وصال روحانى
ماندگارترين تصوير ورزشى سال ۲۰۰۶ ضربه سرى بود كه زيدان فرانسوى به ماته راتزى ايتاليايى زد و با آن سرنوشت جام جهانى فوتبال را عوض كرد
روژه فده رر در تنيس بى رقيب بود و تايگروودز هم در گلف درخشيد اما دوپينگ، دستاوردهاى برخى نامداران ديگر را زير سؤال برد
در اواسط وقت اضافى بودكه زين الدين زيدان مشهور به شكل پرشكوهى برخاست و ضربه سر فوق العاده اى را زد. تصور مى شد با همين ضربه فرانسه بازى فينال جام جهانى فوتبال ۲۰۰۶ را از ايتاليا خواهد برد و تساوى ۱-۱ به برترى ۱-۲ خروس ها تبديل خواهد شد، اما جان لوئيجى بوفون دروازه بان عالى آتزورى به هوا پريد و توپ را از زير تير افقى بيرون كشيد و نتيجه ۱-۱ باقى ماند و دقايقى بعد ايتاليا جام را در ضربات پنالتى برد و براى چهارمين بار صاحب جام جهانى شد.
منتها در حد فاصل دو واقعه اى كه گفتيم، يك اتفاق مهم ديگر روى داده بود كه سبب شد شكست فرانسوى ها رقم بخورد و آن، اخراج شدن زى زو به خاطر ضربه سرى بودكه به سينه ماركوماته راتزى مدافع بدكردار تيم ايتاليا وارد كرد.
او به چه مى انديشيد؟
هيچ كس نمى داند در فكر مردى كه مى دانست آخرين دقايق عمرش را در هيأت يك ورزشكار حرفه اى مى گذراند و به زودى زود بازنشسته مى شود، چه مى گذشت و او به چه مى انديشيد و فقط اين مسأله مشخص است كه پس از كلمات زشتى كه مدافع ملى پوش اينترميلان به زى زو گفت، وى عنان اختيار را از كف داد و كارى را انجام داد كه اينك يكى ازمهمترين و خبرسازترين وقايع و رويدادهاى ورزشى - اجتماعى سال شناخته مى شود.
يك نكته ديگر هم مشخص است. شايد زى زو مى دانست كه پس از مهار ضربه سرش توسط بوفون و گل نشدن آن فرصت عالى، آخرين شانس واقعى او براى فتح مجدد جام جهانى محو شده است و ديگر اعصاب آرامى نداشت. حرف تند ماته راتزى به او به يقين در شعله ور شدن آتش خشم زيدان سهم مهمى داشت، اما وى نيز درواپسين دقايق عمر بازيگرى اش حوصله لازم را نداشت و مى خواست همه چيز هر چه زودتر تمام شود. شكى نيست كه اگر او به خاطر ضربه زدن به ماته راتزى از داور كارت قرمز نمى گرفت، بخت هاى فرانسه براى غلبه بر ايتاليا در ضربات پنالتى بيشتر مى شد و توقع از قهرمان پخته اى مثل زى زو بيش از اينها بود، اما او رنج سال ها تلاش را بر دوش و گردن خسته خود حمل مى كرد و حوصله يك ستيز روانى جديد را در واپسين ثانيه هاى ايام بازيگرى اش نداشت. به اين خاطر او براى يك لحظه فراموش كرد كه اخراج شدنش چه ضربه گرانى را به تيم فرانسه وارد خواهد كرد و چگونه يارانش جنگ ضربات پنالتى را با حساب ۳-۵ به رقيب واگذار خواهند كرد و افسوسى ويژه تا پايان عمر به دل شان خواهد ماند.
آينه اى كامل
اوجگيرى دوباره زيدان در ايام برگزارى جام جهانى هجدهم، چيزى كه پس از نزول محسوس زيدان در ماه هاى قبل از آن هيچ كس انتظار آن را نداشت و سپس سقوط او به شرح و وصفى كه آورديم، نمونه و آينه اى كامل از وقايع سال رو به پايان ميلادى محسوب مى شود و اگر ۲۰۰۶ را سال پيروزى قهرمانان مخدوش، دست كم در عرصه فوتبال بناميم، حرفى به گزاف نگفته ايم.
نماد مشخص تر و روشن تر اين روند تيم ايتاليا بود كه جام را برد. اين تيم در شرايطى به آلمان آمد كه بدنامى ها و رسوايى هاى حاصل از كشف تبانى در ليگ اين كشور و بخصوص تيم يوونتوس، ايتاليا را تكان داده و موجب سقوط اين باشگاه تورينى به «سرى B» شده بود و بدتر اين كه يك بار ديگر تصويرى سرشار از تقلب و نيرنگ و ريا از همه ورزش ايتاليا درنزد جهانيان ترسيم شده بود.
ماجراهاى تبانى
با اين حال آتزورى طورى بازى كرد كه انگار اصرار دارد حقانيت خود را ثابت كند و جبران مافات نمايد و اين چنين بود كه حريفانش را يكى پس از ديگرى برد كه آخرين آنها فرانسه به وصف و شكلى بود كه گفتيم. ماجراى تبانى فقط به يووه ختم نمى شد و تيم هاى فيورنتينا، لاتزيو و رجينا را هم دربرمى گرفت و اگر آنها به دسته دوم برنگشتند، در عوض امتيازهايى از آنها در جدول مسابقه هاى «سرى A» كسر شد. وقتى فصل جارى ليگ هاى دسته اول و دوم ايتاليا راه اندازى شد، تيم هاى فوق در چنان شرايطى به ميدان آمدند اما عجبا كه تيم ملى اين كشور توانسته بود با همت مردانى مثل بوفون، گروسو، توتى، تونى، گتوسو و البته كاناوارو در صدر بايستد و حتى آلمان ميزبان جوان و احيا شده مسابقات را در نيمه نهايى شكست بدهد.
با اين حال سال۲۰۰۶ با برگزارى المپيك زمستانى شروع شد و ميزبانى را ايتاليا در شهر تورين بر عهده داشت ولى حاكم مسابقات دست كم در رشته بسيار مورد توجه اسكى آلپاين (كوهستانى) اتريش بود كه ۱۴ مدال برد. ميكائلا دورف مايستر اسكى باز مشهور اتريشى در آخرين المپيكى كه در آن شركت داشت، سرانجام به مدال طلا رسيد و اين كار را در مواد داون هيل (سرعت) و سوپرجاينت اسلالوم (سوپرجى) زنان صورت داد. بنجامين رايش ديگر اسكى باز مطرح اتريش در مارپيچ بزرگ مردان و همچنين در مارپيچ اول شد و در دومى، اتريشى ها سكو هاى دوم و سوم را نيز تسخير كردند. كتيل آندره آمود نروژى هم در ۳۵ سالگى و در حالى كه تازه بر عارضه شكستگى استخوان مچ پا و مصدوميت ليگامان زانو فائق آمده بود، رشته «سوپرجى» مردان را برد تا نخستين اسكى باز رشته آلپاين شود كه برنده ۴طلا شده است.
جنگ با دوپينگ
فقط نيم ساعت پس از به ثبت رسيدن اين توفيق براى «آمود»، يانيكا كاتليچ اسكى باز اهل كرواسى كه به نوبه خود در عمر ورزشى اش ۱۰ ، ۱۲ عمل جراحى زانو را پشت سر نهاده بود، چهارمين طلاى المپيكى خود را در رشته كومباين (تركيبى) برد تا كارى را در جمع زنان انجام بدهد كه دقايقى پيش تر آمود در قسمت مردان بدان نايل گشته بود. در مراسم افتتاحيه آن رقابت ها ژاك روگ رئيس بلژيكى كميته بين المللى المپيك (C.O.I) مدعى شد كه جنگ بر عليه دوپينگ ادامه خواهد يافت.
اما براساس وقايع ۲۰۰۶ پايانى بر اين ستيز متصور نيست، زيرا رويكرد به مواد نيروزا توقف ناپذير است و اين ماجرايى است كه هر روز به شكلى تازه سر برمى آورد. اين به واقع يك لعن و نفرين ماندگار است كه ورزش را در بر گرفته و در سال هاى كنونى يك بار ديگر برترين ورزشكاران جهان و معروف ترين ها را در دايره شمول خويش قرار داده است و چه كسانى مشهورتر از فلويدلنديس قهرمان آمريكايى مسابقات دوچرخه سوارى «دور فرانسه» و جاستين گاتلين قهرمان «دو»هاى ۱۰۰ و ۲۰۰ متر دنيا و هموطن لنديس؟ لنديس در حالى تور دوفرانس را برد كه تمامى ۷دوره قبلى اين رقابت ها را هموطن مشهور وى لنس آرمسترانگ فتح كرده بود، اما با فرض وجود دنيايى شك به ورزشكارى كه از مرز مرگ (به خطار ابتلا به سرطان) تا قهرمانى هاى مطلق و مكرر در مهم ترين مسابقه دوچرخه سوارى دنيا پيش رفته بود، هرگز مدركى قاطع در خصوص دوپينگ وى به دست نيامده بود و اگر هم به دست آمده بود، مربوط به گذشته بود و نمى شد آن را عطف به ماسبق كرد.
ضربه اى كلان
لنديس چنان زرنگى و رياكارى را نداشت و هر چه بود در دور هفدهم مسابقات «دور فرانسه» توانست به شكلى حيرت آور به پيروزى بزرگى برسد و عقب ماندگى كلان خود در مرحله قبلى را جبران كند و به صدر جدول بازگردد و تست گرفته شده از او در همان مرحله دستش را رو و مقدار عظيمى تستوسترون را در بدن وى هويدا كرد. اين چنين بود كه قهرمانى از وى گرفته و افسانه قهرمانان مخدوش در سال۲۰۰۶ كامل تر شد و عنوان نخست به «اسكار پرى يرو»ى اسپانيايى كه در اصل به رتبه دوم رسيده بود، اهدا گشت. با اين حال «تور» ۲۰۰۶ از همان روزهاى نخست خود ضربه اى مهلك خورده بود، زيرا به فاصله كمتر از ۳۰ساعت تا شروع رقابت ها اعلام شده بود كه ايوان باسوى ايتاليايى و يان اوله ريش آلمانى دو تا از مدعيان اصلى قهرمانى پايشان به يك ماجراى عظيم دوپينگ در اسپانيا بازشده و در نتيجه از حضور در اين مسابقات منع شدند.
لو رفتن و محروم شدن كاتلين دونده برتر مواد سرعت مردان در رقابت هاى جهانى ۲۰۰۵ سبب شد دوئل بزرگى كه ورزشدوستان مايل بودند بين او و آسافا پاول ركورددار جهان از كشور جاماييكا، در «دو»ى ۱۰۰متر ببينند، شكل نگيرد. ولى حقيقت آن بود كه حتى قبل از آن واقعه نيز دوسو و بخصوص گاتلين تمايلى به نبرد مستقيم با يكديگر بروز نمى دادند و چه بسيار مسابقات رودرروى آنان كه به خاطر اين مسأله لغو شد و سرنگرفت.
يك كابوس
گاتلين توانسته بود خردادماه در تورنمنت قطر با ركورد جهانى ۹/۷۷ ثانيه اى پاول در ۱۰۰متر برابرى كند، اما آن دستاورد به سبب دوپينگى بودن وى ناديده گرفته شد.
با اين حال از قدرت پاول همين بس كه در سال رو به پايان (ميلادى) دوبار ديگر ۱۰۰ متر را در ۹/۷۷ ثانيه دويد و مدال طلاى بازى هاى ورزشى كامن ولت (كشورهاى مشترك المنافع) را نيز برد تا نخستين مدال زرين خود در يك مسابقه كلاسيك را به دست بياورد.
با اين حال كابوس دوپينگ حتى كريكت را هم رها نكرد و خبر رسيد كه شعيب اختر و محمد عاصف كريكت بازان برجسته پاكستانى هم از ماده ممنوعه ناندرولون سودجسته اند و نه تنها محروم شده اند، تيم ملى كريكت كشور آنان نيز مسابقه خود با انگليس را ناتمام گذاشت و اسباب حيرت و نارضايتى شديد ورزشدوستان شد.
پيروزى قهرمان گريان
در گلف يك بارديگر تايگروودز حرف اول را زد اما اينجا هم فارغ از تراژدى نبوديم. پدر اين گلف باز سياهپوست و ۳۲ ساله آمريكايى پس از سال ها مبارزه بى نتيجه با بيمارى مهلك سرطان سرانجام درماه مه (ارديبهشت) امسال درگذشت و او از فرط ناراحتى در گرنداسلم گلف اوپن آمريكا در ماه خرداد اوت شد.
اما وى اندك زمانى بعد با عزم راسخ و تكنيك كلانش و مهم تر از همه با قوه تمركز بركارها، گرنداسلم گلف اوپن بريتانيا را برد. با اين حال فشار روحى اين حضور و پيروزى آن قدر دشوار و زياد بود كه وودز پس از قطعى كردن پيروزى اش زير گريه زد و نتوانست به هيچ شكل احساساتش را كنترل كند. هرچه بود او در پايان ۴ روز مبارزه سخت در انگليس به اندازه ۲ ضربه از نزديكترين حريفش كريس دى ماركو پيش افتاد و كار را تمام كرد.
اين پايان كار وودز نبود و او اواخر مردادماه يك گرند اسلم ديگر (تورنمنت A.G.P) را نيز برد و اين دوازدهمين تورنمنت بزرگ و از سرى پيكارهاى چهارگانه بود كه فتح مى كرد و وى را به ركورد ۱۸ قهرمانى جك نيكلاس معروف در اين سرى رقابت ها نزديك تر ساخت.
تنيسور فوق العاده
روژه فده رر تنيسور برجسته سوئيسى هم با فتح ۳ گرند اسلم از ۴ گرنداسلم امسال، جاى بحثى را در مورد سلطه اش بر اين ورزش باقى نگذاشت و خيلى ها معتقدند او سزاوار عنوان مرداول ورزش جهان در سال رو به پايان نيز بوده است. فتح گرنداسلم هاى اوپن استراليا، ويمبلدون و يو.اس.اوپن اين تنيسور ۲۶ ساله متولد شهر باسل سوئيس را دوباره از حريف ۲۰ ساله و چپ دست اسپانيايى اش رافائل نادال پيش انداخت. او حتى به فينال اوپن فرانسه هم رسيد و فقط در اين مرحله تسليم نادال شد كه تخصص اش در زمين هاى خاكى (Clay) است. فده رر حالا برنده هر ۴ دوره آخر ويمبلدون و هر ۳ دوره واپسين يو.اس.اوپن بوده و ۹ تورنمنت گرنداسلم را درعمرش برده و به ركورددار تاريخ (پيت سمپراس آمريكايى با ۱۴ مورد قهرمانى) نزديك تر شده است. فده رر به واقع در ۱۷ تورنمنتى كه شركت كرد، در ۱۶ مورد به فينال رسيد و فقط به دو نفر باخت كه نادال و اندى موراى بريتانيايى بودند.
بازنشسته هاى بزرگ
اگر حكومت فده رر در تنيس مردان مطلقه بود، فرناندو آلونسوى اسپانيايى رنج زيادى برد تا دومين قهرمانى متوالى اش را در رقابت هاى گراندپرى اتومبيلرانى به دست بياورد، زيرا ميشاييل شوماخر آلمانى در آخرين سال قبل از بازنشستگى اش و در ۳۷ سالگى خود نيز سخت به پاى او پيچيد و وى را تا تورنمنت پايانى راحت نگذاشت.
شوماخر و ايان تورپ را بايد بزرگترين بازنشسته هاى جهان ورزش در سال رو به پايان دانست، با اين تفاوت كه شومى در ۳۷ سالگى و با خستگى رفت، حال آن كه تورپ غول شناى استراليا ۲۴ سال بيشتر ندارد و فقط انگيزه ادامه كار را در خود نمى بيند. همه آنها مى توانند از فابيو كاناوارو ياد بگيرند كه در ۳۴ سالگى به قدرى در قلب دفاعى تيم ملى ايتاليا خوب كار كرد كه عنوان مرد سال فوتبال اروپا و جهان را به دست آورد و يا ايوندر هالى فيلدبوكسور آمريكايى را مبنا بگذارند كه پس از چندسال كم فروغى، حريف خود جره مى بيتس را با قاطعيت برد و يك بارديگر و اين مرتبه در ۴۴سالگى به سوى عنوان قهرمانى دسته سنگين وزن كورس برداشت.