دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۵ - ۱۹ ذيقعده ۱۴۲۷
Mon, Dec 11, 2006
مهرگان
۳۵۲۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
سياست
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
مهرگان
دانش
معما
درباره هادى عالم زاده
تاريخ نگارى در اسلام
هادى عالم زاده، متولد ۱۳۱۶ اراك
266826.jpg
اخذ مدرك كارشناسى در رشته فرهنگ و تمدن اسلامى از دانشگاه تهران ۱۳۳۹. دريافت  كارشناسى در رشته ادبيات فارسى از دانشگاه تهران ۱۳۴۲. اخذ كارشناسى ارشد در رشته فلسفه و علوم تربيتى از دانشسراى عالى تهران ۱۳۴۲. دريافت دكتراى تخصصى در رشته فرهنگ و تمدن اسلامى از دانشگاه تهران ۱۳۵۵. دبير، رئيس دبستان و دبيرستان و كارشناس ارشد آموزشى: وزارت آموزش و پرورش (۱۳۵۳-۱۳۳۵). استاديار و مديرگروه آموزشى فرهنگ و تمدن اسلامى: دانشگاه فردوسى مشهد (۱۳۶۲-۱۳۵۳).سردبير روزنامه خراسان در مشهد (۱۳۶۰-۱۳۵۸). استاديار، دانشيار، استاد و مديرگروه آموزشى فرهنگ و تمدن اسلامى: دانشگاه تهران (۱۳۶۲- تا امروز). سردبير مجله علمى پژوهشى مقاله ها و بررسى ها در دانشگاه تهران (۱۳۷۹-۱۳۷۴). مديرگروه پژوهشى ادبيات در جهان اسلام و ويراستار محور اول دايرة المعارف بزرگ اسلامى (۱۳۷۴-۱۳۶۴). مديرگروه پژوهشى الهيات و معارف اسلامى در سازمان سمت (۱۳۷۸-۱۳۷۵). مديرگروه پژوهشى فرهنگ و تمدن در دانشنامه جهان اسلام (بنياد دايرة  المعارف اسلامى) (۱۳۸۲-۱۳۷۵). مديرگروه تاريخ و رئيس دانشكده ادبيات و الهيات در دانشگاه الزهراء
(۱۳۸۱-۱۳۷۷). استاد و عضو شوراى تخصصى گروه تاريخ در دانشگاه تربيت مدرس (۱۳۸۱-۱۳۷۵).
عضو هيأت تحريريه مجله بين المللى علوم انسانى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى (۱۳۸۱-۱۳۷۸).
عضو كميته داورى جايزه كتاب سال (در رشته تاريخ) وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى  (از آغاز تا امروز). عضو كميته داوران انتخاب مجله هاى نمونه دانشگاه تهران (۱۳۷۸- تا امروز). عضو كميته برنامه ريزى الهيات و معارف اسلامى در شوراى عالى برنامه ريزى وزارت علوم، تحقيقات و فناورى و شوراى انقلاب فرهنگى (۱۳۸۰-۱۳۶۸). رئيس پژوهشكده تاريخ علم (دانشگاه تهران) (۱۳۸۰- تا امروز). مدير مسئول و سردبير مجله تاريخ علم (۱۳۸۲- تا امروز). نگارش بيش از ۱۵ مقاله علمى پژوهشى و علمى ترويجى در مجلات علمى پژوهشى دانشگاه ها. نگارش بيش از ۳۰ مقاله علمى پژوهشى در دايرة  المعارف بزرگ اسلامى، دانشنامه جهان اسلام، دانشنامه شبه قاره هند. ويرايش محتوايى و فنى و ادبى كتاب دين و دولت در عهد مغول از انتشارات مركز نشر دانشگاهى
(در ۳ جلد). ويرايش محتوايى و فنى و ادبى شرح احوال و تحقيق در آثار عماد كرمانى و چند كتاب ديگر. راهنمايى و مشاوره بيش از ۲۰ رساله دكترى در دانشگاه تهران و تربيت مدرس. راهنمايى و مشاوره بيش از ۴۰ پايان نامه كارشناسى ارشد در دانشگاه تهران و تربيت مدرس و شهيد بهشتى . برخى از آثار او عبارت اند از:تاج المصادر بيهقى (تصحيح، تحقيق و تحشيه)، دو جلد، پژوهشگاه علوم انسانى. اصناف در عصر عباسى  (ترجمه از عربى)، يك جلد، مركز نشر دانشگاهى.تاريخ نگارى در اسلام (تأليف به فارسى)، يك جلد، سازمان كتب درسى.

