دوشنبه ۱۱ دى ۱۳۸۵ - ۱۱ ذيحجه ۱۴۲۷
Mon, Jan 1, 2007
ديپلماتيك
۳۵۳۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
ويژه ۱
ويژه ۲
ويژه ۳
ويژه ۴
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
گردشگرى
فرهنگ و پايدارى
مهرگان
ماجرا
نگاهى بر راهبرد نوين رجال شيعه عراق
گفت وگو با دكتر محمدعلى مهتدى تحليلگر خاورميانه
نگاهى بر راهبرد نوين رجال شيعه عراق
ائتلاف براى حفظ ميهن
270000.jpg
محمد نورى
درعراقى كه «خشونت» به دشمن اصلى زندگى تبديل شده است،لاجرم كارنامه گروه ها وقدرت ها نيز بايد با عيار بردبارى وپايدارى آنان در برابر عفريت خشونت ارزيابى  شود. اگرمسأله امروز و هر روز مردم زخم خورده عراق، حفظ گوهر زيستن در توفان مرگ است، پس مسأله دنياى سياست نيز نبايد و نمى تواند جز اين باشدكه چه كسى هزينه مبارزه با دشمن خشونت رابه جان خريده است، چه جريانى راه و انديشه خويش را از قافله خشونت وخشونت ورزان جداساخته است وكدامين جناح از اين آبشخور خون وخشونت سود مى برد؟دربازار سياست اكنون عراق، عيار و معيارى دقيق تر از اين پرسش ها براى سنجش راستى وصلاحيت مدعيان صلح وآزادى نمى توان يافت.
دست شستن ازهمه چيز به بهاى زنده ماندن عراق
پديده حيرت انگيز دوران امروز اين است كه عراقى ها تاكنون براى حفظ نظام نوينى كه با گريز از چنگ ديكتاتورى برپاكرده اند، نزديك به ده ها هزار قربانى تقديم كرده وهرروزچندين تن به اين جرگه افزوده مى شود.
دراين آمار، سهم بزرگ را، شيعيان دارند. حسب قراين وشواهد، رقم قربانيان شيعه دراين دوران خونين گذار، بسى فراتر از ميزان كشته شد گان عصر ديكتاتورى بعثى ها است.
آنچه پيداست ،دركى تاريخى از سرگذشت سياه عراق درسه دهه ديكتاتورى، رهبران شيعه عراق رابه طراحى سخت ترين الگوى مقاومت وپذيرش سنگين ترين رسالت كشانده است. اينك عراق نوين، دوران جانكاه گذار را با تكيه بر نجيب ترين جريان سياسى خويش سپرى مى كند.
برنامه راهبردى شيعيان دراين مرحله، عبوردادن جامعه اى غوطه ور در تعصبات طايفه اى وعصبيت هاى نژادى، به جامعه اى مداراطلب و بردبار درعرصه همزيستى سياسى است.
نگاهى ازسرانصاف به ۳ سال كارنامه سياسى گروه ها و رهبران شيعه در نزاع خونين عراق، به وضوح اين واقعيت را آشكارمى كندكه آنها درمسيراين تحول وانتقال جامعه عراق از نظم وساختارى استبدادزده به نظمى دموكراتيك ،همه دشوارى ها را بر خود هموار كرده اند. گويى پيمان نانوشته اى براجتماع شيعيان حكمفرما است كه همه چيز، مال، جان و فرزند، بايد فدا شود تا عراق شاهد وگمشده خود، صلح وآزادى رادرآغوش گيرد. معناى ديگر اين تفكر مى تواند چنين تعبير شود كه: جامعه شيعه پيشمرگ شود تا عراق بار ديگر به دام ديكتاتورى گرفتار نشود.
به نظر مى آيد ،تابلوى حركت رهبران شيعه دراين برهه، يك« بينش تاريخى» براين پايه است كه هرچند نظام ديكتاتورى بعث سقوط كرده اما هنوز ساختارها ، مناسبات و انديشه هايى كه آن نظام استبدادى را به  بارآورد، پابرجاست وبرانداختن اين ساختارسخت جان، مجاهدتى بزرگتر از انتفاضه دهه هاى ۸۰ و۹۰ مى طلبد.بدون ترديد هيچ عنصرديگرى غيرازاين بينش سياسى قادرنبود درپيكره سياسى شيعيان عراق روح «مقاومت تاپاى مرگ» را بدمد و آنها را به اين درجه از انعطاف و مدارا دربرابر طيف نامهربانى ها وكينه توزى ها وصبورى در برابر خشونت ورزى ها واداركند.
كارنامه كامياب رجال شيعه
اين گفته ها، پيش درآمدى بودند تا بر آخرين موقعيت جبهه سياسى شيعه ونيز تازه ترين طرحها وتدابيرى كه رهبران ومراجع پرآوازه آنان درپيش گرفته اند نگاه اندازيم.اين مرور وتأمل ازآن حيث ضرورى است كه شيعيان دركانون تحولات سياسى عراق قرارگرفته اند وهر تصميم رجال شيعه تبعاتى تعيين كننده درفرايند وقايع دارد. محوريت نقش شيعه فقط ناشى ازاين نيست كه آنان اكثريت جمعيت و اكثريت پارلمان رادراختياردارند، يا آنكه دولت و دستگاه ديوانسالارى در اختيارآنان است، بلكه نگاهها ازآن روبه اراده رجال سياسى شيعه دوخته شده كه آنان با انتخاب هاى سخت وگزينه  هاى بس مهم روبروهستند . و از همين منظراست كه حتى رقيبان وبدخواهان اين جريان درمحافل غربى وعربى، ازنقش اين گروه به عنوان كليد ثبات عراق ياد مى كنند و مى گويند راه سياست آينده اين سرزمين از اراده وتصميم رهبران شيعه مى گذرد.
ازهمين روست كه با گذشت حدود ۳سال از قرارگرفتن نمايندگان شيعه درمتن سياست وديپلماسى بغداد دوستان اين جناح دركارنامه  آن به چشم تحسين ومخالفانش به ديده رشك وحسادت نگريسته اند.به باور بيشتر ناظران سياسى عراق ،جناح شيعه درميدان سخت وملتهب عراق بسياركم اشتباه ظاهرشده است و درقياس باگروههايى كه نوسانى شديد ازخصومت تارفاقت باغرب راپيشه كرده اند،رفتاراحزاب شيعه نماد اعتدال ورزى و عقلانيت بوده است. آنهادرعين حفظ خطوط وحدود تفكر سياسى خويش، مناسباتى مبتنى برحفظ منافع ومصالح ملى عراق، با جريانهاى داخلى وبين المللى پيشه كرده اند. آرزوى حريفان شيعه اين بودكه توان اين جريان درتوفان تندروى وستيزه جويى با رقباى داخل وخارج كاهش يافته و به زعم آنان، جبهه شيعه ازدرون دچار تلاشى شود.اما نهاد رهبرى شيعه برطريقى گام نهادكه مراجع دينى آن را ترسيم كردند، ازجمله اصول گره گشاى اين تفكر، اين بودكه از بدو تأسيس حكومت نوين ، محورومدار امور را، رأى وخواست مردم قرار داد و در تداوم اين سياست اعلام كرد آيين مروت بادوستان ومدارا بادشمنان راپيشه خواهد كرد. رهاورد اين مجموعه تاكتيك ها و استراتژى ها، رهبرى برترى بلامنازع احزاب شيعه درميدان رقابت، ناكارآمدشدن سلاح تفرقه وجلب اعتماد بى سابقه مردم ونخبگان داخل وخارج عراق بود.
برنامه راهبردى عبورازبحران
اما اكنون درفصلى ديگر ،جبهه سياسى شيعه باشرايط تازه وانتخابهاى مهم روبرو است. درقبال اين انتخاب ها، راهبردى تازه ازسوى بزرگان شيعه درنشست نجف به امضا رسيد، دراين مجموعه كه ازآن مى توان به عنوان مانيفست شيعيان براى عبور از شرايط بغرنج امروز ياد كرد،هم فهرست چالشهاى درونى ائتلاف شيعيان و هم تهديدات درونى حاكميت عراق مطرح وچاره جويى شده است.
آنچه ازمباحث اين نشست استنباط مى شود، اين كه جبهه سياسى شيعيان درسومين سال تجربه دولت دارى خود در حلقه اى ازفشارها، رقابت ها وخصومت هاى بازيگران داخلى وخارجى احاطه شده است. وضعيت سياسى اكنون جريان شيعه، يك وضعيت استثنايى وغير قابل قياس باكل ادوار تاريخ عراق است.
شايد بتوان مختصات اين شرايط سخت راچنين ترسيم كرد: بدنه اجتماعى وآحادجمعيت غيرنظامى شيعه،آماج بيرحمانه ترين حملات شبكه خشونت گران واقع شده است. بدنه مبارزاتى وشبه نظامى آن كه دردوقالب جيش المهدى ـ به رهبرى مقتدى صدرـ و نهاد پليس ونيروهاى حافظ نظم سازمان يافته اند هم ازسوى ارتش آمريكا و انگليس وهم ازسوى جوخه هاى خشونت وترور موردتهاجم است. وبالاخره پيكره سياسى جريان شيعه كه سه طيف بزرگ ـ حزب الدعوه،مجلس اعلاوگروه صدريون ـ رادرائتلافى نيرومند گردآورده است با دو وظيفه سنگين:حفظ ائتلاف لرزان حكومت مركزى در بغداد و حفظ انسجام احزاب شيعه درجنوب ازيك سو و رقابت باحريفان سرسخت داخلى ومنطقه اى ازسوى ديگر روبرو است.همين شرايط موجب شد بزرگان شيعه ودررأس آن مرجع با نفوذ و مقتدر اين جريان ـ آيت الله سيستانى ـ كادرسياسى اين ائتلاف رابه شور و نشستى عاجل درنجف فراخوانند.
فعالان سياسى شيعه درحالى به توصيه هاى رهبر خويش گوش سپردندكه مناطق و محلات شيعه نشين با سيل تازه خشونت،رنگى ازتراژدى نسل كشى به خود گرفته است وتحمل موج ويرانگرشيعه كشى بسيار سخت و سنگين است. رجال سياسى شيعه پيشتر خبريافته بودندكه شبكه خشونتگران به سازوبرگ جديدى ازجانب حريفان منطقه اى شيعه وبرخى دولتهاى عربى تجهيز شده اندوبراى ساقط كردن دولت شيعه اين بارائتلافى بس وسيع تر ازجناح بندى گذشته شكل گرفته است. ائتلافى كه در يك سوى آن دولتهاى محافظه كارومتعصب عرب و در سوى ديگر برخى ازطرف هاى به اصطلاح دوستان غربى بغدادقرارگرفته اند وهمين ائتلاف ناميمون است كه مجوز روشهاى جديدانسان كشى وآدم ربايى درمناطق ومقرهاى شيعيان راصادرمى كند و در همان حال، حلقه متحدان غير شيعه دولت مالكى رابه گشودن جبهه معارضه فرامى خواند.
مجموعه اين رخدادها يك پيام واحد را به رجال سياسى شيعه منتقل كرد كه، موقعيت برتر شيعيان وموفقيت هاى آنان درعبور ازآزمون خشونت هاى خيابانى ورقابتهاى سركش سياسى، براى حريفان داخل وخارج غير قابل تحمل شده است .به هر حال ،نشست بزرگان شيعه درنجف راهبردى تازه براى دوره جديد حيات سياسى اين جريان ارائه كردكه اساس آن نگهدارى وحراست از خط مشى مدارا و پرهيز از خشونت وبازى ويرانگر برادر كشى وجنگ طايفه  اى است .
سياستگذاران شيعه دراين راهبردبراى حفظ انسجام درون ائتلاف شيعه ودوركردن آفت اختلافى كه دركمين نشسته است، خواهان بازگشت دوباره گروه مقتدى صدر به حلقه دولت مالكى شدند. خبرهاى فرداى نشست حاكى ازاين بود كه اين تدبير شيوخ شيعه مؤثر افتاده و طيف مقتدى صدر، اين روحانى منتقدبا پيوستن مجدد حاميانش به دولت عراق موافقت كرده است.
