جلال برزگر
|
|
|
بحران در مقوله هاى امنيت و رفاه، امروز تنها پاشنه آشيل دولت كابل محسوب نمى شود؛ جامعه جهانى و اغلب همسايگان افغانستان، پس از يك روند بين المللى ۵ ساله، نگران اوضاع افغانستان بوده و ماحصل تلاش هاى خود را پس از حذف طالبان - به عنوان نخستين حكومت حامى تروريسم و القاعده - در مخاطره مى بيند، از اين رو سخن از اشتباههاى استراتژيك آمريكادر منطقه فقط محدود به عراق نبوده و ناظران بسيارى در مورد افغانستان نيز ضرورت بازنگرى در سياست هاى جامعه جهانى بويژه آمريكا و انگليس را مطرح مى كنند، زيرا گسترش دامنه ناامنى و افزايش حجم توليد و تجارت موادمخدر، زنگ هاى هشدار را در افغانستان به صدا درآورده و بسيارى بر اين باورندكه براى پيشرفت هاى در خطر قرار گرفته در صحنه افغانستان بايد بسرعت تدبيرى انديشيد. سفر اخير «احمد ضياء مسعود»، معاون اول رئيس جمهورى افغانستان و برادر «احمدشاه مسعود» فقيد، به ايران فرصتى بود تا با اين دولتمرد ارشد افغان درباره مهمترين چالش هاى پيش روى دولت كابل و همچنين روابط و همكارى هاى دوجانبه و نقش ايران در تأمين ثبات و امنيت در همسايگى شرقى خود گفت وگوكنيم. احمد ضياء كه به لحاظ چهره، شباهت بسيارى به احمدشاه دارد درمذاكره بامقام هاى ارشد اجرايى ايران، تفاهمنامه هاى چند سال اخير بين ايران و افغانستان را پيگيرى كرد، از جمله سهم ايران در بازسازى افغانستان، بازسازى جاده ها، ساخت راه آهن، ايجاد نيروگاه هاى برق و حمايت ايران از مبارزه با تروريسم و قاچاق موادمخدر در افغانستان. اين مباحث در جريان سفر وزير امور خارجه ايران به كابل در قالب كميسيون همكارى هاى دوجانبه مورد بررسى بيشتر قرار گرفته، درباره نحوه اجراى آنها تصميم گيرى خواهد شد. درباره مسائل افغانستان كه بخش مهمى از مسائل منطقه است و نيز روابط دو كشور، با احمد ضياء مسعود، گفت وگو كرده ايم كه حاصل آن را پيش رو داريد.
< آقاى مسعود، اگر موافق باشيد موضوع را از مهم ترين مسأله موجود بين ايران و افغانستان آغاز كنيم، توليد و تجارت مواد مخدر در افغانستان، يك تهديد و چالش مهم منطقه اى و بين المللى را رقم زده است، شما هم گفته ايد كه تروريسم و ناامنى ريشه در مواد مخدر داشته و از آن تغذيه مى كند، قبل از ورود به بحث امنيت و تروريسم، بگوييد چرا جامعه جهانى نتوانسته به مهار توليد مواد مخدر در افغانستان كمك كند؟
بخش مهمى از مسأله مواد مخدر مربوط به بيرون از افغانستان است به همين دليل، دهقانان ما كه در كشت و توليد مواد مخدر نقش دارند، عوايد كمى نصيبشان مى شود، ما هميشه گفته ايم تا وقتى جامعه جهانى در اين باره تصميم درستى اتخاذ نكرده و وضع زراعت در افغانستان تغيير نكند و دهقانان از نظر مالى متكى به خود و كشت و تجارت محصولات ديگر نشوند، وضعيت فعلى ادامه خواهد يافت، به اين دليل كه كشورما ۲۵ سال جنگ را پشت سر گذاشته است و ما زمينه هاى اقتصادى را از دست داده ايم. وقتى جنگ بود دهقان افغانى مجبور به كشت خشخاش و تبانى با مافياى جهانى مواد مخدر شد و اين وضع در طول ساليان تقريباً مانند يك سنت باقى مانده است. اين وظيفه جامعه جهانى بود تا به موضوع توجه بسيار زيادى نشان بدهد، متأسفانه تاكنون توجه خاصى صورت نگرفته است. آنها شعار كشت بديل را مطرح كردند، اما بايد به گونه اى عمل شده و به دهقانان ما كمك مى شد كه آنها از طريق كشت هاى ديگر عايدات خود را به دست مى آوردند، جامعه جهانى در اين باره كمك به ما نكرد و متأسفانه وضعيت به گونه اى كه مى بينيد ادامه پيدا كرده است.
< ۱۲۰ برابر شدن ميزان توليد مواد مخدر آن هم پس از پايان جنگ در افغانستان شگفت آور است، به نظر شما چه كسانى بيشتر قصور كرده و يا خطا كارند؟ يعنى كدام بخش از جامعه جهانى مسئوليت هاى خود را به درستى انجام نداده يا بايد بيشتر تلاش كند؟ انگليسى ها؟ ديگران و يا سازمان ملل؟
انگليسى ها در اين قسمت مسئوليت زيادى برعهده داشتند و بايد به وزارت مواد مخدرمان كمك مى كردند و براى تهيه معيشت دهقانان اقدام هاى لازم را انجام مى دادند، اما متأسفانه اقدام هاى صورت گرفته كافى نبوده و همچنان خطر توليد و پخش مواد مخدر در افغانستان وجود دارد، آن هم در حالى كه اعضاى جامعه جهانى در افغانستان حضور دارند و بايد با اتخاذ تصميم و عمل درست در اين زمينه اوضاع را تغيير بدهند، چون ضرر عمده اى از بابت توليد مواد مخدر متوجه كشورهاى خود آنهاست، با وجود اين مى بينيم آنها در حل موضوع جدى نيستند كه اگر جدى بودند تا به حال ما حتماً نتيجه گرفته بوديم.
< حالا به نظرتان با اين اوصاف دولت افغانستان چه بايد بكند؟ منظورم اين است طرح و برنامه تان با توجه به واقعيت هاى موجود چيست؟
نخست بايد دهقانان ما از نظر اقتصادى تأمين شوند، كشت يا معيشت بديل كه گفته مى شود بايد تكليفش در افغانستان روشن شود. ديگر اين كه نهادهاى امنيتى بايد تقويت و بيشتر فعال شوند و مورد بعدى كه مهم است، كمك اقتصادى به برنامه مبارزه با مواد مخدر است، بدون كمك و بدون داشتن برنامه منظم، مشكل به نظر مى رسد- با ظرفيت هاى ملى افغانستان- موضوع مواد مخدر كه مافياى جهانى هم در آن نقش عمده اى دارد را بتوانيم حل كنيم.
< در صحنه تحولات نوين سياسى افغانستان، شما را نقطه تماس و تلاقى نيروهاى معروف به مجاهدين با دولت و تيم سياسى آن مى دانند، آيا بحران امنيتى موجود در افغانستان نتيجه برخى بى توجهى ها و بى مهرى ها به مجاهدين به عنوان مخالفان اصلى طالبان در صحنه سياسى افغانستان نيست؟
بى شك همين طور است، متأسفانه مجاهدين در تحولات نوين افغانستان دست كم گرفته شدند، مى دانيدكه طالبان گروه هاى منظمى هستندكه در بيرون افغانستان تغذيه و به داخل فرستاده مى شوند، مجاهدين يك قطب مؤثر مقابل طالبان بود، مجاهدين تجربه جنگ در سال هاى متمادى را داشته و با انگيزه مذهبى و ملى كه دارند، مى توانستند در مهار تحركات طالبان مؤثر باشند، به شرطى كه درتشكيلات نيروهاى امنيتى قرار مى گرفتند در اين صورت ما نتايج بهترى به دست مى آورديم، اما از نيرو و توان جنگى آنها استفاده درستى نشد و مى بينيد كه ما با مشكلات جدى ناامنى در مناطق كشورمان مواجه ايم.
< حالا فكر مى كنيد جامعه جهانى و حتى دولت مركزى از وقايع اخير پند گرفته باشند و طرح و برنامه اى براى استفاده بيشتر از اين نيروها براى تأمين امنيت وجود دارد يا خير؟
فعلاً مجاهدين از نظر كارهاى نظامى نقش ضعيفى دارند، خود مجاهدين هم فكر مى كنند بيشتر بايد نقش سياسى داشته باشند تا نظامى، چون ما نهادهاى پليس و ارتش ملى را داريم و گروه ها و اقوام مختلف هم در آن حاضر هستند، مجاهدين به شكل قديم تشكل نظامى ندارند، اما مى خواهند با افكار جهادى خود و با برنامه سياسى در روند تحولات سياسى نقش و سهم داشته باشند و فقط به عنوان يك گروه نظامى مطرح نباشند، به هر صورت ما مدعى هستيم، مجاهدين در صورت شركت بيشتر در ساختار سياسى قدرت به دليل برخوردارى از تجربه دفاع نظامى، مى توانند نهادهاى امنيتى قدرتمندى به وجود آورده و به نحو مؤثرى در مقابل طالبان و مبارزه با آنها براى كشور مفيد باشند.
< آيا مسلح باقى ماندن نواحى جنوب و شرق و خلع سلاح شمال، توازن را بر هم نزده است؟
در حال حاضر ارتش و پليس ما وظيفه مقابله نظامى با طالبان و تروريست ها را دارد، در تشكيلات پليس و ارتش تعدادى از نيروهاى مجاهدين هم از قديم باقى مانده و حضور دارند. ما بر اين عقيده ايم كه اگر ارتش ما به كمك جامعه جهانى در برابر طالبان و القاعده تقويت شود، در جنگ هايى كه صورت مى گيرد در يك روند منطقى به طالبان اجازه ايجاد ناامنى در افغانستان داده نخواهد شد، ارتش ما بايد تقويت شود و به موقع امكانات و تجهيزات لازم را در اختيار داشته باشد.
< در بحث حضور نيروهاى ناتو در افغانستان شاهديم كه نيروهاى اروپايى مانند آلمان ها بيشتر به حضور در مناطق شمالى علاقه دارند و انگليس و آمريكا هم در پى طرح هايى مانند توافق با طالبان هستند، با توجه به تماميت طلبى طالبان آيا چنين طرح هايى چنان كه نتايج آنها را هم مى بينيم از قبل شكست خورده نيست و باعث تقويت بقاياى طالبان نمى شود؟
احساس ما اين است نيروهاى ناتو كه درجنوب كشور هستند مترصد دستيابى به توافق با طالبان نيستند، چون طالبان يك گروه تروريستى است و شعار نيروهاى ناتو و در رأس آنها آمريكا آن است كه تروريست ها ديگر امكان فعاليت در داخل افغانستان يا شراكت در ترتيبات سياسى را ندارند. اگر نيروهاى خارجى چنين كارى بكنند يعنى طالبان را به عنوان افراد نظامى در ساختارهاى سياسى افغانستان قرار بدهند، اين برخلاف همه آن شعارهايى است كه جامعه جهانى در افغانستان سر داده است و در اصل چنين كارى امكانپذير هم نيست، البته دولت افغانستان از طالبان خواسته از طريق روش هاى مسالمت آميز در ساختار قدرت شريك شوند، براى نمونه به پارلمان بيايند، اما هيچ وقت مردم افغانستان تحمل نمى كنند كه يك گروه سياسى برخوردار از واحدهاى نظامى در ساختار سياسى كشور ما شريك باشند. خبرهايى به ما هم رسيده بود كه انگليسى ها يا بعضى حلقات مربوط به نيروهاى ناتو با طالبان تفاهم هايى كرده اند كه ميدان بيشترى به آنها بدهند، اما اين خبرها صحيح نبود و روند قضايا هم نشان داد كه نمى تواند واقعيت پيدا كند.
< حضور طالبان در پارلمان مانند مجاهدين همراه با خلع سلاح و ترك رويكرد نظامى نبوده است، يعنى آنها تابلو را عوض كرده اند و وارد زدوبند با نيروهاى خارجى هم شدند، به نظر خيلى ها هم، علت ناامنى هاى موجود چنين اشتباههاى استراتژيكى در افغانستان از طرف نيروهاى خارجى، بويژه آمريكايى هاست، يعنى طالبان در هر شكل و قالبى تماميت طلب و خشونت ورز است و برخى نيز فريب آنها را خورده اند، اين طور نيست؟
در پارلمان، مردم به طالبان رأى ندادند، فقط ۲ نفر از آنها به پارلمان آمده اند. رأى ندادن مردم به آنها نشان داد مورد اعتماد مردم افغانستان نيستند و كسانى كه به پارلمان هم آمده اند مدعى هستند با طالبان ارتباط ندارند، پس طالبان در پارلمان، اكثريت نيست و با عده كم، اقليت مهمى هم محسوب نمى شود. بى نظمى و ناامنى هاى ايجاد شده درجنوب از طرف دسته و گروه هاى منظمى بود كه از مرزهاى پاكستان وارد افغانستان شدند، كسانى كه در پارلمان هستند يا طالبانى كه خود را تسليم كرده و برنامه صلح را پذيرفته اند، باعث ناامنى نشده اند و مشكل ما از همان جاست كه شما مى دانيد و من هم گفتم.
<آقاى مسعود، در گسترش ناامنى ها در كشورتان كه همسايه شرقى ماست، كدام يك از عواملى كه گفته مى شود را بيشتر مؤثر مى دانيد؟ شكست طرح هاى اقتصادى، عملكرد ضعيف نيروهاى ناتو و آمريكا يا ضعف هاى دولت مركزى؟ و براى مهار مشكلات موجود چه خواهيد كرد؟
ترديدى وجود ندارد كه موضوع هاى اقتصادى تأثيرات خود را دارد، دولت افغانستان نتوانسته برنامه هاى رفاهى مؤثرى براى مردم به انجام رساند، آن هم به اين دليل كه دولت از چنين ظرفيت اقتصادى باتوجه به حجم مشكلات كشور، برخوردار نبوده است، كمك هايى كه از بيرون مى آمد هم، در دسترس مردم افغانستان قرار نگرفت.
بنا بر گزارش هاى خود خارجى ها، كمك ها ازطريق نيروها و نهادهاى بين المللى به درستى دراختيار مردم قرار نگرفته است. در ۵ سال گذشته ما واقعاً نتوانستيم به گونه اى كه لازم بود رفاه اجتماعى را تأمين كرده و در زندگى اقتصادى مردم تحول چشمگيرى ايجادكنيم، از اين رو يك عده از مردم ما سراغ كشت موادمخدر رفته و به باندهاى مافياى بين المللى موادمخدر پيوند خوردند كه دليل عمده همين مشكلات اقتصادى است. علت ديگر، ضعف نهادهاى امنيتى است. پليس و ارتش ما در
۵ سال گذشته رشد لازم را براى مهار ناامنى ها نداشته اند، ما داراى مرزهاى طولانى هستيم و نتوانسته ايم جلوى ورود افراد و گروه ها و دسته جات خارجى را از مرزهاى پاكستان بگيريم، هم از نظر لجستيك و ادوات نظامى و هم از نظر تأمين نيروى پليس و ارتش مشكل داريم. پس من دو علت را بسيار مهم مى دانم يكى مشكلات اقتصادى و ديگر ضعف نيروهاى امنيتى.
< براى غلبه بر مشكلات امنيتى فكرنمى كنيد آمريكايى ها و ديگر اعضاى جامعه جهانى بايد اعتماد بيشترى به مردم افغانستان و مخالفان واقعى و عملى طالبان مانند گروه هاى مردمى و مجاهدين داشته باشند؟ به نظر شما ضرورت بازنگرى در سياست هاى نيروهاى جامعه بين الملل و آمريكا در افغانستان تا چه حد است؟
بازنگرى حتماً لازم است، جامعه جهانى مجاهدين را به عنوان يك نيروى نظامى نمى پذيرد، درعين حال خود آنها (مجاهدين) تصميم گرفته اند محوريت سياسى داشته باشند، بيشتر مردم افغانستان را مجاهدين و نيروهايى تشكيل مى دهند كه برضد تجاوز خارجى و حكومت طالبان تجربه جنگ و مقاومت دارند.
متأسفانه در دوره اى كه مجاهدين در افغانستان دولت را دردست داشتند، جامعه جهانى هيچ توجهى به افغانستان نداشت، حتى حكومت مجاهدين را به زحمت به رسميت مى شناختند و علاقه مندى آنها به مسائل افغانستان بسيار كم بود، حالا هم كه مجاهدين دوباره مى خواهند يك محوريت سياسى به وجود بياورند، بايد ديد عكس العمل جامعه جهانى چگونه خواهدبود؟ عكس العملى كه به نظر ما در تأمين امنيت و تسهيل روند بازسازى دركشور و حل مسائل مهمى درمنطقه بسيار تعيين كننده و مهم خواهدبود.
< همانگونه كه درعراق گفته مى شود، آمريكايى ها نيازمند بازنگرى در سياست ها و دادن نقش بيشتر به مردم و دولت براى تأمين امنيت هستند، شما هم به عنوان يك دولتمرد افغان چنين نيازى را احساس مى كنيد؟
ما مى خواهيم آمريكا و ديگر كشورهاى دخيل بيش از هرچيز به فكر تقويت ارتش و پليس بوده و بازنگرى در روش ها در اين جهت باشد و در عين حال برنامه هاى اقتصادى به سمت درست سوق يابد.
موضوع ما با عراق تاحدى متفاوت است، در افغانستان جنگ بر ضد تروريسم و قاچاق موادمخدر است و نيروهاى خارجى با ترتيبات ديگرى و با مجوز سازمان ملل و دولت رسمى مجاهدين به افغانستان آمدند، درعراق مسائل اقتصادى مطرح بوده و موضوع سلاح اتمى و صحبت هاى ديگر، در سال هاى اول درمورد نهادهاى امنيتى ما كم توجهى شده است و بعد از اين هم بايد ديد به صورت عملى جامعه جهانى چه قدر در تقويت نهادها ما را يارى خواهدكرد.
< در اين ميان يك سرى نشانى هاى غلط هم داده مى شود، در حالى كه عوامل ناامنى ها در جنوب و شرق و نيروهاى نزديك به طالبان و القاعده هستند. برخى محافل مى گويند دولت به علت همكارى با مجاهدين در تأمين امنيت موفق نيست، چرا برخى محافل در افغانستان و خارج آن چنين رويكردى اتخاذمى كنند؟
اين گفته ها به كلى غلط است و هدف از طرح آنها هم، كم كردن توجه و فشار از كانون هاى اصلى ايجاد بى نظمى ها در كشور است.
۵ سال پيش كه خواست جامعه جهانى تشكيل حكومت موقت در افغانستان بود مجاهدين اين فرايند را كليد زدند، اگر مجاهدين نبودند، كسى قادر نبود كابل را از طالبان بگيرد، درواقع مجاهدين بودند كه طالبان را شكست دادند و در مذاكرات بين المللى درباره افغانستان با روحيه همكارى حضور يافتند، اما متأسفانه درطول ۵ سال گذشته، كم كم مجاهدين را از صحنه سياسى كشور دور كردند، براى نمونه همه اعضاى جبهه متحد از دولت دور شدند، تنها كسى كه درحال حاضر در تشكيلات دولت نمايندگى مجاهدين را برعهده دارد، من هستم، بقيه اگر هم هستند در رده هاى پايين قراردارند.
امروز روشن شده كه وقتى مجاهدين از صحنه سياسى بيرون رانده شدند مشكلات كشور بيشتر شد و اتهام هايى كه نسبت به مجاهدين مطرح مى شود روشن است كه مبنا و پايه ندارد و همان طور كه اشاره كرديد افراد و محافل ديگرى دست به ايجاد ناامنى مى زنند، نه مجاهدين كه خود از اصلى ترين افراد در شكل گيرى دولت موقت و روند نوين تحولات بوده اند.
< تحليل شما از ناامنى هاى اخير درجنوب و قدرت گيرى و قدرت نمايى طالبان در برخى نواحى افغانستان چيست؟
۵ سال پيش وقتى طالبان شكست خوردند به طرف پاكستان رفتند، نيروهاى بين المللى حاضر در افغانستان هم فكر مى كردند آنها شكست خورده اند و تعقيبشان نكردند، اما آنها آنجا منطقه آزاد داشتند و دوباره متمركز و تجهيز شدند و به داخل افغانستان آمدند، ما هم نتوانستيم مشكلات اقتصادى مردم در نواحى همجوار با پاكستان را به صورت قابل توجهى رفع كنيم، درحالى كه گروه هاى گفته شده، هم پول دارند و هم سلاح و در كشور خارجى هم از پناهگاه برخوردارند و از آنجا عمليات كرده و عقب مى روند. در جنگ هاى چريكى هركس پناهگاه داشته و ازطرف كشور خارجى حمايت شود، بى شك مى تواند ناامنى و بى نظمى ايجاد كند.
< براى مردم ما جالب است از شما درباره سرنوشت «ملاعمر» و «بن لادن» هم بشنوند، پاكستان مى گويد آنها در افغانستان هستند و افغانستان مى گويد در پاكستان. نيروهاى آمريكا هم به توفيق نيافتن خود در يافتن آنها اذعان دارند، منابع اطلاعاتى شما درباره سرنوشت و محل اختفاى «ملاعمر» و «بن لادن» چه مى گويند؟
آخرين اطلاعات ما از كسانى است كه مى گويند آن ها در پناه كوهى در خاك پاكستان هستند، حتى بعضى مى گويند ما مى توانيم از كمپ (اردوگاه) آن ها عكس تهيه كنيم. بن لادن و ملاعمر نمى توانند در خاك افغانستان باشند، چون نيروهاى ناتو و مردم مخالف آن ها هستند و در هيچ جاى افغانستان نمى توانند پناه بگيرند. نيروهاى امنيتى ما چندى پيش شماره تلفن ها و نشانى هاى نيروهاى طالبان و القاعده را تهيه كردند، اما هر قدر ما مى گوييم، پاكستان قبول نمى كند و مى گويد آن ها در افغانستان هستند.
< در مسائل دو جانبه، در حال حاضر تراز اقتصادى سالانه ايران و افغانستان حدود ۴۰۰ ميليون دلار است، در حالى كه اين رقم بين پاكستان و افغانستان، ۲ ميليارددلار را نشان مى دهد، در واقع سود تجارى اصلى صحنه افغانستان به پاكستان مى رسد، چه اقدام هايى لازم است تا بازرگانان ايرانى فعاليت امن ترى در افغانستان داشته باشند؟
ما در افغانستان از نظر اقتصادى معتقد به سياست بازار آزاد هستيم، مرزهاى افغانستان به روى همه كشورها و شركت هاى خصوصى باز است و هر كس مى تواند سرمايه اى در افغانستان را به گردش دربياورد. ما هيچ گاه نمى خواهيم با طرفى كمتر و با طرفى بيشتر همكارى تجارى و اقتصادى داشته باشيم، چون چنين تمايلى خلاف برنامه اقتصادى دولت است. ولى هم اكنون يك بازار رقابتى در افغانستان به وجود آمده و شركت ها با هم رقابت دارند، تمايل مردم ما به كالاهاى ايرانى زياد است و اين فرصت خوبى است تا برادران ايرانى ما و شركت هاى خصوصى كشور دوست و برادر و همسايه ايران، به افغانستان بيايند و به ويژه در شهر كابل همكارى مشترك با افغان ها را آغاز كرده و به توليد كالاهايى بپردازند كه مورد نياز مردم افغانستان است. كيفيت و قيمت محصولات ايرانى نسبت به نمونه هاى ديگر منطقه بهتر است. از همين رو امكان موفقيت در بازارهاى افغانستان براى ايرانى ها زياد است، حتى مى توانيم به سمت سياست هاى صادراتى برويم، چون محصولى كه در كابل و مركز افغانستان با شركت هاى ايرانى توليد شود مى تواند وارد بازارهاى منطقه هم بشود.
< به نظر شما چرا اين اتفاق ها روى نداده و وضع تراز تجارى اين گونه است؟
مشكل عمده بحث انرژى به ويژه برق است، ما اگر بتوانيم حدود ۲۰۰ يا ۳۰۰ مگاوات برق در كابل داشته باشيم مى توانيم پارك هاى صنعتى كابل را فعال كنيم، مانع اصلى نداشتن برق است. در هرات ما برق داريم كه از ايران آمده است، همين برق موجب بهبود اوضاع اقتصادى و تجارى شده. در مناطق شمال هم برق داريم اما در كابل از ۲۴ ساعت در خيلى از محله ها ۴ تا ۵ ساعت برق وجود دارد. ما با پاكستان، تاجيكستان و تركمنستان قراردادهايى داريم كه برق از طريق خطوط انتقالى بيايد كه تعمير يا ساخت دكل ها و كابل ها وقت زيادى مى گيرد و شايد چندين سال طول بكشد، حال تصميم داريم با نيروگاه حرارتى، مشكل برق كابل را حل كنيم، نيروگاه حرارتى كه با نفت خام كار كند بخش مهمى از مشكلات ما را حل مى كند.
در جريان سفر به ايران با برادران ايرانى اين بحث را مطرح كرديم كه تمايل بسيارى را از طرف ايران براى مشاركت در اين برنامه شاهد بوديم.
چند شركت خارجى هم داوطلب هستند، فقط ما در تأمين مالى اين طرح مشكل داريم، چون يك مگاوات برق تقريباً يك ميليون دلار برايمان قيمت دارد و صدمگاوات (تقريباًصد ميليون دلار) با وضع اقتصادى كه فعلاً داريم خيلى مشكل است بتوانيم هزينه ها را تأمين كنيم البته تلاش مى كنيم هر طور هست مشكلات مالى طرح هاى تأمين برق را حل كنيم، اما كار آسانى نيست.
< در اين سفر طرح هاى مهمى مانند انتقال گاز ايران به افغانستان و ساخت راه آهن سمنگان ـ هرات و همكارى در توليد برق را تعقيب كرده ايد، اين طرح ها به چه مرحله اى رسيده اند، فكر نمى كنيد تأخير يا پرداخت نشدن سهم از طرف دولت شما باعث كندى پيشرفت طرح ها و امر بازسازى شود؟
در كنفرانس بين المللى توكيو توافق شد كه ۵۶۰ ميليون دلار به افغانستان اختصاص يابد كه نيمى از آن كمك هاى بلاعوض است. تكليف كل اين بودجه معلوم شده يعنى با طرح ها تطبيق داده شده است و مسأله خط راه آهن مشمول همين بودجه ها مى شود كه ۶۰ درصد آن از طرف برادران ايرانى تأمين خواهد شد و ۴۰ درصد مربوط به افغانستان مى شود. من در تهران مذاكراتى با آقاى «سعيد لو» معاون محترم رئيس جمهورى داشتم درباره استخراج معادن آهن در افغانستان كه باقى مانده سهم طرف ايرانى از آهنى كه برادران ايرانى استخراج خواهند كرد، تأمين شود، درواقع استخراج را ايران انجام داده و سهم طرف افغانى را از آن محاسبه مى كند البته به مذاكرات فنى بيشترى نياز است كه بنا شده بين هيأت هاى ما و طرف ايرانى صورت بگيرد، ما روى كليات تفاهم كرده ايم و جزئيات در مذاكرات فنى بيشتر مشخص مى شود، اما درمورد برق، مى دانيد كه تأمين برق كابل خيلى براى ما مهم است، جناب آقاى احمدى نژاد رئيس جمهور محترم ايران هم به برادران ايرانى دستور دادند كه خود را براى تأمين برق در كابل آماده كنند و ارزيابى هاى فنى هم صورت بگيرد.
< برق ايران را از مرز مى خواهيد يا اين كه ايران برايتان نيروگاه حرارتى بسازد؟
|
|
|
نيروگاه حرارتى مى خواهيم كه با سوخت نفت خام يا زغال سنگ كار كند. ما زغال سنگ هم زياد داريم، نفت خام هم قيمتش پايين است. هر كيلو وات تقريباً ۵ سنت تمام مى شود، يك كيلووات برق براى ما ۷ يا ۹ سنت در كابل تمام مى شود. اگر نيروگاه حرارتى داشته باشيم و ۱۰۰ يا ۲۰۰ مگاوات برق توليد كنيم مشكل برق كابل حل مى شود. پيش تر تفاهم شده بود كه ايران ژنراتورهايى به ما بدهد كه نفت تصفيه شده مصرف مى كنند و يك كيلووات تقريباً ۲۷ سنت تمام مى شود كه براى ما گران است، از اين رو ما خيلى به ژنراتورها تمايل نشان نداديم. شركت هايى هستند كه با نفت خام يك كيلووات را حدود ۵ سنت توليد مى كنند، درباره همه اين ها با آقايان «احمدى نژاد» و «سعيدلو» صحبت كرديم آنها تمايل نشان داده و دستور دادند تا كار كارشناسى صورت گيرد، فعلاً در مرحله صحبت هاى اوليه هستيم و دستور مطالعه مشاركت ايران در تأمين برق كابل از طرف مقام هاى مسئول صادر شده است. همچنين مذاكراتى در تهران داشتيم، درباره بازارچه هاى مرزى و سياست هاى تشويقى گمركى از طرف ايران براى افغانستان. با به جريان افتادن خانه و شهرك سازى در افغانستان ما منتظر ارسال بيشتر كالاهاى عمده از ايران هستيم مانند سيمان يا مواد غذايى و صادرات ما هم موادى نيست كه براى صنايع ايران مشكل ايجاد كند و بيشتر محصولاتى از قبيل ميوه جات خواهد بود.
<مى دانم كه در سفر خود خواستار مماشات بيشتر مقام هاى ايران با مهاجران افغان هستيد، اگر شما جاى ما بوديد، با خيل عظيم مهاجران غيرقانونى چه مى كرديد؟ در حالى كه ايرانى ها بشدت به ظرفيت هاى شغلى خود نياز دارند.
مسأله مهاجران كاملاً قضيه اى انسانى است، شكى نيست كه ما از ملت و دولت ايران براى ساليان متمادى ميزبانى از مهاجرانمان قدردانى مى كنيم. كاش مى توانستيم در ۵ سال گذشته بخش مهمى ازمسائل اقتصادى را حل كنيم يا جامعه جهانى در اين زمينه كمك بيشترى به ما كرده بود، متأسفانه تا به حال زيرساخت هاى اقتصادى ما شكل نگرفته و به كندى اين مسير را آغاز كرده ايم. ما فكر مى كنيم حتماً بايد برنامه اى براى بازگشت بيشتر مهاجران به افغانستان وجود داشته باشد، اما در شرايط فعلى كه زمستان هم از راه رسيده از برادران ايرانى خود مى خواهيم با تحمل و بزرگوارى كه در دهه هاى گذشته نشان دادند، چند صباحى ديگر هم تحمل به خرج دهند و به مردم ما در اين زمينه كمك كنند تا بتوانيم مشكلات را به صورت مشترك حل كنيم، در افغانستان با وضع بد اقتصادى، خشكسالى و ناامنى درمناطق جنوب و شرق كشور مواجه ايم و مهاجرانى كه به كشور بيايند و كار پيدا نكنند، احتمال دارد به گروه هاى جنايتكار و كار قاچاق مواد مخدر ملحق شوند كه اين براى ما و كشورهاى منطقه زيان بار است. ما خواهان تحمل بيشتر هستيم تا وقتى مهاجران به افغانستان مى آيند بتوانند جذب كار و فعاليت مثبت شوند.
<يك پيشنهاد هم ما داريم، اين كه سفارت افغانستان كار فرهنگى بيشترى با اتباعتان انجام داده و آنها را قانع كند كه بالا بودن آمار جرم و جنايت اتباع افغان در كشور ما موجب وارد شدن خدشه بر چهره ملت مسلمان و برادر افغانستان در جامعه ايرانى است. كار فرهنگى بيشتر از طرف دولت شما بين اتباعتان در ايران، كمترين توقع ماست.
در افغانستان شش تا هفت شبكه تلويزيونى هر روز درباره اين موضوع صحبت كرده و ميزگردهايى هم تشكيل مى دهند. در اينجا هم مى توان از طريق سفارت درجامعه افغان، فعاليت ها را افزايش داد و پيشنهاد شما جالب توجه است. مى دانيد كه كارهاى خلافى كه اتباع ما انجام مى دهند ريشه در مشكلات اقتصادى دارد. مشكل بيشتر اقتصادى است و كمتر فرهنگى، ولى با وجود اين بايد كار كرد و سفارت ما هم بايد به اين موضوع توجه ويژه داشته باشد.
<چشم انداز فعاليت كميسيون همكارى هاى مشترك دو كشور را چگونه مى بينيد؟
بزودى در كابل ميزبان آقاى متكى، وزير امور خارجه ايران به عنوان رياست ايرانى اين كميسيون هستيم. اين نشست در كابل برگزار و در قالب آن همكارى هاى مشترك اقتصادى و امنيتى مطرح مى شود و ما نسبت به نتايج بسيار خوش بين هستيم، در موضوع هاى اقتصادى، فرهنگى، امنيتى و مسائل مختلف كه مورد توجه دو كشور است مى توانيم صحبت كنيم و اميدوارم به نتايج خوبى برسيم.
< پيش تر و در مصاحبه اى ديگر از شما پرسيده بودم اگر در صحنه بين المللى تخاصم ايران و آمريكا بيشتر شود، چه تضمينى وجود دارد كه از ظرفيت هاى افغانستان بر ضد ايران استفاده نشود، به عنوان سؤال آخر مى پرسم با توجه به وضعيت آمريكا در منطقه و ارتباطات عملى شكل گرفته بين كشورهاى منطقه آيا امكان چنين استفاده اى براى آمريكا وجود دارد؟
خير امكان ندارد، روابط ما با كشورهاى خارجى يا روابطمان با نيروهاى نظامى و امنيتى مانند ناتو و ديگران به معناى همكارى بر ضد و زيان كشورهاى همسايه نيست، اين همكارى فقط در چارچوب مبارزه با تروريسم قرار دارد، افغانستان پايگاهى نيست كه نيروهاى خارجى بخواهند از آنجا براى همسايگان ما مزاحمت ايجاد كنند، ما بى شك چنين اعتقادى داريم و سياست دولت مركزى هم اين است كه اجازه نمى دهد همسايگان افغانستان به دليل وجود نيروهاى خارجى در آن متضرر شوند، چون ما با همسايگانمان مراوده و روابط طولانى و تاريخى داشته و خواهيم داشت، اما نيروهاى خارجى براى يك مأموريت موقتى به افغانستان آمده اند كه آن مبارزه با تروريسم و مواد مخدر است. اين دو مسأله اگر حل شود نيروهاى خارجى از افغانستان مى روند، ما نمى خواهيم يك رابطه تاريخى و دائمى را براى يك دوره و وضعيت موقت و گذرا دچار خدشه كنيم و حتماً چنين خواهد بود.