محمد بخشنده
زمستان كه از راه مى رسد فقط مردم عادى نيستند كه با سرما و كمبود سوخت و انرژى دست و پنجه نرم مى كنند، چندسالى است، مشكلات وبحران هاى اين فصل دامن ديپلمات ها را هم گرفته است. بسيارى از دولت ها اكنون با رسيدن زمستان اتاق بحران تشكيل داده اند و گذر از بحران هاى زمستان را در سرلوحه امور ديپلماسى خويش قرارداده اند.
بحران انرژى، به عنوان مركز و مدار مشكلات آخرين فصل سال، هم اكنون در بخشى از مناطق جهان، خطرى بيش از يك جنگ و غائله نظامى پيدا كرده است. وحشت ناشى از كمبود سوخت و نبود انرژى در اين مناطق بى اندازه و خارج از تصور است. قسمت غم انگيز داستان انرژى اينجاست كه دولت ها و حكومت ها هيچ ابزار دفاعى در برابر اين جنگ پيش بينى نشده، ندارند. اقتصاد كشورها بويژه كشورهاى مغرب زمين آنقدر دربرابر اين بحران شكننده است كه به محض بروز نخستين علائم خطر، همه نهادها به حال آماده باش كامل درمى آيند و موضوع بحران انرژى در شمار مسائل امنيت ملى اين كشورها قرار مى گيرد. موضوع انرژى امروز در كشورهاى فاقد نفت و گاز، ميزان الحراره امنيت است و با هر نوسانى در ايستگاه هاى عرضه و بازار صادرات، حالتى از تشنج واختلال جسم وجان اين دولت ها را فرامى گيرد. و همزمان با اين اتفاقات رشته بلندى از تئورى ها و توصيه هاى نخبگان اين كشورها برصفحه نخست جرايد نقش مى بندد كه كارآمدى دولت ها و حكومت هاى خود را با معيار توانايى آنان در گذر از بحران هاى زمستان ارزيابى مى كنند.
دراين سال ها كه انرژى فسيلى چشمه هايى از آتش تهديد خود را در اروپا و اقمار شوروى سابق، نمايان كرد، انديشمندان و متفكران نيز منظرى تازه براى ارزيابى جهان جديد گشودند، تحليلى كه بحران انرژى پايه اصلى آن بوده است.
به اين ترتيب زمستان پاى ديپلمات ها رابه ميان كشيده است زيرا ديگر در نگاه هيچ كدام از دولت هاى درگير اين بحران، پرونده انرژى فقط يك بحران اقتصادى نيست كه امرى سياسى و حيثيتى و بلكه بخشى از امنيت ملى اين كشورهاست.
براى نشان دادن آميختگى سياست و اقتصاد شايد، پرونده بحران انرژى دقيق ترين و بهترين نمونه باشد. روابط دولت ها درميدان دادوستد انرژى به پيچيده ترين بخش ازسياست بين الملل تبديل شده است. بازار انرژى اكنون به نمايش قدرت ديپلماسى دولت ها تبديل شده است. بويژه از زمانى كه انگيزه هاى سياسى در تصميم گروه صادركنندگان و واردكنندگان اين ماده حياتى دخيل شده است، صاحبان تجارت و اقتصاد بيش از هر برهه ديگر دست به دامن ديپلمات ها شده اند، تا جايى كه برخى انديشوران اين خطه گفته اند كه گره هيچ قراردادى بى حضور ديپلمات ها گشوده نمى شود و هيچ مناقشه اى در بازار نفت و گاز بدون چانه زنى و لابيگرى هاى سياسى به صلح و سامان نمى رسد.
