چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Dec 6, 2006
ديپلماتيك
۳۵۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
سلامت
برنامه اصلاحات ارضى و مبارزه مورالس با ملاكان
رهبران آمريكاى لاتين براى مبارزه در پهنه اقتصادى آماده مى شوند
برنامه اصلاحات ارضى و مبارزه مورالس با ملاكان
فقراى بوليوى
صاحب زمين مى شوند
266085.jpg
نوشته: دان كين ـ برگردان: پوراندخت مجلسى
رئيس جمهور چپ گراى بوليوى، اوو مورالس موفق شد طرح تقسيم اراضى را از دو مجلس بوليوى بگذراند و در اوج شادى پشتيبانان فقير خود كه در آينده از اين قانون منتفع خواهند شد، آن را امضا كند و به آن صورت قانونى دهد. مساحت اين اراضى مصادره شده به وسعت ايالت نبراسكا است (ايالت ميانه غربى در ايالات متحده به مساحت ۷۷۲۲۷) مايل مربع).
اوو مورالس، نخستين رئيس جمهور بومى بوليوى، قصد دارد به قرن ها تسلط اروپايى تباران بوليوى پايان دهد و به اكثريت بومى فقير كشور قدرت بيشترى بدهد. پيش از اين در طول امسال
۸ هزار و پانصد مايل مربع از اراضى دولتى را به اين مردم فقير واگذار كرده است و اميدوار است با تصويب قانون ارضى جديد امكان يابد ۷۷ هزار مايل مربع ديگر از زمين هايى را كه زير كشت نيست بين آنها تقسيم كند. مورالس گفته است دولت زمين هاى بارور و حاصلخيز را مصادره نخواهد كرد بلكه فقط گستره اى از مشرق بوليوى تقسيم خواهد شد كه مردم به شكل پراكنده در آن سكنى دارند و در تصرف تعداد انگشت شمارى خانواده ثروتمند است.
رئيس جمهور نگفت دقيقاً اين تقسيم اراضى چگونه انجام خواهد شد. نخستين گام دولت، به احتمال اين است كه تعيين شود كدام زمين ها بارور است و كدام غير بارور- فرايندى كه بى ترديد به بگو مگو هاى ملاكان منجر خواهد شد كه مدت هاى طولانى در مقابل اصلاحات ارضى مورالس ايستاده بودند چنان كه هفته گذشته رهبران محافظه كاران (نماينده ملاكان) براى جلوگيرى از تصويب اين قانون، مجلس سنا را ترك كردند و بدين ترتيب رأى گيرى با غيبت اكثريت روبه رو شد.
بيش از ۳ هزار تظاهر كننده بومى، كه پانچو (بالاپوش ضخيم مخصوص آمريكاى جنوبى) هايى با رنگ هاى روشن پوشيده بودند و كلاه هاى حصيرى كه از لبه هاى آن نخ هاى نئون آويخته بودند بر سر داشتند، به لاپاز- پايتخت- سرازير شدند. بعضى از آنها پس از يك هفته پياده روى به پايتخت رسيده بودند. بسيارى از آنها درست وقتى كه محافظه كاران سعى داشتند از تصويب اصلاحات ارضى جلوگيرى كنند به مقابل مجلس سنا رسيدند.
مورالس تهديد كرده بود كه اگر سنا براى تصويب اين قانون تشكيل جلسه ندهد از اختيارات رياست جمهورى براى تصويب آن استفاده خواهد كرد. سرانجام قانون اصلاحات ارضى تصويب شد.
تظاهر كنندگان، سرمست از پيروزى، با شادى و سرور به مقر رياست جمهورى رفتند تا وقتى رئيس جمهور اين قانون را امضا مى كند در آنجا باشند. مورالس به جمعيت گفت: «اين مبارزه اى است براى قدرت كشورمان و براى نسل هاى آينده. اكنون تغييرات در دست ماست.»
تظاهركنندگان با اين كه راهپيمايى كرده بودند، روحيه بسيار شاد و هيجان زده اى داشتند. ناتاليو ايزاكوير كه با صندل هايى كه از چرم و لاستيك هاى كهنه اتومبيل ساخته شده بود، از روستاى كوچك خود در نزديكى پوتوسى كه در فاصله ۲۶۰ مايلى و در جنوب قرار دارد، ۱۸ روز پياده راه پيموده بود، گفت: «درست است كه ما از خستگى هلاك شده ايم، ولى به اينجا آمده ايم تا حق خودمان را از سود جويانى كه زمين ها را در سراسر كشور تصاحب كرده اند، بگيريم.» راهپيمايان به كاخ مجلس ريختند با چشمانى قرمز شده از شدت خستگى و چهره هايى شكوفا شده از لبخند در حالى كه بعضى طبل و بعضى فلوت مى نواختند. سالن اصلى پر شده بود از عطر ملايم برگ كوكا كه بوميان براى رفع خستگى مى جويدند، ولى بزودى رايحه خوش جعبه هاى محتوى غذاى گرم، جانشين بوى قبلى شد.
مورالس در ماه مه گذشته در تلاش براى توزيع مجدد ثروت در اين فقير ترين كشور آمريكاى جنوبى، در فرمانى منابع نفت و گاز را ملى اعلام كرد. مورالس در اين باره گفت كه برنامه بعدى او ملى كردن صنايع معدن بوليوى خواهد بود.
بعضى از زمين داران از قسمت هاى كم ارتفاع شرقى، تصميم گرفته اند در صورت لزوم براى جلوگيرى از مصادره اموالشان از زور استفاده كنند. مورالس در برابر ده هزار نفر از پشتيبانان خود در ميدان عمومى شهر لاپاز، پيش از رأى گيرى گفت: «دوستان من، ما نمى گذاريم اين همه زمين در دست چند نفر باشد و اين همه دست خالى بمانند.»
حزب محافظه كار پودموس ۱۳ عضو از ۲۷ عضو سنا را در اختيار دارد. پودموس پيش از اين با كمك دو سناتور از احزاب كوچك اقليت، با ممانعت از به حد نصاب رسيدن اجماع جلسه سنا از تصويب اين قانون جلوگيرى كرده بود.
حزب MTS مورالس على رغم اقليت بودن در سنا كنترل مجلس نمايندگان را در دست دارد، و قانون اصلاحات ارضى در آنجا قبلاً به تصويب رسيده بود.
دولت  آشكارا بعضى از خانواده هاى بسيار سرشناس و متمول بوليوى را متهم به تقلب هاى بسيار براى تصرف زمين ها كرده است. روز قبل از رأى گيرى يكى از دوربين هاى تلويزيونى از حركت توهين آميز يك سناتور مخالف، كه از خانواده بسيار ثروتمند و معروفى است، نسبت به يكى از تظاهر كنندگان طرفدار مورالس و مورد تمسخر قرار دادن او خارج از كاخ سنا، فيلمبردارى كرد و اين حركت بارها در تلويزيون نشان داده شد.
رهبران آمريكاى لاتين براى مبارزه در پهنه اقتصادى آماده مى شوند
پس لرزه هاى
يك جنبش سياسى
266082.jpg
محمد بخشنده
افكار عمومى جهان تاكنون فقط به پيشينه سياسى وقايع آمريكاى لاتين خيره شده است. اما زير لايه سياسى اين حوادث زنجيره اى، موجى از پيامد اقتصادى پنهان است. جنبش هاى انتخاباتى آمريكاى لاتين به معناى واقعى يك خيزش تمام عيار عليه نظم و نظام اقتصادى اين منطقه بود. گروه هاى مردمى كه سيل آسا و خودجوش، آراى خود را به صندوق ها سرازير كردند سوداى رهايى از چنگ فقر و عقب ماندگى را در سر داشتند. اكنون در فرداى انتخابات ونزوئلا، اكوادور، نيكاراگوئه و بوليوى همه جا سخن از سرنگونى رژيم هاى غربگرا است. اما در پرده ديگر اين حوادث، رژيم ها و الگوهايى رو به افول نهادند كه ساليان درازى بر اقتصاد و تجارت اين سرزمين حكم مى راندند. از همين روست كه صاحبان صنايع و سررشته داران تجارت انرژى بيش از اهل سياست به پيام حوادث آمريكاى لاتين گوش سپرده اند همان ها كه از منبع بيكران انرژى اين منطقه بهره مى جستند.
از اين منظر است كه ناظران معتقدند پيام ها و پيامدهاى اصلى جنبش هاى انتخاباتى آمريكاى لاتين هنوز در راه است. توده هاى فقير كه آن صحنه هاى اعجازگونه را پاى صندوق هاى رأى خلق كردند ، منتخبان خود را با پوشه اى از انديشه ها و تصميم هاى انقلابى راهى خانه قدرت كرده اند. «رستاخير فقرا» زمانى رخ خواهد نمود كه آن ايده ها و تصميم ها به منصه ظهور برسند. از كاراكاس تا برازاويل، رهبران توده اى وعده داده اند كه خزانه اقتصاد را ر روى فقرا خواهند گشود و ثروت ملى را در اين سامان به دست صاحبانش خواهند بر گرداند.
پرچم جنبش اقتصادى در دست يك سرخپوست
شايد خط شكن اين ميدان، اوو مورالس باشد كه حتى پيش از ورود به كاخ رياست جمهورى با بيگانگان اتمام حجت كرد. او اين هشدار را در چشم طرف هاى سرمايه گذار اروپايى و آمريكايى نشاند كه منتظر مماشات و مصالحه نخواهد نشست. سرخپوست ۴۶ ساله بوليوى وقتى بر كرسى قدرت نشست، اولتيماتومى شش ماهه براى كمپانى هاى اروپايى و آمريكايى نوشت. او همه قراردادها و معاهدات اقتصادى كمپانى هاى چندمليتى را ملغى اعلام كرد و با اين اقدام، بوليوى را در مسير تصميم هاى توفنده اقتصادى قرار داد. طرف هاى مورالس در اين مبارزه بزرگ، همگى قدرت هاى پرآوازه جهان اقتصاد و انرژى بودند: شركت هاى رپسول از اسپانيا، توتال از فرانسه، اكسون از آمريكا، بريتيش گاز از انگليس، پتروبراس از برزيل.
اما از شهرت و قدرت اين غول هاى اقتصادى هيچ اثرى در روحيه و روان سياستمدار بوليويايى پيدا نبود. مورالس در برابر كسانى كه قدرت هاى پنهانى و افسانه هاى اين غول ها را به رخ كشيدند خشم توده هاى فقير آمريكاى لاتين را نشان داد و شيرهاى نفت و گازى كه شاهرگ حيات اقتصادى خطه غرب به آن وابسته است. مورالس نيز چون همتايان انقلابى اش از عمق پيوستگى اقتصاد جهان مدرن بر چاه ها و معادن آمريكاى لاتين باخبر بود. از طرفى او مى دانست ورود در اين ميدان مبارزه چه افقى از اميد را به روى مردم رنجور اين منطقه مى گشايد. لذا در راهى كه آغاز كرده بود و تصميمى كه وعده داده بود ترديد و هراس به دل راه نداد.
در روز دوشنبه اى كه در تقويم جهان صنعت و سرمايه دارى دوشنبه سياه نام گرفت، مورالس اعلام كرد كه منابع نفت و گاز بوليوى را ملى مى كند. او حتى از ارتش و سربازان وطنش خواست از اين حركت چون مجاهدتى وطن پرستانه پشتيبانى كنند و نظاميان را گسيل كرد تا كنترل حوزه هاى نفت و گاز را در دست گيرد. مورالس در فرمان صادره كه رنگى از سياست هاى حماسى داشت گفت: «از اين پس كليه حوزه هاى نفت و گاز كشور تحت اراده فرزندان ملت و پابرهنگان بوليوى اداره خواهد شد و دولت مالكيت، اختيار و كنترل كامل اين منابع را بازپس خواهد گرفت.
حركت مورالس نخستين شوكى بود كه جنبش هاى سياسى آمريكاى لاتين براى دنياى اقتصاد به ارمغان مى آورد، تصميم رهبر سرخپوست بوليويايى ها چنان غافلگيرانه بود كه حتى همفكران چپگراى او در اسپانيا نيز بهت زده شدند.
مبارزه اى گسترده تر از حركت چاوز
بى گمان ريسك مبارزه اى كه مورالس آغاز كرد، بسيار بزرگ تر از چاوز بود. اگر رهبر كاراكاس در تصميمات اقتصادى خود آمريكايى ها را به چالش كشيده بود، مورالس جبهه اى گسترده از منافع دولت هاى غربى از فرانسه تا انگليس و از اسپانيا تا آمريكا را به مخاطره انداخت.
برپايه گزارش محافل اقتصادى در اين ماجرا پاى منافع ۲۶ شركت خارجى، درگير بود. منافع كسانى كه از سال ها پيش در اين سرزمين و ميادين نفت و گاز و معادن به اكتشاف، حفارى و پالايش و توليد سرگرم بودند. پهنه اقتصادى بوليوى در حوزه منافع طرف هاى غربى جايگاهى منحصربه فرد دارد. سرزمينى كه نام دومين منبع ذخيره گاز آمريكاى جنوبى را به خود گرفته و ميزان ذخاير آن حدود ۵۵۰ ميليارد متر مكعب برآورد شده است. علاوه بر اين روزانه ۴۰ هزار بشكه نفت از آن استخراج مى شود.
به جز نفت وگاز، بوليوى داراى معادن طلا، نقره و مس است. خارج كردن اين همه منابع اقتصادى از چنگ بازيگران اقتصادى، چندان آسان نبود. مورالس براى اين كار به تاكتيكى سياسى ـ حقوقى دست زد تا راه را بر اعتراض و اقامه دعوا ببندد. او نقشه خود براى ملى كردن منابع طبيعى اين كشور را با يك ضرب الاجل شش ماهه عملياتى كرد.
۱۸۰ روز به طرف هاى خارجى و شركاى سنتى بوليوى مهلت داد تا به تغيير و تجديدنظر در قراردادها و معاهداتى بپردازند كه در نظر مورالس و قاطبه حاميانش ناعادلانه و سودجويانه بود و بالاخره درست در پايان اين مهلت قانونى و ضرب الاجل، او تصميم خود را به اجرا درآورد. مورالس هنگام قرائت بيانيه ملى شدن نفت و گاز بوليوى اين تصميم خويش را به خواست ملى و ريسمان عدالت آويخت و گفت: «ما با معامله و مشاركت با خارجى ها مخالفتى نداريم ولى خواسته و مقصود هر بوليويايى معامله اى عادلانه و منصفانه با جهان خارج است».
به هر تقدير در روزى كه جهان، در نقطه اى از آمريكاى لاتين، نظاره گر مبارزه پرشور يك رهبر پرنفوذ براى شكست شركاى سياسى آمريكا و اروپا بود، در نقطه اى ديگر، عضوى ديگر از اين رهبران طرح مبارزه اى بزرگ تر را عليه شركاى اقتصادى غرب طراحى مى كرد. اگر نتيجه مبارزه سياسى يكشنبه كاراكاس به حذف حلقه هاى نفوذ ايالات متحده انجاميد، بى شك، ماحصل مبارزه يكشنبه در لاپاز، رشته بلندى از منافع اقتصادى غرب را دچار مخاطره خواهد كرد. تاريخ و زمانى كه مورالس براى اعلام تصميم حساس خود تعيين كرده بود، تصادفى نبود، او درست روزى كه نغمه پيروزى قاطع چاوز، فضاى آمريكاى لاتين را فراگرفت عمليات بزرگ خود در بستر اقتصادى غربى ها را آغاز كرد.
اتحادى بر گرد يك جهان بينى
مورالس در تصميم و انديشه اقتصادى خود تنها نيست و همين معادله مقابله و مبارزه را براى طرف هاى غربى و حريفان او دشوار مى كند. شايد با نگاه به تجربه سركوب جنبش ملى شدن صنعت نفت ايران و ده ها جنبش ديگر، عبور از اين دست نهضت ها براى كمپانى هاى كاركشته امرى محال نبود چه آن كه بازيگران بازار نفت و انرژى اندوخته اى سرشار از ترفند و تجربه در مواجهه با جنبش هاى انقلابى دارند. اما آنها اكنون در بوليوى با نمونه اى كاملاً متفاوت روبه رو هستند، آتشى كه از جرقه ملى شدن نفت و گاز بوليوى برخاسته بشدت خطر گسترش و اشاعه به ساير نواحى آمريكاى لاتين را دارد. هرگونه بى احتياطى در برخورد با اين كانون آتش مى تواند نقاط حساس ديگرى را نيز مشتعل سازد. بنابراين حركتى كه در لاپاز شروع شده نقطه پايانش بوليوى نخواهد بود. نسل امروز رهبران آمريكاى لاتين، پيش از آن كه در عالم سياست طرح رفاقت ريخته باشند در وادى انديشه اقتصادى به هم پيوند خورده اند. كافى است، نطق ها و نظرات انتقادى آنها حول مسائلى چون مناسبات حاكم بر اقتصاد و سياست بين الملل، روابط دولت ها و ملت ها و يا الگوهاى توسعه و رشد اقتصادى را از نگاه بگذرانيم.
آنها يكپارچه و همصدا نئوليبراليسم و تجليات آن را در سياست و اقتصاد به چالش مى كشند. معتقدند، اين انديشه از گشودن گره نيازهاى مبرم زندگى بشر ناتوان است و در ميدان زمامدارى نئوليبراليسم نسخه اى ناخوانا براى درمان درد توده هاى نيازمند است. مورالس و دوستانش ابايى از اين ندارند كه به غرب بگويند پروژه آزادى و دموكراسى را تا زمانى كه در اين نواحى آسيب پذير، رفاه، بهداشت موجود نيست، سطح آموزش و استاندارد زندگى پايين است به تأخير بيندازد. اين سخن بارها از زبان مورالس، چاوز و ديگر رهبران چپگراى آمريكاى لاتين شنيده شده كه جامعه و مردم گرسنه و اسير فقر ليبراليسم برايش مفهومى ندارد.
مورالس در يكى از نشست هاى خود با روزنامه نگاران به صراحت گفته بود كه «با شكم سير و بدون داشتن نيازهاى روزمره در اتاق هاى گرم نشستن و از ليبراليسم ايده آل سخن گفتن كارى است آسان ولى تا عمل صدها سال فاصله دارد».
بنابراين تصميم اخير مورالس بر پشتوانه اى از عقايد تكيه كرده است كه بايد به عنوان «بينش مشترك» نسل جديد رهبران آمريكاى لاتين بدان نگريست. آنها با وعده و آرمان تغيير مسير جويبار ثروت و اقتصاد به سوى برهوت فقر و زندگى فقرا به صحنه آمده اند و اين حركت را نوعى تكليف انقلابى و رسالت تاريخى مى بينند كه از عايدات و درآمد نفت و گاز و دارايى كشور براى پر كردن حوزه هاى فقر و تأمين مايحتاج معيشتى وى استفاده كنند.
تأمين نيازهاى آموزشى، بهداشتى مردم
براى درك اين رشته از آرمان مورالس و دوستانش بايد در اجزاى ديگر تفكرات اقتصادى آنها تأمل كرد. آنجا كه روند تاريخ منطقه و سرگذشت سياسى سرزمين خود را بر محور سودجويى و يغماگرى صاحبان قدرت تحليل مى كنند. چنانكه مورالس در مصاحبه مطبوعاتى اش مى گويد: فقر و تهيدستى اين سرزمين ريشه در غارت و فساد عده اى اندك دارد و تأكيد مى كند «جان مردم بوليوى از فساد اقتصادى و تبعيض ها و بند و بست ها به لب رسيده است».
بنابراين آنچه امروز بر زبان چاوز جارى شده يا بر اراده مورالس فعليت يافته است برخاسته و منبعث از يك خاستگاه فكرى است خاستگاه و مشربى كه سر تضاد و مواجهه با جبهه فكرى غرب دارد، اى بسا كه واقعيات جهان سياست و ديپلماسى آنها را بر مدارا و همزيستى با هووى فكرى اش وادار كند اما قانون و قاعده ناسازگارى اين جنبش ها يا جناح ها و جبهه هاى غربى به راحتى تغيير نخواهد كرد. حال ممكن است اين تضاد روزى در قالب تقابل سياسى دولت استقلال طلب چاوز با آمريكايى ها جلوه كند و در برهه اى ديگر به شكل سلاح ملى شدن از آستين سرخپوست ساده زيستى مثل مورالس برآيد.
۲عشق به آمريكاى لاتين
266091.jpg
تاريخ افسانه اى آمريكاى لاتين را دو گروه رقم زده اند: انقلابيون و بازرگانان. اما چگونه است سرزمينى هم مأمن تجار است و هم معبد مبارزان. اين كه اهل تجارت و اصحاب مبارزه به يكسان پهنه تاريخ آمريكاى لاتين را در نورديده اند شگفت انگيز است. ظاهراً هيچ تناسبى ميان كسانى كه سروكارشان با دلار است و جماعتى كه با سلاح و مبارزه دمساز هستند، وجود ندارد. اما اين دوگانگى را اقتصاد و جغرافياى آمريكاى لاتين به ارمغان گذاشته است.
آمريكاى لاتين آماده ترين منطقه براى رشد و نمو بذر تفكرات انقلابى و چپگرايانه بوده است. چون شكاف ها و تضادهاى ديرين ميان توده فقرا و اغنيا، قدرتمندان و ضعفا، استعمارگران و استعمارشدگان هنوز در آن جارى است. از طرفى آنجا، بازارى وسوسه انگيز براى تجار و صاحبان سرمايه است. زيرا گنجينه اى از ذخاير نفت و گاز تا طلا و مس و از قهوه و موز تا اورانيوم در بستر آن نهفته است.
بنابراين بايد شناختى تازه از چهره اين منطقه كسب كرد، تا راز عشق و اشتياق اصحاب سياست و اهل تجارت به اين منطقه به درستى تبيين شود.
منطقه اى كه به نام آمريكاى لاتين شناخته مى شود بخش اعظم قاره آمريكا را از شمال مكزيك تا جنوبى ترين مناطق شيلى و آرژانتين در گستره اى به مساحت بيش از ۲۱ ميليون كيلومتر مربع دربرمى گيرد.
از نقطه نظر جغرافيايى اين منطقه حدود ۱۵ درصد مساحت كره زمين را شامل مى شود كه درحال حاضر ۳۹ كشور و حدود ۶۵۰ ميليون نفر درآن ساكن هستند، ورود كريستف كلمب در سال ۱۴۹۲ به اين منطقه را تاريخچه اين منطقه قلمداد مى نمايند.
منطقه آمريكاى لاتين در دو دهه اخير همراه با تحولات جهانى امروزه يكى از قطب هاى پرتحرك سياسى و اقتصادى دنيا شناخته مى شود. لاتينى ها باتوجه به تواناييها و پتانسيل هاى اقتصادى و چالشهاى سياسى فراروى خود در هزاره جديد در كانون توجه قدرتهاى اقتصادى و سرمايه دارى قرارگرفته اند، برخى از كشورهاى بزرگ منطقه مانند برزيل و مكزيك با توجه به توانايى هاى اقتصادى و تأثيرگذارى منطقه اى و بين المللى و همچنين روابط با دنياى خارج تلاش مى نمايند جايگاه واقعى خود را در تحولات بين المللى و اقتصادى ارتقا بخشند. روى كار آمدن حكومت هاى مردمى در اكثر كشورهاى منطقه مانند برزيل، ونزوئلا، اروگوئه، آرژانتين، پرو، بوليوى و شيلى علاقه مندى دولتمردان آنها را به گسترش روابط با كشورهاى درحال توسعه دوچندان كرده است. اين درحالى است كه پيش ازاين مردم منطقه گرايش بيشترى به حاكمان نزديك به ايالات متحده آمريكا داشتند. ازنظر اقتصادى آمريكاى لاتين با در پيش گرفتن سياست درهاى باز اقتصادى در دو دهه اخير به عنوان يكى از مهمترين قطبهاى توليد و صادرات مواداوليه، توليدات كشاورزى، دامى، معدنى، صنعتى و... تبديل شده و هرروز بر اهميت آن افزوده مى شود.
در اين راستا اشاره به توانمندى هاى برخى كشورهاى منطقه شناخت ما را از منطقه لاتين دوچندان خواهدكرد.
266088.jpg
برزيل به عنوان بزرگترين كشور منطقه امروزه به يازدهمين اقتصاد دنيا تبديل و در بخش صنايع نفت، هواپيماسازى (چهارمين سازنده هواپيماهاى مسافربرى در دنيا)، توليد فولاد (با ۲۴ ميليون تن توليد ساليانه)، اتومبيل سازى (نخستين توليدكننده اتومبيل در آمريكاى لاتين)، كشاورزى (دومين توليدكننده گوشت قرمز و مرغ در جهان) است . ونزوئلا به عنوان چهارمين توليدكننده نفت جهان و با پتانسيل هاى معدنى و كشاورزى بخش اعظم نفت آمريكاى شمالى و منطقه لاتين را تأمين مى نمايد. شيلى به عنوان دارنده نخستين معادن مس و باثبات ترين كشور منطقه از نظر اقتصادى در دو دهه اخير توانسته است توليدات خود خصوصاً محصولات كشاورزى را به دورترين نقاط دنيا صادر و بازارهاى مصرف را تسخير كند. بوليوى دارنده نخستين ذخاير گازى نيمكره غربى بخش اعظم نيازهاى گازمصرفى منطقه و آمريكاى شمالى را تأمين مى كند و به همين ترتيب كشورهاى مكزيك، آرژانتين و اروگوئه هريك توانمنديهاى خود را در بخش هاى مختلف دارند. وجود چنين پتانسيل هايى از يك طرف و ظرفيت بالاى صادرات و كاهش قدرت جذب بازار منطقه از سوى ديگر موجب شده است بيشتر كشورهاى منطقه ضمن حفظ بازارهاى سنتى خود يعنى اروپا و آمريكا، براى توسعه صادرات و يافتن بازارهاى غيرسنتى به ساير مناطق جهان روى بياورند كه در اين راستا در يك دهه اخير بازارمصرف كشورهاى منطقه خليج فارس و آسياى ميانه و قفقاز مهمترين كانون توجه آنان بوده است. همچنين وجود بلوك هاى تجارى منطقه اى مانند مركسور (چهارمين بلوك تجارى دنيا)، آلادى، آند و عضويت آنان در سازمان تجارت جهانى بر توسعه همكارى هاى فرامنطقه اى دنياى لاتين افزوده است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   دانشگاه   | 
|   ماجرا   |   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |