ايران و مصر از ديرباز از طريق دولتهايشان و هنرمندانشان و علما و مراجعشان رابطه فرهنگى داشته اند. همان قدر كه آثار باستانى مصر براى اهل فرهنگ در ايران پرجاذبه بود هنردوستان آن سرزمين و فرمانروايانشان به آثار هنرى ايران پيوندى ديرين داشته اند و تنها نگاهى گذرا به فهرست اقلام هنرى ايران در موزه هاى مصر نشان دهنده اين واقعيت است. با آنكه يك تحقيق جامع كه در برگيرنده تمامى آثار هنرى ايران و مصر باشد وجود ندارد ليكن با همان اطلاعاتى كه در حال حاضر در دسترس ما قرار دارد مى توان بدين نكته پى برد كه چه گنجينه عظيمى در مصر از آثار ايران وجود دارد. البته به آنچه مورد بررسى قرار گرفته و فهرست شده است مى بايد
ارزنده هنرمندان ايرانى را كه در خانواده هاى قديمى مصر كه در سراسر جهان پراكنده اند، افزود. اخيراً اثرى نفيس از دانشمند و محقق ارجمند آقاى سيدمحمد باقر نجفى به دستم رسيد. مايه سرافرازى و افتخار است كه مى بينيم كارى را كه در كشورهاى ديگر معمولاً گروهى از محققين انجام مى دهند، اين بزرگوار به تنهايى انجام داده و از عهده برآمده است.
مؤلف محترم اين كتاب در مقدمه كتاب خود كه زير عنوان «آثار ايران و مصر» در سال ۱۳۶۶ منتشر شده، مى نويسند «آشنايى با آثارى از ايران در مصر، قبل از آنكه مرهون تلاش اين سياح باشد، مديون كوشش هاى محققانه دانشمندان و رجال مصرى خصوصاً: «دكتر على پاشا ابراهيم»، «دكتر زكى محمدحسن»، «شريف صبرى پاشا»، «امير يوسف كمال» و «اشيروف» براى ايجادچنين پيوندهايى است. از ديرباز كتاب ها و مقاله هاى فراوانى منتشر شده بود كه همگى سعى در شناساندن گرايش فرهنگى مصريان به منابع علمى، ادبى و صنايع و هنرهاى ايرانى داشته اند.تا آنجا كه براى اين منظور نمايشگاه هاى بزرگى در قاهره برپا داشته و دهها پژوهنده غربى و خارجى را به صِرفِ چنين تمايلاتى به كار گرفته اند از جمله «اندرسون» و «جاستون ويت». ريشه تداوم اين شيفتگى از دوران خلفاى فاطمى مصر تا فرمانروايان «مماليك» و خاندان «محمدعلى پاشا» است. بسيارى از محققان سعى بر آن دارند كه اثبات كنند تماس هاى جدى مصريان با فرهنگ و تمدن ايرانى از دوران هخامنشيان بوده است،البته اگرچه اين زمينه در دوران «كمبوجيه» جنبه رسمى به خود گرفته و در عصر «داريوش» رابطه ايران و مصر بسيار به هم نزديك شده. با اين همه اين نويسنده فكر نمى كند كه رابطه فرهنگى و هنرى خاص و پويا، به بيش از عصر خلفاى فاطمى برسد و بايد حلقه اتصال پيوند عميق فكرى و هنرى را به اين دوران نسبت دهيم. از اين دوران تا عصر «فرمانروايان مماليك» و نهايتاً دوران حكومت خاندان محمدعلى پاشا، مصريان بيش از تمايل متقابل ايرانيان، به هنر و ادب و مجموعاً «فرهنگ ايران» علاقه نشان داده اند. انباشته شدن نسخه هاى خطى فارسى در كتابخانه هاى قاهره و اسكندريه ،ديدگاه هر پژوهنده اى را خيره مى سازد و به خوبى نشان مى دهد كه اين نسخه ها در طول صدها سال در خانواده هاى مصرى نگهدارى و مورد استفاده قرار مى گرفته است. اينان پيوندهاى تاريخى مذكور را حياتى فعال تر بخشيدند .
خط و مرقعات ايرانى در مصر
در موزه هاى مصر از «محمود نيشابورى» و شيخ محمد امامى هروى كه از خطاطان معروف قرن نهم هجرى هستند آثار با ارزشى وجود دارد.
در «دارالكتب» مصر خطى ديوان ارزشمندى وجود دارد به نام «فى التصوف». اين كتاب در تاريخ ۸۶۹ هجرى قمرى تحرير شده و به خط «محمود نيشابورى» است». از اين استاد آثار خوشنويسى متعددى در موزه هاى جهان وجود دارد.
«شيخ محمد امامى هروى» از زبردستان در كتابت قرن نهم است كه در دربار «يعقوب» و «رستم» شاه «آق قويونلو» منصب كاتبى داشت.
از اين استاد در «دارالكتب» قاهره كتابى وجود دارد به نام «صد كلام امام على (ع)» به عربى وفارسى كه تمامى اوراق مذهّب آن در جلدى زرين مجلد شده و تحرير آن مربوط است به سنه ۸۹۳ هجرى قمرى.
بوستان سعدى به خط سلطانعلى كاتب
در «دارالكتب» مصر نسخه اى از بوستان سعدى نگهدارى مى شود كه در زمره برجسته ترين آثار مذهّبان و نقاشان ايرانى عصر تيمورى است. اين نسخه خطى ۱۱۰ صفحه دارد، جلدش چرمى است با خطوط زرين. اين كتاب به نام «سلطان حسين ، بايتراى گوركانى» است و بعدها شاه عباس صفوى نيز آن را با مهر خود ممهور كرده است. «سلطانعلى كاتب مشهدى» از مشهورترين خوشنويسان خطه ايران در اواخر عصر تيمورى است، وى تا سال ۹۲۶ هجرى قمرى در قيد حيات بوده است. دقت در شناسايى نسخه نشان مى دهد كه پس از پايان يافتن كتابت و تذهيب، آن نسخه را به «كمال الدين بهزاد» چهره برجسته نقش و نگار مينياتور ايران سپرده اند تا او نيز با نقاشى چند صفحه به غناى هنرى آن بيفزايد.
آثار خوشنويسان قرن دهم هجرى در مصر
«سلطان محمد خندان» از شاگردان ممتاز «سلطانعلى كاتب مشهدى» است كه از او در موزه هاى مصر فقط يك اثر وجود دارد. تسلط او بر هنر قطعه نويسى مورد تأييد اكثر تذكره نويسان است.
«محمدرضا امامى» از «ثلث» نگاران مشهور عصر صفوى است كه كتيبه هاى مقبره شاه عباس دوم و مسجد شاه اصفهان و مدرسه چهارباغ از آثار اوست. از اين هنرمند يك اثر نفيس در«دارالكتب» مصر وجود دارد. اين اثر كليات سعدى به خط نستعليق است كه تمامى صفحات آن مذهب است و سرفصل ها زرين.
آثار ميرعلى هروى
«ميرعلى هروى» از مشهورترين خوشنويسان قرن دهم هجرى قمرى است. تذكره نويسان در مقام و منزلت او گفته اند كه او در خط اعجوبه زمان بود و عموماً اتفاق نظر دارند كه از آغاز وضع خط نستعليق تا زمان «ميرعماد» هيچيك از خوشنويسان شايسته برابرى و هم سرى با «ميرعلى» نيستند.
از اين هنرمند نامى در موزه هاى مصر رقعه ها و قطعات زيادى وجوددارد ولى يك اثر او كه بسيار ممتاز است عبارت است از كتاب «صفات العاشقين» كه صفحه اول اين كتاب مذهب و مرصع است.
و حواشى كتاب مذهّب و زرافشان بينِ سطور طلااندازى است. محتوى دو تصوير بسيار ظريف: «مجلس مصاحبت امير با درويش» و «شكارگاه امير» جالب و تماشايى است و درديگر صفحات تصاوير حيوانات، گلها و درختان است.
اثر ديگر «بوستان سعدى» است و مرقعاتى مشتمل بر كتابت احاديث نبوى و ديگر كتاب «حديقه السعداء» ترجمه تركى «روضة الشهداء» و آثارديگرى از خوشنويسان مشهور كه براى شاه عباس صفوى تجليد و به آن پادشاه پيشكش شده است.
آثار خواجه محمود شهابى
«محمودبن اسحاق سياوشانى هروى» شاگرد «ميرعلى هروى» بود كه براثر كوشايى و استعداد ذاتى به مقامى در خشونويسى رسيد كه استاد اعتراف كرد و گفت: «شاگردى بهتر از خود به هم رسانيده ام»
وى در دربار شاه طهماسب صفوى چنان شد كه نوشته اند: «در عصر شاه طهماسب، نستعليق را به اندام مولانا محمود كسى ننوشت.»
در «دارالكتب مصر» نسخه اى از كتاب «سبحه الابرار» نورالدين جامى به خط نستعليق «محمود شهابى» و جود دارد و نسخه اى ازگلستان سعدى كه محمود شهابى آن را درتاريخ ۹۷۶ هجرى قمرى كتابت كرده است.
آثار شاه محمود نيشابورى
شاه محمود نيشابورى از خوشنويسان مشهور قرن دهم هجرى است. آنچه از اين استاد در موزه هاى مصر وجوددارد با مقايسه با آثار موجود در ايران، تركيه، بريتانيا و لنينگراد نمونه هاى منحصر به فردى به شمار مى آيند.
آثار محمدحسين تبريزى
محمدحسين تبريزى در زمان شاه «اسماعيل دوم» كتيبه نويس عمارات دولتى بود. از اين استاد در «دارالكتب» قاهره، آثار گرانبهايى وجوددارد. «محمدحسين تبريزى» استاد خوشنويسان بنامى چون: «ميرعماد»، «عليرضا عباسى» و «محمدرضا تبريزى» بود.
آثار ميرعماد حسنى
در موزه هاى مختلف مصر از «ميرعماد حسنى» آثار اعجاب انگيزى وجوددارد كه درگذشته زينت بخش كاخ هاموزه هاى سلطنتى و كتابخانه هاى بزرگان علم و هنر مصر بوده است. ازجمله: مجموعه اشعار فارسى در كتابى به نام «ادب فارسى طلعت» - «مناجات نامه خواجه عبدالله انصارى» - «تصرف فارسى طلعت» و مرقعاتى به نام شاه عباس صفوى. «ميرعماد» سرآمد خوشنويسان نستعليق ايران است كه شيوايى و پختگى خط اش شهرت جهانگير دارد و آوازه اش در تاريخ هنر شرق اسلامى جاودانه است.
وى در سال ۹۶۱ هجرى قمرى متولدشد و در دربار شاه عباس مقرب درگاه بود. اما براثر سوءتفاهمى ناشى از حسادات اقران در تاريخ ۱۰۲۴ هجرى قمرى كشته شد.
آثار ابوالبقاء موسوى
ابوالبقاء موسوى درويشى غنى الطبع و خوشنويسى مشهور بود از اين خوشنويس معروف نيز در موزه هاى مصر آثار ارزشمندى وجوددارد.
آثار ديگر
آثارديگر خوشنويسان مشهور ايرانى كه در مصر وجودداردبه شرح زير است:
آثار «درويش عبدى»: او اول كسى است از خطاطان ايرانى كه خط نستعليق را به دربار «سلطان مراد چهارم عثمانى» برد و از حمايت خاص «محمدپاشا» صدر اعظم عثمانى بهره مند شد.«درويش عبدى» به سلك دراويش مولويه درآمد و به سال ۱۰۵۷ هجرى قمرى درگذشت.
از اين استاد در «دارالكتب» قاهره، يك قطعه نفيس وجوددارد.
محمد امين حسينى ترمذى _ متوفى به سال ۱۰۰۰ هجرى قمرى. از اين هنرمند آثارى در «مُتحًفُ المًفيل» قاهره وجوددارد.
محمدحسين كشميرى: وى از خطاطان بزرگ ايرانى هند است كه در دربار«اكبرشاه» و «جهانگير» پادشاهان سلسله تيمورى هندوستان خدمت مى كرد. از اين هنرمند نيز آثار با ارزشى در «دارالكتب مصر» وجوددارد.
علاوه بر بزرگانى كه از آنها ياد كرديم از هنرمندانى چون، «محمدامين حسينى ترمذى» و «محمدحسين كشميرى» و «عبدالله حسينى» و «هدايت الله زرين قلم» و «قاسم آقا تبريزى» آثار ارزشمندى وجوددارد كه روزگارى اين آثار هنرى زينت بخش كاخها و كتابخانه ها و خانه هاى شاهان و رجال مصرى بود.
ادامه دارد