-ميرهاشم محدث
- متولد دوم خرداد ۱۳۳۱ تهران
- تحصيلات ابتدايى و متوسط در دبستان و دبيرستان جعفرى اسلامى
- اخذ ديپلم طبيعى ازدبيرستان مروى ۱۳۴۹
- اخذ ليسانس زيست شناسى از مدرسه عالى علوم اراك ۱۳۵۴
- اخذ فوق ليسانس كتابدارى اطلاع رسانى از دانشگاه تهران ۱۳۷۹
- كارشناس كتابهاى مرجع مؤسسه لغتنامه دهخدا از ۱۳۶۳ تاكنون
- تصحيح و چاپ حدود چهل جلدكتاب از متون مهم تاريخى فارسى همچون:
- مرآة الشرق تأليف جيمز مرداك
- خلد برين (بخش صفويه) تأليف محمد يوسف واله اصفهانى قزوينى
- آتشكده آذر (بخش دوم) تأليف لطفعلى بيك آذر بيگدلى
- تقويم التواريخ، تأليف حاجى خليفه چلبى
- مشكوة المسافرين (سفرنامه تبريز - عتبات)، تأليف على اكبر مشكوة السلطان
- يوسف و زليخا، سروده شهاب ترشيزى
- فهرس التواريخ، تأليف رضا قلى خان هدايت
- مجمع النفايس، تأليف سراج الدين على خان آرزو
- صحف ابراهيم، تأليف على ابراهيم خان خليل بنارلى
- نظام التواريخ، تأليف قاضى ناصرالدين بيضاوى
- نجوم السماء فى تذكرة العلما، تأليف محمدعلى آزادكشميرى
- گلشن محمود، تأليف محمود ميرزاقاجار
محمد مفتاحى - هنوز كسانى در ايران هستند كه با شور و عشق، عمرشان را صرف تصحيح متونى مى كنند كه از پدران ما به يادگار مانده است. اما متأسفانه آنان به فراموشى سپرده شده و در گوشه كتابخانه ها نگهدارى مى شوند. اين آثار شناسنامه و هويت ملت ما است و با چاپ هر كدام از آنها ستون ها و پايه هاى تمدن ايرانى و اسلامى استوارتر مى شود. استاد ميرهاشم محدث يكى ازكسانى است كه ۳۰ سال از عمر گرانبهاى خود را فقط و فقط صرف تصحيح متون كرده و در اين راه، با تصحيح متون پراهميت تاريخى، به فرهنگ جامعه خود خدمت كرده است.
ميرهاشم محدث در دومين روز از ماه خرداد سال ۱۳۳۱ در خانواده اى فرهنگى در پاچنار تهران به دنيا آمد. خاندان او همه عالمان دين و ادب بوده اند. پدرش استاد فقيد دانشكده هاى ادبيات و الهيات دانشگاه تهران دكتر ميرجلال الدين محدث ارموى و دايى هايش جلال آل احمد و شمس آل احمد و دايى مادرش علامه فقيد شيخ آقا بزرگ طهرانى مؤلف بزرگترين كتابنامه تشيع الذريعه هستند. پدر بزرگش مرحوم آيت الله حاج سيداحمد آقاى طالقانى آل احمد كه از زاهدترين افراد روزگار و امام جماعت مسجد پاچنار و برادر بزرگترش دكتر على محدث است كه وى نيز از مصححين كوشا و موفق است. وى اين توفيق را يافت كه به نحو احسن بار امانتى راكه به او منتقل شده است به دوش بكشد. ولى خودش معتقد است كه فقط لطف خدا در اين راه كمك او بوده است. دوران دبستان و دبيرستان را در مدرسه جعفرى اسلامى گذراند و بنا به سفارش پدرش كه مايل نبود پسرانش وارد وادى ادبيات شوند به ناچار در رشته طبيعى ديپلم گرفت و پس از اخذ ليسانس زيست شناسى يكسره به وادى تصحيح روى آورد. كارآموزى اين هنر را در محضر پدرش كه از بزرگترين و نام آورترين مصححين زمان خود بود فراگرفت و در تصحيح كتاب هايى كه آن مرحوم از سال ۱۳۵۰ به بعد چاپ كرد كمك اصلى ايشان بود. فهرست كتاب هاى حكمت اسلام و النقض و شرح فارسى شهاب الاخبار را هم او استخراج كرد. تلمذ نزد پدر و همت والاى ميرهاشم محدث، سبب شده است كه وى يكى از سرآمدان تصحيح در دوره خود باشد و بتواند حدود چهل جلد كتاب از متون مهم تاريخى فارسى را تصحيح كند. از مهم ترين اين كتاب ها مى توان به موارد زير اشاره كرد:
ظهور تيمور تأليف عباس اقبال آشتيانى، مكاتبات ايران و انگليس (درباره پناهندگى فرهاد ميرزا قاجار به آن سفارت، آثار تاريخى طهران (اماكن متبركه) تأليف سيدمحمد تقى مصطفوى كاشانى، تاريخ قزلباش، مجمع الانساب (بخش دوم) تأليف محمد بن على بن محمد شبانكاره اى، تطبيق لغات جغرافياى قديم و جديد ايران تأليف محمدحسن خان اعتمادالسلطنه، انيس المؤمنين تأليف محمد بن اسحاق بن محمد حموى، مرآة الشرق تأليف جيمز مرداك، آثار احمدى تأليف احمدبن تاج الدين حسن استرآبادى، تاريخ مختصر ادبيات ايران تأليف عباس اقبال آشتيانى، تذكرة خاورى تأليف ميرزا فضل الله خاورى شيرازى و...
آثار تصحيح شده توسط استاد محدث را مى توان در بخش هاى تاريخ اسلام، تاريخ جغرافياى ايران، تذكره ها و تواريخ عمومى طبقه بندى كرد.
ميرهاشم محدث يكى از سعادت هاى زندگيش را همنشينى و شاگردى استادانى مى داند كه همه مايه افتخار ايران هستند. در سال۱۳۶۲ وى به عنوان كتابدار در مؤسسه لغتنامه دهخدا استخدام شد و از محضر استادان بزرگى چون دكتر سيدجعفر شهيدى و دكتر سيدمحمد دبيرسياقى تاكنون بهره مند شده است. محدث در ترجمه جلد اول معجم البلدان همكار مستقيم دكتر علينقى منزوى بود و دو كتاب با همكارى استاد فقيد دكتر عبدالحسين نوايى چاپ كرده است. او تاكنون در بيش از ده كنگره و سمينار داخلى شركت كرده و سخنرانى ايراد نموده است.
همان طور كه پيش از اين گفته ذكر شد حوزه كار ميرهاشم محدث فقط تاريخ اسلام و ايران است. در زمينه تاريخ اسلام او موفق به چاپ آثار احمدى و تفسير سوره يوسف و انيس المؤمنين شده است. آثار احمدى كتابى است تأليف احمدبن تاج الدين حسن استرآبادى از علماى قرن دهم كه فقط به زندگى پيامبر گرامى اسلام (ص) پرداخته است. انيس المؤمنين هم كتابى است تأليف محمدبن اسحاق بن محمد حموى كه در سال۹۳۸ تأليف شده و موضوع آن تاريخ چهارده معصوم است. روش كار حموى اين گونه است كه پس از يك بند كه به اطلاعات فردى آن امام مى پردازد، فصلى به تاريخ زندگى ايشان اختصاص مى دهد كه به اهميت آن مى افزايد. از جمله در شرح احوال حضرت امام جعفر صادق (ع) وقتى تاريخ زندگى آن امام همام را مى نويسد حدود هفتاد صفحه فقط به قيام ابومسلم خراسانى مى پردازد. روى هم رفته اين متن يكى از متون خوب تاريخى است و در زمينه قيام هايى كه عليه امويان و عباسيان شده يكى از مأخذ هم است. قيام هايى همچون قيام سليمان بن صرد خزاعى،مختار، صالح بن مسرح، شبيب بن يزيد، شوذب خارجى، ابومسلم خراسانى و فتواى محقق كركى در لعن ابومسلم و سوزاندن قبر او، خروج سنباد مجوسى، خروج مقنع، قيام بابك خرم دين و قيام احمد بن نصر خزاعى. خوشبختانه چاپ دوم اين كتاب با حروفچينى جديد و مقابله با يك نسخه كه بعد از چاپ اول به دست آمد به زودى منتشر خواهد شد. تفسير سوره يوسف هم تأليف على بن على نجار شوشترى است كه از شاگردان محدث جزايرى بوده است.
|
|
|
در زمينه تاريخ جغرافيايى ميرهاشم محدث موفق شده ۶جلد كتاب به چاپ برساند كه مرآة البلدان و ترجمه آثار البلاد از مهم ترين آن ها است. مرآة البلدان كه مهم ترين كتاب جغرافياى تاريخى مربوط به شهرها و دهات ايران است و با همكارى دكتر عبدالحسين نوايى در سال ۱۳۶۹ در سه جلد توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است. مقدمه عالمانه دكتر نوايى و فهرست هاى نه گانه اى كه محدث براى اين كتاب استخراج كرده اند بيان كردنى است. كتاب مهم ديگرى كه ايشان همت به چاپ آن كرده اند ترجمه آثار البلاد زكرياى قزوينى است كه از مهم ترين منابع جغرافياى تاريخى است بخصوص كه جهانگير ميرزا قاجار مترجم آن اطلاعاتى هم به كتاب افزوده است.
تذكره ها هم يكى از موضوعاتى است كه استاد محدث تاكنون توانسته اند هفت تذكره را تصحيح عالمانه كرده و به چاپ برسانند. يكى از اين تذكره ها آتشكده،آذر است كه نيمى از اين تذكره قبلاً توسط استاد فقيد دكتر سيدحسن سادات ناصرى بدون فهرست چاپ شده بود. نيمه ديگر آن را هم محدث به طور شايسته اى چاپ كرده و فهرست هاى نيمه نخست را استخراج و به اين جلد ضميمه كرده است. يكى ديگر از تذكره ها نجوم السماء است كه اختصاص به معرفى علماى دينى ايران در قرون يازدهم و دوازدهم و سيزدهم دارد. صحف ابراهيم و مجمع النفايس هم دو تذكره اى هستند كه با تعليقاتى به اندازه متن اخيراً توسط ميرهاشم محدث منتشر شده است.
اما بيشترين آثارى كه توسط ايشان تاكنون تصحيح و چاپ شده تواريخ عمومى ايران هستند. كتاب هايى مانند مجمع الانساب شبانكاره اى، نظام التواريخ قاضى بيضاوى، خلدبرين كه تاكنون ايشان توانسته اند دو جلد آن را چاپ كنند و جلد سوم كه تاريخ مغول است مدتى است آماده چاپ است. قسمت تيموريان و تركمانان خلدبرين شامل پيشگفتارى از خاورشناس معروف ويلم فلور است. اين دانشمند نوشته است: «محدث نياز چندانى به معرفى شدن ندارد. او پس از تصحيح و منتشر كردن كتاب كوچك ولى با ارزش تاريخ قزلباشان همه ما را مديون خود كرد.»كتاب آخرى را كه محدث زير چاپ دارد لب التواريخ يحيى بن عبداللطيف قزوينى است كه تاريخ عمومى ايران است. يكى از ويژگى هاى ارزشمند كار محدث ارائه فهرست هاى دقيق است. وى معتقد است كه استخراج فهرست هاى ارزنده و دقيق براى هر كتاب كمك فراوانى به خواننده مى كند. به همين خاطر براى مرآة البلدان ۹ فهرست استخراج كرده كه خود فهرست ها سيصد و پنجاه صفحه شده. او مى گويد پس از چاپ اين كتاب يكى از استادان دانشگاه كه سال ها درباره زمين لرزه ها و آتشفشان هاى ايران تحقيق مى كرده اين فهرست ها را ستوده و گفته اگر اين فهرست ها نبود من بايد هر سه هزار صفحه اين كتاب را مى خواندم اما اكنون به راحتى و در عرض چند ثانيه به خواسته ام رسيدم. محدث با استخراج فهرست هاى كامپيوترى بسيار مخالف است و مى گويد: اگرچه استخراج دستى فهرست، وقت و خستگى بيشترى مى برد اما قابل اعتمادتر است.
محدث در تصحيح روش خاصى را پيروى مى كند و اعتقاد دارد پاورقى و تعليقات اضافى نه تنها چيزى به ارزش كتاب نمى افزايد بلكه گاهى موجب بى اعتبارى كار مى شود. او در مجمع الانساب و خلدبرين هيچگونه پاورقى يا توضيحى ارائه نداده اما در تقويم التواريخ يا صحف ابراهيم يا مجمع النفايس بيشتر از متن كتاب تعليقات افزوده. در لب التواريخ هم تا آنجا كه لازم بوده در پاورقى توضيحات نوشته. او معتقد است عصر ما عصر چكيده نويسى است نه روده درازى! از كار استادان مصحح نسل اول معتقد به شيوه مرحوم عباس اقبال و استاد ايرج افشار است و مى گويد مردم ديگر حوصله خواندن شرح را ندارند و به قول استاد احمد منزوى اشاره مى كند كه عصر تعليقه نويسى ديگر تمام شده.
محدث با پشتكارش تاكنون توانسته يك تنه اين همه خدمت كند. او هميشه در زندگى آيه «الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا »را سرمشق خود داشته و به كسانى هم كه مى خواهند در هركارى موفق باشند سفارش مى كند كه بايد استقامت و پشتكار داشته باشند. بدون شك در آينده هم با همتى كه او دارد بتواند آثار گرانبهايى را به ايران و ايرانيان ارزانى دارد.
ميرهاشم محدث تاكنون جز تحقيق به كار ديگرى نپرداخته. هيچگاه دنبال پست و مقام و مدرك دانشگاهى نبوده و تاكنون هيچ جايزه اى هم به او نداده اند اما او هرگز لحظه اى به اين مسأله فكر نكرده و در پنجاه و پنج سالگى در انزوا به زندگى درويشى قناعت كرده و همچنان براى اعتلاى ايران، پرتوان و پركار است. او موفقيت هايش را مرهون همسر بزرگوار و فرزندانش مى داند. در پايان اين مجال اندك بايد گفت از آنجا كه مصححان برجسته و پركارى چون استاد ميرهاشم محدث در جامعه انگشت شمارند برعهده منتقدان اهل فرهنگ و نهادهاى فرهنگى است كه با معرفى و بررسى آثار وى به قدردانى و دلجويى از او و امثال او بپردازند.