على رضايى
|
|
|
بعد از درخشش در رقابت هاى قهرمانى مردان جهان، همگان از تيم ملى واليبال ايران انتظار كسب يكى از سكوهاى بازى هاى آسيايى دوحه را داشتند اما در عمل تيم كشورمان نه تنها به اين موفقيت نرسيد كه تا رده ششم سقوط كرد. واليباليست هاى ايرانى كه به دليل حضور در مسابقه هاى جهانى ژاپن از دور مقدماتى بازى هاى آسيايى دوحه معاف شدند در مرحله يك چهارم نهايى برابر كره جنوبى، قهرمان دوره قبل و همين دوره تن به باخت ۳-۱ دادند، پس از آن بحرين را سه بر يك بردند و براى كسب عنوان پنجم بازى را ۲-۳ به ژاپن واگذار كردند. تيم ايران در حالى به اين رده اكتفا كرد كه در بازى هاى آسيايى۲۰۰۲ پوسان نايب قهرمان شده بود. درباره ناكامى واليبال كشورمان اظهارنظرهاى متفاوتى وجود دارد. ترديدى نيست كه نزديكى مسابقه هاى جهانى و آسيا كه با فاصله كوتاهى برگزار شدند در افت ناگهانى بازيكنان ايران تأثيرگذار بوده است. تيم ايران هم از نظر بدنى و هم از نظر مهارت هاى فردى و گروهى برابر كره جنوبى بسيار پايين تر از حد معمول ظاهر شد. ازماه ها قبل كارشناسان نسبت به اردوهاى طولانى مدت و متوالى تيم ملى و چگونگى حضور در هر دوجبهه هشدار داده بودند، اما كادر فنى كه پيش بينى كرده بود در دوحه بازيكنان را به اوج آمادگى مى رساند در محاسباتش اشتباهات زيادى داشت .
از اتمام بازى هاى آسيايى چند روزى بيش نمى گذرد. ديگر نه كياچ به عنوان سرمربى بزرگسالان ايران فعاليت مى كند و نه بازيكنان تورنمنت بين المللى ديگرى در پيش دارند. اوضاع رو به عادى شدن است. در چنين وضعى راحت تر مى توان از تيم ملى، علت ناكامى اش در دوحه و آينده اين تيم حرف زد. كارشناسان واليبال در اين باره ما را يارى داده اند.
اظهارات يدالله كارگر پيشه
اگر بخواهيم در واليبال و اتفاقاتى كه در دوحه رخ داد حرف بزنيم من اين طور شروع مى كنم كه چه انتظارى از تيم ملى داشتم؟ اجازه بدهيد به چند هفته قبل برگرديم. در رقابت هاى جهانى همه گفتند خيلى خوب بوديم، ولى به نظرم كار خارق العاده اى انجام نداديم. هم اكنون كه امتيازات به صورت رالى شده، هر تيمى مى تواند ۲۲ يا ۲۳ امتياز بگيرد، اما ما تلاش كرديم تيم خودمان را خيلى بزرگ جلوه دهيم در حالى كه در آن اندازه ها نيست! بى دليل سر خودمان را كلاه نگذاريم و سطح توقعات را خيلى بالا نبريم. ما يك بار در پوسان دوم شديم و آن در شرايطى بود كه به غير از كره ديگر مدعيان، تيم هاى دوم خود را به بازى هاى آسيايى فرستاده بودند. بايد واقعيت ها را بپذيريم. قبول كنيم محمودى ديگر، نمى تواند در تيم ملى كارايى گذشته را داشته باشد يا تركاشوند كه بالاى ۳۰ سال سن دارد آن كارايى گذشته را ندارد. چرا كسى به اين اشكالات اعتراف نمى كند؟ منظمى كه خداحافظى كرده بود را چرا به زور برگردانديم؟
معتقدم با همه اين تفاسير در دوحه خيلى پايين تر از توانمان ظاهر شديم. تيم ما خسته بود. انرژى بازيكنان در رقابت هاى جهانى تخليه شد. از طرفى مشكلات فنى هم داشتيم، اما در كل نتايج عادى بود. يا تا به حال فقط يك بار كره را برده ايم و در همان دفعه هم حريف تيم چندم خود را به مصاف ايران فرستاد. اين كه با ژاپن پنج گيمه كرديم نيز منطقى بوده است.
حال چه بايد كرد؟ كار دوارزنى بسيار سخت شده است. بايد به جوان ها و نوجوان ها روى بياوريم. فدراسيون قبلى خيلى زحمت كشيد، كلى مقام آورد اما همه اش با صغر سنى! ؟ داورزنى چاره اى ندارد جز اين كه روى جوان هاى واقعى سرمايه گذارى كند. فدراسيون بايد در استان ها واليبال را فعال كند. هم اكنون چند تا استان واليبالى داريم؟ مشهد، تبريز، شيراز، سارى و... كجا هستند؟ واليبال ايران تقريباً خوابيده است. اين ها واقعيت هاى ما هستند. دست كم نياز به ۲۰ استان فعال داريم در آن صورت است كه تيم هاى ما بى پشتوانه نمى مانند. يك نكته ديگر را هم بگويم. فدراسيون هميشه مى گويد بازيكن را براى باشگاه آماده مى كند. اصلاً اين طور نيست. آنها فقط ۲۰نفر را جمع مى كنند كه ۱۹ نفرشان صغرسنى هستند. آيا واليبال باشگاهى ما فقط همين تعداد هستند؟ مگر با تعطيلى ليگ تيم ملى افت نكرد؟ پس اين باشگاه ها هستند كه بازيكن را آماده نگه مى دارند.
ناصر شهنازى: نتيجه گرايى را كنار بگذاريم
به نظر من كسب عنوان ششم دليل افت واليبال ما نيست. اگر باختيم به كره باختيم نه به يك تيم كوچك. كره و ژاپن قدرت هاى آسيا هستند با اين همه، پتانسيل پيروزى بر حريفان را داشتيم. بايد بگرديم و عوامل را پيدا كنيم كه هم اكنون اين شكست ها پتكى روى سر واليبال نشود. تغييرات صورت گرفته و نياز به زمان است. اين ها يك طرف قضيه هستند، اما در بعد ديگرماجرا ، من يكى از عوامل افت تيم ملى در دوحه را در اردوهاى طولانى مدت ديدم. متأسفانه تيم كشورمان در بازى هاى آسيايى شاداب نبود. از اول سال صحبت اين بود كه ليگ تعطيل شود و بازى هاى جهانى تداركى براى دوحه باشد. آن هم براى يك مسابقه! اين موضوع خود فشار روانى زيادى روى بازيكنان وارد كرده در صورتى كه مى توانستيم دور رفت ليگ برتر را مانند بسكتبال برگزار كرده و بازيكنان را از دل بازى ها انتخاب كنيم. من صدبار هم اعلام كردم تعطيلى ليگ اشتباه است. اين كه هشت ماه تمام بازيكن ها را در اردو و تمرين نگه داشت جواب خوبى نمى دهد، ديگر عامل شكست تيم كشورمان نزديكى بازى هاى آسيايى وجهانى بود. كلاً خواستيم با يك تيم در رقابت هاى جهانى شركت كنيم و با همان تيم هم به آسيا برويم اين برنامه ريزى اشتباه بود. از سويى بازيكن حاضر در مسابقه هاى جهانى را هم خط زديم. من منكر توانايى هاى سليمانى نيستم، اما بازارگرد بازى به بازى در ژاپن بهتر شد و مى توانست در دوحه ما را در حمله و دفاع كمك كند. در ثانى اگر قرار بود از توپگيرها استفاده نكنيم پس چرا ليبروى ديگرى نبرديم؟ مشخص بود اصلاً شناختى نسبت به كره نداشتيم يا اگر هم داشتيم با توجه به شناخت آنها از تيم ما در جريان بازى نتوانستيم با تغيير رويه حريف كنار بياييم. احساس مى كنم از نظر تاكتيكى همچون گذشته نبود. متأسفانه در آناليز حريف اشكالات زيادى داشتيم در حالى كه كره هر لحظه برنامه اى داشت. واقعيت اين است در چنين شرايطى حمله كردن به مربى شكست خورده راحت ترين كار است، ولى اين نظر كلى من است كه مربيان اروپاى شرقى به كار ما نمى آيند. ما اگر مى خواهيم در جهان مطرح بشويم نبايد سراغ مربيان حرف گوش كن برويم! دست كم كسى را بياوريم كه من مربى ايرانى احساس كنم چيزى از مربى تيم ملى ياد مى گيرم. بهتر است از اين پس نتيجه گرايى را مقدارى كنار بگذاريم.
به هر حال يك نسل واليبال كه خيلى هم زحمت كشيدند و به طرز خوبى بايد از آنها تقدير كرد كنار مى روند و ما در محل گذر قرار داريم. در چنين شرايطى نياز به يك مربى خوب و برنامه ۲ ساله داريم و البته دست كم در اين ۲ سال نتيجه گرايى را از فكرمان پاك كنيم، اما اگر قرار است فدراسيون مربى درجه يك دنيا نياورد، مربى داخلى كارايى بيشترى دارد. پيشنهاد مى كنم فدراسيون واليبال تمرينات و تاكتيك هاى همه رده ها را همسان كند. هم اكنون مانده ايم كه مثل اروپاى غربى باشيم، اروپاى شرقى را موردنظر قرار بدهيم يا برويم سراغ شرق آسيا؟ اين قدرت را در داورزنى وهمكارانش مى بينم كه بتوانند راه اصولى را پيشه كنند.
جمشيد حميدى: ملاحظات را كنار بگذاريم
در بررسى شرايط تيم ملى به نظر مى رسد مشكلات جسمانى در درجه اول بيش ازهر چيز ديگرى در دوحه نمود پيدا كرد. پيش از اعزام تيم به ژاپن و دوحه نيز اعتقاد بيشتر كارشناسان بر اين بود كه دو تيم مجزا را به اين دو تورنمنت بسيار سنگين ارسال كنيم. خودم بر اين باور بودم تيم اصلى به رقابت هاى جهانى برود و تيم اميد را روانه بازى هاى آسيايى كنيم، ولى متأسفانه مسئولان قبلى فدراسيون طورى برنامه ريزى كردند كه يك تيم به هر دو رقابت اعزام شود. از نظر بدنى هم پيش بينى ها اشتباه از آب درآمد. اوج آمادگى بازيكنان تيم كشورمان در بازى با ايتاليا بود و هرچه به پايان رقابت هاى جهانى رسيديم توان بچه ها كمتر شد اين در حالى بود كه مربى بدنساز تيم ملى مى گفت در دوحه به اوج مى رسيم. بازى با كره هم گواه ادعاى ماست. وقتى بدن بازيكنان آماده نباشد تيم شاداب نيست. البته كره هم خسته بود، ژاپن و قزاقستان نيز همين طور. ولى آنها با تاكتيك مارا بردند. در واقع اين مربى كره بود كه ما را برد. آقاى «كيم» سرمربى كره كه سابقه مربيگرى در ايتاليا را دارد مى دانست با حضور نادى در دفاع ميانى خوب هستيم تاكتيك خود را قدرتى كرد و بازى را به كنار آنتن كشاند، اما راه مقابله با آن را بلد نبوديم.
بعضى ها سن بازيكنان را ملاك قرار داده اند ولى من مخالف اين عقيده ام. كره ۳ بازيكن قدرتى بالاى ۳۰ سال داشت، معدل سنى هر دو تيم هم ۲۶/۴ بود. پس اين بهانه پذيرفتنى نيست. البته قرعه كشى را هم ناديده نگيريم كه ايران و ژاپن را قربانى كرد.
در بحث مربى تيم بزرگسالان كوچينگ خيلى مهم است، اما كياچ به دليل شناخت نداشتن كافى از بازيكنان نتوانست خوب كار كند. بعضى ها مى گويند چرا بازارگرد خط خورد من با اين عده هم موافق نيستم. ما محمدتركاشوند را به عنوان نفر پاسور در اختيار داشتيم، بقيه در اين پست ثبات لازم را ندارند، اما كياچ او را در يك بخش ديگر به كار گرفت. در ضمن بهنام محمودى با مصدوميت زانويش تقريباً به پايان خط رسيده است. ما يك ضعف هميشگى داريم و آن هماهنگ نبودن مدافعان روى تور و بازيكنان عقب زمين است. اين ضعف در دوران پارك كى وون پوشانده شده بود، ولى دوباره در دوره كياچ نمايان شد. از طرفى بارها تأكيدكرديم دو ليبرو با خود ببريم، اما آقايان موافقت نكردند. از نظر من برد و باخت امرى طبيعى است، اما باور كنيد همين حالا واليبال ايران پتانسيل تشكيل دو تيم را دارد كه اگر خوب تدارك ببينند مى توانند روى سكوى آسيايى بروند، اما با توجه به چنين شرايطى كه پيش آمده است بايد ابتدا ليگ را سامان بدهيم. وقتى ليگ پويايى داشته باشيم ديگر نياز به تشكيل اردوهاى هفت، هشت ماهه براى تيم ملى نيست. بزرگان دنيا حداكثر ۴۰ روز براى اردوهاى آماده سازى در نظر مى گيرند ولى ما چون ليگ را بى موقع شروع مى كنيم و بى موقع هم به پايان مى رسانيم با اين مشكل مواجه هستيم. همچنين جايگاه مربيان سازنده مشخص شود. ما نياز به مربى بزرگ داريم. كسانى را بياوريم كه الگوى مربيان خودمان باشند. براى نمونه فقط به اين دليل كه ايوان بوگانيكف پيرمرد است او را نگه داشته اند. اين تعارفات را بايدكنار گذاشت. داورزنى مشكلات زيادى دارد. اول ساختن تيم هاى ملى، دوم سازماندهى ليگ و سوم هم بهره گيرى از جوان هاى تحصيل كرده در چارت سازمانى از جمله كارهاى مهم رئيس جديد فدراسيون است. پيشكسوتان به عنوان مشاور مى توانند طرح بدهند، اما براى كارهاى اجرايى نه. بهتر است ملاحظات را كنار بگذاريم و فدراسيون را ازخانه بازنشستگان بيرون بياوريم!
محمود دلاور خان: تيم ملى خون تازه مى خواهد
در مورد علت نتيجه نگرفتن تيم ملى واليبال در دوحه مى توان از چند بعد به اين موضوع پرداخت. معتقدم در انتخاب چند نفر اشتباهاتى داشته ايم. جوان هايى وجود دارند كه مى توانند حتى براى كسب تجربه هم جاى قديمى ها روى نيمكت ذخيره ها بنشينند. كياچ شايد نفراتش را خوب نشناخت. از بيرون هم به وى كمك نشد يا اگر هم كمكى شد چندان مفيد واقع نشد. ما جوانى داشتيم كه در مسابقه هاى جهانى ژاپن فوق العاده ظاهر شد، اما چند روز بعد در بازى هاى آسيايى كسى به همان بازيكن اهميت نداد. برخى ها بحث خستگى را مطرح مى كنند. اما به نظر من اين مسائل بيهوده است. ژاپن كه در رقابت هاى جهانى هشتم شد، به فاصله پنج روز تا شروع بازى هاى آسيايى وارد دوحه شد. متأسفانه هرچه داشتيم در رقابت هاى جهانى عرضه كرديم. من با تشكيل دو تيم براى دو تورنمنت هم موافق نيستم.
|
|
|
چين، ژاپن و كره هم با همان يك تيم درهر دو تورنمنت شركت كردند. زمانى مى توانستيم دست به چنين اقدامى بزنيم كه دو تيم هم توان داشتيم ولى همه سرمايه هاى ما همان بازيكنان بودند بنابراين اين طرح اجرا كردنى نبوده است. خودم فكر مى كنم همه چيز به اردوى آخر تيم ملى كه به دوحه وصل شد بر مى گردد. به ظاهر در اين اردو مقررات چندان دخيل نبود. بايد اذعان داشت به يك انقلاب همه جانبه در تيم ملى نيازمنديم، اگر همين طور جلو برويم كه همه داشته هايمان از دست مى روند. پيش تر حتى باشگاه هاى ما هم حاضر به بازى با بحرين نبودند اما حالا همين تيم يك ست از تيم ملى در دوحه گرفته است به هر حال تغييرات در بين بازيكن و مربى از لازمات و ملزومات است. بايد كمر همت ببنديم و دوباره به پايه بها بدهيم. هم اكنون تيم هاى جوانان ونوجوانان كشورمان چندان محكم نيستند. نبايد به فكر سكوهاى جهانى باشيم، فكر مى كنم بهتر است تا دير نشده تلفيقى از بازيكنان جوان و نوجوان همچون زادون، موسوى و معروف را به تيم ملى دعوت كنيم تا اين تيم بتواند با خون تازه كار كند.
حسين مهرانپور: تيم ملى بعد از پوسان خوب نگهدارى نشد
واليبال ما هنوز ضعف هاى عمده اى دارد. اگر مى خواهيم تيم ملى قوى داشته باشيم بايد اين ضعف ها را برطرف كنيم. به نظر من دلايل افت تيم ملى در بازيهاى آسيايى دوحه به چند ماه گذشته باز نمى گردد. بعد از نايب قهرمانى در بازى هاى آسيايى پوسان تيم ملى در شرايط خوبى نگهدارى نشد تا در نهايت با سرمربيگرى پارك كى وون به قطر هم باختيم و در جام ملت هاى آسيا ششم شديم، اما درباره باخت به كره جنوبى در ديدار آخر بايد اذعان كنم كه تيم كشورمان به خاطر فشار فراوانى كه تحمل مى كرد نتوانست اندكى از قابليت هاى خود در مسابقه هاى جهانى ژاپن را به نمايش بگذارد. واقعيت اين است كه سن برخى از مهره هاى كليدى بالا رفته است و آنها نمى توانند مانندگذشته از همه توانايى هاى خود استفاده كنند اين موضوع درگذشته هم وجود داشت، اما هم اكنون به بحران تبديل شده است. من فكر مى كنم بزرگ ترين اشتباه را زمانى مرتكب شديم كه همكارى با پارك كى وون را پس از بازى هاى آسيايى بوسان ادامه داديم. البته او به لحاظ فنى تا حدودى سيستم هاى دفاعى تيم ملى را ترميم كرد، اما از نظر روابط با بازيكنان از روش هاى غلطى استفاده كرد كه همين عامل شكست ما را در جام ملت هاى آسيا رقم زد. اين سير نزولى را در بازى هاى آسيايى دوحه نيز شاهد بوده ايم.
متأسفانه ليگ برتر انضباط لازم را ندارد و همين امر باعث مى شود تا باشگاه ها نتوانند به خوبى تيم ملى را تغذيه كنند. تا زمانى كه تيم هاى بزرگى همچون صنام براحتى از ليگ برتر حذف مى شوند نبايد انتظار داشت كه در تيم ملى بازيكنان جوان و با تجربه حضور داشته باشند. ما اگر به دنبال برطرف كردن نقاط ضعف تيم ملى هستيم بايد دنبال برطرف كردن نقاط تاريك ليگ برتر باشيم.
دفاعيه مظفرى
به نظر من همه چيز بر مى گردد به نحوه قرعه كشى و گروه بندى رقابت ها. عرب ها خيلى ناحقى كردند. جورى شد كه قطر رفت روى سكو. اين نوع برنامه ريزى بى سابقه بود. حتى معتقدم اگر كره هم به ما مى باخت عادلانه نبود. كارى كردند كه ژاپن به عربستان ۰-۳ ببازد. آيا ژاپن كه در رقابت هاى جهانى هشتم شد از عربستان ضعيف تر است؟ اگر همان موقع كه برنامه هاى واليبال را اعلام كردند به ما مى گفتند با كره بازى داريد كل برنامه هاى تيم را روى بازى با حريفان سرعتى پى ريزى مى كريدم. ما طبق روال معمول تمرين كرديم ولى ۱۰ ، ۱۲ روز قبل از بازى ها گفتند بايد با كره بازى كنيد. با اين حال فكر مى كنم مى توانستيم اين تيم كره را ببريم. در واقع مقابل كره شاهد دو نوع بازى از بازيكنان كشورمان بوديم. ست هاى اول و دوم با سوم و چهارم كاملاً فرق مى كرد. اضطراب بازيكنان زياد بود. بازى مرگ و زندگى شد. اگر مى برديم تا ۹۰ درصد فيناليست مى شديم. كره خيلى تاكتيك پذير است. آنها ست اول را سريع بازى كردند و كمتر روى آنتن رفتند. اما در ست هاى بعد قضيه برعكس شد. ما خيلى تلاش كرديم از نظر روحى تيم را آماده كنيم. بخشى از اين قضيه به پيش از مسابقه بر مى گردد كه حتى در اين باره درباره ذخيره هاى تيم كره نيز به آناليز نياز داشتيم. بخش ديگر هم به خودبازى بر مى گردد. متأسفانه بايد اعتراف كنيم امير حيدرى كه مربى تيم بود فقط مسئوليت تعويض را كت ها و تايم اوت ها شد. او اصلاً وقت بازى شناسى نداشت تا به كياچ كمك كند اگر يك مربى ديگر دست كم جاى مربى بدنساز تيم روى نيمكت مى نشست شايد بهتر مى شد.
در باره اين كه چرا دو تيم جدا از هم به رقابت هاى جهانى و آسيايى نرفت، بايد بگويم اين موضوع به ديدگاه هاى سر مربى بر مى گردد و مطمئن باشيد حتى رئيس فدراسيون هم در اينباره نمى تواند دخالت كند. كياچ احساس مى كرد مسابقه هاى جهانى تدارك خوبى براى آسيايى است كه در عمل اين طور شد. بايد اعتراف كنم تيم ما در آخرين ديدار خود در ژاپن كه مقابل آمريكا انجام گرفت از نظر بدنى كم آورد. و از آنجا نگران بوديم كه در دوحه لطمه بخوريم و همين طور هم شد. البته خود هم معتقدم دو تا كارنامه داشتيم يكى موفق در عرصه جهانى و ديگرى ناموفق در آسيايى. نمى خواهم حالا كه سرمربى نيست پشت سر كياچ حرف بزنم، اما انصافاً هرچه خواسته بود فدراسيون مهيا كرده و مسئول اول اين باخت است. تيم ما نياز به دگرگونى دارد. البته تغييراتى خواهيم داشت. برخى همچون تركاشوند و اكبرى شايد به خاطر خستگى بروند كه پيدا كردن جانشين براى آنها بسيار دشوار است. اما عده ديگرى در تيم ملى هستند كه متأسفانه ديگر كارايى گذشته را ندارند.