شنبه ۹ دى ۱۳۸۵ - ۹ ذيحجه ۱۴۲۷
Sat, Dec 30, 2006
حوادث
۳۵۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
شهرى
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
ميراث فرهنگى
مهرگان
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران در دستور قرار گرفت
از سوى قضات دادگاه كيفرى استان تهران در دستور قرار گرفت
رسيدگى فوق العاده
به ۲ جنايت سياه
269901.jpg
گروه حوادث: پسر جوانى كه در جريان زورگيرى هاى خونين، دو دختر را در شرق تهران به قتل رسانده است، به صورت فوق العاده در دادگاه كيفرى استان تهران محاكمه خواهد شد.
اين پسر ۲۳ ساله وقتى در نقشه سازماندهى شده پليس به سر قرار با دخترى رفته بود، در محاصره قرار گرفت و تسليم شد.بنا به اين گزارش، ساعت ۲۰ و ۳۰ دقيقه شامگاه روز سى ام آبان ماه سال ۸۴ دختر ۲۱ ساله اى به نام ندا طالبى وقتى به خانه شان در حوالى تهرانپارس بازگشت، جلوى در بود كه از سوى پسر جوانى مورد حمله قرار گرفت.اين دختر با وارد آمدن ضربه اى چاقو به شكمش، خود را به راهروى ساختمان كشاند و فرياد بلندى زد. وقتى ندا به بيمارستان انتقال يافت، جوان مهاجم فرارى شده بود و با مرگ دختر جوان راز اين حمله در هاله اى از ابهام باقى ماند.يك ماه بعد، ساعت ۱۸ و ۳۰ دقيقه شامگاه سى ام آذرماه سال ۸۴ دختر دانشجويى به نام اعظم سام دليرى با پرايد خود براى مكالمه با تلفن همراه در گوشه اى از اتوبان شهيد باقرى توقف مى كند.اين دختر ۲۷ ساله در حال صحبت كردن با دوستش بوده كه ناله اى مى كند و هنوز به بيمارستان نرسيده، به خاطر خونريزى شديد زخم پهلويش از پاى در مى آيد.با اين دو جنايت كه در آن انگيزه اى از سرقت به چشم نمى خورد، كارآگاهان جنايى تهران در شاخه هاى چندلايه اى به جست و جوى عاملان قتل دو دختر پرداختند و اين درحالى بود كه هيچ تشابهى ميان دو جنايت وجود نداشت. با به بن بست رسيدن تجسس هاى جنايى كه تصور مى شد عاملان قتل بايد با قربانيان خود آشنايى داشته باشند، گزارش زورگيرى هاى زنجيره اى يك جوان تك رو در شرق تهران كه در خلوتى شامگاه به دختران حمله مى كرد و با ضربات چاقو كيف و تلفن همراهشان را مى دزديد، سرنخى در اختيار پليس قرار داد.روز ۱۹ خردادماه سال جارى درحالى كه دخترى به نام الهام با ضربه چاقوى شكارچى تاريكى روانه بيمارستان شده بود، يكى از دوستان وى تحت آموزش پليس با جوان مهاجم از طريق تلفن همراه دختر مجروح طرح دوستى مى ريزد و با او قرار ملاقات مى گذارد. شكارچى تاريكى كه على نام دارد، در برابر هتل شهر واقع در چهارراه تهرانپارس محاصره شده و موفق به فرار نمى شود.اين پسر در بازجويى ها ادعا كرد كه تاكنون به ۹ دختر جوان حمله كرده و با وارد آوردن ضربه اى چاقو به سرقت و زورگيرى پرداخته است و زمانى كه مشخصات اعظم و ندا را داد، راز اين دو جنايت فاش شد.على گفت: وقتى دختر جوانى را ديدم كه پشت فرمان پرايدش نشسته است و با موبايل حرف مى زند، با توجه به باز بودن در، بر روى صندلى جلو نشستم و درحالى كه او ناسزا مى گفت، ضربه اى چاقو به او زدم، بعد پا به فرار گذاشتم و نمى دانستم اعظم و ندا كشته شده اند.پس از اعتراف هاى تكان دهنده اين شكارچى و صدور كيفرخواست، پرونده دو جنايت به شعبه ۷۱ دادگاه كيفرى استان تهران ارجاع داده شد و قاضى عزيز محمدى به همراه چهار قاضى مستشار روز ۱۱ دى ماه سال جارى به صورت فوق العاده عامل جنايت را تحت محاكمه قرار خواهند داد.
سارقان طلافروشى كرمانشاه ناكام ماندند
۳نفر كه اقدام به سرقت طلا و جواهرات از يك طلافروشى در محله «دولت آباد» كرمانشاه كرده بودند، با كمك اهالى محل دستگير شدند.
به گزارش پليس، فردى با مراجعه به كلانترى دولت آباد كرمانشاه اظهار داشت: ۳ نفر ناشناس وارد مغازه طلا فروشى فردى در بلوار كشاورز شده و ضمن درگيرى با وى اقدام به سرقت مقاديرى طلا كردند.بر اساس اين گزارش، مأموران بلافاصله به محل عزيمت و مشاهده كردند شيشه طلافروشى شكسته شده و صاحب مغازه نيز از پشت سر زخمى شده است.اين گزارش حاكى است، با كمك اهالى محل ۲ سارق كه قصد فرار داشتند، دستگير شدند.در جريان بازجوييها و تحقيقات پليسى، صاحب مغازه اظهار داشت كه مقاديرى طلا از مغازه اش سرقت شده و فردى ديگر كه همدست آنها بوده نيز متوارى شده است.متهمان به جرم خود اعتراف و همدست خود را به پليس معرفى كردند، در اين زمينه پرونده اى تشكيل شد و تلاش مأموران جهت دستگيرى متهم رديف سوم ادامه دارد.
پايان شيرين اختلاف عروس و مادربزرگ
گروه حوادث: اختلاف يك مادرشوهر با عروس خود بر سر نگهدارى دختر ۹ ساله باعث طرح يك پرونده در دادگاه خانواده شد. در حالى كه اين۲ زن براى اثبات عدم صلاحيت يكديگر اقدام به ارائه دلايل و مدارك به دادگاه مى كردند، قضات دادگاه تجديدنظر به اين دختر اجازه دادند در مورد آينده اش تصميم بگيرد.
بنابه اين گزارش يك زن ميانسال با طرح دادخواست حضانت نوه كوچك خود به دادگاه گفت: شش سال قبل تنها پسرم در سن ۲۸ سالگى در يك تصادف جان باخت. يك سال پس از مرگ پسرم همسر او مرا از ديدار نوه ام محروم كرد. آقاى قاضى! با توجه به اين كه عروسم ازدواج كرده است، من نسبت به آينده نوه ام نگران هستم. قاضى شعبه ۶ دادگاه شهررى دستور احضار عروس و نوه اين زن به دادگاه را صادر كرد و در اين فاصله مادربزرگ به دادگاه اعلام كرد: عروسم به خاطر يك جرم بازداشت و زندانى است و ابلاغيه او را به آدرس زندان اوين ارسال كنيد.در جلسه دادگاه قاضى از شاكى پرونده ـ مادربزرگ ـ خواست تا شكايت خود را مطرح كند. اين زن گفت: بعد از برگزارى مراسم چهلم پسرم تصميم گرفتم سرپرستى نوه و عروس جوانم را به عهده بگيرم، اما او نپذيرفت و مرا از خانه اش بيرون انداخت و چند روز بعد با تغيير محل زندگى عملاً مرا از ديدن نوه ام محروم كرد. من به دنبال تنها يادگار پسرم به خانه جديد آنها مراجعه كردم اما چون او اجازه ديدار نوه ام را نداد، توسط عمه عروسم توانستم بچه را در پارك ملاقات كرده و مقدارى پول در اختيار نوه ام گذاشتم. مدتى بعد هم در چوب برى محله شان مقدارى برنج، پول و دوچرخه به امانت گذاشتم تا تحويل عروس و نوه ام بدهند. اما آنها دوباره محل سكونت خود را تغيير دادند و من با تلاش بسيار محل زندگى آنها را در شهررى شناسايى كردم و با خريد يك قطعه فرش به ملاقات نوه ام رفتم. اما باز آنها نقل مكان كردند و اين بار با پيدا كردن مهدكودك نوه ام موفق به ديدن او شدم ولى باز هم صاحبخانه آنها با ديدن من گفت كه اجاره نامه به نام مردى تنظيم شده و در اين مدت نتوانسته اجاره خانه و هزينه آب و برق را بپردازد.اين زن با ناراحتى ادامه داد: يك هفته بعد وقتى براى ملاقات نوه ام رفتم متوجه شدم عروسم به خاطر اعتياد شوهرش دستگير شده و پس از دستگيرى او، شوهرش متوارى شده است. آقاى قاضى! از شما مى خواهم حضانت و نگهدارى نوه ام را به من واگذار كنيد.عروس جوان كه به همراه مأمور و تحت الحفظ به دادگاه اعزام شده بود با شنيدن اظهارات مادرشوهر سابقش به شدت عصبانى شد و گفت: پس از مرگ همسرم به خاطر نپرداختن كرايه خانه صاحبخانه اثاثيه ما را بيرون ريخت و چون پولى به عنوان وديعه مسكن نداشتم اثاثيه ام به مدت دو روز در يك وانت ماند. اين زن ادامه داد: وقتى مادرشوهرم به ديدن دخترم مى آمد او گريان مرا در آغوش مى گرفت و با چشمان اشكبار از من مى خواست كه به او اجازه ديدار ندهم و چون من طاقت ديدن اشك فرزندم را نداشتم مانع ديدار آنها شدم. به خاطر اصرار مادرشوهرم توافق كرديم تا او يك هفته فرزندم را ببرد. اما در آن مدت من بيمار شدم و افسردگى گرفتم. چون من عاشق دخترم هستم و براى راحتى او خودم را به آب و آتش زده ام.
اين زن در ادامه گفت: اگر من اقدام به ازدواج كردم تنها براى تأمين معاش دخترم بوده و نخواسته ام او علاوه بر يتيمى درد فقر و بى پولى را هم بچشد و من بدون بچه ام مى ميرم. قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات اين مادرشوهر و عروس چون دختربچه با گريه در دادگاه مى خواست كه از مادرش جدا نشود و زندان افتادن اين زن و اتهام او منافاتى با صلاحيت براى حضانت ندارد درخواست اين مادرشوهر را نپذيرفت و درخواست او را رد كرد. پس از صدور اين حكم با اعتراض مادربزرگ پرونده براى رسيدگى نهايى در اختيار قضات دادگاه تجديدنظر قرار گرفت. اين زن در اعتراض به رأى دادگاه گفت: شنيده ام عروس من از سوى دادگاه انقلاب به تحمل ۱۰ سال زندان و پرداخت ۴ ميليون تومان جزاى نقدى محكوم شده و به مصلحت نوه ام نيست كه كنار اين مادر و در زندان رشد كند.قاضى بهروز كرباسچى رئيس شعبه ۲۶ دادگاه تجديدنظر استان تهران و عارفه مدنى و محمدحسين زرگرى مستشاران اين دادگاه با توجه به آنكه دختر به سن ۹ سالگى و بلوغ شرعى رسيده و از سن حضانت خارج است به او حق انتخاب دادند كه با مادر يا مادربزرگش زندگى كند. به گزارش خبرنگار ما پس از صدور اين حكم مادرشوهر، عروس و دختر ۹ ساله شان به توافق رسيدند كه نوه پيش مادربزرگ بماند و تا زمانى كه مادرش در زندان است با او زندگى كند و چنانچه مادر بتواند از مرخصى طولانى مدت يا عفو و بخشش استفاده كند با تهيه مسكن مستقل دخترش را در كنار خود نگه دارد.
يك دزد با۳هزار پرونده
269874.jpg
گروه حوادث: جوانى كه ۳ هزار صاحب خودرو را نقره داغ كرده است، دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما، ۱۲ آذرماه سال جارى مأموران اداره ۲۰ پليس آگاهى در جريان گزارشى قرار گرفتند كه در آن يك سارق سابقه دار كه ا قدام به سرقت لاستيك و لوازم درون خودرو مى كرد، پس از آزادى از زندان كارهاى خود را از سر گرفته است.
با اين گزارش، مأموران تحقيقات غير محسوس خود را براى رديابى و دستگيرى متهم درحالى آغاز كردند كه جعفر صابرى زفرقندى - معاون دادستان و سرپرست دادسراى عمومى و انقلاب فرودگاه مهرآباد - دستورات ويژه اى را براى دستگيرى متهم آغاز كردند.سرهنگ مقدم - رئيس اداره ۲۰ پليس آگاهى - با اين دستور، پرونده را در اختيار سروان قبادى قرار داد.مأموران پس از ۱۶ روز موفق شدند مخفيگاه اين دزد سابقه دار را شناسايى كنند و به هنگام دستگيرى اين دزد ۲۶ ساله، تجهيزات مربوط به جعل و سرقت خودرو كشف شد.متهم پس از انتقال به دادسراى فرودگاه مهرآباد به داديار شهبازى گفت: شيوه دزدى ها اين بود كه سوار بر يك خودرو سرقتى با پلاك دستكارى شده مى شديم، در كنار خودرويى كه آن را از قبل شناسايى مى كرديم و يا اين كه چشمم را مى گرفت، در يك لحظه با وسايلى كه همراه داشتيم، اقدام به باز كردن در كاپوت عقب و يا درهاى خودرو مى كرديم.وى افزود: پس از سرقت لاستيك زاپاس يا لاستيك هاى خودروها كه اكثراً مربوط به پژو پرشيا، ۲۰۶ و... مى شد، زير چرخ اقدام به چيدن آجر مى كرديم و با سرقت وسايل و تجهيزات داخل خودرو به كمك همدستانم از محل فرار مى كرديم.اين متهم اضافه كرد: سپس اين اموال را به خودروى پژويى كه دورتر پارك كرده بوديم، منتقل مى كرديم و پس از پايان سرقت ها، آن خودرو را كه تمام وسايل سرقتى در آن بود، به محل مورد نظرمان مى برديم.متهم در اعترافات خود گفت: از يك سال و نيم پيش و پس از پايان محكوميتم، به علت سرقت خودرو پليس، اقدام به دزديدن وسايل و تجهيزات و لاستيك هاى ۳ هزار خودرو از انواع مختلف كردم.اين متهم در مورد محل هايى كه اكثراً اقدام به سرقت مى كرد، افزود: در شمال تهران، ميدان ونك، پارك ملت و پاسداران بيشتر از ديگر جاها سرقت كرده ام، ولى براى ما فرقى نمى كرد و از مناطق جنوب تهران، غرب و شرق اقدام به سرقت هاى متعددى كه بيشتر حلقه هاى لاستيك بود، كرده ايم.وى گفت: براى سرقت از هر ماشين به روش خاصى دست مى زديم و تقريباً از تمام خودروها اين سرقت ها را انجام مى داديم.به گزارش خبرنگار ما، مردى كه متهم در خانه وى دستگير شده است، گفت: از كارهاى متهم خبرى نداشتم و او قرار بود كه با دختر من ازدواج كند.با اعترافات متهم به فروش ۵۰۰ حلقه لاستيك به دو آپاراتى، داديار شهبازى دستورات لازم را براى دستگيرى آنان صادر كرد.اين متهم كه پس از دستگيرى در اداره ۲۰ پليس آگاهى با مأموران درگير شده است، با قرار يك ميليارد ريالى روانه زندان شد و همدستان و مالخرانى كه وى اقدام به فروش اموال مسروقه به آنان مى كرد، مورد تعقيب قرار گرفته اند.
فروش ۳۲ ميليون تومان سكه تقلبى
جاعلان سكه هاى تقلبى با ۳۲ ميليون تومان كلاهبردارى دستگير شدند.
به گزارش پليس، ۲ كلاهبردار حرفه اى كه با انجام شگردهاى خاص اقدام به تهيه و فروش سكه هاى تقلبى مى كردند توسط مأموران آگاهى شهرستان «دورود» لرستان در اليگودرز دستگير شدند. اين گزارش حاكى است، متهمان در جريان بازجويى ها به ۳۲ ميليون تومان كلاهبردارى از مردم اعتراف كردند.
كشف جسد سوخته در چناران
پليس چناران استان خراسان رضوى جسد مجهول الهويه مردى را در يكى از مناطق شهر چناران كشف كرد.
به گزارش پليس، در پى برقرارى تماس يكى از شهروندان با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ استان خراسان رضوى مبنى بر مشاهده جسدى در يكى از مناطق اين شهر مأموران انتظامى چناران بلافاصله به محل اعزام و تحقيقات اوليه را براى روشن شدن علل وقوع حادثه انجام دادند. پليس چناران در تحقيقات نخست خود و بررسى صحنه جرم مشاهده كرد كه آثار متعدد بريدگى در نواحى شكم، قلب، گردن و صورت جسد كاملاً مشهود است كه احتمالاً مقتول مجهول الهويه در محل درگيرى توسط قاتل يا قاتلين به قتل رسيده و با استفاده از خودرو به محل مورد نظر انتقال يافته و سوزانده شده است.جسد اين مرد ۲۵ تا ۳۰ ساله كاملاً سوخته شده و مشخصات ظاهرى به علت سوختگى قابل شناسايى نبود.
قاچاقچى داروهاى كمياب دستگير شد
269877.jpg
قاچاقچى داروهاى كمياب در عمليات مأموران پايگاه هفتم پليس امنيت تهران دستگير شد. سرهنگ عليان، رئيس پايگاه هفتم تهران گفت: چندى قبل مأموران پليس امنيت در جريان توزيع داروهاى كمياب در ناصرخسرو قرار گرفتند. در بررسى مأموران مشخص شد فردى با وارد كردن داروهاى كمياب از مرز غربى كشور آنها را در ناصر خسرو به فروشندگان غيرمجاز دارو مى فروشد.
اين قاچاقچى ۴۲ قلم داروهاى تقويتى و درمانى را به صورت غيرقانونى وارد تهران مى كرد.
مأموران پليس با تكميل بررسى هاى مقدماتى، محل فعاليت اين قاچاقچى را در تهران شناسايى كرده و او را در يك عمليات غافلگيرانه دستگير كردند. همچنين در بازرسى متهم، ۳۸۰ هزار داروى غيرمجاز از جمله آمپول قرص و شربت كشف شد. عليان ارزش داروهاى كشف شده را ۷۰ ميليون تومان اعلام كرد. متهم نيز در خصوص نحوه وارد كردن داروها گفت: داروها را از مرز عراق وارد ايران كرده و سپس با جاسازى آنها در ميان كالاهاى مجاز اقدام به انتقال داروهاى كمياب به تهران مى كردند. وى ادامه داد: در تهران داروها را به ۱۲ نفر فروشنده دارو در ناصر خسرو مى فروختم كه آنها وظيفه توزيع داروها را در بازار برعهده داشتند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |