ـ ساسان سپنتا، زبانشناس، موسيقى شناس، محقق و مؤلف، متولد ۱۳۱۳ - بمبئى.
ـ تحصيلات در اصفهان، تهران و ايالات متحده آمريكا در رشته هاى ادبيات فارسى، زبان شناسى عمومى.
ـ تحصيل موسيقى نزد ابوالحسن صبا، علينقى وزيرى و محمود تاج بخش (نوازندگى ويولون) و استفاده از محضر روح الله خالقى و استادان ديگر.
ـ فعاليت قلمى در زمينه موسيقى از سال ۱۳۳۶ در مجله موزيك ايران (به سردبيرى بهمن هيربد).
ـ از آثار: كتاب هاى تاريخ تحول ضبط موسيقى ايران (۲ چاپ)، چشم انداز موسيقى ايران (۲ چاپ)، تنظيم و حاشيه نويسى بر جلد سوم «سرگذشت موسيقى ايران» نوشته روح الله خالقى، تعدادى مقاله تحقيقى در نشريات داخل و خارج كشور درباره موسيقى و تحقيقات الكتروآكوستيكى آن.
سيد عليرضا ميرعلى نقى: براى هر دوستدار و علاقه مند به مطالعه درباره جنبه هاى گوناگون موسيقى اصيل ايرانى، نام دكتر ساسان سپنتا، نامى آشنا و مورد احترام است. سال آينده، فعاليت قلمى ايشان در زمينه موسيقى ايرانى به نيم قرن مى رسد و با اين كه رشته تخصصى وى در طول تحصيل و بعدها تدريس در دانشگاه، غير از موسيقى بوده، با اين وصف، او ميان موسيقى شناسان، شناخته شده تر است تا نزد زبان شناسان و يا متخصصان ادب فارسى. مى توان بخش موسيقى را فعاليت عاشقانه و بخش زبان شناسى و ادبيات را فعاليت عقلانى اين چهره فرهنگى معاصر شناخت. اگرچه رويكرد او به موسيقى نيز هيچ وقت برى از عقلانيت نبوده و وى از نخستين نويسندگان جدى در اين زمينه است كه به جاى افسانه پردازى هاى مرسوم، بر نگارش و تحقيق متكى بر اسناد و مدارك و دانش معتبر، تأكيد داشته است.
او يكى از ۳ فرزند زنده يادان: عبدالحسين سپنتا و بانو گوهرتاج بزرگزاد ايمانى است. پدر، اديب و تاريخدان و بانى سينما در ايران بود و بعدها كه سينما را كنار گذاشت، مدير روزنامه «سپنتا» كه تا سال ۱۳۳۸ نيز منتشر مى شد. او به همراه همسرش در اصفهان براى امور ترجمه و تأليف كتب مربوط به ايران باستان كه از طرف دانشمند شهير، دينشاه ايرانى (سيلستر) در بمبئى به عبدالحسين خان سپنتا واگذار شده بود، به هندوستان سفر كردند و فرزند آنها - ساسان - در بمبئى متولد شد. بعد از مدتى كوتاه، مادر به همراه خانواده به اصفهان مراجعت كرد و پدر نيز مدتى بعد آمد. ساسان سپنتا در محيط با فرهنگ و با اصالت خانواده خود، نغمه هاى موسيقى اصيل از ساز و آواز استادان و هنرمندانى چون صبا و نى داوود و قهر و تاج و اديب را به گوش جان شنيد و مجموعه اين موسيقى متعالى كه از صفحات گرامافون (توليد كارخانه هاى انگليسى و آلمانى و آمريكايى) پخش مى شد، شالوده ذهنى و پسند هنرى او را شكل داد. پدر با موسيقى الفت داشت و خود نيز تصنيف هايى را در فيلم هايش خوانده بود و از اين رو، مانعى براى يادگيرى موسيقى در آن خانواده وجود نداشت. سپنتاى جوان، ديپلم را در اصفهان گرفت و بلافاصله براى ادامه تحصيل به دانشگاه تهران رفت. دلمشغولى او در آن زمان، متفاوت با دلمشغولى هاى بسيارى از جوان هاى آن عصر، مطالعه و تعمق در ادبيات و تاريخ و جمع آورى صفحات قديمى و كوهنوردى بود، ضمن اين كه در تمام دوره تحصيل تا آخرين مقطع دانشگاهى نيز شاگردى درسخوان و جدى شناخته مى شد. او تحصيلات كلاسيك را به موازات آموزش موسيقى ادامه داد و هيچ كدام در زندگى او مانع ديگرى نشد. نوازندگى ويولون را نزد آرميك گورگين (از تحصيلكردگان موسيقى كلاسيك در روسيه) و سپس نزد ابوالحسن صبا، علينقى وزيرى و محمود تاج بخش (از شاگردان قديمى كلاس ويولون صبا) ادامه داد و تكميل كرد. گهگاهى نيز برنامه هايى به عنوان «بابك» در راديو اصفهان داشت كه گاه صداى استاد جلال تاج اصفهانى را همراهى مى كرد و گاه نيز به تك نوازى مى پرداخت. گفتنى اين كه در سال ،۱۳۳۰ وقتى همراه پدر به تهران آمد. او بعد از اخذ ليسانس در رشته زبان و ادبيات فارسى از دانشگاه تهران، در رشته زبان شناسى فوق ليسانس گرفت. گذشته از اين، به كارهاى فنى نيز بسيار علاقه مند بود و مشاغل دوره جوانى او همه در اين زمينه گذشته است. از سال ،۱۳۳۹ كارمند فنى شبكه بى سيم در وزارت راه بود. بعد از كسب موفقيت در آزمون آموزش حين خدمت، به ايالات متحده آمريكا اعزام شد و به ادامه تحصيل و كارآموزى در رشته الكترونيك پرداخت و مطابق روش منظم و سالمى كه هنگام زندگى در تهران داشت، در آمريكا نيز از اوقات فراغت خود براى تكميل معلومات در زمينه موسيقى استفاده كرد. او در مؤسسه معروف آر. سى. اى در ايالت نيوجرسى به كار پرداخت و در رشته علوم ارتباطات در دانشگاه ميشيگان درس خواند. در اين زمان (۱۳۴۱)، ساسان سپنتاى بيست و هشت ساله بين همنسلان خود از حيث تحصيل و تربيت علمى سرآمد بود.
در سال ،۱۳۳۶ بعد از جدال قلمى اى كه در مجله موزيك ايران بين فريدون فرزانه (۱۳۶۴ - ۱۲۸۹) و روح الله خالقى (۱۳۴۳ - ۱۲۸۵) درگرفت، فريدون فرزانه به روش برخى موسيقيدان هاى شيفته غرب و بيگانه با ارزش هاى فرهنگ ملى، موسيقى ايرانى را فاقد ارزش هنرى ناميد و مى توان گفت در پاسخ به او بود كه نخستين يادداشت ساسان سپنتا در مجله موزيك ايران چاپ شد و بعد از آن، سلسله مقالات پربار و ارزنده اى (كه فهرست مشخصات آن در «كتابشناسى موسيقى ايران» درج است)، به قلم او نوشته شد كه جنبه هاى مختلف علمى و هنرى موسيقى - بخصوص آواز ايرانى - را نشان مى داد. استقبال خوانندگان مجله موزيك ايران از مقاله هاى سپنتا كه با دانش فنى كافى و قلمى صريح و روان نوشته مى شد، تداوم در نگارش و نشر آنها را فراهم آورد. گذشته از اين، تعدادى از مقاله هاى انتقادى او در بررسى وضع ناهنجار موسيقى راديو تهران در سال هاى ۱۳۴۳ - ۱۳۳۶ از جمله نوشته هاى خواندنى و ماندنى در تاريخ موسيقى معاصر است. انتقاد از مسئولان ادارى موسيقى آن زمان در راديو و وزارت فرهنگ و هنر كه به هر حال از منسوبان دربار پهلوى بودندْ، خالى از خطر نبود، ولى ساسان سپنتا و گردانندگان آزادانديش مجله موزيك ايران، هراس و پروايى از اين خطرها نداشتند. او در اين زمان مورد تشويق استاد روح الله خالقى قرار گرفت و با آن هنرمند بزرگ نيز تا آخر عمر او، دوستى عميق و معاشرت پرفايده اى يافت. تعدادى از نامه هاى خصوصى خالقى به او كه در سال هاى اخير چاپ شده، گوياى اين رابطه پرمهر شاگرد و استادى است.
ساسان سپنتا بعد از مراجعت به ايران در دوره مترجمى دانشگاه تهران و مدرسه عالى ترجمه (كه در سال هاى قبل از انقلاب در تهران فعال بود) و همچنين در دانشكده فنى وزارت راه، به تدريس پرداخت و بعد از مدتى براى مطالعه و تدريس به دانشگاه درهام (انگلستان) رفت. در آنجا نيز از معرفى موسيقى ايرانى غافل نبود و جزوه اى كوچك نيز در معرفى موسيقى ايرانى به زبان انگليسى، يادگار آن ايام است. او در انگلستان در مؤسسه معروف لينگافن (مخصوص دوره هاى خودآموز زبان هاى زنده دنيا) به عنوان مشاور كار كرد و بعد از تحصيل در دوره دكتراى زبان شناسى عمومى در دانشگاه تهران با پايان نامه مصوب با عنوان «بررسى فونتيكى خصوصيات واج هاى زبان فارسى» به سال ۱۳۵۱ در دانشگاه تهران، درجه دكترا گرفت و در دانشگاه اصفهان به تدريس پرداخت كه هنوز هم ادامه دارد.
|
|
|
تاكنون بيش از يكصد و بيست مقاله تخصصى در رشته هاى ادبيات، موسيقى و زبان شناسى به قلم روان و آموزنده دكتر ساسان سپنتا در نشريات تخصصى - پژوهشى داخل و خارج از كشور به چاپ رسيده است. گذشته از دو كتاب مهم و آموزنده «تاريخ تحول ضبط موسيقى در ايران» و «چشم انداز موسيقى ايران» كه به ويرايش مجدد و چاپ دوم رسيده اند، كتاب «آواشناسى فيزيكى زبان فارسى» نيز به قلم او نوشته شده ولى هنوز منتشر نشده است. فعاليت هاى پژوهشى و علمى و آموزشى دكتر ساسان سپنتا از طرف سازمان جهانى يونسكو، كنسرواتوار موسيقى شيان، دانشگاه درهام، دانشگاه اصفهان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مورد تقدير كتبى قرار گرفته است. او در كنگره بين المللى «باربد» كه به تاريخ ارديبهشت ۱۳۶۹ (آوريل - مه ۱۹۹۰ ميلادى) در شهر «دوشنبه» جمهورى تاجيكستان برگزار شد، به عنوان نخستين سخنران در مورد موسيقى ايرانى دوره ساسانى و مختصات موسيقايى باربد سخنرانى كرد. او از طرف هيأت برگزارى مراسم به عنوان رئيس جلسه كنگره انتخاب شده بود.
گذشته از فعاليت قلمى پربار، شهرت دكتر ساسان سپنتا بين اهل موسيقى، مربوط به بازيافت هاى صوتى او از روى لوله هاى فوتوگراف قديم است. همان طور كه گفته شد او از جوانى به گردآورى آثار موسيقى قديمى در اصفهان گرامافون (كه در آن زمان هيچ كس به فكر جمع آورى آنها نبود) و نيز به كارهاى فنى در زمينه فيزيك و آكوستيك علاقه مند بود و با تمهيدات صوتى مناسب، صفحات قديم را روى نوار ريل ضبط مى كرد و در اختيار اهل فن قرار مى داد. او خود مى نويسد: «... برخى ايام تعطيل به همراه زنده ياد روح الله خالقى، آن نوارها را مى شنيديم و مباحثه مى كرديم. گاه مواردى كه كم و كسر داشت براى او ضبط مى كردم و مواردى كه نداشتم از مجموعه خود در اختيارم مى گذاشت. در يكى از جلسات، روزى اظهار داشت: شما كه اين صفحه هاى سوزن خورده را به اين خوبى روى نوار آورده ايد آيا مى دانيد كه قبل از ورود صفحه به ايران يكى دو دستگاه قديمى ترى به نام فوتوگراف آورده بودند كه روى استوانه هاى آن، اصوات را ضبط مى كردند؟ گفتم: در ديوان عارف خوانده ام و...» زنده ياد خالقى، او را تشويق كرد كه نزد دوستعلى خان معيرى (معير الممالك) برود و استوانه هاى موروثى خانواده را از او بخواهد كه با كيفيت مناسب روى نوار ضبط شود. معير هشتاد ساله با اكراه موافقت كرد. زيرا تا آن زمان چند نفر براى تعمير و راه اندازى آن دستگاه اقدام كرده بودند و نتيجه اى گرفته نشده بود. سپنتا تصميم گرفت دستگاه ديگرى بسازد تا صداى حاصل از استوانه ها باز يافت شود. بعد از چند ماه تلاش و ساخت وسايل لازم كه شرح آن در كتاب تاريخ تحول ضبط موسيقى در ايران آمده است، محتوى چند لوله را روى نوار ضبط كرد و نزد معير الممالك برد. شاهزاده قاجار بعد از شنيدن صداى والدينش- پس از پنجاه سال- متأثر شد و گفت: «بيش از نيم قرن مى گذرد كه صداى مادرم را نشنيده بودم و فكر نمى كردم، ديگر هرگز موفق شوم، صداى مادرم را بشنوم» دوستعلى خان معير، دريادداشتى يادگارى كه به اسم يادگار براى سپنتا نوشته، چنين آورده: «... جوانى را ديدم زيبا و خوش اندام كه اصالت و نجابت از سر و رويش بارز بود. پس از تعارفات رسمى به صحبت نشسته الحق وضع تكلم و انسانيت ايشان مرا جذب و فريفته نمود. به هر حال مدتى به فوتوگراف به اصطلاح ور رفته و چند لوله بردند، پس از چندى تشريف آورده، لوله ها را روى نوار آورده بودند تا يك درجه كه بهتر از آن نمى شد درست شده بود... اميدوار به درگاه احديت هستم كه سال ها با خوشى زيست نمايند و به آنچه آرزو دارند برسند. يارب دعاى خسته دلان مستجاب باد. دوستعلى معير ۱۳۳۸». دكتر ساسان سپنتا مى افزايد: «آنچه از مجموعه لوله هاى فوتو گراف مذكور حاصل شد، از نخستين آثار بازمانده صوتى ضبط شده و بازيافت شده در ايران به شمار مى آيد كه از نظر بررسى هاى زبانشناسى زبان فارسى و تطور آن، صداى شخصيت هاى معروف ، آثار خطبا و گويندگان نامى، مطالعه در مراسم و اعياد سنتى ، سماع نغمه ها و رديف اصيل موسيقى ايرانى، سبك نوازندگى استادان موسيقى عصر ناصرالدين شاه، كه نغمات ساز آنها به جز وسيله استوانه فوتوگراف در هيچ وسيله ديگرى ضبط و پخش نشده، آن منابع مى تواند مفيد بوده و مورد استفاده واقع شود.» ايشان بعد از بازيافت اين آثار در چند مصاحبه راديويى، برخى از آنها را روى نوار ضبط كرد و با شرح و توصيف لازم براى استفاده عموم ارائه داد كه از راديو ايران به تاريخ ۱۱ خرداد ۱۳۵۱ پخش شد. در چهاردهم دى ماه ۱۳۵۱ يك فيلم ۱۶ ميليمترى تلويزيونى از كارگاه آ زمايشهاى علمى دكتر ساسان سپنتا در تلويزيون به نمايش درآمد. دكتر ساسان سپنتا اضافه مى كند: «از آن به بعد، خانواده هاى چندى با من تماس گرفتند و برخى از لوله هاى ضبط شده فوتوگراف را كه در اختيار داشتند براى بازيافت صدا در اختيار من قرار دادند. از آن جمله آقاى مصطفى فاتح چند لوله فوتوگراف آوردند كه روى نوار مغناطيسى منتقل كردم. در بين آن لوله ها قطعاتى از سيدرحيم خواننده معروف اصفهانى و نيز روضه حاج تاج نيشابورى واعظ معروف را كه صدايى گيرنده و سيمايى دلكش داشت، قطعاتى موجود بود.»
با همه اهتمامى كه دكتر ساسان سپنتا براى انتشار بخشى از صفحه هاى قديم (از جمله صفحات آواز سيد حسين طاهرزاده) داشته است، هنوز تمايلى بر انتشار اين تك سندهاى باارزش و تاريخى، از سوى ايشان مشاهده نشده است. شايد علت اصلى، بى رغبتى محيط فرهنگى و عدم توجه مسئولان است كه گويا به ارزش هاى موجود در اين اسناد يگانه، واقف نيستند و براى به نشر آوردن آنها، سرمايه لازم را صرف نمى كنند. در حالى كه نشر صحيح و شايسته اين آثار گرانبها با نظارت صاحب اصلى و كارشناس آنها بايد صورت بگيرد. همچنين، هنوز كتابى حاوى مجموعه مقالات ارزشمند ايشان در ۴۹ سال فعاليت مداوم و غير مداوم در زمينه موسيقى نويسى، منتشر نشده و وجود آن براى رشد فرهنگ موسيقى ايرانى الزامى است. حاصل زندگى پربار و پركار دكتر ساسان سپنتا، هنوز در اختيار اهل فن و فرهيختگان قرار نگرفته است. اگر چه در همين حد انتشار نيز بسيار مثمر ثمر و تأثير گذار بوده، در نگارش مقاله هاى دايرة المعارفى و تحقيقى مورد استفاده نويسندگان جوان قرار گرفته و همه اين ها، غير از شاگردانى است كه در سى و پنج سال تدريس ايشان در دانشگاه، از محضر درس او استفاده كرده اند. دكتر ساسان سپنتا در سال هاى اواخر دهه ،۱۳۸۰ به بازنشستگى از تدريس در دانشگاه مى رسد و براى مردان علم و انديشه، اين مرحله، آغاز پربارترين دوره زندگى علمى آنان است كه با خيالى آسوده و دور از دغدغه هاى كار و تدريس، به تدوين و ويرايش و نشر آثارشان مى پردازند و در واقع، حاصل عمر را به چشم خويش مى بينند و از ثمرات آن بهره مى گيرند.
3با همه تلاشى كه كرديم موفق به يافتن عكس تازه اى از
دكتر ساسان سپنتا نشديم . اين عكس را با تفحص بسيار در آرشيو هاى قديمى يافتيم ؛ گرچه نقش استاد در موسيقى ايران فراتر از يك تصوير ساده است .