تاريخ افسانه اى آمريكاى لاتين را دو گروه رقم زده اند: انقلابيون و بازرگانان. اما چگونه است سرزمينى هم مأمن تجار است و هم معبد مبارزان. اين كه اهل تجارت و اصحاب مبارزه به يكسان پهنه تاريخ آمريكاى لاتين را در نورديده اند شگفت انگيز است. ظاهراً هيچ تناسبى ميان كسانى كه سروكارشان با دلار است و جماعتى كه با سلاح و مبارزه دمساز هستند، وجود ندارد. اما اين دوگانگى را اقتصاد و جغرافياى آمريكاى لاتين به ارمغان گذاشته است.
آمريكاى لاتين آماده ترين منطقه براى رشد و نمو بذر تفكرات انقلابى و چپگرايانه بوده است. چون شكاف ها و تضادهاى ديرين ميان توده فقرا و اغنيا، قدرتمندان و ضعفا، استعمارگران و استعمارشدگان هنوز در آن جارى است. از طرفى آنجا، بازارى وسوسه انگيز براى تجار و صاحبان سرمايه است. زيرا گنجينه اى از ذخاير نفت و گاز تا طلا و مس و از قهوه و موز تا اورانيوم در بستر آن نهفته است.
بنابراين بايد شناختى تازه از چهره اين منطقه كسب كرد، تا راز عشق و اشتياق اصحاب سياست و اهل تجارت به اين منطقه به درستى تبيين شود.
منطقه اى كه به نام آمريكاى لاتين شناخته مى شود بخش اعظم قاره آمريكا را از شمال مكزيك تا جنوبى ترين مناطق شيلى و آرژانتين در گستره اى به مساحت بيش از ۲۱ ميليون كيلومتر مربع دربرمى گيرد.
از نقطه نظر جغرافيايى اين منطقه حدود ۱۵ درصد مساحت كره زمين را شامل مى شود كه درحال حاضر ۳۹ كشور و حدود ۶۵۰ ميليون نفر درآن ساكن هستند، ورود كريستف كلمب در سال ۱۴۹۲ به اين منطقه را تاريخچه اين منطقه قلمداد مى نمايند.
منطقه آمريكاى لاتين در دو دهه اخير همراه با تحولات جهانى امروزه يكى از قطب هاى پرتحرك سياسى و اقتصادى دنيا شناخته مى شود. لاتينى ها باتوجه به تواناييها و پتانسيل هاى اقتصادى و چالشهاى سياسى فراروى خود در هزاره جديد در كانون توجه قدرتهاى اقتصادى و سرمايه دارى قرارگرفته اند، برخى از كشورهاى بزرگ منطقه مانند برزيل و مكزيك با توجه به توانايى هاى اقتصادى و تأثيرگذارى منطقه اى و بين المللى و همچنين روابط با دنياى خارج تلاش مى نمايند جايگاه واقعى خود را در تحولات بين المللى و اقتصادى ارتقا بخشند. روى كار آمدن حكومت هاى مردمى در اكثر كشورهاى منطقه مانند برزيل، ونزوئلا، اروگوئه، آرژانتين، پرو، بوليوى و شيلى علاقه مندى دولتمردان آنها را به گسترش روابط با كشورهاى درحال توسعه دوچندان كرده است. اين درحالى است كه پيش ازاين مردم منطقه گرايش بيشترى به حاكمان نزديك به ايالات متحده آمريكا داشتند. ازنظر اقتصادى آمريكاى لاتين با در پيش گرفتن سياست درهاى باز اقتصادى در دو دهه اخير به عنوان يكى از مهمترين قطبهاى توليد و صادرات مواداوليه، توليدات كشاورزى، دامى، معدنى، صنعتى و... تبديل شده و هرروز بر اهميت آن افزوده مى شود.
در اين راستا اشاره به توانمندى هاى برخى كشورهاى منطقه شناخت ما را از منطقه لاتين دوچندان خواهدكرد.
|
|
|
برزيل به عنوان بزرگترين كشور منطقه امروزه به يازدهمين اقتصاد دنيا تبديل و در بخش صنايع نفت، هواپيماسازى (چهارمين سازنده هواپيماهاى مسافربرى در دنيا)، توليد فولاد (با ۲۴ ميليون تن توليد ساليانه)، اتومبيل سازى (نخستين توليدكننده اتومبيل در آمريكاى لاتين)، كشاورزى (دومين توليدكننده گوشت قرمز و مرغ در جهان) است . ونزوئلا به عنوان چهارمين توليدكننده نفت جهان و با پتانسيل هاى معدنى و كشاورزى بخش اعظم نفت آمريكاى شمالى و منطقه لاتين را تأمين مى نمايد. شيلى به عنوان دارنده نخستين معادن مس و باثبات ترين كشور منطقه از نظر اقتصادى در دو دهه اخير توانسته است توليدات خود خصوصاً محصولات كشاورزى را به دورترين نقاط دنيا صادر و بازارهاى مصرف را تسخير كند. بوليوى دارنده نخستين ذخاير گازى نيمكره غربى بخش اعظم نيازهاى گازمصرفى منطقه و آمريكاى شمالى را تأمين مى كند و به همين ترتيب كشورهاى مكزيك، آرژانتين و اروگوئه هريك توانمنديهاى خود را در بخش هاى مختلف دارند. وجود چنين پتانسيل هايى از يك طرف و ظرفيت بالاى صادرات و كاهش قدرت جذب بازار منطقه از سوى ديگر موجب شده است بيشتر كشورهاى منطقه ضمن حفظ بازارهاى سنتى خود يعنى اروپا و آمريكا، براى توسعه صادرات و يافتن بازارهاى غيرسنتى به ساير مناطق جهان روى بياورند كه در اين راستا در يك دهه اخير بازارمصرف كشورهاى منطقه خليج فارس و آسياى ميانه و قفقاز مهمترين كانون توجه آنان بوده است. همچنين وجود بلوك هاى تجارى منطقه اى مانند مركسور (چهارمين بلوك تجارى دنيا)، آلادى، آند و عضويت آنان در سازمان تجارت جهانى بر توسعه همكارى هاى فرامنطقه اى دنياى لاتين افزوده است.