|
كندوكاو در باره كم توجهى به ژانر حادثه در سينماى ايران
سينماى حادثه اى رنجور و فراموش شده
|
|
|
بهمن عبداللهى امروزه در كشورهاى بزرگ جهان «سينما» به عنوان پديده اى تأثيرگذار مورد توجه دولت ها قرار گرفته است. دراين رويكرد جدا از آن كه سينما به عنوان ابزارى فرهنگى ، آموزشى و يا سياسى شناخته مى شود در وجه غالب خود هنرى «صنعتى» نيز به شمار مى آيد و فيلم به عنوان يك كالا در معرض ديد تماشاگران اين كشورها و حتى ساير ملل جهان قرار مى گيرد. سينماى اكشن يا حادثه اى يكى از مهمترين ژانر (گونه )هاى موردتوجه توليدكنندگان آثار سينمايى دركشورهايى است كه سينما را به عنوان هنر ـ صنعت سرگرمى ساز شناسايى مى كنند. اين ژانر به دليل ويژگى هاى خاص آن همچون زد و خورد، انفجار، تعقيب و گريز و در يك كلام تعليق و تهييج موردتوجه تماشاگران قرار مى گيرد و صاحبان صنايع نيز به فراخور گردش مالى بسيار بالاى آن هر روز برگ برنده تازه اى را براى مخاطبان خود رو مى كنند تا چرخ هاى اين صنعت دچار ركود نشود. در سينماى ايران البته وضع به گونه ديگرى است. در كشور ما گرچه سينما تقريباً همزمان با كشورهاى غربى وارد شده و تا سالهاى پيش از انقلاب اسلامى عمدتاً با گرايش تجارى ـ گيشه اى فعاليت كرده است ، اما متأسفانه نه تنها در ژانر حادثه اى، بلكه در ژانرهاى ديگر نيز دچار ضعف هاى مفرطى بوده و راه به خطا برده است. در سال هاى پس از انقلاب اين وضعيت شكل ديگرى به خود گرفت و نه تنها مضامين اخلاقى، انسانى و اسلامى مورد توجه مسئولان و سينماگران قرار داشت بلكه به طور كلى سينماى ما را در حوزه تكنيكى و ساختارى نيز با تحولات زيادى روبرو كرد. تنوع ژانرها يكى از دستاوردهاى سينماى ايران در سالهاى پس از انقلاب بود و سينماى حادثه اى گرچه با فراز و نشيب هايى همراه شد اما عمده آثار پرفروش سال هاى پس از انقلاب آثارى غيراز فيلم هاى حادثه اى بودند. در سال هاى اخير نيز رويكرد سينماگران و توليد كنندگان به گونه هايى همچون اجتماعى، خانوادگى و كمدى بيشتر شده و باز هم سينماى حادثه اى كه بستر مناسبى براى خلق آثار تجارى و تماشاگر پسند است، رو به فراموشى گذاشته شده است. در اين گزارش نگاهى گذرا داريم به دلايل اين كم توجهى. سينماى حادثه اى اگر فرض را براين بگيريم ژانر «حادثه» (يا اكشن) شامل دو گروه از آثار سينمايى است؛ گروه اول فيلم هايى كه سرشار از حادثه و درگيرى بوده و عناصر پيش برنده داستان آنها حوادث اند و گروه دوم فيلم هايى كه داستان آنها بر محور يك حادثه و يا اتفاق (مثلاً قتل يا سرقت) شكل مى گيرند، بايد گفت در سينماى ايران بنا به شرايط و امكانات موجود هرگز فيلمى در گروه اول ساخته نشده است و باقى آثار حادثه اى در گروه دوم قرار مى گيرند، فيلم هاى پليسى و جنايى بخشى از اين آثار هستند كه به دفعات در آثار ايرانى ديده شده اند. در سينماى ما بيشترين توجه در حوزه حادثه به سينماى دفاع مقدس ديده مى شود، اين نوع آثار به دليل ماهيت آن ـ كه جنگ ودرگيرى و انفجار و آتش است ـ بخصوص در دوران جنگ تحميلى بسيار پرداخته شده اما دراين بررسى سينماى حادثه اى نوعى از سينماست كه تعريف آن در بالا آورده شد. بنابراين نگاهى به حدود ۱۳۰۰ فيلمى كه از سال ۱۳۵۸ تا امروز در سينماى ايران توليد شده اند نشان مى دهد قريب به ۱۰۰ فيلم به موضوعات حوادثى پرداخته اند و دراين ميان تنها تعداد محدودى از اين آثار قابل اعتنا هستند، اين آثار عمدتاً فيلم هايى هستندكه نه به دليل استفاده از عناصر سينماى حادثه اى، بلكه به دليل ساختار و ويژگى هاى «سينماى ايرانى» همچون نگاه انسانى و اخلاقى، رويكرد اجتماعى، وجوه هنرى و زيبايى شناختى و ... نمود پيدا مى كنند و حقيقت تلخ اين كه عمده آثارى كه با رويكرد تجارى و صرفاً براى موفقيت در گيشه ساخته شده اند با شكست مواجه شده اند. وضعيت كلى در سينماى ايران پس از پيروزى انقلاب اسلامى سينما رويكرد تازه اى را در پيش گرفت. دراين سالها سينماى ايران از قالب تجارى ـ گيشه اى خود بيرون آمد و با توجه به شرايط و روحيات انقلابى آن مقطع به عنوان ابزارى فرهنگى ـ تبليغى در خدمت مواضع انقلاب قرار گرفت، بنابراين طبيعى بود كه مضامين و ساختار آثار سينمايى ما به مسائل فرهنگى ، دينى و انقلابى سوق پيدا كند. در سال هاى آغازين پس از انقلاب اسلامى به دليل آن كه سينما شرايط ركود را طى مى كرد فيلم هاى اندكى ساخته شدندكه عمده آنهامضامين سياسى را دنبال مى كردند. در سال ۱۳۵۸ تنها سه فيلم ساخته شد و در سال ۵۹ اين رقم به ۲۱فيلم و در سال بعد به ۲۰ فيلم رسيد. در سال هاى بعد به تدريج تعداد آثار سالانه سينماى ايران از عدد ۲۳ فراتر رفت و در يك دهه به رقم ۴۳ فيلم رسيد. اين آثار گرچه در سال هاى آغازين پس از انقلاب اسلامى مضامين عمدتاً سياسى ـ مذهبى و پس از شروع جنگ تحميلى عليه ايران، مضامين جنگى را دنبال مى كردند اما در همين سالها تعدادى از توليد كنندگان به مضامين ديگر همچون مسائل اجتماعى ، خانوادگى و حادثه اى روى خوش نشان دادند و تنوعى نسبى در اين ميان به وجود آوردند. در حوزه سينماى حادثه اى شايد بتوان «بازجويى يك جنايت» ساخته محمدعلى سجادى را (كه در سال ۱۳۶۳ ساخته شد) به عنوان يك آغاز در اين حوزه ارائه كرد. اين فيلم داستان زندگى كارخانه دارى به نام هدايت نيا است كه به طرز مرموزى كشته مى شود و بازپرس جوانى مأموريت پيگيرى اين قتل را برعهده مى گيرد. نقطه ضعف در همين سال ، تاراج (ايرج قادرى) ، حادثه ، شب شكن در سال ،۶۳ زنگ ها درسال ،۶۴ يوزپلنگ در سال ،۶۵ تشكيلات، جدال در تاسوكى ، سازمان ۴ و ناخدا خورشيد در سال ،۶۶ ايستگاه ، بحران ، ترن، شكار در سال ،۶۷ آخرين لحظه ،دلار، سرب، شب حادثه و كشتى آنجليكا در سال ۶۸ از جمله آثار قابل توجهى هستند كه دراين سالها مى توان در حوزه سينماى حادثه اى نام برد. تماشاگران حرفه اى سينماى ايران به راحتى مى توانند مضامين كليه اين آثار را در يك قضاوت ساده ارزيابى كنند و به اين نتيجه برسند كه سينماى حادثه اى ما سينمايى جدى نبوده و با عناصر و ويژگى هاى اين ژانر شاخص در سينماى جهان فاصله اى بس دراز داشته است. با آن كه سينماى ايران شكوفايى و رشد خود را در دهه هفتاد آغاز كرده و تا امروز اين وضعيت ادامه داشته است، اما به دلايل مختلفى سينماى حادثه اى ما تا امروز وضعيت چندان مناسبى نداشته است. نگاهى به فهرست فيلم هاى شاخص اين حوزه در سال هاى بعد ما را در اثبات اين ادعا كمك مى كند؛ پرواز پنجم ژوئن، دستمزد، وسوسه، آتش پنهان، دو فيلم با يك بليت، جدال بزرگ، شانس زندگى ، قربانى ، تماس شيطانى ، دو روى يك سكه، سوءظن، قافله، گريز، افعى ، آخرين خون، بدل، بلوف، پادزهر، جنگ نفت كش ها، شاهين طلايى، عبور از تله، نيش، ياران، ديوانه وار، عروسى خون، روز شيطان، مرواريد سياه ، ضيافت، فاتح، فرار از جهنم، قانون ،گارد ويژه، گروگان، ويرانگر ، توفان شن، بدلكاران، عشق بدون مرز، دست هاى آلوده، آشوبگران ،رقص شيطان، سگ كشى، شب هاى تهران، كوير مرگ، لانه عقاب ها، اثيرى، ارتفاع پست، راى باز، ساقى ، عزيزم من كوك نيستم، لژيون ، نگين ، دخترى در قفس ، رنگ شب ، طلاى سرخ، عطش و ... نگاهى به ساختار و مضامين اين آثار و البته فيلم هاى چندسال اخير، ما را به اين نكته واقف مى كند كه سينماى ايران گرچه علاقه مندى خود را به ساخت آثار حادثه اى نشان داده است، اما درميان همه اين آثار يك نمونه شاخص و قابل تعمق و مطابق با استانداردهاى جهانى نمى توان شناسايى كرد. دليل آن نيز واضح و روشن است، همانطور كه پيش از اين گفته شد هيچ يك از اين آثار به عنوان يك تريلر (فيلم حادثه اى) شناخته نمى شوند، بلكه عمده آنها داستان هايى را بر محور يك حادثه تعريف مى كنند و عناصر پيش برنده آنها حادثه نيست. به همين دليل تماشاگر تنها در بخش كمى از سكانس هاى فيلم شاهد يك صحنه سرگرم كننده از نوع حادثه اى است. آثارى همچون سگ كشى (بهرام بيضايى) ، ناخدا خورشيد (ناصر تقوايى )، كشتى آنجليكا (محمد بزرگ نيا) و ... كه به عنوان آثار شاخص سينماى ايران و گاه اين حوزه ارزيابى مى شود نيز واجد همين ويژگى ها هستند يعنى از رهگذر يك اتفاق يا حادثه در بستر درام داستان خود را تعريف مى كنند. سينماگران چه مى گويند؟ امير قويدل كارگردان فيلم هاى «ترن» و «بندر مه آلود» كه تجربه ساخت سريال پليسى را نيز در تلويزيون دارد در پاسخ به اين پرسش كه چرا ژانر حادثه اى در سينما چندان جدى گرفته نشده است به ما مى گويد: «اين موضوع به دليل سليقه دست اندركاران سينمايى است، مگر مى شود تهيه كننده اى از فيلم حادثه اى سرگرم كننده بدش بيايد» و تأكيد مى كند: از آنجا كه اين نوع سينما تماشاگر زيادى را به سالن ها مى كشاند نقطه ايده آل تهيه كنندگان بخش خصوصى است اما متأسفانه بستر لازم براى اين كار وجود ندارد. قويدل مى گويد:«اگر دراين دو دهه ما با چنين هدفى سينما را تقويت كرده بوديم امروز شاهد سيل فيلم هاى كم فروش و آثار تكرارى نبوديم.» وى معتقد است :«ممكن است ما امكانات كافى نداشته باشيم اما اين امكانات قابل دسترسى و اجراست، حال آن كه مشكل جاى ديگرى است و آن اين است كه ما انديشه اين كار را نداريم. وقتى انديشه اين كار باشد مى توان روى اين جوانان با استعداد، تيزنگر و خلاق سرمايه گذارى كرد و در آينده محصول آن را برداشت». سيروس تسليمى فيلمنامه نويس و تهيه كننده نيز در همين باره نظر ديگرى دارد، او مى گويد: «كشور ما از جمله جوامع حادثه خيز جهان است و از سوى ديگر ما يك پليس فعال و پويا در نيروى انتظامى و آگاهى داريم بنابراين هزاران اتفاق در هر روز مى افتد كه بستر ساخت يك فيلم حادثه اى است . كافى است نگاهى به صفحات حوادث روزنامه ها بيندازيد آن وقت پى به اين واقعيت خواهيد برد. اما متأسفانه به اين مسائل در سينماكمتر پرداخته مى شود.» تسليمى اضافه مى كند: «ما در دو بخش مشكل داريم اول در بخش هايى مثل پلاتو و شهرك سينمايى خاص اين نوع فيلم ها و همچنين تكنيك و ابزار لازمه و دوم هم سرمايه گذارى». وى در همين باره مى گويد: «ساخت يك فيلم حادثه اى كار سخت وهزينه برى است كه تنها با كمك و حمايت نهادهاى دولتى امكانپذير است.» اين تهيه كننده تأكيد مى كند: «در شرايطى كه ماهواره و DVD و تلويزيون فيلم هاى درجه يك حادثه اى را در اختيار تماشاگر مى گذارند و توقع او را بالاتر برده است چگونه مى توان با يك اثر ضعيف تماشاگر را به سالن هاى سينما كشاند.» يك كارگردان سينما هم كه حاضر به ذكر نامش نيست به ما مى گويد: «ساختن يك فيلم حادثه اى درجه يك كار هر فيلمسازى نيست و متخصص خاص خود را نياز دارد، بنابراين طبيعى است كه كارگردانان و تهيه كنندگان به سمت فيلم هاى آپارتمانى، كم هزينه و كم بازيگر مى روند تا وقت و هزينه و انرژى كمترى را صرف كنند در حالى كه سينماى حادثه اى نياز به سرمايه گذارى هنگفت، بازيگران كاملاً حرفه اى، تجهيزات كافى و فيلمنامه مناسب دارد كه البته ما در همه اين موارد با مشكلات متعددى روبرو هستيم.» واقعيتى ديگر واقعيت ديگرى كه در گفت وگو با سينماگران بر ما روشن مى شود اين است كه بسيارى از فيلمسازان توجه به آثار جشنواره اى را بر ساخت يك فيلم حادثه اى ترجيح مى دهند، چرا كه جشنواره ها و محافل بين المللى به وجه هنرى آثار ايرانى بيشتر اهميت مى دهند تا وجه تكنيكى و ساختارى آن، دليل آن هم روشن است: اين نوع سينما در بهترين شكل آن در آمريكا و اروپا هر روز ميليون ها تماشاگر را به سينماها مى كشاند و موضوعى قابل دسترسى است. از سوى ديگر گردش مالى محدود سينماى ايران (نگاه كنيد به رقم فروش ۵ ميليارد تومانى مجموع فيلم هاى نوروز تا امروز سينماهاى تهران) مانع از آن است كه تهيه كنندگان به سمت اين مضامين بروند، موضوعاتى كه ريسك بالايى در سرمايه گذارى به شمار مى آيد. شايد ذكر اين مثال خالى از لطف نباشد كه بدانيم فيلم «تقاطع» كه اتفاق تازه اى در جلوه هاى ويژه ميدانى (صحنه تصادف سه اتومبيل) تا امروز بوده، فروش چندان مناسبى در مقابل فيلم هاى خانوادگى و كمدى نداشته است و اين موضوع به دلايل مختلفى باز مى گردد، به دلايلى كه برخى از آنها دراين گزارش بررسى شد.
|