|
|
|
|
|
|
|
|
شهرنشينى بدون شهروندى
|
|
|
مهرى حقانى
شهرها از كجا آغاز شدند؟ از يك ميدان؟ از يك خيابان؟ از چند خانه؟ آيا اين ميدان ها و خيابان ها و بزرگراه ها زمانى كوچه باغ هاى درهم سرسبز و وهم انگيزى نبودند كه به مرور تغيير چهره دادند؟ پس از كندوكاو در اين مسأله به اين نكته مى رسيم كه شهروندى و شهرنشينى از كجا پيدا شد؟ آيا اين دو واژه با هم تفاوت اساسى دارند؟ و آيا شهروندان از يك كوچ اجبارى يا دلبخواه به اين خيابان ها و ميدان ها آمدند؟ و يا به تدريج همان كسانى كه شهرها را ساختند بعدها به گروه بزرگترى از شهروندان تبديل شدند. آنچه مى خواهيم بدان بپردازيم تبارشناسى شهرها و آدم هاى شهرى نيست. چه كه اين مبحث خود گفتارى ديگرى نياز دارد. با گسترش شهرنشينى مشكلات و مسائل جديدى به وجود آمد. شهرها تعيين كننده ترين عامل در سياست هاى يك كشورند، اشتهاى بيشترى براى بلعيدن بودجه سالانه دارند. با گسترش شهرنشينى بتدريج به تعبير جديدى از دولت ـ شهرها مى رسيم چرا كه شهرها زيركانه وزنه سياسى و سكاندارى مملكت را تعيين مى كنند. صرف نظر از اين تعابير آنچه اينك مطرح است الگوى رفتار شهروندى و شهرنشينى است. راه دورى نمى رويم. شما نه تنها هنگامى كه پاى خود را از در ورودى خانه تان بيرون مى گذاريد محك شهروندى مى خوريد، بلكه حتى در تعريف جديد زندگى شهرى يك چارديوارى منزوى و جدا شده وجود ندارد، رفتار شما در واحد آپارتمانى خود نيز زيرمجموعه اى از فرهنگ شهرنشينى است. اما پيش از اين كه نگاهى به رفتار روزمره شهرنشينان داشته باشيم، نكته اى جلب توجه مى كندكه شهرها چگونه ساخته شدند و كسانى كه هر روزه در خيابان ها، بلوارها، مجتمع ها و اداره ها رفت وآمد مى كنند، آيا نامشان شهروند است؟ در سال ۱۹۰۰ ميلادى بيشتر جمعيت جهان در روستاها زندگى مى كردند و تنها ۱۰ درصد جمعيت ساكن شهرها بودند. در سال ،۲۰۰۷ بنابر پيش بينى تقسيمات منطقه اى سازمان ملل براى نخستين بار در تاريخ بشر آمار جمعيت شهرنشينى بيش از روستانشينى خواهد شد و بيش از ۱۰ ميليون نفر در هر ابرشهر زندگى خواهند كرد. اين در حالى است كه تا به حال فقط ۲درصد از كره زمين را شهرها اشغال كرده اند كه سالانه مصرف كننده سه چهارم منابع طبيعى هستند. افزون بر اين هر سال ميليون ها تن زباله و گازهاى گلخانه اى نيمه تجزيه شده توليد مى شود. شهرنشين ها براى توليد غذا، چوب و كاغذ، آب، خاك و جنگل ها را تصرف مى كنند. با اين حال به نظر مى رسد شهرها در ايران براساس يك الگوى از پيش تعيين شده به وجود نيامده اند. به جز برخى شهرها كه ريشه هاى باستانى و تاريخى دارند، نظام شهرسازى ما براساس بزرگ شدن واحدهاى كوچكتر و اجتماع يا مهاجرت گروهى به يك منطقه شكل گرفته است. در اين ميان مدرنيته با عجله دستى به سر و روى شهرها مى كشد، تابلو، آسفالت، ماشين، سينما و... يك به يك پيدا شدند. «ميرجلال فندرسكى» مهندس شهرساز و متخصص زيباسازى شهرى مى گويد: چنين چيزى تا به حال كالبد فيزيكى شهرهاى ما بوده است. حال براى سكونت در شهرهاى بزرگ مجبوريم همگام با توسعه شهر رشد و حركت كنيم. يعنى درون اين كالبد فيزيكى، هويت شهرنشينى را بسازيم. هرچند كه هويت شهرنشينى چيزى نيست كه به ظاهر و رنگ و روى فيزيكى شهر بستگى داشته باشد. در حقيقت اين فكر و نگرش شهرنشينان است كه شهرشان را مى سازد. رشد شهرنشينى و مهاجرت كنترل نشده از روستاها و شهرهاى كوچك پديده موجود بسيارى از كشورهاى در حال توسعه است. اما آن سوى قضيه كانون هاى مهاجرتند كه به قدرتى مغناطيسى مجهز بوده اند و آن تجمع و تمركز امكانات اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى است. فندرسكى ادامه مى دهد: مسأله ديگرى هم كه در اين سال ها مطرح بود بازگشت جمعيت شهرنشين به مناطق حومه شهرى است. اين در حالى است كه در بخش هويت شهرنشينى نتوانسته ايم چارچوب و تعاريف بين المللى را پيدا كنيم. مطالعات «شاخص توسعه انسانى» هر سال از طريق سازمان ملل در ميان كشورهاى جهان انجام مى شود. ميزان رشد و ركود هويت شهرنشينى و مدنيت در كشورهاى جهان يكى از مواردى است كه در اين مطالعه در نظر گرفته مى شود. در شاخص توسعه انسانى مسائلى چون آمار مرگ و مير، تولد نوزادان، افزايش سواد، استفاده از خدمات فرهنگى، تعداد دانشجويان و... بررسى مى شود. در نهايت از مجموع اين امتيازها شاخصى به دست مى آيد كه بيانگر رشد هويت شهرنشينى مردم يك شهر و كشور است. مهندس « ابراهيميان فر » معاون طرح و برنامه سازمان زيباسازى شهردارى تهران در اين باره مى گويد: ميزان استفاده مردم از مراكز فرهنگى، عمومى، تئاترها، فرهنگسراها و خدمات اجتماعى و رفاهى مانند استفاده مناسب از خدمات حمل ونقل عمومى به جاى خودروهاى شخصى و پايبندى به قوانين شهرى «راهنمايى و رانندگى» بيانگر رشد توسعه انسانى است. به اينها مى توان جزئيات متعددى را افزود كه همگى تشكيل دهنده ميزان پايبندى و آگاهى از حدود شهروندى است. مهم ترين عاملى كه رفتار شهرنشينى را تشكيل مى دهد، مقيد بودن به نظم است. شهر براساس يك چارچوب شكل مى گيرد و خط كشى تنها به معناى نشانه گذارى خيابان هاى يك شهر نيست. نظم مهم ترين عامل تعيين كننده رفتار يك شهروند است. به گفته اين شهروند توجه كنيد: پرتاب زباله يا ته سيگار از داخل خودروها به داخل خيابان و يا ريختن آب به كنار جوها و آبراهه هاى كنار خيابان، و... عنصر روبه رشد جامعه شهرى زندگى در مجتمع هاى مسكونى و آپارتمان نشينى است. در حقيقت فرهنگ همسايگى و زندگى متراكم شهرى بخش ديگر فرهنگ شهرنشينى است. اين در حالى است كه به گفته همين شهروند كسانى كه مسئوليت پذيرترند، بيشتر هزينه مى كنند. ناصر جهانسير شهرستانى ساكن تهران مى گويد: شايد از گذشته تاكنون به هنجارها و مناسبات اجتماعى ـ كمتر از مسائل سياسى پرداخته اند. او نتيجه گيرى مى كند كه ما به برقرارى ارتباط مناسب بين شهروندان و دستگاه هاى اداره كننده شهر نيازمنديم. اينجاست كه بحث يادآورى و آموزش مطرح مى شود. هويت شهروندى از گام هاى اول آموزش چارچوب شهروندى در نظام آموزشى و در سال هاى ابتدايى آغاز مى شود. ابراهيميان فر در اين باره مى گويد: فرهنگ شهرنشينى تعريف خاصى دارد كه در چارچوب مدنيت شهرى و هويت شهرى شكل مى گيرد اما متأسفانه ما نتوانسته ايم ساكنان كلانشهرها را در قالب مدنيت با مشخصه هاى شهرنشينى همگان كنيم و تا زمانى كه ساكن شهرهاى بزرگيم ولى همگان با توسعه شهر، حركت نكنيم، شهر آبادى نخواهيم داشت. اگرچه سازمان زيباسازى كوشيده تا از نمادهاى شهرى به عنوان ابزارهاى آموزشى استفاده كند اما اين گونه آموزش ها كارآيى چندانى ندارد چرا كه فراگيرى و آموزش الگوى مناسب يك مسأله پايه اى است و اكنون اين پيام ها چندان گره گشا نيست. بنابراين آموزش بايد از سطوح ميانى و پايين تر آغاز شود. آموزش پيگير و اصولى بويژه براى آن دسته كه در سن آموزش هستند مى تواند تأثيرات كاربردى بر گسترش فرهنگ شهروندى در ميان ساكنان يك شهر داشته باشد. مهندس مهدى گلشن معاون آموزش و امور مناطق سازمان زيباسازى مى گويد: بار اصلى آموزش بر دوش نهاد آموزش و پرورش گذاشته شده ما هم كوشيده ايم تا در تهران حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد فضاهاى تبليغاتى مانند تابلوها، بيلبوردها، نمايشگرها و... در قالب طرح هاى گرافيكى و نوشتارى به آموزش و ارائه پيام هاى شهروندى و شهرنشينى اختصاص يابد. تورهاى دانش آموزى و پيام هاى آموزشى از ديگر فعاليت ها بوده است. اما در نهايت ما زمانى موفق خواهيم بود كه آموزش را از سنين كودكى آغاز كنيم و اين همان چيزى است كه بايد آموزش شهرنشينى به متون آموزشى مدارس راه پيدا كند. با اين حال اين مسأله زنجيره به هم پيوسته اى است. چون فرهنگ عمومى عنصرى قوى در شكل دهى رفتارهاى ماست و اين فرهنگ عمومى نسل به نسل آموزش داده مى شود. نظام آموزشى يك كشور مى تواند ابتكار عمل را به دست گيرد و با گذشت زمان، فرهنگ عمومى را به دوران نوزايى برساند. اما آنچه كودكان از رفتار پدر و مادر خود مى آموزند مى تواند تعارض ديگرى پديد آورد. بنابراين اتكا صرف بر سيستم آموزشى به تنهايى كارساز نيست. جامعه مجموعه اى از اركان متصل به هم است. البته مسأله ديگرى هم هست. به عنوان نمونه در آلمان به بچه ها آموزش مى دهند كه مقررات و قوانين شهرى را به پدر و مادر خود يادآورى كنند به عنوان مثال يكى از اين موارد يادآورى خاموش كردن خودرو پشت چراغ قرمز است. بدين ترتيب نوعى روحيه مسئوليت پذيرى در كودكان و نوجوانان پديد مى آيد و يا تجربه اى كه سال ها پيش در كشورمان اجرا شد. بدين ترتيب مسئوليت بازرسى و رعات مقررات اصناف، سيستم حمل ونقل عمومى يا برخى اركان ديگر به عنوان كار دانشجويى به دانشجويان سپرده مى شد. در حقيقت چنين مواردى به نوعى كار عملى تبديل مى شود و در نهايت به جز جنبه بازدارندگى و آموزشى نوعى نهادينه كردن ارزش ها و قوانين را نيز به همراه دارد. مسأله ديگر تقويت روحيه گروهى و جمعى شهروندان است. نخستين برآيند شهرها در حافظه جمعى انسان ها، نوع معمارى شهر آتن است. در اين معمارى ده ها فضاى باز اجتماعات مردمى وجود داشته و بر گرد آن حلقه هاى منظمى از پلكان ديده مى شود. بدين ترتيب مفهوم شهر حول محور دو مفهوم اصلى نظم و اجتماع شكل گرفت. هنوز هم در ساختار شهرى ما محله عنصرى زنده است. محله مى تواند به يك عنصر پويا و محرك تبديل شود بدين ترتيب در كنار تجربه شوراهاى شهرى، مى توان از محلات شهرى استفاده كاربردى كرد. بدين ترتيب هم روح جمعى و هميارى مردم تقويت مى شود و هم مسئوليت پذيرى و رقابت در واحد كلى شهر پديد مى آيد. موفق ترين تجربه هاى مديريت شهرى هنگامى بوده است كه اداره شهر را به شهروندان آن بسپاريم و البته چنين مسأله اى در زير يك سايه راهبردى و مديريتى شهرى امكان پذير است. پديده شهرهاى كنونى و رفتار ساكنان آن، واقعيت چندان دلپذير و خوشايندى است اين در حالى است كه شهرها و شهروندان آن تابلوى فرهنگى هر كشورى به شمار مى روند. نخستين تصوير يك مسافر از هر كشورى را همان چيزى تشكيل مى دهد كه در تماشاى يك شهر، برخورد با مردم و طرز سلوك و رفتار آنها پديد مى آورد. همه اين ها مسائلى جزئى هستند، اما زندگى در هر جامعه اى از برآيند همين مسائل جزئى بوجود آمده است. راه، خيابان، مترو، ساختمان هاى مدرن و تسهيلات شهرى بدون شهروندانى كه آگاه به رفتار اجتماعى خود نباشند در نهايت كاربرد چندانى ندارد. «آنها فوق العاده منظم و مؤدب بودند». اين سطر، خاطره سفر يك گردشگر ايرانى به يكى از شهرهاى تركيه است. در حقيقت در شهر زندگى كردن با فرهنگ شهرى بودن متفاوت است، از علائم راهنمايى و رانندگى و تجسم روحيه قانون شكنى و خودخواهى و از ديگران بهتر بودن در نحوه رانندگى تا طريق صحبت و مراوده و زرنگى كردن در خريد و فروش تا رعايت نظم و نوبت، پاكيزگى و صدمه نزدن به امكانات شهرى همگى فهرست بلندبالايى است تا بعضى چيزها كه چاره اى نيست كه تنها در قالب خودشان گفته شوند. همه اين ها محك خوبى هستند براى اين كه آيا تنها شهرنشين هستيم يا اندكى هم به فرهنگ شهروندى در زندگى روزمره خود مى انديشيم؟
|
|
|
|
|
معرفى كتاب و نشريات
|
|
|
دوازدهمين شماره شاهد ياران يادمان سالروز شهادت آيت الله سيدمصطفى خمينى (ره) منتشر شد
ماهنامه شاهد ياران به صاحب امتيازى بنياد شهيد و امور ايثارگران در هر شماره به بررسى زندگى شخصيت هاى مهم كه در رشد و پيروزى انقلاب نقش تأثيرگذارى داشته اند، مى پردازد. دوازدهمين شماره شاهد ياران به بررسى زندگى و آثار شهادت، شهيد آيت الله سيدمصطفى خمينى (ره) پرداخته و خاطرات شخصيت هاى سياسى و مذهبى از معاشرت با ايشان ذكر شده است. بى شك شهادت آيت الله سيدمصطفى خمينى (ره) تأثيرى انكارنشدنى در انسجام و حركت مردم مسلمان ايران داشت و پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مرهون خون اين شهيد و ديگر شهداى راه اسلام و انقلاب است.
آينده سازان
۱۲۵ شماره نشريه جنبش دانش آموزى آينده سازان منتشر شد. اين نشريه كه به صورت دو هفته نامه منتشر مى شود در اين شماره خود به تقويم تاريخ اينترنتى، نذر زيارت عاشورا، نقد شعر، ميم مثل ملاقلى پور، من مى شكنم، تو هم بشكن اشاره كرده است. در قسمت نذر زيارت عاشورا به زندگى دانش آموز شهيد مجيدرضا رحمانى اشاره شده و آمده است: تعطيلات عيد براى مجيدرضا حال و هواى ديگرى داشت. او مانند هم سن و سالانش منتظر رسيدن سال نو و تعطيلات عيد بود، اما نه براى استراحت. نخستين كارى كه انجام مى داد اين بود كه با دايى اش تماس بگيرد تا او را با خودش به جبهه ببرد.
آرد و غذا
فصلنامه صنعت آرد و غذا چهارمين شماره خود را منتشر كرد. در اين شماره به واردات گندم، تغيير روش تحويل آرد، غذاهاى شيلاتى، موانع و مشكلات توليد نان هاى صنعتى، نان سبوس دار، تاريخچه شكلات و صادرات زعفران اشاره شده است. دكتر ناصر رجب زاده رئيس سابق پژوهشكده غله كشور در اين شماره به علت سبوس گيرى از آرد اشاره كرده و مى گويد در ساليان سال، آرد مصرفى نانوايان كشور بويژه نانوايان سنگكى از نوع سبوس دار و سرشار از املاح، فيبر و مواد مغذى است. در چند سال گذشته مسئولان وزارت بهداشت به دليل بالا بودن اسيد فيتيك خمير و عدم آزادى املاح گندم، جلوى توليد آرد كامل را از سوى آسياب ها گرفتند و آنهارا ملزم به توليد آرد سبوس گيرى شده كردند.
شماره جديد ماهنامه نيكى منتشر شد
ماهنامه آذر ماه نيكى به صاحب امتيازى انجمن خيريه حمايت از بيماران كبدى ايران منتشر شد. در اين شماره نيكى مى خوانيم: اخبار پزشكى / واكسيناسيون هپاتيت B / چالش حاشيه نشينى و مديريت شهرى / نسخه هاى جعلى و باطنى / رفتارهاى خشونت آميز در مدارس / گروتسك در ادبيات داستانى / نسل جاودانه هاليوود / و ...
گسترش صنعت
۱۶۵ شماره هفته نامه اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى گسترش صنعت منتشر شد. در اين شماره از مجله، به تخصيص ۷۰۵ ميليارد به بخش صنعت، مبارزه با قاچاق سوخت و سقوط آزاد سيمان اشاره شده است. در اين شماره همچنين به ديدار آقاى نبيه برى رئيس مجلس لبنان و هيأتى از حزب الله لبنان و جنبش امل با رهبر معظم انقلاب اشاره شده و آمده است: حضرت آيت الله خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى، پيروزى مردم و مقاومت اسلامى لبنان در جنگ سى وسه روزه را مايه افتخار و سرافرازى مسلمانان دانستند و تأكيد كردند آنچه كه در اين نبرد سى وسه روزه در مقابله با آمريكا و رژيم صهيونيستى اتفاق افتاد در دنياى عرب و اسلام سابقه نداشت و ابعاد اين حركت عظيم و ارزشمند در آينده بيش از گذشته مشخص خواهد شد.
تاريخ خداباورى
اين كتاب سير تحول مفهوم «خدا» را از ۴ هزار سال پيش، با منشأ يهوديت، مسيحيت و اسلام پى گرفته است. نويسنده كتاب كارل آرمسترانگ و پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى ناشرآن است. بهاءالدين خرمشاهى و بهزاد سالكى، اين كتاب را ترجمه كرده اند. نويسنده كتاب در مقدمه مى گويد: هنگامى كه در آغاز به تحقيق در تاريخ انديشه و تجربه خدا در سه دين توحيدى وابسته به يكديگر، يهوديت، مسيحيت و اسلام پرداختم، انتظار داشتم كه ببينم خدا صرفاً فرافكنى اميال و نيازهاى انسان بوده است. فكر مى كردم «او» بازتاب بيم و اميدها و آرزوهاى جامعه در هر مرحله از تكامل آن خواهد بود. پيش بينى هاى من كاملاً هم ناموجه نبودند، اما از برخى از يافته هايم فوق العاده شگفت زده شدم و آرزو مى كنم كه همه اينها را سى سال قبل مى آموختم، هنگامى كه تازه حيات دينى خود را آغاز كرده بودم... اين كتاب، تاريخ و امنيت بيان ناپذير خود خدا، كه وراى زمان و تغيير است، نخواهد بود، بلكه تاريخ شيوه انديشه اى است كه مردان و زنان از زمان ابراهيم تا عصر حاضر «او» را به تصور درآورده اند.
صنعت برق
ماهنامه علمى ـ تخصصى صنعت برق ۱۲۴ شماره خود را منتشر كرد. توسعه بازار منطقه اى برق در كشور، مرورى بر روش هاى مقررات گذارى در حوزه صنايع انحصارى و توصيه هايى براى سياستگذارى، بهبود كنترل PH پساب هاى صنعتى و نيم قرن تجربه تصفيه كندانسيت، عناوين مهم اين شماره مجله را تشكيل مى دهند. در اين شماره مهندس محمداسماعيل باتكيان رئيس كميته بررسى واژگان صنعت برق، فرهنگ نامه جامع برق را كامل ترين فرهنگنامه تخصصى صنعت برق به زبان فارسى دانسته و اعلام كرده كه حدود ۲۰ سال پيش تهيه فرهنگ نامه انرژى در دستور كار امور برق وزارت نيرو قرار گرفت و اين فرهنگ نامه به زبان فارسى ترجمه شد. فرهنگ نامه انرژى در آن زمان به ۲۲ زبان زنده دنيا ترجمه شده بود و ترجمه فارسى آن نيز در دستور كار وزارت نيرو قرار گرفت.
بيست و دومين شماره «خاص» منتشر شد
بنياد امور بيمارى هاى خاص نشريه «خاص» را كه انعكاس دهنده مشكلات و مسائل بيماران مبتلا به بيمارى هاى خاص است، منتشر مى كند. در شماره ۲۲ خاص اين مطالب آمده است: تحقيقات در زمينه بيماران خاص و نياز به حمايت ملى و مردمى / عينك نماد انديشه است / در جست وجوى آرمانشهرى پرجمعيت / طب ايران در زمينه پيوند اعضا شهرت جهانى دارد / مضرات دخانيات بر سلامتى / موسيقى رنگ است / روانشناسى بالينى بيماران خاص / نارسايى كليه و طب سنتى / در اينترنت بسترى شويد / و...
|
|
|
|
|