چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ - ۱۴ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Dec 6, 2006
مهرگان
۳۵۱۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
دانشگاه
ماجرا
رودررو
سلامت
درباره احمد مجاهد
دريچه اى
به متون كهن
احمد مجاهد
ـ متولد ۱۳۱۴ قزوين
ـ پايان تحصيلات متوسطه در زادگاه
ـ ادامه تحصيل در دانشگاه تهران در رشته ادبيات
ـ اخذ فوق ليسانس از دانشكده الهيات دانشگاه تهران
ـ ادامه تحصيل در مقطع دكترا در دانشگاه فرانسوى بيروت
ـ بيش از ۳۰ سال سابقه تدريس در مقاطع مختلف
ـ مصحح شايسته تقدير در همايش حاميان نسخ خطى
ـ برخى از آثارى كه توسط او تصحيح شده و «مجاهد» بر آن حواشى نگاشته است عبارتند از:
ـ نوادر، ترجمه كتاب محاضرات الادبا و محاورات الشعرا و البلغاء از راغب اصفهانى، ترجمه محمدصالح قزوينى
ـ كدو مطبخ قلندرى تأليف ادهم عزلتى خلخالى با ويراستارى احمد سميعى
ـ شيخ و شوخ
ـ تصحيح ديوان حافظ فريدون ميرزا
ـ تصحيح و حواشى، مجموعه آثار فارسى احمد غزالى
ـ سماع و فنون
ـ گلشن راز و ...
266043.jpg
«آن ملك كه گلخن تابى بر او عاشق شد ، وزير زيرك از آن معنى به حس شد . پس با ملك بگفت . ملك خواست كه بر او سياستى راند . وزير گفت كه : تو به عدل معروفى، لايق نبود كه سياست فرمايى. چه عشق كارى نيست كه به اختيار بود، و سياست فرمودن بر كارى كه در اختيار وى نيست ، از عدل دور افتد . و از اتفاق حسنه ، راه گذر ملك بر آن گلخن بود . بى چاره همه روز منتظر عبور ملك بودى . بر راه نشسته و بر دوام پاس گذشتن مى داشتى تا كى بود كه موكب ميمون و طلعت همايون ملك ببيند . و هر بار كه ملك آنجا رسيدى ؛ كرشمه معشوقى پيوند كرشمه جمال كردى ، و وزير قوام آن مى داشتى . تا روزى كه ملك مى گذشت و گدا ننشسته بود ، و او بر عادت از سر ناز و غنج مى خراميد . كرشمه معشوقى و حسن ضميمه يك ديگر شد . كرشمه ناز معشوقى را ، نياز عاشق در بايست ، چون نبود ، برهنه ماند كه محل نيافت . تغيرى در ملك ظاهر شد . وزير در يافت . خدمتى بكرد و گفت : من گفتم او را سياست كردن معنى ندارد كه از او زيانى ملك و ملك را نيست . اكنون بدانستم كه [ نياز او ] در مى بايست .
جوانمردا ! كرشمه معشوق در حسن همچو ملحى است در ديگ ، تا كمال ملاحت به كمال حسن پيوندد.
جوانمردا ! چه گويى كه اگر [ با ملك ] گفتندى كه وى از تو فارق شد و با ديگرى كار و بارى دارد و عاشق غيرى شد ، ندانم تا هيچ غيرت از درون ملك سر برزدى يا نه ؟
بيت:
هر چه خواهى بكن اى دوست مكن يار دگر
كآن گهى مى نشود با تو مرا كار بسر
عشق رابطه پيوند است ، تعلق به هر دو جانب دارد . چون نسبت عشق بين عاشق و معشوق درست آيد ، پيوند ضرورى گردد از هر دو جانب كه او خود مقدمه يكى است...»
اين حكايت عميق از متن سوانح نوشته احمد غزالى نقل شده است. مجموعه غنى متون كهن ايرانى را اگر امروز به راحتى در اختيار داريم و از آن نقل ها مى كنيم، بى شك اين امكان را مصححان و نسخه شناسان مهجور و منزوى و در عين حال پركار و سختكوش ادب فارسى برايمان فراهم كرده اند. يكى از اين مصححان همانا احمد مجاهد است. مصحح مجموعه آثار فارسى احمد غزالى و نيز بسيارى از آثار به جاى مانده از ادب فارسى...
دكتر احمد مجاهد در سال هزار و سيصد و چهارده در شهر قزوين متولد شد، دوره هاى دبستان و دبيرستان را در اين شهر گذراند و براى ادامه تحصيل به تهران آمد تا در رشته اى كه دوست مى داشت و در خويش استعدادى از آن را يافته بود،يعنى ادبيات فارسى،ادامه تحصيل دهد.مجاهد ليسانس ادبيات را از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گرفت ودوره فوق ليسانس را در دانشكده الهيات دانشگاه تهران گذراند و براى ادامه تحصيل در مقطع دكترا به لبنان رفت و دكترا را در دانشگاه فرانسوى بيروت گذراند.
مجاهد بعد از بازگشت به ايران،آموزش آنچه آموخته بود را آغاز كرد.تدريسى كه مدت ۳۰ سال در مقاطع مختلف آموزشى ادامه يافت. مجاهد گرچه از اوايل تحصيل كنجكاوى هايى در متون كهن داشت،اما فراغت بعد از بازنشستگى بود كه شرايطى را براى پرداخت جدى تر به حوزه علاقه اش فراهم كرد.او سالهاست كه به تصحيح متون ادبيات مشغول است و تاكنون بيش از بيست جلد كتاب از گنجينه آثار كهن ادب فارسى را تصحيح كرده است. يكى از اين آثار كتاب «نوادر» ترجمه كتاب «محاضرات الادباء و محاورات الشعراء و البلغاء» تأليف «راغب اصفهانى» (د.۱۴۰۱هـ . ق) كه در زمان صفويه ترجمه اى از آن توسط محمد صالح قزوينى فراهم آمده و تصحيح آن در سال ۱۳۷۱ شمسى در انتشارات سروش به چاپ رسيد. نوادر از متون ادب عرب بوده و شامل ۳۰هزار مطلب با موضوعات تاريخى، اجتماعى، سياسى، اقتصادى، حقوقى و... مستند است. اين كتاب ۲۵ حد دارد كه هر حد چند باب و هر باب شامل چند فصل بوده و براى نخستين بار به زبان فارسى ترجمه و تصحيح شده است. اثر قابل توجه ديگر كه توسط احمد مجاهد تصحيح شده، كتاب «كدو مطبخ قلندرى» تأليف«ادهم خلخالى» متخلص به «عزلتى» (د.۱۰۵۱) و معاصر «شيخ بهايى» است كه در زمان صفويه تأليف و براى نخستين بار تصحيح و چاپ شده است. «شيخ و شوخ» نيز از جمله آثار تصحيح شده توسط مجاهد است و رساله اى است انتقادى با رويكرد فرهنگى، سياسى، اجتماعى و حتى در بعضى بخشها نظامى و اقتصادى. سبك نگارش روايى و داستان گونه و متعلق به اواخر عصر قاجاريه است.شايد «شيخ و شوخ» جزو معدود آثارى باشد كه اين گونه عريان، به تقابل سنت و تحول دامن زده و سعى در پاسخگويى از موضع سنت دارد؛ نويسنده اين رساله كه به اعتقاد احمد مجاهد نخواسته است رساله به نام او منتشر شود، نگاهى تك بعدى، ذهنى و مجرد به موضوع مورد بحث اش ندارد. در حقيقت، اين رساله كه بازگوكننده داستان مناظره بين يك شيخ و جمعى از معلمان و صاحب منصبان مدرسه دارالفنون است، قصد ندارد بدون نظر به واقعيات اجتماعى و فرهنگى جامعه زمان خود، به نقد بنشيند. شيخ كه در حقيقت همان نويسنده است، در بعضى از فصول، اگر به فرنگى مآبى ايراد وارد مى كند، تنها از جهت تشبه به كفار نيست كه معترض است و تسهيل زندگى خلق الله را در رفع آن مى بيند.
مجاهد، در مقدمه اى كه در ابتداى اين رساله به چاپ رسانده، اشاره اى هم به ديگر نوشته هاى اين مؤلف نامعلوم دارد.مناظره شيخ و شوخ را مى توان به دو بخش كلّى تقسيم كرد؛ ايرادات شيخ به علوم جديده و دفاعيات او از علوم بومى و سنتى. و دوم، فصلى در نقد مفاسد اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى كه از مدرسه دارالفنون آغاز شده و به دولت و صاحبان مناصب در صفوف مختلف ختم مى شود. البته بخش دوم مفصل تر است و عمق و نكته سنجى آن بر بخش اول مى چربد. حتى بخش ابتدايى انتقادات شيخ تحت آسيب شناسى بخش دوم طرح مى شود، چنانكه اگر شيخ علومى چون پولتيك، ديپلماسى و... را به سخره مى گيرد، جابه جا مثالهاى ملموس مى آورد. با اين حال اساس انتقادات بر وضعيت و توليدات مدرسه دارالفنون ـ يا به قول مؤلّف معلّم خانه ـ قرار گرفته است.
محاجه شيخ و شوخ و آن مجلس ميهمانى كه كل كتاب را تشكيل مى دهد، با بيدار شدن راوى از خواب به پايان مى رسد. درواقع، تمام اين پرسش و پاسخها ساخته و پرداخته ذهن نويسنده است كه با سبكى داستانى نوشته شده است. با اين همه نوع نگاه، آسيب شناسى اجتماعى  ـ سياسى و نقد نظام علمى سالهاى پايانى عصر قاجار، از امتيازاتى است كه اين رساله را ممتاز مى كند.
رساله «شيخ و شوخ» تا سالهاى انتهايى دهه پنجاه  ـ كه نخستين بار به صورت مقاله به چاپ رسيد مورد اعتنا قرار نگرفته بود. به نظر مى رسد اين رساله و آثارى از اين دست مى توانند در روشن شدن وضعيت فرهنگى و اجتماعى ايران در سالهاى آغازين عصر حاضر، مفيد باشد.(۱)
احمد مجاهد ، تصحيحى از ديوان حافظ نيز ارائه كرده كه در نوع خود قابل تأمل است.تصحيح او از اين ديوان در همايش حاميان نسخ خطى در كنار دو اثر ديگر در حوزه ادبيات شايسته تقدير شناخته شد. در اوايل قرن دهم هجرى، يعنى چند دهه پيشتر از زمان كتابت دستنويس قونيه، فريدون ميرزاى بايقرا، جمعى از اهل فضل را در شهر هرات كه مركز فرهنگى ايران در آن زمان بود جمع آورد و مأمورشان كرد كه نسخه منقحى از ديوان حافظ فراهم آورند. اين گروه فاضل، همه نسخه هاى موجود تا آن زمان را گرد آوردند و مقابله كردند و در سال ۹۰۷ هجرى ديوان جامعى از اشعار حافظ ترتيب دادند و بر آن عبدالله مرواريد كرمانى ديباچه اى نگاشت. اين نسخه را احمد مجاهد تصحيح و انتشارات دانشگاه تهران سه سال پيش چاپ كرد. اين نسخه پر است از غزلهاى ديگران كه نصيب حافظ شده است و مصحح ارجمند يكايك آنها را جسته و گوشزد كرده است. همچنين ترتيب و ضبط ابيات حافظ در اين نسخه تفاوتهاى كلى با نسخه هاى معتبر دارد. ماجراى دقيق تر تدوين اين ديوان بدين قرار است كه فريدون ميرزا پسر سلطان حسين بايقرا و نسل پنجم تيمور گوركانى كه هم اهل رزم بود و دلاور، و هم اهل بزم و شاعر، «انجمنى» داشته است كه در آن «انجمن كه مجمع افاضل ايام» بود، اشعار شاعران بويژه شعر «شمس الدين محمد حافظ» را مى خوانده اند و «غث و سمين» آن را از هم باز مى كرده اند.
266019.jpg
در آن «انجمن» گاه بوده است كه مى ديده اند شعرى از حافظ فقط در يك نسخه خطى از ديوان آمده و در ساير نسخه ها نيامده است، و گاه بوده است كه مى ديده اند شعرى از حافظ فقط در يك جنگ و سفينه هاى آمده است و در نسخه هاى ديوان ديده نمى شود. از اين رو، اين شاهزاده تيمورى «حكم» مى كند كه يك بار ديگر ديوان حافظ را گردآورى و تدوين كنند. براى اين كار، «جمعى كثير از فضلاى انيس و ندماى جليس به جمع و تصحيح اين كتاب» مأمور مى شوند، و «قريب پانصد جلد ديوان حافظ به هم مى رسانند، و بعضى سفاين و غزليات كه پيش از فوت خواجه نوشته شده بود با هم مقابله مى كنند، و بسيارى از غزلهاى دل فريب و جان بخش كه به واسطه  كاهلى و تصرف كتاب ناقص ادراك از صفحه روزگار مهجور و نامشهور مانده بود، در سلك ربط در مى آورند،» و هر شعر در هر جا كه به نام حافظ مى بينند در مجلدى جمع مى كنند، كه «درواقع اكنون رشك نگارخانه چين و غيرت فردوس برين است.» مجاهد درباره اين نسخه مى گويد:«اين نسخه مفقودى از متن حافظ بود كه آن را پيدا كردم و شامل حدود۱۵۰غزل و همين مقدار قطعه، رباعى و مثنوى بيشتر از متون ديگر است. و اين نسخه متعلق به «فريدون ميرزا» پسر «سلطان حسين بايقرا»و به رياست «عبدالله مرواريد» متخلص به «بيانى كرمانى» نوشته شده است.»(۲) اين كتاب نخستين بار توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شد .
از ديگر آثار تصحيح شده توسط احمد مجاهد بايد به آثار احمد غزالى اشاره كرد: «تاكنون ۳ كتاب از احمد غزالى عارف (د.۵۲۰ هـ .ق) تصحيح كرده ام با نام هاى مجموعه آثار فارسى احمد غزالى، ديگرى مجالس غزالى با عربى با ترجمه فارسى كه توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و سومى با نام التّجريد فى كلمة التّوحيد. شوراى دانشكده به عنوان رساله دكترا دو كتاب به زبان عربى از احمد غزالى با عناوين مجالس و التجريد را انتخاب و به من پيشنهاد كرد. كتاب ديگرى كه با كمك انتشارات دانشگاه تهران به بازار كتاب عرضه شده ترجمه مختصرى از «مجمع الافتان ميدانى» به نام «خزينه الافتان» است. » از ديگر آثار تصحيح مجاهد نيز مى توان به سماع و فنون، گلشن راز شبسترى با كشف الابيات و ارجاع به ده شرح چاپى، شيخ و شيوخ و بوارق، و لغات مصطلحة عوام، و جلد ۴ مثنوى كه شرح مشكلات مثنوى است از محمد صالح قزوينى صاحب كتاب نوادر اشاره كرد.
همچنين توارق العلماء فى ردّ على مَن يُحرمُ السِّماعَ بالاِجماع، تأليف احمد بن محمد طوسى از عارفان قرن هفتم هجرى. اين كتاب نخستين كتابى است به زبان فارسى كه در اباحت و حلّيت موسيقى در اسلام نوشته شده است.»
مجاهد كتاب لمعات را نيز از فخرالدين عراقى تصحيح كرده است: «كتاب «لمعات»(به فتح لام و ميم ، جمع لمعه) نوشته شيخ فخرالدّين عراقى ، يكى از پر شورترين آثار منثور در زمينه ادبيات صوفيانه است. اين كتاب كه بر سنن كتاب «سوانح» از جناب شيخ احمد غزالى(از اقطاب بزرگوار) نگاشته شده ، به موضوع عشق صوفيانه و اطوار و ادوار سلوك عاشقانه پرداخته است. »
مجاهد درباره اين كتاب مى گويد: «به خواست يكى از مريدان كه از حقايق كتاب «لمعات» چندان نصيبى نبرده بود ، قطب الموحدين ، حضرت شاه نعمت الله ولى كرمانى ، شرحى بر كتاب «لمعات» مى نويسد. اين كتاب خوشبختانه قبل از انقلاب به سعى جواد نوربخش به زيور طبع آراسته گشت ، ولى متأسفانه بعد از انقلاب ديگر چاپ نشد. فقير حقير با زحمت فراوان توانست چاپ سال ۱۳۵۴ را در كتابخانه دانشگاه تهران بيابد و مست فيوضات شرح حضرت شاه شود.»
احمد مجاهد كتابى، نيز با عنوان جوحى تأليف كرده كه در آن به شخصيت فكاهى متون كهن يعنى جوحى پرداخته است. متن حاضر كه يك متن تحقيقى است و براى نخستين بار در زبان فارسى ارائه مى شود، در زمينه : فرهنگ عامه، ادبيات داستانى براصل تطبيقى و ريشه يابى، تأليف شده است.
در اين كتاب سعى شده است تا حق به حق دار برسد، يعنى صاحبان اصلى و اوليه حكايات جرحى معلوم شود و سهم هريك از فرهنگ هاى ترك تركيايى(عثمانى) و عرب و فارس روشن باشد.
احمد مجاهد را امروزه آنان كه انتشار متون كهن فارسى را دنبال مى كنند،با تصحيحات و حواشى دقيقى كه انجام داده است، به خوبى مى شناسند.او گرچه ديرتر از بسيارى اهل تصحيح به اين حوزه دشوار بازشناسى متون ادب فارسى پا گذاشته، اما در اندك زمانى گام هاى معتبرى در اين حوزه برداشته است كه به قول صوفى احمد غزالى به نقل از تصحيح مجاهد: «اگر جان مرغ آشنا باشد، چون آواز طبل «ارجعى» شنود، پرواز گيرد و بر بلندتر جاى بنشيند»
پى نوشت:
۱ـ پايگاه سوره مهر،مصطفى حريرى
۲ـ انتشارات دانشگاه تهران،گفت و گو با دكتر احمد مجاهد

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   دانشگاه   | 
|   ماجرا   |   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |