چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۵ - ۲۸ ذيقعده ۱۴۲۷
Wed, Dec 20, 2006
قرآن
۳۵۲۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
رودررو
سلامت
خانواده
آفرينش هنرى درقرآن كريم
يادداشت
نكاتى در مورد حفظ قرآن
شهريار پرهيزگار
آفرينش هنرى درقرآن كريم
حقيقت آفرينش
بخش سوم

البته بنيادى ترين پرسش درباره آفرينش هنرى درواقع به بيان حقيقت آن مربوط مى شود؛ اين كه آفرينش هنرى به راستى چيست و آيا با صور و خيالى كه در شعر به طور عام و مستمر و به طور خاص از آن سخن مى گويند سنخيتى دارد و يا خير؟ قراين شعور در كتاب شگرفى هاى قرآن كريم با تفصيل بيشترى دراين باره سخن گفته و به ياد داشته است كه قرآن كريم در ماهيت خويش از بسيارى جهات غير از آن كه يك متن زبانى به شمار مى آيد، منحصر به فرد است و همين ويژگى است كه مقولات قضيه اعجاز زبانى را شكل مى دهد و در همين راستا نيز مى توان در يك فرآيند روشمند و مبتنى بر قاعده اعجاز زبانى قرآنى را مستدل ساخت، اما در اين مقال بايد بر اين نكته تأكيد بگذارم كه آفرينش هنرى عبارت از روشى است كه با توجه به ويژگى ها و خصوصيات آن تنها در قرآن كريم به طرزى شگرف به خدمت گرفته شده است از اين روى ابتدا آفرينش هنرى را از نگاه پردازنده اين نظريه بيان خواهيم كرد و پس از آن سعى ما برآن خواهد بود كه تفاوت هاى اصولاً ماهيتى آفرينش هنرى در قرآن كريم و خيال در كلام انسانى را مورد دقت نظر قرار دهيم. سيد قطب خود در گزارش نظريه «آفرينش هنرى در قرآن كريم» مى گويد: تصوير صورت آفرينى ‎/ آفرينش هنرى درواقع برترين ابزار بيان در سبك و اسلوب قرآنى است. آفرينش هنرى به راستى از معانى ذهنى، حالت روحى، خدا و محسوس، صحنه ديدنى، نمونه انسانى و طبيعت بشرى با نوعى نقش آفرينى و صورت حس شدنى و در عين حال پندارى (مخيل) تعبير مى كند، آن گاه صورت نقش تصوير شده را بالاتر مى برد و به او حياتى شاخص و حركتى نوين مى بخشد، به گونه اى كه فضاى ذهنى هيأت و حركتى مى يابد و حالت روحى، تابلو يا صحنه اى دگر مى شود و نمونه انسانى شاخصى زنده به خود مى گيرد و طبيعت تجسم يافته و قابل رؤيت مى نمايد. اما به رخدادها، صحنه ها ، چشم اندازها و قصه ها چنان هيأتى مى بخشد كه گويى شنونده زندگى را هم اكنون در آن حس مى كند و آن از حركت و جنبش برخوردار است و اگر ديالوگ و گفت وگو را نيز برآن بيفزاييم، تمامى عناصر تخيل در آن استوار و برجا ملاحظه مى شود، آنگاه ديرى نمى پايد كه نمايش آغاز مى شود و شنوندگان (يا خوانندگان) به تماشاگر تبديل مى شوند تا آنجا كه حتى آنان را به صحنه رخدادهايى مى برد كه سالها از اتفاق آنها گذشته است و يا با پى آيند چشم اندازها و نوآفرينى حركات به تماشاى رخدادهايى مى نشيند كه ممكن است در آينده اتفاق افتد و شنونده (يا خواننده) فراموش مى كند كه آن كلامى است كه دارند آن را مى خوانند و يا مثل است كه آن را درميان مى آورند، بلكه برايش چنان مى نمايد كه گويى صحنه اى به نمايش درمى آيد و يا واقعه اى است كه رخ مى دهد و اين ها در واقع به صورت عينى و به دنبال يكديگر از صحنه مى رود و برصحنه مى آيند و اين نشانه هاى انفعال با گونه هاى مختلف يافته هاى برجوشيده از مواضع و هماهنگ با رخدادهاست. واژگانى كه بر زبانها جارى مى شوند. اما از احساس هاى نهفته برمى جوشند. آرى زندگى است و داستان زندگى نسبت به گونه اى كه اگر تصور كنيم ابزارى كه اين معانى ذهنى، حالات روحى ، تشخص نمونه انسانى حالات موقى (ديدنى) همين الفاظ خشك و بى روح هستند نه گونه هاى مختلف تصور و نه انسان هايى برخوردار از قدرت بيان. آن گاه است كه جايگاه اعجاز را در تعبير قرآنى به درستى مى توانيم درك كنيم. (۶)
چنان كه ملاحظه مى شود دراين نظرگاه، آفرينش هنرى در قرآن كريم برخلاف خيال در كلام بشرى، فرايند ديگر را طى مى كند، زيرا خاستگاه خيال اشياى مجسم و عينى هستند كه در ذهن انسان پرورده مى شوند، حال آن كه آفرينش هنرى در قرآن عبارت از تجسم بخشيدن به معانى ذهنى، حالات روحى و رخدادهاى اتفاق افتاده در گذشته و يا اتفاقات آينده است كه همه اينها در حكم معانى ذهنى هستند، زيرا به عنوان نمونه از رخدادهاى گذشته تنها روايت ذهنى بر جاى مانده كه احياناً به صورت مكتوب يا در سينه مردمان محفوظ مانده است كه البته تجسم عينى بخشيدن به آنها كاملاً به فرايندى كه در خيال شاهد آن هستيم تفاوت مى كند. ديگر آنكه آفرينش هنرى در قرآن كريم از آن حيث كه كلام خداوند است پيوند دايمى با حقيقت دارد، حال آن كه خيال به ويژه در اعصار گذشته همواره با وهم آميخته بوده است. براى آن كه موضوع هرچه ملموس تر بيان شود، ابتدا گزارشى از خيال در نظرگاه ادب پژوهان و ناقدان ادبى در شرق و غرب عالم بيان مى شود، تا معلوم گردد كه صورت پردازى و نقش آفرينى هنرى در آيات و عبارات قرآنى در ماهيت خويش با خيال در كلام بشرى كاملاً تفاوت دارد، ويرنيان اصولاً وهم و خيال را يك چيز مى دانستند و پيشينيان مى كوشيدند كه دامن ادب را هرچه بيشتر از خيال به اين مفهوم مبرا بدانند، چنان كه لاپروبير فرانسوى از پيروان مكتب كلاسيك مى گويد: بايد هرچه بيشتر تلاش كنيم كه در سخنان و كتاب هاى ما كمتر اثرى از خيال ديده شود، چرا كه خيال غالباً جز پاره اى افكار كودكانه، چيز ديگرى به بار نمى آورد و اين به راستى سزاوار شأن و جايگاه ما نيست و براى رسيدن به رأى صواب و نيز برخوردار بودن از قوه تميز و رسيدن به مقام والايى هيچ فايده اى بر خيال باز نيست و مى بايد انديشه هاى ما از ذوق تسليم و خرد ناب برجوشد و افكار ما بايد برآمد نفوذ بصيرت ما باشد» حتى پيروان مكتب كلاسيك، خيال را از مشتركات انسان و حيوان مى دانستند و همواره شاعر را در بند نظريه تقليد نگاه مى داشتند تا بى راه نگردد. بيشترين تحول را در مفهوم خيال كانت فيلسوف آلمانى پديد آورد، كانت معتقد بود كه خيال گرانقدرترين قوه انسان است و هيچ يك از قواى بشر بى نياز از قوه خيال نيست، اما وردز ورث، ميان وهم و خيال قائل به تفاوت است و چنين باور دارد كه وهم خطرهايى را به همراه دارد، اما خيال قوه اى والا است. او معتقد است كه وهم سلبى است و با مظاهر صور به ناراستى و به وادى خدعه و نيرنگ درمى افتد. اما خيال به يك عدسى ذرين مى ماند كه شاعر مى تواند از لابه لاى آن موضوعاتى را ببيند كه در رنگ و ساختار خويش اصيل هستند. (۷)
هرچند كه نمايندگان مكاتب ادبى بكوشند تا خيال را پالوده جلوه دهند، اما ملاحظه مى شود كه در هرصورت معتقدندكه خيال با ناواقع و گاه با دروغ نسبى كاملاً نزديك است ، چنان كه در گذشته عربها دروغ و خيال را از يك ماده مى دانستند و ضرب المثل مشهورى تا امروز در ميانشان رواج دارد و اين عبارت كه «اشعرهم اكذبهم ‎/ شاعرترين كسان دروغگوترين آنهاست » دكتر غنيمى هسل در تبيين همين حقيقت مى گويد: گستره كار هنرى ، سرتاسر، خيال است ، هرچند كه ماده و موضوع آن طبيعى باشد(چنان كه مايلان به تقليد براين باور هستند) اما پس از آن كه اين مواد و موضوعات به خيال درمى آيند يا اصلاً موجود نيستند و يا اگر وجود داشته باشند در جايى ديگر وجود دارند و صورت خيالى همواره با احساسى همراه است كه يا پيش از آن وجود دارد و يا اصلاً زاده آن است... داستان خيال در شعر و قصه و نمايش همين است، چرا كه در تمامى آنها مؤلف در تأليف يك موضوع خيالى مى كوشد (البته به مفهومى كه گزارش آن پيش از اين ذكر شد...) از مجموع آن چه در باره خيال درميان آمد چنين نتيجه گرفته مى شود كه زيبايى را تنها در عالم خيال مى توان يافت، اما در واقع در خيال هيچ گونه زيبايى وجود ندارد . (۸)
ملاحظه مى شودكه آفرينش هنرى با خيال،خواه موهوم و يا تقليد شده از طبيعت درماهيت تفاوت دارد، زيرا در خيال عنصر حقيقى پرورش ذهنى طبيعت در نقش هاى مختلف است و همچنين خيالى از صورت زاده مى شود، اما درآفرينش هنرى در قرآن، عنصر بنيادين تجسم بخشيدن به معانى ذهنى و يا احورى است كه در حكم معانى ذهنى هستند و اين امر در هيچ كلام بشرى پيشينه ندارد، زيرا اصولاً در نظريه «محاكاة‎/ تقليد) تخيل از طبيعت آغاز مى شود و با نقش آفرينى ذهنى در دوردستها به اوج خود مى رسد و در بسيارى موارد از خاستگاه خود چنان فاصله مى گيرد كه گويى هيچ ما به ازاى بيرونى ندارد، اما قرآن كريم به عنوان يك متن متين دينى مى بايد واقعيات و حقايق را بيان كند، از اين رو اسلوب و سبكى در آن انتخاب شده كه با حقيقت نسبتى تنگاتنگ داشته باشد، از اين روى در نظر سيد قطب، خيال در قرآن كريم مفهوم راستين مى يابد و عبارت «فهو يعبر بالصورة المحسه المتخيله عن المعنى الذهنى » واقعاً يك پارادوكس نيست، بلكه بيان نوعى حقيقت است. زيرا در آفرينش هنرى اگر خيال به آن مفهومى كه درعبارات و  آيات قرآنى ملاحظه مى شود وجود نمى داشت. هيچ تفاوتى نمى شد ميان آيات و عبارات برخوردار از اين وصف و آياتى كه چنين وصفى در آنها ملاحظه شود، گذارد. زيرا در آيات همواره حقايق مجسم را بيان مى كردند، به خاطر عينيت داشتن موضوع گزاره ها نيازى به آفرينش هنرى نبود، اما اگر موضوع و مواد اين گزاره ها معانى ذهنى ، حالات روانى ، نمونه هاى انسانى و ... بوده اند كه يا خود معناى ذهنى هستند و يا در حكم آن به شمار مى آيند، ملاحظه مى شود كه چنين معانى اى صرفاً ذهنى بيان نشده اند، بلكه در آيات خداوند آگاه به اسرار زبان و آفريننده آن به تصريح قرآن كريم حق را مى گويد و بس. آنگاه ذهنيات را هم در ساختارى بيان كرده كه به آن تجسم و عينيت بخشيده است ، تا موضوع براى بشر ملموس تر و قابل درك باشد. چنين تجسمى چنان كه در بيان نمونه ها تصريح خواهيم كرد «مخيل» است. اما آنچه در خيال مى آيد با واقع ارتباطى تنگاتنگ دارد. از اين روى است كه سيد قطب مى گويد، آفرينش هنرى در سه چهارم عبارات و آيات قرآنى به خدمت گرفته شده است و در آن يك چهارم ديگر از آن حيث كه گزاره ها از ماده و موضوع مقتضى براى بيان تصويرى برخوردار نبوده اند، به شيوه اى متناسب با آن درميان آمده اند. در مشاهد القيامه دراين باره آمده است:« من با برشمردن دقيق نصوص قرآن به اين نتيجه قطعى رسيده ام كه از حيث كمى ، قصه، صحنه هاى رستاخيز، نمونه هاى انسانى، منطق وجدانى ، همراه با تصوير حالات روحى ، تشخيص معانى ذهنى و تمثيل پاره اى رخدادهاى زمان حضرت محمد(ص) تقريباً حدود سه چهارم قرآن كريم را شامل مى شود و جز گزاره هاى بيان كننده احكام قانون گذارى ، پاره اى مواضع جدل و بخشى از اغراض ديگر كه مقتضى روش تقدير محض ذهنى هستند، از اين سبك مستثنى نيستند كه موارد پيش گفته نيز تنها حدوداً يك چهارم را در بردارند.
بنابراين هرگز بيراه نگفته ام كه آفرينش هنرى در اسلوب قرآنى برترين ابزار تعبير است . (۹)
۶. التصوير الفنى، ص۳۲
۷.  غنيمى هلال، محمد، النقد الأدبى الحديث، ص۳۸۸ به بعد
۸. پيشين
۹. سيد قطب، مشاهد القيامه، ص۷
يادداشت
سهم فعاليت هاى قرآنى از بودجه
محمدحسين فريدونى
* كسانى كه در جريان تصميم سازى و تصميم گيرى كشورند، بخوبى مى دانند كه عوامل انسانى هيچ يك از نهادهاى كشور به اندازه مديران و كارشناسان ارشد سازمان مديريت و برنامه ريزى در جهت گيرى هاى كشور تأثيرگذار نيستند. قول معروفى است كه مى گويد هر وقت خواستيد سياستى را از بين ببريد، به آن بودجه كافى ندهيد.
در طول دوره ها و دولت هاى گذشته بسيار اتفاق افتاده است كه مصوباتى توسط مجلس يا هيأت وزيران با جهت گيرى هاى خاص ابلاغ شده، اما در زمان بودجه ريزى كارشناسان برنامه و بودجه بوده اند كه به ميزان اعتقاد خود به آن جهت گيرى اجازه داده اند كه تحولى ايجاد شود يا برخى اوقات نشود.
* تجربه نشان داده است كه تأثير تصميم هاى وزيران و مجلس شوراى اسلامى در تغيير ارقام بودجه و رديف هاى آن بسيار محدود است، چرا كه نظام بودجه ريزى اهرم هايى تعادلى دارد كه دامنه تغيير را محدود مى كند و تحولات جدى در آن بايد قبل از تنظيم پيش نويس لايحه و توسط خبرگان اين فن در سازمان مديريت و برنامه ريزى انجام شود.
* در طول ساليان گذشته به رغم اين كه شعار و اعتقاد مديران كشور توجه به نهادهاى غير دولتى و توسعه فرهنگ قرآنى در جامعه بوده است، ولى واقعيت آن است كه سهم بخش قرآنى غير دولتى در ميان عنوان هاى مشابه بسيار اندك و بعضاً غير قابل تصور بوده است! عواملى چون مطالبه نكردن جدى جامعه قرآنى، توجه نكردن جدى دولت به موضوع و تصور دولتى شدن دين در صورت كمك دولت به بخش مردمى قرآنى بخشى از اين عوامل بوده اند.
تحولات سال گذشته نشان داد كه دولت و مجلس بر كمك جدى به توسعه فعاليت هاى قرآنى و حمايت از فعالان قرآنى در بخش مردمى هستند. تشكيل فراكسيون قرآن كريم و عترت در مجلس و اعلام آمادگى قريب به اتفاق نمايندگان براى عضويت در آن و نيز عضويت رئيس و هيأت رئيسه در اين فراكسيون، اظهارات مكرر رئيس جمهورى مبنى بر ضرورت توجه به قرآن كريم و فعاليت هاى قرآنى، تغييرات اساسى (تشكيلاتى و برنامه اى) ايجاد شده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى براى حمايت از فعاليت هاى قرآنى، هر يك نشان دهنده عزمى نوين براى تحول در مسير توسعه فرهنگ قرآنى در جامعه به دست مردم و با كمك و پشتيبانى دولت است.
* در سال گذشته و با اهتمام دست اندركاران بودجه بخشى از بودجه حمايتى در اختيار مراكز قرآنى قرار گرفت. ساختار نظارتى ايجاد شده براى اين بودجه در سازمان مديريت و اختصاص آن به صورت برنامه اى همگى از نقاط روشنى است كه درباره ساير بودجه هاى حمايتى دولت در ادوار گذشته و سال جارى بى سابقه بوده است. بنابراين، نظامى اطمينان بخش براى نحوه هزينه كردن بودجه حمايت فعاليت هاى قرآنى وجود دارد. با اين اوصاف زمينه لازم براى جبران كاستى هاى گذشته و سرمايه گذارى در شأن توجه به فعاليت هاى قرآنى ايجاد شده است.
* اطلاع يافتيم كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در پيش نويس بودجه سال ۸۶ بودجه قرآنى حمايتى را به نحو مطلوبى افزايش داده و به سازمان مديريت اعلام كرده است. اكنون نوبت كارشناسان سازمان مديريت است كه با تصميم گيرى مناسب زمينه رشد و تحول فزاينده امور قرآنى را فراهم كرده و در باقيات و صالحات ناشى از آن سهم قابل توجهى داشته باشند.
گرچه مى دانيم معمول نيست كه رديف هاى بودجه افزايش چندبرابر داشته باشد، اما اين را هم مى دانيم كه كار بزرگ در پيشگاه خداوند، مزدى بزرگ دارد. فراموش نكنيم كه پيامبر (ص) فرمود: «قرآن شفاعت كننده اى است كه شفاعت آن مقبول است.»
*دبير كميته قرآنى شوراى عالى انقلاب فرهنگى
نكاتى در مورد حفظ قرآن
قرآن در قلب من
268347.jpg
براى حفظ قرآن كريم نكات كليدى زير مهم هستند:
قدم اول در اين راه، طلب توفيق خداوند منان است كه اهميتى بسزا در موفقيت قرآن آموز در مراحل بعدى دارد. مواردى مشاهده شده است كه فرد يا افرادى با بى تجربگى يا تجربه اى اندك و تنها با نيت خير و مخلصانه پا در اين راه گذاشته اند و درنهايت به موفقيت هاى چشمگيرى دست يافته اند.
استفاده از نوار قاريان برتر به شكل ترتيل به موازات حفظ به صورت معمولى يا سه بار تكرار فوايد بسيارى را براى حافظ به دنبال دارد كه به چند مورد از آنها اشاره مى كنيم:
الف) اگر حداقل يك بار قبل از حفظ، آيات موردنظر به وسيله نوار براى قرآن آموز تكرار شود و او هم از روى خط قرآن، آيات را دنبال كند، موجب تقويت صحت قرائت مى شود. منظور از صحت قرائت، تلاوت صحيح آيات كريم قرآن است يعنى از اشتباه حفظ كردن كلمات جلوگيرى به عمل مى آيد.
ب) تداوم استفاده از نوار چه قبل از حفظ و چه در هنگام حفظ يا دوره كردن محفوظات - كه شرح آن در بندهاى بعدى خواهد آمد - موجب تقويت صوت و لحن، تجويد و وقف ابتداى حافظ مى گردد و چنين فردى براى شركت در مسابقات حفظ قرآن در آينده كاملاً آماده مى شود. اما چنانچه عمل حفظ، منفك از موارد فوق انجام شود سبب پايين آوردن كيفيت كار و اتلاف وقت بيشتر براى يادگيرى موارد ذكر شده مى شود.
ج) استفاده قرآن آموز از نوار ترتيل، منجربه تقويت صوت و لحن وى مى شود كه موجب تشويق بيشتر او براى تداوم حفظ و مرور محفوظات مى شود و نيز در هنگام قرائت قرآن، لذت بيشترى نصيب حافظ مى شود چرا كه با صدايى نيكو به تلاوت قرآن مجيد مى پردازد.
در امر حفظ، رعايت موارد زير سودمند به نظر مى رسد:
الف) زمان حفظ بايد بسيار مناسب باشد و بهترين وقت آن، زمانى كه انسان استراحت كافى كرده است، مثلاً صبح ها بعد يا قبل از اداى فريضه صبح، چرا كه در اين حالت حافظ توانايى زيادى در پذيرش و به خاطر سپردن آيات دارد. از حفظ قرآن كريم در اوقاتى كه حافظ احساس خستگى يا پريشانى مى كند حتى المقدور پرهيز شود، چون كه انجام عمل حفظ در اين ساعات معمولاً موجب پايين آوردن كيفيت عمل حفظ مى شود.
ب) مكان حفظ در روند پيشرفت حفظ بسيار تأثيرگذار است. سعى شود مكانى عارى از هرگونه سر و صدا و ديگر عوامل خارجى نامطلوب براى حفظ انتخاب شود، البته خود حافظ هم بايد تمركز خود را متوجه حفظ آيات كند و از توجه به اطراف بپرهيزد.
ج) سعى شود يك جلد قرآن كريم براى هميشه يا مدتى طولانى به حفظ، اختصاص داده شود و در صورت نياز به تعويض قرآن كريم ، از همان رسم الخط استفاده شود. (كه در اين باب استفاده از قرآن به خط عثمان طه مناسب به نظر مى رسد) تغيير رسم الخط قرآن مجيد، موجب آشفتگى محفوظات حافظ مى شود.
حال به شرح انجام عمل حفظ مى پردازيم:
بعد از مرور آيات با نوار، شروع به حفظ مى كنيم بدين ترتيب كه از ابتداى آيات هربار چند كلمه (مثلاً ۲ يا ۳ يا حتى يك كلمه) را انتخاب و آنها را چندين بار تكرار مى كنيم تا به خوبى در حافظه جاى گيرند؛ بعد، از اول آيه تا آخرين كلمه اى كه حفظ شده است مى خوانيم در صورتى كه اشكالى پيش آمد بهتر است تكرار را بيشتر كنيم و به همين ترتيب ادامه مى دهيم تا آيه تمام شود، بعد از اتمام هر آيه از نخستين آيه اى كه در آن روز شروع به حفظ كرديم دوباره مى خوانيم تا آيات و كلمات به صورت سلسله وار در ذهن جاى گيرند.
فرآيند دوره كردن محفوظات، نقش مهمى در نگهدارى آيات حفظ شده دارد و چنانچه اين عمل به خوبى و به طور دقيق انجام نشود بيم از دست رفتن محفوظات مى رود.
(به قول يكى از حفاظ معروف، نگهدارى حفظ قرآن مجيد از كار يك پزشك هم مشكل تر است) و عقيده بسيارى از صاحب نظران نيز مؤيد اين مطلب است كه مراقبت از محفوظات و اجزاى حفظ شده از خود حفظ مهمتر و به مراتب مشكل تر است.
نكته مهمى كه در اين زمينه مى توان به آن اشاره كرد اين است كه مرور محفوظات قرآنى حتماً بايد به صورت مستمر و مداوم باشد. اگر روزى حافظ موفق به حفظ نشد چندان مهم نيست ولى استمرار دوره محفوظات بخصوص در آغاز راه بسيار، حائز اهميت است و به هيچ وجه نبايد ترك شود.
بى توجهى به اين مطلب، موجب مى شود كه زحمات حافظ، هدر رود و ممكن است موجب يأس و نااميدى او نيز شود.
مى توان دوره محفوظات را در قالب سه بخش زير انجام داد كه به ترتيب اهميت، آنها را بيان مى كنيم:
الف) مرور آياتى كه در همان روز حفظ شده اند (بين ۵ تا ۱۰ بار از فواصل زمانى مناسب و مساوى) مثلاً اگر كسى صبح، ۵ آيه را حفظ كرده است بايد در تمامى طول روز تا آخر شب اين پنج آيه را در فواصل زمانى مناسب و تقريباً مساوى تكرار كند و اين تكرار بايد تا جايى كه امكان دارد زياد باشد (مثلاً بين ۵ تا ۱۰ مرتبه)
عدم توجه به اين مرحله ممكن است سبب فراموش شدن تمام يا بخش عمده اى از محفوظات جديد شود.
ب) هر سرى از آيات (مثلاً هر صفحه) كه حفظ مى شود بعد از مرور روزانه در خطر فراموشى قرار دارد و بايد بين ۷ تا ۱۰ روز بعد از روزى كه عمل حفظ آنها انجام شده است تكرار شوند.
ج) دوره محفوظاتى كه قبل از آيات گفته شده در بندهاى الف و ب حفظ شده اند و اين قسمت، براى تحكيم حفظ است، مثلاً كسى كه حافظ ۵ جزء قرآن كريم است (البته بجز آياتى كه اخيراً حفظ كرده است) مى تواند هر روز، يك جزء يا بيشتر را در اين قسمت مرور كند كه البته مقدار آن بيشتر بستگى به وقت و موقعيت حافظ دارد.
نكاتى تكميلى در دوره كردن محفوظات:
ـ سعى شود براى دوره محفوظات هم، از يك يا دو جلد، قرآن مخصوص استفاده شود. مثلاً يك قرآن معمولى و يك قرآن جيبى كه از قرآن جيبى مى توان در اوقات مرده مثلاً در هنگام تردد استفاده كرد.
ـ اگر دوره محفوظات به صورت ارائه به فردى ديگر يا شركت در كلاس حفظ و ارائه به استاد باشد، داراى كيفيت بالاترى است. همچنين افراد مى توانند به صورت گروهى و هماهنگ اقدام به حفظ كنند و در هنگام مرور محفوظات هم، به نوبت، هر يك وظيفه بررسى محفوظات افراد ديگر را با استفاده از قرآن برعهده بگيرد.
ـ  بهتر است كه در هنگام دوره محفوظات چه به صورت ارائه به فرد ديگر يا به صورت منفرد، در جاهايى كه به اشكالى برخورد مى شود يادداشت شود و حافظ هم بايد وقتى جداگانه را براى مرور دوباره و رفع اين اشكالات صرف كند.
ـ سعى شود حداقل بخشى از دوره محفوظات با استفاده از نوار ترتيل صورت گيرد كه مى توان همراه يا بعد از نوار، آيات را تلاوت كرد.
ـ در كنار حفظ قرآن مجيد و بعد از اتمام حفظ، حضور در جلسات و مسابقات قرآنى چه به عنوان حافظ در جلسه و يا به عنوان اجرا كننده برنامه حفظ يا شركت كننده در مسابقات، بسيار مفيد و حتى لازم به نظر مى رسد. چرا كه با هر جلسه يا مسابقه حتى اگر با موفقيتى هم همراه نباشد حافظ يك قدم به جلو حركت مى كند و در كيفيت يا كميت كار او تأثيرى مثبت گذاشته مى شود.
نكته آخر:
همه مهارت هاى قرآنى از جمله حفظ و قرائت قرآن و روخوانى و تجويد و ... همه بايد مقدمه اى براى آشنايى با مفاهيم و تفسير اين كتاب مقدس باشند تا درنهايت منتج به عمل به اين كتاب مقدس و آسمانى و انسان ساز شوند. دانستن اين مطلب، انگيزه حافظ را به شدت تقويت مى كند.
«بل هو آيات بينات فى صدور الذين اوتوا العلم و ما يجحد بآياتنا الا الظالمون»
(بلكه قرآن آيات روشنى است در سينه عالمان و آيات ما را جز ستمكاران انكار نمى كنند) (آيه ۴۹ از سوره مباركه عنكبوت)
> دوره محفوظات حتماً بايد از حفظ انجام شود (حداقل در مراحل ابتدايى تا مسلط نشدن بطور كامل) .
> حفظ قرآن كريم را مى توان عمل نسبتاً مشكلى دانست چرا كه نياز به پشتكار و همت زيادى دارد. در حديث از معصوم آمده است كه «ارزش انسان به همت اوست» پس بايد در اين كار تلاش و پشتكار را هيچ وقت فراموش نكرد. ممكن است در بعضى اوقات، يأس و نااميدى به سراغ انسان بيايد كه حافظ بايد در اين مراحل در درجه اول اتكا و توكل به خداوند داشته باشد و ثانياً به خود قرآن كريم و ائمه اطهار تمسك جويد تا بتواند اين راه پرفراز و نشيب را با موفقيت پشت سر بگذارد. ان شاءالله.
> يادگيرى و حفظ قرآن مجيد اختصاص به گروهى خاص ندارد و هر فردى حتى با مشغله هاى فكرى و كار زياد متناسب با وقت خود مى تواند زمانى هرچند اندك را صرف انجام مراحل فوق كند. هميشه بايد سعى شود كيفيت كار بالا برده شود نه فقط كميت.
> يادگيرى بعضى از قواعد عربى مى تواند در تحكيم حفظ، انسان را يارى دهد و مى تواند مانع بسيارى از غلط هاى اعرابى شود. توجه به ترجمه آيات و شأن نزول و تفسير نيز در جاگيرى بلندمدت آيات در ذهن، نقشى منحصربه فرد دارد چرا كه مفهوم آيه با روح و فكر حافظ عجين مى شود، از طرفى توجه به ترجمه و تفسير، راه را بر عمل به مفاهيم قرآن هموارتر مى كند.
> در اثر حفظ قرآن كريم، حافظه فرد به شدت تقويت مى شود. اين موضوع را همه حافظان قرآن، تأييد مى كنند؛ حتى افرادى كه يك يا دو جزء حفظ كرده اند اين مطلب را درك مى كنند.
مهمترين نكته آنكه؛ تجربه چشيدن شيرينى حفظ قرآن كه پس از مدتى استمرار بر حفظ و تلاش برنامه ريزى شده به دست مى آيد، از زيباترين تجربيات عمر هر كسى است و انصافاً حيف است كه دانشجويان مستعد و خوش حافظه با سستى و بى برنامگى اين شيرينى را نچشند. خدا نيز قول همراهى وكمك و هدايت قرآن دوستان را داده است.
شهريار پرهيزگار
جريان ساز حفظ قرآن
268362.jpg
دكمه Play ضبط را كه مى زنى، شروع مى كند به خواندن. صدايش خيلى به گوش ات آشناست. سالهاست جزء خوانى ماه رمضان تلويزيون غرق اوست. البته تا قبل از اين كه شبكه قرآن ايجاد شود و انواع و اقسام صداهاى معروف و غير معروف، داخلى و خارجى و اسمايى كه حتى تا حالا به گوش ات هم نخورده! را ببينى و بشنوى!
كمتر CD قرآنى پيدا مى كنى كه يك دوره ترتيل قرآن با صداى او را نداشته باشد. كمتر حافظ قرآنى را پيدا مى كنى كه حداقل اسم او را نشنيده، حالا چه برسد به اينكه با نوارهاى سه بار تكرارش قرآن را حفظ كرده باشد. «شهريار پرهيزگار» بر خلاف خيلى از چهره هاى برجسته قرآنى كشور، در ميان عموم مردم هم نامى آشناست. شايد چهره اش را نشناسد، اما اسمش را بعيد است نشنيده باشند. محجوب، آرام، جوان، با صفا و قرآنى شايد نخستين صفت هايى باشد كه با ديدن چهره او در ذهنت مى گذرد كه البته واقعيتش هم همين است!
«پرهيزگار» را بيشتر از دوره ترتيل معروفش مى شناسيم تا قارى قرآن بودن و هر چيز ديگر. شايد خيلى ها ترتيل او را از لحاظ فنى قبول نكنند، اما جسارت و خلاقيت يك جوان ايرانى در كنار تبحر و تسلط او بر فنون قرائت قرآن، واقعاً قابل ستايش است. خود من از همان دوران نوجوانى از مدافعان سرسخت پرهيزگار بودم و البته از علاقه مندان به او. جزو نخستين هاى ايران اسلامى است كه در مسابقات حفظ قرآن در سطح دنيا شركت كردند. متولد مرداد ،۱۳۴۳ بچه تهران. شايد مادرش وقتى دعا و قرآن را با آهنگى حزين در خانه مى خواند، فكرش را هم نمى كرد اين كار او تأثيرى روى شهريار كوچك عزيزش مى گذارد كه حالا طنين صداى همان كودك ۴۰ سال پيش، در خانه هاى ديگر و در گوش كودكان علاقه مند به قرآن، پخش مى شود.
«يكى از تفريحات كودكى من اين بود كه گوشه اى مى نشستم و مسابقه اى قرآنى براى خودم ترتيب مى دادم، خودم را قارى تجسم مى كردم و احساس مى كردم از من براى اجراى برنامه دعوت شده و در شروع مسابقه من بايد بخوانم، بعد با يك لحن و وضعيت خاصى شروع به خواندن مى كردم، خانواده كه اين را مى ديدند، بيشتر توجه شان جلب شد و مرا به جلسات قرآن راهنمايى كردند.»
مثل خيلى ديگر از قرآنى هاى تهران، در جلسات استاد مولايى شركت مى كرده و آنجا حافظ قرآن شده، قبل از انقلاب ۱۳ سال كه داشت، نخستين تجربه رسمى اش در فعاليت هاى قرآنى، نخستين كار سياسى اش هم بود! مسابقات قرآن مسجد لاله زار در مقابله با رژيم طاغوت برگزار شده بود و شهريار آنجا آياتى از سوره يوسف را به زيبايى خواند.
در نگاه اول هرچقدر فكر كنى هيچ ربطى بين او و مدرك تحصيلى اش پيدا نمى كنى، مهندسى كامپيوتر دانشگاه شهيد بهشتى، اما بعد مى فهمى كه حتى چند تا كتاب مربوط به رشته اش را هم ترجمه كرده. از معدود حافظ هاى ايرانى است كه در مسابقات عربستان اول شده (اين كه مى گويم معدود، دليلش را بايد از عرب ها پرسيد!)
بهترين خاطراتش، دست بوسى حضرت امام و رفتن به داخل كعبه است. داورى مسابقات خيلى سطح بالا، تدريس و تربيت مربى، شركت در تصميم سازى براى امور قرآنى كشور، رفتن به كشورهاى خارجى براى تبليغ و... از فعاليت هاى قرآنى اكنون اوست. نقش «شهريار پرهيزگار» در ايجاد «جريان حفظ قرآن» در ايران بعد از انقلاب، غير قابل انكار است. كمتر حافظ قرآنى پيدا مى كنيد كه خاطره اى از صداى گرم پرهيزگار، از دورانى كه قرآن حفظ مى كرده، در ذهنش نمانده باشد. نام او با «حفظ قرآن» عجين شده. بيشتر از آنچه تدريس ها، تربيت مربى، تأليف كتاب در زمينه حفظ قرآن، شركت و درخشش فوق العاده او در مسابقات ملى و جهانى در دهه ۶۰ و اوايل دهه ،۷۰ شركت در تصميم سازى هاى كلان قرآنى كشور، او را به «جريان ساز حفظ قرآن» تبديل كند - كه البته اين ها هم مؤثر بوده است - صداى گرم و دلنشين، خلاقيت و نوآورى، تسلط بر قرائت قرآن و از همه مهمتر اخلاص و صفاى او هنگام خواندن دوره كامل ترتيل قرآنش بوده كه نقشى بى بديل در ايجاد موجى از شور و علاقه نسبت به حفظ قرآن در كشور داشته است. حرف هايى هم براى فعالان قرآنى دارد: «فعاليت هاى قرآنى كشور بايد از اين حالت ضعيف، پراكنده و غير تشكيلاتى خارج شود و مورد توجه مسئولان قرار گيرد، بايد ميان عناصر قرآنى، همدلى واقعى ايجاد شود، آنها بايد در موضعگيرى هايشان همواره تمايلات معنوى را مد نظر بگيرند و از هرگونه نفسانى عمل كردن در اين زمينه بپرهيزند و...»
شهريار پرهيزگار يكى از چند ده و شايد هم چند صد يا بهتر چند هزار، چهره اى است كه زندگى خود را وقف قرآن كرده اند، قدر اين خادمان قرآن را بايد بيشتر از اينها دانست.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   رودررو   |   سلامت   | 
|   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |