|
حرف اول در حاشيه مصوبه اخير دولت در مازندران
|
|
|
|
|
|
|
|
در حاشيه آلودگى تالاب انزلى
|
|
|
|
|
|
روى آسمان حساب نكن
|
|
|
|
|
حرف اول در حاشيه مصوبه اخير دولت در مازندران
سواحل ملى دريا رؤيايى هميشگى!
|
|
|
در سال هاى گذشته، به دليل ساخت وسازهاى غيرمجاز و مجازى كه در حاشيه درياى خزر صورت گرفته، شاهد تملك خصوصى زمين ها و اراضى توسط افراد و بخش هاى دولتى بوديم كه عنوان اموال عمومى كشور را به دوش مى كشيدند. اشخاص حقيقى و حقوقى و ادارات دولتى هريك در اين ميان سهمى داشتند و همچنان دارند. با توجه به سفر استانى دولت به مازندران و سخنان رئيس جمهورى در اين نشست و عنوان شدن امكان استفاده از سواحل درياى خزر براى همه مردم از طريق آزاد كردن حريم دريا، اميد مى رود با تلاش هاى دولت، در جهت اجرايى شدن اين مصوبات، ما شاهد سواحل ملى به معناى واقعى براى تمام مردم ايران باشيم . اين گزارش حاكى است ، برخى سازمانها و نهادهاى دولتى با استقبال از تصميم رئيس جمهور مبنى بر لزوم آزادسازى حريم دريا به رفع تصرف از حريم دريا براى افزايش امكان و استفاده از سواحل اقدام كردند. «محسن زارعى» فرماندار شهرستان سارى در اين باره گفت: طبق برنامه چهارم توسعه سازمانها و نهادهاى دولتى مشمول آزادسازى ۶۰ متر از نوار ساحلى هستند كه بعضاً به طور خصوصى به تصرف درآورده اند. وى به نقل از وزير مسكن و شهرسازى گفت: سواحل بايد طورى آزادسازى شود كه اگر فردى بخواهد از آستارا تا ساحل گرگان را پياده طى كند بدون هيچ مانعى بتواند حركت كند. زارعى به عنوان مجرى اين برنامه اظهار داشت: زمينهايى كه ساليان گذشته تحويل مراكز دولتى شده اند مانند سواحل شهرستان سارى در فرح آباد (از گوهر باران تا جويباران) حدود ۲۰ كيلومتر نيز هستند مقرر شده در هر ۲ كيلومتر جاده اى براى دسترسى مردم عادى و گردشگران به ساحل به عرض ۳۰ متر باز گذاشته شود تا بتوانند به آسانى از اين مسير تردد كنند. صفحه «محيط زيست» در هفته هاى آينده گزارش هاى مفصل ترى از پيگيرى اين مصوبه مهم دولت و موانع تحقق و اجراى آن منتشر خواهد كرد
|
|
|
|
|
تصحيح و پوزش
در مطلب هفته گذشته «كوهستان منتظر... چه كرده ايم» عنوان خانم «عطرى»، «مديريت دفتر كوهستان» درج شده بود كه «دبير كميته فرعى توسعه پايدار كوهستان» و كارشناس كوهستان دفتر زيستگاه ها و امور مناطق سازمان حفاظت محيط زيست صحيح است.
|
|
|
|
|
رابطه انسان وطبيعت درگذرثانيه هاى عمر بشر
|
|
|
انسان از آغاز خلقت با طبيعت درتماس بوده است و در دوران هاى مختلف از آن ترسيده، با او همراه بوده و گاهى هم دست دوستى با آن داده و گاه هم بر آن غلبه كرده است. هيچ كتاب مدونى درباره «ارتباط انسان و طبيعت» موجودنيست، اما در هريك از دو موضوع انسان و طبيعت، كتاب هاى بسيار و بحث هاى فراوانى بوده است. اين مقاله از «ارتباط بين انسان و طبيعت» بحث مى كند. انسان در سال ۱۹۲۷ در دهكده چوكوتين - در ۵۰ كيلومترى جنوب پكن - باقى مانده هاى انسانى همراه سنگواره هاى ديگر جانوران پيداشد. ديويد سن بلاك دانشمند كانادايى در سال ۱۹۲۷ نام آن را سنيانتروپوس پكينزيس يا انسان پكن (Sinanthropus Pekinesis) گذاشت. در همين زمان انسان هاى ديگرى در اروپا و آفريقا زندگى مى كردند. در سال ۱۹۰۷ يكى از دانشمندان دانشگاه هايدلبرگ سنگواره ۳۵ نوع از بى مهر گان و مهره داران و سنگواره انسان هايدلبرگ را پيداكرد. در دوره يخبندان انسان هاى نئاندرتال (Neandertal) در اروپا زندگى مى كردند. آنان زندگى سختى داشتند. با خطر و بيمارى هاى زيادى روبه رو شدند. غارها آنان را از آب و هواى سرد و يخچال هاى بزرگ حفظ مى كرد. از نظر ابن سينا انسان بين عالم محسوسات و مجردات قرار گرفته است. با حواس خارجى، او صور عالم خارج را درك مى كند و بالاخره از محسوسات نيز گذشته و به مرحله تعقل و استدلال مى رسد. طبيعت به طبيعت از دو منظر مى توان نگريست. منظر دين يا هنر و منظر علم وفناورى. روزگار پيش از مدرن هنگام غلبه نگاه از منظر دين يا هنر و روزگار مدرن هنگام غلبه نگاه از نظر علم وفناورى. از نگرش امروزى به عالم، طبيعت را از ماوراى طبيعت جدا مى كنند، يكى را كاملاً مادى مى شمارند و ديگرى را كاملاً روحانى و معنوى. يونانيان باستان طبيعت را «فوسيس» (physis) مى خوانند كه با واژه يونانى «فانيستا» (Phainesthai)، به معنى ظهور و درخشش و تابش و «فائوس» (Phaos) به معناى نور، و فاينومنون (Phainomenon) - اين واژه با واژه انگليسى Phantom، Photo و واژه فارسى «فانوس» هم ريشه است - يعنى پديدار، هم ريشه است. در نظر يونانيان، فوسيس حقيقتى است كه از خود برمى دمد، چهره مى نمايد ، هرچه را هست به ظهور مى رساند. معناى طبيعت (فوسيس) در نزد يونانيان چندان گسترده است كه وجود و حقيقت (Aletheia) و از آن بالاتر، خدايان را دربر مى گيرد. در تلقى دينى از طبيعت كه همان تلقى عرفانى يا هنرى است، همه جهان اعم از طبيعت، ماوراى طبيعت و عالم غيب و عالم شهادت، پرتو ذات الهى است. اين تلقى، كه زمانى تلقى غالب در جهان بود، رفته رفته جاى خود را به تلقى ديگرى داد كه در آن طبيعت نه از آن حيث كه پيوندى با مراتب بالاتر و والاتر هستى دارد. بلكه از آن حيث كه تحت سلطه آدمى قرارگيرد موردتوجه قرارمى گيرد. در دوران جديد، انسان را بنياد همه چيز دانستند و به طبيعت از آن حيث نگريستند كه ابزار آدمى است و اين منظرى است كه درآن به عالم چون موضوع استيلا و بهره بردارى نظر مى كنند. تأثير طبيعت بر روى فيزيك انسان رابطه انسان با محيط زيست وپديده هايى كه در اين باره دخالت دارند، مدام مورد كنجكاوى دانشمندان زيست شناس بوده و تجربه ثابت كرده است كه تأثيرات محيط زيست در عوامل زيستى - مانند قد انسان - انكارناپذير بوده است. پروفسور «ژان هيرنو» (Jean Hiernaux) انسان شناس معروف فرانسوى در مطالعات خود دقيقاً به محيط و رشد و تكامل انسان اشاره كرده و عقيده دارد كه محيط زيست يكى از بهترين عوامل مؤثر در ميزان رشد قد انسان است. نمونه جالب و فوق العاده اى از آن به نمونه هايى از مردان بالغ، سالم و تندرست مربوط مى شود كه در آن پيگمه هاى (Mbuti) مربوط به جنگل استوايى زئير (كنگوى سابق) بين ۱۲۶ تا ۱۵۹ سانتيمتر مى شود. در صورتى كه اين اندازه قد در نزد «نوئر»هاى مربوط به دره نيل عليا در «سودان» از ۱۶۷ تا ۲۰۵ سانتيمتر است كه حد متوسط آن به ۱۸۵ سانتيمتر مى رسد. تأثير انسان برروى طبيعت از آنجا كه انسان هميشه موجودى اجتماعى و به كار گيرنده ابزار بوده است، با كار خود بر طبيعت تأثير گذاشته و به طور مرتب و مستمر آن را از نو ساخته است و با يادگيرى ها كشف هاى تازه، اختراعات ما ايجاد بناها و برنامه ريزى ها موفق شده است طبيعت را در خدمت اراده خود درآورد. ترس از طبيعت در جامعه آن زمان، انسان خود را در برابر نيروهاى ويران كننده طبيعت: مانند سيل، سرما و توفان ناتوان مى ديد و از اين ناتوانى بود كه دين به وجود آمد. مارت (Marett) جامعه شناس اروپايى درباره زندگى انسان هاى اوليه يا نخستين مى گويد: «انسان نمى تواند به دشمنى كه دنبالش مى كند، برسد. او خشمگين مى شود و با چوب به نخستين سنگى كه مى بيند، مى زند. اين كار كه ممكن است بر درخت انجام شود، انسان را كمى آرام مى كند.» مارت مى گويد كه انسان اوليه تحت تأثير احساسات خود كه مهم ترين آنها احساس وحشت است و از اين رهگذر هميشه زيان مى ديد، خيال مى كرد كه اجسام به نيروى مرموزى بستگى دارند. سازش با طبيعت انسان نئاندرتال تا اندازه اى باهوش وبدنش نيز داراى مو بود. به اين ترتيب انسان نئاندرتال بيشتر از پيشينيان خود با تغيير آب و هوا سازش پيدا كرد، زندگى كرد و داراى فرزندان بيشترى شد تا آنجا كه حدس زده مى شود انسان نئاندرتال از آتش استفاده كرده است و به نظر دانشمندان، در عصر يخ اين انسان بهتر از آتش استفاده كرد، او همچنان مى دانست چگونه اسباب و ابزارهايى چون تبرهاى سنگى بسازد. غلبه بر طبيعت كم كم كارهاى ديگرى چون شكار، دامدارى، نخ ريسى، پارچه بافى و... به كارهاى انسان اضافه و بالاخره هنر و علوم پديدار شد. از قبيله ها شاخه گرفت و رشد كرد. يكى از نتايج گسترده بودن طيف غذايى انسان اين بود كه توانست در درازمدت منطقه وسيع ترى از محيط زيست خود را كشف كند. ايجاد فرهنگ به كمك طبيعت انسان شناسان و باستان شناسان، فرهنگ هاى باستانى را به عصرهاى پارينه سنگى، ميانه سنگى، نوسنگى و عصر فلزات تقسيم كرده اند. اين تقسيم بندى به طور عام بر مبناى مواد و مصالح و طرز ساختن و تراشيدن ابزار (فرهنگ مادى) استوار است. انسان علاوه بر اختراع ابزار، زبان، يعنى يكى از شگفت انگيزترين پديده ها را خلق كرد. گوردون چايلر مى گويد: «پس طبيعت به انسان مغزى داده است كه بدان وسيله فرهنگ خود را مى سازد و ديگر انديشه هاى بشرى با مغز وى ارتباط دارند.» به اين ترتيب فرهنگ مادى شكل مى گيرد، زبان ادبيات، فلسفه، سياست، دين و... در زمره فرهنگ هاى غيرمادى جاى مى گيرند. رابطه انسان امروزى با طبيعت درباره خصوصيات اخلاقى و فردى، عالم بشريت در نتيجه تماس و استفاده ازعلوم جديد تغييرات فاحشى پيدا كرد، فكر و قضاوت مردم به هيچ وجه شباهتى با طرز فكر مردمان قديم ندارد. عقل و منطق جديد، اعتقادات مذهبى را با وضع حيرت آورى از بين برد. انسان امروز در اسرار خيره كننده اشعه هاى مجهول فرو رفته ديگر مانند سابق به آنچه كه با چشمان خود مى بيند، توجه نمى كند. او مى داند كه فضاى گيتى لايتناهى است و مدار گردش جهان روى تكنيك و عمل مكانيسم مى گردد و با افسانه هاى ساخته شده، جور در نمى آيد. با آن كه تمدن جديد و علوم و صنايع در تمام شئون زندگى به طور محسوس تأثير كرده و حتى بر نيرومندى بدن و تركيب عضلات و استحكام استخوان بندى بدن تأثيرات بسزايى داشته، ولى با نهايت تأسف مشاهده مى شود، نسل انسانى با اخذ اين علوم عجيب و بى سابقه، به جاى اين كه در مراتب اخلاقى پيشرفت كند، برعكس خوى بربرى و وحشى گرى را در پيش گرفته و از اختراعات و اكتشافات براى نابودى عالم بشريت استفاده مى كند. ۵۰ هزار سال در مقايسه با طول تاريخ زيستى مانند يك ثانيه است، اما در اين چشم به هم زدن زيست شناختى، انسان ها نه فقط چهره زمين را به شدت دگرگون كرده اند، بلكه در حال دگرگونى چهره كرات ديگر منظومه خورشيدى نيز هستند. از جمعيتى شاد حدود ۱۰۰ هزار نفر مجهز به تبر سنگى در ۵۰ هزار سال پيش، امروزه انسان ها با جمعيتى بيش از ۶ ميليارد ، مجهز به بمب هاى هسته اى، راديو، تلويزيون، كامپيوتر وشهرهاى غول پيكر شده اند، بدون كوچكترين تحول ژنتيكى.
|
|
|
|
|
در حاشيه آلودگى تالاب انزلى
آزولا ، آلاينده يا سودمند؟
|
|
|
رؤيا كريمى ريشه واژه آزولا كلمه اى است يونانى به معنى «در خشكى مردن». موطن اصلى اين سرخس را آمريكاى شمالى مى دانند. اين سرخس براى نخستين بار در سال ۱۷۸۳ ميلادى توسط لامارك شناسايى شد و تاكنون هفت گونه از اين گياه به ثبت رسيده كه در آسيا، آمريكا، اروپا، آفريقا و استراليا گسترش پيدا كرده اند. آزولا نوعى سرخس آبزى از خانواده Azollaceae است. تاريخچه پيدايش آزولا در روى كره زمين به يكى از مراحل دوره سنوزوئيك و عصر پلى استوسين يعنى بيش از ۲ ميليون سال قبل بر مى گردد. ليكن بسيارى از گونه هاى آن منقرض شده و در حال حاضر شش گونه ديگر از آزولا در دنيا وجود دارد. آزولا به طريق جنسى و رويشى تكثير مى يابد. آزولا در رودخانه هاى كم شيب، درياچه ها، باتلاق ها، نهرها، آبگيرها و شاليزارها به فراوانى ديده مى شود. همچنين قابل ذكر است كه آزولا در بسيارى از كشورهاى جهان به عنوان غذاى دام و طيور مصرف مى شود. آزولا داراى ويتامين ب، كاروتن آ و ب و پرو ويتامين آ است و تغذيه آن هيچگونه ناراحتى گوارشى براى انسان ايجاد نمى كند. هم اكنون در بسيارى از رستوران هاى چين و هند، آزولا به صورت سبزى تازه، سالاد، املت آزولا و ... مصرف مى شود. آزولا گياهى است سرشار از پروتئين به طورى كه تا حدود ۲۴ درصد از ماده خشك آن را پروتئين تشكيل مى دهد. به منظور انجام تحقيقات كشاورزى گياه سرشار از پروتئين آزولا توسط سازمان پژوهش هاى علمى و صنعتى از كشور فيليپين وارد ايران شد. مطالعات اوليه بر روى اين گياه نيز از تيرماه سال ۱۳۶۵ در ايستگاه هاى برنج رشت، آمل و تنكابن آغاز گرديد كه نتايج جالبى را نيز دربرداشت. طبق گزارش عملكرد محصول برنج در كشت توأم با آزولا نسبت به شاهد، ۱۴۴۷ كيلوگرم در هكتار از خود افزايش نشان داده است. اين روند جانشين شدن آزولا به جاى ۶۰ كيلوگرم كود ازته در هكتار است. آزولا در شرايط اقليمى گيلان بويژه در رشت، به خوبى رشد مى كند و مى تواند جايگزين ۶۰ كيلوگرم كود ازته گردد. از همين روست كه آزولا جايگزين بسيار مناسبى براى كودهاى ازته در مزارع غرقابى برنج محسوب مى شود. گسترش تدريجى از مهمترين تالاب ها مى توان از تالاب انزلى نام برد كه در جنوب درياى خزر و در شمال شهر رشت واقع شده است. جدا از اهميت بين المللى، ارزش هاى اكولوژيك و زيست محيطى نقش خاصى در جغرافياو اقتصاد دارد و مهمترين پشتوانه در تكثير و زادآورى ماهيان تجارى درياى خزر است . در اين ميان گسترش تدريجى سرخس آزولا، به صورت يك آفت، اين تالاب را با خطر مرگ زيستى (بيولوژيكى) روبه رو كرده است. رشد بى محاباى آزولا در بخش هايى از تالاب مى تواند آسيب جدى به تالاب وارد كند. توده متراكم آزولا با كاستن نفوذ نور خورشيد در آب، به شكل محسوسى درجه حرارت آب را كاهش مى دهد. اين كاهش در مورد اكسيژن محلول و مواد غذايى معلق در آب نيز مشاهده مى گردد. همچنين پوشش يكپارچه آزولا با افزايش درجه سميت و اسيدى نمودن مناطق آبى موجبات مرگ ماهيان و ارگانيسم هاى ديگر اين محدوده را باعث مى شود. نتيجه اين كه حداقل به ۴دليل مى توانيم بگوييم آزولا حضور و گسترش خود را در تالاب انزلى تثبيت كرده است. - مورد اول مربوط مى شود به پديده غنى شدن تالاب انزلى بر اثر ورود فاضلاب ها - از هفت گونه آزولاى شناخته شده دوگونه نسبت به آب و هواى ايران سازگارى نشان داده اند. - گونه ديگرى كه سطح آبهاى تالاب انزلى را پوشانده با قدرت توليد اسپور فراوان موجبات تكثير و گسترش سريع اين گونه را فراهم آورده است. - اسپوروكارپ هاى رها شده توسط آزولا ديگر از بين رفتنى نيست. با اين حال خطر آلودگى و از بين رفتن تالاب انزلى، با عوامل افزون بر آزولا همچنان ادامه دارد. از جمله رودخانه هايى كه آلودگى هاى بسيار بالايى دارد وموجب تخريب و آلودگى تالاب مى شود رودخانه زردچوب رشت است كه بخش عمده اى از فاضلاب هاى شهرى و صنعتى و مقادير زيادى از ضايعات فيزيكى زباله به اين رودخانه مى ريزد و باعث مى شود كه به هنگام خروج از شهر لجن متعفن و تقريباً غليظى در بستر رودخانه ته نشين و به سوى مرداب انزلى سرازير شود. در رابطه با آلودگى رودخانه زردچوب (و در نهايت تالاب انزلى) اماكن ديگرى نيز دخيل هستند كه از مهمترين آنها مى توان به موارد زير اشاره كرد: نزديكى محل دفن زباله هاى شهر رشت به نهر چپلى كه از سرشاخه هاى زردچوب است و آلودگى آن با شيرابه زباله ها. ورود فاضلاب گرمابه ها و بيمارستان ها (واقع در رودبار تال رشت) كارخانجات برنج كوبى، اراضى زير كشت ماهى، نيروگاه سيكل تركيبى رشت و فضولات قريب به ۱۹۵۸۰۰ رأس دام و مواد نفتى مخازن شهر و تعميرگاه ها و... به صورت مستقيم و غيرمستقيم به داخل رودخانه زردچوب و مرادب انزلى. به هر حال ساده انگارى در مسائل زيست محيطى، فاجعه آميز و بسيارخطرناك است و با سلامت ملى سروكار دارد و اين وظيفه دولت و مسئولان است كه تا قبل از بروز اتفاقى جدى تر از اين دست، دست به اقدام بزنند و تالاب انزلى و مكان هايى اين چنين را نجات دهند.
|
|
|
|
|
دو ر دنيا دريك ستون
عقاب دم سفيد در فهرست انقراض
عقاب دم سفيد نيز در فهرست گونه هاى در معرض خطر انقراض IUCN در سال ۲۰۰۶ ميلادى قرار گرفت. به گزارش ايسنا، سازمان محيط زيست ملل متحد (يونپ) اعلام كرد: به دنبال بهبودى كه در مديريت حفظ گونه هاى جانورى در سال هاى ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰ ميلادى در اروپا صورت گرفت، آمار گونه هاى جانورى در سال هاى ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ ميلادى افزايش چشمگيرى داشت. اما از سوى ديگر تعداد اندكى ازگونه هاى جانورى بويژه در مناطق جنوب شرقى اروپا رو به كاهش گذاشت كه اين كاهش تعداد تا مناطق شمالى و غربى اروپا نيز رسيد و از اين طريق عقاب دم سفيد اروپايى را نيز در معرض خطر انقراض قرار داد. سومين كنفرانس مكانيك سنگ ارديبهشت ۸۶ برگزار مى شود سومين كنفرانس مكانيك سنگ ارديبهشت ماه سال آينده با همكارى انجمن مهندسى مكانيك سنگ ايران و در دانشكده معدن و متالوژى دانشگاه صنعتى امير كبير برگزار مى شود. به گزارش روابط عمومى دانشگاه امير كبير، «مطالعات بنيادى وافق هاى جديد»، «بررسى ومطالعات ژئومكانيكى در امكان پذيرى و انتخاب ساختگاه» ويژگى هاى سنگ بكر، توده سنگ و روش هاى رده بندى سنگ ها، «طراحى، تحليل پايدارى و نگهدارى شيروانى ها» و «طراحى، تحليل پايه اى و نگهدارى تونل ها و فضاهاى زير زمينى» و همچنين «محيط زيست و كار بردهاى نظامى» از موضوعات برگزارى اين كنفرانس است.
در سالروز زلزله بم همايش مقابله با سوانح طبيعى برگزار مى شود
نخستين همايش مقابله با موانع طبيعى توسط قطب علمى مهندسى نقشه بردارى و مقابله با موانع طبيعى دانشكده فنى دانشگاه تهران، ۵ و ۶ دى امسال و همزمان با سالروز زلزله بم برگزار مى شود. زلزله، سيل، زمين لغزش، توفان و آتش سوزى با موضوعات ژئودزى و ژئو ديناميك و فتوگرافى و دور كارى- فناورى اطلاعات مكانى- ژئوفيزيك- ژئوتكنيك- سازه و مهندسى زلزله- زمين شناسى معمارى و شهرسازى، محيط زيست و هواشناسى از محورهاى علمى همايش عنوان شده است.
|
|
|
|
|
روى آسمان حساب نكن
اين هوا ديگر هواى ما را ندارد
|
|
|
آلودگى هوا يكى از نشانه هاى رشد شهرنشينى، افزايش جمعيت، استفاده بيش از حد از منابع سوخت هاى فسيلى، به كار نگرفتن فناورى هاى سازگار با محيط زيست و از همه مهمتر مديريت نادرست زيست محيطى است. اين آلودگى در كشورهاى در حال توسعه و يا كمتر توسعه يافته و بويژه در ابرشهرها نمود بيشترى داشته و كشور ما ايران و شهرهاى بزرگ آن نيز از اين جهت دچار مشكلات بسيارى است. امروزه آلودگى هواى تهران به عنوان يكى از مهمترين معضلات زيست محيطى كشور تلقى مى شود. عواملى چون رشد روزافزون جمعيت در اين كلانشهر، تردد بيش از۲/۵ ميليون خودرو و به همين اندازه موتوسيكلت، الگوى نامناسب حمل و نقل و وجود تعداد زيادى از صنايع موجب افزايش آلودگى تهران شده است. مصرف روزانه ۱۱/۵ ميليون ليتر بنزين علت اصلى ۸۹ درصد آلودگى هواى تهران و توليد ۴۱ ميليون تن گازهاى گلخانه اى است. آمارهاحاكى از اين است كه روزانه ۱۶ تن ذرات لاستيك و ۷ تن آزبست لنت ترمز در هواى تهران پخش مى شود. از سوى ديگر فضاى كالبدى شهر تهران به ۶۴۰ كيلومتر مربع مى رسد و به علت موانع طبيعى در شرق، به طرف غرب گسترش يافته است. بررسى ها نشان مى دهد شهر تهران به علت محصور بودن از سه جهت به كوهستان ها و وجود وارونگى (گاهى در حدود ۲۱۱ روز و گاهى ۲۷۱ روز در سال) و كمبود وزش باد قوى، اين شهر را مستعد آلودگى هوا ساخته است. ميزان آلودگى ورودى به تهران سالانه حدود ۱/۶۴۵/۰۰۰ تن انواع آلاينده ها تنها از منابع متحرك به هواى تهران وارد مى شود كه از اين رقم حدود ۱/۳۵۴/۰۰۰ تن آلاينده منواكسيدكربن، حدود ۱۹/۰۰۰ تن آلاينده ذرات معلق، بيش از ۱۰۹/۰۰۰ تن اكسيدهاى ازت و ۱۵۶/۰۰۰ تن هيدروكربن است. گزارش بانك جهانى از خسارت آلودگى هوا درتهران آخرين برآوردها نشان مى دهد خسارت ساليانه آلودگى هوا در ايران ۱/۸۱۰ ميليون دلار (معادل ۱۴/۴۲۰ ميليارد ريال) معادل ۱/۶ درصد توليد ناخالص داخلى است. براساس اين گزارش، آلودگى هواى شهرهاى ايران بويژه تهران كه داراى تعداد زيادى وسيله نقليه با عمر بيش از ۲۰ سال است، از خودروهايى كه دود بسيار غليظ و سياه دارند توليد مى شود. براساس گزارش سال ۲۰۰۵ بانك جهانى، برآورد خسارت ساليانه آلودگى هوا در ايران نشان مى دهد خسارت مرگ و مير ناشى از آلودگى هواى شهرى، سالانه ۶۴۰ ميليون دلار (معادل ۵/۱۰۰ ميليارد ريال) يعنى ۰/۵۷ درصد از توليد ناخالص داخلى است. همچنين نشانه هاى بيمارى ناشى از آلودگى هواى شهرى ۵۲ ميليون دلار ( معادل ۴/۱۰۰ ميليارد ريال ) و ۰/۴۶ درصد از توليد ناخالص داخلى در سال است. برپايه اين گزارش، بيمارى هاى ناشى از آلودگى هواى شهرى نيز سالانه ۲۶۰ ميليون دلار (معادل ۲/۱۰۰ ميليارد ريال) و ۰/۲۳ درصد از توليد ناخالص ملى به اقتصادايران خسارت وارد مى كند. خسارت آلودگى هوا در تهران در آينده براساس جديدترين گزارش بانك جهانى خسارت سالانه آلودگى هوا در ايران تا ۱۰ سال آينده با دو برابر شدن به حدود ۱۶ ميليارد دلار در سال ۲۰۱۶ مى رسد. براساس اين گزارش خسارت سالانه آلودگى هوا در ايران در سال ۲۰۰۱ ، ۷/۱ ميليارد دلار، در سال ۲۰۰۴ ، ۷/۸ ميليارد دلار، در سال ۲۰۰۹ ، ۱۰/۳ ميليارد دلار، در سال ۲۰۱۴ ، ۱۴ ميليارد دلار، در سال ۲۰۱۹ ، ۱۹/۲ ميليارد دلار پيش بينى شده است. پژوهشنامه توسعه پايدار و محيط زيست
|
|
|
|