|
|
|
سردار زارعى اعلام كرد:
|
|
|
|
|
|
|
|
با تأييد ادعاهاى يك مرد صورت مى گيرد
|
|
|
|
پليس آگاهى تهران تحقيقات خود را آغاز كرد
|
|
|
|
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران بررسى شد
|
|
|
|
|
چوبه دار براى قاتل دوست
گروه حوادث: مرد جوانى كه پس از قتل دوستش جسد نيمه سوخته او را در جاده چالوس رها كرد، در چند قدمى چوبه دار قرار گرفت. بنا به اين گزارش، ۱۵ بهمن ماه سال ۸۳ مأموران پليس كرج در جريان كشف جسد نيمه سوخته مردى قرار گرفتند. عامل جنايت در دادگاه گفت : مدتى قبل با مقتول آشنا شدم اما وقتى فهميدم او دچار مشكلات اخلاقى است و زنان زيادى را مورد آزار و اذيت قرار داده است از او متنفر شدم و روز حادثه با اسلحه اى كه در داشبورد ماشين بود، او را در حال رانندگى به قتل رساندم و به همراه جسدش به خانه برگشتم و روى ماشين جيپ كه مقتول هنوز در آن بود، چادر كشيدم و صبح روز بعد به سمت كرج حركت كردم و پس از آتش زدن جسد آن را در كنار جاده رها كردم. پس از صدور كيفرخواست از سوى دادسراى كرج، اين مرد در شعبه ۷۴ دادگاه كيفرى استان تهران به خاطر قتل عمد به قصاص و به اتهام جنايت برميت به پرداخت ديه محكوم شد. پس از تأييد اين حكم در شعبه ۴۲ ديوانعالى كشور، با درخواست اولياى دم اين حكم به اجراى احكام دادسراى امور جنايى تهران به رياست «داديار جابرى» ارسال شد.
|
|
|
|
|
سردار زارعى اعلام كرد:
بازداشت ۶ كلاهبردار به خاطر فروش زمين هاى رها شده به ارزش ۳ ميليارد تومان
گروه حواث: ۶ عضو يك شبكه كه با فروش زمين هاى رها شده بيش از ۳ ميليارد تومان كلاهبردارى كرده بودند، توسط پليس استان تهران بازداشت شدند. سردار زارعى- رئيس پليس استان تهران- با اعلام اين مطلب در مصاحبه مطبوعاتى گفت: اين متهمان با تصرف و فروش زمين ها و املاكى كه در طول سال هاى قبل و بعد از انقلاب، مالكان واقعى شان به شكلى از كشور خارج شده بودند، از خريداران كلاهبردارى مى كردند. وى افزود: متهمان با شناسايى زمين هاى رها شده و بدون صاحب در شمال تهران و منطقه كمالشهر كرج پس از تهيه اسناد جعلى و وكالتنامه قلابى از صاحب اصلى ملك، زمين هايى كه قيمت آنها به ۳ ميليارد تومان مى رسيده است را با شيوه «كليد فروشى» به قيمت هاى نازل ۷۰ تا ۱۰۰ ميليون تومان به فروش مى رسانده اند.رئيس پليس استان تهران گفت: ۵ تن از۶ عضو اين شبكه به هويت هاى «داوود»، «ولى»، «ارج»، «عباسعلى» و «مرتضى» از مجرمان سابقه دار بودند كه به همراه يكى ديگر از متهمان به هويت «احمد» همگى دستگير شدند.وى افزود: تصاوير اسناد املاك و وكالتنامه هاى محضرى مكشوفه از اعضاى اين شبكه نشان دهنده آن است كه اين افراد در زمينه جعل نيز با متهمان سابقه دار همكارى داشته اند. سردار زارعى در ادامه با اشاره به اينكه اين پرونده ۳۰ آبان ماه از شعبه ششم بازپرسى دادسراى ناحيه كرج به پليس آگاهى ارجاع شده بود، گفت: تاكنون مأموران نيروى انتظامى موفق شده اند سه فقره از پرونده هاى بزرگ اين شبكه را كشف كنند و به اين ترتيب ارزش واقعى يكى از اين املاك بالغ بر ۳ ميليارد تومان بوده است. فرمانده انتظامى استان تهران در ادامه با اشاره به دستگيرى اوباش ورامين كه در يك مجلس حنابندان تيراندازى كرده بودند، گفت: مأموران بلافاصله وارد عمل شده و با شناسايى افراد متعرض كه از اشرار سابقه دار بوده و اقدام به باجگيرى در محل مى كردند، در همان شب حادثه، موفق شدند دو تن از متهمان اصلى به هويت «محمود» و «احمد» را دستگير كنند و روز بعد نيز ۵ تن به همراه متهم اصلى كه معروف به «عقرب» بود را بازداشت كردند.
|
|
|
|
|
سگ «هار» كشاورزى را كشت
گروه حوادث: يك مرد ۴۵ ساله پس از ابتلا به بيمارى هارى در اثر حمله يك سگ درگذشت. روز گذشته «نجات قلى» مرد ۴۵ ساله كشاورز وقتى از مزرعه اش در قزوين به خانه خود برمى گشت ناگهان مورد هجوم يك سگ ولگرد قرار گرفت. وى پس از انتقال به درمانگاه به خاطر نفوذ هارى و خونريزى شديد به يك بيمارستان در تهران منتقل شد اما با وجود تلاش پزشكان اقدامات درمانى در او مؤثر واقع نشد و اين مرد جان باخت. «جعفرى» معاون دادسراى امور جنايى تهران دستور صدور جواز دفن اين مرد را داد.
|
|
|
|
|
پرونده «شهلا» كجاست؟
پرونده شهلا جاهد همچنان در دفتر رئيس قوه قضائيه است و خبر ارسال آن به شعبه تشخيص صحت ندارد. عبدالصمد خرمشاهى وكيل مدافع متهم در گفت و گو با فارس با اعلام اين خبر افزود: چند روز پيش خبرى در برخى مطبوعات منتشر شد در مورد ارسال پرونده موكلم به شعبه تشخيص ديوان عالى كشور، به همين خاطر صبح سه شنبه براى بررسى موضوع به شعبه تشخيص رفتم.وى افزود: پس از بررسى موضوع متوجه كذب بودن اين خبر شدم بنابراين پرونده موكلم همچنان در دفتر آيت الله هاشمى شاهرودى است.اين وكيل دادگسترى ادامه داد: اجراى حكم شهلا با اعمال ماده ۲ اختيارات رئيس قوه قضائيه متوقف شده بود.شهلا متهم است ۱۷ مهرماه سال ۸۱ همسر ناصر محمدخانى فوتباليست سرشناس را به قتل رسانده است كه پس از ۲ جلسه محاكمه به قصاص محكوم و حكم مجازاتش از سوى قضات ديوان عالى كشور تأييد شد. يك مقام آگاه در دادسراى امور جنايى تهران به خبرنگار ما گفت : رونوشت نامه ارسال پرونده شهلا به هيأت تشخيص ديوان چندى پيش به اين دادسرا ارسال شده است و حتما اين پرونده در هيأت تشخيص است.
|
|
|
|
|
با تأييد ادعاهاى يك مرد صورت مى گيرد
تعقيب يك راهزن پس از ۳۵ سال
گروه حوادث: يك پسر كه تنها شاهد قتل پدرش به دست يكى از سركردگان گروه راهزن بود پس از ۳۵ سال خواستار مجازات قاتل شد.اين درخواست در حالى مطرح مى شود كه در سال ۵۱ يك مرد جوان بى گناه به خاطر تشابه اسمى با قاتل اعدام شد. به گزارش پرونده بهار سال ۱۳۵۰ يك مرد ۳۸ ساله كه چوبدار بود به نام «على ميرزا» به همراه پسر ۱۲ساله خود در كبير كوه ايلام ميهمان طايفه اى از عشاير شدند. ميزبان كه پيرمردى بود به رسم ميهمان نوازى از آنها پذيرايى كرد و وقتى كه مرد چوبدار تصميم به رفتن گرفت به خاطر عدم آشنايى به مسير تقاضاى راه بلد كرد و پسر خانواده عشاير به عنوان بلدچى همراه آنان رفت. در نيمه راه مرد چوبدار با پرداخت ۲۰ تومان پول به راه بلد از او خواست كه برگردد. اين پسر هنوز به نيمه هاى راه پرپيچ وخم كوه هاى شوهان نرسيده بود كه ۳ مرد راهزن كه قبلاً از بلدچى مسير چوبدار را پرسيده بودند تا بدانند او با ۲۰۰ رأس گوسفند به كدامين سوى مى رود، راه را بر چوبدار و پسر ۱۲ ساله اش بستند. چند روز بعد خبر قتل فجيع مرد چوبدار همه جا پيچيد و پسر ۱۲ ساله اين مرد راز قتل پدر خود را فاش كرد و گفت: در مسير حركتمان ۳ راهزن با نقاب به ما حمله كردند و با تهديد سلاح گرم قصد به سرقت بردن پول هاى پدرم را داشتند اما پدرم كه مردى قوى جثه بود در مقابل آنان مقاومت كرد و يكى از آنان با شليك يك گلوله به سينه پدرم، او را كشت. اين پسر در ادامه گفت: پس از فرار ۱۲هزار تومان پول نقد كه در يك - كيسه پول - در كمر پدرم بود را به سرقت بردند. > يك نامه پس از ۳۵سال پسر قربانى اين جنايت كه در ۱۲ سالگى شاهد قتل پدرش بود پس از ۳۵سال نامه اى دريافت كرد كه در آن سرنخى از قاتل اصلى پدرش وجود داشت. اين نامه كه از سوى پسر مرد اعدامى نوشته شده بود حكايت از آدرس و نشانى قاتل اصلى در يكى از مناطق تهران داشت.روز گذشته پسر قربانى كه مرد ۴۷ ساله اى است با مراجعه به دادسراى امور جنايى تهران به قاضى «جعفرى» معاون اين دادسرا گفت: در اين سال ها هميشه صحنه مرگ پدرم مثل يك فيلم براى من تكرار شد و من از اين كه خردسال بودم و نتوانستم از پدرم حمايت كنم عذاب مى كشيدم. وقتى نامه اعدامى پرونده قتل پدرم به دستم رسيد فهميدم تشابه اسمى باعث شده است قاتل اصلى زنده بماند و مردى ديگر به جاى وى اعدام شود. آدرس قاتل اصلى را در تهران پيدا كرده به اينجا آمده ام تا تقاضاى دستگيرى و محاكمه قاتل پدرم را تسليم دادستان كنم. > حكم ناعادلانه اين مرد در ادامه به قاضى جعفرى گفت: وقتى پدرم به قتل رسيد هيچ كس حرف مرا گوش نكرد. البته آقاى قاضى بعد از چند سال متوجه شد كه در آن زمان مأمورى در پاسگاه با راهزن اصلى - قاتل پدرم - تبانى كرده بود. اين مرد با اشاره به اين كه پسر بى گناه ميزبان و دوست پدرم را به اتهام قتل دستگير كردند، گفت: او ۲۱ ساله بود و در بازجويى ها گفته بود كه پس از نشان دادن راه به مرد چوبدار به جمع آورى خرمن مشغول شده است و هيچ اطلاعى از سرنوشت پدرم ندارد. شهادت من هم كه گفته بودم راهزنان ۳ نفر بوده اند و يكى از آنان اسمش درويش بود اما نمى دانم مرد اعدامى همان قاتل باشد، به خاطر سن كم من پذيرفته نشد. اين مرد ادامه داد: اين در حالى بود كه دو همدست ديگر مرد راهزن در دادگاه فرياد مى زدند كه اين مرد بيگناه است و سردسته آنان به عنوان قاتل اصلى فرارى است اما قاضى دادگاه كرمانشاه «درويش» بيگناه را عامل قتل شناخت و او را به قصاص نفس - اعدام - محكوم كرد و دو راهزن ديگر نيز در دادگاه نظامى هر يك به تحمل ۱۵ سال حبس محكوم شدند.پس از صدور اين حكم ۱۰ اسفندماه سال ۵۱ در حالى كه جوان ميزبان براى مسئولان رده بالاى آن زمان نامه نوشت و از آنها خواست تا به خاطر پدر و مادر پيرشان و كودك دو ساله اش او را از مرگ نجات دهند و براى اثبات بيگناهى خودش شاهد و دليل معرفى مى كرد به خاطر تطميع رئيس پاسگاه و گزارشات كذب او مرد جوان تيرباران شد. آقاى قاضى! پس از مدتى خانواده مرد اعدامى كه پس از مرگ او دچار مشكلات شديدى شده بودند راز قتل مرد چوبدار را كشف كردند و فهميدند كه پسرشان تنها به خاطر تشابه اسمى و هم قبيلگى با قاتل اصلى قصاص شده، با خانواده قاتل اصلى درگير شدند و درگيرى اين قبايل به جايى رسيد كه قبيله مرد قاتل با پرداخت پول رضايت قبيله مرد بى گناه را جلب كردند. بنا به گزارش خبرنگا ما؛ با ارجاع پرونده به مستشاران قوه قضائيه، از بازرس دادگاه نظامى خواسته شد تا پيگيرى هاى لازم را انجام دهد.
|
|
|
|
|
پليس آگاهى تهران تحقيقات خود را آغاز كرد
شكنجه جوان سعودى به دست ۲ مرد عرب
|
|
|
گروه حوادث: يك جوان عربستانى وقتى براى درمان بيمارى اش پاى به تهران گذاشت نمى دانست در خانه متروكه اى ۲ سال به زنجير كشيده خواهد شد.اقدام هاى اطلاعاتى تجسسى گسترده اى براى فاش شدن راز اسارت اين جوان عرب در دستور كار پليس جنايى پايتخت قرار گرفته است. بنا به اين گزارش؛ اوايل هفته گذشته ساكنان محله اى در جنوب تهران به جوان بيمارى برخوردند كه در گوشه اى از پياده رو نشسته و قادر به حركت نيست. وقتى رانندگان يك آژانس پس از ۲روز آوارگى اين جوان با دادن غذا از او خواستند علت آوارگى اش را بگويد، متوجه شدند وى عرب زبان است و هيچ شناختى از زبان فارسى ندارد.با حساس شدن ساكنان اين محله به هويت جوان عرب، آنان مترجمى پيدا كردند و توانستند با جوان ۲۵ ساله كه «على حامود» نام دارد صحبت كنند.ادعاهاى «على» هولناك بود و نشان مى داد اين پسر در سفر به ايران گرفتار توطئه شومى شده است و با حاد شدن يك نوع بيمارى استخوانى قادر به حركت نيست و نمى تواند به كشورش عربستان بازگردد.بدين ترتيب، با در جريان قرار گرفتن سفارت عربستان، ديپلمات هاى عرب بررسى هاى ويژه برون مرزى را آغاز كردند و با شناسايى خانواده «على» در رياض، پى بردند ادعاهاى وى واقعيت دارد. وقتى مشخص شد «على» در ۲ سال گذشته زندانى آدم ربايان بوده است، صبح ديروز - سه شنبه ۱۴ آذرماه سال جارى - وكيل سفارت عربستان به همراه مترجم و جوان عرب به دادسراى امور جنايى تهران مراجعه كردند. در اين تحقيقات، على كه بسختى حرف مى زد با زبان عربى پرده از جزئيات سرگذشت تلخ خود برداشت و مترجم وى نيز همه ماجرا را به زبان فارسى در اختيار قاضى جعفرى قرار داد.اين پسر عرب گفت: ۲ سال پيش به خاطر بيمارى استخوان كمرم وقتى شنيدم كه پزشكان ايرانى تبحر خاصى در اين رشته پزشكى دارند با تهيه يك ميليون تومان از مادر و چهار خواهر و برادرم در رياض جدا شدم و با لنج خودم را به خاك ايران رساندم.براى اينكه خودم را به تهران برسانم و تحت درمان قرار بگيرم ابتدا به آبادان رفتم و از آنجا با سوار شدن به اتوبوس به سمت تهران حركت كردم، در مسير دو مرد قوى هيكل كه عربى حرف مى زدند وقتى پى بردند از رياض آمده ام با من طرح دوستى ريختند.جوان عرب افزود: به آن دو مرد گفتم كه براى درمان بيمارى كمرم يك ميليون تومان با خودم آورده ام، وقتى شنيدم كه در تهران پزشكان خوبى را مى شناسند قرار گذاشتيم همراهشان باشم.از اتوبوس كه پياده شديم با هم به خانه اى در نزديكى همان ترمينال - جنوب تهران - رفتيم. داخل خانه كه هيچ كس در آن زندگى نمى كرد، رفتارهاى دو مرد تغيير كرد، آن دو به من حمله كردند و با كشاندن به داخل اتاقى در گوشه اى انداختند سپس دست و پايم را با زنجير بستند و به آن قفل زدند.پسر جوان ادامه داد: هر چه التماس كردم كه رهايم كنند نپذيرفتند. آنها يك ميليون تومان پولم را گرفتند بعد گذرنامه ام را از كيفم درآوردند، آنان بارها كتكم زدند، يكى از گوش هايم را بريدند و با گرفتن شماره تلفن خانواده ام در رياض با آنان تماس گرفتند و براى آزادى ام پول خواستند.مى دانستم مادرم نمى تواند چنين پولى به آنها بدهد، تهديدش كرده بودند اگر پليس يا سفارتخانه اطلاع پيدا كند من را خواهند كشت، دو سال به زنجير بودم، غذايم نان، پنير و آب بود. گاهى چند روز مى شد كه نمى آمدند و تنها و گرسنه مى ماندم. دو سال حمام نرفتم. هر زمان آنها را مى ديدم از ترس كتك هايشان به گريه مى افتادم، خيلى بى رحمانه شكنجه ام مى كردند، نمى دانستم چه گناهى دارم، بارها به خانه مان در رياض زنگ زدند و اميدوار بودند در اين دو سال خانواده ام بتوانند به آنان پول بدهند تا اينكه انگار نااميد شدند، وقتى من را سوار خودروشان كردند و با چرخاندن در خيابان ها در گوشه اى رهايم كردند با وجود سردى هوا خوشحال بودم كه آزاد شده ام. نمى توانستم راه بروم، حتى حرف زدن براى من سخت بود تا اينكه چند مرد به كمكم آمدند و سفارت عربستان در جريان سرگذشتم قرار گرفت.» بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، قاضى جعفرى پس از مشاهده پاها و بدن زخمى اين جوان عرب، در دستور ويژه اى از مأموران اداره ۱۱ پليس آگاهى تهران خواست تا با اقدام هاى اطلاعاتى و عملياتى خانه متروكه و دو گروگانگير را شناسايى كنند و پرده از جزئيات اسارت جوان عرب بردارند.
|
|
|
|
|
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران بررسى شد
توطئه خاموش يك زن
|
|
|
گروه حوادث: زن جوانى كه در جنايتى خاموش شوهرش را به قتل رسانده و جسدش را در گودالى داخل حمام خانه شان دفن كرده بود محاكمه شد. اين زن ۳۲ ساله در دفاع از خود ادعا كرد كه ناخواسته دست به اين جنايت خانوادگى زده است و هيچ اختلافى با شوهرش نداشته است.بنا به اين گزارش؛ روز سوم بهمن ماه سال ۸۳ با ادعاهاى پيرزنى مبنى بر اينكه پسر ۳۷ ساله اش به نام «احمد عباسى» به طرز مرموزى ناپديد شده است، مأموران پليس آگاهى تهران دست به تحقيقات ويژه اى زدند. اين پيرزن در بازجويى هاى قضايى گفت كه از ۸ ماه پيش پسرش به سفر ناگهانى اى رفته و برنگشته است و عروسش هر بار كه سراغ وى گرفته مى شود مى گويد «احمد» در تركيه است و با وى تماس تلفنى داشته است.با اين ادعاى مرموز، مأموران به تحقيق از عروس جوان وى به نام «زهرا» دست زدند و به تناقض گويى هايى برخوردند. «زهرا» ادعا كرد كه شوهرش براى كار كردن به تركيه رفته است و قرار بود خيلى زود برگردد اما براى اينكه كارش را از دست ندهد، برنگشته است.وقتى كارآگاهان به رفتارهاى عروس خانواده مشكوك شدند به تجسس هاى اطلاعاتى پرداختند و پى بردند «زهرا» پس از ناپديد شدن شوهرش رفتارهاى عجيبى داشته است و ردپايى از يك مرد تعميركار وسايل برقى به دست آوردند.بدين ترتيب، پس از ۱۸ ماه راز قتل خانوادگى در خانه اى واقع در نظام آباد تهران فاش شد و «زهرا» با اعتراف به اينكه «احمد» را كشته است محل پنهان كردن وى در زير سراميك هاى حمام خانه شان را به مأموران نشان داد. < در دادگاه ساعت ۱۰ صبح ديروز - سه شنبه ۱۴ آذرماه سال جارى - عامل جنايت در سالن اجتماعات دادگاه كيفرى استان تهران و با حضور ۲۰۰ كارآموز آخرين دوره قضايى در برابر ۵ قاضى قرار گرفت و از خود دفاع كرد.در ابتداى جلسه دادگاه؛ داديار شهريارى در مقام نماينده دادستان پشت جايگاه قرار گرفت و در برابر قاضى عزيزمحمدى - رئيس دادگاه - و چهار قاضى مستشار - سالارى، رحيمى، عبداللهى و باقرى - جزئيات جنايت را بازگويى كرد.وقتى وكيل خانواده قربانى گفت كه با وجود رضايت دو دختر خردسال خانواده، مادر شوهر اين زن خواستار مجازات قصاص نفس - اعدام - وى است ابتدا مرد تعميركار تحت محاكمه گرفته شد.اين مرد گفت كه بعد از جنايت با «زهرا» آشنا شده است و هيچ اطلاعى از قتل شوهر وى نداشته است و مى پذيرد اشتباه كرده است.بعد از ادعاهاى بى گناهى اين مرد، عامل جنايت پشت تريبون دفاع ايستاد و گفت: «من ۱۶ سال با شوهرم زندگى كردم و هيچگاه با او اختلافى نداشته ام، دو بچه داشتيم كه سعادت آنها براى من يك هدف بود، هيچ انگيزه اى در قتل نبود و كاملاً اتفاقى رخ داد.»وى افزود: «روز سوم خردادماه سال ۸۳ وقتى بچه هايم در خانه نبودند و در حالى كه قرار بود خودمان را آماده رفتن به جشن تولد آشنايى كنيم، «احمد» به خانه آمد، او از مدت ها پيش دندان درد شديدى داشت و خيلى ناراحت بود، آمپولى به من داد و خواست به او تزريق كنم، وقتى نوشته هاى آمپول را خواندم و چيزى نفهميدم، به «احمد» گفتم شايد خطرناك باشد اما او اصرار داشت مخصوص تسكين درد دندان است با اين وجود از مرد ديگرى در همسايگى مان پرسيديم و او تأييد كرد كه مخصوص دندان درد است.نخستين بارى نبود كه آمپول مى زدم، وقتى مايع مسكن تزريق شد، چند دقيقه اى نگذشته بود كه رفتارش عوض شد، انگار تشنج كرده بود با عصبانيت اثاثيه خانه را به هم ريخت حتى عسلى چوبى را به كمرم كوبيد، از دست مشت هايش به سمت در خروجى دويدم كه از پشت من را گرفت، ترسيده بودم مى خواست خفه ام كند كه با برداشتن آجرى از راهرو به سرش كوبيدم، نمى دانم چند ضربه بود. بى هوش روى زمين افتاد، به اندازه اى وحشت كرده بودم كه كابلى دور گلويش پيچانده و خفه اش كردم، نمى دانستم با جسد چه كنم؟! دو شب در كنار جسد و در حالى كه آن را در حمام پنهان كرده بودم ماندم، بعد وقتى هيچ كس در خانه نبود به بهانه اينكه همسرم خواسته به خاطر زلزله گودالى در حمام حفر شود تا ستونى بزنيم، كارگرى به خانه آوردم و گودالى حفر كرديم، وقتى او رفت، جسد را داخل ملحفه سفيدى پيچاندم و داخل گودال گذاشتم سپس سراميك خريدم و روى آن چسباندم، دوغاب نيز تهيه كردم، وقتى همه پى بردند شوهرم ناپديد شده است ادعا كردم براى كار كردن به تركيه رفته است.»وى ادامه داد: «اين مرد - اشاره به تعميركار - هيچ دخالتى در قتل نداشته است او بعد از اينكه شوهرم را كشتم با من آشنا شد و در واقع من از او براى هزينه هاى زندگى ام سوءاستفاده كرده ام، باور كنيد شوهرم و حتى خانواده اش را دوست داشتم و يك اتفاق بود.»بنا به گزارش خبرنگار جنايى ما، قرار است هيأت قضايى وارد شور شوند و حكم اين زن قاتل را صادر كنند و اين در حالى است كه دو دختربچه وى نزد قضات با بيان اين كه بى سرپرست هستند خواستار آزادى مادرشان شده اند.
|
|
|
|