم. «منطقه سبز» ممكن است به طور ساده لوحانه از لحاظ روانى براى خانواده هاى آمريكايى آرامش بخش باشد ولى به طور خطرناكى به دور از واقعيات عراق است. عراقى كه هر روز وضع خطرناك تر و شكننده ترى دارد.
سيمون جنكينز در روزنامه گاردين (۱۵ نوامبر) عاقلانه درباره تصور واهى «كنترل اوضاع را در دست داريم» هشدار مى دهد: «همان طور كه به آغاز پايان نزديك مى شويم، پيش از اين كه واقعيت جاى انكار و نپذيرفتن را بگيرد، سينه صاف كردن ها و به سينه كوبيدن هاى زيادى را خواهيم داشت. در حال حاضر هنوز «انكار» حكم مى راند. هفته گذشته در آمريكا، همان طور كه در بريتانيا، از ناآگاهى افراد مخالف جنگ در مورد عمق فاجعه عراق تكان خوردم چرا كه آنها اين جنگ را با جنگ ويتنام و ياحتى جنگ بالكان مقايسه مى كنند - ولى اين جنگ ها يك جور نيستند. در اينجا هرج و مرج كامل حكمفرماست. همه حرفهايى كه با جمله: حالا بايد در عراق چه بكنيم... شروع مى شود، معنى ندارد. ما در موقعيتى قرار نداريم كه بتوانيم كارى در آنجا انجام دهيم. ما توانمندى كارى را نداريم. اين مشخصه هرج و مرج است.»
به طور خلاصه، در زمانى كه مردم آمريكا به سياست آمريكا درعراق گفته اند «نه»، ما بايد درباره وسوسه ها و آرزوهاى واهى سياستمداران هشيار باشيم، آرزو در مورد آنچه آمريكا هنوز مى تواند در يك كشور رنج كشيده انجام دهد. آنگاه ما مى توانيم با ايمنى به اوضاع سروسامان بدهيم و بين راهكارها بهترين را انتخاب كنيم - از گفت وگو با «دشمنان» و حتى «شورشيان» گرفته تا كنفرانس هاى بين المللى در اين باره هدف ما بايد نزديك ترين زمان ممكن براى بيرون آوردن نيروهاى آمريكايى از عراق باشد و اين كه به عراقى ها اجازه دهيم سرنوشت كشورشان را خود تعيين كنند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |