|
چشم انداز سرزمين هاى اشغالى در سال ۲۰۰۷
روزهاى سرنوشت ساز فلسطين
|
|
|
محمد ابوجهاد ژئو پولتيك خاورميانه در سال ۲۰۰۶ به لطف وقوع ۲ رويداد بسيار مهم دراراضى فلسطين و لبنان شاهد تغييرات شگرفى بود كه پيامدآن جناح بندى هاى تازه اى را در منطقه رقم زده است. سال ۲۰۰۶ ميلادى در حالى به پايان رسيد كه دو رويداد بسيار مهم در منطقه در ابتدا و انتهاى اين سال رخ داد؛ عقب نشينى نيروهاى اسرائيلى از نوار غزه در اواخر سال ۲۰۰۵ و شكست ارتش رژيم صهيونيستى از حزب الله لبنان در تابستان همين سال . اهميت اين ۲ رويداد از آن روست كه اولاً؛ عقب نشينى اسرائيل از نوار غزه به معناى شكست ركن مهمى از فلسفه وجودى و ايدئولوژى اسرائيل بود.فلسفه اى كه اساس آن بر مبناى «زمين»استوار بود.چنان كه اسرائيلى ها هيچ گاه در انديشه عقب نشينى از سرزمين فلسطين نبودند زيرا خاك فلسطين را زمين مقدس خود مى دانستند.از اين رو عقب نشينى از غزه را مى توان در حقيقت شكست يك اصل ايدئولوژيك جنبش صهيونيسم تعبير كرد. ثانياً؛ شكست در لبنان نيز به دليل ناكام ماندن ارتش اين رژيم، مفهوم شكست قدرت ذاتى اسرائيل را دربر داشت.اينجا نيز ركن قدرت ذاتى اسرائيل را «ارتش»اين رژيم تشكيل مى دهد.ارتشى كه دراين جنگ شكست خورد، ضربه جبران ناپذيرى برحيات وموجوديت اسرائيل واردكرد.پس ازاين حوادث است كه نقش عوامل خارجى درحراست وحفظ موقعيت تل آويو اهميت مى يابد.هر چند اين عامل خارجى يعنى آمريكا، كه از تل آويو حمايت مى كند، در آن سوى منطقه با ناكامى هاى بزرگى مواجه شد.از جمله در عراق شكست خورد يا آ ن كه طرح هاى اين كشور در لبنان و افغانستان ناكام ماند. دراين سال، عرصه داخلى فلسطين نيزشاهد رويدادهاى مهم ترى بود .درگيرى هاى داخلى ميان گروه فتح و حماس اوج تنش در داخل را شكل مى داد.اما دلايل بروز اين تنشها چه بود؟ حقيقت اين است كه از زمان به قدرت رسيدن جنبش حماس در عرصه سياسى فلسطين و پيروزى اين جنبش در انتخابات مجلس قانونگذارى فلسطين، آمريكا، اروپا و اسرائيل و برخى كشورهاى عربى تلاش هاى خود را براى سرنگونى دولت حماس، با استفاده از اهرم هاى اقتصادى مانند تحريم و محاصره و فشار بر دولت آغازكردند.آنها سعى داشتند با اين اقدام، دولت را به سمتى سوق دهند كه عرصه سياسى فلسطين را ترك كند و زمينه براى واگذارى قدرت به محمود عباس(ابومازن) و جنبش فتح فراهم شود. اما از آنجايى كه حماس در برابر اين فشارها مقاومت كرد ،روند بحران آهنگ تندترى به خود گرفت.درگيرى هاى اخير در عرصه داخلى فلسطين در حقيقت درگيرى ميان جريان ها و اعضاى خانواده فلسطين نبود، بلكه كشمكشى بود كه عليه مقاومت انجام گرفت. چنان كه ابومازن در اظهارات خود مبنى بر برگزارى انتخابات زودهنگام، مقاومت و موشك هاى مقاومت را به تمسخر گرفت. ابومازن كه امضاى توافقنامه اوسلو، منتهاى مباهات او محسوب مى شود، اينك با در فشار قرار دادن مقاومت قصد دارد اين گونه القا نمايد كه جنگ كنونى در فلسطين تنها به دليل پذيرش گزينه مقاومت توسط فلسطينى ها است. به اين صورت درصحنه فلسطين نيز ابومازن ودوستان خارجى اش بحث حذف تندروها رادامن مى زنند. درست همانند عراق. واشنگتن براى جبران شكست به چهره هاى ميانه رويى همچون ابومازن، سنيوره و مالكى در فرايند تغيير نقشه سياسى خاورميانه روى آورده است. آمريكايى ها معتقدند كه بايد از اين جريان ميانه رو حمايت شود. موضع كنونى آمريكا نسخه ديگرى از سياست «بحران زايى» است.واشنگتن از ابومازن براى مقابله با دولت قانونى حماس و از سنيوره براى نابودى نيروهاى مخالف از جمله حزب الله حمايت مى كند. زيرا تنش مذهبى وبى ثباتى به نفع واشنگتن و تل آويو است. مسأله ديگر به جهان عرب مربوط مى شود.متأسفانه كشورهاى عربى به جاى تقويت جامعه محاصره شده فلسطين، آتش فتنه را شعله ور كردند و سعى داشتند با حمايت از يك جريان درمقابل جريانى ديگر از جمله حمايت از ابومازن دربرابر اسماعيل هنيه، به درگير ى هاى داخلى دامن زنند. دراين زمينه اظهارات رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه جاى تأمل دارد. وى گفت: «فراخوان ابومازن در زمان مناسبى صورت نگرفت» اظهارات اردوغان نشان داد طرح اجراى انتخابات زودهنگام يك طرح خارجى و غير فلسطينى است.استقبال آمريكا، آلمان، اسرائيل و انگليس و برخى محافل عربى از پيشنهاد ابومازن مصداقى بر اين مدعا است. واقعيتى كه برخى محافل عربى حاضر به پذيرش آن نيستند، اين كه از زمان مرگ «ياسر عرفات» به عنوان عامل حفظ توازن در ميان نيروهاى فتح، مرجعيت سياسى ساف نيزاز بين رفته است و بايداين خلأ سياسى با مرجعيت ملى و سياسى پر شود تا بتواند تحولات سياسى فلسطين را به درستى راهبرى نمايد.در اين بين ابومازن رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين مخالف اصلى ايجاد اصلاحات و تغييرات در ساختار داخلى سازمان آزادى بخش فلسطين(ساف) است زيرا در صورت تحقق آن، قدرت خود وى محدود و كنترل خواهد شد و صحنه فلسطين را آنگونه كه مى خواهد نمى تواند هدايت نمايد اينجاست كه شكل گيرى يك مرجعيت نوين فلسطينى، اسلامى و ملى ضرورت مى يابد. سازمان آزادى بخش فلسطين بايد با توجه به تغييرات عرصه داخلى فلسطين بازسازى شود .هم اكنون جنبش هاى جهاد اسلامى و حماس عضو اين سازمان نيستند، درحالى كه امروز حماس و جهاد اسلامى به عنوان قدرت حقيقى در فلسطين حضور دارند.لذا سازمان آزادى بخش فلسطين بايد به عنوان يك نهاد به همه جريانهاى داخلى فلسطين پاسخ دهد تا آن كه بتوانيم به يك برنامه مشترك دست يابيم.دراين صورت يك برنامه فلسطينى وجود خواهد داشت كه هيچ كس حتى ابومازن نمى تواند در آن دخالت كند. مسأله دخالت هاى محمد دحلان رئيس پيشين حفاظت اطلاعات تشكيلات خودگردان در ساختار فتح و ايجاد تنش داخلى از تهديدهاى ديگرى است كه با حمايت پشت پرده آمريكا و اسرائيل براى ايجاد نابسامانى در فلسطين رخ مى دهد. دحلان به عنوان يك شخصيت تنش زا در فلسطين مشهور است. اين شخص از عاملان توقف تلاشها براى تشكيل دولت وحدت ملى و توافق بين فتح و حماس است. رابطه وى با آمريكا و اسرائيل رابطه اى شناخته شده است . او از شخصيت هائى است كه به واسطه حمايت خارجى با ياسرعرفات رئيس فقيد تشكيلات خودگردان فلسطين به مخالفت برخاست.دحلان هم اكنون به دنبال موقعيتى در فلسطين است .قصد دارد رياست تشكيلات خودگردان را در اختيار بگيرد.وى همچنين مى خواهد صحنه فلسطين را به سمت امتيازدهى به رژيم صهيونيستى سوق دهد كه اين امر ملت فلسطين را به طور موقت از محاصره خارج خواهد كرد. اين جريان كه منافع خود را بر منافع ملى ملت فلسطين برترى داده صحنه فلسطين را به سمت دادوستدهاى سياسى حتى به زيان ملت فلسطين پيش مى برد و ابومازن نيز با قبول اين موضع، اعلام مى كند كه بايد انتخابات زودهنگام مجلس قانونگذارى و رياست تشكيلات خودگردان اجرا شود. بنابراين صحنه فلسطين، اينك شرايط بحرانى خود را پشت سر مى گذارد.بدون توافق سياسى و ملى، صلح و ثبات در فلسطين برقرار نخواهد شد و همه مؤسسه هاى سياسى در فلسطين ممكن است در آستانه فروپاشى قرار گيرند. نكته آخرى كه تمامى جريان هاى فلسطينى بايد ازتوجه به آن غافل نشوند اين كه تمامى اين گروه ها يك جنبش فعال هستند وچيزى به نام دولت در فلسطين وجود ندارد.متأسفانه گروهى كه رهبرى ساف و جنبش فتح را برعهده دارند، تصور مى كنند كه ما داراى يك دولت هستيم.در صورتى كه اينچنين نيست ما در اشغال به سر مى بريم وكشورما تحت سيطره اسرائيل است.هر لحظه ترورها، محاصره منازل و شهرهاى فلسطينى جريان دارد و هنوز هم سايه اسرائيل بر زندگى فلسطينيان سنگينى مى كند.نمونه بارزدر اين مورد منع نخست وزير فلسطين از ورود به نوار غزه است.اين مسأله نشان مى دهد كه فلسطينى ها در مرحله «مقابله با اشغالگرى» هستند نه مرحله «استقلال واقعى» و داشتن دولت مستقل.اگر اين نكته به درستى درك شود باب سهم خواهى و نزاع خانگى نيز بسته خواهد شد. منبع: قدسنا * نماينده جنبش جهاد اسلامى در تهران
|