|
توفان انتخابات ۷ نوامبر و قايق شكسته جمهوريخواهان
سال سياه در تقويم نومحافظه كاران
|
|
|
اگر رهاورد دو جنگ عراق و افغانستان، شكست استراتژى نظامى نومحافظه كاران بود، نتايج دو موج انتخابات دو نقطه از قاره آمريكا، استراتژى سياسى دولت بوش را ناكام گذاشت. واقعه انتخابات هفتم نوامبر در داخل آمريكا، افول سياسى جناح جمهوريخواهان را در پى داشت و ماجراى انتخابات زنجيره اى در قلمرو آمريكاى لاتين، افول اعتبار سياسى كل ايالات متحده در قاره آمريكا را رقم زد. به اين ترتيب، سال ۲۰۰۶ در تقويم سياسى كاخ سفيد، سالى سياه و نحس نام گرفت، بوش كه پيشاپيش ميدان رقابت هاى استراتژيك را در خاورميانه باخته بود، اين بار در توفان انتخابات پائيز آمريكا و آمريكاى لاتين، ميدان افكار عمومى را نيز از دست داد. رقيبان هوشيار بوش در حزب دموكرات سوار بر موج نارضايتى مردم آمريكا از دو جنگ عراق و افغانستان اكنون براى پس گرفتن آخرين خاكريز سياست يعنى كاخ سفيد آماده مى شوند. آنها در چشم انداز سال ،۲۰۰۷ پايان حيات سياسى بازها را جست وجو مى كنند و مخالفان او در پايتخت هاى آمريكاى لاتين، براى تشكيل يك بلوك منطقه اى صف اتحاد بسته اند. نوشتار حاضر از همين منظر تأثيرات و تبعات دو انتخابات مهم در آمريكاى شمالى و آمريكاى لاتين را مورد توجه قرار داده است. گروه بين الملل
گروه بين الملل ـ احسان تقدسى: نومحافظه كاران ساكن كاخ سفيد هرگز كابوس ۲۰۰۶ را از ياد نخواهند برد. شكستى بزرگ در سه انتخابات مجلس سنا، مجلس نمايندگان و فرماندارى ها و واگذار كردن اين سه عرصه به دموكرات ها بيش و پيش از آن كه از عملكرد مثبت حريف نشانى داشته باشد، از عملكرد ضعيف جمهوريخواهان سرچشمه مى گرفت. حزب دموكرات در انتخابات مياندوره اى ايالات متحده توانست پس از ۱۲ سال كه اين مجلس در قبضه جمهوريخواهان بود، كنترل كامل آن را به دست آورد. پيروزى دموكرات ها از ديد ناظران پديده اى تأثيرگذار بر مسائل جهان و منطقه بود كه تا حدودى معادلات پيشين بخصوص در عرصه سياست خارجى آمريكا را نيز بر هم خواهد زد. ناكامى مطلق ماشين جنگى آمريكا در عراق و افغانستان مقدمه و محملى شد كه در پس آن شكست جمهوريخواهان در انتخابات مياندوره اى به امرى قطعى تبديل شود. به هر حال بازى و مبارزه دو جناح در اين ميدان تماشايى بود. جمهوريخواهان در انتخابات مذكور «امنيت» را سرلوحه مبارزه سياسى خود قرار دادند. جورج بوش و نومحافظه كاران گفتند كه ايالات متحده همواره در معرض تهديدات تروريستى قرار دارد و براى مواجهه با اين تهديد، بهترين گزينه «به جنگ تروريسم رفتن» است. اين موضوع محور تمام سفرهاى جورج بوش بخصوص در ايام مبارزه انتخاباتى بود. در نهايت تبليغات جمهوريخواهان بر اين محور استوار شد كه پيروزى دموكرات ها به مفهوم «تهديد امنيت ملى» آمريكاست. اين امر تا بدانجا پيش رفت كه بوش در يكى از نطق هاى انتخاباتى خود صراحتاً به رأى دهندگان آمريكايى كه اينك براساس نظرسنجى ها به سوى دموكرات ها گرايش پيدا كرده بودند، هشدار داد كه پيروزى دموكرات ها در انتخابات به معناى پيروزى تروريست ها و مغلوب شدن ايالات متحده در جنگ عراق خواهد بود. در اين ميان، دموكرات ها با افزايش انتقادها از جنگ عراق و افزايش تلفات آمريكا در اين جنگ با خاطرى آسوده، مسير پيروزى بر حريف را پيمودند. لذا بوش هرچه بيشتر كوشيد تا مردم آمريكا را به رأى دادن به جمهوريخواهان ترغيب كند، كمتر توفيقى به دست آورد تا جايى كه حتى اعلام حكم اعدام صدام ۴۸ ساعت مانده به انتخابات آمريكا نتوانست از سقوط نومحافظه كاران جلوگيرى كند. خبر پيروزى دموكرات ها به دنبال خود افزايش احتمال تغيير رويكرد آمريكا در سياست خارجى را همراه آورد تا جايى كه پس از اعلام پيروزى دموكرات ها ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل سراسيمه روانه واشنگتن شد. اما پلوسى، چهره سرشناس دموكرات ها به اولمرت اطمينان داد كه «امنيت اسرائيل» موضوعى نيست كه مورد مناقشه دموكرات ها و جمهوريخواهان باشد. انتخابات مياندوره اى آمريكا همان طور كه از پيش انتظار مى رفت، قربانيانى بزرگ داشت كه رامسفلد و جان بولتون در رأس آن بودند. رامسفلد پيش از انتخابات در پاسخ به كسانى كه از بركنارى وى پس از انتخابات خبر مى دادند، تأكيد مى كرد كه وى تحت هيچ شرايطى استعفا نخواهد داد تا هفتم نوامبر رئيس پنتاگون و طراح جنگ عراق به دليل حمايت هاى همه جانبه جورج بوش و ديك چنى همچنان با اطمينان از بقاى خود در طبقه آخر ساختمان مركزى پنتاگون در سياست خارجى آمريكا يكه تازى مى كرد. با اين حال دموكرات ها از فرداى انتخابات از لزوم بركنارى وى سخن مى گفتند. در اين ميان واقعه اى كه به صورت نمادين اسباب بركنارى رامسفلد از رياست پنتاگون را فراهم آورد نامه اى بود كه جمعى از فرماندهان ارشد ارتش آمريكا خطاب به بوش نوشتند. در اين نامه كه فقط يك هفته پيش از انتخابات مياندوره اى آمريكا نگاشته شد، فرماندهان ارتش آمريكا نسبت به عملكرد نادرست رامسفلد در مقام رياست وزارت دفاع آمريكا و مسئول سياست جنگى آمريكا در عراق و افغانستان افشاگرى شد. اين نامه تاريخى در روزهاى پرالتهاب جمهوريخواهان و جورج بوش چنان اثربخش بود كه حتى برخى جمهوريخواهان از آن به عنوان توطئه دموكرات ها ياد كردند. بدين ترتيب با اعلام پيروزى دموكرات ها، رامسفلد با استعفاى خود به نخستين قربانى بزرگ كاخ سفيد تبديل شد. جان بولتون سفير هميشه معترض آمريكا در سازمان ملل متحد نيز دومين قربانى بزرگ شكست جمهوريخواهان در انتخابات مياندوره اى آمريكا بود. دموكرات ها رامسفلد را طراح و كارگردان جنگ هاى آمريكا مى دانستند و جان بولتون را نيز نظريه پرداز توجيه گر ديپلماتيك اين سياست هاى جنگ طلبانه. بدين ترتيب بود كه بولتون نيز همانند رامسفلد محور اعتراضات دموكرات ها قرار گرفت. بولتون در سال ۲۰۰۵ از سوى بوش به عنوان سفير آمريكا در سازمان ملل معرفى شد و از همان ابتدا حضور وى در اين سمت سبب ايجاد اختلاف هاى شديدى ميان دموكرات ها و جمهوريخواهان شد. پس از استعفاى رامسفلد بوش به شدت از بولتون حمايت كرد اما حمايت هاى همه جانبه با اعتراض شديد دموكرات ها روبه رو شد چه آن كه آنها معتقد بودند بوش چگونه مى تواند از لزوم همكارى و رفاقت ميان دموكرات ها و جمهوريخواهان در دو سال باقى مانده از دوران رياست جمهورى اش سخن بگويد و در همان حال بر حفظ يك مهره مغضوب دموكرات ها پافشارى كند. به اين ترتيب اعتراض هاى گسترده دموكرات ها كه اكنون حاكم هر دو مجلس آمريكا بودند در نهايت به استعفاى بولتون از اين مقام منجر شد. جورج بوش پس از قبول اكراه آميز استعفاى بولتون، تأسف خود را از اين امر ابراز داشت. آنچه مسلم است بوش و نومحافظه كاران در دو سال باقيمانده حكومت خود بر كاخ سفيد ديگر نمى توانند بلندپروازى هاى عصر پس از ۱۱ سپتامبر را ادامه دهند. انتصاب فردى چون رابرت گيتس در مقام رياست پنتاگون كه به واقع گرايى در محافل سياسى آمريكا شهرت يافته است و تأكيد وى بر وخامت اوضاع ارتش آمريكا در افغانستان و عراق و لزوم بازنگرى در سياست هاى جنگى كاخ سفيد همگى دلايل و نشانه هاى پايان دوران طلايى جنگ طلبان كاخ سفيد هستند. بوش در دو سال پايانى رياست جمهورى اش چاره اى جز بازنگرى در سياست جهانى آمريكا از يك سو و مماشات با دموكرات ها از سوى ديگر ندارد. دموكرات ها كه اكنون با در دست گرفتن دو نهاد مهم آمريكا چشم به كاخ سفيد دوخته اند.
|