براى گسستن رشته دوم ترفندهايى كه آهنگ يك كودتاى خزنده راعليه دولت مستقرشيعه دارد ،ميهمانان نشست نجف به دو پاره ازآراى مرجع نافذشان تمسك جستند،آيت الله سيستانى درتوصيه اى كه جايگاه يك فتواى شرعى راپيداكردبه صراحت اعلام كرد تضعيف دولت مالكى دروضعيت كنونى عين تضعيف كشوراست وحلقه تكميلى سياست فوق آن بود كه سياستگذارشيعيان دسته بنديهاى تازه سياسى با عناوين تندرو وميانه رو راكه مى رفت حتى درصفوف احزاب شيعه نيز رخنه ايجاد كند مردود شمرد.اگر بخش نخست راهبرد رهبرى شيعه براى حمايت ازمالكى ،كانونهاى اپوزيسيونى را درآرزوى براندازى نخستين نهادحكومت مستقرشيعه ناكام مى گذارد، بخش دوم اين تدبير، بى گمان، حفره هاى تازه شكاف سياسى در پيكره احزاب شيعه رابست.
گفت وگو با دكتر محمدعلى مهتدى تحليلگر خاورميانه
سرمايه گذاران
جنگ طايفه اى
269979.jpg
گفت و گو بنفشه غلامى
عراق به كدام سو مى رود؟ اين پرسش را افكار عمومى منطقه و جهان در اين ۳ سال تاريخ خونين عراق بارها مرور كردند، اما هنوز پاسخى براى آن يافت نشده است.شايد در آستانه سال جديد ميلادى، چشم انداز سياسى عراق را بتوان مبهم ترين چشم اندازها دانست، زيرا هر جبهه نزاعى كه در اين كشور گشوده مى شود، يكى از روزنه هاى اميد كور مى گردد تا جايى كه خبر از شروع رقابت هاى تازه و گشايش جبهه هاى جديد به گوش مى رسد. شايد اگر دايره نزاع سياسى فقط به گروه ها و طوايف اين كشور محدود بود، در گذر زمان، خصومت ها رنگ مى باخت و توان خصومت پيشگان فرسوده مى شد، اما مشكل اينجا است كه اكنون پشت هر نيروى خشونت بارى، اراده يكى از قدرت هاى سياسى منطقه اى و فرامنطقه اى حاضر است و به اين ترتيب، منازعه داخلى رشته اى دراز در آن سوى مرزها دارد و در ائتلافى ناميمون، بازيگران غربى و عربى، دماسنج خشونت را در جهت اهداف تعيين شده خويش تنظيم مى كنند. در گفت وگويى با دكتر محمدعلى مهتدى، پژوهشگر و كارشناس، ابعاد مختلف سياست هاى طرف هاى خارجى در عراق و نيز چند و چون تحولات اخير اين كشور را مورد بحث قرار داديم.
گروه بين الملل

آقاى مهتدى، اكنون چند هفته از اعلام رسمى ناكامى آمريكا در صحنه عراق كه مصداق آن شكست جناح بوش در انتخابات و كناره گيرى طراحان جنگ عراق مثل رامسفلد بود مى گذرد، آيا در اين فاصله نشانه اى از تغيير سياست آمريكا در صحنه عراق مى بينيد؟
سياست كلى آمريكا در منطقه هرگز تغييرى نمى كند، آنچه تغيير مى كند، نوع تاكتيك هاى آمريكا است. دولت آمريكا در حال حاضر با نارضايتى عمومى مردم اين كشور از روند جنگ عراق مواجه است، به ويژه كه آمار تلفات ارتش آن در عراق و كشته شدن سربازانش روبه افزايش دارد و در اين ميان، انتقادهاى بسيارى نيز عليه بوش در منطقه در جريان است.
بنابراين، آمريكا مجبور است در رفتار و عملكرد خود در عراق تغييراتى تاكتيكى اعمال كند تا با استناد به اين تغييرات از دامنه ناكامى ها و بار تلفات خود در منطقه بكاهد.
اين درحالى است كه در روى ديگر سكه آمريكايى ها در سياست جديد خود بر آتش كشمكش هاى فرقه اى دامن خواهند زد تا حلقه هاى همبستگى ميان گروه هاى حاضر در عراق اعم از شيعيان، سنى ها و اكراد و اعراب گسسته شود و به طور كلى، زمينه شكل گيرى يك اتحاد و همبستگى در عراق ناممكن گردد. اين طرحى است كه آمريكا و شركايش در حال اجراى آن در كل منطقه خاورميانه هستند وعراق نيز قطعه اى از پازل استراتژى آنها است.
از جمله مسائلى كه تا به امروز در محافل تصميم گير آمريكا بحث برانگيز بوده يافته هاى گروه تحقيق بيكر است كه اين يافته ها دلالت بر اين داشت كه آمريكا لاجرم بايد به طرح خروج از عراق تن دهد. فكر مى كنيد يافته ها و توصيه هاى اين گروه از سوى كاخ سفيد كنار گذاشته شد يا آن كه ممكن است به تدريج اجرا شود؟
به عقيده من، گزارش بيكر و هميلتون بخشى از يك سناريوى بزرگ است كه آمريكايى ها به دقت آن را نوشته و در حال اجرايش هستند. نخبگان آمريكا از نوشتن اين سناريو يك هدف عمده را دنبال مى كنند و آن اين است كه به اين طريق بتوانند بهانه و زمينه اى براى اعمال تغييرات تاكتيكى در عملكرد خود در عراق فراهم آورند، ضمن آن كه در مسير اين تغيير چنين وانمود كنند تغييرات اعمال شده تحت تأثير گزارش بيكر و هميلتون صورت گرفته است. به اين ترتيب، سياستگذاران آمريكا مى توانند حيثيت و اعتبار دولت بوش را نيز به ظاهر حفظ كنند تا گمان نشود دولت بوش با فشار افكار عمومى درون آمريكا و يا به واسطه اعتراض جهانيان ناچار به تغيير تاكتيك شده است.
درواقع، گزارش بيكر و هميلتون با تمام تبليغاتى كه روى آن صورت گرفت، تنها پوششى مناسب براى رفتارهاى آينده دولت بوش در عراق است و قرار هم نيست به تمام نكته هاى اين گزارش عمل شود. بلكه به نظر مى آيد كه كاخ سفيد فقط برخى از آن ها را كه به نوعى به سود دولت بوش هم تمام مى شود و همان موفقيت تغييرات تاكتيكى را تضمين مى كند، به اجرا درخواهد آورد.
از آخرين راهبردهايى كه به ويژه پس از ورود رابرت گيتس به پنتاگون مطرح شده، راهبرد افزايش نيرو درعراق است. فكر مى كنيد چنين اتفاقى روى دهد و دولت بوش براى جبران شكست هاى گذشته باز هم اكيپ هاى جديدى به عراق گسيل كند؟
طرح آمريكا اين است كه در آينده نزديك نيروهاى خود را از خيابان هاى عراق جمع كند و در پادگان ها مستقر سازد اما طرح افزايش نيرو كه از آن صحبت مى شود، پيش از عراق در صحنه نظامى ـ سياسى كل منطقه كاربرد دارد. يعنى اين نيروهاى جديد مى توانند براى طرح هاى بلندپروازانه و ماجراجويانه جديد آمريكا در خليج فارس به كار آيند. خود سران كاخ سفيد نيز اعتراف كرده اند كه قصد دارند تا مدت ها در خليج فارس مستقر شوند و كل منطقه را زير نظر داشته باشند اين تصميم آمريكا درشرايطى گرفته شده است كه نيروهاى مقاومت منطقه در لبنان، فلسطين و سوريه در برابر آمريكا و اسرائيل ايستاده اند و نقشى فعال در منطقه ايفا مى  كنند. آمريكا نيز مجبور است براى حفظ اعتبار خود از اعتراف به شكست بپرهيزد و دست به حركت ها و مانورهاى بلندپروازانه جديد بزند كه درواقع نوعى نمايش قدرت در منطقه تلقى مى شود.
آقاى مهتدى، اگر موافق باشيد نگاهى به اوضاع داخل عراق داشته باشيم. شما علت جهش يكباره خشونت هاى جارى عراق را در چه مى بينيد و فكر مى كنيد دلايل واقعى ناكامى نيروهاى خارجى حاضر در اين كشور در مهار خشونت ها چيست؟
سياست ها و رفتارهاى آمريكايى ها از روزى كه وارد عراق شدند، به جاى تعديل خشونت به آتش اختلافات دامن مى زد. آن ها حتى در فرآيند دولت سازى در عراق هم به گونه اى دخالت كردند كه ماحصل آن جز سنگ اندازى در برابر تصميمات ملى اين كشور نبود. از زمانى نيز كه دولت نورى المالكى تشكيل شده دولتمردان كاخ سفيد در مسير ناكامى اين دولت حركت كرده اند.
واشنگتن در عمل نشان داد كه علاقه اى به وجود دولتى مردمى در عراق ندارد و از نظر آنان موجوديت دولتى كه خواست و اراده مردم را اعمال كند، براى شان زيانبار است و مطلوب كاخ سفيد تشكيل دولتى است كه مطيع سياست هاى آمريكا باشد. براى اثبات اين مسأله مدركى متفق وجود دارد شما نگاه كنيد تا پيش از تشكيل دكتر جعفرى و نورى المالكى كمتر شاهد صحنه درگيرى ها، انفجارها و تلفات بوديم اما بلافاصله پس از شكل گيرى دولت هاى جديد صحنه عراق به كارزارى خونين تبديل شد.
اخيراً هم آمريكايى ها بحث ديگرى را مطرح كرده اند و مى گويند بايد دولت آشتى ملى روى كار بيايد. در حالى كه نتيجه عملى چنين ايده اى فقط تضعيف دولت مالكى است. بنابراين در وضعيتى كه خط مشى اصلى آمريكا در عراق حفظ شكاف ها و تضادهاى قبيله اى و مذهبى در اين كشور است، چگونه مى توان انتظار داشت كه خشونت ها روبه كاهش نهد. من در اين رفتارها بوى خطر هرج و مرج و تجزيه را حس مى كنم.
پس به زعم شما، پيش بينى هايى كه در مورد خطر تجزيه عراق مطرح شده جدى است؟
اين بستگى به اراده نيروهاى مقاومت در كل منطقه دارد. اگر آمريكا وارد عراق شد، به دليل آن بود كه اين كشور را سكوى پرش خود به سوى خاورميانه نوين مى دانست. آمريكا مى خواست در حمله به عراق بر منبع عظيم نفت منطقه چنگ بيندازد و نقشه خاورميانه را به گونه اى كه خود مايل است طراحى و ترسيم كند. اين طرح بلندپروازانه از ابتدا طرح خطرناكى بود كه كشورهاى منطقه بايد آن را جدى مى گرفتند. در اين مرحله نيز اين طرح به انحاى ديگرى و در قالب سياست نوينى از سوى بوش در حال پيگيرى است و ميزان مقاومت در برابر آن نيز به اراده سياسى دولت ها و ملت ها بستگى دارد.
بعضى معتقدند كه برخى دولت هاى منطقه با پروژه هاى پنهانى مربوط به تضعيف دولت شيعه بغداد همراه هستند و حتى گفته مى شود در دور جديد خشونت ها برخى كشورهاى عربى متحد سلفى ها به طور جدى وارد صحنه شده اند، آيا اين درست است كه يك رويارويى سياسى ـ نظامى تازه خارج از عراق عليه شيعيان به راه افتاده است؟
پس از جنگ ۳۳ روزه كه شكست بى سابقه اسرائيل برابر لبنان را در پى داشت، آمريكايى ها به دنبال ائتلافى از كشورهاى موسوم به معتدل براى تضعيف نيروهاى مقاومت، به ويژه جمهورى اسلامى ايران رفتند. در اين راستا، آن ها شروع به تبليغات منفى شديد عليه ايران كردند، چنان كه مدعى شدند ايران درامور داخلى كشورهاى لبنان، عراق و فلسطين دخالت مى كند. در مرحله دوم اين استراتژى، به طرح اختلاف ها در ميان گروه هاى شيعى و سنى دامن زدند.
درحالى كه همه اين ها جنگ روانى بود و هدف واقعى و پنهان اين جنگ  سياسى پولاريزه كردن و ايجاد صف بندى جديد در منطقه است. متأسفانه، برخى از كشورهاى منطقه هم طبق همين خواسته نهانى آمريكا پيش رفتند، چنان كه در رفتار برخى ديپلمات هاى عربستان و اردن نشانه  هايى را ديديم كه دلالت بر همنوايى آن ها با سياست هاى آمريكا در منطقه داشت و حتى برخى از افراطيون ايدئولوژيك اين كشورها فتواهايى را در مورد شيعيان صادر كردند كه فقط در راستاى همان سياست هاى آمريكا است. بنابراين، روشن است كه اگر محافل و دولت هاى منطقه اين روند را ادامه دهند، به سقوط منطقه و هرج و مرج در خاورميانه منجر خواهد شد.
فكر مى كنيد اين تحركات منفى چه ميزان بر فضاى سياسى عراق تأثير گذاشته است؟ به نظر مى رسد ائتلاف جناح هاى سه گانه شيعيان، سنى ها و اكراد قدرى آسيب ديده است؟
چنين ائتلافى در سطحى كه اتحاد كامل ميان طوايف برقرار باشد وجود نداشته است. متأسفانه برخى از تلاش هاى آمريكايى ها و شركايشان در دامن زدن بر تضادهاى درونى عراق مؤثر بوده است؛ چنانكه اكنون نيز مى بينيم برخى كشورهاى منطقه با اميد به نتيجه در حال دامن زدن به مسائل اين چنينى در عراق اند. اما درواقع آن ها در حال واردشدن به بازى  خطرناكى هستند كه چنان كه زودتر جلوى آن گرفته نشود علاوه بر پيامدهاى زيانبار در عراق، آثار سويى در صحنه منطقه برجاى خواهد گذاشت.
در وضعيت فعلى، سياست طرف ديگرى از بازيگران خارجى در داخل عراق محل بحث و مناقشه است. تحركات اخير انگليسى ها در عراق را چگونه تحليل مى كنيد و برخوردهاى اخير آن ها در داخل عراق چه معنا و مفهومى دارد؟
اقداماتى كه انگليسى ها در جنوب عراق انجام دادند، كاملاً در هماهنگى با سياست بوش است. به عبارتى، تا زمانى كه بلر در رأس حكومت انگلستان است اين هماهنگى ادامه خواهد داشت.
البته تا پايان دوره صدارت بلر چيزى نمانده است و بايد منتظر وقايع بعدى ماند اما آنچه در حال حاضر صورت مى گيرد، با هماهنگى كامل دولت بوش است.
ترجيح مى دهم پرسش پايانى بحث ما، اتفاق جديد صحنه عراق يعنى بحث اعدام صدام باشد. پيش بينى شما از نتيجه و پيامدهاى چنين حكمى چيست؟ آيا گروه هاى حاضر در عراق آمادگى اجراى چنين حكمى را دارند؟
در مورد اعدام صدام دو بحث اصلى وجود دارد: اول اين كه گفته مى شود اگر صدام اعدام شود، بعثى هايى كه قبلاً در ارتش بودند و بعد به مقاومت پيوستند، دست از مقاومت برمى دارند البته بايد متذكر شد مقاومت دست آن ها نيست. نكته دومى كه مطرح مى شود، اين است كه آمريكا هيچ سودى بابت اعدام صدام نخواهد برد و تنها چيزى كه با اعدام صدام، واشنگتن دنبال مى كند اين است كه به اين طريق با برخى گروه هاى داخل عراق وارد معامله خواهد شد و تحت تأثير اين معامله به همان هدفى كه در ابتدا به آن اشاره شد يعنى كاهش تلفات نيروهاى آمريكايى در عراق دست خواهد يافت.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   فرهنگ و انديشه   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه ۱   |   ويژه ۲   | 
|   ويژه ۳   |   ويژه ۴   |   ايران زمين   |   اقتصادى   |   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   | 
|   اوقات شرعى   |   گردشگرى   |   فرهنگ و پايدارى   |   مهرگان   |   ماجرا   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |