|
اعجاز خلقت در «گرمارود» الموت
|
|
|
محمدحسن معتمدراد نام الموت از ديربازبا «گرمارود»، پيوند ناگسستنى داشته و اين پيوند از جنبه هاى مختلف قابل بررسى است. گاهى از آن به عنوان «پل ارتباطى» و گاهى نيز به عنوان منشأ اقتصادى ياد مى شود. جدا از اين پيوند ناگسستنى،رمز و راز گرمارود را بايد در «شاهكار بزرگ خلقت» آن جست وجو كرد؛ شاهكارى كه ساليان سال، اذهان بسيارى را به خود جلب كرده است. از قلعه مهم آن به عنوان «آشيانه عقاب ديگر» ياد مى شود و با اين اوصاف، مى توان به تاريخچه ديدنى ها و شنيدنى هاى گرمارود پرداخت. تاريخچه گرمارود گرمارود يا «گرماب رود»، تقريباً نقطه پايان الموت(۱) است كه از شمال به قلعه «نويذر»، منطقه «زرسك» و «گچ لات»(۲) و از جنوب به گردنه هاى «اوانك»، از شرق به گردنه «نرم» و كوه هاى «اواتر» و ازغرب به قريه «كلان» محدود مى شود. بزرگان محل، بر اين باورند كه از ايام گذشته نام روستا برگرفته از رود گرمارود (شاهرود) بوده است. عده اى نيز وجود آب هاى معدنى گرم و سرد دامنه كوه ها و پيوستن آن به رود گرمارود را علل نام روستا مى دانند. بافت قديمى روستا، همچنان در پاى صخره هاى تند و تيز قرار گرفته و ساكنان آن تقريباً از نسلهاى گذشته اند، اما در دهه اخير همچنان شاهد ساخت و سازهايى در حاشيه رودخانه و فضاى سبز منطقه هستيم. زلزله اخير در منطقه الموت موجب شد بيش از ۵۰ درصد از بافت قديمى گرمارود، بازسازى و مقاوم سازى شود. در حال حاضر بيش از سيصد و پنجاه خانوار در اين روستا زندگى مى كنند كه شكل زندگى بيشتر آنان به صورت ييلاق - قشلاقى است. به طورى كه مهمترين مركز تجمع گرماروديها، شهرستان كرج است و عده اى نيز به شهرستان هاى قزوين، هشتگرد، آبيك، تهران و تنكابن كوچ كرده اند و اين سنت قديمى را همچنان حفظ مى كنند. ارتفاعات گرمارود كوه «زردگله» يا (زرد قله): در نخستين بارش هاى پائيزى، اين كوه پوشيده از برف شده و تا اوايل تير ماه اين پوشش برفى باقى مى ماند. قديمى ها، ديدن كوزه هاى زردرنگ رادر اين كوه كه به «گله» معروف است و همچنين زردى خاك آن را از دلايل شهرت اين كوه مى دانند. اين كوه، گرمارود و روستاى «اوانك» را در احاطه خوددارد. ارتفاعات «دربند»(۳) و «ويرانه»: اين مناطق از دامنه هاى البرز و از نواحى مرتفع «رودر» به شمار مى رود. كوه «پيله سره»: اين كوه وسعت زيادى دارد و در قديم پوشيده از درختان تنومند و كهنسال بود كه با از بين رفتن جنگل، اهالى در آن به كشت گندم نيز پرداختند. امروز اين ناحيه مرتفع فقط براى چراى دام ها به كار مى رود و به جز چند دره مرطوب، بقيه نقاط آن خشك و عارى از هرگونه بوته و درخت است. كوه «گچ لات»: در ادامه بخش شمالى روستاى گرمارود، كوه معروف «گچ لات» مشاهده مى شود كه نمونه ديگرى از زيبايى هاى منطقه به شمار مى رود. پوشش گچ در اين منطقه از فرسنگ ها دور ديده مى شود و از ديرباز، اهالى گرمارود و آبادى هاى مجاور، در اندود حمام ها از گچ اين منطقه استفاده مى كرده اند و اين امر تا دو دهه اخير نيز تداوم داشت. دوقلوهاى كله قندى: «دوقلوهاى كله قندى» كه در اصطلاح محلى به آنها «لوله كمر» نيز مى گويند، دو ستون سنگى هر كدام با بيش از ۱۵ متر ارتفاع است كه در شرق و غرب بالاى روستاى گرمارود قرار داشته، ازقدمت زيادى نيز برخوردارند. امروزه اين دوقلوها، همچنان نماد يا شاخص اصلى تاريخ گرمارود محسوب مى شوند. از آنجا كه اين دوقلوها، ظاهرى به شكل «كله قند» دارند، از قديم نزد اهالى به نام «كله قندى» شهرت داشتند. كوه سنگى (ديوار سنگى): اين كوه، حدود دو كيلومتر مسافت دارد و در طول «لوله كمر» و ضلع شرقى گرمارود قرار گرفته است. ريزش سنگ هاى اين كوه، تهديدى جدى براى ساكنان بخش شرقى روستا است كه متأسفانه با توجه به زلزله اخير منطقه و ريزش سنگ ها ساكنان اين بخش دوباره به بازسازى خانه ها پرداختند. ارتفاعات «نرم»: اين ارتفاعات ، بهار و تابستان سرسبزى دارد و پوشش جنگل و درختان تنومند «حورس» آن از قديم، گواه اين مطلب است. منطقه داراى خاك نرم و علف مرغوبى است كه از چيدن علف ها براى ذخيره دام ها در زمستان بهره بردارى مى شود. قلعه هاى گرمارود «قلعه نويذر» يا آشيانه عقاب ديگر: «قلعه نويذر» در يك ارتفاع بسيار بالا كه با صخره هاى سخت گره خورده است، مشاهده مى شود. ارتفاع اين قلعه از سطح رودخانه شاهرود حدود ۲ هزار متر است و از نظر موقعيت جغرافيايى، دژ نويذر را بايد مهمترين دژ الموت دانست. اين قلعه با اين كه دره الموت(۴) را در چشم انداز خود دارد، بر ارتفاعات البرزچال، زيورچال، خشچال، زردگله و بلندى هاى اواتر و ازاتر و گردنه هاى نرم لات و اوانك نيز ناظر است. اين قلعه، به لحاظ اين كه تقريباً درآخرين خطه الموت بنا شده، حائز اهميت بوده است؛ زيرا ديده بانان از اين طريق بخشى از ارتفاعات شمال كشور و دره الموت را زير كنترل خود داشتند. در بعضى از كتاب ها و سفرنامه هاى تاريخى از قلعه نويذر به نام «ميمون دژ» ياد مى كنند، اما آنچه از بزرگان محله گرمارود مى توان نقل كرداين است كه قلعه نويذر را «قلعه نوذرشاه يا نويذر شاه» نيز مى نامند. روايت هاى محلى، حكايت از آن دارد كه آخرين حاكم اين قلعه، يعنى نوذرشاه، ازحاكمانى بود كه احتمالاً در لشكركشى هاى مغول به قتل رسيد. اين قلعه داراى برج ها، آب انبار و مكان هايى به نام «اسب طويله» است كه بخش اعظم آنها از بين رفته است. امروزه فرسايش زمين، آمد و شد به قلعه را دشوار كرده است، به طورى كه بازديد از قلعه بدون امكانات صخره نوردى و بلدچى هاى محلى امكانپذير نيست. نكته قابل توجه درباره اين دژ، گورستان آن است كه جدا از قلعه و در مكانى به نام «خاك كافران» يا به اصطلاح محلى، «كافرانى خاكى سر» واقع است. اكنون اين گورستان نيز به خرابه تبديل شده است. از ويژگى هاى اين قلعه، قرار گرفتن آن در بالاى روستاى گرمارود است و شايد قلعه نشينان نيازهاى اقتصادى خود را از مردمان محله گرمارود تأمين مى كردند. هم اكنون كارشناسان محلى در يك اقدام جدى، درصدد بازشناسى اين دژ و تحقيق در آن هستند. قلعه «پس»: اين قلعه نيز در شمال گرمارود و در پشت محل قرار دارد و حاشيه هاى آن نيز از سنگ است. تپه «گرد گول»: اين تپه در گردنه گرمارود - اوانك، واقع شده و تعيين كننده مرزاين دو روستاست. رودهاى گرمارود «گرماب رود» يا «گرما رود»: منشأ اين رود، كوه هاى بلند «اواتر»، «ازاتر» و «دينه رود» است كه همچنان از عوامل رونق كشاورزى و سرچشمه اقتصاد گرمارود به حساب مى آيد. غير از شاليزارها و باغ هاى كشاورزى كه در حاشيه اين رودخانه وجود دارد، در آن ماهى نيز پرورش مى دهند. شهرك «مصطفى ده» در حال حاضر مركز پرورش ماهى قزل آلا به شمار مى رود و بخشى از گوشت مصرفى مردم را تأمين مى كند. خرد رود(خردلو): اين رود از دامنه هاى «زنگلان» جارى شده و در نزديكى محل، بين دو دهنه صخره سخت، تشكيل آبشار داده كه امروز به «آبشار گرمارود»، معروف است و پس از عبور از منطقه «گرمدره» به رود گرمارود مى پيوندد. «زرسك رود»: اين رود از بلندى ها و دامنه هاى «زرسك» سرچشمه گرفته و همچنان در امر كشاورزى نيز از آن استفاده مى شود. از پيامدهاى اين رود، تعيين مرز روستاى گرمارود با قريه «كلان» است. مجموع اين رودها و پيوستن ديگر رودها در پايين الموت، تشكيل يك «شاهرود» مى دهد كه در نهايت به سد «منجيل» مى پيوندد. «شور آب دره» معروف به دره «شلودره»: اين دره بين ضلع غربى گردنه «اوانك» و ضلع شرقى «پيله سره» واقع شده است و به عبارت شور بودن آب اين دره و مشاهده سفيدى نمك در حاشيه ها، اين دره به «شورآب دره» معروف شده است. ناحيه مرتفع «زرسك»: ساليان سال، محصولات كشاورزى اين ناحيه، مورد توجه اهالى بوده و بيشتر آنان به شكل «شراكتى» در برداشت محصولات منطقه سهيم هستند. «گردو»، مهم ترين محصول اين ناحيه به شمار مى رود. شهرك «مصطفى ده»: اين منطقه به بركت دو رود حاشيه آن، به عنوان «كمربند سبز منطقه» مطرح است. حبوبات، سيب و گردو مهم ترين محصولات اين منطقه به شمار مى رود. آنچه امروزه اهميت اين منطقه را دوچندان مى كند، ساخت شيلات و پرورش ماهى در حاشيه دو رود اين منطقه است. منطقه سرسبز «رودر»: اين منطقه نيز از مناطق كشاورزى گرمارود محسوب مى شود. مرغوب ترين محصولات كشاورزى آن، گردو، سيب و يونجه است. وجود درختان كهنسال و تنومند گردو، به عنوان «سايبان» باعث شده تا اين منطقه به عنوان تفريح گاهى دايمى، از نسل هاى گذشته مورد توجه اهالى قرار گيرد. منطقه «زيور»: دشت سرسبز «زيور»، نقطه عطف كشاورزى گرمارود به شمار مى رود كه اهالى از مدتها پيش در انديشه آباد كردن آن بودند. محصولات اين منطقه، يونجه و گردو است. منطقه «پشت آسياب»: قديمى هاى محل از سكونت داشتن اجداد خود در اين منطقه خبر مى دهند. همچنين گفته مى شود اهالى گرمارود براى آسياب كردن گندم به اين منطقه رجوع مى كردند، از همين رو از قديم اين منطقه به نام «پشت آسياب» شهرت يافته و امروزه به عنوان منطقه اى كشاورزى با محصولات سيب و گردو مطرح است. حاشيه هاى شرقى و غربى گرمارود: حاشيه شرقى رود گرمارود، معروف به «پسى لات» است كه در آن باغ هاى كشاورزى نيز وجود دارد. « آسياب آبى» محل نيز در اين منطقه قرار داشته كه امروزه خرابه هاى اين اثر تاريخى همچنان آشكار است. حاشيه غربى رود گرمارود، معروف به «سنگ لات» و «قلعه لات» (۵) است كه محصولات كشاورزى آن حبوبات، سيب، آلبالو، گيلاس، زردآلو و گلابى است. منطقه «سرخرمن» و سنگ لات:از ديرباز محدوده هاى اين منطقه مركز كشت گندم و جو بود و اهالى براى خرمن كردن جاى مناسبى را انتخاب كردند كه امروزه لفظ «سرخرمن» يا (خرمنى سر) به عنوان منطقه اى كشاورزى همچنان در اذهان گرمارودى ها باقى است. عمده ترين محصول اين منطقه «حبوبات» است. مناطق «زيجارگ»،«لوسرگ»، «لزور»: اين نواحى، از محدوده هاى شرقى گرمارود به شمار مى رود كه عمده ترين محصولات كشاورزى آن يونجه، گردو و انواع علف هاى صحرايى و غيرصحرايى است. «سيب ترش» منطقه «لزور» در نزد گرمارودى ها، شهرت زيادى دارد و همچنين وجود امامزاده در منطقه «لوسرگ»، اهميت اين منطقه را دوچندان كرده است. منطقه «ليسانك»: محدوده هاى جنوب شرقى گرمارود كه در بدنه كوه نيز قرارگرفته، مشهور به «ليسانك» است. اين منطقه همچنان به عنوان منطقه اى كشاورزى مطرح است و عمده ترين محصولات آن يونجه، قيصى، آلبالو و گردو است. مناطق «زيورو» و «زرسك رود»: اين مناطق در غرب گرمارود قراردارد و مهم ترين محصولات كشاورزى آن سيب، گيلاس، آلبالو، گلابى و زردآلو است. منطقه «گرمدره»: اين منطقه شمالى، همچنان پاى قله هاى سخت گذر قرارگرفته و به بركت رود «خردلو» همچنان به عنوان منطقه اى كشاورزى مطرح است. منطقه «جيرسرا» (۶) : اين منطقه در ضلع غربى روستاى گرمارود واقع شده و امروزه منطقه اى مسكونى - كشاورزى، به شمار مى رود. منطقه «گل چال»(۷) : از ديگر مناطق جنوبى گرمارود، مى توان به «گل چال» نيز اشاره كرد. اين منطقه از ايام گذشته به دليل داشتن خاك مرغوب براى اندودخانه ها، موردتوجه اهالى بود و امروزه چاله هاى به جامانده، نشاندهنده عملكرد نسل هاى گذشته است. منطقه «فال دمجار»: محدوده هاى شمالى«زيورو» معروف به «فال دمجار» است كه عارى از هرگونه كشت و درخت است. در قديم اين محدوده ها محل كشت گندم و جو بود، اما اكنون تپه هاى آن به دليل وجود «گون»(۸) و بعضى از بوته هاى ريز و درشت، منطقه مناسب براى چراى دام هاست. «مرزباغ رود»، «تمى جارگ»، «جولك»، «خورتوسر»، «خشچال»، «زيورچال»، «چل نو»، «لات آسياب» و «دوران» از ديگر مناطق گرمارود به شمار مى رود. آب معدنى هاى گرمارود «گرآب» (گرآو) (۹)، آب معدنى معروف الموت است كه در چند كيلومترى محله گرمارود قرارگرفته و از شهرت خاصى نيز برخوردار است. همسايگان گرمارود گرمارود، از شمال شرقى با «پيج بن» از شرق با «اواتر»، «نرم لات» و «دينه رود» از جنوب با «اوانك» از جنوب غربى با «ورك»، «ويكان» و «حسن آباد» و از غرب با «كلان» همسايه است. آبشار گرمارود از ديدنى هاى گرمارود، آبشار آن است. ارتفاع آبشار را از سطح زمين حدود ۱۵۰ متر تخمين مى زنند كه پرش آب آن در فصل بهار ديدنى است. بخشى از آبشار، «پله گونه» است كه خود آبشارهاى ديگرى را تشكيل مى دهد. اين آبشار بين دو دهنه از صخره هاى سخت قرارگرفته و از نقاط متعدد ديده مى شود. اين آبشار، محله گرمارود را به دو بخش، «اين دست محله» و «آن دست محله» تقسيم كرده است. «گرمارود»، اين خطه پايانى الموت اگر بخوبى به تصوير كشيده شود، عظمت و ثروت آن آشكارتر خواهدشد. با اين كه گرمارود پل ارتباطى الموت و شمال كشور به شمار مى رود، اما متأسفانه ساخت جاده آن به شمال كشور مشمول زمان شده است. بازسازى نكردن قلعه نويذر، بى توجهى به زيباسازى حاشيه هاى آبشارگرمارود، غفلت از بازسازى و مرمت زيارتگاه ها، بى اعتنايى به ثروت طبيعى «گچ» در منطقه گچ لات، نبودن تسهيلات بهداشتى و درمانى، مكان هاى ورزشى و كتابخانه ازجمله مواردى است كه يارى مسئولان استان و دولتمردان را مى طلبد. زيرنويس ۱- الموت (alamout) در قديم به «آله+اموت» نيز شهرت داشت. «آله» به زبان ديلمى به معناى عقاب و «اموت» نيز به معناى آشيان است. ۲- اصطلاح «لات» به حاشيه هاى پايانى كوه كه توأم با سنگ ريزه و نهرآب است، اطلاق مى شود. ۳- دربند، دامنه اى را گويند كه هرساله برف هاى زمستانى آن روى هم انباشته شده و در دهه هاى اخير اهالى از برف اين منطقه در قالب يخ در مراسم سنتى و مذهبى خود استفاده مى كنند. ۴- از محدوده هاى پايانى ارتفاعات اواتر و ازاتر در الموت بالا تا حاشيه هاى بخش رودبار شهرستان كه همه به رودخانه شاهرود منتهى مى شود، دره الموت شكل مى گيرد. ۵- قلع، نوعى از گياه است كه برگ پهنش، شاخص اصلى آن است. ۶- جير به اصطلاح محلى به معناى پايين است و سرا به معناى محل سكونت ۷- چال به معناى گودال يا به اصطلاح محلى چاله گويند كه براثر كندن گل ها به وجود مى آيد. ۸- گون، نوعى گياه صحرايى (بوته اى شكل) است كه تيغ هاى تيزى دارد و از آن براى سوخت استفاده مى كردند. ۹- واژه «گر» در تركيب «گرآب» نوعى ماده معدنى است.
|