سه شنبه ۵ دى ۱۳۸۵ - ۵ ذيحجه ۱۴۲۷
Tue, Dec 26, 2006
گزارش خارجى
۳۵۳۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
گزارش خارجى
ماجرا
كودك
بانوى افغان بخند
269307.jpg
ليدا هادى
دوران سياه حكومت طالبان و جنگ و نيستى افغانستان به پايان رسيده و مردم كشور بدون هراس و دلهره از آزار و ناامنى حضور نيروهاى متعصب طالبان، زندگى روزمره و عادى خود را در پيش گرفته اند. با اين حال هنوز با گذشت ۵ سال از حكمرانى آنها، مى توان در گوشه و كنار شهرهاى مختلف كشور حصار شكست ناپذير و سرسخت عقايد و تعصب هاى خشك سال هاى دور حكومت طالبان را احساس كرد كه با تأثير بر فكر و ذهن مردان و زنان افغانى سبب مى شود هرگونه تمدن و فرهنگ را از آن ها دور سازد. در اين ميان، بسيارى از سازمان هاى جهانى در سال هاى اخير با برنامه هاى حمايتى خود و ارسال كمك هاى بسيار بافراخوان تمامى مردمان كشورهاى مختلف دنيا همه توان خود را معطوف مسأله تأمين نيازهاى ابتدايى مردم مناطق گوناگون افغانستان كرده بودند.
آنچه هم اكنون افغانستان بيش از هر امر ديگرى به آن نيازمند است، اندوخته دانش و فرهنگى است كه در سال هاى تاريك حكمرانى طالبان از دست داد. در اين ميان، اگرچه اين مردان افغانى بودند كه روزگار سختى را در تقابل مستقيم با نيروهاى طالبان و قوانين خاص آن ها سپرى كردند وليكن زنان نيز چنان موجوداتى بردبار و آرام در پس خانه ها مجبور به تحمل وضعيت و شرايط ناگوارى بودند.
به نظر مردم كشورهاى مختلف دنيا كه اخبار و گزارش  هاى جنگ و خونريزى در افغانستان را در سال هاى اخير لحظه به لحظه دنبال مى كردند، واژه «زن» در كنار افغانستان فقط انزوا و تحقير را تداعى مى كند. زن در سال هاى حكومت دنبا ل كنندگان ظلم و ستم افغانستان موجودى بود كه بى هيچ هويت و شخصيت كاملى وظيفه اى جز انزوا در حصار خانه و فرمانبردارى از مرد سرپرست خانواده را نداشت.
آنچه كه مردمان جهان تا پيش از اين به عنوان بحران «تحقير زن» در افغانستان ياد مى كردند، تا چند سال آينده حكايت فراموش شده اى خواهد بود؛ چرا كه افغانستان فقير و جنگزده با هوشيارى مردمان خود در حال دگرديسى و تغيير به سوى جامعه اى است كه سعى دارد با تحولى عميق و ريشه اى در سطوح مختلف، به خصوص در زمينه زنان و دختران سال هاى رونق و بسامان گذشته را دوباره تجلى ببخشد ... روزگار نابسامان افغانستان سپرى شده است!
درآمد به ازاى تحصيل
عقايد و تعصب هاى سخت گروهك طالبان چنان برجاى جاى زندگى مردم افغانستان سايه افكنده بود كه مسئولان سازمان هاى جهانى براى پيشبرد اهداف عالى خود به خصوص در زمينه تشويق و ترغيب زنان و دختران كشور به سوادآموزى و ادامه تحصيل با چالش هاى فراوانى مواجه بودند. تمامى برنامه هاى خاص آموزشى در ميان دختران افغانى در استان هاى مختلف به ندرت با موفقيت همراه بود.
در اين ميان، ايده جالب كارشناسان سازمان ملل متحد با همكارى سازمان جهانى غذا توانست رويكرد قابل توجهى در راستاى سوادآموزى زنان افغانستان داشته باشد. هر خانواده افغانى در قندهار و ديگر شهرهاى افغانستان براى استفاده از مستمرى و مزاياى خود از سوى سازمان ملل لازم است دختران و زنان خود را در هر يك از مدارس و مراكز آموزشى مخصوصى كه براى ادامه تحصيل آن ها در نظر گرفته شده است، نام نويسى كنند و در صورت ممانعت با حضور آن ها در فعاليت هاى اجتماعى، خانواده از فهرست طرح تأمين مايحتاج غذايى حذف مى شود شايد اين حربه مسئولان سازمان هاى جهانى در وهله نخست اقدام چندان خوشايندى به نظر نرسد اما حضور گسترده زنان و دخترانى كه به رغم مخالفت شديد خانواده ها و آزار و اذيت آن ها و بى نياز از موادغذايى توزيعى در مراكز آموزشى، براى فراگيرى علم به مدارس افغانستان روى آورده ا ند گواه والايى بر افزايش سطح آگاهى و هوشيارى زنان به سمتى است كه در سال هاى اخير به آنها روا شده است.
هم اكنون نيمى از جمعيت ۲۵ ميليونى افغانستان را زنان و دخترانى تشكيل مى دهند كه آمار بى سوادى ۸۵ درصدى در ميان آن ها نشان از اوضاع ناگوار وضعيت آموزشى و تحصيلات در افغانستان دارد. هر چند سال هاى تلخ جنگ و خونريزى و فعاليت گروه طالبان را مى توان از عوامل اصلى چنين واپس ماندگى افغانيان از دنياى علم وفناورى روز برشمرد، ولى سنت ها و خرافه هاى تاريخ ريشه دار در ميان آن ها نيز در اكثر مواقع تعيين كننده اين محدوديت هاى گسترده بوده است. در اين راستا، موضع گيرى رهبران مذهبى و بومى مناطق مختلف در زمينه تحصيل زنان افغانستان توانست تا ميزان چشمگيرى در بهبود شرايط آن ها و استقبال گسترده مردان افغانى به تحصيل زنان و دختران نقش داشته باشد. هنگامى كه حاجى موسى كليم آقا، يكى از مراجع مذهبى قندهار، در صحبت هاى خود زنان تحصيلكرده را از نيازهاى كنونى كشور برشمرد كه مى تواند تا ميزان ۸۰ تا ۹۰ درصد از مسائل و مشكلات جامعه را برطرف كند، مدارس خاص قندهار پر از زنان و دخترانى شد كه هر يك حتى با تشويق مردان خانواده مى كوشيدند با فراگيرى  سواد، موقعيت و جايگاه ويژه اى براى خود فراهم كنند تا بلكه در آينده اى نزديك با دست گرفتن مسئوليتى هرچند ناچيز دوشادوش مردان توانايى هاى بالقوه خود را ابراز دارند. برخى از اين زنان حتى از اين كه مى توانند نام خود را بنويسند، بسيار احساس غرور و افتخار مى كنند. پريزاد سداد، مدير مدرسه سبا در قندهار، نيز با خوشحالى از حضور گسترده زنان دركلاس هاى درس ياد مى كند: «بايد اشتياق زنان افغانى را در هنگام آموختن هر كلمه از نزديك ببينيد. با اين حال، ترس از طالبان و فجايع فعاليت هاى آن ها همچنان ما را از پيشبرد برنامه هاى بيشتر بازمى دارد ولى تا همين جا هم واقعاً جاى شكر و سپاس از خداوند را دارد.»
مصصم چون كوه
زن جوان با روپوش سفيد و روسرى سياه رنگ به سر چنان مصمم و با اراده به فعاليت خود مشغول بود كه حضور هيچ نيرويى در آن لحظه نمى توانست او را از انجام كارش بازدارد. هنگامى كه چهره بير نگ خواهر ۱۶ ساله اش را به ياد مى آورد كه چطور در روزهاى جنگ در افغانستان در نخستين زايمان جان خود را فقط به دليل نبود يك پزشك متخصص از دست داد، نيرويى دوباره براى يارى رساندن به زنى كه با فريادهاى دلخراش از او كمك مى طلبيد پيدا مى كرد. فاطمه دختر جوان ۲۰ ساله افغانى به خوبى به اهميت شغلش و همچنين خطرات آن آگاه است، با اين حال به نظر او حضور حتى يك متخصص بيمارى هاى زنان در ميان جمع زنان ستم كشيده افغانى در شهر كوچك تاخار جنوب افغانستان (كشورى كه هم اكنون از نظر ميزان مرگ و مير زنان در هنگام زايمان يكى از بالاترين رتبه هاى جهانى را به خود اختصاص داده است) مى تواند بسيار مؤثر باشد. آموزه هاى متعصبانه طالبانيسم و خرافه هاى ناشى از ساليان طولانى فلاكت  و فقر در ميان مردمان افغانستان چنان گسترده بودند كه ابعاد وسيعى از مسائل بهداشتى و خدمات درمانى مربوط به زنان كشور را نيز تحت تأثير خود داشته اند. وضعيت بهداشت زنان افغانستان در سال هاى جنگ و حكمرانى طالبان چنان وخامتى به خود گرفته بود كه هر زن باردارى سرنوشت خود را در مرگ و يا تولد نوزادانى معلول مى دانست. چرا كه نيروهاى متعصب طالبان فعاليت پزشكان زن را در استان هاى مختلف افغانستان ممنوع كرده بودند و مردان افغانى هم كه بنا به رسوم و اعتقادات خاص خود نمى توانستند شاهد مراجعه زنان و دخترانشان به پزشكان مرد باشند در هنگام نياز وظيفه رسيدگى به وضع حمل  زنانشان رابه قابله هايى مى سپردند كه بدون هيچ گونه آگاهى از اصول بهداشتى و شرايط خاص روحى و روانى زنان با كمترين امكانات كار خود را انجام مى دادند. افغانستان پس از سيرالئون در سالهاى اخير بيشترين ميزان مرگ و مير زنان در هنگام وضع حمل را به خود اختصاص داده است. طبق گزارش سازمان جهانى يونيسف، از ميان هر ۶ زن افغانى در ميانگين سنى ۱۵ تا ۵۰ سال يك نفر در هنگام زايمان جان خود را از دست مى دهد. اين در حالى است كه در كشورهاى توسعه يافته اى مانند انگلستان اين شمار به ازاى هر ۳۸۰۰ زن يك مورد گزارش شده است. در اين راستا، آنچه كه هم اكنون مسئولان سازمان بهداشت جهانى بيش از هر موضوع ديگرى به آن توجه ويژه اى دارند، آموزش زنان افغانى در زمينه هاى بهداشتى و درمانى و پرورش نيروهايى متخصص از ميان جمع آن هاست تا از اين طريق با توجه به حساسيت هاى اعتقادى و تعصب هاى خاصى كه مردان و حتى زنان افغانى در مراجعه به پزشكان مرد دارند، شرايط و بسترى مناسب براى بهبود وضعيت درمانى شان فراهم آورند. نخستين دوره آموزش بهياران زن افغانى با موفقيت چشمگيرى همراه بود . ليلومه دختر جوان ۲۲ ساله اى كه در يكى از مراكز درمانى كابل مشغول به كار است، از ماه مارس سال جارى تاكنون نزديك به ۱۵۰زن باردار را با موفقيت صاحب فرزند كرده است: «در زمان حكومت طالبان يادم هست كه هيچ كدام از مراكز پزشكى حق نداشتند از پزشكان زن استفاده كنند. سرتاسر كابل فقط ۵ پزشك متخصص زنان داشت كه آن ها هم از ترس طالبان هيچ كارى نمى كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |