دادكاوى
روزنه اى به انديشه نگارى حقوقى
محمدحسين ساكت
شركت سهامى انتشار
اگر گفته پاره اى از نويسندگان و انديشه وران را بپذيريم كه حقوق پيش و بيش از اين كه «دانش» باشد «هنر» است، حاصل چنين پذيرش و گرايشى اين خواهد بود كه بايد از اين دانش با زبانى هنرى سخن گفت و هنرمندانه نگاشت.
در نگاه فيلسوفان حقوق و انديشه ورزانى كه درباره عدالت، انصاف و آزادى نگاشته اند و سروده اند و گفته اند، هيچ هنرى با شكوه تر از دادگرى و دادكاوى نبوده است و بحق نگارنده اين اثر، محمدحسين ساكت، اين مهم را خوب دريافته و به كار بسته است و با نگارش هنرمندانه به انديشه نگارى حقوقى پرداخته است و نشر خوش سليقه و گزيده كار «شركت سهامى انتشار» به درستى ارزش اين اثر را دانسته و آن را در چاپى شكيل منتشر كرده است.
آنچه در اين كتاب مى خوانيد شامل ۱۹ مقاله و سه پيوست است با عناوينى چون: نگرشى بر روند تاريخى و حقوقى زندان، شخصيت حقوقى سازمان كشورهاى صادركننده نفت، ساز و كار جايگزين كيفر زندان، پاسدارى از شأن و شرف قضايى، نگاه و نگرش هايى به چند دادنامه، حقوق مالكيت فكرى، درآمدى بر اعتياد از ديدگاه واژه شناسى و جرم شناسى، منشور اخلاق و رفتار قضايى بر پايه آموزه هاى پيامبرى، اخلاق حرفه اى و صنف وكلا، بازداشت خانگى: كيفر جايگزين زندان و سالب آزادى كوتاه مدت.
خردورزى و دين باورى
احمد حسين شريفى
حسن يوسفيان
ناشر: كانون انديشه جوان
اگر «عقل» و «وحى» را دو شاهراه كسب آگاهى و شناخت بدانيم، اولى نزد همه انسان ها عموميت دارد و دومى راهى اختصاصى است كه تنها در اختيار گروه اندكى از آدميان است و همه به صورت مستقيم توان بهره گيرى از اين منبع معرفتى را ندارند. يكى از مباحث مهم عصر حاضر كه رهاورد ظهور و بروز مدرنيته است، سنجش همين نسبت ميان دين و عقل است. در اين بين عده اى با هدف پاسداشت حرمت وحى، منزلت عقل را فرو كاستند و جمعى نيز با استناد به دستاوردهاى خيره كننده عقل تجربى، دين را تضعيف كرده اند و آن را مايه عقب ماندگى پنداشته اند. اما در ديدگاهى معتدل و دور از هرگونه افراط و تفريط از يك سو مقام و منزلت عقل انكارناشدنى است و از سوى ديگر به لحاظ كاستى ها و ناتوانى هاى عقل، وجود ابزارى معرفتى ضرورى است.
اما بيشتر اختلاف ها و كشمكش هايى كه در طول تاريخ در باب نسبت عقل و دين صورت گرفته است، در زمينه استفاده از عقل به عنوان يك منبع استنباطى در كنار ساير منابع - همچون كتاب و سنت - بوده است. از اين رو، در مسأله ارتباط دين و خرد، اصل منزلت عقل در دين مورد انكار و ترديد قرار نگرفته است، بلكه پرسش اصلى و محورى درباره مقدار نفوذ عقل در دين است. آنچه هميشه ذهن انديشمندان اين حوزه را مشغول كرده است، يافتن پاسخى براى چنين پرسش هايى است؛ آيا مى توان عقل را منبعى براى استنباط معارف و احكام دين به شمار آورد يا اين كه تنها نقش دفاع از دين را به عهده دارد و اگر خرده گيران بر دين، وجود نمى داشتند، جايگاه خود را از دست مى داد؟
آيا عقل، معيار و ترازوى صحت و سقم گزاره هاى وحيانى است يا وحى، ميزان درستى يا نادرستى عقل است؟ آيا تمامى گزاره هاى دين خردپذيرند يا وجود قضاياى خردگريز نيز اجتناب ناپذير است؟ آيا تقسيم ادوار تاريخى بشر به «عصر دين» و «عصر خرد» تقسيمى خردمندانه است؟
اين نمونه اى از پرسش هاى فراوانى است كه درباره ارتباط عقل و وحى و تعيين قلمرو خردورزى و دين دارى قابل طرح و بحث است كه مؤلفان اثر حاضر - احمدحسين شريفى و حسن يوسفيان - سعى دارند هر چند به اختصار و دور از حاشيه نويسى پاسخى براى پرسش هاى فوق بيابند و بدين منظور مباحث خود را در پنج فصل با اين عناوين تدوين و تنظيم كرده اند: معناشناسى عقل و وحى، خردگرايى افراطى، خردستيزى افراطى، خردگرايى معتدل، عقل در انديشه اصيل اسلامى.