چهارشنبه ۶ دى ۱۳۸۵ - ۶ ذيحجه ۱۴۲۷
Wed, Dec 27, 2006
رودررو
۳۵۳۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
قرآن
مهرگان
محيط زيست
ماجرا
رودررو
سلامت
با حضور مشاوران رسانه اى و مطبوعاتى
رئيس جمهور بررسى شد
تعامل
دولت و رسانه ها
• جوانفكر : در دوران بعد ازانقلاب ما هيچ دولتى را نداشته ايم كه مثل دولت نهم اين حد محبوب وموردعلاقه مردم باشد ومتأسفانه تا اين حد مورد تهاجم
رسانه هاى مكتوب قرارگيرد
• قوچانى : از دولت خواهش دارم كه به طور مشخص يارانه ها را قطع كند آن روزنامه اى كه ۵ هزار تا تيراژ دارد و با درآمد ناشى از محل آگهى هاى ثبت منتشر مى شود تعطيل شود بهتر است
• ابطحى: رسانه بايد اشكالات و مشكلات را به گونه اى منعكس كند كه برآيندش اين نباشد كه با دولت دعوا دارد، حتى اگر گرايش سياسى آن با دولت هاى مختلف تفاوت داشته باشد
269436.jpg
گروه سياسى: سيد احمد نجفى ـ در فاصله يك هفته از بازديد ۹ساعته رئيس جمهورى از صدا و سيما ياران رسانه اى دكتر احمدى نژاد با حضور در برنامه زنده راديو گفت وگو به تبادل نظر با كارشناسان درباره چگونگى تعامل دولت و رسانه ها پرداختند. در اين برنامه ۱‎/۵ساعته مهدى كلهر، مشاور اطلاع رسانى و رسانه رئيس جمهورى و نماينده دكتر احمدى نژاد در شوراى نظارت بر صدا و سيما، على اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتى رئيس جمهورى و دكتر عطاءالله ابطحى، استاد دانشگاه و متخصص ارتباطات و رسانه حضور داشتند كه محمد قوچانى، روزنامه نگار نيز اواسط برنامه با حضور در استوديو ديدگاه هاى خود را در اين ارتباط مطرح كرد. گزارش فشرده اى از اين مباحثه خواندنى را در پيش رو داريد.

سؤال روشن است: تعامل دولت و رسانه چيست و اين رابطه را چه كسى تعريف مى كند؟ آيا مقيد به قانون اساسى و يا قوانين موضوعه است يا اينكه مى توان در هر مقطع تاريخى آن را هرگونه كه دوست داشتيم تعريف كرد .
كلهر: اجازه بدهيد اشاره اى به وضعيت صدا و سيما در قبل از انقلاب كه راديو و تلويزيون ملى بود و آن زمان تنها وسيله ارتباط جمعى به شمار مى رفت داشته باشم. زمانى كه انقلاب پيروز شد، صدا و سيما بخشى از وزارت اطلاعات و جهانگردى بود و از شبكه هاى سيما تنها شبكه اى كه راه اندازى شده بود همين شبكه يك بود. علت اينكه بسيارى از نگاه هاى انقلاب اسلامى با موجودى آن زمان صدا و سيما متفاوت بود، در پخش برنامه ها يك علامت سؤال و يك نياز جديد مطرح مى شد، اعم از موسيقى، فيلم سينمايى و... با توجه به اينكه من جزو نخستين كسانى كه آن زمان به لحاظ سوابق و تحصيلات وارد صدا و سيما شدند، بودم، در حالى كه به لحاظ سازمانى من مشاور وزير آموزش و پرورش دولت موقت بودم ولى كار رسانه را تيمى انجام مى داديم. دوستانى بودند كه در وزارت فرهنگ و آموزش عالى و دوستانى هم در صدا و سيما دست به دست هم مى داديم تا اين نيازها را برطرف كنيم. در سال۵۸ با توجه به ضرورت داشتن تلويزيون ۲ كه هنوز هم به لحاظ املاك جزو وزارت
آموزش و پرورش است يك طرح خلاصه اى خدمت حضرت امام (ره) تقديم شد و ايشان هم بلافاصله تصويب كردند و راه اندازى شد كه حداقل ۲ گروه سليقه را بتواند در جامعه پاسخگو باشد.
يعنى آن زمان باز تعريفى در فعاليت هاى صدا و سيما در حال شكل گرفتن بود؟
كلهر: بله. در حوزه راديو هم چندسالى بود كه ۲۴ساعت شده بود. به نظر من اين ورود به عصر اطلاعات در كشور ما مسأله مهمى است كه بايد به آن توجه شود و ما به ازاى آن راديو و تلويزيونى است كه بايد ببينيم چگونه مى تواند پاسخگو باشد.
انقلاب اسلامى به خوبى نشان داد كه راديو و تلويزيون وظيفه اش بزرگتر از آن است كه بخشى از يك وزارتخانه باشد و از همان سال هاى اول پس از پيروزى انقلاب، اين ضرورت را تمام گردانندگان صدا و سيما احساس مى كردند كه صدا و سيما به خاطر پيام گسترده و عميق انقلاب اسلامى بايد خود را آن قدر ارتقا دهد كه زير نظر مقام معظم رهبرى واقع شود. در حالى كه در قانون چنين چيزى نبود و آن موقع قانون مى گفت فيلم هايى كه تلويزيون براى نمايش تهيه مى كند بايد مجوز آن را از وزارت فرهنگ و هنر بگيرد و آن زمان ديديم كه ديگر صدا و سيما نمى تواند زير فصل چند وزارتخانه دولتى و سازمان و نهاد و امثال اينها باشد. البته تحقق اين موضوع تا زمان شكل گيرى قانون اساسى طول كشيد و براساس اصلاحات بعدى اين قانون، اين سازمان زير نظر شوراى نظارتى فعاليت كرد كه از هر قوه، دونماينده در آن حضور دارند و نظارتى در همه حوزه هاست. اگرچه اين نظارت اكنون انجام نمى شود چون اين شورا با محدوديت پرسنل روبه رو است.
يعنى ضرورت تحقق اين نظارت وجود دارد؟
كلهر: قوانين اساسى مثل اعتبار مى ماند كه در مجلس خرد مى شود تا به اصطلاح قابل استفاده كردن در بازار باشد.
آنچه اكنون مى فهميم صدا و سيما زير نظر مدير اين سازمان كه توسط مقام معظم رهبرى انتخاب شده و تفويضى كه اخيراً ايشان به شوراى نظارت بر صدا و سيما داشته اند فعاليت مى كند. اين را تأييد مى كنيد؟
كلهر: تعريف مقام معظم رهبرى اين بود كه شوراى نظارت، حكم مجلس شوراى اسلامى را دارد و صدا و سيما حكم دولت را و ايشان گفتند روزى كه شوراى نظارت بتواند قوانين خود را كه بايد خيلى گسترد ه تر از اين چند بندى كه در قانون اساسى است باشد را به مجلس يا يك نهاد قانونگذار ببرد و تبديل به يك كتاب قانون شود . بر اين اساس رابطه كاملاً روشن است و البته براساس تجربه تاريخى، شوراى نظارت بهترين رابطه را با سازمان صدا و سيما و مديريت آن دارد. اين موضوع آنقدر شفاف است كه اصلاً قابل قياس با گذشته نيست.
آيا اشاره شما به اين سير تاريخى به اين دليل است كه ما هنوز وضعيت مستقرى پيدا نكرده ايم و يا اين كه معتقديد عوارضى كه به آن دچار هستيم به دلايل اينچنينى است و نيز سيرى كه گذرانده ايم؟
كلهر: من چند مسأله را مدنظر داشتم: در مسير استقرار هستيم، در مسير تفسير درست قانون اساسى و نيازهاى عصر و زمان و براساس رشد انقلاب اسلامى حركت مى كنيم . مى خواستم اين را عرض كنم كه اگر در قديم راديو و تلويزيون دولتى بود، امروز راديو و تلويزيون نظام است و اين موضوع ضرورتش از همان روزهاى اول پس از پيروزى انقلاب احساس شد. اما به اين معنا نيست كه از دولت جداست. چون دولت ما به طور جداگانه براى خودش صدا و سيما ندارد؛ اگر قرار بود كه صدا و سيماى ما با دولت كارى نداشته باشد قاعده اش اين بود كه دولت اجازه داشته باشد صدا و سيماى مختص خود را داشته باشد. در حوزه مطبوعات و رسانه مى توانيم اين كار را بكنيم كه دولت خبرگزارى و روزنامه داشته باشد. ولى در مورد صدا و سيما چنين چيزى نيست يعنى دولت به عنوان بدنه اجرايى نظام ديده شده كه اين صدا و سيما قطعاً بايد به اهداف نظام كه بخشى اش قوه مجريه است، بپردازد.
شما فكر مى كنيد آنتن و شبكه مستقل جداگانه براى دولت ضرورت دارد؟
كلهر: خير. ما فكر مى كنيم همانگونه كه آقاى ضرغامى گفتند اين رسانه در اختيار دولت است چرا كه قسمت اجرايى نظام با دولت است.
آقاى ابطحى شما چه توضيحى در اين باره داريد؟
ابطحى: رسانه بايد اشكالات و مشكلات را به گونه اى منعكس كند كه برآيندش اين نباشد كه با دولت دعوا دارد، حتى اگر گرايش سياسى آن با دولت هاى مختلف تفاوت داشته باشد. لذا مهم نيست كه كدام دولت باشد بلكه موجوديتى با نام ايران اسلامى داريم كه بايد از آن صيانت شود. بنابراين رسانه نبايد به سمت مباحثى برود كه برآيند آنها باعث شود مخاطب احساس كند در كشورى زندگى مى كند كه اين همه خرابى و مشكل دارد با وجود اين كه رسانه بايد مشكلات و اشكالات را منعكس كند.
يعنى شما فقط به نقادى محدود مى شويد؟
ابطحى: نه نقادى صرف. نكته مهم تر اين است كه ما بايد به همدلى و هم انديشى برسيم و رسانه نوعى تعامل ميان دستگاه ها و صاحبان فكر و انديشه ايجاد كند كه متأسفانه هم اكنون اين تعامل در رسانه هاى ما وجود ندارد فرض كنيد در بسيارى كشورها بسيارى از خبرها ساخته مى شود براى رساندن پيامى به دولتمردان . ما در اين زمينه خيلى عقبيم و وقتى مشكلاتى نظير خرابى شبكه تلفن همراه و گرانى رخ مى دهد به خاطر آن مشكلات به سراغ يك دستگاه مى رويم در حالى كه بايد اين تعامل را به وجود بياوريم كه مجموعه دولت روزنامه ها را ورق بزنند و برنامه هاى صدا و سيما را نگاه كنند تا ايده هاى تازه بگيرند و انرژى مضاعفى براى كار خود به دست آورند، با وجود همه مشكلاتى كه وجود دارد.
يعنى درباره وجود اين حس احساس خلأ مى كنيد؟
ابطحى: فكر مى كنم در اين زمينه مشكل اساسى و تاريخى داشته باشيم.
و اما آقاى جوانفكر، انتظار شما از رسانه ها چيست؟
جوانفكر: رسانه هاى ما در وضعيت امروز دچار آسيب هايى هستند كه اين آسيب ها را خود رسانه ها در درجه اول بايد شناسايى كنند و نسبت به رفع آن ها اقدام كنند. در نشست هايى كه با مطبوعات كشور داشته ام، اين نكته را تذكر داده ام كه خوب است نشستى وجود داشته باشد كه اين آسيب شناسى با زاويه ديد كارشناسى دنبال شود و نسبت به برطرف كردن آنها گامهاى بلندى برداشته شود و دولت هم قطعاً در مسير از بين بردن آسيب ها از رسانه ها حمايت مى كند. همانطور كه معتقديم احزاب دركشور ما به شكل علمى به وجود نيامده اند، متأسفانه اين مسأله درباره احزاب ما صدق مى كند.
اگر فراز و فرودهاى رسانه ها را بعد از انقلاب بررسى كنيد مشخص مى شود كه هرگاه رسانه هايى با اهداف كسب قدرت شكل گرفتند، اين رسانه ها به سرعت ناپديد شدند و هيچ وقت در كشور ما ريشه دار نبودند. توقع ما اين است كه رسانه ها نقش اساسى و كليدى خود را فداى اهداف و اغراض سياسى مقطعى نكنند و آن اهداف اساسى هم چيزى جز اطلاع رسانى و انتقال پيام نيست.
همانگونه كه ويژگى امين بودن پيامبر گرامى
اسلام (ص) براى انتقال پيام ويژگى بسيار مهمى بود، بخش مهم كار رسانه اين است كه اعتماد مردم را جلب كند، امين آنها باشد و بى طرف درانتقال اخبار و اطلاعات عمل كند. تصور مى كنم يكى از آسيب هاى رسانه ها به دليل وابستگى هاى گروهى و حزبى رخ مى دهد كه بسيارى از اينها به آن مبتلا هستند.
درباره صدا و سيما هم اين موضوع صدق مى كند؟
جوانفكر: خير. من رسانه ملى را در اين بحث وارد نمى كنم.
آنچه مد نظر شماست آيا در ساخت فعلى سياسى جامعه شكل مى گيرد؟
جوانفكر: به همين خاطر بود كه عرض كردم دولت و رسانه ها بايد در كنار هم قرار بگيرند. ما معتقديم رسانه ها و دولت اعضاى يك خانواده اند، به اين معنا كه اهداف مشخص و روشنى را به طور مشترك دنبال مى كنند و آن آرزوها و آرمان هاى مردم و اهداف ملى است.
ولى احزاب اين رؤياها را به شكلى متفاوت تعريف مى كنند.
جوانفكر: بالاخره به دنبال هدف مشخصى هستيم اما از طريق مسيرهاى متفاوت بنابراين در اينجا اعضاى يك خانواده محسوب مى شوند و از اين رو بايد در كنار هم قرار بگيريم و كمك كنيم كه به هدف برسيم.
از طرفى اين موضوع كه شما اشاره كرديد يك واقعيت است تا زمانى كه رويكردهاى رسانه اى ما مبتنى بر خروج قدرت از دست يكى و سپردن آن به ديگرى باشد ما از اهداف اصلى فاصله مى گيريم و در واقع خود را از عضويت در يك خانواده محروم مى كنيم و اين اشتباهى است كه هم اكنون برخى روزنامه هاى كشور مرتكب مى شوند.
تصور مى كنم اگر آسيب هايى كه متوجه رسانه هاست در يك همايش علمى بررسى شود و براى برطرف كردن آنها گامهايى برداشته شود ما مى توانيم رسانه هايى با كاركردهاى اصلى داشته باشيم كه آنها بتوانند نقش خود را در جامعه به خوبى ايفا كنند.
مجموعه مباحث مطرح شده به سه محور در حوزه تعامل رسانه و دولت اشاره مى كند: انتقال خبر واطلاعات، نقد و ايده پردازى ها . آقاى قوچانى، شما چگونه اين تعامل را تعريف مى كنيد؟
قوچانى: اگر بخواهيم بحث را وارد مرحله تازه اى كنيم بايد در مفهوم رسانه ملى كه در سال هاى اخير باب شده است، مقدارى تأمل كنيم. مى خواهم صحبت هايم را با اشاره اى به گفته آقاى احمدى نژاد در سفر به آمريكا شروع كنم كه ايشان گفته بودند دولت ايران وضعيتش به گونه اى است كه حتى روزنامه رسمى دولت توقيف شده است و دولت كارى را براى بازگشايى اين روزنامه نمى تواند انجام دهد و يا حداقل تلاشى كه بتواند انجام دهد در چارچوب همين مجارى است. با توجه به اين فرمايش جناب رئيس جمهورى اين پرسش را مطرح مى كنم كه آيا دولت فقط يك رسانه در كشور دارد؟ آيا روزنامه ايران كه ما از انتشار مجدد آن خيلى خوشحال هستيم تنها روزنامه اى است كه متعلق به مجموعه دولت است؟
269451.jpg
فكر مى كنم مفاهيم در ايران آشفتگى دارد. در بحث هاى سياسى وقتى كه ما از دولت صحبت مى كنيم معمولاً سعى مى كنند دولت و حاكميت را از همديگر تفكيك كنند. متأسفانه اين اتفاق زياد رخ نمى دهد و حرف آقاى احمدى نژاد به يك تعبيرى درست است. رسانه اى كه رسماً متعلق به قوه مجرى جمهورى اسلامى ايران است روزنامه ايران است اما به نظر مى رسد همه رسانه ها از جمله صدا و سيما، بيش از آنكه به مفهوم ملى نزديك باشد، رسانه اى دولتى هستند. با تلاش هايى كه در سالهاى اخير بخصوص در دوره آقاى ضرغامى در صدا و سيما دنبال شده، فضا را به سمتى برده كه به جاى اينكه بنده از يك راديوى خارجى با مخاطب خودم صحبت كنم يا اينكه مثلاً سكوت كنم مى توانم از رسانه صدا و سيما سخن بگويم، اما نمى دانم اين اتفاق چند بار تكرار خواهد شد و افرادى نظير من فكر مى كنند كه در بخش هاى مختلف خبرى كه در سالهاى گذشته راه اندازى شده به نوعى گاهى صداى ديگر شنيده مى شود. اما به نظرم گاهى منقطع و بريده است.
در حال حاضر به نقد راديو تلويزيون مى پردازيد يا به بحث تعامل دولت و رسانه؟
قوچانى : آسيب شناسى رسانه و دولت را از همين زاويه و ديد مى بينم. رسانه هايى كه در كشورهاى ديگر وجود دارند اول در حوزه اى غير از حوزه دولت شكل گرفتند يعنى مثلاً روزنامه اى در انگستان توسط سرمايه دارى منتشر مى شده و كالاى خودش را در آن تبليغ مى كرده و بعدها به آن گفتند كه دو تا خبر هم در كنار آن تبليغات چاپ كنيد. در ايران اين قضيه كاملاً برعكس است و اصلاً تقصير را متوجه دولت فعلى نمى دانم و قصد دارم بحث تاريخى در اين زمينه داشته باشم. در تاريخ مطبوعات ايران دو نوع نشريات را داشتيم، نخست نشرياتى كه به معناى كامل كلمه دولتى بودند و ديگر روزنامه هايى كه ضد دولت و مخالف آن بودند. اين وضعيت دوگانه در سال هاى بعد به صدا و سيما و رسانه هاى ديدارى و شنيدارى تسرى پيدا كرد و دولت رسانه ها را به قبضه خودش درآورد كه نقطه ضعف دولت هم اينجاست.
روزنامه هاى ايران و همشهرى در دولت ها و سيستم هايى به وجود آمده كه قاعدتاً من نبايد خيلى منتقد آنها باشم. مى بينيد كه اراده اين است رسانه دولتى به وجود آيد. دوباره روزنامه جام جم از يك جناح ديگر در همين سيستم شكل مى گيرد. پنج روزنامه كه پرتيراژترين روزنامه هاى كشور ما هم هستند به نوعى به حاكميت وابسته اند، اجزاى حاكميت كه حتماً وظيفه آن را دارند كه رعايت حال دولت را بكنند. نمى شود كه در يك نظام سياسى شهردارى عليه دولت اقدام كند ولو شهردارى فردا به دست يك جناح ديگر بيفتد و ناخودآگاه يك وضعيتى را به وجود مى آورد كه يك انحصار رسانه اى شكل مى گيرد.
در اين وضعيت همه چيز مثل هم بيان مى شود و همه اخبار مانند هم تنظيم مى شود. اگر آزادانديشى هم باشد كه هست و من وجود آن را نفى نمى كنم، آن آزادانديشى مال مديران آنجاست كه معتقدند حالا كس ديگرى هم بيايد و كنار ما بنشيند و از اين منبع استفاده كند.
به هر حال اداره آن رسانه با بخشى از حاكميت است كه بايد مناسباتش را با دولت رعايت كند. در مورد صدا و سيما اين موضوع به طريق اولى اتفاق مى افتد. صدا و سيما به لحاظ هزينه هاى زيادى كه دارد به نوعى از دولت ارتزاق مى كند. در اكثر كشورهاى اروپايى و حتى در انگلستان، بى.بى.سى جزوى از دستگاه دولت محسوب مى شود. اگرچه در كشورهايى مثل آمريكا رسانه هاى نيمه خصوصى و شايد به لحاظ مالى مستقل تر از دولت وجودداشته باشد ولى به نظر مى رسد كه سيطره بر نهاد رسانه ديدارى و شنيدارى در انحصار دولت و شبه دولت هاست ولى سعى مى شود رسانه، نقش خود را به عنوان رسانه ملى تعريف كند، فرايندى كه فكر مى كنم مى خواهد در صدا و سيما اتفاق بيفتد و همين راديو گفت وگو نمونه اش است اما هنوز در اول راه است.
درمورد صحبت هاى آقايان كلهر و جوانفكر كه اشاره كردند ما نمى خواهيم بگوييم دولت بايد يك شبكه اختصاصى خودش داشته باشد زاويه ديد خوبى است اما سؤال اينجاست كه حجم حضور تبليغاتى دولت هايمان در تلويزيون چقدر است؟ و همچنين آيا اخبار مربوط به دولت بايد همواره درصدر اخبار تلويزيون قرارگيرد؟
جوانفكر: اجازه دهيد به اين نكته اشاره كنم كه كشور ما در قياس با بسيارى از كشورهاى دنيا در وضعيت بسيار پيشرفته اى است. اگر ما وضعيت خودمان را حتى با آن گروه از كشورها كه معتقدند حد بالايى از آزادى را دارند مقايسه كنيم مى بينيم كه وضعيت كشور ما كاملاً استثنايى است. ما در كشورى زندگى مى كنيم كه طيفى از نمايندگان در مجلس تحصن كردند و پشت سر خود هم پلاكاردى به زبان انگليسى براى آن طرف آبها زدند و عليه اركانى از نظام موضع گرفتند. مى خواهم بگويم كه چنين ظرفيتى از آزادى در كشور ما وجوددارد كه در دنيا بى نظير است.
وقتى ما در عرصه هاى سياسى مى بينيم چنين ظرفيتى وجوددارد مطمئن باشيد در عرصه مطبوعات هم اين آزادى وجوددارد كه يك سرى از رسانه ها وجودداشته باشند كه از دولت ارتزاق كنند ولى اصلاً با دولت همصدا و همدل نباشند. الآن عموم بودجه مطبوعات از دولت تأمين مى شود.
كلهر: دقيقاً همينطور است يعنى كاغذ، فيلم و زينك را دولت تأمين مى كند و ۹۲ درصد تبليغاتى كه مطبوعات با آن ارتزاق مى كند از طريق شركت هاى دولتى است و زمانى كه اين تبليغات يك مقدار كم شد، واقعاً يك سرى از مطبوعات جابه جا شدند و نگرانى خيلى جدى در دولت آقاى احمدى نژاد به وجودآمد و گفتيم كه اصلاً اين دو را با هم بحث نكنيم يعنى با رويكرد مطبوعه كه با دولت همراه نيست كارى نداشته باشيم و بگذاريم شمارزيادى از روزنامه نگاران زندگى خود را بكنند. مايلم درباره نگاه رسانه اى در نظام جمهورى اسلامى بحث هاى ديگرى هم داشته باشيم. اما اينكه چون دولت پول مى دهد و حتماً خروجى رسانه دولتى است را قبول ندارم.
جوانفكر: ما روزنامه هايى را داريم كه با ۵هزار تيراژ منتشر مى شود و جالب اينجاست كه مصرف كننده اصلى اش هم خود دولت است. درهمين حال ما روزنامه هايى را داريم كه به بحث مخالفت با دولت نهم اصالت مى دهند و با هر تصميم دولت مخالفت مى كنند.
در حالى كه همين تعداد از رسانه ها با دولت گذشته چنين رفتارى را نداشتند و آن را نقد نمى كردند.
يعنى رسانه هاى ديگرى نبودند كه با آن دولت، رفتار مشابهى داشته باشند؟
جوانفكر: اين گونه تعامل نمى كردند و واقعاً در دوران بعد از انقلاب ما هيچ دولتى را نداشته ايم كه مثل دولت نهم اين حد محبوب و موردعلاقه مردم باشد و متأسفانه تا اين حد مورد تهاجم رسانه هاى مكتوب قرارگيرد.
ولى دولت قبل هم چنين ادعايى را داشت.
جوانفكر: ولى واقعاً اين گونه نبود. آمار وزارت ارشاد نشان مى دهد كه ۵۲ درصد رسانه هاى ما درحال حاضر عليه دولت فعاليت مى كنند.
وقتى من خودم كارمى كنم و ديگران مرا نقد مى كنند خيلى سخت است و اندازه تأثيرش بسيار متفاوت از زمانى است كه كسى آقاى قوچانى و يا آقاى ابطحى را نقد مى كند. اندازه، آمارها و كيفيت نقد متفاوت است.
كلهر: دكتر احمدى نژاد به غلط معروف شده به فردى كه انتقادپذير نيست. من همان اوايل فعاليت دولت مصاحبه اى كردم كه شايد بيشتر برد خارجى داشت و گفتم ايشان را خيلى مى پسندم چون در زمان شهرداريش جشنواره انتقاد گذاشت و به انتقادهايى كه از وى شده بود جايزه مى داد. بعد از رأى آوردن ايشان و حتى قبل از مراسم تحليف ، من مشخصاً درباره ارتباط با رسانه ها با ايشان صحبت كردم. دكتر احمدى نژاد به صورت خيلى  شفاف گفتند كه به هيچ وجه نمى خواهم تعامل ام با رسانه ها به معناى تأييد و ستايش كارهايم باشد و بلكه از اين نقدها كه بسيارى از آنها مى تواند ناروا باشد مى خواهم براى اصلاح و تصحيح راه و روش خودم بهره بگيرم.
به خاطر دارم كه آقايان احمدى نژاد، خاتمى و هاشمى هر سه اين ادعا را داشته اند كه در تاريخ ايران، تا اين اندازه دولتى موردنقد نبوده است. من فكر مى كنم دولت بعدى هم چنين ادعايى خواهدداشت.
جوانفكر: البته ما چنين ادعايى را نداريم و ما مى گوييم كه اى كاش نقد وجودداشت.
من مى خواهم بگويم كه در اين دولت ها، هيچ يك از آقايان تاب تحمل و پذيرش نقد را آنچنان كه ادعا مى كنند نداشتند.
جوانفكر: اين طور نيست. ما كه به نمايندگى از دولت نهم خدمت شما هستيم. اعلام مى كنيم كه در مقابل خودمان نقد نمى بينيم و آنچه هست توهين، تخريب و اهانت است و اين بى نظير است كه رئيس جمهورى را كه منتخب مردم است در رسانه ها موردانواع اهانت ها قرارمى دهند. درحالى كه نقد چارچوبى و تعريفى دارد كه بايد در جايش به آن بپردازيم. درمورد نكته اى هم كه آقاى قوچانى درباره حضور دولت در راديو و تلويزيون مطرح كردند هم بايد توجه داشت كه دولت نهم يك دولت پركار و بسيار پرتلاش است، سفرهاى استانى دارد، ارتباطاتش با مردم بسيار تنگاتنگ و نزديك است. دولت در هر هفته دو جلسه كارى دارد و در سفرهاى استانى هم جلسه كارى دارد، بنابراين دولت با چنين ظرفيتى كه خودش مولد خبر است، طبيعى است كه اخبارش در رسانه ها ازجمله رسانه ملى پخش شود و موردتوجه قرار  گيرد.
نكته اى كه آقاى قوچانى مطرح كردند درباره خبر نبود، بلكه حجم كار تبليغاتى بود.
قوچانى: بايد اين نكته را عرض كنم كه بنده به نمايندگى از هيچ دولتى دراين برنامه حضور نيافته ام. نقدى كه من دارم نقدى به همه دولت ها در ايران است و آن نقد را مى توانم به دولت آقاى هاشمى و آقاى خاتمى و دولتهاى گذشته هم وارد كنم. چون اين بحث به طور جدى تر در ۱۶ سال گذشته در رسانه ها مطرح شده است. خب به طور مشخص مى شود درباره سه رئيس دولت صحبت كرد. ساختار رسانه در ايران، ساختار دولتى حكومتى بوده است و اين موضوع محدود به جمهورى اسلامى نيست. اتفاقاً اگر روند كنونى صدا و سيما پى گرفته شود و توسعه يابد ممكن است اتفاقى دراين حوزه بيفتد.
جوانفكر: پس شما مى فرماييد كه همه رسانه هاى ما ساختار حكومتى دارد. واقعاً اين طور نيست و برخى رسانه هايى كه در داخل كشور ما شكل گرفته اند به واسطه رانت هايى است كه در پشت پرده وجودداشته است.
قوچانى: اجازه دهيد اين نكته را به عنوان يك روزنامه نويس و نه ناشر روزنامه مطرح كنم از دولت خواهش دارم كه به طور مشخص يارانه ها را قطع كند، اصلاً نمى خواهيم دولت روزنامه ما را بخرد. خيلى روشن وصريح خدمتتان عرض مى كنم كه آن روزنامه اى كه
۵ هزار تا تيراژ دارد و با درآمد ناشى از محل آگهى هاى ثبت اسناد منتشر مى شود، آن روزنامه تعطيل شود بهتر است. چرا كه روزنامه بايد روى پاى خودش بايستد.
البته يك خواهش ديگر هم دارم و آن اين كه روزنامه هاى دولتى با قيمت ۵۰ تومان و در تعداد صفحات زياد و تيراژ بالا و توزيع گسترده اصلاً نباشند. اين نقد من به دولت فعلى نيست، بلكه به دولت آقاى هاشمى انتقاد مى كنم كه روزنامه همشهرى دراين دوره با سرمايه گذارى بزرگ دولت به وجود آمده و قيمت واقعى آن بايد در ايران ۲۵۰ تومان باشد. اما ۵۰ تومان به فروش مى رسد؛ بنابراين رقابت روزنامه ها، رقابتى برابر نيست.
اين مردم هستند كه بايد روزنامه ها را بخرند و اگر آنها نخريدند روزنامه بايد تعطيل شود. آگهى روزنامه را هم نبايد دولت بدهد...
269439.jpg
جوانفكر: روزنامه همشهرى ربطى به دولت ندارد و يكى از مهمترين منتقدان دولت همين روزنامه است.
قوچانى: ما با پديده اى مواجه هستيم به نام حوزه نهادهاى عمومى غيردولتى كه از امكانات عمومى استفاده مى كنند. روزنامه هاى جام جم و همشهرى به اين شكل فعاليت مى كنند، يعنى جزو نهاد دولت به معناى قوه مجريه نيستند اما جزو نهاد دولت به معناى State و حكومت هستند و دارند از امكانات عمومى استفاده مى كنند. از طرفى به دليل ساختار دولتى اقتصاد ايران، بخش عمده آگهى هاى روزنامه ها را آگهى هاى دولتى تشكيل مى دهد و يك سرى ازاين آگهى ها در مناسباتى به روزنامه ها داده مى شود كه ملاحظه دولت را بكنند و شركت هاى خصوصى اقتصادى كه به فكر آينده فعاليت خود هستند در دادن آگهى هاى خود به روزنامه هاى منتقد صريح دولت دقت مى كنند.
جوانفكر: در دوره گذشته هم خلاف اين موضوع وجودداشت. شما موضوعى را مطرح مى كنيد گويا كه اين قانون است...
قوچانى: من درباره اين كه فرموديد دولت نهم محبوب ترين دولت است قضاوتى نمى كنم.اين موضوع را مى پذيرم كه دولت آقاى احمدى نژاد دارد تمرين دموكراسى مى كند اما بدانيد كه همين دولت آقاى احمدى نژاد بود كه روزنامه شرق را توقيف كرد.
جوانفكر: اما هيأت نظارت بر مطبوعات روزنامه ايران را هم توقيف كرد و اين هيأت متشكل از همه قواست.
قوچانى: ولى در دولت گذشته هم از ناحيه روزنامه هايى كه منسوب به نظام بودند، مهمترين و بدترين نقدها را متوجه دولت و مجلس اين كشور كردند و الآن هم فكر مى كنم تيراژ اصلى روزنامه هاى منتقد دولت در قياس با چند روزنامه اصلى كشور هيچ محسوب مى شود.
كلهر: بحث درباره عرصه اى كه درباره آن تبادل نظر شد مى تواند خيلى مفيد باشد. چون رسانه هاى دنيا يك الگوى غربى در آنها وجود دارد كه براساس تز، آنتى تز و سنتزى است كه از جامعه دريافت مى كند. يعنى در تمدن ليبرال دموكراسى غربى پذيرفته شده است كه رسانه بدون هيچ مرز اخلاقى، كاملاً مخالف باشد و در مقابل گروه ديگرى هم موافق باشند و نهايتاً، نتيجه و سنتز را مخاطب دريافت كند و كم و بيش اين الگو در غرب وجوددارد و در كشور ما مثل خيلى ازكشورهايى كه ترجمان تمدن غربى را داشته در هر دوره اى تجربه شده است.
بعد از انقلاب هم بسيارى معتقد بودند كه اين الگو را در كشور داشته باشيم ولى حضرت امام (ره) اين نوع تقابل يعنى يك راديوى موافق و يك راديوى مخالف را از اساس در فرهنگ و تمدن اسلامى نمى ديدند، درحالى كه مناظره و گفت وگو را مى ديدند. همچنانكه راديو گفت وگو را ما هم اكنون داريم و بايد با بى.بى.سى و صداى آمريكا فرق كند. اما اين به معناى آن نيست كه حرفها و اشكال هايى كه دراين دو شبكه درباره ايران زده مى شود، در راديو گفت وگو زده نشود. همانطور كه آقاى جوانفكر اشاره كردند چيزهايى از رسانه هاى ما پخش شد كه واقعاً رسانه هاى دشمن آن را عليه ما پخش نكردند. اين ظرفيت آزادى را بايد قدر دانست.
جوانفكر: نكته ديگرى كه درخصوص فعاليت رسانه هاى مكتوب به ذهنم مى رسد اين است كه غالباً مسائل مرتبط با دولت را از متن خارج مى كنند و به حاشيه مى پردازند. به طور مثال وقتى رئيس جمهور ما به رئيس جمهور آمريكا نامه مى نويسند و پيام جديدى را به افكار عمومى ايران و دنيا منتقل مى كنند ناگهان از دستور كار خارج مى شود و فرداى آن روز تيترى از يك امام جمعه كه در مخالفت با اين موضوع سخنرانى كرده برجسته مى شود. اينكه حاشيه سازى و حاشيه پردازى در دستور كار رسانه هاى ماست مايه تأسف است و تصورمى كنم كه از اين ناحيه زيان مى بينيم.
اهالى مطبوعات و دولت هردو از وضعيت جارى ناراضى هستند و به نظر مى رسد شرايطى را فراهم آورده ايم كه هيچ كداممان راضى نيستيم.
كلهر: ما اگر به وضع موجود راضى باشيم براى آينده تلاش نمى كنيم.
قوچانى: من آنقدر كه فكر مى كنيد از شرايط موجود ناراضى نيستم. وقتى در دوره قبل روزنامه هاى ما بسته مى شد هرگز ما را به راديو دعوت نمى كردند، پس ما رشد كرده ايم و اميدواريم اين رشد ادامه پيداكند.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   | 
|   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   قرآن   |   مهرگان   |   محيط زيست   |   ماجرا   | 
|   رودررو   |   سلامت   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |