|
|
|
نهمين گوهر عصمت
|
|
|
على اصغر صرفه جو
سخن از امام جواد (ع) نهمين امام معصوم، درياى علم و معرفت و عرفان و پاكى است. سخن از كسى كه وجود پربركتش در همه ابعاد، جود و بخشش، مايه بركت ها بود و در هنگامى كه چشم به جهان گشود، حضرت رضا (ع) فرمود: «قد ولد لى شبيه موسى بن عمران فالق البحار و شبيه عيسى بن مريم (ع) - فرزندى براى من به دنيا آمد كه شبيه حضرت موسى (ع) شكافنده درياها و نظير حضرت عيسى (ع) است.»
نهمين پيشواى شيعيان در دهم رجب سال ۱۹۵ هجرى در مدينه به دنيا آمد. با ولادت آن حضرت، چشم امام رضا (ع) روشن و نگرانى شيعيان برطرف شد. از سوى ديگر، دشمنان و بدخواهان بويژه واقفيه، مأيوس و ناكام شدند. نام پيشواى نهم، محمد و كنيه اش ابوجعفر و مشهورترين لقبشان جواد و تقى است. آن حضرت انس خاصى با عبادت داشت و شبها را به تهجد و نيايش و روزها را به روزه سپرى مى كرد و در جود و سخاوت به نيازمندان در مرتبه اى قرار داشت كه به «جوادالائمه» ملقب شد. آن حضرت مدتى به اجبار در كاخ سلطنتى مأمون زندگى مى كرد. خليفه مى كوشيد آن حضرت را به سوى تجمل گرايى و جلوه هاى مادى بكشاند، ولى ايشان به هيچ وجه به دنيا دل نبست و فريفته مظاهر مادى زندگى شاهانه نشد. مقام امامت امام جواد (ع) در آخر صفر سال ۳۰۳ هـ در حالى كه بيش از هفت سال از عمرش مى گذشت عهده دار مقام امامت شد و امامتش ۱۷ سال به طول انجاميد، ۱۵ سال در دوران خلافت مأمون و ۲ سال در دوران خلافت معتصم. خردسالى آن حضرت هنگام عهده دارى اين منصب الهى، پديده اى بى سابقه بود و پيامدها و واكنش هايى در پى داشت. برخى در جبهه خودى، در ميان پيروان اهل بيت، اين شبهه را مطرح كردند كه آيا ممكن است كسى پيش از بلوغ به مقام امامت برسد؟ در پى بروز اين شبهه در محافل علمى و كلامى، جامعه شيعى دچار اضطراب و پراكندگى شد. گروهى سراغ عبدالله بن موسى برادر امام رضا (ع) رفتند. گروهى ديگر به واقفى ها پيوستند. جمعى نيز به امامت احمد بن موسى قائل شدند. مبناى استدلال اين دو گروه حاكمى سن امام جواد (ع) بود. آنان بلوغ را شرط احراز منصب امامت مى دانستند. شمارى از شيعيان براى حصول اطمينان، گاه مسأله خردسالى آن حضرت را با خود وى در ميان مى گذاشتند. امام جواد (ع) در پاسخ آنان، با اشاره به جانشينى سليمان از داود (ع) در كودكى و نبوت يحيى بن زكريا (ع) و حضرت عيسى (ع) در دوران شيرخوارگى، امامت خود را تثبيت مى كرد. گاهى نيز به عنوان آزمايش، امام جواد (ع) را در مقابل انواع پرسش هاى علمى و دينى قرار مى دادند، وقتى آن حضرت به تمامى پرسش هاى مردم پاسخ مى داد، آنان با اطمينان خاطر، امامتش را مى پذيرفتند. در جبهه غير خودى، خليفه در نخستين اقدام، امام جواد (ع) را به پايتخت احضار كرد تا ضمن كنترل وى، با جذب آن حضرت به دستگاه پرزرق و برق خلافت، او را از انديشه مبارزه عليه حكومت خود باز دارد و در افكار عمومى، انديشه هاى شيعى را زير سؤال ببرد. مأمون در دومين اقدام، با گردآورى دانشمندان از فرقه هاى مختلف و ترتيب مجالس بحث و مناظره با امام جواد (ع)، كوشيد آن حضرت را از نظر علمى شكست دهد. سومين اقدام مأمون اين بود كه دختر خود «ام الفضل» را به ازدواج امام جواد(ع) در آورد. انگيزه او از اين اقدام سياسى اين بود كه جاسوسى اندرونى بر امام جواد(ع) بگمارد و نظر مساعد آن حضرت و پيروانش را نسبت به خود جلب كند. در سنگر مبارزه امام جواد (ع) با درك عميق از شرايط سياسى فرهنگى جامعه و ترفند هاى مأمون، فعاليت هاى خويش را در محور هاى زير سامان داد: ۱- تبيين و تثبيت امامت خويش: نخستين و مهمترين رسالت امام جواد(ع) اثبات امامت خود و پاسخگويى به ابهام و شبهاتى بود كه با توجه به خردسالى آن حضرت در جامعه مطرح مى شد. آن حضرت با صراحت در رويارويى با مردم، حتى مخالفان، خود را پيشواى امت و حجت خدا در زمين معرفى مى كرد. يحيى بن اكثم در حرم پيامبر(ص) با امام جواد(ع) روبه رو شد و گفت: مى خواهم درباره مسأله اى از شما بپرسم ولى خجالت مى كشم. امام جواد(ع) فرمود: تو مى خواهى از امام «زمانت» بپرسى. او گفت: به خدا سوگند، همين است. امام جواد(ع) فرمود: من امام «زمانت» هستم. ۲- اتخاذ موضع منفى در برابر دستگاه خلافت امام جواد(ع) ضمن تثبيت امامت خود، رهبرى حاكمان جور را نفى مى كرد و متناسب با مقتضيات زمان، در گفتار و كردار، ناخشنودى خود را از وضع موجود و نفرت و انزجار خويش را از ستمگران ابراز مى داشت. اين سياست گاهى به صورت دعا و زمزمه با پروردگار و گاه در سخنان حكيمانه اش و گاه در رفتارش تجلى مى كرد. آن حضرت از طريق اعلام نارضايتى از حضور در بغداد و آرزوى بازگشت به مدينه مخالفت خود را با دستگاه خلافت ابراز مى داشت. گاهى نيز اين موضع امام در تبيين صحيح فقه اسلامى و مخدوش اعلام كردن نظرات مسأله گويان مزدور و وابسته به دستگاه، نمايان مى شد. ۳- رهبرى تشكيلات شيعى در آن دوران، براثر كاهش نسبى جو فشار و خفقان حكومت، شيعيان در بسيارى از شهرها مانند بغداد، مدائن، مصر، كوفه، خراسان، رى، قم، سيستان، طبرستان، طالقان و اهواز حضور داشتند و امام جواد(ع) از طريق وكيلان و نمايندگان خويش با آنان در ارتباط بود. على ابن مهزيار، خيران خادم، احمدبن محمد بن عيسى و صالح بن محمد بن سهل وكيلان آن حضرت بودند. امام جواد (ع) در اهواز، همدان، سيستان، رى، بصره، واسط، بغداد، كوفه و قم نمايندگانى داشت كه پاسخگوى مسائل دينى شيعيان بودند و خواسته ها و وجوه شرعى آنان را به امام مى رساندند. ۴- تربيت افراد مستعد تربيت افراد علاقه مند به رشد و تعالى از رسالت هاى بنيادى امامان است. از سوى دستگاه خلافت، براى آن حضرت شرايطى فراهم شده بود كه تماس مردم با وى و بهره گيرى از محضرش را مشكل مى ساخت. با اين حال، بسيارى از مردم توفيق محضر آن گرامى را پيدا كرده، از خرمن دانشش خوشه ها چيدند. شيخ طوسى نام ۱۱۳ نفر از اصحاب و راويان آن حضرت را ثبت كرده است. در ميان آنان افراد زبده و سرشناسى به چشم مى خورد: از قبيل: احمدبن محمدبن ابى نصر، بزنطى كه از اصحاب اجماع است و همگان به فقاهت او اعتراف كرده و مرسلاتش را پذيرفته اند، احمدبن اسحاق اشعرى كه از قم بود و به نمايندگى از سوى آنان نزد ائمه مى رفت، و احكام و دستورهاى لازم را از آنان مى گرفت و به مردم ابلاغ مى كرد. ذكريا بن آدم قمى كه امام جواد (ع) براى او دعا كرد و او را در زمره ياران حق شناس و باوفاى خويش بشمار آورد. و على بن مهزيار اهوازى كه از وكيلان خاص امام جواد (ع) بوده است. شخصيت امام جواد (ع) از ديدگاه دانشمندان سخنان و مناظره هاى امام جواد (ع) و حل مشكلات بزرگ علمى و فقهى توسط آن حضرت، تحسين و اعجاب دانشمندان و پژوهشگران اسلامى اعم از شيعه و سنى را برانگيخته و آنان را به تعظيم در برابر عظمت علمى امام واداشته است و هركدام او را به نحوى ستوده اند: به عنوان نمونه «سبط ابن الجوزى» مى گويد: او در علم و تقوا و زهد و بخشش بر روش پدرش بود. ابن حجر هثيمى مى گويد: مأمون او را به دامادى انتخاب كرد زيرا با وجود كمى سن از نظر علم و آگاهى و حلم بر همه دانشمندان برترى داشت. استاد شيعه «شيخ مفيد» و «فتال نيشابورى» از آن حضرت چنين ياد مى كنند: «مأمون شيفته او شد، زيرا مى ديد كه او با وجود كمى سن از نظر علم و حكمت و ادب و كمال عقلى، به چنان رتبه والايى رسيده كه هيچ يك از بزرگان علمى آن روزگار بدان پايه نرسيده اند.» مكتب علمى امام جواد (ع) مى دانيم كه يكى از ابعاد بزرگ زندگى امامان معصوم ما، بعد فرهنگى آنان است. اين پيشوايان بزرگ هركدام در زمان خود فعاليت فرهنگى داشته، در مكتب خويش شاگردانى تربيت مى كردند و علوم و دانش هاى خود را توسط آنان در جامعه منتشر مى كردند، اما شرايط اجتماعى و سياسى زمان آنان يكسان نبوده است، مثلاً در زمان امام باقر (ع) و امام صادق (ع) شرايط اجتماعى مساعد بود و به همين جهت ديديم كه تعداد شاگردان و راويان حضرت صادق (ع) بالغ بر چهار هزار نفر مى شد، ولى از دوره امام جواد (ع) تا امام عسكرى (ع) به دليل فشارهاى سياسى و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت آنان بسيار محدود بود از اين نظر تعداد راويان پرورش يافتگان مكتب آنان نسبت به زمان حضرت صادق (ع) كاهش بسيار چشمگيرى را نشان مى دهد و تعداد راويان اصحاب حضرت جواد (ع) قريب صد و ده نفر بوده اند. و جمعاً ۲۵۰ حديث از آن حضرت نقل شده است زيرا از يك سو، آن حضرت شديداً تحت مراقبت و كنترل سياسى بود و از طرف ديگر زود به شهادت رسيد و بيش از بيست و پنج سال عمر نكرد! در عين حال بايد توجه داشت كه در ميان همين تعداد محدود اصحاب و راويان آن حضرت، چهره هاى درخشان و شخصيت هاى برجسته اى مانند: على بن مهزيار، احمدبن محمد ابى نصر بزنظى، زكريا بن آدم، حسين بن سعيد اهوازى، احمدبن محمد بن خالد برقى بودند كه هركدام در صحنه علمى و فقهى وزنه خاصى بشمار مى رفتند و برخى داراى تأليفات متعدد بودند. از طرف ديگر راويان حديث امام جواد (ع) تنها در محدثان شيعه خلاصه نمى شوند بلكه محدثان و دانشمندان اهل تسنن نيز معارف و حقايقى از اسلام را از آن حضرت نقل كرده اند. به عنوان نمونه حافظ «عبدالعزيزبن اخضر جنابذى» در كتاب (معالم العتره الطاهره) و مؤلفانى نيز مانند: ابوبكر احمدبن ثابت، ابواسحاق ثعلبى و محمدبن منده بن مهربذ در كتب و تاريخ و تفسير خويش رواياتى از آن حضرت نقل كرده اند. گوشه اى از سيره امام جواد (ع) عيادت و دلجويى از بيمار: يكى از شاگردان امام جواد (ع) بيمار شد در حدى كه به بستر افتاد و اميد زنده ماندن نداشت امام جواد (ع) باخبر شد همراه جمعى از اصحاب به عيادت او رفت وقتى كه در بالين او نشست و احوال او را پرسيد او زارزار گريه كرد و مى گفت: مى ميرم چه كنم؟ مرگ در كار است ... امام جواد (ع) به او فرمود: اى بنده خدا تو كه از مرگ مى ترسى از اين رو است كه نمى دانى مرگ چيست براى تو مثالى بزنم اگر بدنت آلوده به چرك و كثافت باشد و موجب زخم هاى پوستى بدن گردد و ناراحت شوى و بدانى كه اگر حمام بروى و شست وشو كنى همه اين چرك ها و آلودگى ها و زخم ها از بين مى رود آيا ميل دارى كه به حمام بروى يا ميل ندارى؟ بيمار گفت: البته دوست دارم كه هر چه زودتر به حمام بروم و خود را از همه ناپاكى ها پاك نمايم. امام جواد (ع) فرمود: مرگ براى مؤمن همان حمام است و آن آخرين منزلگاه و مرحله شست وشو و پاكسازى از آلودگى هاى گناه مى باشد بنابراين اگر به سوى مرگ رفتى، در حقيقت از همه اندوه ها و رنج ها رهيده اى و به سوى شادى رو آورده اى پس هيچ غم را به خود راه نده. بيانات گرم و پرمهر امام جواد (ع) روحى تازه در كالبد آن بيمار بخشيد قلب او آرام گرفت و اندوهش به شادى تبديل شد. شهادت امام جواد (ع) دوران عمر آن امام بزرگوار ۲۵ سال و دوره امامتش ۱۷ سال بوده است. مأمون در سال ۲۱۸ هجرى درگذشت و پس از او معتصم جاى او را گرفت. معتصم عباسى از حضرت جواد(ع) دعوت كرد كه از مدينه به بغداد بيايد. حضرت در ماه محرم سال ۲۲۰ هجرى به بغداد وارد شد. معتصم كه عموى ام الفضل زوجه حضرت جواد بود با جعفر پسر مأمون و ام الفضل بر قتل آن حضرت همداستان شدند. علت اين امر اين انديشه شوم بود كه مبادا خلافت از بنى عباس به علويان منتقل شود. از اين جهت، در صدد تحريك ام الفضل برآمدند و به وى گفتند تو دختر و برادرزاده خليفه هستى و احترامت از هر جهت لازم است و شوهر تو محمد بن على الجواد مادر على هادى فرزند خود را بر تو رجحان مى نهد اين دو آنقدر وسوسه كردند تا ام الفضل در باطن از شوهر بزرگوار و جوانش آزرده خاطر شد و به تحريك معتصم و جعفر برادرش تسليم شد. آنگاه اين دو فرد جنايتكار سمى كشنده در انگور وارد كردند و به خانه امام فرستادند تا سياه روى دو جهان ام الفضل آنها را به شوهرش بخوراند. ام الفضل طبق انگور را در برابر امام(ع) گذاشت و از انگورها تعريف كرد و حضرت را به خوردن انگور وادار نمود و در اين امر اصرار كرد. امام جواد(ع) مقدارى از انگور را تناول فرمود چيزى نگذشت كه آثار سم را در وجود خود احساس فرمود و درد و رنج شديدى بر آن حضرت عارض گشت. ام الفضل با ديدن آن حالت دردناك در شوهر جوان، پشيمان و گريان شد، اما پشيمانى سودى نداشت. حضرت جواد(ع) فرمود: چرا گريه مى كنى؟اكنون كه مرا كشتى گريه تو سودى ندارد. بدان كه خداوند متعال در اين چند روزه دنيا تو را به دردى مبتلا كند و به روزگارى بيفتى كه نتوانى از آن نجات يابى. البته ناگفته نماند كه در مورد مسموم كردن حضرت جواد(ع) قول هاى ديگرى هم نقل شده است. منابع و مأخذ در دفتر روزنامه موجود است.
|
|
|
|
|