اين نوشتار بيشتر نگاه به اروپا و منطقه ديگرى كه ارواسيا نام گرفته است، دارد، از آن رو كه منطقه اوراسيا چندى است كه قلب بحران انرژى ومركزنمايش مهيج ترين كشمكش «ديپلماسى نفت و گاز» شده است. دريك سوى اين بحران، روسيه ـ غول انرژى جهان ـ نشسته و در سوى ديگرش چند جمهورى اغلب فقير و نيازمند اقمار شوروى سابق وچند كشور صنعتى اروپا كه شريان اقتصادشان به شيرهاى نفت روس ها وابسته است.
چشم اندازهاى تازه بحران
همه مشتريان انرژى روسيه، سال ۲۰۰۶ رادراضطراب ونگرانى به سركردند و اكنون درواپسين روزهاى سال كهنه نيز ناظران مى گويند:اروپا سال نو را با بحران كمبود گاز آغاز خواهد كرد.
چنانكه اكونوميست گزارش داده است، شكست مذاكرات روسيه و بلاروس بر سر تعيين قيمت گاز، براى كشورهاى اروپايى مهم ترين نشانه بودكه آنهاسال جديد ميلادى را با بحران كمبود انرژى آغاز خواهند كرد.
اضطراب اروپايى ها آنقدر بالابود كه شركت گازپروم روسيه، منبع اصلى تصميم گيرى در اين بحران، ناگزير شد در اطلاعيه اى براى آرامش نگرانى مشتريانش دركشورهاى اروپايى در خصوص كمبود گاز، اعلام كند كه اين شركت ذخاير كافى گاز در اتريش و آلمان در اختيار دارد.
شركت گازپروم بزرگ ترين توليد كننده گاز طبيعى جهان، هم اكنون ۲۵ درصد گاز مورد نياز اروپا را تأمين مى كند كه با افزايش نياز اروپا به واردات گاز در آينده، اين ميزان بيشتر نيز خواهد شد.
ماجراى شكست مذاكرات بلاروس از آن جهت اروپا را به وحشت انداخت كه اين كشور مسير مهمى براى صدور گاز روسيه به اروپا به شمار مى رود.
تيم فرانكس، ازكارشناسان حوزه انرژى در بروكسل مى گويد، آنچه اروپايى ها بايد درباره منابع انرژى مورد نياز خود انجام دهند، مى تواند يكى از بزرگ ترين سؤال هاى سياسى سال پيش رو باشد چنانكه گفت وگوهاى كنونى ميان اروپايى ها و روسيه را در هاله اى از سوءظن قرار داد. نشست مسئولان بلندپايه اتحاديه اروپا با مقام هاى روسيه نه تنها تحت الشعاع مسائل مربوط به انرژى قرارگرفته است، بلكه اساس ماهيت روابط اروپا با روسيه را نيز زير سؤال برده است. و اين ادعا مطرح مى شود كه روابط دو طرف به سوى شرايط جنگ سرد گرايش مى يابد.
هنوز هيچ كس نمى داندكه جنگ اقتصادى ديپلماتيك روسيه با مشتريان نگرانش چگونه پايان خواهد يافت. آنچه پيش روى ماست يك بحران همه جانبه است كه هر سال و هر فصل بر دامنه و شدت آن افزوده مى شود بى آن كه چاره اى برايش يافت شود.
ميدان زورآزمايى مرد نخست كرملين با غرب
بحران انرژى يا بهتر بگوييم بحران ديپلماسى انرژى ميان روسيه و مشتريان خرد و كلانش، هرچند دامنه پيچيده و ابعاد وسيعى دارد، اما ماهيتى ساده دارد زيرا اين ماجرا قطعه اى از پازل رقابت سياسى و بين المللى مسكو با حريف هاى منطقه اى وفرا منطقه اى برسر ترسيم حوزه هاى نفوذ است. لذا آنچه درميدان مذاكرات انرژى و اجلاس هاى اقتصادى روسيه و اين كشورها مى بينيم تنها بازخورد و بازتاب هاى اين كشمكش پشت پرده است.
طرف هاى غربى باصراحت به اين مسأله اقرار كرده اندكه روسيه از منابع نفت و گاز خود براى اثبات اقتدار بر اروپا و كشورهاى همسايه استفاده مى كند.
جاناتان ماركوس گزارشگر امور اقتصاد سياسى اروپا مى گويد: اين يك بحران چند سويه ميان روسيه با اروپا و آمريكا است و مسكو در اين ميدان رقابت، ابزارى دردست دارد كه به او اين امكان راداده كه از موضعش در روابط با اروپا وغرب كوتاه نيايد.
غرب واتحاديه اروپااكنون با اين واقعيت روبه روست كه روسيه بيش از پيش بر ذخيره انرژى خود به صورت يكى از اهرم هاى قدرت در سياست خارجى تكيه مى كند.
البته ۵ يا ۶ سال پيش نيز مسأله انرژى در پوشش سياست امنيت ملى روسيه قرار گرفته بود، اما آن روزهاهنوز جنبه واقعيت سياسى و اقتصادى پيدا نكرده بود. بنابراين پاسخ اين سؤال كه روس ها ازچه چيزى نگران هستند و با اهرم انرژى خودكدام رفتار غربى ها را تلافى مى كنند، روشن است. «طرح گسترش به سوى شرق» آمريكا و ناتو و نيز برنامه توسعه اتحاديه اروپا، كه كشورهاى اقمارى روسيه را دربرگرفته است، از نظر روس ها به تغيير موازنه منجر شده است.
درگذشته با وجود هرگونه اختلافاتى كه وجود داشت، روسيه مى توانست با فرانسه، آلمان و بريتانيا روابط نزديك برقرار كند، اما حال ناتو وآمريكا به همه حوزه هاى استراتژيك روس ها چنگ تعرض انداخته اند و اروپا دندان طمع براى تغيير حكومت هاى دوست روسيه در اين جمهورى ها تيزكرده است. ديگر براى كرملين زمان مدارا و وقت مماشات سپرى شده است. در گزارش تحليلگران اروپايى بر اين نكته اشاره جدى شده كه از وقتى كه كشورهاى حوزه بالتيك به عضويت اتحاديه اروپا در آمده اند (بويژه كشور لهستان كه احساسات ضد روسى در آن حتى در سطح دولت محسوس است)، براى روسيه دستيابى به توافق مشكل تر شده است. كرملين امروز بيش ازهر زمان خود را در تهديد آشكار به سوى انزوا مى بيند. تاجايى كه حتى ميخائيل گورباچف، رئيس جمهور سابق روسيه كه سهم بسزايى در وحدت اروپا داشت، گفته است كه در برخى قسمت هاى اتحاديه تلاش مى شود تا صداى روسيه را خاموش نگاه دارند.
درجريان كشمكش سال۲۰۰۶ ديپلمات هاى روسى و غربى اين بخش از ماهيت اختلاف دو طرف صورت عريانى پيداكرد.
بزرگترين حلقه اين زورآزمايى زمانى بودكه ديك چنى، معاون رئيس جمهورى آمريكا، مه ۲۰۰۶ پس از آن كه مذاكرات طولانى اروپا و روس ها برسر انرژى به بن بست رسيد در يك سخنرانى در كشور ليتوانى، دولت روسيه را به زبانى تند و غيرمنتظره مورد انتقاد قرار داد.
چنى مدعى شدكه دولت روسيه از نفت و گاز به جاى ابزارى براى وحشت يا باجگيرى از ديگر كشورها استفاده مى كند. اين سخنان در واقع آغاز يك جنگ ديپلماتيك بود.
اين درگيرى لفظى درحالى روى دادكه تنها ۲ ماه به نشست سران ۷ كشور صنعتى دنيا و روسيه، موسوم به گروه ،۸ در شهر سن پترزبورگ باقى مانده بود.
دراين حمله صريح، ديك چنى به اختلاف اروپا وروسيه بسنده نكرد،اوبه نمايندگى از بوش اعلام كردكه روسيه هرچه بيشتر به سوى اقتدارگرايى پيش مى رود. معاون رئيس جمهورى آمريكا دراين موضعگيرى پيام دعوت به شورش نيز به سمت شركاى سابق مسكو فرستادو بخصوص از كشورهاى حوزه بالتيك به عنوان نمايندگان «خط مقدم جبهه آزادى» در جهان مدرن نام برد.
اظهارات وى بيش از پيش جو اجلاس گروه ۸ را كه قرار بود اواسط ماه ژوئيه به ميزبانى ولاديمير پوتين برگزار شود، تيره كرد. سخنگوى كرملين، كاخ رياست جمهورى روسيه، در واكنش به اين اظهارات آن را «به طور كامل نامفهوم» توصيف كرد.
اما مسكو در پاسخ جنگ روانى چنى به اين بيانيه بسنده نكرد وشخص پوتين ناگزير شد واردصحنه شود و رئيس جمهورى روسيه آن نطق معروف ۲۰۰۶را ايراد كرد. پوتين دراين نطق ضمن آنكه كشورهاى غربى را به بزرگنمايى نگرانى هاى ناشى از صادرات انرژى كشورش متهم كرد،براى نخستين بار تهديد كرد كه درخواست محدود كردن فروش انرژى روسيه به بازارهاى اروپا، كشورش را واداشته است تا در جست وجوى بازارهاى تازه براى نفت و گاز خود باشد.
رئيس جمهورى روسيه با دفاع سرسختانه از اعتبار كشورش به عنوان تأمين كننده انرژى، گفت كه مسكو حتى در دوران جنگ سرد هم با كشورهاى اروپايى دادو ستد هاى انرژى داشته است: «وقتى ما چنين اظهاراتى را مى شنويم، آنها را تلاش هايى براى محدود كردن فعاليت شركت هاى روسى تلقى مى كنيم و در يافتن بازارهاى جديد بر مى آييم.»
جالب ترين نكته در اين نزاع سياسى كه ديك چنى شعله ور كرد اين بود كه ۲قدرت پشت صحنه بحران انرژى سرانجام رودر روى هم ايستادند وازطرفى روشن شد كه محورومركز چالش هاى قدرت هاى جهانى چيزى جز انرژى نيست.به عبارتى آن بازى بزرگ كه ناظران قرن جديد وعده اش راداده بودند، نمايان شد.تكاپو براى دسترسى به منابع انرژى - ديپلماسى خط لوله يا هر نام ديگرى كه بخواهيد بر آن بگذاريد - آن چيزى كه به «بازى بزرگ» قرن جديد براى نفوذ در آسياى ميانه واقمار شوروى سابق تعبير و تشبيه مى شود.
به اين ترتيب حتى تهديدات پوتين نيز به اين غائله خاتمه نداد.ديك چنى پس از اين به قزاقستان رفت تا ساخت يك خط لوله گاز تازه كه از خاك روسيه نخواهد گذشت را ترغيب كندوهمزمان خط تنش چنى را ورشو دنبال كرد.مقام هاى لهستانى اظهاراتى مشابه ديك چنى، معاون رئيس جمهورى آمريكا، را منعكس كردند با اين مضمون كه روسيه از صدور گاز به صورت ابزارى براى باجگيرى از همسايه هاى خود استفاده مى كند.
ورشو به اتفاق شمارى ازمحافل ضدروسى، اروپا رابه سختگيرى عليه مسكو فراخواند ودرپيامى كه باز كرملين رابه خشم آورد ازطرف هاى غربى خواست تا ازاهرم فشاردموكراسى براى تمكين پوتين بهره گيرند.
در حالى كه قرار بود در ملاقات ولاديمير پوتين، رئيس جمهورى روسيه، با مقام هاى ارشد كشورهاى عضو اتحاديه اروپا، همكارى استراتژيك دو طرف در زمينه هاى انرژى، مهاجرت، تجارت و حقوق بشر مورد بررسى قرار گيرد، اما مخالفت لهستان پيشاپيش اميد به موفقيت اين اجلاس را از ميان برد و اين نخستين بارى بود كه يكى از ۱۰ كشورى كه در سال ۲۰۰۴ به عضويت اتحاديه اروپا در آمدند از حق وتو براى جلوگيرى از اتخاذ تصميمى مهم به وسيله اتحاديه استفاده مى كرد.نخست وزير فنلاند، رياست دوره اى اتحاديه اروپا كه كشورش ميزبانى اجلاس را بر عهده داشت، مخالفت لهستان را منطقى خواند ودر مقابل، روسيه دولت لهستان را مسئول بروز وضع كنونى دانست.
به اين ترتيب بود كه نشست هاى انرژى روسيه واروپا در۲۰۰۶ به ميدان اتهام سازى سياسى تبديل شد و ديپلماتهايى چون خوزه مانوئل باروسو، رئيس كميسيون اروپايى، ازروسيه انتقاد كردند كه از موضوع انرژى به عنوان يك فشار سياسى استفاده كرده است و مدعى شدند كه نگران وضع دموكراسى در روسيه هستند.
مهم ترين نشست رويارويى روسيه واروپا در۲۵ مه در حالى پايان يافت كه ولاديمير پوتين، با وجود تلاش اروپايى ها تعهدى مبنى بر گشوده شدن منبع انرژى اين كشور به روى مصرف كنندگان پرتوقع اروپا نداد.
رهبران اتحاديه اروپا اميد وار بودندكه حتى در جريان مراسم شام در اجلاس جنوب فنلاند با حضور پوتين، او را براى پذيرفتن مقررات الزام آور در مورد مناسبات انرژى تحت فشار قرار دهند.رهبران اتحاديه اروپا سعى داشتند روسيه را قانع كنند پيمان سال ۱۹۹۱ موسوم به منشور انرژى را امضا كند اما موفق به اين كار نشدند.درپاسخ اين حركت هاپوتين گفت: «ما با اصولى كه اين منشور متضمن آنهاست مخالفتى نداريم، اما معتقديم كه برخى مفاد منشور بايد بهتر تعريف شود.» وبا اين سخنان اين اجلاس نيز با تهديدات دوطرف پايان گرفت.اتحاديه اروپا به روسيه هشدار داد كه ممكن است مانع از اجراى طرح هاى روسيه براى سرمايه گذارى در بازار فروش گاز اروپا شود مگر اين كه به شركت هاى غربى اجازه داده شود به خطوط گاز صادراتى اين كشور دسترسى داشته باشند.روس ها نيزگفتندكه به سمت مشتريان جايگزين خواهند رفت.
دراين جدال، مسكو دست برتر داشت زيرا اروپايى ها برسكوى نيازمندان ايستاده بودند.علاوه براين ويليام هورزلى، گزارشگر امور اروپا به واقعيت ديگرى نيز اشاره مى كند و مى گويد: اروپائيان شركت كننده در اين نشست اتحادى نداشتند.اوتأكيد مى كندكه گروهى ديگر در اتحاديه اروپا سعى دارند به هر قيمتى كه شده از برخوردى علنى با روسيه احتراز كنند چون بيم دارند كه روابط دو طرف را بدتر كند.درصف نخست مماشاتگران اروپا ،برلين قرارگرفته كه حدود ۳۰ درصد نياز انرژى خود را ازروس ها تأمين مى كند.
ميدان هاى اصلى جنگ انرژى
اما اين ،تمام داستان جنگ ديپلماتيك منطقه اوراسيا برسر انرژى نبود پس ازآنكه لهستان اعلام كردكه در جست وجوى ديگر گزينه هاى ممكن براى تأمين انرژى خود است.مجارستان انرژى را يك مسأله امنيتى توصيف كردو اتريش نيز گفت: اروپا نيازمند يك استراتژى درازمدت براى تضمين منابع گاز است.
اما بحران انرژى ازهنگامى به اروپا سرايت كرد كه ۲ متحد سابق در قلمرو شوروى سابق به دشمنان وحريفان تازه تبديل شدند، يعنى روسيه واوكراين.
اوكراين ،كانون نزاع
مسأله امنيت انرژى پس از آن براى اروپا در اولويت قرار گرفت كه روسيه به طور موقت جريان گاز به اوكراين را در ماه ژانويه۲۰۰۶ قطع كرد كه ناشى از اختلافى برسر بهاى گاز بود.پس ازاين بودكه برخى كشورهاى اروپايى نسبت به وابستگى به منابع انرژى روسيه نيز ابراز نگرانى كردند.اين اقدام روسيه عليه اوكراين به نگرانى اروپاييان در مورد بهره بردارى احتمالى روسيه از اتكا به منابع انرژى آن كشور شدت بخشيد و كارشناسان انرژى از كشورهاى عضو اتحاديه اروپا براى انجام گفت و گوهاى فوق العاده پيرامون بحران موقتى كمبود گاز، كه ناشى از نزاع روسيه و اوكراين بر سر بهاى گاز بود، ديدار كردند.آن روزگازپروم، شركت انحصارى گاز روسيه، قيمت محصول خود را از ۵۰ دلار در هر ۱۰۰۰ متر مكعب براى اوكراين به ۲۳۰ دلار افزايش داد.اين قيمتى است كه اوكراين حاضر به پرداخت آن نيست.
اوكراين پيش ازاين گاز ارزان از روسيه مى گرفت و در عوض مى گذاشت خط لوله هاى ترانزيت روسيه از خاكش بگذرد.گفته مى شودگازپروم قيمت پائينى براى صدور گاز به كشورهاى سابق متحد با شوروى درنظر مى گيرد، اما قيمت گاز اين كشور براى اروپا ۲۴۰ دلار در هزار متر مكعب است.
دراين ماجرا،روسيه پمپاژ گاز به اوكراين را قطع كرد كه كاهش جريان گاز به برخى از كشورهاى اروپايى را نيز به دنبال داشت چند دولت اروپايى از افت جريان گاز ورودى به كشورهاى خود خبر دادند و اندريس پيبالگز، كميسر انرژى اتحاديه اروپا گفت اين وضع نشان مى دهد كه اتحاديه اروپا در مقابل مشكل بالقوه كمبود گاز تا چه حد آسيب پذير است.مشكل ديگراين بودكه بخش زيادى از نفت اروپا را روسيه از طريق خاك اوكراين تأمين مى كند، بويژه آلمان كه حدود ۳۰ درصد گازش را از طريق اوكراين دريافت مى كند.
اما اختلاف واقعى ۲ كشور روس تبار زمانى آغاز شد كه روسيه گفت كه قصد دارد بهاى گاز عرضه شده به اوكراين را ۴ برابر كند كه كى يف از پذيرش آن سرباز زد.
دراين حال مقام هاى روسى، كشور اوكراين را به دزديدن گاز از لوله هايى كه از اين كشور عبور مى كنند، متهم كرده اند، اماكى يف مى گويد به خاطر تلاش هايش براى كسب استقلال بيشتر از مسكو و توسعه پيوندهاى قوى تر با غرب، تنبيه مى شود.اين كشور، روسيه را متهم كرده براى تضعيف اقتصاد اوكراين به باج خواهى توسل جسته است.اين يك تحليل اروپايى است كه مدعى است اوكراين پس از انقلاب نارنجى درحلقه تحريم روس ها قرارگرفت وتكرار يك اتهام ديرينه است كه مى گويد، مسكو از شركت گازپروم به عنوان يك حربه سياسى براى حفظ نفوذ خود بر كشورهاى همسايه بهره بردارى مى كند.
گرجستان ،دومين كانون بحران انرژى
گرجستان با رهبرى ساكاشويلى درميدان بحران انرژى همان سرنوشت يوشچنكو دراوكراين راپيداكرد.اين بارنيز بازيگردان شركت روسى گازپروم بودكه اعلام داشت كه از سال آينده بهاى گاز به جمهورى گرجستان را به بيش از ۲ برابر قيمت كنونى آن، افزايش خواهد داد.
مقام هاى شركت گازپروم،، گفتند كه از سال ،۲۰۰۷ بهاى گاز صادراتى روسيه به گرجستان از ۱۱۰ دلار براى هر يكهزار متر مكعب در حال حاضر به ۲۳۰ دلار افزايش مى يابد.خبر افزايش بهاى گاز صادراتى روسيه به گرجستان در حالى انتشار مى يافت كه در پى بازداشت و سپس اخراج ۴ نظامى روسى در تفليس، پايتخت گرجستان، به اتهام جاسوسى در ماه سپتامبر سال جارى، روابط ۲ كشور به تيرگى گراييد وگلا بژواشويلى، وزير خارجه گرجستان ناگزيرشد براى گفت وگو با مقام هاى روسيه به منظور كاهش تنش موجود، به مسكو سفر كند.اينجا نيز علت اختلاف سياسى دانسته شد زيرا دولت كنونى گرجستان متحد غرب است وروس ها ازاين ماجراناخرسند هستند.
جريان گاز روسيه به گرجستان يكشنبه ۲۲ ژانويه بر اثر وقوع انفجارى در مسير خط لوله روسيه به اين كشور قطع شد و خانه هاى مردم اين كشور كوهستانى را در زمستان در سرما و بى برقى به خاطر از كارافتادن نيروگاه هاى حرارتى فروبرد.سرانجام ميخائيل ساكاشويلى رئيس جمهورى گرجستان اعلام كردكه براى پايان دادن به بحران كمبود گاز در كشورش قراردادى براى خريد گاز از ايران بسته است.
صف تازه كشورهاى درمعرض بحران
بلا روس، ايستگاه تازه بحران است، شركت گازپروم روسيه اعلام كرده، دور جديد گفت وگو هاى اين شركت با مقام هاى بلاروس براى تعيين قيمت گاز صادراتى به بن بست رسيده است.
سرگئى كوپريانوف سخنگوى شركت گازپروم مى گويد : دور جديد گفت وگو هاى مقام هاى اين شركت با ولاديمير سماشكو معاون نخست وزير بلاروس بدون دستيابى به نتيجه اى مشخص پايان يافت.
آلكساندر مدودف رئيس بخش صادرات گاز اين شركت نيز تأكيد كرد، با ادامه اين وضع، صادرات گاز روسيه به بلاروس از ابتداى سال ۲۰۰۷ ميلادى قطع خواهد شد .اومدعى است كه امكان قطع صادرات گاز روسيه به آذربايجان نيز از ابتداى ژانويه وجود دارد چرا كه مقام هاى باكو تا كنون تمايل خود را براى خريد گاز روسيه با قيمت هاى بيشتر اعلام نكرده اند.
باز از ميان كشورها وجمهورى هاى شوروى سابق دروضع كنونى تاجيكستان نيز زمستان دشوارى راسپرى مى كند.اعمال شديد محدوديت در انتقال نيروى برق و گاز در اين فصل سرما بيشتر مردم اين منطقه را نگران كرده است.
خبرهاى ديگر حاكى ازآن است كه كشورهاى حوزه بالتيك وشرق اروپا نيزكه روزى انرژى ارزان ورايگان از روس ها دريافت مى كردند اكنون بابحران روبه روشده اند چنانكه روابط سياسى اين كشورها با مسكو به تنش آميخته است شايد آخرين نمونه اين دولت ها مولداوى بودكه رئيس جمهورى اين كشور گفته است كه صدور گاز روسيه به اين كشور نيز قطع شده است.