|
گفت وگو با دكتر ابراهيم نجفى
چشم انداز پژوهش
|
|
|
محمدرضا هاديلو تحولات زندگى بشر در عصر تكنولوژى نشان از گسترش روزافزون اهميت علم و تحقيق دارد، بويژه اين كه كشورهاى صنعتى با آگاهى از نقش پژوهش در خلق فن آورى و شتاب دهى براى توسعه ، بيشتر توجه خود را مصروف تقويت و ارتقاى بخش تحقيق كرده اند. از اين روست كه مى توان گفت ميان پيشرفت بخش تحقيق و شتاب توسعه فراگير و پايدار در هركشور ارتباط مستقيم برقرار است. نقش پژوهش در توسعه همه جانبه پايدار چنان برجسته و انكارناپذير است كه مى توان آن را بدون ترديد نيروى محرك توسعه در همه حوزه هاى جامعه اعم از فرهنگ، اقتصاد و سياست دانست، اما به رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهميت مقوله پژوهش، اين حوزه با دشوارى هاى ساختارى و عملكردى فراوانى مواجه است. به همين بهانه به سراغ دكتر ابراهيم نجفى معاون پژوهش سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج رفتيم تا در گفت وگويى شفاف، پژوهش، نيازها ، كاركردها و موانع را بررسى كنيم. \ لطفاً به اختصار درباره وظايف معاونت پژوهش سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج توضيحاتى بفرماييد. > همه مجموعه هاى تحقيقاتى و پژوهشى بخشى دارند كه وظايف ستادى آن سازمان ، مؤسسه يا مجموعه را تعقيب مى كند. سازمان مطالعات و تحقيقات بسيج هم اين وظيفه را به معاونت پژوهش خود محول كرده است. فراهم سازى زمينه هاى تحقيق در مجموعه سازمان، تعيين اولويت هاى تحقيقاتى، تعريف عناوين پروژه هاى تحقيقاتى، بررسى و نظارت بر محتواى همه فعاليت هاى تحقيقاتى سازمان از جمله وظايف و مأموريت هاى معاونت پژوهش است. به تعبيرى ، هر فعاليتى كه در سازمان شروع شود، از نقطه شروع تا نقطه پايان، همه فعاليت هاى ستادى اش در اين معاونت صورت مى گيرد، از تعريف مسأله ، امكان سنجى و نيازسنجى، مسيرهاى حل آن مسأله و پروژه تا خروجى، تأييد و تصويب محتواى خروجى پروژه و در نهايت زمينه سازى براى كاربست نتايج تحقيق. \ ظرفيت هاى پژوهش در نيروى مقاومت بسيج را چطور ارزيابى مى كنيد؟ > وقتى بسيج ـ به تعبيرى ـ نيروى تمام ناشدنى است، اين خصلت و نيروى تمام ناشدنى را در تمام عرصه هاى پژوهش و تحقيقات هم به دنبال دارد. بسيج مجموعه اى از كسانى است كه در قشرهاى مختلف با پذيرفتن فرهنگ بسيجى، مشتاقانه گرد هم جمع شده اند و هركدام بخشى از وظايف و مأموريت هاى بسيج را كه همانا رسالت پاسدارى از انقلاب و دستاوردهايش است برعهده دارند. لذا ما در بسيج قشرهاى مختلفى داريم كه ويژگى بارز بخشى از آنها اثرگذاربودن در عرصه علم و تحقيق است. مثلاً بسيج استادان ، بسيج دانشجويى، بسيج جامعه مهندسين، بسيج جامعه پزشكان ، بسيج دانش آموزى و... كه هركدام از اينها از زاويه اى و از دريچه اى به فراگيرى علم وتحقيق و پژوهش مشغول بوده و هستند. معتقدم اگر هر فعاليت پژوهشى در كشور، شروع شود و آن فعاليت ، فعاليتى انگشت نما و ممتاز و برجسته باشد حتماً رگه هايى از تفكر بسيج در آن وجود دارد. يعنى اگر نگاهى به گذشته كنيم ، كسانى كه اين فعاليت ها را تعقيب مى كنند و آغازگر اين فعاليت بوده اند عمدتاً افرادى هستندكه يادر تشكل بسيج حضور دارند و يا تفكر بسيجى دارند. لذا دايره بسيج، دايره وسيعى است و احساس ما اين است كه بسيج هم در كمك به جنبش نرم افزارى و توليد علم در كشور و هم در ساختن ادبيات بسيج و نظريه هاى بنيادين، ظرفيت هاى بسيارى دارد كه مى توانند گره هاى بزرگى از مشكلات كشور باز كنند و در عرصه هاى بارز و مشخص كمك كنند كه تصميم گيريها، تصميم گيرى هاى منطقى و مبتنى بر دانش ، دانايى و پژوهش باشد. \ فكر مى كنيد علت نامگذارى روزى به نام پژوهش چيست؟ و اين كار چه تأثيرى بر پژوهش و تحقيقات جامعه دارد؟ > حداقل فايده نامگذارى چنين روز و هفته هايى اين است كه در اين هفته مردم با اهميت پژوهش و نقش و جايگاه و تأثير پژوهش در اداره سازمانها، اداره كشور، بهبود وضع زندگى و معيشتى تك تك شهروندان آشنايى بيشترى پيدا مى كنند و از زاويه اى ديگر در جريان عملكرد مؤسسات ، سازمانها و مجموعه هايى كه ماهيت وظايف شان، ماهيت پژوهشى است قرار مى گيرند و احياناً زمينه هايى فراهم مى شود كه قاطبه مردم و دوست داران علم و پژوهش تعامل شان را با يكديگر به تعاملى منطقى تبديل كرده و خيلى از عزيزان بسيجى و شهروندان ديگر كه علاقه مند به تأثيرگذارى در عرصه هاى پژوهشى هستند اگر پروژه اى دارند و مشغول فعاليتى هستند بتوانند ظرفيت هاى شناخته شده شان را به اين عرصه تزريق كنند. همچنين گروهى از افراد ظرفيت شان را مى شناسند ولى ظرفيت هاى دستگاه هاى متولى پژوهش را نمى شناسند و نمى دانند چه مجموعه اى مى تواند از پتانسيل ها و توانمندى هاى آنها استفاده بهينه كند، وقتى دراين هفته، مؤسسات و مجموعه هاى پژوهشى خودشان را به مردم معرفى مى كنند، مردم اين احساس را پيدا مى كنند كه مجموعه هايى هم هستند كه مى توانند متناسب با نياز آن مجموعه ها و توانمندى هاى خودشان اين تعامل را هموار و همراه كنند و وارد اين مجموعه ها شده و بخشى از فعاليت هاى پژوهشى و خواسته ها و توانستن هاى شان را پيگيرى كنند. \ ارزيابى شما از نقش پژوهش در مسائل راهبردى جامعه چيست؟ > اكثر كشورها و بخصوص ايران درچندسال اخير رويكرد جديدى در پيش گرفته و جهت گيرى هاى كلى در قالب چشم انداز ۲۰ساله كشور و سندهاى راهبرى مطرح كرده اند. طبيعى است رسيدن به آن چشم اندازها و قله ها نيازمند سعى و تلاش جاهدانه و بسيجى است. اگر بخواهيم براى رسيدن كشور ، جامعه ونظام به آن چشم اندازها ، تضمينى بدهيم چاره اى نداريم جز اين كه فعاليت هاى مان را به صورت منطقى دنبال بكنيم و فعاليت منطقى، قطعاً نيازمند كنكاش و تحقيق و بررسى است و اگر موضوعى دايره وسيع ترى را تعقيب كند احساس پژوهش در آن عرصه بيشتر است. به عبارت ديگر ، ما حاضريم در بعضى جاها هزينه هاى مختصرى بپردازيم و مشكلى را حل كنيم ، وقتى ريسك تصميمى بالا مى رود اينجاست كه تأثيرات پژوهش عمده مى شود زيرا ديگر نمى توان بى گدار به آب زد. بايد مبنا را بر تحقيق و پژوهش قرار دهيم تا ريسك تصميم به حداقل امكان كاهش يابد. اگر ريسك تصميم همچنان بالا باشد، مى توانيم براساس مسيرهاى ديگر مثل روش هاى جلسه اى و حل معضل به اين روش ـ جلسه اى ـ پيش ببريم ولى هرگز چنين روش هايى نمى تواند جهت گيرى هاى بلندمدت را تضمين كند. افق زمانى ما در راهبرد، استراتژى و چشم انداز، حداقل يك افق ميان مدت است. اين افق ها اگر پشتوانه تحقيق، پژوهش، علم و فنآورى را به عنوان زيرساخت هاى مناسب همراه نداشته باشند، يقيناً مسير را با مشكل مواجه خواهد كرد. \ يعنى معتقديد پژوهش در تصميم گيرى ها و بويژه تصميم گيرى هاى كلان نقش عمده اى دارد؟ > بله . \ با اين اوصاف، پژوهش ـ در حال حاضر ـ در كجاى تصميم گيرى ها قرار دارد و جايگاه آن را در ايران چگونه مى بينيد؟ > آنچه هم اكنون در عرصه پژوهشى در كشور دنبال مى شود با آنچه مطلوب يك عرصه پژوهشى است. تفاوت بسيار وجود دارد. هر چند بايد اين نكته را متذكر شويم كه نگاه به پژوهش و برجسته كردن نقش آن در سال هاى اخير، نسبت به سال هاى قبل وضع بهترى پيدا كرده اما با آنچه مطلوب و آرمانى است هنوز فاصله دارد. يعنى در وضع حاضر نمى توانيم ادعا كنيم كه مبناى همه فعاليت هاى اساسى ما پژوهش است. از پژوهش استفاده مى كنيم ولى مبناى اصلى ما نيست چرا كه از شاخص هاى ديگر اين مسأله هويداست. مثلاً سهم اعتبارات پژوهشى در بودجه و اعتبارات كشور عدد ناچيزى است، گرچه مسئولان و تصميم گيرندگان در تلاشند اين سهم را به ۲ تا ۵ برابر افزايش دهند و همين نگاه را به صورت خردتر در مجموعه سازمان نيروى مقاومت بسيج داريم كه اعتبارات و سهم هزينه هاى پژوهشى را نسبت به ساير هزينه ها از وجوه موجود ارتقا بدهيم و حداقل ۲ تا ۵ درصد بتوانيم تعريفشان كنيم. \ به عنوان يك كارشناس نقش و جايگاه پژوهش را در كشورهاى پيشرفته چطور مى بينيد؟ > دسته بندى هايى كه از كشورهاى مختلف مى شود به اين صورت است كه كشورها را به كشورهاى پيشرفته، درحال توسعه و توسعه نيافته تقسيم مى كنند. يكى از ملاك هاى اين تقسيم بندى اتفاقاً فعاليت هاى پژوهشى و اعتقاد و اعتماد به اين فعاليت هاست. هر چه از يك جامعه توسعه يافته به سمت جامعه توسعه نيافته حركت كنيم اين نقش را كمرنگ تر مى بينيم. لذا در اكثر جاها وقتى كشورهاى در حال توسعه را با يك كشور توسعه يافته مقايسه مى كنند، مى بينند در جوامع پيشرفته اعتماد عجيبى به پژوهش وجود دارد. اين نكته را فراموش نكنيم كه همانند ساير شاخص ها در كشورهاى در حال توسعه يا توسعه نيافته نسبت به كشورهاى توسعه يافته يك عقب ماندگى وجود دارد، اين عقب ماندگى در عرصه پژوهش و تحقيق هم هست. ولى ممكن است در عرصه پژوهش، عقب ماندگى سرعت كمتر يا بيشترى داشته باشد. \ در اين ميان، نقش سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج ـ به صورت خاص ـ چيست؟ > اين سازمان مسئوليت هاى متعددى را از وظايف خود مى داند كه يكى از آنها انسجام تحقيقات بنيادين، كاربردى و توسعه اى در عرصه هايى است كه بسيج به آن نيازمند است. وقتى اعتقاد داريم در كل كشور، فعاليت ها و كاركردها بايد برمبناى تحقيق باشد، به طريق اولى بايد اين مبنا را در بسيج پيگيرى كنيم. اين تحقيقات تا حد زيادى به تصميم گيران كمك مى كند كه يك مبناى مناسب و منطقى در اختيارشان باشد تا درست تر بوده وضمن برخوردارى از ريسك كمترى تصميم هايى كه مى گيرند ضمانت اجرايى بيشترى هم داشته باشد. همين طور افكار بسيجيان و مردم را مى سنجيم تا متوجه شويم مردم تا چه اندازه از برنامه هاى اجرايى بسيج رضايت دارند، چقدر تأثيرات اين برنامه ها را مثبت مى دانند و اگر ديدگاه هايى دارند ازآنها مطلع شده و فعاليت ها و برنامه هاى بعدى را با نگاه به دريافت پيشنهادهاى آنها اصلاح كنيم. همانطور كه گفتم، از وظايف ديگر مجموعه كمك به جنبش نرم افزارى و توليد علم است كه طبيعتاً با بهره گيرى از فناوريهاى نوين در بسيج مى تواند محقق شود. يكى از دغدغه هاى همه مجموعه هاى تحقيقاتى در كشور و از جمله سازمان تحقيقات، دغدغه فعاليت هاى بعد از پايان يك پروژه تحقيقاتى است. يكى از وظايف و رسالت هاى سازمان تحقيقات كمك به كار بست نتايج تحقيقات در مأموريت هاى بسيج است. بايد تحقيق به گونه اى باشد كه بتوانيم اطمينان داشته باشيم در جايى از نتايج آن استفاده مى شود. سازمانهاى تحقيقاتى در اين باب، هر يك با مسير معينى حركت مى كنند براى اين كه اين بخش را در سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج پررنگ تر بكنيم مقدارى ضمانت اجرايى به كار بست هاى نتايج تحقيق داده شود، هيچ پروژه تحقيقاتى بدون اين كه كاربر مشخصى يا درخواست كننده معينى داشته باشد يا كاربرها و درخواست كننده ها رده هاى نيروى مقاومت بسيج نباشند شروع نمى شود. لذا تمام پروژه ها كاربرهاى معينى دارند و آن كاربرها از نقطه صفر و شروع يك پروژه تحقيقاتى تا پايان همراه سازمان و مجرى پروژه هستند و ديدگاه ها و انتظارات و اهدافشان را اعلام مى كنند تا نتايج تحقيق بسنجد و مشخص كند كه آن ديدگاه ها و انتظارات تا چه حد با اتفاقاتى كه در صحنه عمل به وقوع مى پيوندد سازگارى دارد و احياناً اگر فاصله اى بود، شكاف ها رفع شود. از ديگر رسالت هاى اين مجموعه، ترويج فرهنگ و تفكر بسيجى در عرصه هاى علمى و پژوهشى كشور است. ما معتقديم در كشور مى توان پژوهش هاى پارسايانه انجام داد، بدين معنى كه پژوهشى كه كيفيت بالايى دارد و داراى عمق بخشى است. ضمن اين كه مشكل و معضلى را حل مى كند بايد هزينه هاى حداقلى داشته و در زمان اندكى انجام شود. شايد يكى ديگر از وظايفى كه احساس مى كنيم بايد انجام شود، پرورش روح خلاقيت، نوآورى، ابتكار، تفكر، تتبع و ايده پردازى در بسيج است. به دنبال نخبه پرورى هستيم و احساس مان براين است كه نه تنها بايد از نخبگان حمايت كرد، بلكه بايد به سمت نخبه يابى، نخبه گزينى، نخبه پرورى و در نهايت نخبه دارى شركت كنيم. اين ها را پروسه و فرآيندى مى دانيم و اگر بخواهيم در كشور در بخش توليد ادبيات، علم، فناورى و پژوهش در جايگاهى قرار بگيريم كه در چشم انداز ۲۰ ساله كشور براى ما ترسيم شده لازم است اين فرآيند را در نظر داشته باشيم، نه اين كه منتظر باشيم، نيازى از نيازهاى كشور برجسته شود و آنگاه ما چتر حمايتى مان را باز كنيم. بايد اين پروسه و فرايند را هم دنبال وهم تكثير كنيم كه مى تواند موقعيت كشورمان را در بحث بسترسازى علمى و فناورى تضمين كند. \ اگر قرار باشد جايگاه پژوهش را در ايران با كشورهاى پيشرفته مقايسه كنيد، فكر مى كنيد چقدر فاصله وجود دارد؟ > مهمترين دليل، باور به انجام تحقيق، مطالعه و پژوهش است. هر وقت به اين باور رسيديم زمينه ها و زيرساخت ها را نيز فراهم مى كنيم. اين كه مى گوييم اعتبارات بخش پژوهش ما قابل قياس با كشورهاى پيشرفته نيست، احساس مى كنم اگر روزى اين باور، اعتقاد و اعتماد در مسئولان كشور و سياستگذاران به وجود بيايد كه تحقيق و پژوهش مى تواند معضلات بزرگ را حل كند ـ نه در حرف و گفتار بلكه در عمل ـ به طور قطع جايگاه تحقيق و پژوهش ما ارتقا پيدا مى كند. يكى از دلايل اصلى فاصله پژوهش در كشورى مثل ايران با كشورهاى توسعه يافته اين است كه آنها به اين باور رسيده اند. هر چند همه سازمان هاى پژوهشى در ايجاد اين باور نقش دارند، نبايد انتظار داشته باشيم كه مجموعه هاى پژوهشى در كشور سرشان در لاك خودشان باشد و مسئولان و متوليان هم بگويند پژوهش نقش ممتاز و اول دارد و برويد پژوهش كنيد... زمانى اين باور در مسئولان ايجاد و تشديد مى شود و شكل مى گيرد و سپس نهادينه مى شود كه مجموعه هاى متولى تحقيق بتوانند فعاليت هايى عرضه كنند و با خروجى هايشان توانايى هايشان را ثابت كنند. * معاون پژوهشى سازمان تحقيقات و مطالعات بسيج
|