شنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۵ - ۲۴ ذيقعده ۱۴۲۷
Sat, Dec 16, 2006
حوادث
۳۵۲۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
ميراث فرهنگى
مهرگان
ماجرا
كودك
رئيس پليس استان فارس اعلام كرد
• اين ۲ شرور كه ۱۱ مرد و يك زن را كشته و باعث وحشت اهالى شرق فارس شده بودند، در حمله پليس به مخفيگاه روستايى شان از پاى درآمدند
• تصادف ۷ دستگاه خودرو در كيلومتر ۱۴ جاده قديم كرج، جان ۲ نفر را گرفت
• فرد شرورى كه به همراه ۲ برادر و پدرش معروف به «اصغر خوفناك» ، جوانى را در افسريه به طرز فجيعى به قتل رسانده بودند، دستگير شد. پليس در تعقيب پدر و ۲ برادر ديگر است
با دستگيرى يكى از پسران صورت گرفت
رئيس پليس استان فارس اعلام كرد
مرگ ۲شرور
درعمليات مرحله اى پليس
• اين ۲ شرور كه ۱۱ مرد و يك زن را كشته و باعث وحشت اهالى شرق فارس شده بودند، در حمله پليس به مخفيگاه روستايى شان از پاى درآمدند
• تصادف ۷ دستگاه خودرو در كيلومتر ۱۴ جاده قديم كرج، جان ۲ نفر را گرفت
• فرد شرورى كه به همراه ۲ برادر و پدرش معروف به «اصغر خوفناك» ، جوانى را در افسريه به طرز فجيعى به قتل رسانده بودند، دستگير شد. پليس در تعقيب پدر و ۲ برادر ديگر است
بازگشت امنيت به شرق استان فارس
267690.jpg
سردار احمدرضا بيگى، فرمانده انتظامى استان فارس، با بيان جزئيات عمليات پليس براى دستگيرى گروه اشرار در روستاى هادى آباد گفت: «اين دو شرور و همدستانشان در سال هاى اخير در كوهستان هاى اطراف فسا، پناه گرفته بودند و برخى افراد محلى به دليل وابستگى هاى قومى و فاميلى يا از ترس با آنها همكارى داشتند و امكانات، تجهيزات و اطلاعات مورد نيازشان را در اختيارشان قرار مى دادند و همين پشتيبانى هاى قومى و قبيله اى، امكان نفوذ نيروهاى پليس به مخفيگاه هاى آنان و دستگيرى اين اشرار را بسيار سخت كرده بود.» وى افزود: «متأسفانه در سال ۷۷ عدم رسيدگى مناسب در درگيرى خونين ميان دو طايفه، باعث رشد چنين گروه هاى شرورى شده بود كه در مدت ۸ سال ۱۷ تن را كشته بودند. پليس و سپاه نيز در اين راه شهيد داده است.» سردار بيگى افزود: «پس از كشته شدن دو شرور معروف بخش شش ده قره بلاغ و مطلع شدن اهالى منطقه، به رغم سرماى شديد، مردم به بيرون از خانه هايشان ريختند و به جشن و شادمانى پرداختند.»
267699.jpg

گروه حوادث - شيراز، خبرنگار «ايران»: دو شرور آدمكش كه با سازماندهى شبكه اى مسلح باعث وحشت اهالى شرق استان فارس شده بودند، در حمله نيروهاى پليس به مخفيگاه روستايى شان از پاى درآمدند. اين دو شرور در قتل ۱۱ مرد و يك زن نقش اصلى داشتند و از سال ۷۷ تحت تعقيب ويژه بودند.
> كينه قديمى ـ در سال ،۷۷ ميان دو طايفه خيرى و نجفى در منطقه شش ده استان فارس درگيرى خونينى رخ داد كه در آن مردى به قتل رسيد و اين واقعه كينه اى قديمى را ايجاد كرد. در حالى كه همه ريش سفيدان سعى داشتند از انتقامجويى هاى خودسرانه جلوگيرى كنند، همه تلاش ها به بن بست خورد؛ به گونه اى كه نزاع هاى قبيله اى ميان اين دو طايفه شدت گرفت و ۶ تن از طايفه نجفى و ۷ تن از طايفه خيرى و ميرشكارى به قتل رسيدند و همچنين ۴ تن از مأموران پليس و سپاه پاسداران كه براى ميانجيگرى و خنثى سازى درگيرى مسلحانه وارد عمل شده بودند، هدف گلوله اشرار قرار گرفته و به شهادت رسيدند.
> باج گيرى از روستاييان ـ با تشكيل گروه هاى اشرار در اين دو طايفه و در حالى كه پليس اقدامات اطلاعاتى ويژه اى را براى يافتن سرنخى از چگونگى عمليات خرابكارانه گروه هاى اشرار در دستور كار داشت، اين شبكه ها نه تنها به انتقامجويى و قتل يكديگر ادامه مى دادند، بلكه در شاخه هاى جداگانه از هر روشى براى ضربه زدن به يكديگر استفاده مى كردند. دو گروه مخالف با گروگانگيرى، باج گيرى، آتش زدن مزارع، تيراندازى به ترانس هاى برق، اخاذى و سرقت هاى مسلحانه در شرق استان فارس رعب و وحشت زيادى به وجود آورده بودند، تا جايى كه اهالى منطقه در انجام معاملات ملكى و فروش محصولات كشاورزى ناچار بودند تا به اين شبكه هاى مسلح باج بدهند.
> نخستين عمليات ضداشرار ـ مأموران پليس استان فارس بعد از اين كه در عمليات هاى كوچك خود براى دستگيرى اشرار دو طايفه به بن بست خوردند و مأموران نيز هدف گلوله قرار گرفتند و شهيد و زخمى شدند، در نخستين مرحله برخورد سازمان يافته با اشرار شرق استان فارس در سال ۸۳ پس از اقدامات اطلاعاتى و شناسايى مخفيگاه هاى اشرار به مقر آنان حمله بردند و توانستند يكى از سركردگان آنها به نام محمود نجفى و همدستان وى را دستگير كنند و به پشت ميله هاى زندان بيندازند. اين مرد شرور و چند تن از همدستانش محكوم به اعدام شدند و با توجه به تأييد اين حكم سنگين، آنان به انتظار دار مجازات نشسته اند.
> وحشت در روستا ـ با وجود دستگيرى يكى از سركردگان اشرار، دو تن از شاگردان وى كه مسعود نجفى و ميرزا احمد جعفرى بودند، با گردآورى بازماندگان شبكه قديمى، هدايت اين گروه مسلح و جنايتكار را برعهده گرفتند. وقتى پليس گزارش هايى از فعاليت مسلحانه اين شبكه سازمان يافته دريافت كرد، خود را در برابر دو شرور بى رحم ديد كه براحتى دست به آدمكشى مى زدند. يكى از آنان كه جوان ۳۷ ساله روستايى به نام مسعود و از اهالى هادى آباد بود، از سال ۷۸ تا ۸۵ در پرونده اتهامى اش ۲۴ فقره جنايت منجر به قتل و جرح داشته است. اقدامات مسعود تحت تجسس ويژه قرار گرفت و مأموران پليس استان فارس پى بردند اين مرد مسلح كه هميشه و در همه حال اسلحه همراه خود دارد، با همدستى ميرزا احمد جعفرى ۳ تن از مأموران پليس و سپاهى، ستواندوم مهرزاد فريدون نژاد، استوار يكم حسن رضايت وند و پاسدار اسكندر ميرشكارى را به شهادت رسانده اند و ۹ مرد به نام هاى بهروز نوروزى پور، مرتضى معصوم نژاد، غلام باقرى، عابدين شفيعى، ايوب فتحى، محمدحسين شفيعى، آقايار رحيمى، رسول رحيمى و يك زن به نام نجمه رحيمى را نيز كشته اند و ۱۲ تن ديگر را به ضرب گلوله راهى بيمارستان كرده اند. سنگدلى اين دو قاتل تا حدى پيش رفته بود كه در شب حنابندان نجمه ۱۷ ساله، به خانه اين نوعروس حمله كردند و وى را به همراه پدر و برادرش به گلوله بستند.
> يك دستور ـ مأموران پليس استان فارس كه در چندين مرحله اقدامهاى عملياتى، سعى در شناسايى مخفيگاه و دستگيرى اشرار در منطقه شش ده قره بلاغ از توابع فسا دست زده و به بن بست خورده بودند، پس از دستور ويژه قاضى اين پرونده كه از ۳ سال پيش از سوى رئيس قوه قضائيه مأمور رسيدگى به اين شبكه مسلح شده بود، در قالب گروهى مشترك با مأموران اداره كل اطلاعات استان فارس توانستند سايه به سايه گروه اشرار و دو سركرده آن را تعقيب كنند و در كمين آنان بنشينند.
> محاصره مخفيگاه روستايى ـ ساعت ۱۸ شامگاه پنجشنبه ۲۳ آذر ماه سال جارى زنگ عمليات ضد اشرار در روستاى هادى آباد به صدا درآمد. همه شاخه هاى تعقيبى نشان مى داد كه تعدادى از اشرار به همراه مسعود نجفى و ميرزا احمد جعفرى به خانه اى روستايى پناه برده اند كه متعلق به يكى از آشنايان آنان است. ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه، پس از محاصره كامل اين خانه از سوى مأموران پليس، با استفاده از بلندگو به اشرار هشدار داده شد تا با پرهيز از هرگونه مقاومت و درگيرى، خود را تسليم كنند. وقتى اشرار با بى اعتنايى به اخطار پليس خود را تسليم نكردند، گروه هاى عملياتى خواستند تا زنان و كودكان از خانه روستايى خارج شوند. در حالى كه هيچ زن و كودكى در مخفيگاه اشرار نبود، مأموران باز خواستند مسعود، ميرزا احمد و اعضاى شبكه اشرار خود را تسليم كنند، اما آنان به سوى مأموران تيراندازى كردند تا بتوانند با شكستن حلقه محاصره فرار كنند. با اقدام مسلحانه اشرار و در حالى كه آنان شانسى براى فرار از محاصره نداشتند، دو گروه ويژه آگاهى و يگان رزم پليس كه در شش ده قره بلاغ حاضر بودند با استفاده از سلاح هاى انفرادى و گلوله هاى آر.پى.جى هفت به سمت خانه روستايى حمله كردند. اين گروه ها ابتدا با پرتاب گاز اشك آور سعى كردند شرايط را براى دستگيرى اشرار مهيا كنند، اما زمانى كه متوجه شدند دو شرور مى خواهند به هر طريق ممكن فرار كنند، به سمت خانه روستايى آتش گشودند و اشرار را زمينگير كردند.
> مرگ دو شرور ـ وقتى پليس ديگر مقاومتى از سوى اشرار نديد، دستور آتش بس را صادر كرد و مأموران پى بردند همه اشرارى كه در داخل مخفيگاه مانده بودند، از پاى درآمده يا زخمى شده اند. بدين ترتيب جست وجو در خانه روستايى آغاز شد و مأموران با پيكرهاى بى جان مسعود و ميرزا احمد روبرو شدند كه هدف گلوله هاى پليس قرار گرفته و از پاى درآمده بودند. در پاكسازى اين مخفيگاه، ۲ اسلحه كلاش، ۸ خشاب، اسلحه كمرى رولور، تجهيزات نظامى، دوربين ديد در شب و بى سيم دستى به دست آمد كه متعلق به گروه اشرار بود.
تصادف مرگبار ۷ خودرو
267687.jpg
تصادف ۷ دستگاه خودرو در كيلومتر ۱۴ جاده قديم كرج و در مسير شرق به غرب اين جاده صبح پنجشنبه جان دو نفر را گرفت. اين حادثه رانندگى بين هفت دستگاه خودرو شامل دو دستگاه سوارى پژو ،۴۰۵ يك كمپرسى نيسان ديزل، يك دستگاه مينى بوس، يك دستگاه پيكان سوارى، يك دستگاه اتوبوس و نيز يك دستگاه پژو آردى اتفاق افتاد. در اين تصادف دو اتومبيل پژو ۴۰۵ در بين كمپرسى و مينى بوس قرار گرفت كه در اثر برخورد شديد و ضربات وارده خودروى پژو و كاميون كمپرسى دچار حريق شد. در اين حادثه هر دو راننده خودرو پژو در اثر آتش سوزى در خودرو ها محبوس شده و سوختند.
بازداشت خواستگار قلابى با ۴ شكايت
267693.jpg
گروه حوادث: خواستگار قلابى به اتهام اغفال خانواده ۴ دختر جوان بازداشت شد. اين مرد ۳۵ ساله شامگاه پنجشنبه توسط يكى از اين دختران در خيابان خيام تهران شناسايى و توسط پليس كلانترى ۱۱۳ بازار بازداشت شد.
مأموران گشت پليس وقتى با فريادهاى دختر جوانى كه خطاب به يك مرد،
او را كلاهبردار معرفى مى كرد، اقدام هاى پليسى را آغاز و خواستگار قلابى را به كلانترى انتقال دادند.
دختر جوان درحالى كه سعى مى كرد مانع فرار مرد جوانى شود، به مأموران گفت: اين مرد چند هفته قبل به خواستگارى خواهرم آمد. پس از چند روز او به بهانه اى از ما نزديك به ۲ ميليون و پانصد هزار تومان پول گرفت و ناپديد شد. با انتقال متهم به كلانترى، دختر جوان در ادامه تحقيقات به مأموران گفت: اوايل آذرماه وقتى از خانه به دانشگاهم در رودهن مى رفتم، سوار خودرو پيكان اين مرد شدم. در بين راه او با تلفن همراهش صحبت مى كرد و از گفته هاى او متوجه شدم كه او مأمور است. پس از طى مسافتى، او خودش را مأمور معرفى كرد و گفت مى تواند مرا به دانشگاه تهران منتقل كند و همچنين مى تواند با نفوذى كه دارد، برادرم را از سربازى معاف كند.
وى ادامه داد: او با وعده هايش مرا فريب داد و گفت كه دو مغازه در جزيره كيش و يك آپارتمان در ميرداماد دارد و هميشه در حال مسافرت است. آشنايى ما از همان جا شروع شد و چند روز بعد او به خانه ما آمد. در اين رفت و آمدها او با خواهرم آشنا شد و به خواستگارى او آمد. خانواده ام با توجه به اعتمادى كه پيدا كرده بودند، جواب مثبت دادند و او نيز قول داد كار انتقال من و معافى برادرم را درست كند. چند روز بعد او مقدار زيادى پول از پدرم گرفت و گفت يك هفته بعد كار انتقال دانشگاه من و معافى برادرم را درست خواهد كرد. اين دختر در ادامه گفت: از آنجايى كه به گفته هاى او شك كرده بودم، به نشانى او كه به عنوان محل سكونتش داده بود، رفتم، ولى متوجه شدم نشانى متعلق به دختر جوانى است كه او نيز مانند ما فريب اين خواستگار قلابى را خورده است.
پدر اين دختر وقتى ماجراى ما را فهميد، گفت كه دو سال قبل اين مرد در رفت و آمد به محل كار دخترم، با او آشنا شد و با ابراز علاقه به دخترم، به خواستگارى او آمد. روز خواستگارى او به ما گفت: پدر و مادرش فوت كرده اند و كسى را در اين دنيا ندارد. او خودش را مأمور معرفى كرد و گفت در جاده ساوه يك گاودارى بزرگ دارد. همچنين دو باب مغازه در كيش و يك آپارتمان در ميرداماد دارد و مى تواند دخترمان را خوشبخت كند. با هزار اميد و آرزو پذيرفتيم و چند روز بعد او از من مبلغ يك ميليون و ۴۰۰ هزار تومان براى خريد تلفن همراه و طلا براى دخترم گرفت و گفت وقتى حقوق گرفت، آن را به من بر مى گرداند، بعد از مدتى او با زرنگى به دخترم گفت كه به يك مأموريت خارج از كشور مى رود، ولى از آن زمان تاكنون ناپديد شده است و هنوز هم دخترم چشم انتظار بازگشت او است. با انجام اين تحقيقات و اظهارات دختر جوان، مأموران پليس از اين مرد خواستند تا به كلانترى بيايد. او در مواجهه حضورى با متهم، او را شناسايى كرد و گفت: اين همان مردى است كه به خواستگارى دخترم آمده بود.
افسر پرونده در ادامه تحقيقات و بررسى سوابق متهم بازداشت شده متوجه شد كه او ۲ سال قبل نيز به جرم كلاهبردارى به زندان افتاده بود. با انجام اين تحقيقات، مأموران با بازرسى خودرو وى، مدارك شناسايى دختر جوانى را پيدا كردند كه با بررسى آن مشخص شد وى آخرين قربانى اين خواستگار قلابى بوده و او نيز مقدار زيادى پول به اين مرد داده بود.
با اعتراف هاى متهم، مأموران در تحقيقات خود پى بردند وى تاكنون به بهانه ازدواج اقدام به كلاهبردارى از خانواده ۴ دختر جوان كرده است. به گزارش خبرنگار ما، به دستور بازپرس دادسراى ناحيه ۱۲ متهم با قرار بازداشت براى ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
با دستگيرى يكى از پسران صورت گرفت
تعقيب پدرخوانده اى به نام اصغر خوفناك
267684.jpg
گروه حوادث: جوان شرورى كه در جريان نزاع خونين پسر جوانى را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود پس از گذشت ۲۱ ماه دستگير شد. اين جوان شرور به همراه دو برادر و پدرش معروف به «اصغر خوفناك» با حمله به پسر جوانى در منطقه افسريه او را به طرز فجيعى به قتل رساندند.

نيمه شب ۳۱ فروردين ماه سال گذشته مأموران كلانترى ۱۵۶ افسريه با دريافت گزارشى از يك نزاع دسته جمعى در حاشيه اتوبان افسريه به محل اعزام و در تحقيقات پى بردند ۳ جوان شرور به همراه پدرشان با ضربات چاقو پسر ۲۵ ساله اى به نام محمدشاهانى را از پاى درآورده اند. با انجام اين تحقيقات مأموران رديابى ها براى شناسايى مخفيگاه آنها آغاز شد و با گذشت ۲۱ ماه يكى از اين ۴ متهم فرارى را در شهرك كيانشهر شناسايى و غروب روز چهارشنبه ۲۲ آذرماه دستگير كردند. جوان شرور پس از بازداشت با اعتراف به قتل گفت: پدرم چندى قبل از زندان آزاد شده بود و روز حادثه به خاطر اختلافى كه با محمد داشتيم او را با ضربات چاقو به قتل رسانديم. به گزارش خبرنگار ما، متهم پس از اعتراف با قرار بازداشت در اختيار پليس آگاهى تهران قرار گرفت و تحقيقات براى دستگيرى اصغر خوفناك و دو پسر ديگرش ادامه دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |