|
پول را به پاى سلامتى بايد ريخت
|
|
|
فاطمه اميرى
مرتب دكتر مى رود؛ چكاب ساليانه و آزمايش خون و عكسبردارى. اسكناس ها را با رضايت خاطر به خانم منشى مى دهد. سالم است. فقط كم خونى دارد. از شنيدن مبلغ ويزيت هم متعجب نمى شود. مى نشيند روى مبل چرمى شكلاتى رنگ كه روبرويش يك تابلوى سرتاسرى رنگ روغن آميخته با رنگ هاى سرخ، قهوه اى و زرد از نيزارهاى پائيزى است. خانم منشى وقت بعدى را تنظيم مى كند. ۶ ماه ديگر، و با لبخند سفارش آقاى دكتر را بار ديگر تكرار مى كند: «قرص و ويتامين ها خارجى باشند لطفاً!» نسخه را مى گيرد. تا مى كند و داخل كيفش مى گذارد و دسته كليد اتومبيلش را از آن بيرون مى آورد. وقتى مى رود صداى پاشنه كفش هايش روى پاركت هاى مطب شيك آقاى دكتر باقى مى ماند و بوى عطر فرانسوى اش كه در فضا پيچيده است. اين تصوير اوليه خيلى زود جاى خودش را به تصوير ديگرى مى دهد. درمانگاه، حياط كوچكى دارد، با دو بوته كم جان و بى طاقت كه زير پنجره اى با شيشه شكسته، كز كرده اند. درست مثل هفده هيجده نفرى كه كز كرده و نشسته اند روى نيمكت هاى چوبى درمانگاه با ديوارهاى رنگ و رو رفته و پر از كله هاى سياه و خاكسترى. اينجا كسى با لطافت لبخند نمى زند. همه يا به جايى خيره شده اند يا غر مى زنند. آقاى منشى كشوى ميزآهنى را باز مى كند. ۱۰۰۰ تومان پول ويزيت را مى گيرد و كاغذ سفيدى را كه رويش شماره اى نوشته شده، به دست زن مى دهد. زن، محكم قبض را مى گيرد ميان دستش كه رگ هاى برآمده آبى دارد و فكر مى كند لابد اين قبض آن قدر مى ارزد كه با آن نسخه همه دردهايش را از آقاى دكتر بگيرد: «يكى دو تا كه نيست. هزارتا درد دارم. حال عصبى دارم. از دو تا پله كه بالا مى روم سينه ام به خس خس مى افتد. استخوان هايم درد مى كند. توى سرم هميشه خدا دنگ دنگ مى كند. انگار يك پادگان مورچه توى سرم است! قلبم كه عين قلب عاريه اى مى ماند. خدا عالم است الان بايستد، يك دقيقه ديگر بايستد؟! الان هم اين دستم نمى دانم چه دردى گرفته كه شب تا صبح خواب به چشمم نياورده ...»
سلامت، موضوعى لوكس يا ضرورى؟ موضوع جراحى زيبايى بينى، عمل پلاستيك گونه ها و كاشتن موى سر نيست كه در بيشتر مواقع، جانبى و غيرضرورى به نظر بيايد، موضوع عفونت دندان ها است كه ممكن است حتى فرد را تا پاى مرگ هم ببرد. ساييدگى زانوها و جراحى ديسك است و بيمارى هاى پوستى، ديابت، قلب و ناراحتى كليه كه به موقع درمان و مداوا نكردن هر كدامشان آسيبى جبران ناپذير تا حد مرگ در پى دارد. آيا با همه تلاش هايى كه صورت گرفته سلامتى از موضوعى لوكس و تشريفاتى خاص طبقه اى خارج شده و آن قدر اهميت پيدا كرده كه مردم و مسئولان حاضر به پرداخت هزينه ها و كسب آن به هر قيمتى باشند؟ دكتر محمود فاضل عضو شوراى عالى نظام پزشكى اخيراً گفت: «هم مردم و هم برنامه ريزان و سياستگذاران به ارزان خريدن هزينه هاى درمان عادت كرده اند». به عقيده او اين ديدگاه در تعيين تعرفه ها و سرانه درمان نيز تأثير گذاشته است. اما به رغم اين گفته، كارشناسان اجتماعى معتقدند كه ميان درآمد و هزينه اى كه صرف سلامتى مى شود، ارتباط مستقيم وجود دارد. به عبارت ديگر مردم همان قدر كه درآمد دارند، براى سلامتى و درمان خود هزينه مى كنند. «عباس گلدوست عارفى» پزشك و مدرس دانشگاه مى گويد: «از لحاظ عقلانى هر آدمى نيازهايش را براساس درآمدى كه دارد، طبقه بندى مى كند و بخشى را هم براى درمان درنظر مى گيرد. اين روزها باهمين تعرفه هايى كه به نظر برخى ارزان است، قشرهاى مردم قادر به تأمين آن نيستند. مردم درآمدهاى بسيار پايينى دارند، عادت نكرده اند سلامت را ارزان بخرند بلكه به تناسب درآمدهايشان براى سلامت هزينه مى كنند. من آدمى را مى شناسم كه سرما مى خورد و پول ندارد دكتر برود. دندانش تا نپوسد پيش دكتر نمى رود. واقعاً گاهى در بعضى قشرها، بيمار تا مطمئن نشود كه ممكن است از شدت مريضى اش، بميرد، به پزشك مراجعه نمى كند. حتى در اطرافيان خودمان هستند كسانى كه سرما مى خورند، اما به جاى رفتن نزد پزشك، از داروخانه، قرص مى خرند. براى همين است كه هزينه مصرف دارو در كشور بالا است». ۳ بخش وزارت بهداشت، سازمان تأمين اجتماعى و سازمان خدمات نيروهاى مسلح با مجموعه بيمارستان ها و مراكز درمانى در عرصه سلامت و بهداشت كشور حضور دارند. ناكافى بودن خدمات و نقص درحوزه بهداشت و سلامت موجب نابسامانى اقتصاد درمان كشور شده است. يك سر اين ماجرا مردم و طرف ديگر پزشكان قرار گرفته اند. برطبق آمار بيش از ۹ درصد جمعيت كشور با تداوم هزينه هاى غيرقابل تحمل سلامت در آستانه سقوط به زيرخط فقر هستند و هزينه هاى گران سلامتى موجب قرار گرفتن بيشتر از ۱۱/۵ درصد خانواده هاى ايرانى در زير خط فقر شده است. در ماده ۹۰ قانون برنامه چهارم آمده است كه سهم مردم از هزينه هاى سلامت بايد از ۷۰ درصد فعلى به زير ۳۰ درصد برسد و در يك برنامه ۵ساله هر سال بايد حداكثر ۵ درصد از هزينه هاى سلامت مردم، كم و به سهم دولت در اين هزينه ها اضافه شود. تأمين هزينه هاى مربوط به بهداشت و درمان از ديد همه دست اندركاران امور بهداشت كشور موضوع مهمى است اما به نظر حسن موسوى مدرس دانشگاه و كارشناس ارشد حوزه برنامه ريزى، براى تأمين اين هزينه ها دولت بايد در بخش بهداشت و درمان پول خوبى در نظر بگيرد و در اين زمينه سرمايه گذارى كند. خدايان سپيدپوش «پزشك كه كميته امداد نيست، هركس وظيفه اى دارد. كار من درمان است و در ازاى آن بايد پول بگيرم. من نمى توانم شب ها دعاى خير سر سفره بگذارم و به بچه ام بگويم بيا شام بخور». اينها بخشى از يادداشت هاى وبلاگ يك پزشك است. او نمونه اى از پزشكانى است كه معتقدند كه اگر تأمين باشند، به هنگام كار تمركز فكرى داشته باشند و مجبور نباشند به قسط بانك و اجاره خانه، خريد و فروش و بنگاه فكر كنند، مى توانند با همدلى و احساس مسئوليت بيشترى به معالجه بيماران بپردازند. نه فقط بسيارى از پزشكان عمومى از وضع درآمدى خود چشم انداز روشنى ندارند، بلكه بيكارى گروه ديگرى از آنها نيز مزيد بر علت مى شود تا همچنان با افزايش تعرفه هاى پزشكان براى جبران بخشى از مشكلات اين قشر، فشار مضاعفى بر هزينه هاى سلامت مردم وارد شود. دكتر حسن هويدا رئيس انجمن پزشكان عمومى ايران از نزديك به ۱۴ هزار پزشك بى كار در كشور خبر مى دهد و مى گويد: «برخى پزشكان داراى مطب، به خاطر نبود نظام سلامت تعريف شده، مجبور به تعطيل كردن مطب هاى خود شده اند». پولى كه مردم و بيمه ها براى درمان مى پردازند، منبع اصلى درآمد براى بسيارى از پزشكان بويژه پزشكان عمومى است. بنابراين حتى با وجود افزايش درآمد پزشكان كه چه از بودجه عمومى بهداشت كشور و چه از جانب مردم تأمين شود، به نظر مى رسد تفاوتى كه ميان درآمد پزشكان عمومى و متخصص وجود دارد، خود به معضل ديگرى در حوزه سلامت و درمان كشور تبديل شده است و به طور مستقيم اين تفاوت درآمد بر وضع سلامت مردم و هزينه هاى آن اثر مى گذارد. دكتر گلدوست عارفى با اشاره به سخنان دكتر باقرى لنكرانى وزير بهداشت كه گفته است در جامعه پزشكى كسانى هستند كه درآمدشان هزار برابر پزشكان ديگر است، مى گويد: «ما نمى توانيم اين اختلاف درآمد را بين دو نفر با تحصيلات ليسانس ببينيم، اما در جامعه پزشكى ميان پزشكان عمومى، متخصص و فوق تخصص ها اختلاف بسيار زيادى از نظر درآمدى وجود دارد. يك پزشك مشهور جراح قلب كه در يك بيمارستان خصوصى جراحى مى كند، ممكن است ۵۰۰ تا ۶۰۰ ميليون درآمد هم داشته باشد و يك پزشك ديگر حتى درآمدش به ۲۰۰ هزار تومان هم نرسد. حالا ممكن است تخصص، شهرت و تبحر پزشكى ملاك نظر باشد، اما آيا واقعاً اگر براى پزشكان ديگر هم فرصت ورود به اين حيطه به وجود بيايد، آنها قادر به رسيدن به چنين درجه اعتبار و تبحرى نيستند؟ يك پزشك متخصص در نهايت مى تواند ۲ تا ۳ برابر يك پزشك عمومى درآمد داشته باشد، اما گاهى اين تفاوت تا ۱۰۰ برابر هم مى رسد. بيمه ها به جاى آن كه با پزشك عمومى قرارداد ببندند كه تعرفه اى كمتر از پزشك متخصص دارند، بايد با پزشك متخصص قرارداد داشته باشند. در اين صورت موضوع حمايت از مردم در حوزه بهداشت و درمان عملى مى شود و بيمار ويزيتى را كه ۷ هزار تومان است، ۴ هزار تومان آن را مى دهد. در حالى كه نظام بيمه اى، سراسر ايراد است. پزشك متخصص با بيمه قرارداد نمى بندد و ۱۰۰ نفر ويزيت مى كند و درآمدش ۷۰۰ هزار تومان مى شود. اينجا هم بيشترين كسانى كه ضربه مى بينند، مردم هستند. اين را هم بپذيريم، زمانه اى كه پزشكان خدايان سپيدپوش بودند، گذشته است.» بى پولى يا ناآگاهى خوردن شيرينى و شكلات زياد موجب پوسيدگى دندان ها مى شود. در فصل تابستان مراقب بيمارى هاى گوارشى باشيد، آب سالم و كافى بخوريد، سيگار نكشيد براى پيشگيرى از بيمارى هاى عفونى در طول روز چند بار دست هاى خود را با آب و صابون بشوئيد. بيشتر مردم بارها در مقابل چنين پيام هاى بهداشتى قرار گرفته اند. به اعتقادكارشناسان صرف نظر از هزينه هاى بالاى درمان و سلامت راه ساده ترى براى كاهش اين هزينه ها از بودجه خانواده وجود دارد كه رعايت دستورات بهداشتى و عمل به توصيه هاى ساده پزشكى است. بى تفاوتى به بهداشت و سلامتى گاه حتى در ساده ترين جلوه هاى زندگى مردم براى رعايت دستورات ساده بهداشتى جلوه گر مى شود. «حسن موسوى» مدرس دانشگاه مى گويد: «همه ما مى دانيم در طول سال امكان يك بار سرما خوردن وجود دارد. اما آن قدر كارى نمى كنيم تا واقعاً سرما بخوريم در حالى كه با رعايت برخى توصيه ها امكان پيشگيرى از بسيارى از بيمارى ها وجود دارد. دندانمان خراب است ولى دنبال درمان آن نمى رويم. بعد ناچار مى شويم هزينه هاى بالاى بيمارى هايى كه ناشى از خرابى دندان است را بپردازيم. بعضى از مردم تا بيمارى آنها را از پا نيندازد، سراغ درمان نمى روند. واقعاً هميشه هم موضوع نداشتن پول و پايين بودن درآمد مطرح نيست. ما فرهنگ پيشگيرى از بيمارى ها را نداريم. خيلى از بيمارى ها اگر پيشگيرى شوند، كار به جايى نمى رسد كه مجبور شويم مثلاً پيوند كليه كنيم. مردم براى خيلى چيزها، خيلى جاها هزينه مى كنند اما به سلامت و درمان خودشان كه مى رسند، بى اعتنا مى شوند. بيشتر مردم فكر مى كنند، پولى كه صرف سلامتى يا پيشگيرى شد، ديگر برگشت ندارد. به اين باور هم نرسيده اند كه اگر از قبل مراقب باشند، بيمار نمى شوند. اغلب ما فكر مى كنيم بيمارى چيزى است كه بايد پيش بيايد و گريزى از آن نيست. درحالى كه مى شود با برنامه ريزى، تفكر صحيح و رفتار درست مانع آن شد». آنفلوآنزاى مرغى، هپاتيت و وبا بيمارى هايى بود كه هر كدام در مقاطع مختلف با آگاهى رسانى به موقع دولت به مردم و رعايت موارد بهداشتى از سوى آنها كنترل شد و به اين ترتيب واژه پيشگيرى به موضوع قابل لمسى براى مردم تبديل شد. دكتر گلدوست عارفى معتقد است هرچه اطلاع رسانى از طريق آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و رسانه هاى جمعى بيشتر باشد، توجه مردم به رعايت اصول بهداشتى و مسائل مربوط به سلامتى شان بيشتر مى شود. مضر بودن مصرف سيگار شايد يكى از آشناترين و پرتعدادترين پيام هاى بهداشتى است كه در صفحه هاى مجلات و روزنامه ها، برنامه هاى تلويزيونى، كتاب ها و بسيارى از محيط هاى عمومى به مردم گوشزد مى شود و در معرض ديد آنها قرار دارد. با اين همه بسيارى مردم بى اعتنا از كنار آن مى گذرند. موسوى مى گويد: «وقتى مى خواهيم درباره موضوعى به مردم اطلاعاتى بدهيم، ۳ ويژگى را بايد مدنظر داشته باشيم. اول اين كه اطلاعات بايد بيشتر از آگاهى خود مخاطب در آن موضوع خاص باشد. در واقع اين اطلاعات بايد منجر به افزايش دانش قبلى مردم شود. نكته دوم اين كه اين اطلاعات اگر منجر به افزايش دانش شد، بايد به تغيير نگرش و بينش هم بينجامد. نكته مهم تر اين كه افزايش دانش اگر منجر به تغيير نگرش شد، حتماً بايد موجب تغيير رفتار هم بشود نه اين كه فقط در ذهن بپذيريم و عمل نكنيم. گاهى اشكال از خود فرد است كه تغيير رفتار را درونى نكرده و گاهى از اطلاعات دهنده است. اگر تاكنون در انتقال نكات بهداشتى موفق نبوده ايم، بايد رويه انتقال اطلاعات را تغيير بدهيم. بخش غيردولتى را فعال كنيم و از فرصت ها براى اين كار بهره ببريم. جامعه ما بافت مذهبى دارد و روحانيون در مراسم ختم و شادى فرصت هاى مختلفى دارند و اگر اطلاعات بهداشتى داشته باشند، مى توانند به مردم منتقل كنند». گرفتن اثر انگشت، اطلاعات شناسنامه اى، شماره تلفن، انواع رضايتنامه، حق ويزيت و... اين تومار مى تواند ادامه داشته باشد. اين اطلاعات براى بسترى شدن در بيمارستان است. مى توان تهيه اين تومار را تا سال ها به تعويق انداخت يا حتى هيچ گاه ناچار به ارائه آنها براى بسترى شدن در بيمارستان نشد. در بيشتر مواقع انتخاب با خود ما است.
|