چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵ - ۲۱ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Dec 13, 2006
قرآن
۳۵۲۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
گزارش خارجى
رودررو
كودك
سلامت
روايت زندگى حضرت يوسف (ع)
آفرينش هنرى در قرآن كريم
بخش دوم
توسعه فرهنگ قرآنى
دروزارت ارشاد
محمد حسين فريدونى

«حكومت ايران، جمهورى اسلامى است كه ملت ايران، براساس اعتقاد ديرينه اش به حكومت حق و عدل قرآن، در پى انقلاب اسلامى پيروزمند خود به رهبرى حضرت آيت الله العظمى امام خمينى (ره)، در همه پرسى دهم و يازدهم فروردين ماه يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت هجرى شمسى برابر با اول و دوم جمادى الاولى سال يكهزار و سيصد و نود و نه هجرى قمرى با اكثريت
۹۸‎/۲ درصد تمامى كسانى كه حق رأى داشتند، به آن رأى مثبت دادند.»
> متن بالا اصل اول قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران است كه اعتقاد به قرآن مجيد را خاستگاه انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى ايران مى داند و اين همان تعبير موجز امام (ره) است كه فرمودند كتاب انقلاب ما قرآن مجيد است. تحقق انقلاب اسلامى ايران، قرآن كريم را از لابه لاى سطور و كنج مهجور به عرصه زندگى اجتماعى وارد ساخت. كتاب خدا و نسخه شفابخش بشريت كه تا پيش از آن متن ثواب و عقاب و خيرات و مبرات بود، در گفتار و كردار مردى قرآن شناس از خاندان اهل قرآن بار ديگر به جامعه بشرى معرفى شد.
واقعيت آن است كه تشكيل حكومت اسلامى براساس مبانى قرآنى گام اول در راه قرآن بود، گامى كه موانع سياسى پيگيرى توسعه و ترويج فرهنگ قرآن كريم را در جامعه از پيش پاى برداشت و زمينه را براى گامهاى اساسى بعدى مهيا ساخت.
دهه اول نظام جمهورى اسلامى به طور ويژه عرصه تجلى بخش هايى از مؤلفه هاى مهم فرهنگ قرآنى همچون، ايثار، جهاد، شهادت و استقامت بوده است ؛ مؤلفه هايى كه رهبرى نظام ابعاد آن را تبيين نموده و اركان اصلى دولت همراه با ملت در تحقق آن كوشيدند. اما با همه اين اوصاف، نگاهى به گذشته به خوبى نشاندهنده آن است كه در مسير تحقق ابعاد گسترده فرهنگ قرآنى هنوز در ابتداى راه هستيم و اكنون بايد همه اركان نظام دست به دست هم داده و با استمداد از حقيقت قرآن دل هاى مؤمن وعاشق قرآن را گرد هم آورند و حركتى فراگير براى تحقق فرهنگ قرآنى آغاز شود.
> براى تحقق فرهنگ قرآن كريم در جامعه ابتدا بايد جان و روان انسان ها با قرآن و معارف آن مأنوس شود. تبليغ و ترويج معارف قرآنى، آموزش خواندن وفهم و تدبر در آيات قرآن، تربيت نيروى انسانى متخصص و پژوهش در قرآن و در يك كلام «توسعه، ترويج و تعميق فعاليت هاى قرآنى» مقدمه اى ضرورى براى تحول فرهنگى جامعه به سوى حاكميت فرهنگ قرآنى در عرصه هاى مختلف است.
> قوه مجريه به عنوان مدير فعاليت هاى مختلف اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى كشور مسئوليت اصلى در رسيدن به اهداف فرهنگى را به عهده دارد. وجود دستگاه هاى متعدد فرهنگى وابسته به دولت و مسئوليت آنان در تحقق اهداف و آرمان هاى انقلاب اسلامى اقتضا دارد كه دولت به عرصه فعاليت هاى قرآنى نيز به عنوان موضوع راهبردى و داراى اولويت نگاه كند و در همين راستا بايد ساز و كارهاى لازم حقوقى و ساختارى براى پيگيرى آن در درون دستگاه ها شكل گيرد.
اين واقعيت تلخى است كه در طول سالهاى گذشته فعاليت هاى قرآنى از سوى اكثر مديران فرهنگى به عنوان امرى تبركى و در حاشيه مسئوليت هاى مختلف تلقى شده است. لذا ساختارهاى تخصصى و مديريتى لازم براى پيگيرى اين فعاليت ها در درون دستگاه ها شكل نگرفته و رده مديريتى فعاليت هاى قرآنى در دستگاه هاى اجرايى عمدتاً در سطح كارشناسى است و اين جايگاه توانمندى لازم را براى پيگيرى دغدغه هاى مقام معظم رهبرى در توسعه فعاليت هاى قرآنى ندارد. اين در حالى است كه در همين دستگاه ها براى بسيارى از امور ديگر ادارات كل و معاونت هاى تخصصى وجود دارد.
> رئيس جمهور در ماه مبارك رمضان و در جمع فعالان و خادمان قرآن در چهاردهمين نمايشگاه بين المللى قرآن كريم مطالبى را بيان نمود كه نويددهنده وقوع يك اتفاق مبارك و حاكى از عزم دولت در مسير توسعه فرهنگ قرآنى و جايگاه تشكيلاتى و برنامه اى در خور بوده است. رئيس جمهور گفت كه براى پيگيرى اين موضوع معاونت مستقلى در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ايجاد خواهد شد. اين نكته در سخنرانى هاى بعدى دكتر احمدى نژاد نيز تكرار شده است، اما جامعه فعالان قرآنى منتظر ابلاغ رسمى آن به سازمان مديريت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى هستند.
اميد است كه با تحقق اين امر به زودى شاهد حركت قوى ترى در عرصه فعاليت هاى قرآنى دولت باشيم و اين تحول به ساير وزارتخانه ها و دستگاه هاى فرهنگى بويژه وزارت آموزش و پرورش نيز سرايت كند.
* دبير كميته قرآن شوراى عالى انقلاب فرهنگى
روايت زندگى حضرت يوسف (ع)
بازگشت ۳۳۰۰ساله تاريخ
درقصرهاى شهرك سينمايى
267213.jpg
حسين نقى

گروهى از كارشناسان معتقدند حركت صدا و سيماى جمهورى اسلامى در توليد آثار تاريخى دينى ستودنى است.
پس از سريالهاى موفق امام على (ع)، تنهاترين سردار (امام حسن «ع»)، ولايت عشق (امام رضا «ع»)، مردان آنجلس (اصحاب كهف)، شيخ مفيد، روشنتر از خاموشى (ملاصدرا) و مريم مقدس (س) حالا نظاره تولد و زندگى پرفراز و نشيب حضرت يوسف (ع) از قعر چاه هاى ظلمانى تا قصر شاهى در مصر، تجربه شيرينى است. هرچند كه تنها يك بازسازى از حوادث تاريخى ۳۳۰۰ سال پيش از اين باشد. در شهرك سينمايى انقلاب و دفاع مقدس اين زندگى پراندرز در سريال ۴۰ قسمتى با هزينه ۶‎/۵ ميلياردتومانى اكنون جلوى دوربين درحال شكل گيرى است.
اين بار حضرت يوسف (ع) به جاى اين كه در «فدان» كه يكى از شهرهاى بابل است به دنيا بيايد، در شهرك سينمايى انقلاب و دفاع مقدس در جاده قم در منطقه اى ساكت و به دور از هياهو آن هم در تابستان ۱۳۸۳ متولد مى شود.
در سال ۱۲۶۰ ق.م، شهر فدان در منطقه بين النهرين بابل و عراق كنونى قراردارد.
در اين شهر، حضرت يوسف (ع) چشم به جهان مى گشايد و به يمن قدوم او باران نازل مى گردد و قحطى از آنجا رخت برمى بندد.
تعداد زيادى از مردم بسيار خوشحال هستند و با وجود باران شديد جلوى منزل يعقوب ايستاده اند. در ميان جمعيت، مشك آبى به چشم مى خورد كه به سه پايه چوبى آويزان است ولى كسى آن را نمى زند. همه دستهاى راست خود را بالا گرفته اند، عده اى هم مشعل هاى آتش را دردست دارند و يعقوب اين جملات را بلند مى گويد: «ما از خدايان سرد و سنگى و ديگر خدايان زمينى بيزارى مى جوييم و به خداوند يكتاى آسمانى و فرستادگانش ايمان مى آوريم و از فرامين او اطاعت مى كنيم.» و مردم همزمان با او تكرار مى كنند. اين قسمتى از شروع كار سريال حضرت يوسف (ع) است كه با تلاش فرج الله سلحشور و جمال شورجه و بقيه همكاران در شهرك غزالى با دكورى فوق العاده درحال اجرا است.
مدير روابط عمومى مجموعه تلويزيونى حضرت
يوسف (ع) درباره برآورد اين مجموعه مى گويد: كل هزينه اين مجموعه با برآوردى كه تهيه كننده و مديرتوليد انجام داده است، ۶‎/۵ ميلياردتومان خواهدبود.
استادى همچنين مى گويد: از اين هزينه، ۲ ميليارد و ۵۰۰ ميليون تومان را صدا و سيما تقبل كرده و مابقى هزينه ازطريق حامى و پيش فروش اين مجموعه تأمين مى شود. وى مى افزايد: دست اندركاران اين مجموعه تاكنون درچند بازار بين المللى فيلم حضور پيداكرده و اين مجموعه را معرفى كرده اند كه كشورهاى مالزى، آفريقاى جنوبى، تركيه و چندكشور ديگر براى خريد آن ابراز تمايل كرده اند.
استادى ادامه مى دهد: حداقل مبلغى كه براى پيش فروش اين مجموعه به خريداران پيشنهاد شده ۵۰۰ هزاردلار بوده است.
جمال شورجه، كارگردان فيلم ها و مجموعه هايى همچون روزنه، عمليات كركوك، لبه تيغ، دايره سرخ، باشگاه سرى، الماس بنفش، عبور از خط سرخ، شب چراغ، پرده عشق و غيره به عنوان مشاور كارگردان همكارى مى كند. او درباره زمان همكارى اش با اين مجموعه مى گويد: از زمان ساخت دكور براى اين سريال، يعنى از سال ۸۲ درجريان اين مجموعه بودم.
وى درباره انگيزه اش براى همكارى با اين مجموعه گفت: سريال اصحاب كهف تجربه نسبتاً خوبى بود و همان تيم با اين گروه همكارى مى كنند و تنها بازيگران اين مجموعه تغييركرده اند و از آن جايى كه اين تيم خيلى همدل هستند، علاقه مند بودم كه با اين گروه كار كنم.
شورجه در پاسخ به اين سؤال كه از داستان حضرت يوسف تاكنون ۱۶اقتباس ساخته شده، آيا به اين مجموعه نگاه نو شده يا خير گفت: در ساير اديان، اين فيلم به واسطه برداشت هاى مختلف ساخته شده است، ولى اين سريال با برداشت اسلامى كار مى شود و بحث معارف مطرح مى شود و روزنه هاى تازه اى مى شكفد و نكاتى مشخص مى شود كه تاكنون پرداخت كمى نسبت به آن شده يا نشده است. درواقع، اين مجموعه مى خواهد به زواياى پنهان بپردازد.
وى به انتخاب بازيگران اشاره كرد و گفت: در تمام امور، ما با آقاى سلحشور مشاوره داريم ولى قدر مسلم نظرنهايى را ايشان مى دهند.
او مى افزايد: از آنجايى كه صدابردارى سرصحنه انجام مى شود سعى كرديم از بازيگران تئاتر استفاده كنيم كه صداهاى رسا و خوبى دارند و به ميزانسن ها كاملاً آشنا هستند. شورجه به نقش بازيگر حضرت يوسف(ع) اشاره مى كند و مى گويد: ايفاگر اين نقش كسى است كه تا به حال جلوى دوربين نرفته است. البته وى از ميان چند نامزد انتخاب شده است.
محمودپاك نيت ايفاگر نقش يعقوب(ع) با اشاره به اين موضوع كه نقش يعقوب (ع) برايش جذابيتهاى فراوان داشته، گفت: چالش هاى زندگى يعقوب(ع) مثل كورشدنش درزمان فراق يوسف(ع) و... برايم شيرين بود.
فرج الله سلحشور كه در نمايشنامه هاى شب آخر، حصار در حصار، دقيانوس، فستيوال آخرت، تاجر ونيزى و فيلم هايى همچون گوركن، پرواز در شب، انسان و اسلحه، توبه نصوح، مجاهدتهاى خاموش، ايوب پيامبر، دنياى وارونه ودر مجموعه هاى ، مردعمل، حصار در حصار، شب آخر و... بازى كرده است، نويسندگى نمايشنامه حر، ابتلا ميثاق، بهلول، حضرت ايوب(ع)، حضرت يونس(ع)، حضرت عزيز نبى(ع)، يوسف پيامبر و بازنويسى اصحاب كهف را نيز دركارنامه خود دارد. وى كارگردانى را در سريال هاى ايوب پيامبر و اصحاب كهف تجربه كرده است. سلحشور مى افزايد: حضرت يوسف(ع) چهارمين قصه قرآنى (ايوب پيامبر، حضرت مريم، اصحاب كهف) است كه در تلويزيون ايران مقابل دوربين مى رود. اين داستان به دليل برخوردارى از جذابيت هاى دراماتيك مختلف، اثر جذابى است كه درمرحله پخش مى تواند مخاطبان زيادى را جلب كند.
وى مى گويد: شرايط گروه خيلى خوب است و با انسجامى كه دارد كارها به خوبى پيش مى رود.
سلحشور خاطرنشان مى سازد ما نگاه تازه اى داشتيم و كوشيديم در برابر برداشتهاى متفاوت، برداشت نويى را ارائه دهيم.
اين قضيه برگرفته از قرآن كريم است و ما تمام عناصر درام را به قصه داده و آن را پرورش داديم و بينندگان مى توانند نوآورى را در اين مجموعه ببينند.
درواقع، نكاتى ازتاريخ را دراين مجموعه بازمى كنيم كه تاكنون عنوان نشده است.
بعد از گفت وگو با سلحشور سرى به خانه يعقوب (ع) مى زنم تا صحبتى با محمود پاك نيت كه ايفاگر اين نقش است، داشته باشم.
پاك نيت كه در اين سال ها نقش هاى منفى متفاوتى بازى كرده، از شاه عباس صفوى گرفته تا ارباب پس از باران يا شاهزاده بهادر خانه اى در تاريكى، اين بار در لباس يك شخصيت مثبت مى رود. وى درباره نقشى كه دراين مجموعه بازى مى كند، مى گويد: درمجموعه حضرت يوسف(ع)، ايفاگر نقش حضرت يعقوب(ع) هستم. وى درباره انگيزه اش از پذيرش اين مجموعه مى گويد: دليل اول اين است كه اين كار اقتباسى از قرآن است و نسبت به بقيه كارهايم برترى خاصى دارد و نخستين بازى من در مجموعه هاى قرآنى است.
بنابراين، مى كوشم در اين مجموعه بازى خوبى را ارائه دهم.
وى مى افزايد: «درباره تحقيق پيرامون شخصيت يعقوب هم بايد اشاره كنم كه آقاى سلحشور فيلمنامه جامع و خوبى نوشتند و ما به غير از قرآن كريم منابع خاصى نداشتيم. به همين دليل، من وقتى در صحنه حضور پيدامى كنم كمى دلهره دارم كه نقش را بتوانم خيلى خوب درآورم، چرا كه از يك بعد بايد ارتباط اين شخص را با خداوند نشان دهم و از طرف ديگر با خانواده اش.
وى اشاره مى كند: زمانى كه بازى در مجموعه به من پيشنهادشد، چندكار ديگر بود، ولى من اين كار را قبول كردم. چون نقش حضرت يعقوب ويژگى خاص و چالش هاى فراوان خود را داشت، مثل زمانى كه در فراق يوسف(ع) كور مى شود يا ۱۴ سال چوپانى مى كند تا به عشقش برسد و بعد ازرسيدن به همسرش ۱۱ سال بچه دار نمى شود و...
وى تأكيد مى كند: همين پيچيدگيهاى متفاوت بود كه اين نقش را برايم جذاب مى كرد.
بعد از گفت وگو با پاك نيت نگاهى به شهر فدان مى اندازم. هركس مشغول كارى است و با وجودى كه ساعت از ۱ بامداد هم گذشته، ولى مردم همچنان بيدار و به كار خود مشغولند.
سلحشور عوامل را براى ضبط سكانسى ديگر آماده مى كند و من براى اين كه مزاحم گروه نشوم از شهر فدان بيرون مى آيم و به همراه مدير روابط عمومى گروه به ساختمان سرى مى زنيم. چند نفر مشغول طراحى صحنه شهر مصر هستند. اين ساختمان با نماى امروزى در فاصله اى دورتر از شهر فدان قرارگرفته است. مهدى ديلمى دستيار طراح صحنه مشغول طراحى است. وى در مجموعه هاى خانه اى در تاريكى، پس از باران، آبى مثل دريا، كژدم و... دستيار طراح صحنه بوده است.
او مى گويد: اين مجموعه در دكورهايى به مساحت ۳۲۰۰مترمربع فيلمبردارى مى شود. براى شهر فدان كه محل تولد حضرت يوسف است ۴۰۰۰ متر مربع، شهر كنعان ۷۰۰۰ مترمربع، نماهاى خارجى شهر مصر ۱۷۰۰۰ مترمربع و نماهاى داخلى شهر مصر ۷۰۰۰ مترمربع دكورسازى شده و خواهدشد.
ديلمى مى افزايد: البته دكورهاى شهر فدان و كنعان ساخته شده است، ولى شهر مصر درحال ساخت است و درحدود دوماه است كه روى اين شهرك كارمى كنيم.
او اشاره مى كند كه ما قبل از ساخت اين مجموعه فيلم هاى خارجى زيادى همچون ده فرمان، ژوزف و... را ديديم. البته در اين فيلم ها مشكلات زيادى به لحاظ معمارى و طراحى صحنه به چشم مى خورد كه ما با مرور اين طراحى ها و استفاده از كتاب هاى مختلفى كوشيديم كار خوبى براى اين مجموعه طراحى كنيم.
قرار است فيلمبردارى اين مجموعه به صورت HD انجام شود تا عرضه اين مجموعه در بازار بين المللى به راحتى صورت گيرد. تدوين اين مجموعه ارزشمند تلويزيونى را شهريار بحرانى، كارگردان اثرماندگار مريم مقدس (س)، برعهده گرفته است. منتظر اين سريال ـ حتماً ـ پربيننده مى مانيم.
آفرينش هنرى در قرآن كريم
حقيقت آفرينش هنرى
بخش دوم
البته بنيادى ترين پرسش درباره آفرينش هنرى درواقع به بيان حقيقت آن مربوط مى شود؛ اين كه آفرينش هنرى به راستى چيست و آيا با صور و خيالى كه در شعر به طور عام و مستمر و به طور خاص از آن سخن مى گويند سنخيتى دارد و يا خير؟ قراين شعور در كتاب شگرفى هاى قرآن كريم با تفصيل بيشترى دراين باره سخن گفته و به ياد داشته است كه قرآن كريم در ماهيت خويش از بسيارى جهات غير از آن كه يك متن زبانى به شمار مى آيد، منحصر به فرد است و همين ويژگى است كه مقولات قضيه اعجاز زبانى را شكل مى دهد و در همين راستا نيز مى توان در يك فرآيند روشمند و مبتنى بر قاعده اعجاز زبانى قرآنى را مستدل ساخت، اما در اين مقال بايد بر اين نكته تأكيد بگذارم كه آفرينش هنرى عبارت از روشى است كه با توجه به ويژگى ها و خصوصيات آن تنها در قرآن كريم به طرزى شگرف به خدمت گرفته شده است از اين روى ابتدا آفرينش هنرى را از نگاه پردازنده اين نظريه بيان خواهيم كرد و پس از آن سعى ما برآن خواهد بود كه تفاوت هاى اصولاً ماهيتى آفرينش هنرى در قرآن كريم و خيال در كلام انسانى را مورد دقت نظر قرار دهيم. سيد قطب خود در گزارش نظريه «آفرينش هنرى در قرآن كريم» مى گويد: تصوير صورت آفرينى ‎/ آفرينش هنرى درواقع برترين ابزار بيان در سبك و اسلوب قرآنى است. آفرينش هنرى به راستى از معانى ذهنى، حالت روحى، خدا و محسوس، صحنه ديدنى، نمونه انسانى و طبيعت بشرى با نوعى نقش آفرينى و صورت حس شدنى و در عين حال پندارى (مخيل) تعبير مى كند، آن گاه صورت نقش تصوير شده را بالاتر مى برد و به او حياتى شاخص و حركتى نوين مى بخشد، به گونه اى كه فضاى ذهنى هيأت و حركتى مى يابد و حالت روحى، تابلو يا صحنه اى دگر مى شود و نمونه انسانى شاخصى زنده به خود مى گيرد و طبيعت تجسم يافته و قابل رؤيت مى نمايد. اما به رخدادها، صحنه ها ، چشم اندازها و قصه ها چنان هيأتى مى بخشد كه گويى شنونده زندگى را هم اكنون در آن حس مى كند و آن از حركت و جنبش برخوردار است و اگر ديالوگ و گفت وگو را نيز برآن بيفزاييم، تمامى عناصر تخيل در آن استوار و برجا ملاحظه مى شود، آنگاه ديرى نمى پايد كه نمايش آغاز مى شود و شنوندگان (يا خوانندگان) به تماشاگر تبديل مى شوند تا آنجا كه حتى آنان را به صحنه رخدادهايى مى برد كه سالها از اتفاق آنها گذشته است و يا با پى آيند چشم اندازها و نوآفرينى حركات به تماشاى رخدادهايى مى نشيند كه ممكن است در آينده اتفاق افتد و شنونده (يا خواننده) فراموش مى كند كه آن كلامى است كه دارند آن را مى خوانند و يا مثل است كه آن را درميان مى آورند، بلكه برايش چنان مى نمايد كه گويى صحنه اى به نمايش درمى آيد و يا واقعه اى است كه رخ مى دهد و اين ها در واقع به صورت عينى و به دنبال يكديگر از صحنه مى رود و برصحنه مى آيند و اين نشانه هاى انفعال با گونه هاى مختلف يافته هاى برجوشيده از مواضع و هماهنگ با رخدادهاست. واژگانى كه بر زبانها جارى مى شوند. اما از احساس هاى نهفته برمى جوشند. آرى زندگى است و داستان زندگى نسبت به گونه اى كه اگر تصور كنيم ابزارى كه اين معانى ذهنى، حالات روحى ، تشخص نمونه انسانى حالات موقى (ديدنى) همين الفاظ خشك و بى روح هستند نه گونه هاى مختلف تصور و نه انسان هايى برخوردار از قدرت بيان. آن گاه است كه جايگاه اعجاز را در تعبير قرآنى به درستى مى توانيم درك كنيم. (۶)
چنان كه ملاحظه مى شود دراين نظرگاه، آفرينش هنرى در قرآن كريم برخلاف خيال در كلام بشرى، فرايند ديگر را طى مى كند، زيرا خاستگاه خيال اشياى مجسم و عينى هستند كه در ذهن انسان پرورده مى شوند، حال آن كه آفرينش هنرى در قرآن عبارت از تجسم بخشيدن به معانى ذهنى، حالات روحى و رخدادهاى اتفاق افتاده در گذشته و يا اتفاقات آينده است كه همه اينها در حكم معانى ذهنى هستند، زيرا به عنوان نمونه از رخدادهاى گذشته تنها روايت ذهنى بر جاى مانده كه احياناً به صورت مكتوب يا در سينه مردمان محفوظ مانده است كه البته تجسم عينى بخشيدن به آنها كاملاً به فرايندى كه در خيال شاهد آن هستيم تفاوت مى كند. ديگر آنكه آفرينش هنرى در قرآن كريم از آن حيث كه كلام خداوند است پيوند دايمى با حقيقت دارد، حال آن كه خيال به ويژه در اعصار گذشته همواره با وهم آميخته بوده است. براى آن كه موضوع هرچه ملموس تر بيان شود، ابتدا گزارشى از خيال در نظرگاه ادب پژوهان و ناقدان ادبى در شرق و غرب عالم بيان مى شود، تا معلوم گردد كه صورت پردازى و نقش آفرينى هنرى در آيات و عبارات قرآنى در ماهيت خويش با خيال در كلام بشرى كاملاً تفاوت دارد، ويرنيان اصولاً وهم و خيال را يك چيز مى دانستند و پيشينيان مى كوشيدند كه دامن ادب را هرچه بيشتر از خيال به اين مفهوم مبرا بدانند، چنان كه لاپروبير فرانسوى از پيروان مكتب كلاسيك مى گويد: بايد هرچه بيشتر تلاش كنيم كه در سخنان و كتاب هاى ما كمتر اثرى از خيال ديده شود، چرا كه خيال غالباً جز پاره اى افكار كودكانه، چيز ديگرى به بار نمى آورد و اين به راستى سزاوار شأن و جايگاه ما نيست و براى رسيدن به رأى صواب و نيز برخوردار بودن از قوه تميز و رسيدن به مقام والايى هيچ فايده اى بر خيال باز نيست و مى بايد انديشه هاى ما از ذوق تسليم و خرد ناب برجوشد و افكار ما بايد برآمد نفوذ بصيرت ما باشد» حتى پيروان مكتب كلاسيك، خيال را از مشتركات انسان و حيوان مى دانستند و همواره شاعر را در بند نظريه تقليد نگاه مى داشتند تا بى راه نگردد. بيشترين تحول را در مفهوم خيال كانت فيلسوف آلمانى پديد آورد، كانت معتقد بود كه خيال گرانقدرترين قوه انسان است و هيچ يك از قواى بشر بى نياز از قوه خيال نيست، اما وردز ورث، ميان وهم و خيال قائل به تفاوت است و چنين باور دارد كه وهم خطرهايى را به همراه دارد، اما خيال قوه اى والا است. او معتقد است كه وهم سلبى است و با مظاهر صور به ناراستى و به وادى خدعه و نيرنگ درمى افتد. اما خيال به يك عدسى ذرين مى ماند كه شاعر مى تواند از لابه لاى آن موضوعاتى را ببيند كه در رنگ و ساختار خويش اصيل هستند. (۷)
هرچند كه نمايندگان مكاتب ادبى بكوشند تا خيال را پالوده جلوه دهند، اما ملاحظه مى شود كه در هرصورت معتقدندكه خيال با ناواقع و گاه با دروغ نسبى كاملاً نزديك است ، چنان كه در گذشته عربها دروغ و خيال را از يك ماده مى دانستند و ضرب المثل مشهورى تا امروز در ميانشان رواج دارد و اين عبارت كه «اشعرهم اكذبهم ‎/ شاعرترين كسان دروغگوترين آنهاست » دكتر غنيمى هسل در تبيين همين حقيقت مى گويد: گستره كار هنرى ، سرتاسر، خيال است ، هرچند كه ماده و موضوع آن طبيعى باشد(چنان كه مايلان به تقليد براين باور هستند) اما پس از آن كه اين مواد و موضوعات به خيال درمى آيند يا اصلاً موجود نيستند و يا اگر وجود داشته باشند در جايى ديگر وجود دارند و صورت خيالى همواره با احساسى همراه است كه يا پيش از آن وجود دارد و يا اصلاً زاده آن است... داستان خيال در شعر و قصه و نمايش همين است، چرا كه در تمامى آنها مؤلف در تأليف يك موضوع خيالى مى كوشد (البته به مفهومى كه گزارش آن پيش از اين ذكر شد...) از مجموع آن چه در باره خيال درميان آمد چنين نتيجه گرفته مى شود كه زيبايى را تنها در عالم خيال مى توان يافت، اما در واقع در خيال هيچ گونه زيبايى وجود ندارد . (۸)
ملاحظه مى شودكه آفرينش هنرى با خيال،خواه موهوم و يا تقليد شده از طبيعت درماهيت تفاوت دارد، زيرا در خيال عنصر حقيقى پرورش ذهنى طبيعت در نقش هاى مختلف است و همچنين خيالى از صورت زاده مى شود، اما درآفرينش هنرى در قرآن، عنصر بنيادين تجسم بخشيدن به معانى ذهنى و يا احورى است كه در حكم معانى ذهنى هستند و اين امر در هيچ كلام بشرى پيشينه ندارد، زيرا اصولاً در نظريه «محاكاة‎/ تقليد) تخيل از طبيعت آغاز مى شود و با نقش آفرينى ذهنى در دوردستها به اوج خود مى رسد و در بسيارى موارد از خاستگاه خود چنان فاصله مى گيرد كه گويى هيچ ما به ازاى بيرونى ندارد، اما قرآن كريم به عنوان يك متن متين دينى مى بايد واقعيات و حقايق را بيان كند، از اين رو اسلوب و سبكى در آن انتخاب شده كه با حقيقت نسبتى تنگاتنگ داشته باشد، از اين روى در نظر سيد قطب، خيال در قرآن كريم مفهوم راستين مى يابد و عبارت «فهو يعبر بالصورة المحسه المتخيله عن المعنى الذهنى » واقعاً يك پارادوكس نيست، بلكه بيان نوعى حقيقت است. زيرا در آفرينش هنرى اگر خيال به آن مفهومى كه درعبارات و  آيات قرآنى ملاحظه مى شود وجود نمى داشت. هيچ تفاوتى نمى شد ميان آيات و عبارات برخوردار از اين وصف و آياتى كه چنين وصفى در آنها ملاحظه شود، گذارد. زيرا در آيات همواره حقايق مجسم را بيان مى كردند، به خاطر عينيت داشتن موضوع گزاره ها نيازى به آفرينش هنرى نبود، اما اگر موضوع و مواد اين گزاره ها معانى ذهنى ، حالات روانى ، نمونه هاى انسانى و ... بوده اند كه يا خود معناى ذهنى هستند و يا در حكم آن به شمار مى آيند، ملاحظه مى شود كه چنين معانى اى صرفاً ذهنى بيان نشده اند، بلكه در آيات خداوند آگاه به اسرار زبان و آفريننده آن به تصريح قرآن كريم حق را مى گويد و بس. آنگاه ذهنيات را هم در ساختارى بيان كرده كه به آن تجسم و عينيت بخشيده است ، تا موضوع براى بشر ملموس تر و قابل درك باشد. چنين تجسمى چنان كه در بيان نمونه ها تصريح خواهيم كرد «مخيل» است. اما آنچه در خيال مى آيد با واقع ارتباطى تنگاتنگ دارد. از اين روى است كه سيد قطب مى گويد، آفرينش هنرى در سه چهارم عبارات و آيات قرآنى به خدمت گرفته شده است و در آن يك چهارم ديگر از آن حيث كه گزاره ها از ماده و موضوع مقتضى براى بيان تصويرى برخوردار نبوده اند، به شيوه اى متناسب با آن درميان آمده اند. در مشاهد القيامه دراين باره آمده است:« من با برشمردن دقيق نصوص قرآن به اين نتيجه قطعى رسيده ام كه از حيث كمى ، قصه، صحنه هاى رستاخيز، نمونه هاى انسانى، منطق وجدانى ، همراه با تصوير حالات روحى ، تشخيص معانى ذهنى و تمثيل پاره اى رخدادهاى زمان حضرت محمد(ص) تقريباً حدود سه چهارم قرآن كريم را شامل مى شود و جز گزاره هاى بيان كننده احكام قانون گذارى ، پاره اى مواضع جدل و بخشى از اغراض ديگر كه مقتضى روش تقدير محض ذهنى هستند، از اين سبك مستثنى نيستند كه موارد پيش گفته نيز تنها حدوداً يك چهارم را در بردارند. بنابراين هرگز بيراه نگفته ام كه آفرينش هنرى در اسلوب قرآنى برترين ابزار تعبير است . (۹)
آنگاه در تبيين حقيقت آفرينش هنرى مى گويد: « روش آفرينش هنرى از زيباترين راه هاى تعبير است و هم در هنر و هم در دين زيباترين روش هم محسوب مى شود. در بيان فضيلت آن چنان كه در كتاب «التصوير الفنى » نيز گفته ايم ـ همين بس كه معانى را در ساختار محض ذهنى آنها تصور كنيم، آنگاه همان ها را در صورت تصويرى عينيت يافته آنها دوباره در ذهن آوريم:
خواهيم ديد كه معانى در روش نخست ذهن و خرد انسان را مورد خطاب قرار
مى دهند ، حال آن كه در روش دوم با حس و وجدان او سخن مى گويد و در روش نخست تنها در پرتو زيبايى آن به ذهن و خرد آدمى را مى برند. اما در روش دوم از راه هاى مختلف مى توانند خود را به روح انسان برسانند: از طريق خودش با خيال انگيزى و تأثيرگذارى از طريق عواطف و وجدان متأثر با پژواك و پرتو آن و.... چنان كه ملاحظه
مى شود در روش دوم ذهن تنها راه منتهى به روح نيست بلكه يكى از منافذ گشوده براى رسيدن به آن است. (۱۰)
ادامه دارد
پى نوشت
۶. التصوير الفنى، ص۳۲
۷.  غنيمى هلال، محمد، النقد الأدبى الحديث، ص۳۸۸ به بعد
۸. پيشين
۹. سيد قطب، مشاهد القيامه، ص۷
۱۰. پيشين

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   گزارش خارجى   |   رودررو   | 
|   كودك   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |