چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Dec 13, 2006
ديپلماتيك
۳۵۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
رودررو
كودك
سلامت
مصاحبه جيمى كارتر
رئيس  جمهور پيشين آمريكابا «دى پرسه»
آمريكايى ها هم مى توانند از امروز اسرائيل را نقد كنند
سرگذشت كارتر
كارتر سى و نهمين رئيس جمهور آمريكابود.
اودر سال ۱۹۲۴ در پلينز، جورجيا و در يك خانواده مذهبى باپتيست به دنيا آمد. پدرش جيمز ارل مزرعه دار و سياستمدار و مادرش ليليان، پرستار بود. جيمز از كودكى تصميم  گرفت كه قدم در راه سياست بگذارد. او پس از پايان دوران تحصيل وارد دانشكده افسرى شد و در سال ۱۹۴۶ فارغ التحصيل و پس از آن به مدت هفت سال در نيروى دريايى مصر تفنگدار بود. پس از مرخص شدن از خدمت نظامى به شهر خود، پلينز بازگشت. در يك پروژه خانه سازى عمومى عهده دار مسئوليتى شد و با روزالين، ازدواج كرد.
حضورجدى كارتر درسياست زمانى بودكه او به عنوان سناتور جورجيا از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۶ در مجلس سنا حاضر و پس از آن از سال ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۴ فرماندار ايالت شد.پس از اين بودكه علاقه مند شركت در انتخابات رياست جمهورى شد و در حزب دموكرات ها براى نامزدى در انتخابات برنده و در سال ۱۹۷۶ با نتيجه اى نزديك، بر «جرالد فورد» رقيب قدرتمند خود پيروز شد. آنچه كه در كارنامه كارتر به عنوان نكته مهم و اثر گذار در سياست آمريكا ياد مى شود، پيمان پاناما و توافق بر سر تحويل تنگه پاناما و پيمان كمپ ديويد است كه در سال ۱۹۷۹ بين مصر و اسرائيل بسته شد.
در زمان رياست جمهورى او بحران هاو اتفاقات زيادى رخ داد كه دولت او نتوانست به درستى از فشار اين حوادث خارج شود.
وقوع انقلاب در ايران بزرگترين ضربه اى بود كه به كارتر وارد شد و در پى آن و با وقوع گروگانگيرى در سفارت آمريكا در تهران كارنامه اورا به فاجعه درهم آميخت. پس از آن كارتر نتوانست در مقام مذاكره وعمليات نظامى بر اين اوضاع غلبه كند.
كارتر پس از شكست در انتخابات كه تحت تأثير ماجراى گروگانها بود به پلينز و به كار مزرعه دارى بازگشت تا قرض هاى سنگين خود را پس دهد. چند سال پس از انتخابات، كارتر به همراه همسرش و با بودجه اى معادل ۲۷ ميليون دلار «مركز مطالعات كارتر» را راه اندازى كرد كه براى گسترش صلح جهانى و پيشرفت حقوق بشر در دنيا فعاليت مى كند.
مركز كارتر در سال ۱۹۸۲ در آتلانتا افتتاح شد و از آن زمان تاكنون در ۵۶ كشور دنيا به كمك در زمينه هاى بهداشت عمومى، بهينه سازى و گسترش دموكراسى مشغول است.
از زمان هربرت هوور به بعد، آمريكا رئيس جمهورى نداشته كه تا مدت ها پس از رياست جمهورى هنوز درعرصه سياست چنين فعال باشد. او در سال ۱۹۸۸ به عنوان نماينده ويژه صليب سرخ به اتيوپى رفت و از رئيس جمهور آن كشور خواست تا ۲۲۰ زندانى جنگى را آزاد كند و با درخواست او موافقت هم شد. يك سال پس از آن در سومالى توانست ۸ فعال سياسى محكوم به مرگ را آزاد كند. كارتر صاحب چهار فرزند به نام هاى جان ويليام، جيمز ارل دوم، دانل جفرى و ايمى لين است. وى قبل از آنكه كتاب جنجالى «فلسطين ،صلح نه آپارتايد» را منتشر كند، كتاب هاى موفق و پرفروشى را نوشت كه آخرين آن به نام «يك ساعت پيش از تاريكى» در سال ۲۰۰۱ به بازار عرضه شد.
مصاحبه جيمى كارتر
رئيس  جمهور پيشين آمريكابا «دى پرسه»
جنجال ها ادامه دارد
267225.jpg
ترجمه: ايرج جودت
با انتشار كتابتان با عنوان: «فلسطين، صلح نه آپارتايد» انتقادات شديدى را بعضاً حتى از سوى خود دموكرات ها تحمل كرديد. انتظار چنين واكنشى را نداشتيد؟
انتظار مى رفت كه انتشار اين كتاب موجب به راه افتادن بحث و گفت وگوهاى مجدد در باره مناقشه خاورميانه شود. هيچ كس در آمريكا اسرائيل را نقد نمى كند. هيچ نظر معقول و سنجيده اى كه از حق فلسطينى ها بر سرزمينشان حمايت كند و خواستار عقب نشينى اسرائيل از مناطق اشغالى باشد از هيچ كس پذيرفته نمى شود. حاميان اسرائيل در آمريكا نقش بسيار تأثيرگذارى در روند تصميم گيرى هاى سياسى دارند.
آيا در زمان رياست جمهورى شما طور ديگرى بود؟
دولت هاى قبلى در حرف و عمل نشان مى دادند كه هم نگران صلح براى اسرائيل و هم خواهان صلح و عدالت براى فلسطينى ها هستند. چنين نگرشى هم در زمان دولت من و هم در دولت هاى ريگان، بوش پدر و بيل كلينتون وجود داشت اما در حال حاضر اين گونه عمل نمى شود. در جهان عرب اين تصور به وجود آمده كه دولت كنونى آمريكا ابداً تلاشى براى حل مسأله فلسطينى ها نمى كند.
آيا آمريكاييها علاقه شان را به يافتن راه حلى براى اين مناقشه از دست داده اند. آيا دولت واشنگتن ديگر خواهان صلح در خاورميانه نيست؟
من نمى دانم آيا اين علاقه از دست رفته يا نه اما دولت كنونى آمريكا هيچ اقدامى در اين زمينه به عمل نياورده است.
در شش سال گذشته حتى يك روز هم براى گفت وگوهاى صلح ميان اسرائيل و فلسطينى ها وجود نداشته است. دنيا طبيعتاً انتظار دارد بانى اين گفت وگوها آمريكا باشد.
آيا نمى توان اين امكان را براى سازمان ملل و اروپا فراهم آورد كه در اين مناقشه پادرميانى كنند؟
اگر دولت بوش در ۲ سال باقى مانده از حكومتش هيچ اقدامى به عمل نياورد گروه چهارجانبه بين المللى مى تواند اين وظيفه را برعهده بگيرد. آمريكا نقش مهمى دارد اما نه منحصر به فرد. هم سازمان ملل و هم روسيه و اتحاديه اروپا درگير اين مسأله بوده اند آنها مى توانستند بانى و طراح گفت وگوهاى صلح مبتنى بر قطعنامه هاى سازمان ملل، معاهده كمپ ديويد، قرارداد اسلو و طرح صلح «نقشه راه» كه از جانب اعراب پذيرفته شد اما اسرائيل نكات مهم اين طرح را نمى پذيرد، باشند.
به اعتقاد بسيارى از كارشناسان، آمريكاييها به علت جنگ عراق نفوذ و تأثير و قدرت سابقشان در منطقه را از دست داده اند؟
به علت جنگ عراق اما بيشتر از آن به علت نپرداختن به موضوع مشكلات فلسطينى ها. اين كه كسى به خود اين زحمت را نمى دهد كه در سرزمين مقدس، صلح ايجاد كند دليل اصلى تغيير موضع جهان عرب عليه ماست. در زمان رياست جمهورى من، ما پشتيبانى و همدلى قريب به اتفاق مردم كشورهايى مانند مصر و اردن را داشتيم. بنا به تازه ترين نظرسنجى ها فقط چيزى كمتر از ۵ درصد مردم اين كشورها نظر مساعدى نسبت به دولت آمريكا دارند.
درباره جنگ عراق، آيا پيشنهاد گروه تحقيقاتى عراق به سرپرستى جيمز بيكر براى گفت وگوهاى مستقيم با همسايگان عراق مى تواند راه حل مناسبى براى مشكلات اين كشور باشد؟
براى حل مسائل عراق بايد كشورهاى ايران، سوريه، اردن، مصر و عربستان سعودى مشاركت داده شوند. با اين اقدام به ملت عراق نشان داده مى شود كه تمام دنيا به آينده آنها علاقه مند است. كسى نمى تواند سوريه و ايران را به عنوان همسايگان مهم عراق ناديده بگيرد.
آيا موافق عقب نشينى نيروهاى آمريكا از عراق هستيد؟
يك عقب نشينى فورى نمى تواند معقول و پذيرفتنى باشد اما بايد يك پيام روشن به دولت عراق فرستاد كه نيروهاى آمريكايى تا ابد در عراق نخواهند ماند و اين دولت بايد خودش گام هاى اساسى و لازم را براى تحت كنترل درآوردن خشونت ها بردارد. من اميدوارم كه ما تعداد سربازانمان را ظرف شش يا هشت ماه آينده به نصف كاهش دهيم.
آمريكايى ها هم مى توانند از امروز اسرائيل را نقد كنند
پايان يك تابوى سياسى
محمد بخشنده
267315.jpg
در اوج شكستهايى كه دولت بوش به بار آورد ،كاخ سفيد ضربه اى ديگر ازدرون دريافت كرد. اين ضربه از افشاگرى يك دموكرات بازنشسته ولى پرنفوذوارد شد. اكنون همه آمريكايى ها چون ملتهاى خاورميانه از حرفهاى تكان دهنده اى كه «جيمى كارتر» رئيس جمهورى اسبق آمريكا بر قلم رانده باخبر شده اند.
كارتر با كتاب «فلسطين، صلح نه آپارتايد» خود، يك اتفاق بى سابقه را به ثبت رسانده است .او يك تابوشكنى كرده ودر حريم ممنوعه اى وارد شده است كه حتى رسانه ها واصحاب اطلاع رسانى آمريكا از ورود در آن هراس دارند.كارتر درمقام مشهورترين سياستمدار آمريكا واشنگتن وتل آويو را برابر پرسشهايى بنيادين قرار داده است .لكن اهميت حركت كارتر دراين نيست كه فقط پرده ازصورت آپارتايد صهيونيستها كنار زده ياخيانت كاخ سفيد به تعهدات صلح جويانه راعيان كرده است بلكه ارزش كار رئيس جمهور پيشين آمريكا در ترازوى ديگرى به نام جزم ستيزى سنجيده مى شود كارتر برجان سخت ترين باورسياسى آمريكايى ها شوريده است .
سخن متهورانه كارتر اين است كه چرا قابل انتقاد ترين پديده دنياى سياست وانديشه يعنى اسرائيل در جامعه آمريكا درحصار تقديس قرار مى گيرد.
از اين روست كه اثر كارتر بيش از تحسين سياستمداران با اقبال محافل روشنفكرى روبرو شده است گويى ژرفاى تابو شكنى كارتر را اصحاب انديشه بيشتر دريافته اندكه او از مظلوميت نقد واسارت آن در چنگ سياست، سخنها گفته است.
از ۱۹۴۸ كه خاك وسرزمين فلسطينيان با پشتوانه ديپلماسى غرب به چنگ صهيونيستها افتاد، طايفه پرشمارى از متفكران ورجال سياسى، زبان به نقد سياستهاى واشنگتن ومتحد منطقه اى او (تل آويو) گشوده اند اماهنررهبر متقدم دموكراتها دراين است كه ميدانى نو براى نقد اين مناسبات خلق كرده است. كارتر در اين ميدان نماينده وسخنگوى جامعه ومردم آمريكا است او كه هنوز تصوير يك وكيل وادى حقوق بشر رابراى آمريكايى ها دارد، اينجا نيزپرچم دفاع از حقوق شهروندان آمريكا را دردست گرفته است. ازهمين روست كه محافل حقوقى از كتاب او به يك لايحه دفاعى تعبير كرده اند. لايحه اى كه حول بديهى ترين وبنيادى ترين حقوق سياسى آمريكايى ها يعنى حق نقد، تدوين شده است. اوج هنرنمايى رئيس جمهور آمريكا آنجا نمايان مى شودكه او تراژدى و مظلوميت نقد در فضاى سياسى آمريكا را به ريسمان حق دانستن، مى آويزد. كتاب «فلسطين، صلح نه آپارتايد» محاكمه علنى همه سياستمدارانى است كه مردم وجامعه خود را از شنيدن زنده ترين حقيقت تاريخ يعنى فلسطين محروم مى كنند. در محكمه پرهيجانى كه كارتر برپايه مستندات اين كتاب برپا مى كند زمامداران در برابر اتهام سنگينى به نام فريب مردم واقع شده اند. امااين كيفر خواست دامن همه كسانى رامى گيرد كه دست به تحريف ، يا وارونه سازى حقايق سرزمينهاى اشغالى مى زنند.
به هرحال اكنون كارتر مى كوشد تا چهره يك حقيقت مكتوم در تاريخ غرب را براى آمريكايى ها بازگو كند، داستانى كه تنها بخشى از آن زلزله اى را در افكار عمومى آن سامان ايجاد كرده است تاحدى كه حتى عنوان كتاب او، خشم آمريكايى هاى حامى اسرائيل را همراه داشته است وآنها جملگى مدعى شده اندكه اين عنوان تحريك آميز است. چرا كه سخن كارترداستان سركوب سياهپوستان آفريقاى جنوبى را توسط سفيدپوستان يادآورى مى  كند. يونگه ولت روزنامه آلمانى ۱۳ آذر ماه خبر دادكه: از دو هفته پيش كه كتاب كارتر منتشر شده است تقريباً تمام روزنامه هاى بزرگ آمريكا به اين كتاب بى اعتنايى نشان داده اند.
كارتر تاكنون كوتاه نيامده است. او درآخرين مصاحبه اش تأكيد كرده كه آمادگى ديدن همه نوع اتفاق را پس از اين افشاگرى داشته است. زيرا پرده از اسرارى كنار زده كه در آمريكا شناخته شده نيستند وتاكنون به مردم نگفته اند.
«در ايالات متحده وحشت زيادى نسبت به انتقاد از اسرائيل وجود دارد، كه همين وحشت موجب سكوت نه تنها در محافل مسلمانان بلكه در بين رسانه هاى خبرى نسبت به اقدامات اسرائيل شده است.»
حقيقتى در قامت يك كتاب
كتاب كارتر ۲۳آبان ماه در وين منتشر شد امامحتويات كتاب قبل از زبان خود مؤلف وباحضور كارتر در شبكه هاى تلويزيونى آمريكا واروپا در معرض آگاهى عموم قرارگرفت.
تاريخى ترين سخن كارتر همان است كه تيتر رسانه هاى منطقه شد «فلسطين اول از همه است چرا كه اين سرزمين فلسطينى ها است و نه اسرائيل.»
كارتر كليد واژه اى بنام آپارتايد را براى نقد صهيونيستها انتخاب كرده است. او با اين منظر توانسته تمام اعمال غير اخلاقى اين رژيم را زير اين مفهوم فراگير نقد كند.او اين نگاه را در عنوان كتاب «فلسطين، صلح نه آپارتايد» امتداد بخشيده است.
كارتر در كتاب خود ابتدا روشن مى كند كه چرا كلمه آپارتايد را براى توضيح رفتار صهيونيستها برگزيده است.او مى گويد :اين عنوان را براى اين انتخاب كردم كه هر روز در اسرائيل و اروپا مطرح است.اين واژه مى تواند به ما نشان دهد كه در نوار غزه چه مى گذرد.كارتر درتوصيف مصائبى كه آپارتايد اسرائيل پديد آورده مى گويد: اين آپارتايد كه در سراسر سرزمينهاى اشغالى شايع است، آزار شديد فلسطينى ها مى باشد كه توسط اقليتى از اسرائيلى ها انجام مى شود.صحبت از نژادپرستى نيست بلكه ميل آنها به اشغال و ضبط و استعمار سرزمين فلسطين است. حاكمان تل آويو در حالى صحبت از خروج از قسمتى از سرزمينى كه اشغال شده مى كنند كه بقيه را نگه مى دارد و از سوى ديگر همان بخش داده شده به فلسطينى ها را هم محاصره و ديوار دورش مى كشد.
دومين كليد واژه كارتر درنقد و افشاى رفتار آمريكا و رژيم صهيونيستى، صلح است.او در جاى جاى كتابش مى گويد كه روند صلح كاملاً خاموش است وچراغ صلح را دولت بوش ودولتمردان امروز اسرائيل خاموش كرده اند.كارتر تأكيد مى كند حتى يك روز هم ظرف شش سال گذشته براى مذاكرات صادقانه جهت صلح در اسرائيل وجود نداشته است.گروهى اقليت در اسرائيل كه اقليت مهمى هستند زمين را به صلح ترجيح مى دهند و حاضر به صلح نيستند.او تأكيد مى كند كه اسرائيل حتى به توافقى كه با حضور آمريكا انجام داد وفادارنماند.
در سال ۲۰۰۳نروژيها با قراردادى موافقت كردند كه قرارداد اسلو نام گرفت.در هر دو مورد رهبران اسرائيل برنده جايزه نوبل شدند كه اساس آن خروج اسرائيل از سرزمينها بود اما سه رهبر اخير اسرائيل اين اصل را رها كرده اند.
267183.jpg
كارتر درباره شبكه مخوف حاكمان تل آويو توصيف عجيبى دارد: پس از اين كه با عباس ملاقات داشتم و در مورد دولت ائتلافى صحبت كردم و او هم رد كرد با رهبر حماس صحبت كردم، او يك پزشك است كه انتخاب شده است.در حال حاضر هم در زندان اسرائيل است وقتى كه اصرار بربه رسميت شناختن اسرائيل كردم گفت: «رئيس جمهورى كدام اسرائيل را مى گوييد، آيا درباره اسرائيلى صحبت مى كنيد كه سرزمينهاى ما را اشغال كرده، آيا درباره اسرائيلى صحبت مى كنيد كه ديوار دور مردم ما كشيده است، آيا درباره اسرائيلى صحبت مى كنيد كه ما را از حقوق اوليه انسانى محروم كرده است كه نمى توانيم از يك قسمت از سرزمين خود به قسمت ديگر برويم، ما نمى توانيم اين اسرائيل را به رسميت بشناسيم.»
او در ادامه از برقرارى يك نظام خشونت توسط اسرائيل سخن مى گويد:اين نظام توسط نظام خشونت بار اسرائيل در سرزمين فلسطين و فلسطينى ها كه مى خواهند در سرزمين خود زندگى كنند، طراحى شده است و پيشنهاد جسورانه او اين است كه براى اين كه صلح ايجاد شود، اسرائيل بايد از سرزمينهاى اشغالى بيرون برود. نه اين كه تنها از چند جايى كه مايلند بيرون بروند و ۱۵۰قسمت ديگر از سرزمين فلسطين را رها كنند.
كارتر در باقى قسمتها داستان كشتار و سركوب صهيونيستها را بيان مى كند:
اسرائيل ۹هزار و ۲۰۰ فلسطينى را در زندان دارد كه شامل تقريباً ۳۰۰ كودك و به عبارتى دقيقتر ۲۹۴كودك كه برخى از آنان زير ۱۲ سال هستند.دست كم ۱۰۰ زن فلسطينى نيز در زندان هاى اسرائيلى اسير هستند.
كارتر علاوه بر اين ها به يكى از ادعاهاى آمريكاييها درباره خشونت طلب بودن حماس خط بطلان مى كشد و مى گويد: انتخابات ژانويه كه حماس برنده شد را نظارت كرديم.آنها ۴۲ درصد آراى مردم را به خود اختصاص دادند، اين انتخابات آزاد، عادلانه و سالم بود و توسط مركز كارتر، مؤسسه دموكراتيك ملى و ناظرين اتحاديه اروپا به تأييد رسيد.هيچ كس در صحت آن ترديدى ندارد.اين خواست مردم فلسطين بود و مى خواستند كه آنها در مجلس باشند.
در آن زمان فكر كردم كه مسأله دولت ائتلافى خواهد بود، ولى سريعاً آمريكا و اسرائيل گفتند، «ما دولتى كه حماس رهبران آن باشند قبول نمى كنيم.» به همين دليل كمكهاى مالى به تمامى مردم فلسطين قطع شد چرا كه آنها رأى آزادانه دادند.مجدداً تكرار مى كنم حماس از سال ۲۰۰۴ تاكنون حتى يك اقدام تروريستى كه منجر به كشته شدن يك اسرائيلى شده باشد، مرتكب نشده است.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   رودررو   | 
|   كودك   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |