|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
كسانى كه با شيطان بيعت كرده اند
بر خبرنگاران حرفه اى جمهورى آذربايجان پوشيده نيست كه رافق تقى يك گماشته اطلاعاتى است. او همواره از راه درج مقاله هاى عوام فريبانه پول درآورده و مقامى كسب كرده است. به يقين دوستان احتمالى وى در اروپا نيز كه دشمنان دين اسلام هستند، از هذيان اخير وى در مورد اسلام كه در يكى از نشريه ها درج شده، خبردارند. رافق تقى درصدد است تا به رفيق محبوب غرب مسيحى در خاور تبديل وحتى به عنوان يك دگرانديش محسوب شود. - فقط كفار ممكن است نسبت به كتب الهى شك به دل راه دهند. بديهى است كه رافق تقى كاملاً به اين لقب لايق است. همان گونه كه معلوم است، خداوند متعال به رسول خود و همچنين به مسلمانان فرموده است كه سلاح به دست بر ضد ملحدان و بت پرستان مبارزه كنند. اما او در نگرشى تحريفگرانه مدعى است كه براى عيسى مسيح (ع) چنين وحى اى نازل نشده، ولى براى حضرت محمد (ص) كه خاتم الانبيا است، چنين وحى اى نازل شد، از اين رو متهم كردن پيامبر اسلام به خاطر اين مبارزه، ضمن اين كه نشانه نادانى و جهالت است، در عين حال، به منزله شرك و انكار خدا نيز است. - رافق تقى در مقاله خود تلاش مى كند تا عقب ماندگى جمهورى آذربايجان و ديگر كشورهاى اسلامى را به دين اسلام ارتباط دهد. به نظر مى رسد وى هنوز درك نكرده است كه علت اصلى عقب ماندگى شرق نسبت به غرب و در معرض تجاوز قرار گرفتن سرزمين هاى كشورهاى مشرق زمين نه دين اسلام، بلكه برعكس بى دينى است. - ما نبايد خود را به زور به اروپا بچسبانيم. هر چند ما نيز خواهان هم گرايى با غرب هستيم، ولى نبايد از طريق زدودن هويت معنوى مردم و جدا كردن آن از ريشه هاى ملى - دينى به اين هدف دست يابيم. - اگر رافق تقى درصدد برآمده باشد تا مانند «اورهان پاموك» نويسنده تركيه اى «جايزه نوبل» دريافت كند، بهتر است اين هدف خود را با صراحت اعلام كند. ولى اين فكر او بيهوده است. زيرا به تعداد كافى انسان هاى عاقل درغرب وجود دارند كه هرگز حاضر نخواهند شد با توجه به وضعيت متشنج پيش آمده در زمينه برخورد تمدن ها، بنزين به آتش ريخته و به خاطر يك ايده آليست جمهورى آذربايجانى، جهان اسلام را به دشمن خود تبديل كنند. - جمهورى آذربايجان كه داراى حاميانى انگشت شمار است، در نتيجه تلاش هاى مذبوحانه افرادى همچون رافق تقى متفقان اسلامى انگشت شمار خود را نيز از دست مى دهد. نويسنده: تامرلان منبع: «ينى مساوات» چاپ باكو
|
|
|
|
|
اعتراض پشت دروازه اروپا
|
|
|
مازيار آقازاده آرزوى عضويت تركيه در اتحاديه اروپا، حدود ۵ دهه است كه روابط دو طرف را تحت تأثير قرار داده است. اين ايده از زمان انعقاد موافقتنامه آنكارا بين دو طرف در ۱۹۶۳ وارد فاز اجرايى شده است. اما اكنون پس از نيم قرن بسيارى در اروپا و حتى در تركيه به اين عقيده رسيده اند كه عمده دليل نپذيرفتن عضويت تركيه در اتحاديه اروپا هويت مذهبى متمايز و متفاوت ترك ها از اروپايى هاست. بر همين مبنا اينان معتقدند كه ترك ها هيچ گاه به عضويت اتحاديه در نخواهند آمد. به اعتقاد سياستمدارانى چون هلموت كهل و ژيسكاردستن واقعيت هايى چون اعتراض هاى مردم تركيه به سفر پاپ، همان تمايز مذهبى بين دو طرف را بيشتر گوشزد مى كند. سفر پاپ به عنوان عالى ترين مقام مذهبى مسيحيت به تركيه مى توانست اين شكاف فرهنگى و مذهبى را رفو كند. اما اعتراض خودجوش ترك ها به اين سفر تفاوت و تقابل فرهنگى و مذهبى ميان دو طرف را عميق تر كرده است. اكنون موضع كسانى كه مخالف ورود تركيه به اتحاديه هستند تقويت شده است. در اين ميان ترس ديرينه اروپايى ها دوباره زنده شده است: جمعيت مسلمان اتحاديه اروپا بر طبق آخرين برآوردها در حدود ۱۵ ميليون نفر (بيش از ۳درصد از جمعيت كل اتحاديه) است. اما در صورت ورود تركيه به اتحاديه اين جمعيت به حدود ۱۵درصد خواهد رسيد و با توجه به رشد كم جمعيت جوامع اروپايى واقعه الحاق تركيه در آينده نه چندان دور مى تواند تركيب جمعيتى و هويتى اتحاديه را دستخوش تغيير كند. به خاطر بياوريد كه دستگاه كليساى كاتوليك و برخى احزاب دموكرات مسيحى در زمان تدوين قانون اساسى اتحاديه (به رياست والرى ژيسكاردستن) چه اندازه بر گنجاندن قيد مذهب مسيحيت در متن قانون، پافشارى مى كرد. هرچند مقاومت بخش هاى ديگر جامعه سكولار اروپايى مانع از تحقق اين امر شد كه قيد مسيحيت و مذهب رسمى در متن قانون اساسى گنجانده شود. اما بيانگر اين نيست كه راه ورود تركيه به اتحاديه هموار است. مذهب رسمى هر چند به صورت نوشتار در متون اتحاديه قيد نشده اما به صورت يك قانون نانوشته اعمال و اجرا مى شود. مقامهاى اروپايى به صراحت به تفاوت مذهبى ميان دو طرف اشاره نمى كنند. آنها نمى گويند كه عضويت تركيه در اتحاديه محقق شدنى نخواهد بود، اما با انواع و اقسام شرايط سياسى و اقتصادى كه سر راه ورود تركيه به اتحاديه وضع كرده اند، مانع از تحقق اين امر شده اند. موانعى همچون قضيه ترس، معيارها و شروط موسوم به كپنهاگ، قصد كشتار ارامنه، حقوق اقليت ها و اكراد، دخالت نظاميان در سياست، نقض حقوق بشر و... ليست بلند ايرادها و بهانه جويى هاى اتحاديه اروپا در برابر تركيه را تشكيل مى دهند. در اين فهرست مواضع پاپ به عنوان عالى ترين مقام مذهبى اروپا، در مورد ورودتركيه به اتحاديه اروپا واجد اثر بوده است. پاپ قبلى (ژان پل دوم) نظر نامساعدى در مورد عضويت تركيه در اتحاديه نداشت، اما پاپ بنديكت شانزدهم در موضعگيرى هاى قبلى خود همواره بر مخالفت ورود تركيه به اتحاديه تأكيد كرده بود. از طرفى اين نكته را بايددرنظر گرفت كه روابط آنكارا و واتيكان از چنان ثبات تاريخى برخوردار نيست. سال ۱۹۸۰ پاپ ژان پل دوم توسط يك تبعه ترك مورد سوءقصد قرار گرفت. هرچند كه دولت تركيه اقدام اين تبعه خود را به سياست هاى غيرمذهبى دولت تركيه بى ارتباط دانست. اما نزد اغلب ناظران اين اقدام نشانه اى از تقابل فرهنگى ميان جامعه تركيه و اتحاديه اروپا تفسير شد. در صورت محقق شدن شروط سياسى و اقتصادى از سوى تركيه، اروپاييان در نهايت مجبورند كه روى موضوع اصلى انگشت بگذارند و به مسأله تفاوت مذهبى و فرهنگى بين دو طرف اشاره كنند و عذر تركيه را از ورود به اتحاديه بخواهند. اما اين امر از نظر اكثر اروپايى ها عقلانى نيست. چرا كه نااميد شدن تركيه از ورود به اروپا، مى تواند نتايج زيانبارى براى سياست مغرب زمين داشته باشد. پس ترك ها بايد اميد پيوستن به اتحاديه را از دست ندهند و در عين حال موضوع عضويت خود را تضمين شده ندانند و اين منطق بازى است كه اروپايى ها به خوبى در ۴ دهه گذشته در برابر خواسته هاى همسايه شرقى خود پياده كرده اند. رؤياى از دست رفته اروپايى ها براى اروپايى ها تركيه دروازه ورود به جهان اسلام بوده است. بر همين مبنا كوشيده اند تا تركيه مدرن و سكولار الگوى ساير كشورهاى جهان اسلام باشد. در عصر جديد، آنها اين خواسته را با صراحت دنبال كردند كه بهترين راه مقابله با اسلام گرايى رشد و ترويج انديشه «باور بدون تعلق» (Believing without Belonging) و به عبارت ديگر همزيستى سكولاريسم و مدرنيسم يعنى همان الگو و راهى كه قرار بود تركيه بپيمايد اما اين تابلوى زيبا كه اروپاييان ترسيم كرده بودند دستخوش تغيير و تحول بنيادين شد. رشد باورها و گرايشهاى هويت طلبانه در اكثر جوامع اسلامى كه تركيه كانون آن بود اين تصور و تصوير را برهم زد. گرايشهاى هويت طلبانه پديده اى است كه به خودى خود به برجسته كردن تمايزها و تفاوتهاى مذهبى و دينى مى انجامد و اين چنين نيز شد. امروزه نه تنها ملتهاى اسلامى بلكه اغلب ملتهاى جنوب و درحال توسعه - به مذهب به عنوان عاملى هويت بخش نگاه مى كنند. سفر پاپ به تركيه در ميانه اين تصوير پرآشوب شايد مى توانست به عنوان عاملى تسكين بخش باشد. اما اظهارات و ديدگاه هاى پيشين او نيت خيرخواهانه پاپ را در جوامع اسلامى از بين برده است تا حدى كه اين تصوير درافكار عمومى تركيه با شايعاتى درمورد نيت پاپ براى احياى مجدد موزه ايا صوفيه و ترويج مذهب مسيحيت در تركيه همراه شده است. نه تنها در ميان قشر عوام تركيه، بلكه حتى احزاب سكولار نگرانى هايى درمورد خريد زمين در استانبول از سوى مسيحيان و يهوديان مطرح كرده اند. چنانكه خانم رخشان اجويت (همسر سياستمدار كهنه كار تركيه بولنت اجويت كه اخيراً درگذشت) در اظهارنظرى، نگرانى خود و حزب متبوع اش DSP (دموكراتيك چپ) را از روند روبه گسترش خريد زمين در استانبول از سوى يهوديان و مسيحيان ابراز كرده است. به هرحال واقعيتهاى تاريخى و تمدنى امروز قطعه اى از تجليات خود را در جامعه تركيه آشكار كرده است. شايد بتوان ادعاكرد كه هيچ كشورى به اندازه تركيه در قرن گذشته و در مدت ۸۳ سال عمر جمهورى لائيك تحت بمباران فرهنگى غرب نبوده است به گونه اى كه آتاتورك حتى خط آنها را تغييرداد. اوضاع به گونه اى درآمد كه اذان را نيز به زبان تركى مى گفتند، كه بعدها در دوره عدنان مندرس دوباره اذان به زبان عربى برگردانده شد، ولى با اين وجود هويت مذهبى تركيه ازبين نرفت. راه سوم؛ دوستى با اروپا نه به هر قيمتى به هرحال تركيه به عنوان يكى از كانديداهاى سنتى ورود به اتحاديه اروپا از گذشته تا به حال دو راه متفاوت را براى ورود به مجموعه اروپايى طى كرده است: راه اول، زور و فشار نظامى بوده است كه وقتى آنها در قالب امپراتورى به سمت دروازه تمدن اروپايى خيز برداشتند كه اين راه نه تنها به ورود تركيه به مجموعه اروپا منجر نشد كه آنها را به دشمن اروپاييان تبديل كرد. راه دوم كه پس از آتاتورك طى شد، نوعى دنباله روى و الگوبردارى از مدرنيسم و فرهنگ غرب بود. اين شيوه توأم با شيفتگى نيز نتوانست نظر اروپايى ها را نسبت به تركيه عوض كند تا حدى كه عده زيادى از صاحبنظران غرب (از جمله ساموئل هانتينگتون) به اين باور رسيدند كه تركيه به جاى گرفتن هويتى عارضى به خود،سعى كند مجموعه هويتى و تمدنى جهان اسلام كه به طور تاريخى تركيه متعلق به اين مجموعه است را رهبرى كند. بنابراين اكنون پس از ناكام ماندن آن دو تجربه و دو طريق، نگاه ها به راه سوم و راه ميانه معطوف شده است؛ يعنى راهى كه جداى از تنفر و شيفتگى به تعامل در عين حفظ هويت ملى و مذهبى مى انديشد كه اتفاقاً نخبگان حاكم امروزى حزب عدالت و توسعه سعى دارند اين راه را بيازمايند. اين راه ميانه كه با شعار «اروپا به هر قيمتى» معرفى مى شود سعى دارد تلاش براى عضويت در اتحاديه اروپا به هر قيمتى نباشد يعنى در همان حال از منافع و حيثيت ملى ترك ها (به ويژه در مسائلى چون قبرس و كشتار ارامنه) دفاع شود و امتيازى داده نشود، ثانياً عضويت تركيه در اتحاديه به قيمت فروپاشى هويت ملت تركيه نباشد. به عبارتى كه آنكارا به عنوان يك كانون اسلامى در موضعى برابر و احترام آميز با ساير فرهنگ ها و مذاهب وارد ديالوگ مى شود.
|
|
|
|
|
رقابت جاسوسى در دهكده جهانى
|
|
|
محمد بخشنده يك انتظار ناممكن وشبه محال از دنياى ارتباطات وعصررسانه ها اين بوده كه به همه شيوه ها وسنتهاى مخفيانه كسب اطلاعات پايان دهد.كم نبودند كسانى كه با دميدن سپيده عصر رسانه ها از پايان دنياى مخوف جاسوسى خبردادند و گفتند در دهكده جهانى وكاخ شيشه اى سياست ديگر جايى براى مخفى كارى و حضور مأموران مخفى نيست. اما اين انتظار رؤياگونه خيلى زود رنگ باخت. جهان رسانه نه جاسوسان را حذف كرد ونه عرصه را بر فعاليتهاى پنهان اطلاعاتى تنگ كرد.از پيشرفتهاى دنياى فن آورى، رسانه ها به همان اندازه بهره بردندكه مراكز ومأموران اطلاعاتى. اساساً چرا بايد دل به اين رؤيا مى سپرديم كه با ظهور هر رسانه مركز ومقرى از قرارگاههاى جاسوسى بسته شود وقتى واقعيتى به نام دولتها پيش روى مااست كه كسب اطلاعات به هر طريق را پايه اقتدار ونفوذ خود مى دانند بالاترين بودجه ها را به نهادهاى اطلاعاتى مى دهند و پيچيده ترين رقابت رابر سر نقل وانتقال اطلاعات دارند.و علاوه بر اينها مردان اطلاعاتى نخستين رقيبان اصحاب خبر واشاعه دهندگان آگاهى هستند. اساساً چرا بايد تصور كردكه آيين ها وروشهاى پنهان كسب اطلاعات يكباره بر چيده شوند آن هم در روزگارى كه كشورهاى صاحب رسانه هاى پرنفوذ، بيشترين ابزارهاى اطلاعاتى را نيز در اختيار دارند.آنها حتى ابايى از بيان اين سخن ندارندكه سفرا وسفارتخانه ها در كار گردآورى اطلاعات وسهيم در بازار جاسوسى هستند. به هر حال جهان جديد توجيهات جديدترى نيز براى تداوم شيوه هاى جاسوسى وشرافتمندانه خواندن حرفه جاسوسان دارد. براى دولتها بويژه قدرتهاى بزرگ، در فضاى به شدت رقابتى، احاطه بر اطلاعات نقشى تعيين كننده در فتح بازارهاى جديد ايفا مى كند. براى حكمروايى بر بازاراقتصاد وسياست وفرهنگ استفاده از هر ترفندى مجازبلكه امرى واجب است. يكى از محققان انستيتوى روابط بين المللى و استراتژيك در كتاب «رازهاى جنگ اقتصادى» اين واقعيت را با ارائه دهها شواهد ونمونه به تصوير كشيده است. او مى گويد: جنگ دولتها در عرصه اطلاعات پنهان، نبردى بى صداست. شمار قربانيان البته بالاست، اما نه كشته اى بر جاى مى گذارد و نه زخمى. او تأكيد مى كند كه هنوز هدف اول واساسى افراد اين عرصه، اقتصاد است. كارخانجات و شركتها، جولانگاه اصلى جنگ اقتصادى هستند كه همراه و يا بدون حضور دولتها انجام مى شود. جنگجويان، كارمندان يقه سپيدى مى باشند كه قواعد تجارى را، با زيرپا گذاشتن اخلاق تعريف مى كنند و تنها به يك چيز اعتقاد دارند : افزايش سود. تسليحات، داروسازى، حمل ونقل، صنايع كشاورزى و غذايى، آموزش عالى و... هيچ عرصه اى از جاسوسى مستثنى نيست و هيچ كس در امان نمى باشد. حتى شركتهايى كه داراى فعاليت دوگانه (نظامى ـ غير نظامى) مى باشند نيز از گزند اين جنگ مبرا نيستند و مورد تهديد قرار مى گيرند. اما اين همه را گفتيم تا به اين نكته بپردازيم كه هنوز نزاع و رقابتى پنهان ميان قديمى ترين كانونهاى جاسوسى جهان يعنى مسكو از يك سو و اروپا و آمريكا ازسوى ديگر برپا ست و نه آمريكا وشركايش ايستگاههاى جاسوسى خود را بر چيده اند ونه روسها عوامل اطلاعاتى خود را از اين اقليم فرا خوانده اند. ما فقط نشانه ها ونمود هاى اين نبرد پنهان را هر از گاهى در قالب بازداشت يا قتل مرموز يكى از افسران سيا يا روس دريافت مى كنيم. تازه ترين نمونه اين ماجرا كه به حادثه اى تراژيك هم تبديل شد به قتل رسيدن «الكساندر ليتوى ننكو» افسر سابق سازمان جاسوسى روسيه بود كه پيكر وى پس از برگزارى آيين ويژه در مركز لندن، در گورستانى در شمال اين شهر به خاك سپرده شد. آنچه مرگ ليتوى ننكو را به واقعه اى متفاوت ومرموز تبديل كرد گزارش مسئولان بهداشتى لندن بودكه علت مرگ اين جاسوس سابق را بر اثر مسموميت با ماده راديو اكتيو «پلونيوم ۲۱۰»و مرگ وى را عمدى تشخيص دادند. ليتوى ننكو كه از مخالفان حكومت روسيه معرفى شده، عضو سازمان جاسوسى اين كشور «اف.اس.بى» بود كه پيش از فروپاشى شوروى «كا.گ.ب» نام داشت. گفته مى شود وى همچنين از دوستان «آنا پوليتوفسكايا» روزنامه نگار ناراضى مقتول در روسيه معرفى شده است. جاسوس پناهنده كه هنگام مرگ ۴۳سال داشت، با اين روزنامه نگار مقتول روس در ارتباط و درباره مرگ وى تحقيق مى كرد. گزارشهاى غيررسمى حاكى است، پوليتوفسكايا نيز درباره قتلهاى مرموز مخالفان چچنى كه شباهتهايى با عوارض مسموميت ليتوى ننكو داشتند، تحقيق مى كرده است.در جريان تحقيقات مربوط به مرگ الكساندر ليتوى ننكو مشخص شد كه در بدن همسر او و يك استاد ايتاليايى دانشگاه كه با او در تماس بوده، نيز اين ماده راديو اكتيو وجود دارد. به هر حال مرگ اين افسر روس تباركه از منتقدان دولت ولاديمير پوتين بود و پس از خروج از اين كشور تابعيت بريتانيا را پذيرفت، بحرانى تازه در روابط دو كانون ديرينه جاسوسى يعنى انگليس وروسيه پديد آورده است. چنانكه روسيه در واكنش به گزارشهاى منتشره و اظهارنظرهاى مخالفان، هر گونه ارتباط دستگاه امنيتى اين كشور با مرگ جاسوس سابق خود را تكذيب كرده است و حتى سرگئى لاورف وزير خارجه روسيه هشدار داده است كه جر و بحث بر سر مرگ مأمور اطلاعاتى پيشين روسيه در بريتانيا، به روابط دو كشور لطمه مى زند.
|
|
|
|
|
كسب و كار جاسوسى
|
|
|
در وب سايت MI6 (سرويس اطلاعات خارجى بريتانيا) آمده است: «داستان جيمزباند، همان گونه كه يان فلمينك به تصوير كشيده، بر واقعيت استوار است.» بى شك اين جمله براى جذب جوانان طالب هيجان نوشته شده است، اما ممكن است اين جاسوسان احتمالى كه فريب درخشش و جذابيت جديدترين فيلم جيمزباند (كازينو رويال) را خورده اند، در مواجهه با واقعيت ها دچار يأس و سرخوردگى شوند. داشتن مجوزى براى كشتن و سوار شدن به خودروى ساخت كارخانه Aston Martin هيچ مزيتى دربرندارد. MI6 خود اعتراف مى كند كه اين گونه فيلم ها، فاصله بين واقعيت و خيال را افزايش داده است، اما اين فيلم جديد و جاسوسان واقعى در يك موضوع بسيارمهم اشتراك دارند: هردو مى كوشند تا به اصول اوليه رجعت كنند. امروزه به جاى تكيه بر اعجاز فناورى پيشرفته، بيشتر تأكيدها به طورعمده روى مهارت هاى قديمى جاسوسى است؛ مهارت هايى كه با صرف هزينه بيشتر، تقويت شده و به نسل هاى بعدى جاسوسان منتقل مى شود. سرويس هاى اطلاعاتى بريتانيا (هم MI6 و هم همتاى داخلى آن يعنى MI5) بيش از گذشته پول دريافت مى كنند. تا سال ،۲۰۰۸ بودجه آنها ۴۰ درصد بيشتر ازبودجه سال ۲۰۰۴ خواهدبود. به ظاهر بخش اعظم اين بودجه اضافى، صرف جذب نيرو و استخدام افراد جديد خواهدشد. دليل (يا درواقع بهانه) اين افزايش بودجه، گسترش فعاليت هاى تروريستى در جهان و احتمال حمله تروريست ها به انگلستان اعلام شد. روز ۱۵ نوامبر (۲۴ آبان ماه)، MI6 در اقدامى غيرمنتظره و بى سابقه به جوانان علاقه مند اجازه داد تا از طريق شبكه راديويى BBC با دو تن از جاسوسان حرفه اى مصاحبه كنند. البته اين دو جاسوس براى شناسايى نشدن، صدايشان را تغيير داده بودند. هدف از اين كار، جذب علاقه مندان به حرفه جاسوسى و استخدام نيروهاى جديد بود. از سويى، MI5 نيز اعلام كرد كه قصد دارد تعداد كاركنان خود را تا سال ۲۰۰۸ به ۳هزار و ۵۰۰ نفر افزايش دهد. اين رقم تقريباً دوبرابر تعداد كاركنان اين سازمان در سال ۲۰۰۱ است. درحال حاضرMI6 از طريق وب سايت خود مشغول جذب نيروهاى جديد است. سرويس هاى اطلاعاتى و امنيتى انگلستان براى جذب نيروهاى جديد و درعين حال، نشان دادن قدرت و توانايى جاسوسان خود، از سينما و تلويزيون استفاده مى كنند. مجموعه فيلم هاى جيمزباند و مجموعه اى تلويزيونى به نام Spooks، ازجمله برنامه هاى ازپيش طراحى شده اى هستند كه به همين منظور ساخته و پرداخته شده اند. با اين حال حتى مسئولان امنيتى انگلستان نيز از اين نوع فيلم ها و شخصيت هايى همچون جيمزباند، ناخشنوداند. يكى از اين افراد به طوربى سابقه اعلام كرد كه در زندگى واقعى، مسائل امنيتى (آن گونه كه در فيلم ها نشان داده مى شود) به سادگى قابل حل نيستند. او فيلم هاى جيمزباند را عاملى براى گمراهى جوانان دانست. او همچنين اين نوع فيلم ها را وسيله اى براى اغراق در توان نيروهاى امنيتى و بيش از حد خطرناك نشان دادن دشمنان خيالى دانست و گفت كه برخى مسئولان امنيتى براى جذب بودجه بيشتر دست به هركارى مى زنند. در ايالات متحده، سرويس هاى امنيتى از افشاى ميزان بودجه و تعداد كاركنان خود امتناع مى ورزند. عده اى دليل اين امر را هراس سازمان هاى امنيتى از واكنش افكارعمومى عنوان كرده اند، برخى ديگر معتقدند كه افشاى اين موارد، يك نقطه ضعف به شمار مى رود، اما بركسى پوشيده نيست كه سازمان سيا و ۱۶ سرويس امنيتى ديگر در آمريكا از امكانات گسترده اى برخوردارند. پس از فروپاشى اتحادجماهير شوروى كه به برهم خوردن توازن قوانين بلوك هاى شرق و غرب انجاميد و به بيش از چهاردهه «جنگ سرد» پايان بخشيد، سرويس هاى امنيتى به تكاپو افتادند تا جاسوسان بيكارشده بلوك شرق (و به طورعمده روس) را جذب كنند. در آن زمان تعدادى بنگاه به صورت غيررسمى تأسيس شدند كه كارشان يافتن جاسوسان شرقى و معرفى آنها به سرويس هاى اطلاعاتى غربى بود. هرچند امروزه اثرى از اين بنگاه ها به چشم نمى خورد، اما شواهد حكايت از تداوم روند «خريد وفروش جاسوس» دارند؛ روندى كه سود كلانى نصيب گردانندگان آن كرده است. برگردان: على كورعباسلو منبع: اكونوميست
|
|
|
|