پنجشنبه ۱۴ دى ۱۳۸۵ - ۱۴ ذيحجه ۱۴۲۷
Thu, Jan 4, 2007
خانواده
۳۵۴۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
سياسى
داخلى
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
ديپلماتيك
اقتصاد
اجتماعى
بين الملل
گزارش
ايران گردى
تاريخ
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصادى
حوادث
ورزشى
صفحه آخر
اوقات شرعى
آيينه
مهرگان
ماجرا
هفته عكس
خانواده
سالمندى آخر خط نيست
270501.jpg
هدى هاشمى
كارشناسان امور سالمندان بر اين باورند ۵۰ درصد افرادى كه به خانه سالمندان سپرده مى شوند، زودتر مى ميرند. اين در حالى است كه اگر اين افراد در كنار خانواده خود زندگى كنند از طول عمر و عزت نفس بيشترى برخوردار مى شوند.
با اين همه آمارها نشان مى دهد كه شمار سالمندان در ايران در سال هاى اخير رو به افزايش بوده است. اين امر ضرورت توجه به سالمندان را در كشور بيشتر مى كند. ضمن آن كه به علت تغيير شرايط اجتماعى كشور، از جمله گذر از خانواده سنتى به سوى خانواده هسته اى، مركب از پدر، مادر و فرزندان، سالمندان، ديگر كمتر جايگاه واقعى خود را دارند. در چند سال پيش بسيارى از پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها در كنار جوان ترها زندگى مى كردند و تجربه هاى خود را در اختيار آنان قرار مى دادند و از احترام و كرامت لازم نيز برخوردار بودند. اما هم اكنون قشر سالمند جامعه دچار مشكلات متعدد اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى هستند. طبق آمارهاى ارائه شده ۴ ميليون و هشتصد هزار نفر سالمند در كشور وجود دارد كه از اين تعداد يازده هزار نفر در مراكز شبانه روزى سالمندان نگهدارى مى شوند.
۳۰ درصد سالمندان دچار مشكلات اقتصادى شديد هستند، ۸۰ درصد در كنار خانواده و ۹ درصد نيز بدون هيچ گونه درآمد و تنها زندگى مى كنند. همچنين سازمان ملل متحد پيش بينى كرده است كه جمعيت سالمندان در ايران تا سال ۲۰۵۰ به ۲۶ ميليون نفر خواهد رسيد.
اين هشدارى است به مسئولان كه در زمينه مسائل رفاهى و حمايتى سالمندان بيشتر توجه كنند تا در آينده با مشكلات قشر سالمند روبه رو نشويم. مسلما ً با رشد پديده كهنسالى در جامعه، اين موضوع نياز به برنامه ريزى كلان كشورى و نظارت و اجرا دارد و چنانچه در اين باره برنامه ريزى درستى انجام ندهيم تبديل به معضلى حل نشدنى خواهد شد.
آمارها نشان مى دهد ۸۵ درصد اوقات فراغت سالمندان به تماشاى تلويزيون مى گذرد، ۷۱‎/۵ درصد سالمندان بى سوادند، ۵۳‎/۴درصد سالمندان از اختلالات حركتى شكايت دارند.
محمدرضا شهبازى مديركل دفتر امور سالمندى سازمان بهزيستى با بيان اين كه براساس تعريف شوراى ملى سالمندان افراد ۶۰ سال به بالا سالمند محسوب مى شوند مى گويد: برنامه هاى حمايتى كشور براى سالمندان بسيار ناكافى است و مسئولان ذيربط بايد براى رفاه و امنيت حال سالمندان اقدام هاى لازم را انجام دهند.
وى به مشكلات سالمندان اشاره مى كند و مى گويد: مشكلات اقتصادى يكى از مسائل مهم سالمندان است. فقر در سالمندان بسيار بالاست. حدود ۲۶ درصد از سالمندان هيچ منبع درآمدى ندارند.
او تأكيد مى كند: ميزان درآمد بازنشستگى سالمندان نزديك خط فقر يا زير خط فقر است و متأسفانه در زمينه امور سالمندان بسيارى از نهادها كوتاهى مى كنند. به گفته او بيمارى هاى قلبى- عروقى، گوارشى، چشم، نداشتن دندان و سمعك از جمله مهمترين بيمارى هاى سالمندان است.
شهبازى با اشاره به اين كه در جامعه نگرش خوبى نسبت به افراد سالمند وجود ندارد اظهار مى كند: نگرش منفى نسبت به سالمندان بر روى عملكرد آنان تأثير مستقيم مى گذارد و متأسفانه در جامعه همان طور كه براى بيمارى ها، حقوق بازنشستگى و بيمه آنها فكر مناسبى نشده است، اوقات فراغت سالمندان نيز بى برنامه مانده است.
شهبازى مشكلات زنان سالمند را بيشتر مى داند و مى گويد: در ايران حدود ۶۰ درصد از زنان سالمند به تنهايى زندگى مى كنند. اين در حالى است كه مردان با مرگ همسرانشان شانس بيشترى براى ازدواج مجدد دارند كه اين امر در زنان كمتر اتفاق مى افتد.
جايگاه احترام و كرامت سالمندى در جامعه ايران به دليل پيشينه قوى ملى و مذهبى بسيار متفاوت تر از كشورهاى ديگر است. احاديث مختلفى در زمينه احترام به كهنسالان در جامعه آمده است و بنابر حديثى از حضرت رسول(ص) «اگر فردى حرمت سالمندى را بشناسد و وى را به خاطر كهنسالى اش مورد احترام قرار دهد خداوند او را از بيم قيامت در امان مى دارد.» اين ها همه نشان از فرهنگ و توجه بى شمار به سالمندان است. دكتر شهبازى در اين باره مى گويد: اكثر خانواده ها به خاطر عشق و محبت و احترام به سالمند، حاضر نيستند كه آنها را به مراكز شبانه روزى بسپارند و در مواردى كه اين اقدام صورت مى گيرد دوست ندارند شناخته شوند. او تأكيد مى كند: جايگاه احترام و كرامت به سالمندان در كشور بسيار بالاست.
سالمندى به نوعى بيمارى در جامعه تعبير شده است
دكتر فربد فدايى روان شناس درباره وضع سالمندان در ايران مى گويد: سالمندى در كشور با از دست دادن توانمندى هاى جسمى و منزلت اجتماعى همراه است. به گونه اى كه افراد به سالمندان به عنوان بيمار نگاه مى كنند.
او با اشاره به اين كه سالمندى به معناى بيمارى و ناتوانى نيست اظهار مى دارد: اكثريت سالمندان در شرايط مناسب خانوادگى مى توانند زندگى خود را به خوبى اداره كنند اما براى رسيدن به اين منظور توجه فرزندان به پدر و مادر سالمند بسيار پراهميت و ضرورى است. به گفته او پس از آرتروز كه شايع ترين بيمارى سالمندان است مى توان به افسردگى اشاره كرد. علت افسردگى سالمندان بيشتر اوقات احساس تنها ماندن و از دست دادن شأن و احترام قبلى است.
فدايى تأكيد مى كند: به جهت سست شدن رشته محبت خانواده ها، بسيارى از فرزندان، پدران و مادران خود را به خانه سالمندان مى سپارند و اين موضوع فشار شديد روحى روانى به سالمند وارد مى كند.
وى با اشاره به اين كه در برخى موارد به علت بيمارى و ناتوانى شديد سالمند چاره اى جز سپردن وى به خانه سالمندان نيست مى گويد: در بيشتر موارد سالمندان مى توانند در خانه خود و بين فرزندان به خوبى زندگى كنند و ۵۰ درصد افرادى كه به خانه سالمندان سپرده مى شوند، زودتر مى ميرند اين در حالى است كه اگر اين افراد در خانه خود زندگى مى كردند طول عمر بيشترى داشتند.
وى به مشكلات سالمندان اشاره مى كند و مى گويد: ۵ درصد سالمندان بالاى ۶۵ سال و ۲۰ درصد سالمندان بالاى ۸۰ سال مبتلا به بيمارى آلزايمر هستند.
دكتر فدايى مى گويد: اضطراب و افسردگى در سالمندان به شكل نشانه هاى جسمى بروز پيدا مى كند. زمانى كه آسايش مادى و امنيت روانى براى سالمندان فراهم شود بسيارى از نشانه هاى روان تنى و دردهاى جسمى هم كاهش پيدا مى كند، وى دورنماى وضع سالمندان درجامعه را اميدبخش دانسته و مى گويد: وجود سنت هاى ارزنده دينى و ملى ايرانيان كه احترام به سالمند را مورد توجه قرار داده است عامل بسيار مهمى براى بهبود شرايط سالمندان و حفظ آنان در خانواده است.
وى بر اين باور است كه سالمندى وضعيتى است كه در آينده گريبانگير همه خواهد شد و جامعه اى كه به سالمندان احترام مى گذارد جامعه اى است كه كودكان فعلى آن زمانى كه به سن سالمندى مى رسند از توجه و احترام برخوردار خواهند شد.
با اين همه، نوع نگاه جامعه نسبت به سالمند و چگونگى آموزش به اين قشر نيز نكته قابل توجه است، بى شك براى استفاده از سالمندان در فعاليت هاى اجتماعى و مشاركت آنان، مسئولان بايد چاره انديشى كنند، بايد در نظر داشت كه سالمندى آخر خط نيست ، بسيارى از اين افراد را مى توان با دعوت به كار به صورت پاره وقت، از تجربيات آنان بهره جست، ضمن اين كه به اقتصاد آنان كمك مى شود و از بروز بيمارى زودهنگام نظير افسردگى نيز جلوگيرى خواهد شد.
مهم ترين عامل شادى كودك عشق والدين به يكديگر است
270444.jpg
كارشناسان كودك معتقدند ژن هايى كه كودكان هنگام تولد به ارث مى برند بر قدرت شاد بودن آنها تأثير مى گذارد.همچنين آنان مى گويند با تشويق كودك مى توان به او آموخت كه چگونه بيشتر اوقات به شادى و نشاط بپردازد.پدران و مادران بايد بدانند كه چگونه كودكى شاد را پرورش دهند و چه رفتارهايى در مقابل كودكان خود داشته باشند تا او پرانرژى و با انگيزه بزرگ شود.
به كودكتان عشق بورزيد
متخصصان مى گويند كه نخستين راز پرورش كودكى شاد تمجيد از اوست. همچنين «عشق مطلق والدين مهم ترين عامل در شادى كودكان است.»وقتى كودكان بزرگ مى شوند، دانستن اين كه علايق، عقايد، خصوصيات و استعدادهايشان باارزش تلقى مى شود، پايه گذار شادى سال هاى بعدى زندگى شان خواهد بود. البته پذيرش كودك به معناى چشم پوشى هميشگى از خطاهايش نيست. ياد بگيريد كه عملكرد كودك را نقد كنيد نه شخصيت او را. همچنين، آنچه را كه از كودك مى خواهيد به او بگوييد نه آنچه را كه نمى خواهيد.
بله من مى توانم
وقتى كودك شما بداند كه به او اطمينان داريد و باورش كرده ايد، احساس مى كند كه دست يافتن به همه چيز برايش امكان پذير است. افكار كودك نسبت به خود بيشترين اهميت را دارد. بنابراين والدين بايد افكار مثبت به كودك خود القا كنند.
مقررات منصفانه وضع كنيد
كودكان كم سن وسال با احساس امنيت، شاد مى شوند. فرض كنيد كه در بالاى آبشار مرتفعى ايستاده ايد، در صورتى از ايستادن در آنجا لذت خواهيد برد كه حفاظى در برابرتان باشد، در غير اين صورت، دچار اضطراب خواهيد شد، كودكان هم اين گونه اند. وقتى كه چارچوب محكمى براى رفتارهايشان وجود داشته باشد، آنها پيشرفت مى كنند. در حقيقت، كودكان در جست وجوى ساختارند.
ابعاد مثبت را برجسته كنيد
به كودك خود بفهمانيد كه هيچ مشكلى وجود ندارد كه به اتفاق هم نتوانيد آن را حل كنيد. همچنين به او بياموزيد كه خوشبين باشد. اگر اتفاق بدى افتاد، با صداى بلند فكر كنيد و بگذاريد او افكار شما را بشنود: «واى، نه... باورم نمى شود كه اين اتفاق افتاده، اما درستش مى كنم، چيز مهمى نيست.»يادگيريِ خوش بينى مهم است، زيرا كودك مشتاق و آرزومند به احتمال زياد بزرگسالى شاد خواهد شد. افراد ناراضى و ناخشنود بر حوادث منفى زندگى متمركز مى شوند، درحالى كه افراد شاد به وقايعى مى انديشند كه چشم انداز بهترى از آينده به آنها مى دهد.
حلقه شادى كودكتان را كامل كنيد
والدين در پى معلمان و مربيانى هستند كه بتوانند حلقه شادى كودكانشان را كامل كنند. به كودكتان كمك كنيد ارتباط هاى دوستانه اش را حفظ كند و گسترش دهد. داشتن ارتباطات قوى و مهارت برقرارى آن از شروط اصلى شاد زيستن در آينده است.
منبع: اينترنت




من نمى ترسم !


ترس كودك يكى از مشكلات شايع در بين خانواده ها است. روان شناسان معتقدند احساس ترس از سن ۶ ماهگى در كودكان شروع مى شود و كودكان در اين سن هويت مادر را تشخيص مى دهند و افراد ديگر برايشان متفاوت جلوه مى كنند، كودكان در ماه  هاى بعد از بسيارى موارد مانند تاريكى، ارتفاع، جانوران، اشيا و افراد ناشناس مى ترسند. ترس كودكان از برخى مسائل و حتى اشيا و تاريكى طبيعى به نظر مى رسد و بتدريج بسيارى از اين ترس ها همزمان با رشد سنى اش از ذهن او پاك مى شوند، والدين بايد در نظر داشته باشند همان طور كه بچه ها با هم متفاوت هستند ترس هايشان نيز به هم شبيه نيست. اما موضوع قابل طرح چگونگى برخورد والدين نسبت به احساس ترس كودكان است.
نخستين و مهم ترين مسأله اين است كه كودكان به دليل ترسشان از سوى بزرگسالان و والدين مورد تمسخر قرار نگيرند و از جملات «تو چقدر ترسويى» و ... بشدت بپرهيزيد.
بيش از آنچه بچه ها را در اين گونه موارد مورد پرسش قرار دهيد كه مثلاً «چرا مى ترسى»، با همدلى و مهربانى به حرف هايى كه بچه ها درباره ترسيدن هايشان مى زنند به دقت گوش كنيد و بگذاريد آنها درباره مسأله خود با شما صحبت كنند.
پذيرش احساس ترس كودك و طبيعى شمردن آن موجب مى شود كه خود را ضعيف، كم عقل و يا بى لياقت به حساب نياورد.
ترس كودك را اعم از اين كه «درست و بجا » باشد و يا «نادرست و نابجا» بايد پذيرفت. پدر و مادر مى توانند با حمايت و اطمينان دادن به كودك و البته فراهم آوردن شرايطى كه موجب راحتى خيال كودك شود، از ميزان ترس او بكاهند.
زمانى كه كودك شب هنگام از وجود هيولايى در اتاقش مى ترسد والدين و نزديكان او مى توانند با درآغوش كشيدن او بگويند، «قبول دارم كه ترسيده اى، ولى تو الآن پيش ما هستى». در چنين شرايطى اگر به كودك بگويند، «نترس، شجاع باش، ديگه بزرگ شدى و نبايد بترسى...» نه تنها مشكلى از او حل نمى شود، بلكه تنها، مشكل او ناديده گرفته مى شود. در صورتى كه با پذيرش ترس كودك و حمايت هاى خود مى توانند كودك را آرام كنند و اين فرصت را به او بدهند كه بهتر با ترس خود كنار بيايد.
كودكان براى مقابله و رويارويى با ترس هايشان نيازمند حمايت و محافظت افرادى هستند كه بتوانند به آنها اطمينان كنند. هرچه احساس اعتماد كودك قوى تر باشد، ترس خود را راحت تر بروز مى دهد و بهتر با آن مقابله مى كند.
خوب است والدين طورى برنامه ريزى كنند كه كودك در موقعيت هاى ترسناك و هراس آور قرار نگيرد. اگر كودك از صحنه هاى زدوخورد و درگيرى مى ترسد، ترتيبى دهيد كه فيلم ها و كارتون هايى كه همراه با صحنه هاى خشونت آميز و درگيرى است نبيند. وقتى كودكى درباره حادثه اى صحبت مى كند، خوب است به جاى توجه به واقعه و اظهار نظر درباره آن به احساساتى كه كودك نسبت به آن رويداد ابراز مى دارد، توجه كنيد. زمانى كه فرزندتان ترسيده است، با خم شدن و هم سطح او قرار گرفتن، كودك را در آغوش بگيريد و اجازه دهيد كه از تماس فيزيكى با شما و حمايتى كه از اين طريق كسب مى كند، احساس آرامش كند با فرزند خود درباره ترس هايش صحبت كنيد و با بررسى روش هاى مختلف رويارويى با ترس در صدد كمك به او برآييد تا رفته رفته بتواند احساس ترس و وحشت خود را تحت كنترل درآورد. براى مثال مى توان از كودك پرسيد: «فكر مى كنى توى كمد و يا زير تختخواب چه چيزى مخفى شده است؟ شبيه چيست؟ آيا راه مى رود؟...»
در اغلب موارد باشناخت دقيق علت ترس كودك مى توان بر آن غلبه كرد. براى مثال اگر فرزند شما از بلندى مى ترسد، مى توان با گفتن چنين جملاتى، «لزومى ندارد نگران باشى، ما هيچ گاه به برج ها و يا مكان هاى بلند نخواهيم رفت»، به او اطمينان دهيد كه علتى براى ترس و وحشت وجود ندارد. بيشتر كودكانى كه ترس بر آنها غلبه كرده است، مى خواهند مدام در باره آب حرف بزنند.
اين طور به نظر مى رسد كه نمى توانند از فكر كردن درباره آن خلاصى يابند. در چنين شرايطى والدين مى توانند با پذيرش احساسات كودك و شنيدن حرف هايش، درصدد كمك و حمايت از كودك برآيند.
گاهى نيز كودكى تمايل به صحبت درباره ترسش ندارد، در چنين مواقعى بهتر است او را وادار به اين كار نكنيد. پدر و مادر مى توانند با رفتار خود به كودك بفهمانند كه متوجه ترس او شده اند و هر وقت كه كودك دوست داشته باشد، مى تواند درباره آن صحبت كند.
هيچ گاه به زور از كودك نخواهيد با ترسش مقابله كند. براى مثال كودكى كه از آب مى ترسد را به زور با خود به درون استخر نبريد، شايد او ترجيح مى دهد در حالى كه روى صندلى راحتى كنار استخر نشسته است، بازى بچه هاى ديگر را در آب تماشاكند و به تدريج كه احساس امنيت كرد جلو بيايد و پاهاى خود را در آب فرو كند و بر اين تلاش باشد كه برترسش فائق آيد.
كودكى كه ترس را عادى و طبيعى بداند، خود پنداره مثبتى نسبت به خويشتن در ذهن خواهد داشت، زيرا خود را بى كفايت نمى داند.
سعى كنيد اين فكر را در كودك تقويت كنيد كه همه- حتى پدر و مادر او- در شرايطى خواهند ترسيد. والدين و يا وابستگان نزديك كودك مى توانند با تعريف داستان و يا خاطره اى از دوران كودكى خود، ترس را براى كودك هيجانى طبيعى جلوه دهند.
براى مثال بگويند: «وقتى هم سن و سال تو بودم از حشرات و زنبورها مى ترسيدم، يك بار كه يك كفشدوزك را روى زمين ديدم، تصميم گرفتم آن را به دقت دنبال كنم... بعد از مدتى متوجه شدم كه كفشدوزك نمى تواند صدمه اى به من بزند...»
با پذيرش ترس كودك، مى توان به او فهماند كه بسيارى از ترس هاى دوران كودكى- بر خلاف ترس هاى بزرگسالان كه اغلب پايدار و هميشگى هستند- موقتى و گذرا هستند و اغلب بدون هيچ اقدامى از بين خواهند رفت.سعى كنيد هميشه خصوصيات برجسته كودك را- هرچند هم كه ناچيز و كوچك باشند- تحسين كنيد. با بزرگ جلوه دادن شهامت هاى كوچك كودك، او را در خصوص رفتن به تاريكى، تنها خوابيدن، شنا كردن در آب حمايت كنيد و به او اعتماد به نفس ببخشيد تا براى گام هاى بعدى در زندگى اش انگيزه و تمايل داشته باشد.

|   سياسى   |   داخلى   |   سلام ايران   |   ديگه چه خبر؟   |   ديپلماتيك   |   اقتصاد   |   اجتماعى   | 
|   بين الملل   |   گزارش   |   ايران گردى   |   تاريخ   |   فرهنگ و هنر   |   ايران زمين   |   اقتصادى   | 
|   حوادث   |   ورزشى   |   صفحه آخر   |   اوقات شرعى   |   آيينه   |   مهرگان   |   ماجرا   | 
|   هفته عكس   |   خانواده   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |