|
|
|
زندگى كبود
زن پنهان كار
|
|
|
فرشيد از روزى كه درسش تمام شده و كارى براى خودش پيدا كرده بود، تصميم گرفته بود كه ازدواج كند. هرچند كه مى دانست پدر و مادر براى او دختر عمه اش را درنظر گرفته اند، ولى با اين مسأله بشدت مخالف بود و مى دانست كه بايد خيلى تلاش كند تا نظر آنها را برگرداند. وقتى فرشيد گفته بود كه مى خواهد ازدواج كند، مادرش خوشحال شده بود. - همين روز ها بايد به عمه ات تلفن بزنم. فرشيد در برابر اين حرف مادر با تندى گفته بود. - من نمى خواهم بادخترم عمه ام ازدواج كنم و هيچ علاقه اى هم به او ندارم. شما هم بهتر است از اين فكر بيرون بياييد و گرنه هرگز ازدواج نمى كنم. با اينكه چند ماه طول كشيده بود تا مادر و پدرش اين حرف او را جدى بگيرند و با دلخورى از خواسته شان كوتاه بيايند، ولى همين براى فرشيد گام بزرگى بود. از اين كه مى ديد مى تواند با شهامت نظرش را ابراز كند، احساس مى كرد كه در زندگى آينده مى تواند به عنوان يك مرد از پس مسئوليت سنگينى كه بر دوش خواهد داشت، برآيد. مادرش بعد از مشورت با خاله، دخترى را كه در همسايگى آنان بود، براى خواستگارى در نظر گرفت. بعد از چند جلسه خواستگارى، مادرش وقتى كه آن دختر را كاملاً پسند كرد قرار شد فرشيد هم برود و بعد از آن بقيه قرارها را بگذارند. وقتى فرشيد به خانه پدر مژگان رفت. از نظم و تميزى خانه انگشت به دهان ماند. باورش نمى شد بتواند روزى زنى بگيرد كه اينقدر تميز و منظم باشد. مادر و پدر فرشيد در تمام سال هاى زندگى شان در اين مورد با هم بگو مگو داشتند. پدر مى گفت مادرش اهل زندگى نيست و كارهايش كيلويى و از سر بازكنى است. از روزى كه خودش را شناخته بود، كارهاى شخصى اش و شست و شوى لباس هايش و اتوكشى ها را يا او يا پدرش انجام مى داد. خانه شان هم آنقدر كثيف مى شد كه پدرش هياهو و جارو جنجال راه مى انداخت. بنابراين براى فرشيد خيلى مهم بود كه با همسرش در آينده از اين مشكلات نداشته باشد. از اين لحاظ، ازدواج با مژگان برايش با اهميت شده بود. به همين علت، در برابر خواسته هاى او و خانواده اش كوتاه آمد. با آن كه مى دانست مادرش از اين گونه رفتار كردن پسرش ناراحت شده است، ولى برايش مهم بود كه در آينده زندگى خوبى داشته باشد. هر چه مادرش مى گفت اين دختر به نظر خيلى تودار مى آيد، باور نمى كرد. از وقتى كه او مژگان را انتخاب كرده بود، مادرش با اين ايرادها مى خواست او را منصرف كند. سرانجام مراسم ازدواج سرگرفت و فرشيد چند ماه بعد در يك ميهمانى ساده زنش را به خانه برد. مژگان دخترى آرام و ساكت بود. وقتى در خانه بود با زمانى كه نبود، انگار تفاوتى نمى كرد. تمام برنامه هاى زندگى شان همانطور بود كه فرشيد آرزو مى كرد. زندگى آنها در نهايت نظم و آرامش و تميزى مى گذشت. تا اين كه فرشيد احساس بدى نسبت به زندگى پيدا كرد. گاهى كه زودتر از معمول به خانه مى رفت، متوجه مى شد همسرش بلافاصله مكالمه را كوتاه و گوشى را قطع مى كند. با خودش فكر مى كرد شايد اين طور تصور مى كند و تصميمى كه مى گيرد اشتباه است تا اين كه چند هفته بعد مژگان از او پرسيد: تو اضافه كار نمى مانى؟ اين هفته هر روز زود به خانه آمده اى و اگر اين طور باشد درآمد حقوقت كم مى شود. در اداره نشسته بود و به حرف هاى مژگان فكر مى كرد. از اين كه نسبت به او گمان بد برده بود، خودش را سرزنش كرد. شب وقتى به خانه رسيد، از آشفتگى خانه احساس كرد كه ميهمان داشته اند. از مژگان در اين مورد سؤال كرد، ولى زنش اين مسأله را انكار كرده بود. صبح روز بعد وقتى فرشيد مى خواست سوار ماشينش شود، همسايه طبقه پائينى شان جلويش را گرفته و با شرمندگى گفته بود. اگر لطف كنيد و به خانم بگوييد كه عصرها ديرتر ميهمان دعوت كنند، تشكر مى كنم آخر بچه كوچك من نسبت به سر و صدا حساس است. فكرى سياه در سر فرشيد پر شده بود. چرا مژگان به او دروغ گفته بود. چه مسأله اى در ميان بود كه پنهان مى كرد. از آن به بعد هر روز بارها و بارها تلفن خانه را مى گرفت و با زير نظر گرفتن همسرش به فكر اين بود كه متوجه حقيقت شود، ولى انگار زنش از او زرنگ تر بود. يك بار وقتى به سرعت خودش را به خانه رسانده و آرام كليد را در قفل در آپارتمان انداخته بود، با ديدن اقوام همسرش در خانه اش يكه خورد. بارها به مژگان گفته بود كه خانواده اش را دعوت كند ولى مژگان مخالفت مى كرد. مژگان از ديدن فرشيد به شدت عصبى شده بود. شب وقتى ميهمانانشان رفته بودند، آن ها بگومگو كردند. چرا به من نگفته بودى كه مادرت را مى خواهى دعوت كنى؟ مژگان هيچ دليل قانع كننده اى نداشت. فرشيد در مدت سه سال زندگى با مژگان نسبت به او بدبين شده بود. مژگان همه چيز را از او پنهان مى كرد. هيچ وقت به شوهرش نمى گفت قرار است برايشان ميهمان بيايد و هيچ وقت حاضر نبود وقتى فرشيد به خانه وارد مى شود، تلفنش را قطع نكند. فرشيد درمانده شده و نمى دانست بايد چه روشى را در برابر همسر پنهان كارش در پيش بگيرد.
پاسخ كارشناسى
صداقت يكى از پسنديده ترين صفت هاى اخلاقى است كه عامل تحكيم روابط خانوادگى و آرامش زوج ها است و مسلماً هر گونه گفتار و رفتارى بر خلاف صداقت در زندگى موجب احساس نبود امنيت و بى اعتمادى اعضاى خانواده نسبت به يكديگر خواهد شد. صداقت مفهوم اخلاقى وسيعى دارد كه از جنبه هاى مختلف برخوردار است. يكى از جنبه هاى مهم صداقت، توانايى خود افشايى است و نقطه مقابل آن پنهان كارى است. پنهان كارى الگوى رفتارى است كه شخص براساس پاره اى از انديشه ها اجازه ورود ديگران از جمله همسر را به حريم خود به عمد و يا سهو نمى دهد. مانند رفتارهايى كه شما از همسر خود مى بينيد. توجه كنيد كه پنهان كارى در زندگى زناشويى داراى دليل هاى زيادى است. از جمله آنها عبارت است از: - آموزش هاى غلط: گاهى زن يا مرد براساس تجربه هايى كه به صورت خواسته و يا ناخواسته از خانواده خود دريافت كرده، رفتارى را از خود بروز مى دهد. معمولاً پدر و يا مادر پنهانكار زمينه يادگيرى غلط اين رفتار را براى فرزندان خود مهيا مى كند و فرزندان نيز با تقليد از خانواده در آينده، خود نيز به مخفى كارى و پنهان كارى روى مى آورند. بسيارى ازما از افشاى افكار و احساسات خود مى ترسيم، زيرا احتمال مى دهيم ديگران ما را درك نكنند و مورد تمسخر قرار دهند. در بسيارى از خانواده ها و يا خرده فرهنگ ها، كودكان از خود افشايى منع مى شوند و به اوتوصيه مى شود «چيزى نگو» يا تنها آن چيز هايى را بگو كه لازم است. طبعاً چنين كودكى در دوران بزرگسالى دستش را براى كسى رو نمى كند. گاهى خانم ها و آقايان تجربه هاى خود در اين ارتباط را به ديگران القا مى كنند. مثلاً خانم و يا آقايى كه تصور مى كند با پنهان كارى به هدف خود رسيده است، اين نوع رفتار را به نزديكان خود نيز انتقال مى دهد و همين مسأله موجب مى شود كه خانواده ديگرى نيز با القائات ناصحيح دچار مشكل شود. - ترس از ابراز صادقانه رفتار و گفتار: ما انسان ها نسبت به وقايع اطراف خود خيلى سريع شرطى مى شويم. اگر گفتار و يا رفتار صادقانه ما باعث دردسر و بروز مشكل شود، مطمئناً ديگر به راحتى حرف هاى خود را نخواهيم زد و در رفتار خود هم شيوه پوششى و كتمان را در پيش مى گيريم. توجه كنيد! شايد همسر شما در گذشته نتيجه خوبى از بيان احساسات و عواطف خود نگرفته است. شايد با در ميان گذاشتن يك مطلب باشما يا ديگر اعضاى خانواده مورد سرزنش و تخطئه قرار گرفته است. وقتى كه رفتار صريح ما براى ما خطرناك باشد و نگرش منفى ديگران بخصوص همسر ما را دامن بزند، قطعاً به مخفى كارى روى مى آوريم تا دچار دردسر نشويم. در حالى كه در شرايط مطلوب خانوادگى همه افراد بايد به صورت صادقانه احساس، گفتار و رفتار خود را ابراز نمايند، بدون اين كه مورد سرزنش و ياتحقير قرار گيرند. بسيارى از اختلاف ها و درگيرى هاى خانوادگى بخصوص ميان زوج هاى جوان ناشى از بدفهمى و بيان نامناسب مسأله است. روان شناسان اعتقاد دارند، كمى تجديد نظر در شيوه بيان اين مسأله مى تواند جلوى بسيارى از اختلاف ها را بگيرد. براى جلوگيرى از اين تلاطم ها كوچك و بزرگ، نخست بايد بدانيد هر موضوعى را به نوعى خاص با همسر خود در ميان بگذاريد. در مطرح كردن مسائل ناخوشايند سعى كنيد خود را هم سهيم كنيد، مثلاً به جاى اين كه بگوييد، چرا فلان چيز را از من پنهان كردى؟ بهتر است بگوييد: كاش فلان مطلب را به من مى گفتى. هنگام طرح مسأله با همسر خود، هرگز جمله توصادق نيستى و يا با هيچ كس نمى توانى كنار بيايى را به كار نبريد، چون تنها همين جمله موجب مى شود، او ديگر هيچ وقت مسأله خود را با شما در ميان نگذارد. به جاى جست وجو در اعمال و رفتار همسرتان و يا تجسس در اوراق شخصى وى، سعى كنيد از خود او سؤال كنيد، اشتغال ذهنى خود در مورد پنهان كارى او را با خود او در ميان بگذاريد، شايد شما در اشتباه باشيد، گفت وگو با همسرتان در باره موضوعى كه شما را به شك و ترديد مى اندازد، موجب مى شود كه مشكل آسانتر حل شود. تا مى توانيد باانصاف، صبور و انعطاف پذير باشيد. اگر خطايى از همسر خود ديديد، زود از كوره در نرويد و در مورد مشكل همسرتان با هركس صحبت نكنيد. زيرا اين كار موجب سرافكندگى همسرتان مى شود و پنهان كارى او را افزايش مى دهد. - پايين بودن اعتماد به نفس براى خود افشايى: خود افشايى، توانايى افشاى اسرار محرمانه و پنهانى، يك ضرورت روانشناختى و پيش شرط زندگى روانى سالم است. ما از راه افشاى خود، تماس هاى اجتماعى صميمانه و حمايت كننده اى را به دست مى آوريم، كه بدون آنها زندگى قابل تحمل نخواهد بود. خود افشايى يكى از مهارت هاى مهم اجتماعى است و بيش از آنچه در نگاه اول به نظر مى آيد پيچيده است. اين كه چه كسى مى تواند چه چيزى را براى چه كسى و در چه مرحله اى (از مراحل رشد روابط شخصى) فاش سازد با قواعد ظريفى تعيين مى شود. مسلماً افرادى كه بطور منطقى به نقاط ضعف و قوت خود آگاهى دارند و از ضعف هاى خود نمى ترسند و نسبت به نقاط قوت خود نيز ديدى اغراق آميز ندارند، افرادى توانا و داراى اعتماد به نفس مى باشند كه قدرت خود افشايى بالايى نيز دارند. شايد همسر شما نيز از اين دست افراد باشد كه به دلايل مختلف داراى اعتماد به نفس پايين است. بايد با ارزش گذارى درست به رفتارها و گفتار او در جهت افزايش اعتماد به نفس همسر خود گام برداريد. مى توانيد در اين مرحله از افشاى خود براى تشويق همسرتان استفاده نماييد. اگر شخصى در خود افشايى پيش قدم شود، ديگران را به انجام اين كار تشويق خواهد كرد. خود افشايى ها مى تواند درباره احساسات، تجربه هاى شخصى و يا واكنش هاى خودتان نسبت به تجربه هاى ديگران باشد. بيان احساسات، عواطف و تجربيات بدون سانسور مى تواند روابط بين فردى زوجين را تشويق و آنها را از پنهان كارى دورنمايد. اگر شما نتوانيد در باره خودتان باهمسرتان صحبت كنيد، پس انتظار نداشته باشيد كه او بتواندبه راحتى در باره خود با شما صحبت كند. اگر نتوانيم در باره خودمان با ديگران صحبت كنيم و مجبور باشيم احساسات مان را سربسته نگاه داريم، با اشكال مواجه خواهيم شد. يعنى سلامتى مان به خطر خواهد افتاد: زخم هاى گوارشى، بيمارى هاى قلبى و آنچه كه عوامل روانشناختى مؤثر بر شرايط جسمانى (روان تنى ) خوانده مى شود از همين سنخ است. اين يافته و تجربه كه مردان كمتر از زنان به افشاى خود تمايل دارند، شايد به دليل عمده استرس و بيمارى در مردان، اشاره داشته باشد. زيرا از طريق خودافشايى مى توانيم «صندوقچه رازمان را بگشاييم» طبعاً درمان بخش هم خواهد بود و به همين دليل است كه با مشورت در باره مشكلات مان يا با اعتراف به آنها نزد يك دوست، حال ما بهتر مى شود. نگرانى در باره رازدارى و بدبينى : بعضى از افراد به طور باورنكردنى در اعتمادكردن به هركسى حتى همسر خود مشكل دارند. اين افراد معمولاً داراى بدبينى هستند و بيم آن را دارند كه از اين اطلاعات برعليه خودشان استفاده شود. پژوهش ها نشان داده اند كه رابطه مثبتى بين اعتماد و عدم پنهان كارى وجود دارد. اگر شخص افشاگر از رازدارى شنونده اطمينان داشته باشد و بداندكه از افشاهاى او برعليه خودش استفاده نمى كند بيشتر خودافشايى خواهد كرد. استفاده از جمله هاى احتياطى مثل «به كسى چيزى نگو». «موضوع بين خودمون بمونه»، بيانگر آن است كه افشاكنندگان احتمال مى دهند كه اطلاعات افشاشده به ديگران هم گفته شود. به اين ترتيب وقتى فرد اطلاعات بسيار خصوصى خود را فاش مى كند، اين احتمال را هم مى دهد كه ممكن است شنونده وسوسه شود تا آنها را به ديگران هم بگويد. دراين حالت او هم در معرض خطر فاش شدن مسائلش براى ديگران است و هم با اين خطر روبرو است كه مبادا به خودش خيانت كرده باشد. زندگى مشترك، عرصه كمال است، نه صحنه پيكار، بنابراين زدودن بحران ها مانند يك تن واحد عمل كنيد؛ يار و ياور هم باشيد. سعى نكنيد بر ديگرى تسلط يابيد. با هم و در كنار هم باشيد نه رودرروى هم! بكوشيد به قول آبراهام مزلو، از من واقعى بگذريد تا به ماى واقعى برسيد. از ابراز محبت نسبت به يكديگر دريغ نكنيد ، ابراز محبت در زندگى مشترك ، علاقه ، نشاط و طراوت به وجود مى آورد. اين امر فقط لازمه روزهاى نخستين ازدواج نيست ، بلكه با گذشت زمان نهال نوپاى زندگى به درختى تناور تبديل مى شود كه نياز بيشترى به آبيارى دارد، با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، مى توان اين درخت تناور را براى هميشه با نشاط، بارور و با طراوت نگه داشت. در صورتى كه درهر مرحله از زندگى خود با مشكلى روبرو شديد كه شايد نتوانيد آن را حل كنيد، حتماً با ديگران خصوصاً يك فرد با تجربه و متخصص مشورت كنيد.
|
|
|
|
|