منچستر يونايتد شنبه شب در ليگ برتر فوتبال انگلــيس
۱-۲ برميدلزبرو پيروز شد و از چلسى صدرنشين ۶ امتياز پيش افتاد و عنوان برترين خط حمله فصل را نيز براى خود حفظ كرد و حتى به لحاظ فردى از لوييس ساها و وين رونى هم ناراضى نبوده است، اما از اول ژانويه ۲۰۰۷ و به واقع با باز و شروع شدن مجدد فصل نقل و انتقال ها يك مهاجم جديد و آشنا را هم در اين خط خواهيد ديد و او كسى نيست جز هنريك لارسن، مهاجم معروف و ۳۶ ساله سوئدى. وى موافقت كرده است به طور موقتى و براى ۲/۵ ماه (واحتمالاً تا پايان فصل جارى) در خدمت شياطين سرخ باشد و در اين راه از هلزينگ بورگ سوئد، باشگاهى كه پس از جدايى از بارسلونا از ابتداى تابستان امسال جذب آن شده بود، جداگردد.
لارسن به رغم هرسال حضور در بارسا، نقطه اوج كارش را در سلتيك گذرانده بود. او در آن جا به مدت ۷ سال برترين گلزن شناخته مى شد و در پيروزيهاى متعدد آن باشگاه اسكاتلندى شريك شد و در نتيجه با فضاى فوتبال بريتانيا و شكل بازى در آن جا كاملاً آشنا است و يك غريبه محسوب نخواهدشد. به علاوه پيوستن بسيار ديرهنگام او به ليگ برتر انگليس احتمال ها و آرزوهايى را كه هميشه درمورد حضور او در اين ليگ وجودداشت، سرانجام تحقق بخشيده است و هواداران اين ليگ بالاخره بازيكنى را در اين ليگ به چشم خواهندديد كه از ۱۹۹۲ به بعد همواره از موفق ترين مهاجمان اروپا شناخته شده است.
مثل كانتونا
الكس فرگوسون مربى منچستر يونايتد در ماه نوامبر سال ۱۹۹۲ اريك كانتوناى فرانسوى را به شكلى غيرمنتظره از ليدز به اولدترافورد آورد و وى بدل به ستاره و كاپيتان و عامل اصلى قهرمانى هاى پرشمار يونايتد شد و هرچند «لارسن امروز» با كانتوناى آن موقع قابل قياس نيست و از او در آن زمان بسيار پيرتر است اما كسى است كه مى تواند بهره هاى زيادى را به تيم فرگوسون برساند و بازگشت منچستر را به اريكه قدرت در انگليس ممكن سازد. هرچه هست امروز تعدادى از باشگاهها از اين كه كارى مشابه با رهبر اسكاتلندى و ۶۶ ساله يونايتد انجام نداده و زودتر از منچستر لارسن را جذب خويش نكرده اند، لابد بر خود لعنت مى فرستند. يكى از آنها سلتيك باشگاه سابق خود اوست كه هوادارانش به لارسن ارادت و علاقه اى فراوان دارند و ديگرى استون ويلا كه مربى كنونى اش (مارتين اونيل ايرلندى) رهبر سابق سلتيك است و البته بارسلونا هم از اين كه در روزهاى مصدوميت اتوئو، مسى و ساويولا ، لارسن را به نوكمپ بازنگردانده است، افسوس مى خورد.
سران بارسا گفته بودند كه به چنين چيزى فكرمى كنند و اين احتمال را در دستور كار دارند. اما تنبلى كردند و اين كار را به اجرا درنياوردند و درنتيجه لارسن بزودى در اولدترافورد رؤيت خواهدشد و نه در نوكمپ. او در فاصله كمى تا ۳۷ ساله شدن، ديگر آن ماشين گلزنى و مهاجم عالى ۱۰ و حتى ۵ سال پيش نيست، اما هوشيارى او محفوظ است و تجربه اش هم بيشتر شده و هيچكس فراموش نمى كند كه او چطور در اواخر بهار امسال در بازى فينال جام قهرمانان باشگاههاى اروپا با ورودش به ميدان از نيمه دوم همه چيز را به سود بارسا تغييرداد و باعث بدل شدن عقب ماندگى ۰-۱ اين تيم در برابر آرسنال انگليس به برترى ۱-۲ و فتح جام با ارسال دو پاس گل حساس براى يارانش در آن مسابقه شد.
كار بى ضرر
فرض كنيد كه او چنان كارى را هم تكرار نكند. منچستر از آوردن او چه ضررى خواهدكرد؟ آلن اسميت و اوله گونار سولشر در اكثر هفته ها و ماههاى اخير مصدوم و غايب بوده اند و انتقال «رودفان نيستل روى» هلندى به رئال مادريد در تابستان امسال اشتباه بزرگى بود كه از لجاجت هميشگى فرگوسون در زمان اختلاف با برخى شاگردانش نشأت مى گرفت. حتى اگر لارسن چندان به ميدان نرود و زير سايه ساها و رونى بماند، منچستر از جذب او ضررى نخواهدكرد و يك پشتوانه و عامل افزايش تجربه در جمع حمله وران يونايتد خواهدبود. با اين همه لارسن هنوز يك گلزن حرفه اى است و از فرصت هاى مناسب نمى گذرد و بعيد است كه در منچستر چنين چيزى شامل حالش نشود. كافى است در نظر بگيريم او در ۳۱۲ بازى خود براى سلتيك به رقم خيره كننده ۲۴۲ گل دست يافت و اين نشان مى دهد او چقدر با فن و ساختار بازى در بريتانيا آشنا است و مى تواند گل هايى را براى تيم هميشه مهاجم منچستر بزند و اين امر براى يونايتد كه براى نخستين بار در سالهاى اخير در كورس رقابت با چلسى از حريف محكم خود پيش افتاده، يك شانس و عامل سرنوشت ساز خواهدبود و هواداران منچستر را كه سالها است در انتظار چنين رويدادى لحظه شمارى مى كرده اند، بسيار شادمان خواهدساخت. حتى اگر لارسن در دفعات حضورش در تركيب يونايتد جواب ندهد و منچستر او را در اوايل فروردين ۸۶ به سوئد بازپس بفرستد، بعيد است كه چنان امرى موجب دورماندن تيم از مقام قهرمانى ليگ داخلى شود و در اين واقعه نقش اول را بازى كرده باشد.
نتيجه خست؟
آنها كه ماجرا را به طور سطحى مى بينند، مى گويند منچستر با خست افسانه اى خود باز روى به بازيكنى آورده كه آشكارا دوران اوجش سپرى شده و به جاى خريد يك بازيكن جوان و گران مهاجمى در آستانه بازنشستگى را با ارزان ترين قيمت استخدام كرده تا پولى را از دست ندهد، اما اين هم نمى تواند يك حقيقت باشد و هركس حاصل حضور و نتايج بازى لارسن را در ميدان هاى جهانى در ۱۵ سال اخير ديده باشد به توانايى هاى او كاملاً واقف است و مى فهمد كه فرگى يكى از ريسك هاى احتمالاً مؤثر و خريدهاى هوشمندانه اش را انجام داده است. لارسن مى تواند در روزهاى مصدوميت و محروميت رونى يا ساها به ميدان آيد و نياز فورى منچستر را تأمين كند و كارى كند كه مربيان منچستر ادامه غيبت اسميت و بازگشت «نصف و نيمه مانده» سولشر را چندان حس نكنند و به علاوه به سان فان نيستل روى برخى گلهاى حساس را به نفع يونايتد بزند و اينها چيزهايى است كه مربى سابق آبردين به دنبال آن بوده و بعيد است كه لارسن با مهارت ها و توانايى هايش در تأمين اين امور براى تيم جديد و نامدارش ناكام باشد.
دركنار بهترين ها
حداقل قضيه اين است كه فوتبالدوستان جهان مى توانند يكى از بهترين ها را با لباس يونايتد ببينند و قرارگرفتن نام او در كنار امثال اسكولز، گيگز، كريستيانو رونالدو، نويل، فرديناند، هاينتزه و فان درسار به خودى خود آن قدر جذاب هست تا به تجربه كردنش بيارزد و انجام آن را منطقى جلوه دهد.