|
كارنامه دو دهه نقش آفرينى نيازاف در معادلات سياسى آسياى مركزى
حكمران جزيره ثبات
|
|
|
در قياس با ديگر نخبگان روسيه سابق، نيازاف سرگذشتى متفاوت داشته است. او پلكان سياست را از نقطه صفر پيموده است. برپايه آنچه در كتاب خاطرات همكاران پيشين نيازاف آمده، او هيچ يك از امتيازهاى سنتى رجال روسى را نداشته و عرصه رشد در ميدان سياست را درسايه تلاش وجسارت فردى تجربه كرده است. خود تركمن باشى هم گفته است كه او حتى داراى حداقل امكانات رشد نبوده است. دستگاه نخبه گراى آن زمان كرملين با كشف استعداد فردى، او را جذب كرده بود. نيازاف دوران سختى را در زندگى فردى سپرى كرده است. اوبازمانده يك پدرقربانى جنگ جهانى دوم است وهمواره به اين امرمباهات مى كرد. صفرمراد در سال ۱۹۴۰ در شهر گوگ تپه استان آخال در يك خانواده كارگرى به دنيا آمد. پدرش در جريان جنگ جهانى دوم كشته شد و ديگر افراد خانواده را هم در حادثه زلزله ۱۹۴۸ عشق آباد از دست داد. از اين رو وى در يك پرورشگاه رشد كرد و دوران كودكى بسيار سختى را گذراند. پس از سپرى كردن اين دوران به تحصيل پرداخت. او پس از دريافت مدرك مهندسى برق از مؤسسه پلى تكنيك لنينگراد در نيروگاه بزمينسكايا مشغول به كار شد و در همين زمان با عضويت در حزب كمونيست وارد عرصه فعاليت هاى سياسى شد و به دليل تلاش و كوشش فراوان به سرعت رشد كرد، به گو نه اى كه در سال ۱۹۸۵ به عنوان رئيس شوراى وزيران جمهورى تركمنستان وسپس دبير اول كميته مركزى حزب كمونيست اين كشور برگزيده شد. نيازاف در سال ۱۹۹۰ به رياست مجلس قانونگذارى منصوب شد و در اكتبر سال ۱۹۹۱ كه تركمنستان به عنوان بخشى از اتحاد جماهير شوروى با رهبرى ايشان به استقلال رسيد در يك انتخابات به عنوان رئيس جمهور انتخاب ومجدداً در سال ۱۹۹۲ نيز بر اساس قانون اساسى جديد براى اين منصب انتخاب شد. نيازاف در سال ۱۹۹۳ لقب تركمن باشى (بزرگ تركمنان) گرفت و در ۲۸ دسامبر سال ۱۹۹۹ نيز از سوى شوراى ريش سفيدان تركمنستان به عنوان رئيس جمهور مادام العمر اين كشور برگزيده شد و بدين وسيله مسئوليت اداره امور كل كشور را برعهده گرفت تركمن باشى چهره اى تأثير گذار در معادلات سياسى منطقه آسياى ميانه بود واين موقعيت او بيش از هر چيز از موقعيت استراتژيك كشور تركمنستان ناشى مى شود. نگاهى به جغرافياى سياسى آسياى مركزى كافى است تا وزن و اهميت سوق الجيشى تركمنستان را در عرصه مراودات سياسى روشن سازد. در اين ميان شايد مساحت ۴۸۸ هزار و ۱۹۸ كيلومترى تركمنستان شايد چندان جلب توجه نكند، اما آنچه جاى تأمل دارد محل استقرار اين جمهورى كم وسعت در بخش غربى آسياى مركزى است وهمجوارى آن با كشورهاى قزاقستان، ازبكستان، ايران، افغانستان و روسيه است كه هركدام براى جهان امروز داراى ارزش سياسى واقتصادى ويژه اى است. سرزمينى كه نيازاف برآن حكم مى راند از راه درياى خزر با آذربايجان هم مرز است. به لحاظ تاريخى وتمدنى نيز تركمنستان براى اهل فرهنگ داراى اهميت شايانى است. شهر عشق آباد با ۵ استان پيرامونش (آخال، مرو، لباب، داش آغوزو بالكان) پاره اى از تمدن كهن ايرانى-اسلامى است كه آثار تاريخى و مراكز دينى بسيارى رادردل خود جاى داده است به گونه اى كه جاده ابريشم به عنوان نماد ارتباطات بازرگانى شرق و غرب در بخشى از مسير خود از اين كشور گذشته است. انديشه احياى اعتبار تركمن ها نيازاف پس از كسب عنوان رياست جمهورى، حزب كمونيست را منحل و حزب دموكراتيك تركمنستان را جايگزين آن كرد. حزب دموكراتيك را بايد تنها حزب تركمنستان بشمار آورد . درعرصه سياست هاى داخلى تركمنستان، اين رشته از انديشه هاى نيازاف چشمگير بودكه بخش مهمى از خط مشى تركمن باشى معطوف به بنيان نهادن و پى ريزى هويت ملى تركمن ها شد. تأسيس اتحاديه تركمن هاى جهان در سال ۱۹۹۱ به منظور ارتباط با تركمن هاى ديگر كشورها و حمايت از آنها و ترويج و احياى آداب و رسوم و زبان تركمنى، همچنين تأليف و انتشار كتاب روحنامه را نيز بايد در راستاى آن چيزى ديد كه نيازاف «بيدارى روح ملى قوم تركمن» مى خواند. چنان كه تركمن باشى به صراحت در بخشى از روحنامه هدف از تأليف آن را اثبات اين نكته بيان مى كند كه هنوز ملت تركمن شكوه و عظمت اوليه را در خون خود دارد. وى روحنامه را يك كشتى در درياى بيكران تاريخ تركمن مى داند كه حامل پيامى از گذشته براى آينده است. نيازاف مى افزايد: روحنامه، كتابى است كه با الهام از توجه خاص خداى قادر و خالق شگفتى ها بوجود آمده و حاوى نظرات بنيادين او در زمينه فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى وسياسى است. البته مخالفان نيازاف تبليغات منفى بسيار زيادى را در خارج از كشور براى مخدوش ساختن سياست هاى فرهنگى بويژه كتاب روحنامه او انجام دادند. درهمين راستا آنهاكوشيدند رنگ اسطوره اى و قداستى خاصى به روحنامه ببخشند. روحنامه كتابى است كه بنا به نظر بسيارى ازدولتمردان عشق آباد، مردم تركمنستان با آن زندگى مى كنند. از اوايل سال ۲۰۰۰ تدريس روحنامه به بخش ضرورى برنامه درسى مدارس و دانشگاه ها و حتى مؤسسه هاى حرفه اى مثل آموزشگاه هاى رانندگى تبديل شده و با وجود برخى مخالفت ها، قرار بود اين كتاب براى ترويج فرهنگ تركمن ها در يكى از دانشگاه هاى كشور قرقيزستان نيز تدريس شود. حتى نيازاف پس از آن كه زبان تركمنى را زبان رسمى اعلام كرد، تأكيد داشت كه اين سياست او از حمايت دولت ها و مردم منطقه آسياى مركزى برخوردار است. نيازاف در سياست هاى داخلى خود برنامه هاى بسيار پردامنه اى را براى تغيير چهره فرهنگى كشور بويژه چهره شهر عشق آباد در پيش گرفت. او با استفاده از معمارى تاريخى اقدام به ايجاد و ساخت بناهاى بسيار مجلل كرد. الگوى اقتصاد دولتى دستاويز هميشگى مخالفان تركمن باشى، شرايط اقتصادى جامعه تركمن بود و اين كه آنها مدعى بودند كه نيازاف دستاوردهاى محصول انرژى رادرمسير نادرستى سوق مى دهد. بايد گفت كه درآمد تركمنستان از محل عايدات فروش گاز به عنوان چهارمين دارنده منابع عظيم گازى و نفت سرشار، دلار است. از اين رو، در حال حاضر متوسط درآمد ماهانه در تركمنستان چيزى بالاى ۵۰ دلار است. به گفته برخى مقام هاى عشق آباد در كشور تركمنستان كمتر كسى وجود دارد كه بخواهد از اين وضع، اعتراض سر دهد. آنها اضافه مى كنند كه اساساً بافت اجتماعى مردم تركمنستان به گونه اى است كه مردم اين كشور مطيع و آرام هستند و قناعت و صبر از خصوصيات ذاتى آنها به شمار مى رود و كمترين تمايلى از سوى آنها به دخالت در امور سياسى وكشاندن اعتراضات به خيابانها ديده مى شود. آنها نتيجه مى گيرند كه به خاطر خلق ملايم تركمن ها بوده كه اين كشور دودهه را با رهبرى نيازاف در آرامش به سر برد و تركمن باشى يك رهبرى بدون مسأله را براين كشور مهم آسياى ميانه اعمال كرد. در اين مدت مردم حضور او را در تمام صحنه هاى زندگى خود حس مى كردند. بسيارى از خيابان ها، مساجد و كارخانه ها، پارك ها به نام رئيس جمهور نامگذارى شد و تصاوير او در تمامى خيابان ها و همچنين بر روى فرآورده هاى صنعتى و اسكناس ها نقش بست. در بخش اقتصادى هرچند روند خصوصى سازى در شركت هاى كوچك دنبال شد اما الگوى اقتصادى نيازاف، همچون ديگر رهبران آسياى مركزى برپايه دولتى بنا شد. در حال حاضر نيز دولت بخش عمده اى از اقتصاد كشور را در مديريت خود دارد. اقتصاد تركمنستان بويژه در امر سرمايه گذارى خارجى در بخش انرژى به جهت ثبات سياسى كه در مقايسه با ديگر كشورهاى آسياى مركزى وجود داشته، از رشد برخوردار بوده است. اما بازرگانان و فعالان اقتصادى بويژه بازرگانان ايرانى در سال هاى اخير از كنترل شديد دولت و اعمال محدوديت هاى گسترده گلايه كرده اند. نيازاف در ميدان ديپلماسى پيش از پرداختن به سياست هاى خارجى عصر نيازاف ، اين نكته شايان ذكر است كه دولت هاى منطقه اى و فرامنطقه اى ،جملگى بر ارزش هاى استراتژيك تركمنستان اجماع نظر داشته اند. از همين منظر، رقابتى گسترده ومستمر را براى دستيابى به اين سرزمين پيش برده اند. از دلايل روشن اين نگاه جهانى و منطقه اى بايد به منابع بسيار غنى اين كشور در بخش انرژى (گازو نفت) موقعيت استراتژيك اين كشور به عنوان پنجره آسياى مركزى و تنها مسير مهم ارتباطى مهم ساير جمهورى هاى استقلال يافته براى ارتباط با ديگر نقاط جهان ، همجوارى با درياى خزر و همسايگى با جمهورى اسلامى ايران اشاره كرد. درهر حال تركمن باشى يك سلسله اصول را به عنوان مبانى سياست خارجى خود به طرف هاى خارجى اعلام كرده بود: از جمله اين كه عشق آباد همكارى و روابط با همه كشورها بخصوص با كشورهاى همسايه را اساس تأمين منافع ملى خود مى داند. يا آن كه مداخله نكردن در امور داخلى كشورها و پرهيز از تنش هاى منطقه اى و بين المللى ، حل مسالمت آميز اختلاف ها و پرهيز از توسل به زور را از اصول اساسى سياست خارجى تركمنستان مى خواند. همين رويه به همراه خواست و تلاش دولت سبب شد تركمنستان در ۱۲ دسامبرسال ۱۹۹۵ از سوى سازمان ملل به اتفاق ۱۸۱ رأى كشورى بى طرف اعلام شود. اعلام بى طرفى اين كشور موجب شد مردم تركمنستان همه ساله ۱۲ دسامبر را جشن بگيرند. نيازاف نيز همواره اين نكته را مورد تأكيد قرار مى داد كه اعلام بى طرفى ثمرات بسيار مثبتى را براى كشور به همراه داشته است. نكته قابل ذكر دركارنامه ديپلماسى نيازاف اين است كه بيشتر ناظران معتقدندكه تركمن باشى حضورى موفق درعرصه سازمان هاى جهانى داشته است. تركمنستان تحت رهبرى نيازاف در سال ۱۹۹۲ يعنى يك سال پس از استقلال به عضويت سازمان ملل در آمد. در همان سال عضوسازمان همكارى اقتصادى اكو و سازمان كنفرانس اسلامى، صندوق بين المللى پول و بانك جهانى شد و در سال هاى بعد نيز در بسيارى از سازمان ها و پيمان هاى منطقه اى و فرامنطقه اى كرسى عضويت گرفت. اما چنان كه پيش از اين اشاره شد، عامل كليدى در نقش آفرينى عشق آباد،جايگاه استراتژيك و راهبردى تركمنستان در آسياى مركزى و ذخاير نفت و گاز اين كشور است. اين جايگاه تركمنستان بخصوص با افزايش قيمت انرژى ودر نتيجه تحولات عراق و منطقه خاورميانه، دوچندان افزايش يافت. سران تركمنستان به اتكاى همين جايگاه طلايى خود در دنياى انرژى همواره در رويارويى با آمريكاو دولتمردان اروپايى سعى داشتند افكار بين المللى را متوجه اين مطلب نمايند كه هر گونه سخت گيرى عليه اين كشور مى تواند ثبات داخلى وحتى ثبات منطقه اى آسياى مركزى را هم به مخاطره بيندازد. دولت هاى غربى نيز ناگزير روابط خود را با نيازاف از همين دريچه نگاه كرده اند. طرف هاى غربى براى نزديكى و نفوذ بيشتر در اين منطقه در رقابت دائمى به سر مى برند. موضوع كليدى ديگر در سطح منطقه اى نيازاف، بحث تعيين رژيم حقوقى درياى خزر بود. او دراين عرصه رودرروى رقيب نيرومندى به نام روسيه وحلقه اى از رقيبان محلى همچون آذربايجان بود. درحوزه رژيم حقوقى، نيازاف به رايزنى دو به دو اعتقاد داشت. چنان كه اظهار مى كرد، ايران و تركمنستان لازم است در اين چارچوب عمل كنند. زيرا دستيابى به يك توافق چند جانبه ميسر نيست. درچالش برسر مالكيت ملى مناطق اختلافى درياى خزر هم معتقد بود در صورتى كه از راه مذاكره نتيجه مناسب به دست نيايد، اين موضوع بايد به دادگاه بين المللى ارجاع شود. اما بدون شك دشوارترين فرازديپلماسى تركمن باشى به سياست او دربرقرارى توازن ميان مسكو و واشنگتن برمى گشت. آنچه مشخص است روس ها پيوندهاى جديد و محكمى را بادوست اين دوست ديرين خود و تركمنستان پس از استقلال برقراركردند وبه يقين اكنون كرملين بيش از همه نگران تركمنستان پس ازنيازاف است بر اين اساس بسيارى معتقدند كه اين كشور- روسيه - نقش غير قابل انكارى را دراين بخش از قلمرو پيشين خود بازى مى كند. اما همپاى روس ها شاهد حضور روبه رشد آمريكا نيز در منطقه بنا به دليل هايى كه پيش از اين اشاره شد، هستيم و ثمرات تلخ ناشى از اين حضور را در موضوع عبور خط لوله انتقال انرژى تركمنستان از راه ايران چشيده ايم. با توجه به آنچه گذشت، درگذشت نيازاف حسب منافعى كه آمريكايى ها، حتى اسرائيل و ساير دولت هاى رقيب براى خود در اين منطقه متصورند، آنان را به تكاپو براى يافتن مهره اى مطلوب خواهد انداخت. به عبارتى تركمنستان با درگذشت رهبر خود دورتازه اى از رقابت را ميان جناح غرب وجناح روسيه شاهد خواهد بود. چه نخستين نشانه هاى اين تكاپو در بيانيه صادره اتحاديه اروپا نمايان شدكه به اپوزيسيون اين كشور چراغ سبز نشان مى داد. شايد غربى ها در ماجراى خلأ رهبرى تركمنستان، سوداى انقلاب هاى رنگى رادرسر بپرورانند، اما در فضاى داخلى تركمنستان همان گونه كه ناظران گفته اند، براساس روحيات قبيله اى وبافت اجتماعى، وقوع آنچه در ساير كشورهاى آسياى مركزى تحت عنوان جنبش هاى مخملى ناميده شد، دور از انتظار است. اما درعين حال نبايد از طرح هاى آشكار طرف هاى غربى براى مهره چينى وآلترناتيوسازى غافل ماند. على كبريائى زاده
|