ـ محمد احمد پناهى سمنانى
متولد ۱۳۱۳ سمنان / گذراندن تحصيلات ابتدايى در سمنان / گذراندن تحصيلات متوسطه در تهران / كارشناس تاريخ از دانشگاه تربيت معلم، ۱۳۵۶ / فرهنگ پژوه و مردم شناس
پديدآورنده: شعر، تحقيق ادبى، تاريخ و فرهنگ عامه ايران
الف) در زمينه فرهنگ عامه ايران:
ـ «ترانه هاى ملى ايران»، در سه چاپ، ۱۳۸۳ / «فرهنگ سمنانى»، شرح حال و نمونه آثار در گويش سمنانى، ۱۳۶۶ / «آداب و رسوم مردم سمنان»، چاپ دوم، ۱۳۸۳ / «ترانه و ترانه سرايى در ايران»، چاپ دوم، ۱۳۸۴ / «دوبيتى هاى بومى سرايان ايران»، شرح حال و نمونه آثار، ۱۳۷۹ / «ترانه هاى دختران حوا»، ترانه ها در شعر عاميانه ايران، نشر ترفند، ۱۳۸۰ / «شيوه سنتى تقسيم آب در سمنان»، نشر ميراث فرهنگى، ۱۳۸۱ / «تاريخ در ترانه»، رخدادهاى سياسى و اجتماعى به روايت ترانه هاى عاميانه ايران، نشر پژواك كيوان، ۱۳۸۴
ب) ادبيات
ـ «از دى كه گذشت»، بخشى از اشعار فارسى، انتشارات حيدربابا، ۱۳۶۰ / «منظومه هاى شاعر و پرى»، براساس قصه اى از كاتول مندس، شاعر آرمانگراى فرانسوى (۱۹۰۹-۱۸۴۱)
پ) تحقيق ادبى
ـ «شعر كار در ادب فارسى»، بازتاب هاى كار در شعر فارسى، ۱۳۶۹
ت) تاريخ
ـ «ظفرنامه تاريخ»، تاريخ فتوحات امير گورگانى، تأليف نظام الدين شاهى از روى نسخه فيلكس تاور، نشر بامداد، ۱۳۶۴ / «تيمور لنگ، چهره هراس انگيز تاريخ»، انتشارات نمونه و حافظ نوين، سيزده چاپ / «چنگيزخان»، چهره خونريزى تاريخ، يازده چاپ «حسن صباح»، چهره شگفت انگيز تاريخ، يازده چاپ / «آغامحمدخان قاجار»، چهره حيله گر تاريخ، انتشارات نمونه، يازده چاپ / «نادرشاه»، بازتاب حماسه و فاجعه ملى، يازده چاپ / «شاه عباس كبير»، مرد هزار چهره، نه چاپ / «شاه اسماعيل صفوى»، مرشد سرخ كلاهان، پنج چاپ / «لطفعلى خان زند»، از شاهى تا تباهى، پنج چاپ / «شاه سلطان حسين صفوى»، تراژدى ناتوانى حكومت، سه چاپ / «اميركبير»، تجلى افتخارات ملى، دو چاپ / «فتحعلى شاه قاجار»، سقوط در كام استعمار، دو چاپ / «ستارخان»، سردار ملى و نهضت مشروطه، يك چاپ / «ناصرالدين شاه»، فراز و فرود استبداد سلطنتى در ايران، يك چاپ و...
ث) ويراستارى و تحرير متن و مقدمه و مباشرت در چاپ بسيارى از كتب.
ج) تأليفات سپرده شده به ناشر
ـ «شعر بومى قومس»، نمونه بومى سروده هاى شاعران استان سمنان / «شعر بومى كومش» (قومس)، نمونه بومى سروده هاى شاعران استان سمنان، نشر آشنايى / «سلطان محمود غزنوى»، نماد سلطه جويى و تعصب / «طبيب عشق»، زندگى سيداسماعيل جوجانى پزشك نامدار ايران، نشر گستره / «خرده آيين هاى زيباى ايرانى»، نمونه هاى خرده سنت ها و رسم هاى مردم ايران و... نشر گستره
چ) چاپ بيش از صد مقاله در نشريات مختلف
ـ سپاسنامه و تقدير در آيين آواى دوست، نكوداشت استاد بيژن ترقى و يادمان استاد على تجويدى به خاطر تأليف كتاب ترانه و ترانه سرايى در ايران، فرهنگسراى هنر، ۱۳۸۵ / لوح سپاس و قدردانى براى شركت و ارائه مقاله در كنگره عارف بزرگ شيخ علاءالدوله سمنانى، ۱۳۸۰ / لوح سپاس و قدردانى به خاطر تحقيق در گويش سمنانى از سوى مؤسسه مطالعات و پژوهش هاى كاربردى، ۱۳۸۲ / لوح سپاس براى شركت و ارائه مقاله در نخستين جشنواره فرهنگ فولكلور كومش، سمنان ۱۳۸۲ / لوح سپاس براى ارائه مقاله و شركت در سومين همايش قومس شناسى / لوح سپاس به خاطر خدمات بى شائبه در بخش فرهنگ مكتوب / لوح تقدير از سوى دانشگاه سمنان به خاطر پاسدارى و شناسايى گويش كهن سمنانى / لوح سپاس به خاطر حق شناسى براى شركت و ارائه مقاله در همايش سفرهاى نذرى، سيرجان، ۱۳۸۵ /لوح تقدير به پاس يك عمر تلاش در جهت اشاعه موسيقى بومى و تعميق و تلطيف فضاى فرهنگى سمنان از سوى پانزدهمين جشنواره موسيقى استان گلستان، ۱۳۸۴ / لوح تقدير و سپاس از سوى شوراى كتاب كودك به خاطر پيام به جشن ايرانى هانس كريستين آندرسن و اعطاى تنديس آندرسن، ۱۳۸۴
محمد مفتاحى: يكى از رشته هايى كه در جامعه ما كمتر مورد توجه قرار گرفته است، بررسى فرهنگ عامه و تحقيق و پژوهش علمى عميق در اين زمينه است. تأسف از اين بى توجهى آن هنگام شدت مى يابد كه دريابيم زمينه هاى پژوهش دراين رشته تا چه اندازه فراخ و گسترده است. ديدار با استاد محمد احمد پناهى، فرهنگ پژوه و مردم شناس نامى معاصر كه عمرى به پژوهش و تحقيق، ويراستارى و تأليف در زمينه تاريخ و فرهنگ عامه ايران پرداخته است، ما را به خوبى با جنبه هاى گوناگون اين حوزه آشنا مى كند. او كه علاوه بر تحقيقات متعدد و وسيع علمى در طول ساليان فعاليت فرهنگى خود، به همكارى با نشريات و سرودن شعر هم پرداخته است، از مهم ترين فرهنگ پژوهان ايران و در رشته خود سرآمد محسوب مى شود. جنبه هاى مختلف فعاليت هاى او اعم از تحقيق در زمينه فرهنگ عامه ايران، ادبيات، تاريخ و نوشتن مقاله هاى مختلف علمى و سرودن شعر از چنان وسعتى برخوردار است كه نوشتن درباره آنها كارى دشوار مى نمايد و حوصله اى علمى مى خواهد.
محمد احمد پناهى كه آثارش با نام «پناهى سمنانى» منتشر شده است و يكى از برجسته ترين پژوهشگران فرهنگ عامه و مردم شناسى محسوب مى شود، نوزدهم مهرماه ۱۳۱۳ در شهر سمنان به دنيا آمد. پدرش سيد على اكبر احمدپناهى صوفى بيسوادى بود كه هزاران شعر از بر داشت و آنچه از معارف شيعه و قصص پيامبران و حالات و حكايات اولياءالله و شيوخ و اقطاب دراويش سلسله گنابادى شنيده و آموخته بود، به خاطر داشت. او تك بيت هاى عارفانه زيبا، حكايات مذهبى فراوان مى دانست و در هر فرصتى براى فرزندانش با گرمى و شور خاصى مى خواند. مادرش بى بى خانم هم در رشد فرهنگى محمد تأثير بسزايى داشت. وى درباره مادر خود مى نويسد: «باسواد بود و با استيلا و شيوايى و صدايى دلكش و پرشور قرآن مى خواند. سخت پاى بند آداب و مراسم دينى اش بود. معلومات دينى و آگاهى فرهنگى اش به مراتب از پدر بيشتر بود و شعرهاى بيشترى از او در حافظه داشت...» در چنين خانواده اى كه پر از شور شعر و نور عرفان بود، همه شرايط براى تحصيل علم و فرهنگ مهيا بود. از ۵ سالگى وى را به مكتب فرستادند تا قرآن بياموزد و در ۸ سالگى تحصيلات ابتدايى خود را در دبستان «هدايت» سمنان آغاز كرد تا سال ۱۳۲۷ كه با اتمام اين دوره وارد دبيرستان شد. اين دوره را هم با موفقيت به پايان برد و براى ادامه تحصيل وارد دانشگاه تربيت معلم شد و سال ۱۳۵۶ در رشته تاريخ ليسانس گرفت. وى درباره علت فاصله افتادن ميان تحصيلاتش مى گويد: «پايتخت در آن سال ها در تلاش و تكاپوى سياسى ـ اجتماعى غرق بود. فضاى باز سياسى جوان ها را سخت در خود سرگرم ساخته بود. در هر خيابان و كوى و برزن كه نگاه مى كردى، بحث و جدل سياسى و اجتماعى بود. همه مردم فرهنگى و سياسى بودند. روزنامه و مجله و ماهنامه و كتاب چندان فراوان بود كه وقت خواندن پيدا نمى كردم. بازارهاى تبادل انديشه و آموختن چندان داغ بود كه جز آن به چيزى نمى انديشيدم. در اين سال ها، تا كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آنقدر كتاب و روزنامه خوانده و بحث هاى فرهنگى شنيده بودم كه نيازى به ادامه تحصيل پيدا نمى كردم. اصلاً در فكرش هم نبودم. مى خواندم، مى نوشتم و شعر مى ساختم». و درباره آغاز كار شاعرى اش مى گويد: «۱۷ ساله بودم كه با خواندن شعرهاى شبه فولكلوريك روزنامه «چلنگر» شعر ساختن را آغاز كردم. ذوقش به سرعت در من مى جوشيد. وقتى نخستين شعرم كه يك رباعى است و آبكى بود، در آن روزنامه چاپ شد، اثرى عميق در من گذاشت:
كاشانه، ما زصلح پرنور شده
ابناى بشر زصلح مسرور شده
آن دشمن صلح و دوستى در همه جا
در چشم بشر پليد و منفور شده
و از آن پس الفتى پردوام و طولانى با شعر و نثر و روزنامه و كتاب در من حاصل شد و همچنان برجاى ماند». در همين ايام به واسطه يكى از آشنايان در شركت پنبه، وابسته به سازمان برنامه، مشغول كار شد و او را به كارخانه پنبه بندر گز فرستادند. آنجا با صادق سرفراز، آشنا شد. او كه رئيس كارخانه پنبه بود، تأثير خاصى در ذوق و وابستگى هاى فرهنگى احمدپناهى به جاى گذاشت. پس از اين دوره به ورامين منتقل شد و تا سال ۱۳۴۰ در روستاى كوچك جيتو زندگى كرد تا اينكه به تهران منتقل و در سال ۱۳۵۸ بازنشسته شد. بعد از آن هم هرچند در شركت پنبه، شركت كارخانجات دولتى وابسته به سازمان برنامه، بنگاه ماشين هاى كشاورزى وابسته به وزارت كشاورزى كار كرد، اما هيچ گاه پيوند خود را با فرهنگ و ادب، نوشتن، سرودن، همكارى با مطبوعات و حضور در كانون هاى فرهنگى قطع نكرد. دوران بازنشستگى يك فرصت طلايى براى او بود. تحقيق و نوشتن و بازگشت به انبوه يادداشت ها و سر و سامان دادن به آنها به يك مشغله دائمى برايش تبديل شد. نخستين مجموعه شعرش را با نام «از دى كه گذشت» در مهرماه سال ۱۳۶۰ منتشر كرد. سال ۱۳۶۷ هم منظومه «شاعر و پرى» را كه فكر آن براساس قصه اى از كاتول مندس، اديب آرمانگراى فرانسوى (۱۹۰۹-۱۸۴۱ م)، طراحى شده بود، در يك مثنوى دويست و چند بيتى ساخت و از آن پس به طور جدى دنبال سرودن شعر نرفت. اما يك پژوهش ادبى را پى گرفت كه حاصل آن كتاب «شعر كار در ادب فارسى، بازتاب كار در شعر شاعران گذشته و معاصر» بود و در سال ۱۳۶۹ با هزينه شخصى چاپ شد. او در اين پژوهش براى نخستين بار و به طور جدى به مفهوم كار فيزيكى در ادبيات پرداخته كه از آثار در خور توجه و ماندگار پژوهشى است.
احمد پناهى سپس به تاريخ روى آورد كه رشته تحصيلات تكميلى اش بود. او درباره اين دوره از فعاليت خود مى گويد: «مخاطبم جوان ها و افرادى بودند كه مى خواستند از تاريخ و حوادثى كه بر مردم ما گذشته است تا جايى كه ممكن است آگاهى هاى درست به دست آورند. به پشتوانه تحصيل و مطالعاتم دلگرم بودم. قالب كار هم فراز و نشيب زندگى و كارنامه شخصيت هاى معروف تاريخ بود. بى رعايت سلسله مراتب تاريخى، در بيست و دو جلد كتاب، نه فقط زندگى خصوصى، بلكه در مقياسى وسيع تر دوران تاريخى، عوامل سياسى و اجتماعى و فرهنگى دورانى كه قهرمان هر كتاب در آن به قدرت رسيده، گزارش شده است...» علاوه بر اين ها، ۹ عنوان از كارهاى تاريخى او نزد ناشران در نوبت چاپ است، در حالى كه بايد يادآورى كرد در ميان آن ۲۲ كتاب تاريخى چهره هاى منفور و محبوب در كنار هم وجود دارند و پناهى سمنانى تنها به چهره هاى محبوب تاريخ نپرداخته است. تيمور لنگ، چنگيز مغول، آغامحمدخان قاجار و.... كريم خان زند، اميركبير، خواجه نصيرالدين طوسى، ستارخان، قائم مقام فراهانى و فردوسى نام هايى هستند كه او در بخش پژوهش تاريخ به آنها پرداخته است. اما پناهى در ميان كارهاى متعدد خود به كار بر روى فرهنگ عامه بيش از همه دل بسته و اين كار بيشترين جاذبه و خرسندى را برايش داشته است. هشت كتاب و ده ها مقاله، سخنرانى و گفت وگوى مطبوعاتى، راديويى و تلويزيونى پيرامون ترانه هاى ملى، آداب و رسوم، سروده هاى بومى، كاركردهاى ترانه ملى در زندگى اجتماعى، هنرى و تاريخى مردم، گردآورى، تأليف وتوجيه كرده است.
پناهى سمنانى در فرهنگ عامه بيشتر پيرامون ترانه كار كرده است. نخستين كتاب او در اين زمينه «ترانه هاى ملى ايران» نام دارد كه در آن گونه هاى متنوع و مختلف و رنگارنگ شعر عامه ايران يكجا گرد آورده شده است. اين پژوهش سپس گسترده شده و كتاب «ترانه و ترانه سرايى در ايران» سامان يافته و انتشارات سروش تاكنون دو بار به چاپ آن اقدام كرده است. در فصل هاى چهارده گانه اين كتاب خاستگاه و ارزش فرهنگى ترانه، جاى هنر عامه در ادب رسمى، صورت ها و قالب هاى ترانه ملى، تقسيم بندى سنتى ترانه، گستره و آفاق مضمون در ترانه، بازى و سرگرمى، سوگ و سرور، كودكانه ها و... عنوان ها و موضوعات مورد بحث هستند.
|
|
|
در همين زمينه، دو كتاب ديگر با نام هاى «تاريخ در ترانه» و «ترانه هاى دختران حوا» از احمد پناهى منتشر شده است كه موضوعى تازه و جالب دارند. كتاب «تاريخ در ترانه» گوياى اين مطلب است كه در بازتاب رخدادهاى تاريخى، سهم فرهنگ عامه اگر دست كم گرفته شود، خطايى غيرقابل اغماض صورت گرفته است. بسيارى از انديشمندان و متفكران علوم سياسى و اجتماعى و نويسندگان بزرگ بر آن هستند كه پژوهش تاريخى، هرگاه داده هاى فرهنگ فولكلور را ناديده انگارد، آن پژوهش فاقد اعتبار و اصالت علمى خواهد بود. در حقيقت، هم تاريخ را انبوه توده هاى مردم مى سازند و پديده هاى فرهنگى اش را هم آنان مى آفرينند و خواص جامعه و قدرت مداران مصادره اش مى كنند. بنابراين، آنچه از تاريخ در فرهنگ عامه روايت مى شود، باگزارش هاى وقايع نگاران و تاريخ پردازان فرهنگ رسمى كه تحت سيطره حكومت هاى وقت مى نويسند، متفاوت است. اين كتاب به رخدادهاى سياسى واجتماعى مردم ايران از آغاز تا سقوط سلطنت توجه دارد. ديگر كتاب مهم احمد پناهى در اين زمينه «ترانه هاى دختران حوا» از ترانه هايى سخن مى گويد كه به دلالت مضمون شان، توسط زنان سروده شده اند و از اين منظر ارزش پژوهشى ويژه اى دارند، زيرا خالص ترين انديشه ها و احساس هاى عاطفى زنان را كه به واقع؛ هم غمنامه رنج و ناكامى ها و هم حديث دلدادگى و آرزومندى، هم جلوه هاى شور و نشاط زندگى و هم سلاح مبارزه آنان در نبرد زندگى است، با خود دارد.
بخش ديگرى از كوشش هاى او در فرهنگ عامه ايران مربوط به گويش ها در فرهنگ بومى ايران است كه گنجينه اى غنى و پربار از هنرهاى گوناگون خاصه شعر و موسيقى ميان اقوام مختلف ماست. آن گونه كه مى دانيم گويش هاى پرتنوع ميان هم ميهنان ما در گوشه و كنار كشور به سرعت درحال نابودى است. اين گويش ها كه ميراث گران بها در بازشناسى هويت ملى ما به شمار مى روند و از قابليت هاى آنها در تقويت بنيان هاى زبان ملى مى توان به فراوانى بهره جست، اگر مورد اعتناى اهل فرهنگ قرار نگيرند، با واژه ها و اصطلاحات و زبانزدهاى بيگانه و وارداتى استحاله مى يابند و محو مى شوند. در كتاب «فرهنگ سمنانى»، پناهى سمنانى نمونه هاى شعر شاعران بومى سراى سمنانى را با ترجمه و آوانوشت آورده است. و در كتاب «دوبيتى هاى بومى سرايان ايران» هم نمونه هاى زيبايى از انديشه ها و تفكرات ناب فلسفى، اجتماعى، مذهبى و غنايى سرايندگانى كه قالب دلچسب دوبيتى، كه محبوب ترين شيوه بيان شاعرانه است، برگزيده اند و زبان مادرى و بومى خود را در بيان انديشه ها به كار گرفته اند، فراهم آورده است.
درباره استاد محمد احمد پناهى و آثار ارزنده او بسيار مى توان نوشت، اما مجال مهرگان اندك است و به ناچار در پايان اين مطلب تنها به بخش كوچكى از تشويق ها، تقديرها و نوازش هاى فراوانى كه وى بابت كار در فرهنگ عامه ايران يافته است مى پردازيم: لوح سپاسى از سوى شوراى كتاب كودك به خاطر پيام به جشن ايرانى هانس كريستين آندرسن و اعطاى تنديس آندرسن فروردين ،۱۳۸۴ لوح تقدير به پاس يك عمر تلاش در جهت اشاعه موسيقى بومى و تعميق و تلطيف فضاى فرهنگى زادگاه خود از سوى پانزدهمين جشنواره موسيقى ذكر و ذاكرين، استان گلستان ارديبهشت ،۱۳۸۴ دريافت لوح تقدير از سوى دانشگاه سمنان به خاطر كوشش در شناسايى و پاسدارى گويش كهن سمنانى، لوح سپاس براى ارائه مقاله و شركت در سومين همايش قومس شناسى، سپاس نامه و تقدير در آيين آواى دوست، نكوداشت استاد بيژن ترقى و يادمان استاد على تجويدى به خاطر تأليف كتاب «ترانه و ترانه سرايى در ايران» خردادماه ۱۳۸۵ و...
استاد احمد پناهى اكنون در هفتاد و دو سالگى با شور و اشتياقى وصف ناپذير به جنبه هاى گوناگون فرهنگ عامه مى پردازد و حرف هاى ناگفته و كتاب هاى ننوشته فراوانى در اين زمينه دارد كه آرزو مى كنيم در كمال سلامت و آرامش آنها را به فرهنگ و ادب ميهن عزيزمان عرضه كند.