«آيا نخستين تواريخ اسلامى صرفاً به وصف و نقل وقايع محرم سال ۶۱ پرداخته اند، يا گونه اى از رويكرد تحليلى نيز در آن به چشم مى خورد؟ وقتى سخن از نخستين تواريخ اسلامى به ميان مى آيد، ذهن آشنايان به تاريخ «تاريخ نگارى اسلامى» و به تعبير اروپاييان History of Muslim Historiography بيشتر متوجه كتاب هايى مى شود كه غالباً نام تاريخ برخود دارند و كم و بيش بر پايه يك روش و نظم منطقى در ارائه گزارش هاى مربوط به رويدادهاى سياسى تدوين شده اند و در عين حال از جامعيتى نسبى در تنوع اخبار تاريخى برخوردارند تا آنجا كه در زمره تواريخى شمرده شده اند كه عنوان تاريخ عمومى دارند: همانند «تاريخ يعقوبى»، «الاخبار الطوال» ابوحنيفه دينورى و «تاريخ الرسل و الملوك» طبرى كه هر سه از تأليفات سده سوم هجرى و پس از آن «مروج الذهب» و التنبيه و الاشراف» مسعودى كه از آثار نيمه اول سده چهارم هستند.هر چند نمى توان
( با توجه به مفهوم عام تاريخ) كتابهايى مانند «الطبقات الكبرى» ابن سعد، «مغازى» واقدى، «المحبر»، «الامامه و السياسه» ابن قتيبه و حتى كتاب هاى سيره را از زمره كتابهاى تاريخى به حساب نياورد.به هر حال، مراد از نخستين كتاب هاى تاريخى هر چه باشد، پاسخ اين است كه تاريخ تحليلى به مفهومى كه امروز ما از آن در مى يابيم، قبل از سده چهارم هجرى در تاريخ نگارى اسلامى جايى ندارد.تقريباً همه تواريخى كه از آنها نام برديم- جز آثار مسعودى كه درباره آنها نظراتى وجود دارد- چيزى به مفهوم تحليل تاريخى در آنها ملاحظه نمى شود.روش متبع و معمول در غالب اين تواريخ، جز «تاريخ يعقوبى»، «الاخبار الطوال» و تأليفات مسعودى، همان است كه به روش روايى شهرت دارد و آن عبارت است از نقل بى كم و افزون روايت و خبر مسموع يا مكتوب، با ذكر كامل يا ناقص سلسله راويان آنها، تا ذكر شاهد اصلى واقعه يعنى منبع نخستين و گاه فقط ذكر نام منبع نخستين. هر چند در همين سده سوم، برخى از مورخان مانند يعقوبى، دينورى، بلاذرى و بعدها ديگرانى چون مسعودى و ابن اثير و ...به روشى تازه روى آوردند كه به روش تركيبى شهرت يافته است و آن ارائه گزارش يك رويداد تاريخى بر پايه مقايسه و تركيب چند روايت مختلف به نقل از چند زنجيره راويان است.در واقع، مورخ در اين روش از طريق مقايسه گزارش ها و گزينش مستدل، به تأليف و تدوين و خلق گزارشى تازه و مركب از گزارش هاى موجود مى پردازد.اعمال اين روش در تاريخ نگارى اسلامى چنان با اهميت شمرده شده كه آن را شاخصه تفكيك كتابهاى «تاريخ» از كتابهاى حاوى مواد تاريخى دانسته اند و به عبارت ديگر، تنها مؤلفان اين نوع كتاب ها را شايسته نام و عنوان مورخ مى دانند؛ زيرا تنها اين مؤلفان اند كه با احاطه بر اخبار تاريخى و آگاهى از موضوع تحقيق و هدف خود راه رسيدن به واقعيت رويداد و بازآفرينى گذشته را هموار مى سازند.با اين همه، اين مورخان با آن چه مراد و مقصود اين پرسش است، يعنى «رويكرد تحليلى» فاصله بسيار دارند و شايد در اين كتابها جز در مواردى بسيار نادر، به چيزى كه بتوان نام تحليل و تبيين تاريخى بدان داد، برنخوريم؛ هر چند برخى از محققان گفته اند كه مقايسه، گزينش، جمع آورى و تدوين تازه روايات و عرضه گزارشى پيوسته و منسجم درباره يك رويداد- كه معمولاً اعمال مى شود- خود بخشى از آن چيزى است كه در تحليل يك رويداد تاريخى ضرورى است و در واقع مقدمه تاريخ تحليلى است. توجه و رويكرد به تحليل تاريخى در جهان اسلام، از سده چهارم هجرى به بعد و در آثار مسعودى، ابوريحان بيرونى و به طور مشخص در كتاب «تجارب الامم» ابوعلى مسكويه رازى (۴۲۱- ۳۲۰) ظاهر مى شود.مسكويه صريحاً از علل رويدادها و پديده هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى چون ويرانى شهرها، فساد، شورش و آشوب ها سخن مى گويد.ابوالفضل بيهقى (۴۷۰م) و ابوريحان بيرونى (۴۴۰م) نيز در آثار تاريخى خود نظير «آثار الباقيه» و «ماللهند» به آن چه بدان تحليل تاريخى مى گوييم، پرداخته اند. اما نكته مهم و قابل ذكر اين كه حتى ابوعلى مسكويه هم در ذكر حوادث كربلا هيچ تحليلى بر آن چه از ديگران، با حذف و تلخيص نقل كرده، نيفزوده است.اين نكته از مقايسه اى كه ميان «تجارب الامم» (در اخبار مربوط به عاشورا) با «مقتل الحسين (ع)» ابومخنف توسط نگارنده به عمل آمد، آشكار شد.» ۱
اين عبارات را استاد كهنه كارتاريخ اسلام هادى عالم زاده در مقاله اى با عنوان بررسى پيشينه تاريخ نگارى عاشورا نگاشته و دغدغه هاى اسنادى- استنادى اش را در ارتباط با تاريخ نگارى اسلامى مطرح كرده است. براستى كه او يكى از چهره هاى شاخص تاريخ نگارى اسلامى در دوره معاصر ماست. هادى عالم زاده متولد ۱۳۱۶ اراك است.پس از پايان تحصيلات متوسطه به دانشگاه تهران راه يافت تا در رشته فرهنگ و تمدن اسلامى ادامه تحصيل دهد.بعد از دريافت كارشناسى،عالم زاده كه در دوران تحصيل علاقه مند به ادبيات فارسى نيز شده بود،رشته ادبيات فارسى را نيز تا گرفتن درجه ليسانس از دانشگاه تهران ادامه داد و همزمان دوره فوق ليسانس در رشته فلسفه و علوم تربيتى را در دانشسراى عالى تهران به پايان برد. او با چند سال تأخير، دكتراى تخصصى اش را در رشته فرهنگ و تمدن اسلامى از دانشگاه تهران گرفت.در خلال اين سالها و قبل از دريافت دكترا، وى دبير، رئيس دبستان و دبيرستان و كارشناس ارشد آموزشى وزارت آموزش و پرورش بوده است.پس از گرفتن مدرك دكترا، عالم زاده به مشهد رفت تا با عنوان استاديار و مديرگروه آموزشى فرهنگ و تمدن اسلامى دردانشگاه فردوسى مشهد به تدريس بپردازد.او بعد از انقلاب ،مدتى سردبير روزنامه خراسان در مشهد شد و در اوايل دهه ۶۰ پس از بازگشت به تهران،ابتدا با عنوان استاديار سپس با عنوان هاى دانشيار و استاد تمام در دانشگاه تهران به تدريس پرداخت .وى در طول اين سالها مديرگروه آموزشى فرهنگ و تمدن اسلامى نيز بوده است.
عالم زاده همچنين سردبير مجله علمى پژوهشى مقالات و بررسيها در دانشگاه تهران را در يك دوره زمانى برعهده داشته است. او بيرون از محيط دانشگاه نيز همواره مورد توجه محافل علمى و تخصصى تاريخ نگارى قرار داشته است.عالم زاده به مدت ۱۰ سال مديرگروه پژوهشى ادبيات در جهان اسلام و ويراستار محور اول دايرة المعارف بزرگ اسلامى بود و پس از آن مدير پژوهشى فرهنگ و تمدن دايره المعارف شد. وى همچنين مديريت گروه پژوهشى الهيات و معارف اسلامى در سازمان سمت را مدتى بر عهده داشت. عالم زاده مديرگروه تاريخ و رئيس دانشكده ادبيات و الهيأت در دانشگاه الزهرا نيز بوده و در دانشگاه تربيت مدرس با عنوان عضو شوراى تخصصى گروه تاريخ درس داده است.
وى پنج سال پس از تأسيس پژوهشكده تاريخ علم دانشگاه تهران، در سال ۸۰ رئيس پژوهشكده تاريخ علم شد.هدف اصلى اين پژوهشكده پژوهش و آموزش در زمينه تاريخ علوم در دوره اسلامى است.چهار گروه پژوهشى - آموزشى شامل تاريخ رياضى، تاريخ نجوم، تاريخ پزشكى و داروسازى و تاريخ فيزيك و فناورى گروه هاى مصوب اين مركز است.همچنين شوراى پژوهشى ۹ نفره آن مركب از استادان ۳ دانشكده الهيات و معارف اسلامى، ادبيات و علوم انسانى و علوم براى سياست گذارى و پيشبرد برنامه ها تعيين شده است، برگزارى همايش بين المللى تاريخ رياضيات، بزرگداشت علامه عبدالعلى بيرجندى با همكارى دانشگاه بيرجند و چند مركز ديگر و برگزارى چند سخنرانى علمى در پژوهشكده از اهم فعاليت هاى پژوهشى اين مركز در دوره عالم زاده است.انتشار مجله تاريخ علم نيز با مدير مسئولى و سردبيرى او از ديگر فعاليت هاى پژوهشكده تاريخ علم دانشگاه تهران به حساب مى آيد.عالم زاده بيش از ۱۵ مقاله علمى پژوهشى و علمى ترويجى در مجلات علمى پژوهشى دانشگاه ها نگاشته كه برخى از آنها در مجله تاريخ علم به چاپ رسيده است.«علم فراست در منابع اسلامى» عنوان يكى از اين مقاله ها است كه دكتر هادى عالم زاده با همكارى مريم معينى نگاشته است . پى  بردن به اخلاق و شخصيت آدمى از طريق مشاهده ظواهر جسمانى او، موضوع علم فراست يا دانش قيافه شناسى است كه گروهى از متقدّمان و متأخران درباره آن سخن گفته اند؛ از جمله بقراط در سده  قبل از ميلاد به اين موضوع توجه كرده است.اما تا پيش از ارسطو، فراست علمى مستقل و شناخته شده نبود.در منابع اسلامى، از افليمون يونانى به عنوان صاحب نظر در علم فراست نام برده اند.علم فراست از طريق ترجمه منابع يونانى، به ويژه كتاب هاى طبى، وارد جهان اسلام گرديد و دانشمندانى چون رازى، ابن سينا، ابن رشد و جز اينان در اين باب به بحث پرداختند و برخى از آنان نيز رساله ها و كتاب هايى مستقل در اين موضوع تأليف كردند.«رساله فى الفراسه» فخر الدين رازى يكى از اين آثار است كه لطف الله عزيز هروى (سده هفتم قمرى) آن را به فارسى ترجمه كرده است.
266832.jpg
عالم زاده تأليف بيش از ۳۰ مدخل پژوهشى را در دايرة المعارف بزرگ اسلامى، دانشنامه جهان اسلام و دانشنامه شبه قاره هند نيز برعهده داشته است. وى در كنار تدريس دائمى و مشغوليت هاى اجرايى و نيز نگارش مقالات پژوهشى،به تأليف و ترجمه چند اثر مهم در حوزه تاريخ اسلام نيز پرداخته است كه از آن جمله است: «تاج المصادر» بيهقى با تصحيح، تحقيق و تحشيه او كه در دو جلد توسط پژوهشگاه علوم انسانى منتشر شده و يا ترجمه «اصناف در عصر عباسى» .اما اثر بسيار مهم و ارزنده عالم زاده كه با همكارى سيد صادق سجادى نگاشته شد،همانا كتاب «تاريخ نگارى در اسلام» است.
اين كتاب در سال ۱۳۷۵ به همت سازمان مطالعه و تدوين كتاب درسى دانشگاهى (سمت) منتشر شده است. كتاب در ۱۶۰ صفحه با شش فصل و يك كتابشناسى تنظيم شده است.نويسندگان در پيش گفتار دلايل تأليف اين كتاب را «وجود نكته هاى ناگفته بسيار در تاريخ نگارى اسلامى، جوان بودن اين رشته، انجام نشدن هيچ تحقيق جدى و دقيق در اين باره در زبان فارسى و دشواريهاى پيش روى استادان و مدرسان و بويژه دانشجويان به خاطر فقدان متن درسى» بر شمرده اند.نويسندگان همچنين از «يك سال تحقيق و تتبع»، «استفاده از مهم ترين و معتبرترين منابع اصيل تاريخ اسلام و تحقيقات جديد محققان مسلمان و خاور شناسان»، «تطابق كتاب با سر فصلهاى مصوب» و «زبان درخور مقصود» به عنوان مهم ترين ويژگى هاى كتاب «تاريخ نگارى در اسلام» به عنوان كتابى درسى ياد كرده اند.
در انتهاى مقدمه موجز كتاب، به گستره موضوعى آن اشاره شده و «تحقيق در تعاريف، انگيزه ها، فوايد، اهداف، منشأ تاريخ نگارى، روشها، مكاتب، شيوه هاى تدوين و تنظيم تاريخ و انواع تاريخ نگارى اسلامى» به عنوان موضوعات اصلى مورد بحث مطرح شده است . فصل اول به بيان كلياتى در باب تاريخ و تاريخ نگارى اسلامى اختصاص دارد.در بخش اول اين فصل، با اختصار و دقت، منابع اوليه تاريخى، معاجم لغوى و سپس كتاب هاى متأخرين اعم از شرق شناسان غيرمسلمان و محققان مسلمان مورد بررسى قرار گرفته و منشأ، معانى لغوى و اصطلاحى واژه و مفهوم «تاريخ» تشريح شده است.بخش دوم اين فصل به تاريخ نگارى اسلامى پرداخته است. نويسندگان كتاب ياد شده معتقدند تاريخ نگارى اسلامى كه از قرن دوم هجرى آغاز شد، ادامه سنت نقل اخبار و قابل مقايسه با مفهوم امروزى «تك نگارى تاريخى» است.آنان قرآن كريم ، حديث، سنت هاى تاريخ نگارى مناطق فتح شده، تشكيل دولت اسلامى، كشمكش هاى سياسى، دسته بندى هاى نژادى و مسائل مربوط به امامت و خلافت را از زمينه هاى پيدايش و رشد تاريخ نگارى اسلامى مى دانند.در بخش بعد، هدف و فايده تاريخ نگارى با استناد به ديدگاه هاى مورخان برجسته اى چون طبرى، ابن قتيبه، دينورى، مسكويه، خطيب بغدادى، ابن اثير، مسعودى، ابن جوزى و سخاوى و اهداف هر يك را از نگارش تاريخ بر شمرده شده است. در بخش آخر فصل اول، جايگاه تاريخ در طبقه بندى علوم نزد مسلمانان مورد بحث قرار گرفته است.در اين بخش، به ديدگاه هاى ابو عبدالله محمد خوارزمى، ابن حزم، فخر رازى، اخوان الصفا، قطب الدين شيرازى، ابن خلدون، آملى و طاش كوپرى زاده استناد شده است. فصل دوم به منشأ تاريخ نگارى اسلامى اختصاص دارد.در اين فصل، شش منشأ براى تاريخ نگارى اسلامى بر شمرده شده و هر يك از ميراث هاى عربى، ايرانى، يونانى، يهودى، مسيحى و اسلامى (قرآن و سنت) تاريخ نگارى به ايجاز مورد بررسى قرار گرفته و منابع تاريخى اين آثار به اجمال معرفى شده است. «روش ها و مكاتب تاريخ نگارى» عنوان فصل سوم است.در اين فصل، سه روش روايى، تركيبى و تحليلى تحت عنوان مكاتب تاريخ نگارى، مكاتب مدينه (شامل شش راوى اخبارى)، عراق (شامل هشت راوى اخبارى)، ايران، شام و اندلس مورد بحث نسبتاً تفصيلى قرار گرفته و كتابها و مورخان هر مكتب معرفى شده اند. فصل چهارم به بيان شيوه هاى تدوين و تنظيم در تاريخ نگارى اسلامى اختصاص يافته است.شيوه تنظيم مواد تاريخ به لحاظ موضوع، زمان و مكان و اشكالى مانند حديثى - تاريخى، دودمانى، تنظيم بر حسب طبقات، رعايت تسلسل زمانى با شيوه سالشمارى، تبارشناختى و فرهنگنامه اى در اين فصل طرح و در هر شيوه نويسندگان و كتابهاى آنان معرفى شده است. فصل پنجم گستره تاريخ نگارى در سرزمينهاى اسلامى را به بحث گذارده و پنج حوزه مغرب و اندلس، مصر و شام، ايران، شبه قاره هند و عصر امپراتورى عثمانى در آن به تفكيك مورد اشاره قرار گرفته است. فصل ششم به بيان انواع تاريخ نگارى اسلامى اختصاص دارد و از شيوه ها و گونه هاى مختلف از جمله سير و مغارى، مقاتل و فتن و حروب، خراج و فتوح، تواريخ عمومى، تواريخ دودمانى، تواريخ محلى، انساب، طبقات، وزارت و ديوانسالارى فرهنگنامه هاى تاريخ و فرق و مذاهب ياد كرده است و در هر گونه نمونه هايى از مهم ترين كتاب هاى تاريخى معرفى شده است. در پايان، منابع و كتابشناسى شامل كتابهاى عربى، فارسى و لاتين به ترتيب الفبايى نام نويسندگان درج شده است. كتاب اگرچه نسبتاً كم حجم است، اما بسيار اطلاع رسان (Informative) تنطيم شده و در فصول متعدد، ابعاد مختلف تاريخ نگارى اسلامى را تشريح كرده است.اين اثر براى دانشجويان دوره كارشناسى يك كتاب آموزشى و براى ديگران يك مرجع دستى
(Hand Book) به شمار مى آيد.۲ هادى عالم زاده از چهره هاى سختكوش تاريخ نگارى، به ويژه تاريخ نگارى اسلامى است.او همچنان كه منبع شفاهى مهمى براى دانشجويان و مخاطبان تاريخ اسلام است،الگوى مناسبى براى جوانان جوياى دانش تاريخ نگارى، به خصوص در حوزه تاريخ اسلام به حساب مى آيد.برايش آرزوى سلامتى و طول عمر داريم.
پى نوشت ها:
۱- همشهرى (دوشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۸۳)
۲- پايگاه دانشگاه امام صادق،حسام الدين آشنا.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   سياست   |   اقتصاد   | 
|   اجتماعى   |   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   | 
|   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   مهرگان   |   دانش   | 
|   معما   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |