سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵ - ۲۷ ذيقعده ۱۴۲۷
Tue, Dec 19, 2006
ديپلماتيك
۳۵۲۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
محيط زيست
ماجرا
كودك
فرامين تازه براى اصلاح چهره طالبان در افغانستان
فرامين تازه براى اصلاح چهره طالبان در افغانستان
چرخش ايدئولوژيك طالبان
268215.jpg
منبع: نيوزويك ‎/ نويسنده: كريستوفر ديكى‎/ ترجمه: بنفشه غلامى

اوايل دسامبر مجله نيوزويك خبر از چاپ و توزيع جزوه اى ۹ صفحه اى در قطع كوچك و به رنگ آبى و سفيد داد كه در آن قوانين جديد طالبان درج شده بود. در اين جزوه كوچك كه با امضاى ملامحمدعمر در افغانستان توزيع شد، اعضاى طالبان موظف شده اند ۲۹ قانون مندرج در آن را موبه مو اجرا كنند. كتاب قوانين طالبان كه «لايحه» نام دارد، بيش از  آن كه احكامى براى تنظيم رفتار خودسرانه اعضا يا اهرمى براى حفظ وفادارى هواداران باشد، يك مانيفست سياسى است كه سركردگان اين جريان از طريق آن كوشيده اند تصوير تيره و مخدوش اين گروه را در نگاه مردم افغانستان و مناطق مجاور اصلاح كنند. با اين مجموعه قوانين ، سران اين گروه روكشى لطيف بر چهره يك ايدئولوژى خشن و وحشت زاى خويش كشيده اند. تدوين كنندگان اين احكام و ضوابط با علم به دلايل سقوط و اضمحلال اين جريان، اين بار درصدد برآمده اند تا هر آنچه به بازسازى و ترميم چهره طالبان مى انجامد را در اساسنامه اين گروه بگنجانند. لذا در مورد اين جزوه ۹ صفحه اى و قوانين ۳۰ گانه طالبان شما با توصيه ها و دستورالعمل هايى روبه رو هستيد كه هيچ نسبت و پيوندى با ايدئولوژى طالبان ندارد. آنها به كلى تعاليم و آموخته هاى مكاتب و مراجع سلفى و وهابى را كه نزديك دو سال در كابل و افغانستان پياده كردند، به كنارى نهاده و با گرته بردارى از قوانين دنياى مدرن، تصوير يك گروه منطقى، منعطف و اهل مدارا از خويش ارائه كرده اند. اساسنامه ۳۰ ماده اى طالبان بيش از آن كه كتاب قانون باشد، منشورى سياسى با ملغمه اى از تاكتيك ها و ترفندهاست كه افكار عمومى آشفته و ذهن خسته ملت افغانستان را نشانه مى رود تا بلكه در ايام نااميدى و فضاى ناامن افغانستان راهى نو براى جلب توجه افغان ها به جانب خويش پيدا كند.

گروهى كه در ايام حكومت بر كابل براى پياده كردن باورهاى عقيدتى خود، همه بنيادهاى سياست و فرهنگ را در صحنه افغانستان فنا كرد، اكنون همه عقايد را فدا مى كند، تا بنياد سياست را در چنگ آورد. از هر منظر به اساسنامه جديد طالبان نگريسته شود اين چرخش و عدول از ايدئولوژى و جهش به سوى سكوى قدرت، نمايان خواهد شد.
خوشبختانه افكار عمومى منطقه بويژه مردم افغان هنوز تصوير حكومت فكرى اين گروه را پيش چشم دارند، ساكنان اين خطه با پوست و خون خود ميوه و محصول فكرى طالبان را چشيده اند.
حكومت وحشت طالبان بر كابل كه هنوز زمان چندانى از آن سپرى نشده، يك تابلو تمام نما از گذشته آنهاست كه اكنون با تأمل در آن مى توان دامنه دسيسه تازه پرده نشينان طالبان را دريافت.
نسخه واقعى تفكر طالبان در باره جامعه، مردم و جهان خارج همان است كه در بهار خونين افغانستان ۱۳۸۱ به اجرا درآمد و همزمان به چند نقطه ديگر منطقه و جهان سرايت پيدا كرد. در آن نسخه واقعى، انسان و جهان به دو نيمه خير و شر تقسيم شده اند، همه افراد و انسانها در جرگه الحاد هستند مگر آن كه به آئين طالبان ايمان آورند.
براساس آن نسخه اصلى، طالبان اجازه تصرف در جان، مال و زيستگاه آحاد مردم را دارند و ريختن خون همه كسانى كه به خواسته هاى اين گروه تمكين نكنند مباح است. بنابراين سلسله عقايد واقعى طالبان در خصوص نحوه برخورد با مردم و اموال و اولاد آنها اين نيست كه در اساسنامه سياسى طالبان آمده است.
همگان در كابل ديدند كه سيره و سلوك سياسى طالبان بر پايه جبر و اجبار ساخته شده است و جريان طالبان با كل مشتقاتش (اعم از سلفيون، القاعده و...) تبعيت، تصلب و تحكم را در روابط فرمانبردارى و فرمانبرى عقيدتى خود پذيرفته اند. داستان تسويه حساب هاى تشكيلاتى اين گروه در افغانستان و حذف پليسى متمردين و معارضان اين گروه هنوز در خاطره ها باقى است.
از همين رو، عجيب ترين بخش از تردستى نويسندگان اساسنامه جديد طالبان را بايد در فرازهايى ديد كه آنها هواداران و فرماندهان اين گروه را به عطوفت و انعطاف و گذشت در برخورد با خاطيان و متمردين و معارضان درون سازمانى و برون سازمانى توصيه مى كنند.
آشكارترين تناقض در ادعاى مداراطلبى طالبان اين است كه چگونه گروهى شالوده تعليمات عقيدتى و ايدئولوژيك آن براطاعت پذيرى محض و مطلق استوار است و تشكيك و سؤال در نزد مراجع آن عين شرك تلقى مى شود امروز براى واليان خود نسخه مدارا و مذاكره مى پيچد.
از منظرى ديگر مى توان با مطالعه مفاد منشور اخير طالبان به بحران بقاى اين گروه پى برد، سران سياسى اين گروه با درك اين واقعيت كه طالبان با آن عقايد ديروزين قادر به ادامه حيات نيستند. بنابراين مجموعه اى از فرامين روزآمد لازم است تا اين گروه از گزند خطر طرد و انزوا مصونيت يابد.
آنها به تجربه دريافته اند كه براى بازگشت به ميان مردم وحشت زده، لاجرم بايد ماسك اخلاق را به صورت زد.
اما گزارش ناظران افغانستان حاكى از آن است كه طالبان حتى به آنچه در كتابچه قوانين شان نوشته اند وفادار نمانده اند، عمليات به اصطلاح بازگشت پيشروى آنها در روستاها و نقاط دوردست جنوب و شرق افغانستان همچنان بر محور سه ابزار پول (تطميع)، سلاح (زور) و ارعاب انجام مى گيرد. چنان كه در گزارش نيوزويك تصريح شده، در حلقه جديد حملات طالبان به روستاهاى پيرامون قندهار و پكتيا، چندين نفر از معلمان و آموزشگاه ها و نيز عوامل امدادرسانى قتل عام شده اند.
كناره گيرى شاهزاده پرنفوذ
268224.jpg
گروه بين الملل ـ همه محافل سياسى استعفاى ناگهانى تركى الفيصل از پست سفارت عربستان در آمريكا را به عنوان يك رويداد پرمعنا و مهم تعقيب كردند. گرچه هنوز كاخ پادشاهى رياض در اين باره سكوت كرده است، اما محافل خبرى آمريكا ماجراى كناره گيرى شاهزاده پرنفوذ سعودى ها را بر صدر حوادث سياسى نشاندند. ناظران سياسى كه از نقش و نفوذ شاهزاده ۶۱ ساله در ديپلماسى رياض باخبر بودند در استعفاى ناگهانى تركى الفيصل علائم يك چالش عميق را جستند. آن ها مى دانستند كه تركى الفيصل در دستگاه حكومتى رياض فقط يك ديپلمات و سفير نيست او جزو حلقه سياستگذاران و طراحان ديپلماسى دستگاه پادشاهى است. نام و موقعيت او به مدت ۳۰ سال همطراز صعودالفيصل، وزير خارجه دولت سعودى بوده است.
بنابراين ترك نابهنگام پست مهم سفارت عربستان در واشنگتن آن هم فقط ۱۵ ماه پس از حضور تركى الفيصل در اين منصب انواع حدس و گمان ها را به ذهن ناظران متبادر مى كرد.
نخستين گزارش و گمانه زنى با اطلاعاتى جنجالى روى خروجى آسوشيتدپرس قرار گرفت. در اين گزارش از قول منابع آمريكايى فاش شده بود كه تركى الفيصل در بحث و چالش هاى پشت پرده دو دولت آمريكا و عربستان به اين تصميم دست زده است. در اظهارات اين منابع تصريح شده بود كه كاخ سلطنتى رياض، پس از شكست فاحش آمريكايى ها در عراق و در رقابت با ايران با پيشنهادهاى تازه اى از سوى واشنگتن روبه رو شده كه تركى الفيصل موضع مخالف نسبت به اين خواسته ها نشان داده است.
اندكى پس از اين گزارش اكنون مجله تايم با اختصاص مهم ترين گزارش و تيتر خبرى خود به اين ماجرا پرده ديگرى از اختلاف نظر فيصل با چهره هاى تصميم گير واشنگتن و رياض فاش مى كند.
سخن بارز گزارشگران تايم آنجاست كه براى نخستين بار نقش تركى الفيصل را در همكارى و نزديكى تهران و رياض به تصوير مى كشد و بر رقابت و تقابل او با حلقه ديپلمات هاى متمايل به آمريكا در كاخ پادشاهى رياض انگشت تأييد مى زند.
به نوشته گزارشگران تايم، جناحى از ديپلماتهاى رياض در همسويى با خط مشى نومحافظه كاران كاخ سفيد براى عملياتى كردن طرح نوين حمايت از سلفيون عراق و تضعيف موقعيت ايران خيز برداشته اند و اين چيزى است كه فيصل حاضر به پذيرش آن نيست. متن اين گزارش پيش روى شماست: آمريكا در تلاش است تا فهرستى از كشورهاى مرتبط با سلفى ها تهيه كند تا به او در مبارزه با نفوذ ايران در خاورميانه كمك كنند، در اين ميان كمتر ديپلماتى مى تواند از نقش سياستمداران و مهره هاى ديپلماتيك رياض چشم بپوشد وبه زعم كاخ سفيد آن ها مى توانند قوى ترين مهره هاى آمريكا باشند، اما حالا استعفاى ناگهانى و بدون توضيح «تركى الفيصل» كه تنها ۱۵ ماه در اين سمت قرار داشته، واشنگتن را درگير اين ماجراى بغرنج كرده است كه آيا از طرف آل سعود رودست خورده است؟
يك منبع نزديك به خانواده سعودى مى گويد: عوامل مختلفى در اقدام ناگهانى «تركى الفيصل»، فردى كه به لحاظ شخصيتى و به لحاظ ديدگاه هاى سياسى، چهره هاى متفاوت در پادشاهى عربستان است، مؤثر بوده است كه از جمله اين عوامل بحث بر سر مواجهه با آن چيزى است كه آمريكايى ها نفوذ فزاينده ايران در عراق مى خوانند. تركى الفيصل در اين ماجرا رودرروى ديپلمات پرنفوذ ديگرى به نام بندربن سلطان قرار گرفته است كه پيش از او پست سفارت اين كشور در آمريكا را داشت.
به گفته منابع مطلع، شاهزاده بندر بن سلطان كه اكنون مشاور حكومت رياض در امنيت ملى است، مانند پدرش، شاهزاده «سلطان» و ديگرانى كه از آنان به عنوان خاندان سديرى نام مى برند، نسبت به ايران مواضع پرخاشگرانه تر دارند.
اين در حالى است كه خاندان فيصل كه ۲ چهره شاخص آن اكنون سعود الفيصل (وزير خارجه) و تركى الفيصل (سفير سعودى در آمريكا) است نگاهى متعادل و مثبت به ايران دارند. ديپلمات هاى خاندان فيصل اين تفاوت نگاه را علاوه بر ماجراى عراق در پرونده هسته اى نيز آشكار كرده اند. حدود ۱۰ روز پيش، «تركى الفيصل» قبل از استعفاى خود در مذاكراتى با يك گروه سياست خارجى در فيلادلفيا اظهار داشت كه موضوع هسته اى ايران «آشكارا براى همه جوامع جهانى اهميت دارد». اما او برخلاف دولت بوش كه اعتقاد به تحريم ايران دارد، تأكيدكرد كه ما رودررو و به طور مستقيم با ايران درباره همه مسائل آن ها مذاكره كرديم و متوجه شديم، مذاكره و همكارى با ايران بسيار بهتر از خوددارى از اين كار است.
نكته حائز اهميت اين است كه سعودى ها برخلاف مسائل داخلى، در بحث سياست خارجى بناى دوستى نهاده اند. براين اساس آن ها اگرچه بيشتر اوقات درباره مسائلى چون ۱۱ سپتامبر با افغانستان، عراق و ديگر مشكلاتى از اين دست، داراى اختلافاتى هستند، اما در نهايت خاندان سعودى در قبال موضوعهاى بين المللى به يك توافق نهايى دست مى يابند كه اصول سياست خارجى اين كشور نيز بر مبناى همان گذارده مى شود.
اما نكته اى كه از حوادث اخير مى توان استنباط كرد، اين است كه تقابل و تعارض شخصى «بندر» و «تركى» نقش بزرگى در خروج ناگهانى «فيصل» داشته است، آن گونه كه افراد نزديك به خاندان سعودى براى مجله تايم بازگو كرده اند، «تركى» از اين عصبانى بوده است كه چرا «بندر» هنوز سعى مى كند همچنان نقش فرد كليدى عربستان را در صحنه آمريكا بويژه در روابط مستقيم با «بوش» و «ديك چنى» ايفا كند. همه گزارش ها حاكى از رقابت تازه اين ۲ شاهزاده با يكديگر است، چيزى كه اكنون شايعات بسيار حول آن مطرح شده است. به طور مثال گفته مى شود كه «بندر» براى تثبيت موقعيت خود احتمال دارد به جاى «سعود»، برادر «تركى الفيصل» بر كرسى وزارت خارجه بنشيند.
چنين شايعه اى در مورد انتصاب «تركى» به وزارت خارجه هم شنيده مى شود اما ناظران سعودى مى گويند كه خود پادشاه و ديگر تصميم گيرندگان رياض براى گرفتن تصميم نهايى درباره جانشين آينده سعودالفيصل (وزير خارجه عربستان) ترديد دارند.
در اين بين كاخ سفيد همان قدر كه نسبت به بروز اختلاف هاى آشكار در آل سعود نگران است ، به همان نسبت پيامد رقابت هاى داخلى و رفتار پرريسك شاهزاده بندربن سلطان ( به عنوان دوست كاخ سفيد) واهمه دارد و اين به اين معنى است كه فقط ملك عبدالله است كه مى تواند به اين مناقشات داخلى نظم بخشد. تا پيش از اين ملك عبدالله در برخورد با چنين مشكلاتى روش محتاطانه اى را در پيش مى گرفت و مناقشات درونى سعودى ها هرگز نمى توانست در موقعيتى بدتر از اين براى دولت «بوش» روى دهد. «ديك چنى » معاون رئيس جمهورى آمريكا، هفته پيش به رياض رفت تا به مذاكره با ملك عبدالله بپردازد. «كاندوليزا رايس» مى خواهد از نفوذ عربستان در شوراى همكارى خليج فارس استفاده كند تا حمايت منطقه اى از اعراب سلفى در عراق را به دست آورد و به تعبير خودش بال بلندپروازى شيعيان و ايران در عراق را بچيند. «رايس» مدعى است در بين اعضاى اصلى شوراى همكارى خليج فارس (عربستان ، امارات متحده عربى، بحرين، قطر، كويت و عمان) صاحب نفوذ است و آنها را قانع كرده كه مصر و اردن را نيز به جمع خود ملحق سازند و با اين سياست همراه كنند آن طور كه يكى از دستياران رايس گفته است، يك گروه از ديپلمات ها، كه يك نماينده از آمريكا هم ميان آنهاست، بعد از شروع سال جديد، تلاش خواهند كرد تا ملاقات ها و مشاوره هاى پياپى درباره اين مسأله داشته باشند.
268221.jpg
اين در حالى است كه نشانه هاى جديد حاكى است، كه احتمال دارد آمريكا و عربستان در صحنه منطقه با تضادهاى تازه روبرو شوند. براين اساس گمانه زنى هايى وجود داردكه مى گويد؛ برخى از مقام هاى رياض در تلاشند تا به تقاضاهاى رهبران سلفى عراق كه برخى از آنان پيوستگى هايى خونى نيز با سعودى ها دارند، پاسخ مثبت دهند و پول و تجهيزاتى كه درخواست كرده اند را در اختيار آنان قرار دهند اين احتمال زمانى بيشتر به يقين نزديك خواهد شد كه آمريكا بخواهد عراق را ترك كند. در همين راستا دولت بوش همسو با گزارش اخير نيويورك تايمز اظهار داشته كه ملك عبدالله در ديدار اخير «چنى » از عربستان آشكارا به وى گفته است كه براى حمايت از نيروهاى سلفى از جانب برخى تحت فشار است. يك ناظر سياسى امور عربستان مى گويد: «برخى رهبران منطقه اى، دولتمردان رياض را براى ورود در رقابت جناح هاى درونى عراق و نزاع سلفى ها با شيعيان تحريك مى كنند. اين عده به طور دائم در گوش مقام هاى سعودى مى خوانند كه دولت مركزى عراق به طور كامل، بويژه با وجود فردى مانند نخست وزير مالكى در دست شيعيان قرار دارد. هرچند تعدادى از رهبران منطقه اى نيز هستند كه در اين قضايا دخالتى ندارند و فقط مى خواهند در آنچه دولت مركزى عراق پيش مى گيرد، سهيم شوند.
از اين روست كه آن طور كه منابع خبر مى دهند دولت سعودى هنوز پول هاى خود را به طرف قبايل سلفى سرازير نكرده است و براى درگيرى هاى فرقه اى نگرانى هايى دارد. دولت عربستان به شدت مخالف تفرقه است و ترجيح مى دهد شاهد حكومت مركزى قدرتمندى باشد كه بتواند امنيت و آرامش را براى همه فرقه هاى حاضر در عراق به ارمغان بياورد. اما يك كارشناس سعودى مى گويد: «اگر همه چيز واقعاً خارج از كنترل ادامه يابد، همان طور كه هم اكنون هم همين گونه است و پاكسازى هاى قومى كه هم اكنون نيز از اين كشور درحال رخ دادن است، ادامه يابد و آمريكا نيز آن طور كه تحت فشار است از عراق خارج شود، آن وقت اين براى عده اى از حاكمان سعودى بسيار سخت خواهد بود كه بخواهند خود را از اين وضعيت عراق دور نگه دارند.» ضمن آن كه شكاف داخلى ميان آل سعود خواه شخصى باشد، خواه سياسى ، مى تواند روند ماجراها را طورى براى آمريكا سخت كند كه متقاعد شود در جايى خارج از همه اين قضايا بايستد و تنها نظاره گر باشد.
محرم اسرار  آل سعود
268227.jpg
محمد نورى ـ هرمز برادران

از ميان شاهزادگان سعودى كه كسوت ديپلماسى پيش گرفتند، ۳ تن نامبردار شدند؛ سعود الفيصل كه در رأس وزارت خارجه قرار گرفت، بندربن سلطان كه راهى واشنگتن و بزرگترين مركز ديپلماسى سعودى ها در آمريكا شد و تركى الفيصل كه نهاد افسانه اى ، سازمان اطلاعات عربستان را رهبرى كرد، اما فيصل پس از سال ها كار اطلاعاتى و پرده نشينى در نهايت به عرصه ديپلماسى وارد شد و كرسى شاهزاده بندر را گرفت. تركى الفيصل ۱۵ نوامبر ۱۹۴۵ در مكه به دنيا آمد. او تحصيلات خود را در طائف آغاز كرد و در پرينستون، كمبريج و جورج تاون ادامه تحصيل داد.
تركى الفيصل در دوران حيات سياسى اش پست هاى اندك، اما بسيار مهمى را عهده دار شده است. ديپلمات ۶۱ ساله سعودى ها در سال ۱۹۷۳ به عنوان مشاور برگزيده و به دنبال آن از ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۱ مديركل سازمان كل اطلاعات عربستان (GID) منصوب شد. تركى ۲۴ سال در اين سازمان فعاليت كرد و در اين ايام بود كه به يكى از پرنفوذترين چهره هاى امنيتى منطقه بويژه در خطه آسياى ميانه تبديل شد. ناظران امنيتى او را يكى از پايه گذاران سرويس اطلاعاتى عربستان مى دانند. اوت ۲۰۰۱ پايان كار وى در اين سازمان بود و تركى پس از آن راهى سفارت عربستان در انگليس شد. يك ماه پس از آن حمله به برج هاى دوقلوى تجارت جهانى صورت گرفت. در پى آن كاخ سلطنتى رياض با دردسرهاى تازه اى روبه رو شد. شاهزادگان سعودى براى عبور از بحران نفس گيرى كه از ماجراى يك شاهزاده مطرود سعودى به نام بن لادن دامنگير آنها نشده بود بر تجربه و تبحر تركى الفيصل تكيه كردند. گفته مى شود اودر ميان مقام هاى عربى تنها فردى بوده كه اشراف و احاطه بيشتر بر فعاليت بن لادن و شبكه القاعده داشته است.
به اين ترتيب ديپلمات كاركشته سعودى ها در توفان ۱۱ سپتامبر از كشور و خودش در برابر اتهام هايى كه درباره روابطش با القاعده مطرح شد، دفاع كرد.
البته در اين مدت خود تركى الفيصل نيز تحت انواع فشارها و اتهام ها قرار گرفت. محافل غرب مدعى شدند در دهه ۸۰ فيصل ارتباطات نزديكى با بن لادن داشته است و به اين طريق آنها كوشيدند تا محرم اسرار سعودى ها را به ارائه و افشاى اسناد مربوط به القاعده و طالبان وادار كنند.
چنان كه در يك جنگ روانى مجله «پاريس مگزين» وى را با حملات القاعده به برج هاى دوقلو مرتبط دانست اما اين مجله سرانجام مجبور به عذرخواهى شد.
در هر حال تركى الفيصل در دوره پس از ۱۱ سپتامبر بار ديگر در طراحى سياست هاى امنيتى رياض مشاركت كرد و گفته مى شود، او يكى از برنامه ريزان پروژه بزرگ مبارزه با افراط گرايى است كه حكومت سعودى اكنون عليه سلفى ها و وهابيون شورشى پياده مى كند. با اين وجود هنوز بسيارى از زواياى نقش او ناگفته مانده است.
گفته مى شود فيصل از شاگردان كنت الكساندر دومارانش جاسوس افسانه اى فرانسه به شمار مى آيد. مارانش از جاسوسان ضدكمونيست بود كه به همراه رونالد ريگان براى سقوط شوروى برنامه ريزى كرد. تركى با استفاده از اين روابط به CIA نزديك شد و هنگامى كه شوروى در سال ۱۹۷۹ ارتش سرخ را به افغانستان گسيل داشت اين مقام سعودى نيز مبارزه خود با كمونيست ها را آغاز كرد و يكى از ابزارهاى مبارزه او، تجهيز گروه هاى جهادى افغان بود. او بارها به كابل، قندهار و اسلام آباد آمد وحتى در ۱۹۹۳ به عنوان ميانجى گروه هاى درگير افغان ظاهر شد. گفته مى شود اختلاف جدى ميان طالبان و ديپلمات هاى تحت رياست تركى الفيصل در سال ۱۹۹۰ بروز كرد، يعنى وقتى كه عراق به كويت حمله كرد وبن لادن رسماً راه خود را از خاندان سعودى جدا كرد. بن لادن در آن هنگام به رياض پيام فرستاده بود كه سعودى ها نبايد با دعوت ارتش آمريكا خواستار بيرون راندن عراق از كويت شوند.
به هر حال در گرماگرم جنگ جديدى كه گروه بن لادن با آمريكا در پيش گرفت، رئيس سازمان اطلاعات عربستان، تركى الفيصل، با ترك پست هاى مهم خود سفير عربستان درخاك آمريكا شد. فيصل كه هنوز كمتر از ۱۵ ماه از سفارت اش نگذشته بود هفته گذشته از سمت خود استعفا داد و به عربستان بازگشت. او علت اين استعفا را نياز به استراحت و بودن در كنار خانواده اش ذكر كرده است.
اما همه خبرها و گمانه زنى ها درخصوص استعفاى ناگهانى فيصل به اختلاف خاندانى او و ديپلمات هميشه رقيب اش ، شاهزاده بندر بازمى گردد. گفته مى شود در آستانه انتخاب جانشين سعود الفيصل (وزير خارجه و خويشاوند تركى الفيصل) رقابتى جدى ميان دو خاندان «سديرى ها» و «فيصل ها» و دو كانديداى اين خانواده ها يعنى شاهزاده بندر بن سلطان و تركى الفيصل بروز كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |