شنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۵ - ۱۷ ذيقعده ۱۴۲۷
Sat, Dec 9, 2006
ديپلماتيك
۳۵۱۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
مهرگان
حقوقى
ماجرا
رودررو
اعتراف نامه طراحان جنگ عراق
266430.jpg
برگردان : هرمز برادران
اعترافاتى كه اين روزها ژنرال ها و سياستمداران آمريكايى و انگليسى درباره ناكامى در جنگ عراق بر زبان مى آورند زوج طراح جنگ عراق، تونى بلر و جورج بوش را در بن بستى سخت قرار داده است.
اكنون بلر رهسپار واشنگتن شده است تا براى خروج ازبحرانى كه دامنگير نومحافظه كاران در دو سوى آتلانتيك است راه چاره اى جست وجو كند.
رهبران واشنگتن و لندن همواره دورنمايى از اميد را براى اين جنگ ترسيم كرده بودند. آنان هيچ گاه حاضر نشدند واقعيتى را بپذيرند كه بر پايه شكست در صحنه عراق نقش بست.
بارها و بارها گروه مشاوران و همراهان دو رهبر آنگلوساكسون هشدار دادند كه فرآيند جنگ در عراق و افغانستان مسير شكست را مى پيمايد اما پاسخ بوش و بلر به اين توصيه ها و نقدها جز بى اعتنايى چيز ديگرى نبود اما اكنون آن توصيه ها و مشورت ها رنگ سرزنش و مؤاخذه گرفته است و زمان حسابرسى از كارنامه فرماندهان كل در جنگ پرهزينه عراق و افغانستان فرارسيده است.
ظاهر ماجرا اين است كه بوش و بلر تاكنون از اين مخمصه جان سالم به در برده اند و كسان ديگرى در رده هاى ارتش و سياست خارجى كاخ سفيد قربانى اين شكست ها شده اند، اما در صحنه افكار عمومى اروپا و آمريكا كسى نيست كه از كنه اين ماجرا بى خبر باشد كه شكست هاى بزرگ خاورميانه دو متهم اصلى دارد و مسببان اين حوادث همان هايى هستند كه اكنون گرد ضيافت سياسى كاخ سفيد به شور نشسته اند.
روزنامه اينديپندنت روز چهارشنبه در صفحه نخست خود گزارشى از سخنان گروهى از دولتمردان و ارتشيانى را كه در ابتدا براى تحقق جنگ عليه عراق تئورى سازى كرده و استراتژى هايى نظامى جناح بازها را تدوين يا تشويق كرده بودند گردآورد.
اينديپندنت در اين گزارش يك چرخش بزرگ را به نمايش گذاشت، چرخشى كه در آن اين طيف تئورى پردازان بتدريج از انديشه گذشته خود بازگشتند تا حدى كه امروز جنگ عراق را هولناك تر و دورتر از تصور خود بيان مى كنند.
* كالين پاول وزير خارجه سابق آمريكا
وى در سال ۲۰۰۳ در مجمع عمومى سازمان ملل گفت كه صدام حسين تسليحات كشتار جمعى در اختيار دارد اما در مه ۲۰۰۴ اعتراف كرد كه ادعاها در اين مورد «مبهم و اشتباه و در پاره اى موارد گمراه كننده» بوده است.
* كلنل تيم كالينز از افسران سابق ارتش انگليس
كالينز در آستانه حمله به عراق سخنرانى مهيج و پرشورى مى كند اما در سپتامبر ۲۰۰۵ مى گويد: شايد تاريخ ثابت كند كه اين حمله به عنوان بهترين عامل جذب نيرو براى القاعده عمل كرد.
* پل برمر حاكم آمريكايى عراق
او در ژانويه ۲۰۰۶ پذيرفت كه «جنگ عراق بسيار دشوارتر از آن چيزى بود كه انتظارش را داشتيم. تصور نمى كرديم كه به تبع آن شورش ها نيز سر برآورند.»
* زلماى خليل زاد، سفير آمريكا در عراق
او در ماه مارس در سخنانى با لفاظى و سخنورى خوشبينانه اش مى گويد: «فتنه را ما به پا كرده ايم و اگر خشونت ها فروكش نكند، افغانستان طالبانى در مقايسه با عراق مانند يك بازى بچگانه خواهد بود.»
* جك استراو
اين وزير خارجه سابق انگليس كه يكى از معركه بگيران جنگ بود، در ماه سپتامبر اعتراف كرد: «وضع جارى وخيم است، تصور مى كنم كه پس از حمله نظامى اشتباهات بسيارى را مرتكب شديم. در اين باره ترديدى نيست.»
*ژنرال سر ريچارد دانات
اين ژنرال انگليسى ماه اكتبر در مصاحبه اى گفت: «نمى گويم مشكلاتى كه در سراسر دنيا با آنها مواجهيم ناشى از حضورمان در عراق است، اما بدون شك حضور ما در عراق اين مصائب را وخيم تر مى كند.»
*ريچارد پرل
او را يكى از پدرخوانده هاى فكرى جنگ مى دانند، اما در ماه نوامبر ضمن تغيير رويه اعتراف كرد: «در حمله به عراق اشتباهات بزرگى رخ داد. سطح بى رحمى هايى كه شاهد آنها هستيم به راستى كه هولناك است.»
* كن آدلمن، معاون سابق نماينده آمريكا در سازمان ملل
وى از نومحافظه كاران مطرح است كه ماه گذشته خاطرنشان كرد: «تيم امنيت ملى آمريكا به يكى از بى كفايت ترين تيم ها در دوران پس از جنگ تبديل شد. هر يك از اعضا به تنهايى اشتباهات بزرگى را مرتكب شده اند، اما اشتباهات آنان در مجموع مرگ آور بوده است.»
*دونالد رامسفلد، وزير مستعفى دفاع آمريكا
يك يادداشت افشا شده اين وزير نشان مى دهد كه او به دنبال تغيير تاكتيك هاى آمريكا در عراق بوده است. او نوشته است: «از ديدگاه من، زمان ايجاد تعديل هاى بزرگ فرا رسيده است. عملكرد نيروهاى آمريكايى به قدر كفايت خوب نيست.»
* رابرت گيتس، جانشين رامسفلد
روز سه شنبه در يكى از جلسات سنا از وى پرسيده شد كه آيا آمريكا در جنگ عراق پيروز مى شود؟ او پاسخ داد: «خير.» اما هشدار داد كه امكان دارد وضعيت عراق به يك «آتش منطقه اى» منجر شود.
منبع :روزنامه اينديپندنت
جنگ طلبى در لباس يك ديپلمات
266475.jpg
مترجم: هادى جرقوئيان
عالى ترين مقام دولت ها نزد سازمان ملل، «سفرا» هستند. عمارت مرتفع سازمان ملل شايد به شمار طبقات خود ديپلمات ها و سفيرانى با انديشه ها و خلقيات گوناگون در خود جاى داده است.
پايان سال جارى ميلادى، كوفى عنان پس از ۲ دوره قبول مسئوليت دبير كلى سازمان ملل متحد، از عنوان خود كنار خواهد رفت. عنان در ۱۰ سال دبيرى خود، سفيران و ديپلمات هاى متفاوتى را تجربه كرد. اما نام برخى ديپلمات ها بنابر طبع متضاد آنها با خاطراتى از جنجال و كشمكش در دفتر سازمان ملل ثبت است.
بى شك جنجالى ترين سفيرى كه در دوره عنان به عمارت سازمان ملل گام نهاد «جان بولتون» (John Bolton) نماينده ارشد آمريكاست؛ فردى كه حتى قبل از عزيمت به سازمان ملل تابلو و نماد جناح «بازها» محسوب مى شد و در حلقه نومحافظه كاران افراطى مهره اى مؤثر بود. همكارى بولتون و عنان، بسيار كوتاه اما پرماجرا است.
در اين يك سال و پنج ماه همكارى بولتون و عنان وقايعى رخ داده كه شايد در تاريخ ديپلماسى سازمان هاى جهانى بى سابقه باشد.
تاريخچه حضور بولتون در سازمان ملل را بايد با دقت از نظر گذراند زيرا نشانه هايى پرمعنا از نوع نگاه و نحوه مناسبات جناحى محافظه كاران با نهاد سازمان ملل دارد.
بولتون در اوج تنش ساكنان تندرو كاخ سفيد با سازمان ملل براى اين عنوان انتخاب شد، گويى عنان و همكارانش از سفيرى كه قرار بود نقش رقيب و هووى سياسى او را ايفا كند باخبر بودند. از اين رو عنان و دوستانش ابتدا به انتخاب بولتون واكنش منفى نشان دادند. ديگر ديپلمات هاى سازمان ملل نيز از اين انتخاب ابراز نگرانى كردند، همه مى دانستند كه او منتقد سرسخت عملكرد سازمان هاى بين المللى به شمار مى آيد. سال ،۱۹۹۹ بولتون در مقاله اى با عنوان «چنگ اندازى كوفى عنان به قدرت سازمان ملل» ساكنان اين عمارت را از مواضع خود خبردار كرده بود. در آن مقاله، او به انتقاد از عنان به خاطر تلاش براى محدود ساختن جنگ افروزى پرداخته بود. بولتون در اين مقاله آورده بود: «اگر ايالات متحده اجازه دهد به عنوان چهره اى «بدون اعتراض» شناخته شود، انفعال آمريكا در استفاده از زور و اجبار براى پيشبرد علايق ملى اش، به سرخوردگى اين كشور در آينده منجر خواهد شد.». اين سخنان، از يك سو علاقه بولتون به اقدام خودسرانه در مسائل جهانى را آشكار مى ساخت و از سوى ديگر، بيانگر تلاش او براى منزوى ساختن سازمان ملل و دبيركل آن در تصميم گيرى هاى بين المللى بود.
قرائن و شواهد براى اثبات ناسازگارى ميهمان جديد سازمان ملل با ساختار و ساز و كار اين نهاد فراوان بود تا حدى كه برخى گواهى داده بودند كه او يكى از طرفداران نظريه خروج ايالات متحده از سازمان ملل است. بولتون بارها سياستمداران آمريكايى را به نپرداختن تعهدات مالى ايالات متحده نسبت به سازمان ملل، ترغيب كرد. او يكى از امضاكنندگان نامه به كوفى عنان به سال ۲۰۰۲ بود كه در آن، بر پايان نقش آمريكا و كمك اين كشور به دادگاه بين المللى رسيدگى به جنايات جنگى تأكيد مى شد.
از ديدگاه هاى جنجال برانگيز جان بولتون پيش از سفارت سازمان ملل كه خواب عنان و دوستانش را آشفته كرد، سخنرانى او در مؤسسه فدراليسم جهانى بود. بولتون دراين مؤسسه اعلام كرد: «ساختمان سازمان ملل در نيويورك با ۳۸ طبقه، يك مزاحم است. ما مى توانيم ۱۰ طبقه آن را حذف كنيم، بى آن كه مشكلى ايجاد شود». اين سخنان توهين آميز در حالى بيان شد كه بسيارى از كارشناسان بر اين اعتقاد بودند منظور او از طبقات اضافى، سكونت گاه دبير كل و تشكيلات مهم مربوط به اوست.
با اين توضيحات، معرفى بولتون از سوى رئيس جمهورى آمريكا براى عنوان سفيرى سازمان ملل، اتفاقى غريب بود. جورج بوش در حالى بولتون را براى تأييد به مجلس سنا معرفى كرد كه مخالفت ها و اعتراض ها عليه او در نيويورك خارج از حد توصيف بود. سنا تحت تأثير اين جو بولتون را تأييد نكرد اما جورج بوش با استفاده از اختيارات رياست جمهورى و در دوره تعطيلى سنا، حكم انتصاب موقت جان بولتون را در آگوست ۲۰۰۵ صادر كرد.
با حوادثى كه در مسير انتصاب بولتون رخ داده بود همگان انتظار يك وتو را از عنان داشتند اما در كمال ناباورى دبير كل سازمان ملل به اين انتخاب تن داد. واشنگتن براى شكستن مخالفت عنان به برنده ترين اهرم خود يعنى كمك هاى مالى متوسل شد، يعنى آن سهم طلايى ۲۵ درصدى. به اين ترتيب بود كه پس از انتصاب بولتون، كوفى عنان اعلام كرد: ما با سفير ايالات متحده همكارى خواهيم كرد. سازش عنان با چهره اى چون بولتون نشانه اى از تداوم خصلت محافظه كارى سازمان ملل و روحيه پراگماتيستى دبير كل آن بود. با اين همه ديپلمات دوآتشه كاخ سفيد به اين درجه از نرمش رضايت نداد و مناقشات بولتون و عنان از سرگرفته شد.
دو رشته از مباحث مناقشه برانگيز عنان و بولتون يكى بودجه سالانه سازمان ملل بود كه با كارشكنى هاى فراوان سفير آمريكا مواجه شد و دومى اصلاحات ساختارى سازمان ملل بود كه بولتون طرح و ايده هاى عنان را ناتمام گذاشت.
اما شايد بتوان گفت از مهم ترين نزاع هاى عنان و بولتون، قطعنامه هاى شوراى امنيت درباره لبنان و فلسطين بود: پس از يورش همه جانبه رژيم صهيونيستى به جنوب لبنان كه در جولاى گذشته و براى تضعيف حزب الله صورت گرفت، اوضاع در خاورميانه به حالت بحرانى درآمد. كشته شدن زنان و كودكان بى دفاع و آوارگى ده ها هزار خانوار نگرانى و اندوه جهانيان را برانگيخت و با شدت يافتن حملات، سازمان هاى مدافع حقوق بشر و دولت هاى مختلف، خواستار پايان درگيرى ها و اعلام آتش بس شدند؛ اما اين خواسته جامعه جهانى، با مخالفت اسرائيل و آمريكا مواجه شد.
با اين وجود، شوراى امنيت تلاش بسيارى كرد قطعنامه اى براى آتش بس ميان اسرائيل و حزب الله صادر كند؛ اما هر بار با مخالفت جان بولتون كه رابطه بسيار نزديكى با يهوديان دارد روبه رو شد. كوفى عنان نيز بارها خواستار پايان درگيرى ها در جنوب لبنان و استقرار نيروهاى سازمان ملل در منطقه شد، اما اقدام ها و سخنان بولتون عملاً راه را بر او بسته بود.
ايام رياست كوفى عنان روبه اتمام است در حالى كه افكار عمومى جهان پرده ديگرى از نزاع فرساينده نماينده نومحافظه كاران با رهبرى سازمان ملل را در فلسطين نظاره مى كند. قطعنامه هاى شوراى امنيت براى مهار و كنترل جنايات اسرائيل در سرزمين هاى اشغالى يكى پس از ديگرى با اراده بولتون وتو مى شود و عالى ترين نهاد حافظ صلح و امنيت جهانى از برداشتن هر گامى در خاورميانه بحرانى بازمانده است.
مراقب بازهاى دموكرات ها باشيد
266439.jpg
نوشته: استيفن رونر منبع: سايت كانتر پانچ
برگردان: پوراندخت مجلسى

گمان نمى رود كسب اكثريت به وسيله دموكراتها در مجلس نمايندگان و مجلس سنا، مخالفتى جدى را در پى داشته باشد، آن هم با حمايت دولت بوش از تهاجم اسرائيل عليه همسايگان غير نظامى و عربش و تجاوز و تخطى در حال پيشرفت آن از قوانين انسانى.
احتمال دارد سخنگويى اصلى سياست خارجى دموكرات ها در مجلس نمايندگان به تام لانتوس محول شود و در مجلس سنا به جو بيدن. اين دو مدتهاى طولانى و به طور مشخص و روشنى پشتيبانان دولت هاى دست راستى اسرائيل بوده اند و بر خلاف ادعاى برخى روزنامه هاى آمريكا كه نوشته اند: سخنگوى آينده مجلس نمايندگان، نانسى پلوسى، يك حامى دائمى حقوق بشر است، هرگز چنين علايق انساندوستانه اى از طرف او در مورد اعراب بروز نكرده است. او همواره مدافع وفادار و ثابت قدم ايهود اولمرت نخست وزير راستگرا و سلفش - آريل شارون - بوده است.
وقتى جورج دبليو بوش تابستان گذشته از حمله اسرائيل به تأسيسات زيربنايى اقتصادى در لبنان دفاع كرد و از همان ابتدا جامعه جهانى را با ممانعت خود از كوشش هاى سازمان ملل براى برقرارى آتش بس ناديده گرفت و در برابر آن ايستاد، دموكرات ها با شتاب براى تأييد اقدام او به خاطر حمايتش از اسرائيل قطعنامه اى را تصويب كردند. در اين قطعنامه كه با همكارى جمهوريخواهان نوشته شد، ادعا شده بود كه عمليات اسرائيل مشروع، طبق منشور سازمان ملل متحد و در دفاع از خود بوده است. اين قطعنامه اعتبار گروه هاى حقوق بشرى خوشنام را به چالش گرفت. اين درحالى بود كه گروههايى مانند عفو بين الملل و ديده بان حقوق بشر، داستان حمله هاى وسيع و گسترده نيروهاى اسرائيلى عليه غير نظاميان را در مناطقى كه دور از عمليات نظامى حزب الله بود، ثبت و ضبط كرده بودند.
قطعنامه فوق، مسئوليت و تعهد ديرين اسرائيل را به حداقل رساندن تلفات غير نظاميان ستود و از كوشش هاى مستمر اسرائيل براى ممانعت از كشته شدن و خسارت غير نظاميان استقبال كرد! همه به جز ۱۵ نفر از ۲۰۱ نماينده دموكرات مجلس نمايندگان آمريكا در حمايت از اين قطعنامه رأى دادند.
دموكرات ها به همين ترتيب، در سال ۲۰۰۲ نيز حمايت از اسرائيل را در تهاجم به ساحل غربى، در قطعنامه ديگرى كه تام لانتوس در تدوين آن همكارى داشت، تأييد كردند و با وجود گزارش عفو بين الملل مبنى بر اين كه اين تهاجم هاى گسترده هدفش فقط فلسطينى ها بوده است، در مجموع همه به جز ۲۴ دموكرات از اين تهاجم تكان دهنده و مخرب اسرائيل حمايت كردند و مدعى بودند كه هدف اين تهاجم ها فقط محل ها و مؤسسات زيربنايى مربوط به تروريست ها بوده است.
در مارس ،۲۰۰۳ پلوسى و ساير رهبران دموكرات نامه اى را خطاب به جورج بوش در مخالفت با طرح معروف به «نقشه راه» براى صلح خاورميانه كه مورد تأييد كاخ سفيد بود، امضا كردند، زيرا از نظر آنها در اين طرح به فلسطينى ها بسيار ارفاق شده بود! نويسندگان اين نامه بر اين امر پا مى فشردند كه فرآيند صلح بايد بيش از هر چيز بر اساس پايان گرفتن خشونت هاى فلسطينى ها باشد و تشكيل يك رهبرى جديد فلسطينى، نه بر پايان گرفتن اشغال سرزمين هاى فلسطينى كه در جنگ ۱۹۶۷ به اشغال اسرائيل درآمده است. در واقع در اين نامه نه به تعهدات دوطرفه اى كه لازمه اجراى «نقشه راه» بود اشاره اى شده بود و نه به پايان يافتن اشغال و تهاجم هاى نظامى عليه مراكز جمعيتى فلسطين و نه به توقف شهرك سازى غير قانونى در زمين هاى فلسطينى ها. اين نامه همچنين مخالفت با سازمان ملل و يا هر دولت ديگرى به غير از ايالات متحده را در دخالت در اين زمينه ابراز مى داشت.
دموكرات ها نظر مشورتى دادگاه بين المللى را در سال ۲۰۰۴ در مورد نشانه هاى مرزى كه مستلزم اجراى چهارمين توافقنامه ژنو بود، مورد حمله قرار دادند. اين نظر مشورتى به اتفاق آرا به اين نتيجه رسيده بود كه ديوار جدا كننده (حايل) كه اسرائيل مشغول ساختن آن بود، نمى تواند در آن سوى مرزهاى بين المللى ساخته شود و شهرك هايى را كه به طور غير قانونى در زمين هاى فلسطينى ها ساخته شده است به اسرائيل ضميمه سازد.
در زمان هاى نزديك تر، پلوسى و ساير رهبران دموكرات ها، كتاب تازه منتشر شده جيمى كارتر را به خاطر انتقاد آن از تجاوز اسرائيل به قوانين انسان گرايانه بين المللى در ساحل غربى، محكوم كردند. استفاده كارتر از واژه آپارتايد (تبعيض نژادى) در اشاره به سياست هاى خانه سازى هاى ويژه يهودى ها و بزرگراه هايى كه در زمين هاى مصادره شده فلسطينى ها ساخته شده اند و آنها تنها به عنوان كارگرانى با ورقه عبور اجازه ورود به آنجا را دارند، مورد مخالفت آنها قرار گرفته بود. اين اظهارات جيمى كارتر از نظر اين اعضاى حزب دموكرات و اعضاى مجلس آمريكا تحريك آميز دانسته شده بود. در عين حال، اينها از انتقاد نسبت به اين سياست اسرائيل به هر نامى امتناع كرده اند و اصرار دارند كه پست هاى ديده بانى استعمارى اسرائيل كه در مناطق اشغالى ساخته شده است و توافقنامه چهارم ژنو را نقض مى كند و همچنين ناقض قطعنامه هاى شوراى امنيت است، غير قانونى نيست.
گفت وگو هاى جارى بين الفتح و حماس در باره يك دولت ائتلافى، بر اين اساس قرار دارد كه رياست كابينه فلسطين به زودى به شخصى محول مى شود كه عضو جنبش حماس نباشد و افراد كابينه هم از افرادى تكنوكرات غير پارتيزان انتخاب شوند. اما دموكرات ها از سياست بوش در مورد امتناع از برقرار كردن روابط عادى با دولت فلسطين حمايت مى كنند مگر اين كه كابينه فلسطين همه كسانى را كه از جنبش حماس هستند و يا هر حزبى كه موجوديت اسرائيل را به عنوان يك دولت يهودى به رسميت نمى شناسد، كنار بگذارد. برعكس هيچ دموكرات سرشناسى توجه به اتحاد اولمرت با اويگدور ليبرمن نشان نداده است كه خواهان پاك كردن قومى فلسطينى ها از اسرائيل و بيشتر كرانه باخترى است.
دموكرات ها همچنين برافزايش كمك هاى نظامى آمريكا به اسرائيل اصرار دارند حتى اين ايده را كه اين كمك ها منوط به بهبود پرونده حقوق بشر اسرائيل است در نظر نگرفته اند. دموكرات ها همچنين بر افزايش كمك هاى اقتصادى به كابينه راستگراى اسرائيل اصرار ورزيده اند. اسرائيل تاكنون دريافت كننده تقريباً يك سوم كل كمك هاى خارجى آمريكا بوده است، به رغم رفاه و ثروت نسبى اسرائيل و اين واقعيت كه اسرائيل تنها يك دهم درصد جمعيت جهان را دارد.
تصميم اعضاى دموكرات كنگره براى در پيش گرفتن چنين موضع سختى عليه قوانين بين المللى حقوق بشرى از آنجا ناشى نمى شود كه آنها خوفى از دوباره انتخاب نشدن داشته باشند. نظر پرسى ها نشان مى دهد كه اكثريت قابل توجهى از آمريكايى ها بر اين باورند كه سياست خارجى آمريكا بايد اصولى را رعايت كند، بويژه در مورد اسرائيل و فلسطين، اكثريت مردم آمريكا از بى طرفى سياست واشنگتن در باره برخورد هاى فلسطين و اسرائيل حمايت مى كنند و با چك سفيد دادن آمريكا به اسرائيل، تاهر چه مى خواهد بكند، مخالفند. موضوع اين هم نيست كه قانونگذاران دموكرات به نحوى از سوى رأى دهندگان يهودى و اعانه دهندگان مبارزات انتخاباتى خود تحت فشارند كه از سياست هاى ضد فلسطينى بوش پشتيبانى كنند. در واقع، آراى جامعه يهودى بين عقل و اخلاق سرگردان است. آنها در اين دودلى عميق غوطه ورند كه آيا ممكن است سياست هاى دموكرات ها براى منافع امنيتى اسرائيل در طولانى مدت زيان بار باشد. علاوه بر اين، اكثريت وسيعى از دموكرات ها كه سياست هاى بوش را درخاورميانه تأييد مى كنند، از مناطقى مى آيند كه كاهش در كمك مالى براى مبارزات انتخاباتى آنها تأثيرى منفى در انتخاب مجدد شان دارد.
اين در حالى است كه افكار عمومى آمريكا نشان دادند كه بر خلاف اين عقيده كه محكوم كردن سياست هاى دولت اسرائيل يك خودكشى سياسى است، هر فرد دموكراتى كه با قطعنامه حمايت از تهاجم اسرائيل به لبنان مخالفت ورزيد، با آراى بيشترى انتخاب شد نبايد از نظر دور داشت كه در شبكه رجال دموكرات نيز چهره هاى متعصب و تندرو حضور دارند كه از عقايد سياسى خود در همراهى با اسرائيل كوتاه نمى آيند لذا براى مهار اين عده شايد نبودن فشار از طرف محافل مستقل كه با سياست هاى اسرائيل مخالفند، زيانبارتر از فشار راستگراهاى سياسى فعال بوده است. تا وقتى نيروهاى پيشرو جامعه آمريكا به طور جدى با اين شاخه افراطيون و باز هاى دموكرات به مبارزه بر نخيزد، اميد كمى هست كه بتوان از اكثريت جديد دموكرات  ها انتظار داشت كه به هر چيزى كه به صلح و عدالت در خاورميانه بينجامد، كمك كنند.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   مهرگان   |   حقوقى   | 
|   ماجرا   |   رودررو   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |