|
به مناسبت سالروز نخستين ترجمه انجيل
توسط «مارتين لوتر» طنز تلخ كفر و ايمان «لوتر»
بخش دوم وپايانى
عليرضا حسين زاده
لوتر به همان ميزان كه در انديشه دينى، از آزادى مذهبى و فردگرايى دفاع مى كرد و حق تفسير حكم خداوند را بنا به معيارهاى شعور و وجدان فردى براى همگان محترم مى شمرد، در انديشه سياسى به ظاهر هوادار دولت مطلقه و ناسيوناليسم بود و حق هرگونه شورش عليه شهرياران را مردود مى دانست. به اعتقاد او حتى قدرت ستمگران هم از خداوند است و فقط او حق دارد آنها را از قدرت بركنار كند. وى در نامه اى سرگشاده خطاب به اشراف مسيحى نوشت كه شورش و هرج و مرج كار شيطان است و نظم و سامان بايد به هر بهايى حفظ شود. او گفت: وظيفه شهريار، فرمانروايى كردن است و وظيفه مردم اطاعت كردن، مردم حق ندارند در برابر فرمانروا فعالانه مقاومت كنند. لوتر آن گاه كه جنبش هاى روستايى تحت تأثير تعاليم مذهبى او عليه نظام فئودالى شوريدند در تشويق «گروه هايى كه از جنبش زيان مى ديدند» گفت: «بكشيد. انديشه سياسى لوتر را شايد بتوان در راستاى تاكتيك مبارزاتى وى براى حفظ مذهب راستين با تكيه بر قدرت شهرياران اروپايى در مقابل هواداران پاپ و اقليت هاى افراطى پروتستان ارزيابى كرد، اما تناقض ميان رأى او در خصوص محق دانستن افراد در تفسير انجيل بنا به معيارهاى فردى از يكسو و نظرش در باب عقل و برداشت هاى عقلانى از سوى ديگر را به سهولت نتوان موجه شمرد. او در رساله «دستگاه پاپ در رم» كه در سال ۱۵۲۰ منتشر شد، مى گويد: كتاب مقدس اكيداً ما را از پيروى از عقل خود منع مى كند. سفر تثنيه ۱۲ مى گويد: «نخواهى چنين كرد... هركسى در چشم خودش بر حق است». زيرا عقل آدمى همواره عليه قانون خداوند مى كوشد. چنانكه سفر تكوين ۶ مى گويد: «هر انديشه و خيال قلب انسان همواره صرفاً تباه است.» بنابراين كوشش براى اثبات يا دفاع از نظم الهى با رجوع به عقل انسانى - اگر آن عقل به وسيله ايمان تثبيت و تنوير نشده باشد - به همان ميزان بيهوده است كه بكوشيم با فانوس خاموشى خورشيد را روشن سازيم و يا صخره اى را برروى يك نى قراردهيم. زيرا اشعياء ۷ عقل را تابع ايمان مى سازد و مى گويد: «اگر ايمان نداشته باشى فهم يا عقل نخواهى داشت.» و نمى گويد: «اگر عقل نداشته باشى، ايمان نخواهى داشت»... و در پايان همان رساله آورده است، اگر اين را حقيقت بدانيم كه خداوند همه چيز را پيشاپيش مى داند و سرنوشت همه چيز را از پيش تعيين مى كند و نه در پيش دانى خود دچار اشتباه مى شود و نه در تعيين سرنوشت امور دچار مانع و محدوديت مى شود و هيچ چيز جز به اراده او رخ نمى دهد، پس درآن صورت به گواهى خود عقل ممكن نيست هيچگونه انتخاب آزادى در انسان يا فرشته و يا هرمخلوق ديگرى موجودباشد. و سرانجام، اين طنزى است ماندگار كه: مارتين لوتر آلمانى، كشيش پارسا و معتقد به وحى و الهام مافوق طبيعى و وفادار به حماسه مسيح، كه به جاى عقل از ايمان دفاع مى كرد و خواستار احيا و تجدد مسيحى بود، با تمام بدبينى اى كه به سرمايه داران داشت، جنبشى را راهبرى كرد كه در گسترش فردگرايى، پيشبرد ناسيوناليسم، تحقق دموكراسى، ترويج «روحيه سرمايه دارى» و غيرمذهبى كردن جامعه غربى، بسيارمؤثر واقع شد.
|